پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - اسلام سياسي در آغاز قرن بيستويكم
اسلام سياسي در آغاز قرن بيستويكم
«همايش اسلام سياسي در آغاز قرن بيستويكم» با حضور اساتيد و محققان داخلي و خارجي در روزهاي ٦ و ٧ آبانماه در محل دفتر مطالعات سياسي و بينالمللي وزارت امور خارجه برگزار شد. در اين همايش ضمن مقايسه بين سير تكويني جنبشهاي اسلامي، ارتباط حركتها و گروههاي اسلامي با طبقات مختلف اجتماعي، روند شكلگيري اسلام اروپايي و ابعاد مديريتي جنبشهاي اسلامي نيز مورد بحث و بررسي قرار گرفت.
دكتر «سيدمحمد سجادپور» از دستاندركاران برگزاركنندهي اين همايش در گفتوگو با نشريهي پگاه، هدف از برگزاري اين گردهمايي را تبادل نظر بين كارشناسان مسايل سياسي اسلام و طرح ديدگاههاي مختلف در اين زمينه دانست. وي افزود: از آنجايي كه ـ در حال حاضر ـ مسلمانان در تعيين وضعيت نهايي سيستم بينالمللي تأثيرگذار هستند، بررسي رابطهي اسلام و سياست به عنوان يك استراتژي در كشورهاي مسلمان ضروري است.
مدير كل دفتر مطالعات سياسي و بينالمللي وزارت خارجه، آشنايي كامل محققان خارجي ـ بهويژه اروپايي ـ با مسايل گوناگون جهان اسلام؛ ازجمله مراكش، اندونزي و مصر را كه نتيجهي انجام كارهاي مطالعاتي در آنها گسترده است را جالب توجه دانست. وي همچنين نتايج تحقيقات علمي كارشناسان مسلمان و غيرمسلمان در خصوص مسايل جهان اسلام را داراي اشتراك قابل ملاحظهاي دانست.
در اين همايش دكتر «محمدرضا تاجيك» استاد علوم سياسي دانشگاه تهران در سخناني در خصوص «گفتمانهاي اسلام سياسي و تجربهي ايران» گفت: دين و سياست دادههاي لبريز از معاني و دالهايي هستند كه ميتوانند مدلولهاي متفاوتي داشته باشند. وي با اشاره به اين كه اسلام اسير گفتمانها نميشود، بلكه اين گفتمانها هستند كه اسير اسلام ميشوند خاطرنشان كرد: يك اسلام سياسي وجود ندارد، بلكه اسلامهاي سياسي متفاوتي وجود دارند كه به علل مختلف ظهور كردهاند و برخي نيز درصدد بودهاند آنها را در كنار ايسمهاي ديگر طبقهبندي و تعريف كنند.
استاد علوم سياسي دانشگاه تهران گفت: مفهوم دموكراسي، حقوق بشر و جامعهي مدني در ايران با غرب متفاوت است، چراكه ما از منظر فرهنگ خودمان مسايل را نگاه و ساماندهي ميكنيم.
وي با تأكيد بر لزوم تضمين نهادهاي مدني، نهادينه كردن قانون، همزيستي مسالمتآميز، عدم طبقهبندي شهروندان به درجهي يك و درجهي دو و بالا بردن سطح تحمل براي تبادل انديشهها و افكار افزود: در حال حاضر بازگشت به شرايط پيش از دوم خرداد غيرممكن است، چراكه هماكنون نوعي گفتمان و شعور اجتماعي خاصي در جامعه شكل گرفته است.
دكتر تاجيك با اشاره به اين كه در جهان اسلام با سياست اخلاقي مواجهايم نه اخلاق سياسي، افزود: از آن زمان كه ايرانيان تلاش كردند تا به اسلام چهرهي اجتماعي و سياسي ببخشند و يا چهرهي سياسي ـ اجتماعي آن را برجستهتر كنند، گفتمانهاي متنوعي پيرامون اسلام سياسي شكل گرفت.
وي با تشريح قرائتها و گفتمانهاي گوناگون پيرامون اسلام سياسي گفت: هنوز پيرامون اين عنوان اجماع تئوريك حاصل نشده است، به طوري كه برخي اين مفهوم را به حضرت امام(ره) نسبت ميدهند و عدهاي ديگر آن را از ملزومات ايدئولوژيك شدن دين ميپندارند. بعضي آن را عين اسلام واقعي تعريف ميكنند و عدهاي دست نامرئي نوعي برداشت ابزاري از دين را جستوجو ميكنند و برخي ديگر نيز اسلام سياسي را با سياست اسلامي يكي ميپندارند.
