پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - ملك سليمان به چند؟ - میراحسان احمد
ملك سليمان به چند؟
میراحسان احمد
فيلم سينمايى »ملك سليمان« اثرى قابل بحث و بررسى است؛ ملك سليمان اولين بخش از سه گانهاى است كه به عنوان پروژهاى پرهزينه، قصد رونق بخشيدن به سينماى دينى را داشته است.
اين تريلوژى، به زندگى پيامبر بزرگ اديان توحيدى، حضرت سليمان(ع) مىپردازد، كه همواره سرچشمه الهام شاعران، نويسندگان و سينماگران جهان بوده است.
حضرت سليمان يكى از پيامبران محبوب قرآنى است كه مسلمانان هم محبت او را در دل دارند و با او بس آشنا هستند، و به ويژه ايرانيان با ادبيات غنى خود، بارها زندگى اين رسول خدا را به شعر و نثر بازگردانده و از آن سود جستهاند. سرودهاى عاشقانه، غزل غزلها و عشق ملكه صبا، داشتن زبان حيوانات و سروكار داشتن با جن و مرگ غريب اين پيامبر و مكنت و شكوت و شكوه او عوامل مناسب براى ساختن اثرى جذاب و يك فيلم سينمايى پرمخاطب است.
اين فيلم دينى / تاريخى در اديان، بدل به پروژهاى شده كه لازم است از جوانب گوناگون مورد مطالعه قرار گيرد.
١. بودجه مجلس شوراى اسلامى و هزينه عظيم
آثار سينمايى پرهزينه، همواره به چند علت در سينماى ايران محل مناقشات فراوان بوده است، كه از آن جمله مىتوان به موارد ذيل اشاره كرد:
اول؛ به سبب كمبود سرمايه در سينماى ايران براى توليد آثار فرهنگى؛
دوم؛ به خاطر پاسخ نيافتن مالى اينگونه آثار؛
سوم؛ به علت نبود ارگان شايسته سينمايى؛ نظير فيلمنامه جذاب، تا چنين مخارجى فايدهمند شود؛
چهار؛ به سبب شكست در جذب مخاطب.
دوئل درويش يكى از اين آثار پرخرج و ناموفق بوده و حالا مجلس شوراى اسلامى هزينه عظيمى را تصويب كرده و كار را دشوارتر نموده است. پول بيت المال خرج چه مىشود؟ آيا واقعاً صرف اين هزينهها سودمند است؟ اگر شما پول به عقاد يا اسپيلبرگ بدهيد، مىتوانيد مطمئن باشيد، كه اثرى در خور هزينههاتان تحويل مىدهد، اما اگر پول به دست كارگردانى ناتوان بيفتد كه فقط صرف دكور و جلوههاى ويژه شود و در انتها اثرى بىرونق و كسلكننده تحويل بگيريم، آيا صرف چنين هزينهاى چون و چرا ندارد؟
اين اولين مسئلهاى است كه برابر ملك سليمان قد مىكشد. فيلم از نظر فروش، پرسشانگيز است. آيا مخاطبان ايرانى در اكران عمومى، از فيلم رضايت خواهند داشت. وقتى با بدسليقگى، اين همه هزينه و سپس گزينش هنرپيشهاى دست چندم براى نقش حضرت سليمان روبرو مىشويم، ترايدهاد پرسشهاى ما در اين مورد مىتواند دامنه بيشترى بيابد. و وقتى اوضاع ناكام سينماى متفكر، جدى و مستقل در ايران مورد مطالعه قرار گيرد و عدم تخصيص سرمايه براى سينماى فرهنگى جذاب، و... پرسش ما باز هم مىتواند، وجه منفىاش را دوچندان تشديد كند. با بودجهاى كه مىتوان ده فيلم درجه يك ساخت، چه لزومى دارد، كه اثرى بيافرينيم بدون هر چشمانداز مشكوك دهنده به سينماى ايران؟ بودجه فيلم، تمام و كمال از همان رديف بودجه تخصيصى مجلس شوراى اسلامى فراهم شد و بنياد فارابى آن را در اختيار تهيه كننده قرار داد. گفته مىشود، اين بودجه از حلقوم سينماى ايران درنيامده است. البته چنين توضيحى نقض غرض است. اگر هر بودجهاى مىتواند، سينماى نيمهجان ايران را تقويت كند و به كار سينما آيد و از بيت المال بيرون آمده، متعلق به حلقوم سينماى ايران است، پول بيت المال، ارث و ميراث شخصى كسى نيست، پس در خرج آن و سودمندى و نتايج مترتب به اختصاصهايش بايد دقت كرد و لااقل از نظر فيلمنامه، كارگردانى و بازى مطمئن بود، كه در آن صورت كارى متناسب با هزينه و مقيد در سطح بينالمللى و يارى دهنده به حيات سينماى ايران صورت خواهد گرفت.
