پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - فالون دافا - مظاهری سیف حمید رضا

فالون دافا
مظاهری سیف حمید رضا

قسمت دوم و پايانى
اشاره:
در نخستين بخش از اين مقاله مبانى تائوئيستى و نيز تائوئيسم و بوديسم در مكتب عرفانى فالون دافا به خوانندگان گرامى معرفى شد. در ادامه مبحث تزكيه جسم و ذهن از منظر اين مكتب عرفانى بررسى و در پايان ارزيابى كلى و نهايى از فالون دافا تقديم مى‌شود.

تزكيه شين شينگ
شين شينگ سرشت قلب و ذهن و خصوصيات اخلاقى است.(١) تزكيه شين شينگ در هماهنگى با سرشت جهان يعنى شن، رن و جن اتفاق مى‌افتد. كسى كه بتواند راستى، مهربانى و بردبارى بورزد در حال تزكيه شين شينگ است و مى‌تواند با ادامه اين راه با جهان و نيروى طبيعت يكى شود و در سرشت جهان كه همين سه خصلت است جذب گردد. »براى رشد خود بايد سرشت جهان را به عنوان راهنما برگزينيم... اگر مى‌خواهيد به خود واقعى اوليه‌تان برگرديد، اگر مى‌خواهيد به وسيله تزكيه سطح‌تان را بالا ببريد، مجبوريد با اين استاندار زندگى كنيد«.(٢)
تزكيه شين شينگ به اين خلاصه نمى‌شود كه با راستى و مهربانى و بردبارى تقوا كسب كنيد بلكه اين فرايند تزكيه ادامه مى‌يابد و ماده سفيد را هم به چيز ديگرى كه انرژى تزكيه است تبديل مى‌كند. انرژى تزكيه گونگ نام دارد و از انرژى معمولى حيات كه چى ناميده مى‌شود برتر بوده امكان ارتقا و افزايش فوق العاده‌اى را داراست. پس روند تزكيه دو مرحله دارد نخست به دست آوردن ماده سفيد و سپس تبديل آن به گونگ كه اين دو با عمل به سه اصل رن، شن و جن صورت مى‌گيرد. »كليد رشد گونگ شما اين است: شما شين شينگ خود را تزكيه مى‌كنيد و جذب سرشت جهان مى‌شويد، سپس سرشت جهان شما را ديگر محدود نمى‌كند، شين شينگ شما رشد مى‌كند و عناصر تقوا به گونگ تبديل مى‌شود«.(٣)
تزكيه كاملاً ارادى و اختيارى است و كسى نمى‌تواند كارى براى ديگرى انجام دهد مگر اينكه خودش بخواهد. تغيير ذهنيت و رفتا و هماهنگ سازى آن با سرشت جهان آزمونى است كه براى نجات از اين زندگى رنج بار طراحى‌شده و »چگونگى پيشرفت تزكيه شما تماماً به ذهن تان بستگى دارد... به توانايى بردبارى و توانايى تحمل سختى‌ها. اگر ماده سفيد خودتان مصرف شود مى‌توانيد ماده سياه خود را از طريق تحمل سختى‌ها به ماده سفيد تبديل كنيد. اگر هنوز هم كافى نباشد مى‌توانيد گونگ خود را از طريق تحمل گناهان اعضاى خانواده يا دوستان خوتان كه تزكيه نمى‌كنند افزايش دهيد«.(٤)
هينگ جى اين قسمت آخر را توضيح نمى‌دهد ولى شايد منظورش اين است كه وقتى خطاها، جنگ‌ها، دغدغه‌ها، وابستگى‌ها و ناآرامى آنها را مى‌بينيد و رنج مى‌كشيد، اين خود موجب افزايش تقوا و به دنبال آن گونگ شماست و مى‌تواند به پيشرفت تزكيه شما كمك كند. به هر حال براى نجات بشر از دور تناسخ به انرژى گونگ نيازمنديم و تنها با اين نيرو است كه مى‌توانيم به اصل خود بازگرديم.

