پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - طعم مرگ - نیکداد امید

طعم مرگ
نیکداد امید

 مقدمه
 اوتانازى يا مرگ از روى ترحم يكى از بحث انگيزترين مباحث اخلاق زيستى از فلسفه اخلاق است كه از جهات گوناگون قابل بررسى است. بحث اينگونه مطرح مى‌شود كه در جايى كه انسان از بيمارى صعب العلاجى رنج مى‌برد و پزشكان هم اميدى به زنده ماندن او ندارند آيا خود انسان يا پزشك چه با رضايت و چه بدون رضايت بيمار حق پايان دادن به زندگى بيمار را دارند. پيشينه اين بحث به جوامع بدوى برمى‌گردد و در حال حاضر هم در برخى‌كشورها از جمله سوييس و هلند بصورت‌قانون درآمده است. اين بحث در نزد اكثر اديان مردود و غير قابل قبول است و با آن مخالفت شده است. زيرا حيات بشرى به علت تقدس ويژه نزد اديان از جايگاه مهمى برخوردار است و حق حيات را متعلق به خدا نه كه انسان مى‌دانند. در اين مختصر ضمن تبيين مفهوم شناسى اوتازى، به بررسى انواع آن ، نظريات مختلف پيرامون اوتانازى را مورد توجه قرار مى‌گيرد. در پايان نظريات علماى شيعه بيان شده است. اين واژه داراى معادل‌هايى مانند مرگ شيرين، مرگ ترحمى، قتل مشفقانه، بهمرگى و ... است.
 
 گفتار اول: مفهوم شناسى
 الف. معناى لغوى اوتانازى(١)
 واژه اوتانازى يا آتانازى از پيشوند يونانى »EU« به معناى (خوب و آسان) و واژه Thanasia به معنى مرگ مشتق شده است و واژه Thanasia خود از Thanatos كه الهه مرگ در يونان بوده است، گرفته شده است.(٢) شايد يافتن برابرى براى واژه اوتانازى در زبان فارسى بسيار دشوار است و شايد از اين روست كه بسيارى ترجيح مى‌دهند همان اوتانازى‌را بكار برند. يكى از معادل‌هاى رايج قتل ترحمى و قتل ترحم‌آميز است. به نظر مى‌رسد معادل مناسبى نيست زيرا تنها مى‌تواند گوياى يك نوع از اوتانازى كه در آن عملى به قصد كشتن بيمار بدون رضايت يا بر خلاف رضايت او صورت مى‌گيرد باشد و در واقع با يك نوع پيش داورى درباره نادرستى اوتانازى همراه است يعنى ما از قبل اذعان كرديم كه اوتانازى يك نوع قتل است. از اين‌رو، معناى دقيق اوتانازى را همان بى مرگى يا مرگ آسان ترجمه
 مى‌كنند.(٣) در فرهنگ‌هاى انگليسى به معناى كشتن دلسوزانه يا مرگ آسان و بى درد، خوب ميرى و كشتن انسان يا حيوان از روى ترحم بخاطر نجات جان او از درد و غيره آمده است.(٤)
 
 ب)معناى اصطلاحى اوتانازى
 اين واژه در ابتدا با مسائل پزشكى و اخلاق پزشكى و درمان بيماران ارتباطى نداشت و به طور سنتى درمعناى"مرگ راحت" مطرح مى‌شد و در موقعيتى كه بكار مى‌رفت فرد با مرگى ناگهانى در زمان بسيار كوتاهى بدون رنج و درد بميرد؛ تفاوتى نبود كه از اصابت گلوله در جنگ در يك لحظه بميرد و يا اينكه به صورت تصادفى ضربه اى به او وارد شود و يا به دلايل ديگر اين امر ميسر شود.(٥) در معناى اصطلاحى، اوتانازى به علمى گفته مى‌شود كه آگاهانه و از روى‌عمد به قصد پايان بخشيدن به زندگى يك انسان يا حيوان كه با يك بيمارى لاعلاج، رنجى تحمل ناپذير، يا مرگى‌ناگوار و حتمى مواجه است، صورت مى‌گيرد، به گونه اى كه آن درد به شيوه اى بدون درد يا با كمترين حد درد پايان يابد.
 در مرگ آسان فرض بر اين است كه فرد رنجورى كه كشته مى‌شود يا به دست مرگ سپرده مى‌شود، مرگش بهتر از زندگى‌اش است.(٦) امروزه بحث اوتانازى از مباحث اخلاق پزشكى، شاخه اخلاق زيستى محسوب مى‌شود.
 