دكتر «حميد احمدي» استاد دانشگاه تهران در سخناني پيرامون «جنبشهاي اسلامي در خاورميانه» گفت: همواره در طي دورهي گذار از افراطيگري به سوي اعتدال، شاهد حضور نوعي از خشونتطلبي بودهايم كه به اوج خود ميرسيد، به طوري كه اين نوع افراطيگري خطراتي نيز براي جهان اسلام در پي دارد. وي ظهور جنبشهاي اسلامي را در سه مرحله تقسيمبندي كرد و افزود: اولين دورهي آن همزمان با تأسيس سازمان اخوانالمسلمين در مصر بود كه اين گروهها سعي بر تشويق دولت براي اجراي شريعت اسلامي داشتند و در مرحله بعد بين سالهاي ١٩٦٠ تا ١٩٨٠ اين جنبشها و شاخههاي آن به شكل افراطيتري وارد عمل ميشوند كه ترور سادات در دستور كار آنها قرار ميگيرد و در دورهي سوم كه از سال ١٩٨١ آغاز ميشود اخوانالمسلمين گروههاي افراطي را متقاعد ميكند كه روش آنها راه به جايي نميبرد.
وي گفت: در دههي ١٩٨٠ و ١٩٩٠ ما شاهد رشد فعاليتهاي اخوانالمسلمين در مصر و اردن، جبههي نجات الجزاير و حزب فضيلت تركيه و جنبش اسلامي سودان بوديم كه برخي از آنها؛ مانند سپاه صحابهي پاكستان و طالبان با برگزيدن شيوههاي تندرويانه، خشونتطلبانه و افراطي سعي ميكنند، برخي مسايل حاشيهاي را وارد متن جهان اسلام كنند.
وي افزود: در مرحلهي اول، خشونتطلبيها در جهان اسلام فاقد برنامه بود و فقط در مقاطع زمانيِ خاصي ظهور ميكرد، اما در دورهي دوم آن كه تحت عنوان خشونت ايدئولوژي و سياسي آغاز ميشود، از آثار «سيد قطب» تأثير ميگيرد و هدفش سرنگون كردن رژيمهاي ظالم است، لذا كارگزاران را هدف قرار ميدهند، نه مردم را. و در نوع سوم، خشونتگرايي كه از دههي ١٩٩٠ آغاز شد و بيشتر جنبهي فرقهاي، عقيدتي و كوركورانه دارد، هدفش نهتنها كارگزاران نظامهاي سياسي، بلكه مردم و توريستها را نيز در اهداف عمليات خشونتطلبانهي خود قرار ميدهند و كشتار شيعيان در پاكستان، قتل هندوها در كشمير و از بين بردن شيعيان در مزارشريف، از عملكرد اينگونه گروههاي خشونتطلب است كه بر اساس ايدئولوژيهاي فرقهگرايانه اقدام ميكنند.
وي افزود: در حال حاضر گروه وهابي بنلادن توانسته است هواداراني در كشورهاي مصر، ليبي، الجزاير و ديگر كشورهاي اسلامي، سازماندهي كند كه هدف آنها كشتار و نابودي يهوديان به عنوان افراد شرور، سرمايهداران مسيحي و مسيونرهاي مذهبي، شيعيان و رافضيها و هندوها است.
در اين همايش دكتر «صادق خرازي» معاون آموزش و پژوهش وزارت امور خارجه در خصوص «غرب، بنيادگرايي و احياگري اسلامي»، گفت: نگاه غرب به تحركات و فعاليتهاي اسلامگرايان سياسي در دهههاي معاصر نگاهي ناقص و بدون در نظر گرفتن ريشهها و سير تحولات فعاليت مسلمانان و تفاوتهاي بين حركتهاي مختلف آنها بوده است. بنابراين فهم اسلام سياسي معاصر در بخش عمدهاي از جهان اسلام بدون در نظر گرفتن تفاوتهايي كه بين برداشتهاي مختلف از نوع ارتباط بين اجتماع و مذهب در بين فعالان مسلمان وجود داشته است، ميسر نيست.
