پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - الگوي روابط امينتي در خليج فارس - لک زایی شریف

الگوي روابط امينتي در خليج فارس
لک زایی شریف

منطقه‌ي خليج فارس به سبب داشتن ذخاير عظيم نفت و گاز يكي از قطب‌هاي بزرگ اقتصادي جهان به حساب مي‌آيد؛ خليج فارس حدود ٦٥ درصد كل ذخاير نفت و ٣٥ درصد كل ذخاير گاز جهان را دارا است. اين مسأله بر اهميت اقتصادي و تجاري خليج فارس افزوده و موجب توجه قدرت‌هاي بزرگ به اين منطقه شده است.
از آن جا كه اين منطقه توليد كننده‌ي منابع اقتصادي كم‌ياب و استراتژيك است و بخش عمده‌اي از جهان صنعتي به آن وابسته مي‌باشد، امنيت آن نه تنها براي كشورهاي منطقه، بلكه براي كشورهاي صنعتي و پيشرفته نيز حايز اهميت است. به هر حال مهم‌ترين كنش‌ها و واكنش‌هاي اين منطقه، طبيعتي اقتصادي دارد و با كشورهاي برزگ مصرف‌كننده‌ي نفت جهان در ارتباط است. بنابراين مهم‌ترين پشتوانه‌ي اقتصادي منطقه امنيت بازرگاني است كه مورد توجه ويژه نيز قرار گرفته است.
در اين نوشته به بحث محيط امنيتي ايران در ارتباط بااعضاي شوراي همكاري خليج فارس پرداخته مي‌شود و تهديدات فراروي ايران و فرصت‌هاي فراهم‌آمده براي آن مورد بررسي و تحليل قرار مي‌گيرد. بايد توجه داشت كه ايران، نسبت به كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس، از اهميت بيشتري برخوردار است، زيرا نيمه‌ي شمالي اين خليج در اختيار ايران مي‌باشد و حساس‌ترين بخش‌هاي استراتژيك آن در كنترل ايران است. هم‌چنين ايران از نظر جمعيت و منابع اقتصادي، بزرگ‌ترين كشور منطقه است و صدور نفت و ورود كالا ازخليج فارس براي آن جنبه‌ي حياتي دارد. بنابراين، كنار گذاردن ايران از يك سيستم امنيتي واقعي در منطقه مفهومي ژئوپوليتيك ندارد و يك منبع هميشگي تهديد و ناامني را درخليج فارس به‌وجود خواهد آورد.

شوراي همكاري خليج فارس
«شوراي همكاري خليج فارس» در سال ١٩٨١ پس از جلسات متعدد و متوالي كشورهاي شش گانه‌ي حاشيه‌ي خليج فارس به طور رسمي تشكيل شد كه اعضاي آن عبارتند از: «عربستان، كويت، قطر، امارات، عمان و بحرين». شوراي همكاري خليج فارس در غياب دوكشور بزرگ و مهم منطقه يعني ايران و عراق تشكيل شد، اين درحالي است كه ايران بيشترين مزرها، منابع و آب‌ها را در اختيار دارد.
درباره‌ي تشكيل شوراي همكاري خليج فارس دلايل و فرضيه‌هاي متفاوتي مطرح شده است. اما صرف نظر از اين فرضيه‌ها نمي‌توان از برخي مؤلفه‌ها در تشكيل اين شورا غفلت ورزيد. در اين نگاه شكل‌گيري شوراي همكاري ـ كه دو سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران به‌وجود آمد ـ ناشي از شرايط خاصي است كه در منطقه حاكم گرديد؛ خلأ قدرت ناشي از سرنگوني رژيم شاه، اشغال افغانستان توسط ارتش شوروي سابق وشكستن سياست امريكايي جلوگيري از نفوذ كمونيسم، بروز جنگ ميان ايران و عراق، همكاري گسترده‌ي امريكا و بلوك غرب با عرب‌ها، وقوع انقلاب اسلامي و خروج ايران از پيمان دفاعي - امنيتي سنتو از مهم‌ترين عوامل تأسيس شوراي همكاري خليج فارس محسوب مي‌شود.
نكته‌ي مهم اين است كه باتشكيل شوراي همكاري، نوعي انسجام در تصميم‌گيري ميان كشورهاي متشتّت منطقه به وجود آمد كه به اين كشورها امكان داد در تصميم‌گيري هاي خود از يك انسجام دروني برخوردار شوند و مانند صف واحدي درمقابل تهديدها و تهاجمات احتمالي عمل كنند.
