پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - هشدار به كاتوليسيسم - پرهیزگاری نیکو

هشدار به كاتوليسيسم
پرهیزگاری نیکو

شايد خيلى‌ها تصور كنند كه بزرگ دترين چالش كليسا در قرن بيست و يكم، اسلام و اسلام‌گرايى رو به رشد در جهان غرب و به‌خصوص اروپا باشد، جايى كه قرن‌هاى طولانى پايگاه اصلى مسيحيت بوده‌است. رويدادهاى اين ساليان اخير نيز به اين گمان دامن مى‌زند: تعارض گروه‌هاى مسلمان در اروپا و آمريكا با برخى گروه‌هاى بنيادگراى مسيحى، تصويب و اعمال قوانين محدودكننده عليه به كارگيرى نمادها و فعاليت‌هاى اسلامى در كشورهاى اروپايى، و در نهايت عدم جذب مسلمانان مهاجر در جوامع اروپايى كه به آن پناه برده‌اند، مانند فرانسه.
رويدادهايى ديگر نيز به اين چالش‌ها دامن مى‌زند، نظير حادثه يازده سپتامبر، اقدامات تروريستى گروه القاعده كه قرائت خشونت آميز و متحجرانه‌اى از اسلام را ترويج مى‌كنند، جنگ آمريكا و متحدان غربى‌اش با طالبان و صدام و اشغال سرزمين‌هاى اسلامى افغانستان و عراق، و همين‌طور افراطگرايى گروهى از بنيادگرايان مسيحى كه از توهين به ساحت قرآن كريم و مقدسات مسلمانان دم مى‌زنند.
اما كليسا چگونه مى‌تواند اين بحران تعارض را از سر بگذراند؟ و آيا اين تنها چالشى است كه كليسا در اين سال‌ها با آن مواجه بوده‌است. جان ال. آلن. جى آر، مخبر واتيكان در هفته‌نامه National Catholic Reporter پاسخ منفى به اين سوال مى‌دهد. او كه از آينده كليسا و به‌خصوص كليساى كاتوليك در هراس است، به جز مسئله مسلمانان، چندين مسئله بنيانى ديگر را نيز نام مى‌برد كه كليساى‌كاتوليك ناگزير از مواجهه واقع‌گرايانه با آنها است، مسائلى كه به تحول و دگرگونى در اين كليسا منجر خواهد شد.
اين مسائل كدامند؟
ده گرايشى كه كليساى كاتوليك را متحول خواهد كرد
جان ال. آلن در كتابى با عنوان "كليساى آينده"× از ده گرايشى صحبت مى‌كند كه به اعتقاد او در گذر از اين قرن به قرن بيست و دوم، منشا تغييرات در كليساى كاتوليك خواهد شد؛ از نفوذ كاتوليك‌ها بر سياست‌هاى آفريقا، آسيا و آمريكاى لاتين گرفته تا تاثير سازمان‌هاى چندمليتى بر معيارهاى اخلاقى و بومى و همين‌طور اسلام‌گرايى در جهان غرب.
آلن تاثيرات جهانى شدن بر كليساى كاتوليك رم را شرح مى‌دهد و از ضرورت بازنگرى در مسائل بنيادين، سياست‌ها و عملكرد كليسا سخن مى‌گويد. او همچنين معتقد است كه در طول قرن آينده كليسا ناگزير از مواجهه منطقى با تغييراتى مى‌شود كه نهاد كليسا و جهان را به مثابه يك كليت در بر خواهد گرفت و مى‌بايد پاسخى درخور به آن بدهد، خواه اين تغييرات مربوط به مسائل جنجالى همچون پيشرفت‌هاى‌بيوتكنولوژيك و افزايش لقاح‌هاى مصنوعى و.. باشد يا گسترش نقش لائيسيسم.