دكتر خرازي با اشاره به ضرورتِ تمايز قايل شدن بين بنيادگرايي و احياگري اسلامي گفت: مسألهي دموكراسي در كشورهاي اسلامي و غربي نيازمند بررسيهايي خاص، با توجه به شرايط فرهنگي حاكم بر آن جامعه است.
دكتر «محمدباقر خرمشاد» استاد دانشگاه علامهي طباطبايي نيز در سخناني پيرامون «اسلامگرايي و اسلامگرايان در ايران» گفت: با توجه به اين كه ليبراليسم، اسلاميسم و سوسياليسم در عين تضاد ايدئولوژيك و رقابت در كنار يكديگر به صورت اپوزيسيون در حكومت پهلوي عمل ميكردند، اما هيچگاه سوسياليسم به موفقيت كامل نميرسد، در مشروطيت و نهضت ملي شدن نفت نيز ليبرالها و دموكراتها به صورت مقطعي پيروز ميدان ميگردند و در انقلاب اسلامي سال ١٣٥٧ نيز اسلامگرايان پيروز ميدان رقابت و مبارزه ميشوند.
وي سپس با تقسيمبندي اسلامگرايان به سه جريان متجدد، سنتي و متحجر گفت: متجددين در برخورد با جريانهاي فكري بازتر عمل ميكنند؛ متحجرين كاملاً بسته عمل ميكنند و سنتيها نيز با احتياط به آزمون انديشههاي رقبا ميپردازند.
دكتر «عليرضا علويتبار» نيز در سخناني در خصوص «سياست در گفتمانهاي ديني معاصر ايران» گفت: در ادبيات ايرانيها، بنيادگرايي و سنتگرايي مترادف يكديگر گرفته ميشوند، در حالي كه بايد بين ايندو تمايز ايجاد كرد، چراكه در حال حاضر ما با سه جريان بنيادگرا، سنتگرا و نوگرا در جهان مواجه هستيم. وي افزود: در ايران با پنج گفتمان ديني روبرو هستيم كه از شاخصهاي متفاوتي برخوردارند و از مهمترين وجوه متمايز اين گفتمانها ميتوان به جايگاه عقل، نوع نگاه به متن و روح دين، دينداري و دينباوري، تكثرگرايي و نوع برخورد با مدرنيته اشاره كرد.
وي گفتمانهاي ديني در ايران را به بنيادگرا يا شريعت محور، مابعدالطبيعي يا سنتگرا، عرفاني يا تصوفگرا، ايدئولوژي يا راديكال و معرفت شناخت و يا مردمسالار تقسيم كرد و گفت: در تعريف حكومت ديني بايد مشخص شود آيا تاكيد بيشتر بر ويژگي زمامداران است يا اين كه آحاد جامعهي ديني در اين رويكرد بررسي ميشوند؟
وي خاطر نشان كرد: بايد بين رابطهي نهاد دين با نهاد قدرت و رابطهي دين و سياست تفاوت قايل شد، چرا كه ممكن است كساني در عين حال كه به استقلال نهاد قدرت از نهاد دين اعتقاد دارند، اما به جدايي دين از سياست معتقد نباشند.
وي با اشاره به اين كه ميزان حضور پيروان هر كدام از اين گفتمانها در سياست و حكومت يكسان نيست، عرصه سياسي آيندهي ايران را در اختيار گفتماني دانست كه بتواند بر ديگر گفتمانها غلبه كند.
دكتر «جميله كديور» نمايندهي مجلس در سخناني پيرامون نظر حضرت امام(ره) در خصوص اسلام سياسي گفت: امام خميني(ره) ـ بر خلاف طيف قابل ملاحظهاي از فقها و علماي معاصر و متأخر ـ ضمن اعتقاد به ارتباط و نسبت بين دين و سياست، توانست از ظرفيتهاي دين بهره گرفته و يكي از بزرگترين انقلابهاي قرن را در كشوري كه با ثبات و ژاندارم منطقه تلقي ميشد، به پيروزي رساند.
وي مهمترين ويژگيهاي اسلام سياسي از نظر امام خميني را ظرفيت بالقوهي دين براي بسيج تودهها، مبارزه با حكومتهاي جائر و فاسد حاكم، تلاش براي اجراي احكام و شريعت اسلامي در قالب تشكيل حكومت اسلامي و در نظر گرفتن مصالح و ضرورتها براي حفظ حكومت ديني عنوان كرد.