به هر تقدير نمي‌توان فراموش كرد كه شوراي همكاري در طول جنگ تحميلي همواره از عراق حمايت كرد و از انواع واقسام كمك‌ها به آن دريغ نورزيد.

نظام جهاني و امنيت خليج فارس
پيش از پيروزي انقلاب اسلامي بحث‌هاي امنيتي مربوط به خليج فارس به دليل سياست امريكايي مقابله با نفوذ كمونسيم ـ به عنوان استراتژي امريكا در كنترل منطقه ـ مورد توجه بود. در اين استراتژي ايران نيز به عنوان حافظ امنيت يا ژاندارم منطقه نقش مهمي را بر عهده داشت. با استقرار نظام جمهوري اسلامي در ايران، تصوير امنيتي منطقه دگرگون شد. اين امر تغيير استراتژي دفاعي - امنيتي امريكا را در پي داشت و باعث حضور فيزيكي بيشتر اين كشور در منطقه گرديد.
امريكا تلاش كرد با تأسيس شوراي همكاري خليج‌فارس، چارچوب امنيتي جديدي را در منطقه به‌وجود بياورد، زيرا با فروپاشي نظام شاهنشاهي در ايران پيمان سنتو نيز از بين رفته و ايران ديگر ژاندارم منطقه محسوب نمي‌شد. از سويي جنگ كه توسط عراق و هم‌پيمانانش بر ايران تحميل شده بود، چار چوب امنيتي منطقه را دگرگون كرد. بدين ترتيب مي‌توان نتيجه گرفت كه تشكيل شوراي همكاري خليج فارس به دنبال ترتيبات جديد امنيتي امريكا در منطقه‌ي خليج فارس شكل گرفت و عامل اصلي آن نيز برقراري نظام جمهوري اسلامي درايران بود.
بنابراين تأسيس شوراي همكاري درراستاي سياست‌هاي نظام جهاني بود كه در قالب «سيستم» عمل مي‌كرد در اين سيستم خليج فارس به عنوان يك خرده سيستم منطقه‌اي به شمار مي‌آمد. از اين ديدگاه شوراي همكاري تهديدي عليه ايران محسوب مي‌شود.
البته از جهت ديگري نيز مي‌توان مسأله را مورد بررسي قرارداد و آن اين كه تأسيس شوراي همكاري خليج فارس يك تشكل واحد از كشورهاي ضعيف و پاره پاره‌ي منطقه به‌وجود آورد. اين تشكل واحد به آنان امكان مي‌داد كه در تصميم‌گيري‌هاي خود از يك انسجام دروني برخوردار شوند و به صورت واحد و يكپارچه در مقابل آسيب‌ها وتهاجمات احتمالي عمل كنند. اين جريان توسط امريكا يي‌ها دنبال مي‌شد و يكي ديگر از اهداف تشكيل اين شورا مي‌باشد.
به‌هرحال نظام جهاني و قدرت‌هاي بزرگ صنعتي به خاطر منافع اقتصادي خود همواره در پي نفوذ و كنترل خليج فارس بودند و استراتژي‌هاي خود را در اين راستا تنظيم مي‌كردند. اكنون كه نظام دوقطبي ازميان رفته است، امريكا نقش بي بديلي در منطقه به دست آورده و سياست‌هاي خود را بر آن تحميل مي‌كند اين وضعيت مطابق ميل و خواسته‌ي ايران نيست و ايران خواهان تغيير در وضعيت امنيتي منطقه است.

تهديدهاي متوجه ايران
درباره‌ي جريان‌هايي كه ايران را مورد تهديد قرار مي‌دهد، مي‌توان به اصل شكل‌گيري و تأسيس شوراي همكاري اشاره كرد.
چنانكه ذكر شد، يكي از عوامل تأسيس شوراي همكاري خليج فارس، نقش حمايتي و هدايتي امريكا بوده است. از آن‌جا كه سقوط شاه در بهمن ١٣٥٧ تمامي معادلات و سياست‌هاي امريكا در منطقه را برهم زد و ضربه‌ي سختي به منافع آن وارد آورد، اين كشور درصدد بر آمد تا كشورهاي منطقه را گرد هم جمع كند و به صف واحدي در مقابل كمونيسم و ايران تبديل كند.
