پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - مكتب اعتدال و امت معتدل - ملک زاده محمدحسین

مكتب اعتدال و امت معتدل
ملک زاده محمدحسین

اعتدال در تشريع و تكوين
بررسى همه جانبه آموزه‌هاى الهى و گزاره‌هاى دينى در دين مبين اسلام به خوبى نشانگر اين حقيقت است كه اسلام، نظام عالم را كه نظام اَحسن است به عنوان نظامى اعتدالى معرفى مى‌نمايد و انسان را در تمامى ابعاد و عرصه‌هاى زندگى، به تعادل و اعتدال، دعوت مى‌كند و او را افراط و تفريط باز مى‌دارد و بر اين اساس مى‌توان گفت كه اسلام، مكتب اعتدال است.
توضيح آنكه: گاهى تأكيد بر انتخاب حد ميانه و وسط در يك مسئله جزئىِ فقهى، مانند آنجا كه قرآن كريم درباره كيفيت قرائت در نماز مى‌فرمايد: ولا تَجهَر بصلاتك و لاتُخافت بها و ابتغِ بين ذلك سبيلا، و نماز را نه زياد بلند و نه زياد آهسته بخوان و در بين آن دو، راهى ميانه برگزين). توجه ما را به خود جلب مى‌كند.
و يا درباره انفاق مى‌فرمايد: و الذين اذا أنفقوا لم يُسرفوا و لم يَقتروا و كان بين ذلك قواما؛ و[بندگان شايسته خدا] كسانى هستند كه چون انفاق كنند نه به اسراف و زياده‌روى مى‌پردازند و نه سخت‌گيرى مى‌كنند، بلكه در بين اين دو، حالت ميانه دارند.
همچنين مى‌فرمايد: و لاتجعل يدك مغولة إلى عنقك و لاتبسطها كل البسط فتقعد ملوماً محسوراً دستت را بر گردنت مبند [يعنى بخيل نباش] و بيش از حد نيز دست خود را مگشاى [و بريز و بپاشِ زيادى هم نكن]، كه مورد سرزنش قرارگيرى و از كار فرو مانى.
و موارد ديگرى از اين قبيل.
يا در جاى ديگر، مثلاً در مسئله‌اى اعتقادى و كلامى؛ مانند »اختيار انسان« و كيفيت صدور فعل از آدمى، مى‌بينيم كه اهل بيت رسول الله(ص) با بيان اين حقيقت كه افعال صادر شده از انسان در عين انتساب به خود وى به خداوند نيز منتسب هستند، حق جويان را از افراط و تفريط جبرى‌ها و تفويضى‌ها، رهايى بخشيده، آنان را به باورى اعتدالى در زمينه اختيار بشر فرا مى‌خوانند و مى‌فرمايند: لاجَبر و لاتفويض بَل الامر بين الامرين؛ نه جبر و نه تفويض بلكه چيزى در ميانه اين دو.
و گاه مطلب، در افقى بالاتر قرار گرفته و نه تنها برخى فروع دين و يا حتى اصول دين، بلكه اساساً مسلمين و پيروان دين حق را به عنوان امتى ميانه و ميانه‌رو معرفى مى‌كردند؛ آنچنان كه خداوند عليم در قرآن حكيم مى‌فرمايد: و كذلك جعلناكم امة وسطاً؛ و همان گونه [كه قبله شما را قبله‌اى معتدل و ميانه تعيين كرديم] شما را نيز امت ميانه قرار داديم.
و اهل بيت پيامبر(ع) كه كامل ترينِ مسلمانان و بلكه پيشواى مسلمانان هستند، در معرفى خود مى‌فرمايند:
»نحن آل محمدٌ النَمَطُ الاَوسط؛ ما خاندان محمد(ص)، گروهى ميانه و معتدل هستيم«.
اين رهبران بزرگ اسلام، خطاب به پيروان خويش و پويندگان طريق حق و حقيقت نيز مى‌فرمايند:
»يا مَعشر الشيعة آل محمدٍ، كونوا النُّمرُقة الوِسطى يَرجع إليكم الغالى و يلحق بكم التالى؛ اين شيعيان، پيروان آل محمد(ص) گروه ميانه و معتدل باشيد، كه افراطگر به سوى شما بازگردد و تفريط كار به شما رسد«.