البته اساساً بحث بر سر آن نيست كه نرمافزار جلوههاى ويژه به كار رفته در ملك سليمان با هزينه سرسامآورى را مىتوان با هزار تومان از بساطىهاى كنار خيابانهاى تهران فراهم كرد يا نه، اين اتهام غلوآميز و نامنصفانه است. بحث بر سر آن است كه براى سينمايى در حال مرگ و مير اين قسم هزينهها چه فايدهاى دارد، آيا بهتر نيست ما هزينهها را صرف سلامت و بهبود و رشد صنعت و فناورى داخلى سينمايمان كنيم؟
درباره جلوههاى ويژه، بعداً سخن خواهيم گفت، فعلاً حرف بر سر آن است كه اگر در غرب هزينههاى عظيمى صرف فيلم پرشكوه مىگردد، اين هزينهها صرف توليد تكنولوژى جديد مىشود و صنعت سينماى امريكا را رشد مىدهد، آن جامعه، با آن اقتصاد، آن سرمايهدارى جهانگير، آن صنعت مولد و تكنولوژى پيشرو، از اين توسعه و صرف هزينه سود مىبرد، تازه مىتوان گفت كه اين امكانت ملى در اختيار فيلمى قومى قرار مىگيرد كه چند برابر پولش را برمىگرداند، آيا اين سينمايى كه حتى يك دوربين و لنزش را خودش توليد نمىكند، به جاى صرف هزينه براى توليد تكنولوژى، چرا بايد پول را برباد دهد؟
تازه به جاى پرورش متخصص داخلى، چرا پول كلان بايد در اختيار متخصص چينى قرار گيرد؟
اينها پرسشهاى جدى است و بايد به آن پاسخ داد، به جاى كار نمايشى پرشكوه، بايد سينماى ايران را نجات داد و در اين شكى نيست.
٢. هديه تكنولوژيك به صنعت سينماى ايران
آيا اين ادعا كه فيلم »ملك سليمان« حاوى هدايايى فنى به صنعت سينماى ايران است، درست است؟ مسلماً استفاده گسترده از جلوههاى ويژه و عنوان اثرى فاخر، با خود ادعاهايى به همراه دارد كه بايد بررسى شود.
هداياى فنى اين فيلم به صنعت سينماى ما چيست؟
آيا فناورى وارداتى كه به وسيله چينىها به اجرا درمىآيد، مىتواند سطح فنى سينماى ايران را بالا ببرد؟ آيا به طور مشخص و بدون هزينه كلان خارجى و با اختصاص يك دهم آن، نمىشد با آموزش متخصصان جوان ايرانى، اين توانايى و مهارت را آموخت؟ تنها نكته مورد تأكيد در اين بحث، جلوههاى ويژه است. آيا صنعت و فن پيشرفته، صرفاً محدود به اسپشال افكت است؟ ملك سليمان در عرصههاى ديگر صنعت سينما چه دستاوردهايى داشته است؟ آيا مىتوان اين مهارت را محاسبه كرد و آن را گردآورده و هدر نداد و در آثار مشابه مجدداً مورد استفاده قرار داد؟
سخن پا در هوا و نامضبوط، ارزانترين رواج را در ميان ما دارد، كه بدون حسابرسى دقيق از منافع و زيانهاى ملك سليمان براى سينماى ايران، هرگونه ادعا، گزافهگويى است.
٣. تهيهكنندگى
غالباً تهيهكنندگى اينگونه آثار كه از منابع حكومتى استفاده مىبرند، مبتنى بر ارتباطات و مناسبات غيرحرفهاى و خصوصى است.