 ج. انواع اوتانازى
 اوتانازى بنابر يك تقسيم بندى، به اوتانازى داوطلبانه، اوتانازى غيرداوطلبانه، اوتانازى اضطرارى تقسيم مى‌شوند. مطابق تقسيم بندى ديگرى، اوتانازى منقسم بر دو قسم است:
 اوتانازى فعال و اوتانازى غيرفعال، از تركيب اين دو تقسيم بندى با يكديگر، با شش نوع اوتانازى مواجه خواهيم بود: اوتانازى داوطلبانه فعال، اوتانازى داوطلبانه غيرفعال، اوتانازى غيرداوطلبانه فعال، اوتانازى غيرداوطلبانه غيرفعال، اوتانازى اضطرارى فعال و اوتانازى اضطرارى غيرفعال.(٧)
 ١. اوتانازى داوطلبانه (Voluntary euthanasisa)؛ اگر بيمار صلاحيت تصميم گيرى داشته باشد و خود در مرگ خود تصميم بگيرد، اوتانازى داوطلبانه است.
 ٢.اوتانازى غيرداوطلبانه (nonvoluntary euthanasia)؛ در اين نوع فرد ديگرى چه گروه پزشكى و چه خانواده و چه فرد يا شخص ثالث ديگرى براى مرگ بيمار تصميم بگيرد.(٨)
 ٣. اوتانازى اضطرارى (Involuntary euthanasia)؛ يعنى شخص بدون رضايت بيمار ولى به خاطر خود بيمار او را از بين ببرد.(٩)
 ٤. اوتانازى فعال (active euthanasia)؛ اوتانازى فعال يعنى اين‌كه عمداً حيات را با عملى فعال از كسى سلب نماييم.(١٠) اين نوع زمانى است كه بيمار داراى درد و رنج با تزريق داروى مرگ آور با مداخله پزشك از بين مى‌رود. پس در اينجا بيمارى باعث مرگ نشده بلكه در واقع مرگ را كس ديگرى ايجاد كرده است.
 ٥. اوتانازى غير فعال (passive euthanasia)؛ در اين نوع اوتانازى پزشك در امر درمان يك فرد مداخله ندارد. يعنى‌وقتى مى‌بيند كه فردى يك بيمارى لاعلاج دارد هيچ گونه اقدامى جهت درمان وى انجام نمى‌دهد، يا مرحله نهايى را طى كند و بميرد، و يا بيمارى را كه مرگ او قطعى است و با دستگاه و دارو زنده نگه داشته شده است، از اين تجهيزات محروم كند تا بميرد.
 ٦. اوتانازى داوطلبانه فعال (voluntary active euthanasia)؛ اوتانازى داوطلبانه فعال وقتى است كه تصميم گيرنده خود بيمار است و به علت درد و رنج قادر به تحمل و ادامه زندگى نيست. در نتيجه از پزشك مى‌خواهد تا او را از اين درد و رنج رهايى بخشد. شايد عامل اول همان بيمارى، علت مرگ باشد ولى در حقيقت همان پزشك عامل قتل و مرگ است. اين نوع اوتانازى بسيار بحث انگيز است. (١١)
 ٧. اوتانازى داوطلبانه غير فعال (passive euthanasia)؛ اين نوع مانند قبلى بحث برانگيز نيست. بلكه نوعى از اوتانازى است كه بيمار، درمان خود را رد مى‌كند تا در مرگش تسريع ايجاد شود.(١٢)
 ٨. اوتانازى غير داوطلبانه فعال (voluntary passive euthanasia)؛ در اين نوع، بيمار در حال زندگى نباتى يا مرگ مغزى به سر مى‌برد. در اين صورت ديگران بايد درباره او تصميم بگيرند كه ممكن است، پزشك يا تيم پزشكى كميته اخلاق پزشكى يا خانواده بيمار و يا قاضى باشد. كه ممكن است با تزريق دارو به زندگى بيمار خاتمه دهند.(١٣)
 ٩. اوتانازى غيرداوطلبانه غيرفعال (non-voluntar passive euthanasia)؛ در اين اوتانازى بيمار حالت، مرگ مغزى يا در حالت زندگى نباتى باشد و ممكن است يكى از گروه‌هايى كه در مورد شماره قبل ذكر شد به صلاحديد تصميم بگيرند كه سرم و مايعات و غذا و داروهاى بيمار قطع شود تا بيمار بميرد.(١٤)
 