در ادعيه مأثوره نيز علاوه بر احاديث متعدد، مى‌بينيم كه همين تعبير »النمرقة الوسطى« يا »النمرقة الاوسط« مطرح‌شده است:
»اللهم لاتجعلنا من الذين تقدَّموا فَمَرقَوا و لا من الذين تأخروا فمُحِقوا واجعلنا من النُّمْرِقَة الاوسط؛ خداوندا ما را در زمره كسانى كه پيش افتادند - افراطكاران - و در نتيجه به بيراهه رفتند و همچنين در زمره كسانى كه عقب ماندند - تفريط كاران - و در نتيجه دچار هلاكت گرديدند قرار مده و ما را از گروه ميانه و معتدل قرار ده«.
جالب آنكه، قرآن مجيد حتى وقتى مى‌خواهد جمع قليلى از يهوديان و مسيحيان را از انحرافات و كج‌روى‌هايى كه اكثريت يهودى‌ها و مسيحى‌ها بدان دچار بودند استثناء كند و آن جمع قليل را به عنوان جمعيتى با ايمان و درستكار معرفى نمايد، آنان را با تعبير امت معتدل و ميانه‌رو و امتى پرهيزكننده از افراط و تفريط، توصيف مى‌كند و مى‌فرمايد:
منهم امّة مقتصدة؛ گروهى از آنان ميانه‌رو و معتدل هستند.
همچنين قرآن عظيم، ظاهراً از لسان لقمان حكيم، خطاب به فرزندش و در واقع به عنوان سفارشى هميشگى و خطابى همگانى، بشر را در همه رفتارها و كردارها به ميانه‌روى دعوت مى‌كند و مى‌فرمايد: و اقصِد فى مَشْيِك؛ در رفتار خويش ميانه‌رو باشد.
اما با سياحت افزون‌تر در سپهر نور گفته هاىِ دينى مى‌بينيم، كه اين مطلب حتى از اين سطح (دعوت، امر و تشريع) نيز فراتر رفته و اسلام، حُسن »تعادل« و »حدّ وسط« و دورى از افراط و تفريط را به عنوان يك اصل اساسى و فراگير در تمامى عرصه‌هاى و امور؛ اعمّ از تشريع و تكوين معرفى مى‌كند؛ آن‌چنان كه پيامبر اكرم(ص) در بيانى عامّى كه لسان آن - به اصطلاح علمى - آبىِ از تخصيص است، مى‌فرمايد: »خير الامور اوسطها؛ بهترين امور، حد وسط و ميانه و حالت اعتدال آنهاست.
و ديگر فرقى نمى‌كند كه اين امر، يك امر تكوينى باشد يا يك امر تشريعى. طبعاً خداوند نيز كه به اقتضاى فيض دائم و رحمت واسعه و لطف و كرم بى‌مانند خويش و با توجه به هدف آفرينش، همه انسان‌ها را به راه راست و درست و به خير و نيكى هدايت مى‌كند و اين هدايت (تكوينى و تشريعى) را هم بر خود لازم فرموده، در حقيقت، راه ميانه و طريق اعتدال و راهى كه هيچ انحراف و گرايشى به سمت افراط و تفريط ندارد را به بندگان نشان مى‌دهد و آنان را به چنين راهى رهنمون مى‌گردد: »و على الله قصد السبيل؛ برخداست كه راه ميانه را در اختيار بندگان بگذارد.
اينجاست كه به روشنىِ هر چه تمام‌تر در مى‌يابيم كه مسأله اعتدال نه تنها صرفاً يك توصيه ساده اخلاقى يا دستور عادى دينى آن هم در برخى موارد نيست و از اين سطوح بالاتر است، بلكه متوجه مى‌شويم كه ميانه‌روى و اعتدال، يكى از ملامح عامه و خطوط برجسته جهان‌بينى توحيدى است كه بر همه شؤون و ساحت‌هاى حيات، سايه افكنده است و نه تنها تشريعاً، بلكه تكويناً نيز آفريدگار توانا و حكيم به مقتضاى حكمت بالغه خويش، نظام هستى را بر پايه اعتدال و تعادل آفريده و براساس تناسب و توازن، استوار ساخته است و السماء رفعها و وضع الميزان انّا كلّ شى‌ءٍ خلقناه بقدر.