"كليساى آينده" يك چارچوب جديد بنا مى‌كند براى مواجهه با چالش‌هاى ناشى از تغييرات جهانى، همان طور كه توماس فريدمن در كتاب "جهان مسطح است" چنين مى‌كند. اتفاقا كتاب فريدمن منشا مقايسه‌اى نيز براى آلن فراهم كرده‌است. او در مقدمه كتاب "كليساى آينده" مى‌نويسد:
"توماس فريدمن با كتاب فوق‌العاده محبوب خود كه درباره جهانى‌سازى است، پيام مهمى را در سه كلمه مخابره مى‌كند: "جهان مسطح است". جهانى سازى موانع را كنار مى‌زند، يكى پس از ديگرى، و دنيايى‌خلق مى كند كه در آن افراد تيزبين و تيزهوش در كشورهايى چون هندوستان، چين يا برزيل مى‌توانند بر سر به دست آوردن مشاغل رقابت كنند، آن هم نه مشاغل سطح پايين و كم درآمدى كه آمريكايى‌ها آن را پس مى‌زنند، بلكه مشاغل پردرآمدى كه نيازمند سطح بالايى از تسلط بر تكنولوژى است، يعنى درست همان چيزى كه آمريكايى‌ها خواستارش هستند. از اين رو كتاب فريدمن هشدارى را در خود نهفته دارد: آمريكايى‌ها مى‌بايد در اين قرن به خود بيايند و شتاب كنند كه در غير اين صورت خود را مقهور پديده جهانى سازى خواهند ديد.
"كتاب "كليساى آينده" هم درباره جهانى سازى است، از آنجا كه به قديمى‌ترين نهاد جهانى روى زمين، يعنى كليساى كاتوليك رم مى‌پردازد. جان كلام كتاب را در چند واژه مى‌توان بيان كرد: كليسا دچار تحولى‌اساسى شده‌است. البته اين تحول به معناى درهم‌ريختگى ساختارها و از دست دادن كاركردهايش نيست. مى‌خواهم بگويم، مبانى، بنيان‌هاى نظرى و افعالى كه از چهل و چند سال قبل، يعنى دوران شوراى دوم واتيكان١، مظهر كاتوليسيسم بوده و سرآغازى براى زيست كاتوليك امروزى محسوب مى‌شده است، از اساس دارد تغيير مى‌كند، آن هم توسط افرادى كه به تازگى در رأس كليساهاى جهان قرار گرفته‌اند. اين كتاب نيز هشدار مى‌دهد كه كاتوليك‌ها در قرن بيست و يك نه تنها مى‌بايد به خود بيايند، بلكه بيش از آن به ابتكار نياز دارند. آنها بايد تجديدنظرى در تفكرات خود درباره كليسا داشته باشند و همچنين درباره ايمان خود و آنچه اين ايمان برايشان به ارمغان مى‌آورد دوباره بينديشند، چرا كه در غير اين صورت، كاتوليسيسم نمى‌تواند در مواجهه با چالش‌هاى جديد راهى به جلو باز كند. آنها بايد جاده صاف‌كن كاتوليسيسم باشند."
اما ده مسيرى كه كليساى كاتوليك در گذر از آن و در طول قرن بيست و يك دچار تحول اساسى مى‌شود، به شرح زير است:
١- مظهر كليسا در سراسر قرن بيست سرزمين‌هاى شمال بود، يعنى كشورهاى اروپا و آمريكاى شمالى، اما امروز دو سوم اعضاى كليسا در آفريقا، آسيا و آمريكاى لاتين زندگى مى‌كنند. پس رهبر كاتوليك‌ها در قرن ٢١ اهل هر كجاى جهان مى‌تواند باشد كه اين امر تاكنون سابقه نداشته است.
٢- كليسايى كه پس از شوراى واتيكان دوم به تعامل با جهان مدرن مى‌پرداخت، امروز به طور رسمى در مسير عكس حركت مى‌كند و بر طبل جدايى كاتوليسيسم از مدرنيته مى‌كوبد. اين سياست تاحدى‌واكنشى است در برابر سكولاريزاسيون لجام گسيخته.
٣- كليسايى كه در چهل سال گذشته با يهوديت در گفت‌وگو بوده‌است، اكنون خود را در تقابل با يك اسلام مدعى مى‌بيند، اسلامى كه نه فقط به خاورميانه، آفريقا و آسيا محدود نمى‌شود، بلكه در اروپا نيز ريشه دوانده‌است.