 گفتار دوم:
 ١)پيشينه بحث اوتانازى
 در جوامع قديم و بدوى از اوتانازى نوع فعال استفاده مى‌كردند و بيماران را از روى ترحم و براى اينكه درد و رنج بيشترى نكشند، خفه مى‌كردند و در مواردى هم آنان را مى‌سوزاندند و يا زنده به گور مى‌كردند. در حال حاضر نيز اين روش‌ها در بين بعضى از قبايل جزاير اقيانوس آرام و بخش‌هايى از آفريقا و آمريكاى جنوبى رايج است.
 در اروپا نيز معمولاً براى بيمارى‌هاى سخت، سم مخصوصى بود كه با خوراندن آن به حيات پردرد و رنج بيماران خاتمه مى‌دادند. كليسا در قديم قاطعانه با خودكشى و اوتانازى مخالفت مى‌كرد تا جايى كه فردى بنام توماس مور كه كاتوليكى بسيار مومن بود، طرح جديدى را كه مغاير با نظرات قبلى كليسا بود، مطرح نمود. بدين صورت كه اگر بيماران در شرايط سخت و درد و رنج شديد و نوميدانه به سر مى‌برند، نه تنها اجازه دارند خودكشى كنند، بلكه بايد تشويق بشوند و حتى بايد به آنها كمك كرد تا خودكشى نمايند. البته در همين شرايط هم عده اى از جمله لاك، فيلسوف و پزشك معروف اروپايى، خودكشى و اوتانازى فعال را كار بسيار نادرستى مى‌دانست چرا كه او حيات را متعلق به خداوند سبحان و تجاوز به آن را كار شيطانى قلمداد مى‌كرد.(١٥) در كتاب جمهورى افلاطون در مورد بيمارى هاى طولانى كه اميد به زنده ماندنشان نبود اجازه داده شد كه اوتانازى فعال انجام شود. گر چه در اخلاق بقراطى، دادن سم به بيماران ممنوع شده است ولى پزشكانى در آن زمان بودند كه با دادن سم به زندگى بيماران خود خاتمه مى‌دادند. ارسطو هر نوع خودكشى را مردود شمرد چه بيمارى كه درد و رنج شديد باشد و چه براى فرد سالم.
 اپيكوريت‌ها و رواقيون، خودكشى و اوتانازى را در مواردى كه بيمار شرايط دردناك و نااميد كننده داشت، تأييد مى‌كردند. امروزه در بسيارى از جوامع آسيايى، اروپايى و آمريكايى، اوتانازى يا قتل از روى ترحم به عنوان قانون مطرح شده است. حتى در هلند به كسانى كه بيمارى جسمى ندارند نيز اگر داوطلب انتحار باشند، مى‌توان با داروى‌مخصوص به قول خودشان مرگ راحت هديه كرد.
 اوتانازى غيرفعال، سال‌هاست كه در بسيارى از كشورهاى غربى و شرقى اجرا مى‌شود. در سوئيس، اوتانازى‌غيرفعال كه تحت عنوان "بيمارستان بدون درد" مطرح است، قانونى شده است. در چين هم اوتانازى‌غيرفعال، درصورت توافق پزشك و اطرافيان بيمار قانونى است.(١٦)
 
 ٢)استدلال‌هاى مدافعان اوتانازى
 مدافعان اوتانازى براى توجيه نظر خود به استدلال‌هايى از جمله خودسامانى و خودمختارى بشر، اصل ترحم و قاعده نازيان‌آورى، مرگ شرافت مندانه و با وقار، بارى بر دوش جامعه، مردن به مثابه يك وظيفه، ارزش ذاتى انسان و زندگى و در آخر عدالت و اصل برابرى متوسل شده‌اند.(١٧)
 