انسان كامل، انسان معتدل
از مطالب پيش گفته به روشنى آشكار مى‌گردد كه شكل مطلوب عالم و آدم، حالت ميانه، متعادل و متوازن آنها است و دين اسلام به عنوان تنها دين در نزد خدا انّ الدين عندالله الاسلام (و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و شريعت محمدى به عنوان آخرين شريعت از شرايع الهى كه اداره كننده بخش پايانى زندگى بشر است ما كان محمد ابا احدٍ من رجالكم و لكن رسول الله و خاتم النبيين به دنبال رسيدن به انسان كامل؛ يعنى انسانى معتدل و متعادل ست؛ انسانى كه در تمامى ابعاد شخصيتى و حياتى به كمال رسيده باشد؛ يعنى در همه اين ابعاد داراى اعتدال باشد.
لذا مى‌بينيم پيامبر عظيم الشأن(ص) و خاندان معصوم ايشان(ع) كه به عنوان شايسته‌ترين عباد الرحمان، انسان‌هاى كامل، بلكه كامل‌ترين انسان‌ها در ميان تمامى ابناى بشر از طلوع هستى تا بى‌كرانه ابد مى‌باشند و وزن و ارزش هر كمالى در وجود هر انسانى، بلكه هر مخلوقى به آنان سنجيده مى‌شود و صراط مستقيم هدايت به سوى كمال مطلوب مى‌باشند، خودشان مصاديق روشن و تجسّم عينى اعتدال و تعادل هستند، همچنان كه خود آن بزرگواران هم ذوات قدسى خويش را با همين ويژگى توصيف فرموده‌اند و در همين نوشتار نيز به حديثى درباره اعتدال اهل بيت پيامبر(ص) اشاره شد.
كما اينكه درباره شخص پيامبر اكرم(ص)، همو كه هستى نورى‌اش »اول ما خلق الله است و حقيقت وجودى‌اش، مجلاى اسماء و صفات بارى و مجراى جريان مشيت الهى و واسطه سريان فيض و رحمت تكوينى و تشريعى حق تعالى به تمام عوالم وجود و كائنات مى‌باشد، فرموده‌اند: »و سيرتُهُ القَصدُ؛ سيره و روش پيامبر(ص)، ميانه‌روى و اعتدال است.
ايشان نه تنها خود شخصيتى اعتدالى است، بلكه همگان را هم به اعتدال فرا مى‌خواند: »و امر بالقصْد؛ [امير المؤمنين على(ع) درباره پيامبر خدا(ص) مى‌فرمايد:] به ميانه‌روى و اعتدال فرمان داد.
و سرانجام آنكه، چون انسان اشرف مخلوقات از حيث نوع است و از حيث شخص، فرد كامل آن؛ يعنى انسان كامل مى‌باشد، از اين رو انسان‌هايى به اعتدال تام و كامل رسيده‌اند كه در حقيقت بايد گفت به مقام قدس انسان كامل بار يافته‌اند و شريف‌ترين آفريده‌ها در ميان تمامى آفريدگان جهان‌ها و جهانيان نيز هستند طوبى لهم و حُسن مَآب.

وجه تسميه اسلام به مكتب اعتدال
اگر از يك سو مكتب را شامل مجموعه تعاليمى درباره »هست‌ها و نيست‌ها« و »بايدها و نبايدها« بدانيم و از سوى ديگر ببينيم كه اسلام نيز داراى مجموعه كاملى از چنين تعاليمى است؛ پس بايد بگوييم كه اسلام، يك مكتب كامل و تمام عيار است. و آنگاه كه اسلام را با توجه به دعوت همه جانبه آن به ميانه‌روى و اعتدال، مورد نظر قرار دهيم، مى‌توانيم نام »مكتب اعتدال« را بر آن بنهيم.
بنابراين، نامگذارى اسلام بدين نام، در واقع، توجه دادن اذهان به اين جنبه از جنبه‌هاى گوناگون اسلام است، كه البته اين جنبه - با استشهاد به شواهد فراوان، فراچنگ آمده از بازكاوى نصوص دينى است كه درصدر اين مقاله، به پاره اندكى از آنها اشاره كرديم - از گسترده‌ترين و برجسته‌ترين جنبه‌ها و ابعاد در دين و آيين الهى مى‌باشد.