خانم كديور تحولي را كه با وقوع انقلاب اسلامي در بين مسلمانان ايجاد گرديد و موجب احيا و بيداري اسلامي در منطقه و جهان شد را زمينهساز ظهور پديدهي اسلام سياسي خواند.
دكتر «عبدالكريم گواهي» دبيركل سازمان همكاريهاي اقتصادي (اكو) در سخناني پيرامون مفهوم اسلام سياسي گفت: در لسان و منطق قرآن چيزي به نام «اسلام سياسي» وجود ندارد، بلكه آنچه ميتواند وجود داشته باشد، سياست اسلامي، اسلام و سياست و ابعاد سياسي اسلام است.
وي تاكيد كرد: روشنفكران و متفكران جهان اسلام بايد از گرفتار شدن در دام تقسيمبندي نه چندان معقول و منطقي اسلام و يا هر سنت ديني ديگر به دو گونهي سياسي و غير سياسي ـ كه اساس و پايهي درستي ندارد ـ پرهيز كنند و با تبيين مقولاتي از قبيل سياست در اسلام، ابعاد سياسي اسلام به تقسيمبنديهاي جغرافيايي؛ چون اسلام در ايران، يا در شبه قارهي هند بپردازند.
دكتر «آتويك بيورن اولاو» استاد دانشگاه اسلو در خصوص تحولات اسلامگرايي در مصر گفت: هدف اخوان المسلمين تشكيل حكومتي بود كه داراي شريعت اسلامي و قانوني باشد كه هستهي مركزي آن را قوانين اسلامي تشكيل دهد.
وي افزود: اخوان المسلمين مرجعيت را اساس كارشان ميدانستند، هرچند آنها در سطوح عقيدتي ديدگاههاي متفاوتي نسبت به نقش دين و ميراثهاي فرهنگي داشتند، اما داراي شوراي اسلامي بودند و هدفشان تبيين دموكراسي در چارچوب قوانين اسلامي بود.
استاد دانشگاه اسلو با اشاره به اين كه دانشجويان پيرو اخوان المسلمين در سالهاي ١٩٧٠ توانستند بيشترين حمايتها را در بين گروههاي اسلامي در دانشگاهها داشته باشند افزود: اين گروه سعي در به رسميت شناختن همهي حقوق زنان در جامعهي مصر داشت.
وي تاكيد كرد: نسل دانشجويان دههي ١٩٩٠ در مصر سعي ميكردند تا، رهبري صنفهاي مختلف را به دست بگيرند و با شيوهي دموكراسي به اهداف خود برسند كه در اين راه به طرح مسايل و مشكلات داخلي مصر؛ از جمله خشونت حكومت، فقر جامعه پرداختند و در واقع اين نسل سعي كرد تا دركي واقعي از تواناييها و نيازمنديهاي مردم مصر به دست آورد.
دكتر «مونيا شرايبي ـ بناني» استاد دانشگاه لوزان سوئيس در سخناني در خصوص روند شكلگيري فرديت و تحولات حوزهي ديني در مراكش گفت: در يك تحقيقي كه بر روي تعدادي از مردم مراكش در زمينهي ارتباط دين و سياست انجام شد، مشخص گرديد: پس از مرحلهي ارتباط فرد با خداوند، در مرحلهي بعد اكثريت افراد، دين را از سياست جداناپذير ميدانند و فقط اقليتي خود را مخالف امتزاج دين با امور دنيوي ميدانند.
در ادامهي همايش دكتر «جعفر ولداني» استاد دانشگاه علامه طباطبايي در خصوص اسلامگرايي در فلسطين و زمينههاي آن گفت: جنبشهاي اسلامگرا، طي دهههاي اخير از نفوذ قابل توجهي در فلسطين برخوردار بودهاند و در انتفاضهي اول و دوم فلسطين نقش اساسي داشتهاند كه از جملهي عوامل احياي مجدد اسلام در فلسطين ميتوان به انقلاب ايران، جهاد عليه شوروي، موفقيت جنبشهاي اسلامگرا در الجزاير و سودان و پيروي حزب اللّه لبنان عليه رژيم صهيونيستي از طرفي و بحران هويت جهاني شدن فرهنگ و تمدن غربي، نا اميدي از مذاكرات صلح كشورهاي غربي اشاره كرد.