با پيروزي انقلاب اسلامي، ايران از پيمان دفاعي - امنيتي سنتو خارج شد و به «سازمان جنبش عدم تعهد» پيوست. علاوه بر اين ايران ديگر ژاندارم منطقه‌ي خليج فارس نبود. اين امر در سياست مقابله با نفوذ كمونيسم امريكا ايجاد خلل مي‌كرد. لغو قراردادهاي تسليحاتي و نظامي ايران باامريكا و خروج مستشاران نظامي و غير نظامي اين كشور از ايران را نيز بايد بر مجموعه‌ي اين عوامل افزود.
يكي ديگر ازعوامل گسترش ناامني در منطقه عدم حضور ايران در اين شورا است، زيرا اين كشور بيشترين مرز جغرافيايي و منافع خليج فارس را در اختيار دارد.
يكي ديگر از مسايلي كه ايران را مورد تهديد قرار مي‌دهد، حضور نيروهاي بيگانه ـ به‌ويژه امريكايي‌ها ـ در منطقه‌ي خليج فارس است. علت حضور اين نيروها در خواست كشورهاي حوزه‌ي خليج فارس و به‌خصوص اعضاي شوراي همكاري خليج فارس مي‌باشد. از آن جا كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي فضاي بي‌اعتمادي به ايران در روابط متقابل ميان اين كشورها سايه افكند، هم چنين به خاطر ترسي تاريخي كه اين كشورها از همسايه‌ي قدرتمند خود دارند، براي برقراري امنيت در منطقه از نيروهاي بيگانه استمداد جسته‌اند. البته تحريك عراق براي اشغال كويت، فلسفه‌ي وجودي تشكيل شوراي همكاري خليج فارس را كه با اتمام جنگ ايران و عراق تضعيف شده بود، تحكيم و تقويت كرد و حضور مداوم كشورهاي اروپايي و امريكا در منطقه را با انعقاد قراردادهاي نظامي طولاني مدت با كشورهاي حاشيه‌ي خليج فارس تثبيت نمود. اين مسأله علاوه بر تحقير كشورهاي منطقه به خاطر ناتواني از تأمين امنيت خود، تهديدي جدي عليه ايران محسوب مي‌شود، چرا كه علت اصلي اين حضور ايران است؛ به اين معنا كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، ايران ـ كه خود تأمين‌كننده‌ي امنيت منطقه بوده است ـ به كانوني براي ناامني مبدّل شده است.
مسأله‌ي ديگري كه ايران را تهديد مي‌كند، بحث جزاير سه گانه‌ي ايراني «تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسي» است. به هر حال اختلاف ميان ايران و امارات از جمله عوامل كندي روابط وعناصر تنش زا در روابط ايران و شوراي همكاري خليج فارس مي‌باشد.
عوامل و عناصر ديگري نيز ايران را تهديد مي‌كند كه مي‌توان به رابطه‌ي اسرائيل و شوراي همكاري خليج فارس اشاره كرد. از آن جا كه برخي از اعضاي شوراي همكاري به گسترش روابط با اسرائيل گرايش دارند و ايران همواره به نفي اين رابطه پرداخته و موجوديت كشوري به نام اسرائيل را نفي كرده است، اين عنصر به مانع عمده‌اي براي گسترش روابط ميان ايران و كشورهاي عضوشوراي همكاري تبديل شده است. (البته اين وضعيت اخيرا اندكي تعديل شده است.) به هر حال اين كشورها بيشتر در راستاي صلح عرب‌ها و اسرائيل گام بر مي‌دارند كه ايران مخالف جدّي آن است.
عامل تهديد كننده‌ي ديگري كه مي‌توان نام برد، مواضع شوراي همكاري خليج فارس كه در طول جنگ تحميلي و حمايت از عراق مي‌باشد. اكنون نيز گاه و بي گاه اين شورا از موضع امارات در برابر جمهوري اسلامي ايران حمايت مي‌كند.

گرچه عمده‌ترين زمينه‌هاي همكاري كشورهاي عضو اين شورا مبادله‌ي اطلاعات در مسايل امنيتي، تشكيل شبكه‌ي دفاع هوايي، ايجاد نيروهاي واكنش سريع، انجام رزمايش‌هاي نظامي، گسترش همكاري‌هاي تجاري و اقتصادي و... بوده است، اما اين مسايل موجب شده است كه منطقه همواره از يك محيط نامساعد امنيتي در رنج باشد. مداخله‌ي قدرت‌هاي خارجي و وجود منافع آن‌ها در خليج فارس، رفتار كشورهاي منطقه، رقابت تسليحاتي، عدم اجماع در تعريف امنيت خليج فارس و بحران مشروعيت سياسي و نگراني از بي‌ثباتي داخلي از ريشه‌هاي محيط نامساعد امنيتي در منطقه‌ي خليج فارس محسوب مي‌شود.