٤- كليسايى كه در طول تاريخ، بيشتر انرژى خود را روى نيازهاى مذهبى جوانان سرمايه‌گذارى كرده بود، حالا مجبور است پاسخگوى نيازهاى مذهبى مردمى باشد كه هيچ جامعه‌اى در كل تاريخ بشرى به سرعت آنها پير نمى‌شده است.
٥- كليسايى كه هميشه براى تبليغات و رهبرى مذهبى‌اش روى روحانيون خود تكيه داشته است، حالا بايد از غير روحانيون براى هر دوى اين فعاليت‌ها استفاده كند.
٦- كليسايى كه هميشه مباحثى را در حوزه زيست اخلاقى مطرح مى‌كرد كه از مباحث مربوط به هزاره تا موضوع سقط جنين، كنترل زاد و ولد و بسيارى مباحث ديگر را در بر مى‌گرفت، حالا خودش را در دنياى جسور لقاح‌هاى مصنوعى و دستاوردهاى مهندسى ژنتيك تنها مى‌بيند. كليسا هم‌اكنون نوميدانه سعى دارد آموزه‌هاى اخلاقى خود را گام به گام پيشرفت‌هاى علمى بشر پيش ببرد.
٧- كليسايى كه آموزه‌هاى اجتماعى‌اش را در نخستين مراحل انقلاب صنعتى آغاز كرده بود، حالا با دنياى "جهانى‌سازى شده" قرن بيست و يكم رو به روست؛ دنيايى كه مملو از نهادهاى عجيب و غريبى نظير شركت‌هاى چندمليتى و سازمان‌هاى بين‌المللى است كه آن زمان كه كليسا ديدگاه‌هايى را فقط با توجه به اجتماع مطرح كرده بود، اصلاً وجود نداشتند.
٨- كليسايى كه دغدغه‌هاى اجتماعى‌اش تقريباً فقط به انسان‌ها خلاصه شده است، هم‌اكنون خود را با دنيايى مواجه مى‌بيند كه براى حل مسائل زيست محيطى نيازمند نگرش‌هاى تازه‌اى در حوزه الهيات و اخلاقيات است.
٩- كليسايى كه سياست‌هاى خود را هميشه با تكيه بر قدرت بزرگ كاتوليك در هر زمان پيش برده بود، حالا خود را در جهانى چندقطبى مى‌بيند كه در آن اغلب قطب‌هاى مهم كاتوليك نيستند و برخى از آنها حتى مسيحى نيز نيستند.
١٠- كليسايى كه عادت داشت به ديگر مسيحيان به عنوان ارتدوكس‌ها، آنگليكن‌ها و پروتستان‌ها نگاه كند، حالا شاهد رژه پنتيكاستال‌ها٢ در سراسر سياره زمين است. آمار آنها در كمتر از ربع قرن از پنج درصد به بيست درصد كل مسيحيان جهان افزايش يافته و تعداد كاتوليك‌هاى جهان را به شكل قابل توجهى كاهش داده است. حتى خود كليساى كاتوليك هم به خاطر كاريزماى اين فرقه دارد پنتيكاستال مى‌شود.
كتاب "كليساى آينده" از زمان انتشار خود تا به امروز، ميان الهى‌دان‌ها، محافل آكادميك، نظريه‌پردازان كاتوليسيسم و حتى كشيش‌ها مخاطبان و منتقدان بسيارى پيدا كرده است كه از آن جمله مى‌توان به كشيش جان مك‌كلاسكى اشاره كرد كه درباره اين كتاب در وبسايت Catholicity مى‌نويسد:
"هيچ فردى كه ذره‌اى هم به موضوعات مرتبط با كليساى كاتوليك يا خود مذهب كاتوليك در بُعد جهانى‌اش علاقه‌مند باشد، نمى‌تواند از خواندن كتاب جان آلن چشم‌پوشى كند. بايد اضافه كنم كه "كليساى‌آينده"، كتاب نسبتاً قطورى است كه نمى‌توان آن را به يك باره خواند و در عين حال، در پايان كتاب با بخشى عالى مواجه مى‌شويم كه منابع مطالعاتى ديگرى را نيز درباره ده گرايشى كه آلن آنها را بررسى كرده است، معرفى مى‌كند."