ارتقاء تهيهكنندگى حرفهاى در سينماى ايران بسيار اهميت دارد، اما بايد دانست كه اين سخن معنايى دارد؛ يعنى ما بايد دقت كنيم كه چه رفتار غيرعلمى در تهيه كنندگى ما نسبت به سينماى هاليوود، حتى باليوود، وجود دارد تا آن نواقص را برطرف كنيم. فيلمى ٥٠(پنجاه) ميليارد ريالى كه بخش اعظم آن صرف جلوههاى ويژه شده، وقتى به پژوهش و فيلمنامهنويسى مىرسد، آن قدر ضعيف عمل مىكند كه حيرتآور است. در حالى كه داستان نيرومند، ركن اصلى توليد فيلمى موفق به حساب مىآيد، اگر به اظهارات تهيهكننده در مصاحبه با صنعت سينما نگاهى بيندازيد. خود متوجه مىشويد كه فرايند تحقيقات چقدر غيرحرفهاى و پيش درآمد فيلمنامه و روند نگارش آن تا چه حد بسته و محدود بوده است.
تهيه كننده فيلم، مدعى است كه قرآن و روايات منبع اصلى تحقيق بودهاند، اما همه مىدانيم كه اطلاعات ذكر شده در كتاب آسمانى و روايات به منظر داستانى و جزييات روايى كارى نداشته و سپس نوشتن فيلمنامه بدون پيش توليد برنامهريزى شده مقدور نيست. براى همين، بىاعتنايى به نكات، غيراز جلوههاى ويژه است، كه به جاى هنرپيشهاى درخشان از بازيگرى فاقد جذابيتهاى لازم سود جستهاند. شايد بيش از هر چيز ديدن دورههاى نظرى و عملى تهيهكنندگى در سينماى سازنده اين گونه آثار، براى صنعت سينماى ايران مفيد باشد. در واقع ادعاى تهيه هدايايى مفيد براى سينماى ايران، بدون ارتقاى تهيهكنندگى ما حرف غلوآميزى است.
٤. كارگردانى فيلم
شهريار بحرانى، با آثار متوسطى چون حمله به اچ ١٣، گذرگاه هراس، آب را گل نكنيم و دنياى وارونه كه با زحمت زياد به آنها لقب سينماى شايسته زرشك طلايى نمىدهم، شروع كرد و البته يك سريال موفق به نام »مريم مقدس« از نظر جلب مخاطب تلويزيون، كه شايد مهمترين ويژگى او كه از خارج آمد دو نكته است.
١. فيلمهاى دفاع مقدسى كه مايه اعتماد به او بوده است.
٢. سريال مريم مقدس كه صلاحيت او را براى متوليان امر محرز كرده.
بحرانى درس آموختناش در غرب را، موجب آموختن سينما نمىداند، بلكه آنچه طى كار آموخته براى دو اهميت بيشترى دارد.
او با خضوع فراوانى از نقش تدوينگر فيلم آثار موئينى صحبت مىكند:
»آقاى موئينى استاد تدوين هستند و كار امثال من كه به صورت نيمه حرفهاى وارد اين كار شدهام و تجربه چندانى هم ندارم در مقابل خلاقيت ايشان اصلاً به حساب نمىآمد. يعنى جزو بركات و خيراتى است كه خداوند نصيب ما كرد، يكى هم وجود آقاى موئينى بود، كه يك بار ديگر فيلم را سر ميز تدوين كارگردانى كرد. يك بار ديگر اشتباهات ما را گرفت. لحن و بيان فيلم را به آن صورت صحيح و درستى كه نظر صائب ايشان بود سرانجام داد و صحنههاى بسيارى را از مرگ نجات داد. بسيارى از اشتباهات ما را كه منجر به فاجعه مىشد ايشان جلويش را گرفت و يك بار معنايى (لحن خيلى زيبا و خيلى خوبى به فيلم اضافه كرد؛ يعنى نمىدانم اصلاً خدا را چه جورى شكر كنم، كه چنين فردى را در اختيار ما قرار داد تا با جان و دل و با كار طاقتفرسايى كه منجر به ديسك كمرشان شد، آمدند و فيلم را طى چند سال تدوين كردند. ايشان كار خيلى دقيق و موشكافانهاى انجام دادند.«
پرسشم آن است، كه هزينهاى چنين سرسامآور، چگونه به كارگردانى داده مىشود كه سينما را طى ساختن آثار دفاع مقدس تجربه مىكند و آن قدر اشتباهات فاجعهبار - به اعتراف خودش - دارد كه چنانچه تدوينگر فيلم به دادش نمىرسيد، فيلم سرنوشتى فاجعه بار و سرشار از اشتباه پيدا مىكرد؟