به هر حال هر يك از اين مسايل مي‌تواند تهديد براي امنيت منطقه، به خصوص امنيت ايران محسوب شود.

فرصت‌هاي فراروي ايران
از جمله فرصت‌هاي به وجود آمده فراغت ايران از جنگ با عراق پس از سال‌هاي ١٩٩٠، فرصت تجديد نظر در سياست خارجي، طرح امنيت جمعي و مشاركت همه‌ي كشورهاي خليج فارس بدون حضور قدرت‌هاي بيگانه در منطقه است. به هر حال اتمام جنگ تحميلي موجب شد ايران نگاهي تازه به سياست خارجي خود بيفكند و نقاط آسيب و تهديد را شناسايي نموده و در جهت رفع آن‌ها بكوشد. به همين دليل سياست نزديكي و دوستي با كشورهاي منطقه به ويژه شوراي همكاري خليج فارس را در دستور كار آن قرار داد.
هم چنين مي‌توان طرح تنش‌زدايي و گفت‌وگوي تمدن‌ها را نيز در همين راستا ارزيابي كرد. استراتژي جديد ايران كه تنش‌زدايي و گفت‌وگوي سازنده را در رأس برنامه‌هاي خود قرار داده نگرش عرب‌ها و كشورهاي شوراي همكاري را نسبت به ايران تغيير داده است و كشورهاي حاشيه‌ي خليج فارس را به ايران نزديك‌تر كرده است. اين مسأله در مورد عربستان پيشرفت قابل ملاحظه‌اي داشته و دوستي بيشتر اين دو كشور را در پي‌داشته است. روابط اين دو كشور حتي تا مرحله‌ي انعقاد توافق نامه‌ي امنيتي ـ نظامي نيز پيش رفته و چشم انداز خوبي را نويد مي‌دهد.
روابط نزديك ايران و عربستان ساير كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس را تحت تأثير قرار داده و آن‌ها هم در پي نزديك شدن به ايران هستند. بايد توجه داشته باشيم كه ايران با يك مجموعه‌ي تقريبا منسجم يعني شوراي همكاري خليج فارس روبه‌رو است. بنابراين نزديكي و دوستي با بزرگ‌ترين كشور عضو اين شورا زمينه‌هاي نزديكي ساير كشورهاي عضو را فراهم مي‌آورد. علاوه بر اين بايد توجه داشت كه قدرت اصلي شوراي همكاري نيز عربستان است، زيرا پس از پيروزي انقلاب اسلامي، عربستان به علت موقعيت برتر نسبت به ساير كشورها، عامل مهمي در تأمين امنيت در منطقه بوده است.
فرصت ديگر فراهم شده براي ايران انزواي قدرت بزرگ ديگر منطقه يعني عراق است. از آن جا كه اين كشور علت بروز دو جنگ پرهزينه در منطقه بوده است، در حال حاضر در انزوا به سر مي‌برد. به ويژه كه جنگ دوم عليه يكي از كشورهاي عضو شوراي همكاري طراحي‌شده بود.
فرصت ديگر فراهم آمده وجود زمينه‌هاي همگرايي ميان ايران و كشورهاي شوراي همكاري است. اين زمينه‌ها در ابعاد ديني، جغرافيايي، اقتصادي و... مورد توجه قرار مي‌گيرند؛ از آن جا كه دين همه‌ي اين كشورها اسلام است، به طور طبيعي بايد به نزديكي اين كشورها بينجامد و زمينه‌ي همگرايي را ايجاد كند. در بُعد اقتصادي نيز همه‌ي اين كشورها منافع مشتركي در صدور نفت و گاز دارند. اين مسأله نيز مي‌تواند زمينه‌هاي همكاري متقابل را در پي داشته باشد. مسأله‌ي امنيت نيز عنصر ديگري است كه مي‌تواند اين كشورها را به هم نزديك سازد و به سوي برقراري يك سيستم امنيت جمعي پيش ببرد.