 ٣)استدلال‌هاى مخالفان اوتانازى
 در مقابل مدافعان اوتانازى، افراد ديگر به مخالفت با اين نظريه پرداخته اند. آنان نيز براى استدلال خود دلايلى از جمله؛ درمان تسكينى و استفاده از درمان‌هاى تسكينى، كيفيت زندگى انسان از درد تا زندگى، خواست و موقت و پايدار يك بيمار به علت شرايط بيمارى، شيب لغزان(قانونى شدن و عادى شدن اين نظريه) مرگ آسان بر عهده ديگران، قداست زندگى، رنج به مثابه عنصرى براى كسب فضيلت... استفاده كرده‌اند.(١٨)
 
 گفتار سوم: اوتانازى در باورهاى دينى و مكاتب فكرى
 اول؛ ديدگاه كليساى كاتوليك
 كليساى كاتوليك همچنان با خودكشى و اوتانازى به شدت مخالفت مى‌كند. در دايره‌المعارف كاتوليك كه در سال ١٩١٢ منتشر شده است خودكشى به عنوان يك گناه بزرگ و مخالف با خداوند تعريف شده است. چند دليل براى‌توصيه مطلب در اين دايره‌المعارف ذكر شده است. خودكشى دلالت بر حاكميت فرد نسبت به جانش دارد نه حاكميت خداوند بر آن. اين عمل بيانگر فقدان و يا نقص عطوفت و مهرورزى به نفس خود است كه اغلب به نقص وظايف اجتماعى نيز منجر مى‌شود. (با سايرين نيز با مهر و عطوفت رفتار نمى‌شود) كه اين كار با تمايلات فطرى كليه مخلوقات مغايرت دارد. خودكشى در كتب مقدس و آموزه‌هاى كليساى كاتوليك نيز امرى نكوهيده و محكوم است. اين عمل نه تنها گناه بزرگى محسوب مى‌شود بلكه باعث ترس و وحشت كودكان نيز مى‌گردد. به همين علت است كه حتى مراسم تدفين اين افراد نيز نبايد باشكوه برگزار شود. در پنجم ماه مه ١٩٨٠، كنگره ويژه مكتب ايمان بيانيه اى بر عليه همه انواع خودكشى به كمك پزشك و اوتانازى صادر كرد.(١٩)
 
 دوم؛ ديدگاه كليساى پروتستان
 ديدگاه پروتستان نيز بشدت با اوتانازى مخالف است و به صراحت در بيانيه‌هاى خود اعلام مى‌كنند كه اقدام مستقيم پزشك كه منجر به مرگ بيماران شود (حتى اگر به درخواست خود بيمار باشد) به عنوان يك مركز مذهبى خلاف دستور پروردگار و آموزه‌هاى مسيحيت است و مخالف قانونى شدن خودكشى به كمك پزشك هستند.
 
 سوم؛ ديدگاه كليساى ارتدوكس
 كليساى ارتدوكس با هر نوع خودكشى و اوتانازى مخالف است و آن را گناه بزرگى مى‌داند. و در وب سايت رسمى‌كليساى ارتدوكس آمريكا چنين آمده است كه خودكشى به معناى گرفتن جان است و اين كليسا طى قرن‌ها گفته است كه ما حق نداريم جان خود را كه هديه اى از جانب پروردگار است بگيريم. از اين رو، وقتى خود را از بين مى‌برد جدى ترين قتل رخ مى‌دهد. از ديدگاه اين كليسا اجراى درخواست بيماران در حال احتضار را از نظر اخلاقى نادرست مى داند و هر گونه قتل نفس(قتل خود يا ديگرى) را محكوم مى‌نمايد.(٢٠) ديدگاه مسيحيت نسبت به اوتانازى نيز به يهود شباهت دارد. آنها معتقدند كه چون خداوند حيات بشرى را به او ارزانى داشته تنها اوست كه حق تصميم گيرى‌در مورد زمان مرگ را دارد.
 
 ب)اوتانازى در مكاتب فكرى
 ١) هندويسم
 در مكتب هندو، خودكشى تنها به شكل قربانى كردن خود مجاز مى‌باشد، اما ديگر انواع خودكشى مخالفت با خداوند محسوب مى‌شود. هر فرد مى‌تواند براى آرامش ابدى از زندگى خود چشم پوشى كند.
 