مك‌كلاسكى مى‌افزايد: "آنچه اين كتاب را بيشتر جالب توجه مى‌كند، ارتباط بى‌نهايت زياد كليساى كاتوليك با رويدادهاى جهان سكولار در زمانه ماست. مسلماً عوامل متعددى در فروپاشى كمونيسم در اروپا كه فقط دو دهه پيش اتفاق افتاد، نقش داشته‌اند. با اين حال، بسيارى از كارشناسان در اين رابطه از انتخاب ژان پل دوم و نخستين بارى كه او به عنوان پاپ به زادگاهش لهستان سفر مى‌كند و همچنين به راه افتادن جنبش همبستگى لهستان به عنوان نخستين عوامل اين فروپاشى ياد مى‌كنند. ژان پل دوم در طول دوران مهمى كه در جايگاه پاپ قرار گرفت، فقط تأثيرى مذهبى بر جهان نگذاشت، بلكه تأثيرش به خاطر اتهاماتى كه به رژيم‌هاى فاسد، ديكتاتور و مستبد وارد مى‌كرد، بيشتر سياسى بود. در عين حال، اوج گرفتن تدريجى جهادهاى اسلامى در طول دهه ١٩٧٠ كه به تسخير سفارت آمريكا در تهران منجر شد، عامل مهمى براى انتخاب رونالد ريگان محسوب مى‌شد كه او هم در عوض به مسببان فروپاشى نهايى كمونيسم كمك زيادى كرد."
اين كشيش با اشاره به آنچه آلن در كتاب خود آورده است، دو دين مسلط دنيا را در حال حاضر، كاتوليسيسم و اسلام مى‌داند كه هر دو رشد شگفت‌انگيزى هم دارند.
مك‌كلاسكى مقاله خود را اين گونه به پايان مى‌برد: "به هر حال، به نظر مى‌رسد كه ديدگاه‌هاى شخصى آلن ما را به خوبى به پذيرش صحيح آموزه‌هاى كليسا رهنمون مى‌شود. او به خوبى توانسته در كتابش بى‌طرف باقى بماند؛ كتابى كه نه تنها عكسى فورى از كليساى كاتوليك امروزى ارائه مى‌دهد، بلكه سعى دارد جايگاه اين كليسا را در پايان قرن بيست و يكم نيز - كه هنوز در ابتداى آن قرار داريم - پيش‌بينى‌كند. خودش مى گويد: من روزنامه‌نگارم، كشيش، الهى‌دان يا استاد دانشگاه نيستم. وظيفه من توصيف اتفاقى است كه دارد براى كاتوليسيسم مى‌افتد و صد البته بايد زمينه‌هاى آن را نيز تشريح كنم. بنابراين كتاب مرا مشقى براى اين توصيف محسوب كنيد نه يك دستورالعمل. نوشتن دستورالعمل براى اين موضوع را مى‌سپارم به افرادى كه ذهن آموخته‌ترى نسبت به من دارند."
اما دايانا كالبرتسون، نويسنده مقالات و كتاب‌هاى مذهبى، در وبسايت FutureChurch عملكرد پيشگويانه آلن در كتابش را كاملاً علمى و بر پايه تغييرات آمارى، جنبش‌هاى مذهبى، توسعه تكنولوژى و درك صريح تاريخ معاصر كاتوليسيسم توصيف مى‌كند. او مى‌نويسد: "نخستين انگيزه‌اى كه آدم را وادار به خواندن اين كتاب مى‌كند، اميد به اين است كه نويسنده همان چيزى را به ما بگويد كه دلمان مى‌خواهد بشنويم. خب، بايد در برابر اين وسوسه مقاومت كنيم. جان آلن يك روزنامه‌نگار است و من مى‌توانم ثابت كنم كه جامعه‌شناسى هم بلد است و به همين دليل، پيشگويى‌اش كاملاً بر پايه آمار علمى است. او در عين حال، به شيوه‌هاى گوناگون اميدهاى ما را نقش بر آب مى‌كند، چرا كه اين بحث را به ميان مى‌كشد كه رُم، با وجودى كه همه چيزهايى كه آن را احاطه كرده‌اند در حال تغييرند، نمى‌خواهد چندان تغيير كند. مسلماً رم ديپلماسى‌اش را تعديل خواهد كرد اما تغييرى در بنيادهاى خودشناسى‌اش به وجود نخواهد آورد. اين در عمل به چه معناست؟ اين يعنى كه رم در آينده نزديك مجبور خواهد بود كه مثلاً با جماعت كاتوليكى سر و كار داشته باشد كه ديگر چندان اروپايى و آمريكايى به شمار نمى‌آيند. با تداخلات فرهنگى كه نتيجه اجتناب‌ناپذير افزايش جمعيت در كشورهاى جهان سوم و آمريكاى لاتين است، با اصرار بر يكسان شدن آيين‌هاى مذهبى و حتى زبان مقابله خواهد شد. كاهش چشمگير بارورى در كشورهاى كاتوليك سنتى، اذهان عمومى را متوجه سالخوردگان خواهد كرد و اين مسئله نياز به مراقبت‌هاى پزشكى را شدت خواهد بخشيد. كمبود كشيش به مسئله‌اى حاد تبديل مى‌شود و به اين ترتيب، نقش افراد غيرروحانى در اين ميان پررنگ‌تر خواهد شد. در نتيجه، فرهنگ داخلى واتيكان به تدريج تغيير خواهد كرد، اما اين تغيير، چندان چشمگير نخواهد بود."
كالبرتسون مقاله خود را اين‌چنين ادامه مى‌دهد: "اما آلن در عين حال معتقد است كه ديگر عواملى كه بيشتر به فرآيند جهانى‌سازى مربوط مى‌شود، به طرز قابل توجهى بر كليسا اثر خواهد گذاشت. مهاجرت مسلمانان به اروپا، نياز به تبادلات آكادميك و مطالعه عميق‌تر انديشه اسلامى را شدت خواهد بخشيد."
كالبرتسون در خاتمه مى‌نويسد كه معتقد است آلن ادعاى پيشگويى ندارد و كتابش هم در اين راستا نوشته نشده است: "او با اين كتاب مى‌خواهد به ما بگويد كه چه چيزى پيش رو داريم، كليسا كجا ايستاده است و شايد اين را هم بخواهد بگويد كه تلاش‌هاى ما در چه راستايى بايد باشد."

درباره جان الن
جان ال. آلن. جى آر، مخبر واتيكان در هفته‌نامه National Catholic Reporter و تحليل‌گر واتيكان در شبكه CNBN و راديو نشنال پابليك است.
او نويسنده كتاب‌هايى چون "انجمن سرى"، "همه مردان پاپ" و "اپوس دئى"٣ است. همچنين ستونى هفتگى به نام "كلامى از رم" در يك نشريه اينترنتى دارد. جان ال. آلن در نيويورك و رم زندگى مى‌كند.
..................................................................................................................................................


× "كليساى آينده: ده گرايشى كه كليساى كاتوليك را متحول خواهد كرد"، نويسنده: جان ال. آلن. جى آر، ناشر: Religion Doubleday ، چاپ: ١٠ نوامبر ٢٠٠٩، ٤٨٠ صفحه، زبان انگليسى، قيمت: ٢٨ دلار.

پى‌نوشت:
١- شوراى دوم واتيكان بين سال‌هاى (١٩٦٥ ١٩٦٢ ميلادى) تشكيل شد. اين مجمع را پاپ يوحناى بيست و سوم افتتاح كرد و در زمان رياست پاپ پولس ششم پايان يافت. هدف از تشكيل اين مجمع كه علمايى از كليساهاى ارتدوكس و پروتستان به صورت ناظر در آن حضور داشتند، نوسازى كليساى كاتوليك به مقتضاى نيازهاى عصر جديد، به ويژه با توجه به نفوذ و گسترش مادى گرايى و ماركسيسم بود.
٢- Pentecostal ؛ وابسته به گروهى از كليساها كه به نيروى روح پاك در انجام معجزات چون شفا دادن، اعتقاد دارند.
٣- فرقه‌اى در مسيحيت كه در ساليان اخير گسترش يافته است.


منابع:
وبسايت آمازون
وبسايت انتشارات Doubleday Religion
وبسايت Catholicity
وبسايت FutureChurch