مسأله‌ي ديگر جهاني شدن و تهديدهايي است كه از ناحيه‌ي آن متوجه اين كشورها مي‌باشد. با توجه به اين كه ارزش‌هاي اين كشورها ـ عمدتا در بُعد فرهنگي ـ مشترك است و به احتمال زياد با پديده‌ي جهاني شدن اين ارزش‌ها در مخاطره قرار مي‌گيرند، بنابراين همگرايي اين كشورها در حفظ ارزش‌هاي اسلامي مي‌تواند فرصت ديگري براي ايران و نزديكي كشورهاي مورد بحث به يكديگر باشد.
فرصت‌هاي ديگري نيز مي‌تواند فراروي ايران باشد، مانند اختلافات داخلي اعضاي شوراي همكاري كه در نتيجه موجب نزديكي ايران به طرف مقابل يا اعمال نفوذ براي حل اين اختلافات مي‌شود. هم چنين، از آن جا كه برخي از كاهش نسبي اهميت خليج فارس سخن به ميان آورده‌اند، اين مسأله نيز فرصت مناسبي را در اختيار ايران قرار مي‌دهد تا جايگاه خود را در روابط كشورهاي عضو شوراي همكاري مستحكم‌تر سازد. اين ديدگاه معتقد است از آن جا كه امريكا قراردادهاي نفتي خود را با ساير كشورها مانند «ونزوئلا» امضا كرده است، ديگر حاضر نيست در خليج فارس هزينه بپردازد. اين امر كاهش نسبي اهميت خليج فارس را در پي دارد. البته اين مسأله با توجه به حضور همه جانبه‌ي امريكا در منطقه پس از حملات ١١ سپتامبر منتفي است.
نكته‌ي ديگر اين است كه در فقدان تهديدهاي ذكر شده در بخش قبل، به طور طبيعي فرصت‌هايي براي ايران فراهم مي‌شود. بنابراين از ميان رفتن تهديدهاي بالفعل و بالقوه نيز مي‌تواند يك فرصت تلقي شود.

الگوي روابط امنيتي در آينده
تاكنون الگوها و استراتژي‌هاي مختلفي براي برقراري امنيت در منطقه‌ي خليج فارس ارايه شده و اعمال گرديده است كه از جمله آن‌ها مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
١. الگوي سلطه‌ي (هژموني) يك قدرت كه بر اساس طرح صلح امريكايي بر قدرت‌يابي يك دولت خارجي و بيگانه استوار است. اين الگو با پايان يافتن نظريه‌ي «صلح انگليسي» در سال١٩٧١ پايان يافت.
٢. الگوي سلطه‌ي (هژموني) نيابتي كه بر اساس آن يكي از كشورهاي منطقه به نمايندگي از يك قدرت بزرگ، برقراركننده‌ي صلح و امنيت در منطقه است. اين الگو پيش از انقلاب اسلامي در منطقه اجرا مي‌شد.
٣. الگوي موازنه‌ي قوا كه بر اساس آن دو قدرت خارجي برقرار كننده‌ي موازنه مي‌باشند يا امنيت توسط برخي از كشورهاي منطقه محقق مي‌گردد و يا اين كه دو قدرت منطقه‌اي ايجاد سلطه (هژموني) مي‌كنند. دكترين «دوستون نيكسون» در همين راستا بوده است.
پس از انقلاب اسلامي هيچ يك از الگوهاي ذكر شده مورد توجه و توصيه‌ي ايران نبوده است. ايران به دنبال برقراري الگوي موازنه‌ي قوا توسط كشورهاي منطقه است. ايران خواهان تنش‌زدايي بين كشورهاي منطقه است و برقراري يك نظام امنيت جمعي در خليج فارس را دنبال مي‌كند، تا بدين وسيله همه‌ي كشورهاي منطقه بدون دخالت قدرت‌هاي بيگانه امنيت منطقه را تأمين كنند. بر همين اساس ايجاد پيمان‌هاي امنيتي دو جانبه را در دستور كار خود قرار داده، گاهي در جهت رسيدن به امنيت دسته جمعي محسوب مي‌شود.
الگوي امنيت جمعي به اين معنا است كه گروهي از كشورها با يك‌ديگر پيمان مي‌بندند كه در مقابل يك دشمن‌فرضي مقابله كنند؛ همانند پيمان‌هاي ناتو، ورشو، سنتو. چنين مفهومي مستلزم درجه‌اي از رفتار هم فكر ميان كساني كه دشمن يا تهديد او را شناخته و مشاركت و درك مشتركي نسبت به آن دارند. براي مثال ايران حضور امريكا در منطقه را موجب ناامني و مغاير با اهداف و منافع خود مي‌داند، اما اعضاي شوراي همكاري حضور اين كشور را دقيقا در راستاي اهداف، منافع و امنيت خود ارزيابي مي‌كنند و به همين دليل نيز خواستار حضور امريكا در منطقه هستند.