اسلام و اتهام افراط و تفريط
پس از مطالعه آموزه‌هاى مختلف اسلامى در زمينه‌هاى گوناگون و مشاهده فراگيرى شگفت‌آورى كه ميانه‌روى و اعتدال و تأكيد بر آن و دعوت به سوى آن در اين دين دارد، اين پرسش و اشكال به صورت جدى‌ترى براى انسان مطرح مى‌شود، كه چرا عده‌اى در اين زمان (طرفداران ليبرال دموكراسى غربى و آمريكايى) اسلام‌گرايى را باعث و حتى معادل افراطى‌گرى در باورها، رفتارها و حركت‌ها مى‌دانند و از آن طرف عده‌اى ديگر (چپ‌ها و طرفداران كمونيسم) در چند دهه پيش، اسلام و پيروى از آن را ضد عمل‌گرايى و موجب خمودى و عدم تحرك و مخالف هر نوع دگرگونى سياسى - اجتماعى معرفى مى‌كردند؟ آيا گروه نخست، اهل تفريط و گروه دوم اهل افراط نيستند، كه اعتدال اسلامى را برنمى‌تابند و لذا به آن حمله مى‌كنند؟
و آيا متهم نمودن اسلام به گرايش به سمت افراط و تفريط از سرِ »اسلام‌شناسى« و يا حتى غرض‌ورزى‌هاى خاص صورت نمى‌گيرد؟
البته انصاف حكم مى‌كند كه به اين حقيقت نيز اذعان كنيم كه شوربختانه دسته‌اى از ديدگاه‌ها يا رفتارهاى تندروانه و ضد اسلامى كه به نام اسلام‌گرايى و به وسيله برخى افراد و گروه‌هاى دور افتاده از جاده حق و انصاف، بروز و ظهور مى‌يابد نيز، در مشوّه نمودن طلعت اسلام و به نمايش گذاشتن سحنه و چهره‌اى غيراعتدالى و يا ضداعتدالى از اسلام در نزد افكار عمومى جهانيان، بى تأثير نبوده است.
اما پرسش اساسى اين است كه آيا مى‌توان به همين راحتى نسبت به اين واقعيت كه بسيارى از اين جماعات، حركات و نظرات غيراعتدالى، به طور مستقيم و يا با واسطه و وسائطى، ساخته و پرداخته دشمنان اسلام براى ترسيم تصويرى ناصواب از اسلام و مسلمانى در اذهان خلايق در پهنه گيتى هستند، تغافل نمود؟
حتى با اين فرض كه شِرذِمه و گروه قليلى هم در ميان اينها پيدا شوند كه بدون تأثيرپذيرى، سازماندهى و يا حمايت‌هاى مادى و معنوى اسلام‌ستيزان، و تنها منبعث از كج انديشى‌ها و كج فهمى‌هاى خويش، در پى اسلامى نامعتدل باشند، اما آيا بازهم مى‌توان باور يا عمل عده‌اى خاص را به جميع مسلمين تسرى داد؟ و مهم‌تر آنكه آيا مى‌توان پاره‌اى امور اين چنينى را نه تنها به تمامى اهل قبله، بلكه به خود اسلام عزيز تعميم داد؛ آن هم با وجود اين همه نصوص و متون اسلامى كه سيماى اعتدالى عروس حضرت اسلام را نقاب و بُرقع از چهره برگرفته، در پيش ديدگان همه حق جويان جهان، جلوه‌گر مى‌سازد؟!

كاركردهاى درون دينى و برون دينى
نكته حائز اهميت اين است كه نگاه به اسلام از زاويه انديشه و مكتب اعتدال و توجه به افراطگريزى و تفريطستيزى در اين دين، نه تنها كاركرد دفاعى از اسلام دارد و مى‌توان اين گونه شبهات و اشكالاتى كه در حوزه، نظر و عمل به وسيله دو گفتمان پيش گفته، نسبت به اسلام، طرح مى‌شود را پاسخ دهد، بلكه از آن هم مهم‌تر، كاركرد درون دينى اين انديشه است؛ زيرا از جمله ثمرات اين بحث و از جمله ميوه‌هاى نيل به اين حصيله گرانسنگ كه روح كلى اعتدال در تمامى معارف و آموزه‌هاى دينى، سارى و جارى است و انسان و زندگى او تنها در حالتى متعادل، مطلوب پروردگار عالم مى‌باشد، اين است كه هر جا بيان موردى و خاصى از جانب دين وجود نداشت، حكومت اين روح كلى، لحاظ مى‌گردد و نظر و روشى توأم با اعتدال در آن مورد اتخاذ مى‌شود.