 ٢) سكولاريسم
 در اين مكتب اوتانازى تنها با رضايت كامل فرد(يعنى وقتى فرد، خود مسئوليت و عواقب آن را به عهده بگيرد) و در شرايط درد و ناتوانى حاصل از بيمارى‌هاى لاعلاج، مجاز مى‌باشد. مركز آزمايشگاهى مراقبتى ، يكى از جايگزين‌هاى قابل قبول و معتبر به حساب مى‌آيند.
 
 ٣) اومانيسم
 هر نوع اوتانازى مورد نكوهش شديد قرار گرفته و عملى ضد مكتب (اصالت بشر به معناى اعتقاد به مصالح بشرى‌در مقابل اصالت خداوندى مى‌باشد) قلمداد مى‌شود.
 
 ٤) اگزيستانسياليسم
 در اين مكتب اصالت وجود يا اصالت "انسان به عنوان موجود" مطرح مى‌باشد. در اين عقيده، اوتانازى به هر شكل آن مردود است. (٢١)و(٢٢)
 
 ديدگاه اسلام
 اسلام براى حيات، ارزش ذاتى قائل است و هر عملى كه انسان انجام دهد كه به اين ارزش لطمه وارد نمايد به كل حيات به سان امرى حقيقى لطمه وارد كرده است. از اينرو اسلام كاملاً مخالف هر نوع خودكشى و به تبع آن اوتانازى‌است. در اسلام زندگى و حيات بشر مقدس است و مردم از گرفتن جان خود موكداً منع شده اند. خداوند در آيه بيست و نهم سوره نساء مى‌فرمايد: "خود را نابود نسازيد كه مطمئناً خداوند نسبت به شما آمرزنده و مهربان است." حضرت محمد(ص) فرموده اند: "هر كس مرتكب خودكشى شود به دوزخ خواهد رفت." اگر مردم دچار مصيبت و بيمارى شوند بايد به خدا پناه ببرند و از او كمك بخواهند. در اين رابطه آيه ١٥٣ سوره بقره خطاب به اهل ايمان براى‌غلبه بر مشكلات و سختى‌ها چنين مى‌گويد: "اى اهل ايمان در پيشرفت كار خود صبر و مقاومت كنيد و به ذكر خداوند و نماز توسل كنيد كه خداوند يار و ياور صابران است." در اسلام هيچ كس حق دخل و تصرف در جان خود را ندارد. به هر حال در آموزه‌هاى اسلامى حيات و مرگ حق انحصارى پروردگار است و هرگونه خودكشى و اوتانازى مردود و مورد نكوهش قرار گرفته است.(٢٣) مسلمانان حق ندارند بر اثر درد و رنج و سختى زندگى، تمناى مرگ كنند و يا آرزوى آن را در دل بپرورانند. مسلمانان با آنكه بر اين باورند كه درد و درمان از آن خداوند است، در كوششى‌براى درمان خود كوتاهى نمى‌كنند و به سبب بيمارى دست از تلاش نمى‌شويند.
 
 گفتار پنجم
 بخش اول؛حكم ديه وقصاص در اوتانازى در اسلام
 آيا درخواست خود بيمار به مرگ(توسط پزشك) جرم بودن اين قتل را از بين مى‌برد؟
 اين سوال را از دو جهت حكم تكليفى و وضعى بررسى مى‌كنيم:
 الف) حكم تكليفى
 منظور از حكم تكليفى، جواز و عدم جواز است؛ يعنى آيا چنين قتلى جايز است و يا جايز نيست؟ آنچه از كلمات فقيهان فهميده مى‌شود اين است كه اين فعل چون به حيات يك انسان پايان مى‌دهد به هر دليلى كه باشد، حرام است و مشمول عمومات و اطلاقات حرمت قتل نفس مى‌شود و مخصص براى خروج از آنها وجود ندارد، و صرف اذن مقتول نمى‌تواند سبب تقييد اطلاقات و تخصيص عمومات مذكور شود. علاوه بر اين كه قصاص و ديه هر دو از "حق الناس" مى‌باشند كه مى‌توان آنها را اسقاط كرد اما حرمت، يك حكم است و حكم قابل اسقاط نيست.
 