چى گونگ و توانايى‌هاى فوق طبيعى
فالون دافا مثل بسيارى از روش‌هاى شرقى در پى پاكى روان و رهايى از چرخه تناسخ است. در اين بين از نوع روش‌هايى است كه به نام چى گونگ شناخته مى‌شوند و مى‌كوشند تا با تمرين‌ها و حركاتى بدنى نيروى خود را افزايش دهند. و به اين وسيله راه رهايى و نجات را طى كنند. فالون دافا روشى است براى افزايش گونگ تا جايى كه انسان را به نجات و رهايى كامل برساند. اما در كنار اين افزايش گونگ كه قرار است به نجات شخص بينجامد اتفاقات خارق العاده و فوق طبيعى هم روى مى‌دهد. نظير اين كه تزكيه كننده در مراحلى از رشد گونگ مى‌تواند بيماران را شفا دهد يا كارهاى غير عادى انجام دهد. اين موضوع بازار روش‌هاى مختلف چى گونگ را گرم كرده و فالون دافا نيز مدعى‌دست يابى به اين نيروها و توانايى‌هاى فوق طبيعى است.
اما توصيه اساسى لى‌هنگجى اين است كه مبادا اين توانايى‌ها هدف شوند و اهميت پيدا كنند. شفا يافتن يا شفا دادن و يا باز شدن چشم سوم، هيچ كدام نبايد راه زن تزكيه كننده شود. و شخص بايد براى رسيدن به سطوح بالاى‌تزكيه و بازگشت به خويشتن اوليه همواره آماده باشد و نيروى خود را ذخيره كند. در صورتى كه ذهن خود را از شفا يافتن و دغدغه بيمارى پاك نكنى نمى‌توانى به تزكيه دست يابى. وقتى تزكيه را به درستى انجام دهى و گونگ‌ات افزايش يابد اثرى از بيمارى نخواهد ماند. »اگر نتوانيد وابستگى يا نگرانى در مورد بيمارى را كنار بگذاريد، نمى‌توانيم هيچ كارى انجام دهيم«.(٥)
همچنين كسانى كه مى‌توانند بيماران را شفا دهند يا كارهاى خارق العاده انجام دهند، نبايد به اين كارها دست بزنند زيرا اين كارها يا براى خود نمايى است يا براى پول يا براى شهرت كه همه اين‌ها برخلاف تزكيه است.(٦) اگر هم براى خود بيمار مى‌خواهيد او را شفا دهيد بدانيد كه اين كار به زيان اوست. چون او با رنج بيمارى و بردبارى مى‌تواند خود را تزكيه كند و به گونگ زيادى دست يابد در اين صورت هم بيمارى‌اش شفا يافته و هم چيزهاى ارزشمندترى‌بدست آورده است. ولى اگر ديگرى او را شفا دهد در حقيقت كار او را دشوار و راهش را طولانى كرده است. چون رنج بيمارى نتيجه نادرستى‌هايى است كه در اين زندگى يا زندگى گذشته‌اش داشته و اگر به اندازه لازم رنج نكشد و خود را نجات ندهد، دوباره بيمارى و رنج به سراغش خواهد آمد. بنابراين فرصت تزكيه او به تأخير مى‌افتد و اگر در اين زندگى هم فرصت بيمارى و بردبارى را نيابد ناچار است كه پس از مرگ دوباره به اين جهان بيايد و رنج بكشد. پس شفا دادن تو در واقع به رنج بيشتر او و ماندگاريش در دور تناسخ كمك كرده است. و اين زيان رسانى به ديگران بر خلاف تزكيه است و موجب از دست دادن گونگ و ايجاد و افزايش كارما مى‌شود. پس تزكيه كنندگان اين روش اجازه ابراز توانايى‌هاى خارق العاده و شفاى بيماران را ندارند. مگر كسانى كه تزكيه خود را انجام داده‌اند و تنها به يك كمك و حركت نهايى نيازمند هستند. كه اين را روشن بينان مى‌بينند و اجازه دارند در اين مواقع از توانايى ماورائى خود استفاده كنند.