توليد علم، طراحى نقشه فرهنگى و ترسيم الگوى توسعه
با اين فرض بنيادين، كه اصل اعتدال يكى از اركان اساسى و عناصر زيربنايى در انديشه اسلامى است، بدون ترديد نمى‌توان در زمينه نظريه‌پردازى، نظام‌سازى و توليد علوم مختلف؛ مانند اخلاق، عرفان، فلسفه، حقوق، اقتصاد، علوم تربيتى، روانشناسى، جامعه‌شناسى، مديريت، علوم سياسى و... و همچنين در طراحى نقشه جامع علمى و فرهنگى و نيز در برنامه‌ريزى كلان اجتماعى و ترسيم الگوى توسعه و پيشرفت متوازن، متعادل و همه جانبه و تبيين رويكرد آن از منظر اسلام، اين اصل را در كانون توجه قرار نداد.
البته بر اهل فن پوشيده نيست كه يافتن ديدگاه رهيافت، راهكار و راهبرد صحيح كه نه سر از افراط درآورد و نه به تفريط بينجامد، افزون بر شناخت دقيق موضوعات و مسائل و شناخت حد افراط و تفريط آنها، به تفقّه و اجتهادى قوى و همه سو نگر نياز دارد، كه با احاطه بر دانش‌ها و بينش‌هاى دينى در تمامى زمينه‌ها - و نه فقط فقه مصطلح، آن هم با ديد غير اجتماعى و مضيّق - و با كشف نوع نگرش دين به مسائل گوناگون، طريق وسط كه همان راه درست است را انتخاب نمايد. و در همين راستا و در صورت لزوم حتى به كوشش و تلاش در اجتهاد و توليد يا بازتوليد روش‌ها و روش‌شناسى‌هاى مناسب و متناسب، اقدام كند.
اگر چه انجام كارى بدين سترگى و با اين ژرفا و گستردگى، بسيار دور و دشوار به نظر مى‌رسد، اما قطعاً دين‌شناسان و عالمان دينى كه مرجع و پناهگاه مردم در دوران غيب ولى الله الاعظم(عج) هستند، اگر از اين منظر به اسلام بنگرند، مى‌توانند با تكيه بر اصول و مبانى متخذ از دين و با استفاده از سازوكارها، متدها و روش‌هاى شرعى (نقلى و عقلى) و كارآمد تا حدود زيادى به اين مهم نائل آمده و بسيارى از مشكلات و بحران‌هاى پيش‌روى بشر را در زندگى فردى و جمعى، مرتفع سازند.
توجه به اعتدال به عنوان يكى از خطوط اصلى در تفكر و عمل اسلامى، منجر به كشف نظر درست و دقيق دين در عرصه‌هاى مختلف مى‌شود. و در واقع انديشه اعتدالى دين يكى از آموزه‌هاى كلى دين است كه بر موارد بى‌شمارى، قابل تطبيق مى‌باشد و پاسخ‌گوى نياز انسان به دانستن نظر و راه حل اسلام در زمينه مسائل و چالش‌هاى گوناگون زندگى انفرادى و اجتماعى مى‌باشد. البته همان گونه كه پيش از اين نيز اشاره شد، موضوع‌شناسى و تعيين حد افراط و تفريط و حد تعادل هر موضوع، كار جداگانه‌اى است كه بايد نسبت به آحاد موضوعات به صورت على حده به انجام رسد.

واكاوى انتقادى آراى منسوب به دين
اگر با پرهيز از هرگونه افراط و تفريط به جايگاه اعتدال در دين اسلام نظر كنيم، خواهيم ديد كه ميانه‌روى و اعتدال، نقش بسيار ويژه و مؤثرى در ترسيم تصوير صحيحى از اسلام به عهده دارد و جايگاه استراتژيك و غير قابل اغماضى در چهره‌اى كه بايد از اين دين در اختيار داشته باشيم و به جهانيان ارائه كنيم را دار است.