لازم به ذكر است كه برخي برقراري الگوي امنيت جمعي در خليج فارس را در آينده‌اي قابل پيش‌بيني بعيد و ناممكن مي‌دانند، زيرا نه تنها توافقي در مورد تعريف دشمن وجود ندارد، بلكه در حال حاضر بسياري از كشورهاي منطقه بدگماني‌هايي نسبت به هم دارند. البته اين نظريه با توجه به نزديكي ايران و عربستان انعقاد توافق‌نامه‌ي امنيتي ـ انتظامي از سوي اين دو كشور خدشه‌دار شده است. گرچه نمي‌توان از اين نكته غفلت كرد كه به هر حال تشكيل شوراي همكاري خليج فارس ـ كه داراي برخي جنبه‌هاي نظامي است ـ در غياب ايران و عراق صورت گرفته است. درحالي كه حضور آن‌ها زمينه را براي يك الگوي واقعي امنيتي در خليج فارس فراهم مي‌كند.
علاوه بر اين، هرگونه تلاش براي ايجاد يك الگوي امنيتي در خليج فارس بايد منافع كشورهاي اين منطقه را دربر گيرد. هم‌چنين بايد توجه داشت كه امروزه امنيت فقط يك موضوع از ملاحظات نظامي نيست، بلكه مفهوم امنيت اين است كه تمامي مسايل مربوط به توسعه و نظام اجتماعي و اقتصادي را دربر بگيرد. به هر حال برقراري امنيت پايدار جمعي در منطقه‌ي خليج فارس در بستر شرايط ويژه‌اي انجام خواهد گرفت. برخي از عوامل موثر در ايجاد چنين الگوي به اين شرح است:
١. تأكيد بر عوامل هم گرايي و طرد عوامل واگرايي.
٢. اعتماد متقابل بين كشورهاي منطقه و روابط حسنه ميان آن‌ها.
٣. اعتماد سازي و درك متقابل از مفهوم امنيت جمعي.
٤. رجحان دادن به ارزش‌هاي اقتصادي در منطقه به عنوان هسته‌اي براي اعتمادسازي متقابل.
٥. نفي سلطه و مقابله با مداخله‌ي بيگانگان و هم‌چنين مقابله با خوي نظامي‌گري در خليج فارس و... .
آن‌چه بيشتر از همه مورد توجه و اعمال نظر است، بحث هم‌گرايي است. به طور كلي كشورهاي منطقه در بسياي از باورها و ارزش‌ها داراي اشتراك نظر هستند، اين مسأله مي‌تواند عاملي مهم و تأثير گذاري براي برقراري يك امنيت جمعي پايدار باشد. البته غير از بحث ارزش‌ها مي‌توان به عامل اقتصادي نيز اشاره كرد و هم‌گرايي را در ابعاد اقتصادي مورد توجه قرار داد، زير از آن جا كه در حوزه‌ي اقتصاد حساسيت‌ها به مراتب كمتر از ساير حوزه‌ها است، كشورهاي مذكور مي‌توانند در اين بخش نهايت فعاليت و همكاري را با هم داشته باشند.

منابع و مأخذ:
١. عليرضا اشراقي، خليج فارس: همسايه‌هاي قديمي و ترتيبات امنيتي جديد، روزنامه‌ي بيان: ١٩/٢/٧٩.
٢. محمد مهدي انصاري، الگوي مطلوب ساختار امنيتي خليج فارس، رسالت: ٣٠/٤/٧٩.
٣. هوشنگ جلالي، امنيت خليج فارس منابع تامين و تهديدات بين المللي، فصلنامه‌ي مطالعات دفاعي استراتژيك: شماره ٤.
٤. رضايي، تاثير سياست تنش زدايي ايران بر ايجاد نظام امنيت دسته جمعي در خليج فارس، روزنامه‌ي خراسان: ٣/٥/٧٩.
٥. شمس‌الدين صادقي، خليج فارس و نظام نوين جهاني، روزنامه‌ي اطلاعات: ٢٧/٢/٧٩.