وي خاطرنشان كرد: بر اساس آمار به دست آمده ٢٣درصد از جواناني كه به سن رشد رسيدهاند و مشغول به كار نشدهاند، جذب گروههاي اسلامگرا شدهاند و از جمله به سازمان آزاديبخش فلسطين و گروههاي حزب اللّه و حماس پيوستهاند. وي با اشاره به اين كه بهرهگيري از اينترنت يكي از عوامل محرك در انتفاضه بوده است، هشدار داد. امروزه برخي اختلاف نظرها در ميان مسلمانان بروز كرده است كه به نفع اسلام نيست.
پروفسور «ديل ايكلمن» استاد دانشگاه دارموث امريكا در سخناني پيرامون اسلام جهاني و اسلام محلي گفت: در قرن نوزدهم، تفكر حاكم اين بود كه انسانها بايد بر اساس ملتهايي كه داراي يك زبان، يك فرهنگ، يك قوميت و يك فرهنگ ديني ـ مذهبي مشترك هستند تقسيم شوند، تا بتوانند كانونهاي سياسي متمايزي را تشكيل دهند، اما در قرن بيستم هويتهاي فراملّي در اشكال مختلفي ظاهر ميشوند، بعضي از حركتهاي فراملّي اسلامي ارتباط تنگاتنگي با نظام دولتي دارند و بعضي ديگر داراي برنامههاي رسمي در حوزههايي؛ چون تعليم و تربيت، و بهداشت نيكوكاري هستند و برخي نيز به طور غير رسمي در شكل سازماندهي دروني فعاليت ميكنند كه با فرقههاي اسلامي و دراويش قابل مقايسهاند. وي افزود: در بسياري از مناطق جهان ـ به ويژه در مناطق مسلمان نشين ـ بالا رفتن سطح سواد در كنار سهلالوصول شدن سفر و فعاليت وسايل ارتباط جمعي به تركيبي تازه و پر معنا از هويتهاي سياسي و مذهبي منتهي شده است.
دكتر «فرانسوا بورگا» پژوهشگر مركز تحقيقات علمي ـ پاريس در خصوص «كاركردهاي سياسي اسلام در دوران معاصر» گفت: اسلامگرايي در مقابل مقولههايي؛ چون تجدد اجتماعي و ليبراليسم سياسي در ايجاد پوياييهايي موثر بوده و اين دو قالب فكري را زير سؤال برده و يا حذف كرده است و يا آنچه كه بيشتر رايج ميباشد با ايجاد تحول فرهنگي در درونشان، شرايط جذب چنين حركتهايي را براي خود امكانپذير ميسازند.
وي افزود: غرب با محدود و منحصر كردن جنبشهاي اسلامي به ابعاد مذهبي آن، در حقيقت به طور خطرناكي به برداشت ايدئولوژيكي مفرطي از جنبشهاي اسلامي دامن زده است كه اين برداشت نه تنها كمكي به درك اختلافات و درگيريهاي موجود نميكند، بلكه به بغرنجتر كردن درگيريها ميانجامد و بيشتر از اين كه مذهبي باشد، سياسي است.
دكتر «گلزاويه بوگارل» محقق مركز ملي تحقيقات علمي فرانسه پيرامون «تعاريف سه گانهي اسلام در بوسني هرزگوين» گفت: بيشتر مسلمانان در اروپا ـ به ويژه اروپاي شرقي ـ از روشنفكران مصري؛ نظير عبدو تاثير پذيرفتهاند و تجربهي سركوبي مسلمانان در بوسني موجب شد تا مسلمانان در افكار عمومي مطرح شوند و مسلماناني را كه تا ديروز در اقليت بودند، با به دست آوردن بلوغ سياسي در برخي مناطق توانستند اكثريت را از آن خود كرده و تشكيل حزب بدهند، اما در عين حال سه مبحث؛ يعني ارتباط ميان اسلام و هويت ملي، ارتباط ميان اسلام و رژيم سياسي و جايگاه بوسني هرزگوين درميان غرب و جهان اسلام از عوامل مؤثر در چند دستگي بين مسلمانان بوسني هرزگوين بوده است.
گزارشگر: علي رضايي