 ب)حكم وضعى
 منظور از حكم وضعى، حق قصاص و ديه است؛ يعنى آيا با اذن مقتول قصاص و پرداخت ديه از قاتل ساقط مى‌شود يا خير؟(٢٤)
 مسأله مطرح شده اين است كه اگر كسى به ديگرى بگويد: "مرا بكش و الا تو را مى‌كشم" آيا جايز است او را بكشد يا خير؟ و اگر كشت آيا قصاص مى‌شود يا خير؟ گويا فقيهان از نظر حكم تكليفى يك نظر دارند و مى‌گويند: جايز نيست اگر چه بر اين كار اكراه شده است، زيرا اكراه حرمت قتل را از بين نمى برد.(٢٥)
 از نظر حكم وضعى يعنى ثبوت حق قصاص با ديه براى اولياى مقتول دو نظر وجود دارد:
 نظريه اول: سقوط حق قصاص و ديه برخى از فقيهان معتقدند چون مقتول به قتل خودش اذن داده، لذا حق قصاص و ديه را با اين اذن اسقاط نموده است و وارث نمى‌تواند خواستار قصاص يا ديه شود.
 
 نظريه دوم: عدم سقوط حق قصاص يا ديه
 برخى ديگر از فقيهان بر اين باورند كه اذن به قتل، حق قصاص را ساقط نمى‌كند. بهترين دليلى كه براى اين نظريه آورده اند، اين است كه انسان براى از بين بردن خود تسلط ندارد تا بتواند با اذن خودش به اتلاف، ضمان را ساقط كند، آن گونه كه اذن به اتلاف اموال، ضمان را در آنها ساقط مى‌كند.(٢٦)
 
 
 پى‌نوشت‌ها:
 ١ -Euthanasis
 ٢ -Sugerman J . Ethics in primary care . New Yourk : ٢٠٠٠ .mc Graw-Hill
 ٣- شعبانى يزدلى، محسن؛ mohsenshabany.blogfa.com
 ٤- كرمى، خدابخش (١٣٨١)، اوتانازى مرگ آسان و راحت، تهران، پژوهشكده فرهنگ وا نديشه
 Giles J -٥.
 ,E . Medicak Ethics . Rochesters : Schenwman Books ، INC . ١٩٨٣
 ٦- شعبانى يزدلى، محسن، پيشين.
 ٧-دباغ، سروش (١٣٨٨) امر متعالى - امر اخلاقى، تهران، كتاب پارسه.
 ٨-كرمى خدابخش، پيشين، ص ١٨.
 ٩- دباغ، سروش، پيشين، ص ٥٢ .
 ١٠- محسنى، منوچهر، (١٣٧٥)، جامعه شناسى پزشكى و بهداشت، چاپ ٢، تهران، انتشارات طهورى١٠
 ١١- كرمى، خدابخش، پيشين، ص ٢٠
 ١٢- همان، ٢١.
 ١٣- همان، ٢١.
 ١٤- همان، ٢٣.
 ١٥- همان، ٣٠.
 ١٦- همان، ص ٣١-٣٣.
 ١٧- يزدلى، پيشين١٧.
 ١٨- همان.
 ١٩-اسلامى تبار، شهريار، الهى منش، محمد رضا(١٣٨٦) ، مسائل اخلاقى و حقوقى در قتل ترحم آميز، تهران ، انتشارات مجد.
 ٢٠- همان، ص ١٩٥-١٩٦.
 ٢١- همان، ص ١٨٥.
 ٢٢-همان.
 ٢٣- اسلامى، سيد حسن، حق مرگ از ديدگاه مسيحيت و اسلام، فصلنامه علمى، پژوهشى، دانشگاه قم سال هشتم، شماره اول ، ١٣٨٥، ص ٣١.
 ٢٤-انصارى، محمد على، قتل از روى ترحم، فصلنامه فقه اهل بيت فارسى، شماره ٤٣.
 ٢٥- همان.
 ٢٦- شهريار اسلامى تبار، الهى منش، محمد رضا، پيشين، ص ٢٠٨.