از اين رو علاوه بر نقش راهبردىِ انديشه اعتدال در نظريه‌پردازى و توليد علم و در مهندسى توسعه متعالى و متعادل و طراحى فرهنگى براى جامعه بر مبناى نظرگاه توحيدى و نيز پاسخ‌گويى به پرسش‌ها و نيازهاى نو پيدا، كه به آنها اشاره كرديم، بازخوانى متون و نصوص دينى با عنايت به اصل اعتدال، بازبينى و تجديد نظر در پاره‌اى از بينش‌ها، گرايش‌ها، انديشه‌ها، آراء و نظريه‌هاى افراطى يا تفريطى كه به پندار برخى منشأ دينى دارد را به ضرورتى پرهيزناپذير بدل مى‌كند؛ زيرا لحاظ اين حقيقت كه اسلام به عنوان مكتب اعتدال، هيچگاه انسان را به اتخاذ رويكردها و اقدام به رفتارهاى افراطى و تفريطى فرا نمى‌خواند، ما را به اين نتيجه مى‌رساند كه اين نظريه‌ها، ريشه در آموزه‌هاى دينى نداشته، بلكه مخالف دين اند.
گذشته از مواردى كه نيازمند تأمّل و تجديدنظر هستند، تمامى باورها، ارزش‌ها و بايدها و نبايدهايى كه به صراحت در منابع نقلى معتبر آمده، يا به دليل قطعى عقلى ثابت شده است و اكثر عقايد و بايسته‌ها و شايسته‌هايى كه بدان آشكارى نبوده، اما اسلام‌شناسان واقعى با زحمات طاقت‌فرسا و با بهره‌گيرى دقيق از منطق فهم دين و اجتهادى اصولى و مورد تأييد قرآن و عترت(ع) به كشف آنها نائل آمده‌اند، كاملاً با اصل ميانه‌روى و خط اعتدال، هماهنگى و همخوانى دارد.
گرچه ممكن است براساس برخى ديدگاه‌هاى سطحى و غيرمنطقى و بر مبناى بعضى معيارها و ملاك‌هاى ناصواب، به طور مثال پاره‌اى از احكام شرعى كه چه بسا از ضروريات اسلام هم به شمار مى‌روند، اعتدالى به نظر نرسند، اما همين‌ها هم اگر با نگاهى جامع و كلان‌نگر مورد ارزيابى قرار گيرند و به درستى تبيين شده، وجهشان بازنمايى گردد، اعتدالى بودنشان چون خورشيد فروزان در ميانه روز، آشكار مى‌شود.

تمدن ناب اسلامى
از آنجا كه اسلام را مكتب اعتدال مى‌دانيم، بايد بپذيريم كه در طول تاريخ، هرگاه مسلمانان از خط ميانه و متعادل، خارج شدند، دچار اسراف، افراط و يا كوتاهى و تفريط شده، در واقع از صراط مستقيم و راه درست بازمانده و به بيراهه رفته‌اند كه در اين صورت سعادت اخروى و عظمت دنيوى خويش را به مخاطره انداخته‌اند.
از اين منظر، بيدارى اسلامى بازگشت به اسلام راستين و اصول‌گرايى اسلامى، چيزى نيست، مگر رسيدن به اعتدال اسلمى و ارتقاء به جايگاه امت ميانه كه نتيجه آن برپاداشت تمدن اصيل و حقيقى اسلامى خواهد بود. تمدنى كه عنصر ميانه‌روى و دورى از افراط و تفريط در حوزه نظر و عمل، نه تنها يكى از عناصر محورى در حدوث و قوام آن است، بلكه يكى از اركان مهم در بقا و دوام آن نيز مى‌باشد.
و اعتدال به عنوان عنصر تمدن‌ساز استراتژيك در تمامى سطوح و لايه‌هاى تمدن كامل اسلامى از رويكردها، زيرساخت‌ها، مبانى، شاخص‌ها، مدل‌ها و عوامل تا مظاهر، روبناها، آثار، نتايج و فراورده‌هاى نرم‌افزارى و سخت‌افزارى آن بروز و ظهور دارد.