بدن بودا
با تداوم تزكيه به تدريج جسم از اين سطح مادى كه در آن قرار دارد فراتر مى‌رود و بدن‌هاى ديگرى ايجاد مى‌شود كه با اين بدن معمولى خيلى متفاوت است. در سطوح بالا ماده پيكر به انرژى تبديل مى‌شود و از هر گونه آسيب و ضعف پاك مى‌گردد و سرانجام از تناسخ نجات پيدا مى‌كند.
گونگى كه بر اثر تزكيه ايجاد و جذب مى‌شود در سلول‌هاى بدن ذخيره مى‌گردد. گونگ به صورت ماده‌اى با انرژى‌بالا تمام سلول را پر مى‌كند و در آن متراكم مى‌شود و به شكل سلول‌هاى شما در مى‌آيد در اين حالت بدن ديگر آن بدن فيزيكى اوليه نيست بلكه جوهر آن عوض شده است. اين فرايند را »پالايش بدن« مى‌ناميم(٧).
»هر چه سطح يك فرد بالاتر رود، انرژى او متراكم‌تر، ذرات آن ظريف‌تر و قدرت آن بيشتر مى‌شود تحت چنان شرايطى، انرژى در هر يك از سلول‌هاى بدن ذخيره مى‌شود و نه تنها در هر يك از سلول‌هاى بدن در اين بعد مادى ما، بلكه در تمام بدن‌ها در بعدهاى ديگر ذخيره مى‌شود... آن ماده با انرژى بالا وجودى با هوش بوده و قدرت دارد... همين كه سلول‌ها مهار شوند، هيچ سوخت وسازى وجود نداشته و در مرحله‌اى به طور كامل جايگزين سلول‌هاى گوشتى انسان مى‌شود«.(٨)
با اين تبديل و تحول نه تنها در هر يك از سلول‌هاى بدن در اين بعد مادى ما، بلكه در تمام بدن‌ها در بعدهاى ديگر ذخيره مى‌شود.(٩) بدن‌هاى ديگرى كه پس از مردن و از هم پاشيدن اين كالبد، آنها همچنان باقى هستند. و البته هم اكنون نيز منشأ اثر اند. بدين سان شما به سطوحى كه از آن سقوط كرده‌ايد باز مى‌گرديد و از برخوردارى‌هاى آن بهره‌مند مى‌شويد. بدن‌هاى نيروسرشتى كه رنج و بيمارى را از شما دور مى‌سازد. سلول‌هايى از انرژى و كالبدى از ماده غنى شده و با نيروى فوق العاده. اين هدف فالون دافاست و راهى است كه براى نجات بشر از تناسخ نشان مى‌دهد از بين بردن كارما و كسب تقوا و تبديل آن به گونگ و جذب گونگ در بدن و صعود به سوى بدن بودا بدور از رنج و بيمارى و تولد دوباره در اين دنيا.
لى هنگجى مى‌كوشد تا سخنان خود را با يافته‌هاى فيزيك مدرن مبنى بر اينكه انرژى حالتى از ماده و صورت ديگر آن است توجيه كند. و بر اين اساس كه هنوز دانش بشرى خيلى از چيزها را در باره ماده و ذهن انسان نمى‌داند نظريات خود را مطرح مى‌سازد. »فيزيك عصر حاضر ما عناصر ماده را از مولكول‌ها، اتم‌ها، الكترون‌ها، پروتون‌ها و كوارك‌ها تا نوترينوها مطالعه مى‌كند، اما عناصر پايين‌تر از آن‌ها به چه اندازه‌اى هستند؟ يك ميكروسكوپ نمى‌تواند اين مسئله را در آن حد شناسايى كند، پس عناصر بسيار ميكروسكوپى بسيار كوچك‌تر چه خواهند بود؟ ...وقتى شخصى اين بدن گوشتى را دارا نيست، چشم‌هاى او اشياء را با بينايى بزرگ شده خواهد ديد و سطح ميكروسكوپى بزرگ‌ترى را خواهد ديد«.(١٠)
لى هنگجى مى‌گويد: »شاگردان فالون دافاى ما بعد از مدتى عمل تزكيه، تغيير زيادى در صورت ظاهرى‌شان خواهند يافت، پوست آنها نرم و سرخ و سفيد خواهد شد و با سلامتى خواهد درخشيد. براى مسن‌ترها چروك صورت كمتر شده و حتى بسيار كمتر خواهد شد، ...به علاوه خانم‌هاى مسن‌تر عادت ماهانه‌شان را باز خواهند يافت«.(١١)

مدار آسمانى مائويو
در مكتب تائوئيسم از مدار آسمانى كوچك و بزرگ سخن به ميان آمده. مدار آسمانى كوچك براى شفا دادن و حفظ سلامتى است.(١٢) اما مدار آسمانى بزرگ براى تزكيه گونگ است در تائوئيسم كوشش مى‌شود كه كانال‌هاى انرژى به تدريج بازشود.(١٣) اما در فالون دافا تز بنيادين گشايش هم زمان تمام كانال‌هاى انرژى است. كه با تزكيه همزمان ذهن و جسم اتفاق مى‌افتد.
»اگر مدار آسمانى بزرگ درطول تزكيه كاملاً باز شود، يك نيروى فوق طبيعى براى تمرين كنندگان به همراه خواهد آورد. ...چرخش مدار آسمانى بزرگ يك جريان انرژى را شكل خواهد داد كه به تدريج متراكم‌تر خواهد شد، به سوى‌سطوح بالاتر تغيير شكل مى‌دهد و به صورت يك كمربند انرژى با تركم بالا خواهد شد. اين كمربند انرژى يك حركت چرخشى خواهد داشت«.(١٤) اين حركت در حقيقت تمام كانال‌هاى انرژى را گشوده و با هم متداخل مى‌كند و تمام بدن سرشار از انرژى مى‌شود چنانكه انرژى قلب به روده‌ها و انرژى كبد به طرف معده مى‌رود.(١٥) در اين حالت كانال‌هاى انرژى رنگ مى‌بازد و از بين مى‌رود. در اين شرايط وحدت انرژى‌و يكپارچگى نيرو در بدن روى داده و سلول‌هاى گوشتى كاملاً با انرژى جايگزين مى‌شوند.
اگر اين كمربند انرژى در خارج بدن شخص آزاد شود، توانايى حركت دادن از راه دور پديد مى‌آيد(١٦) همچنين ممكن است به پرواز در آمده از زمين بلند شويد. لى هنگجى مى‌گويد در بسيارى از سخنرانى‌هايم تمرين كنندگانى‌هستند كه مى‌گويند چنين حالتى را تجربه كرده‌اند.(١٧) و اين حالتى است كه بدن در سطوح بالاتر هنگامى كه هنوز به اين دنيا سقوط نكرده بود، داشته است. »در بعدهاى ديگر مردم بدن‌هايى بدين شكل ندارند. مى‌توانند در هوا پرواز كنند و بزرگ‌تر يا كوچك‌تر شوند«.(١٨) گشايش يك باره كانال‌هاى انرژى براى كسانى اتفاق مى‌افتد كه هم زمان تزكيه ذهن و جسم را انجام مى‌دهند.

تزكيه ذهن و جسم
لى هنگجى تأكيد مى‌كند كه تزكيه ذهن و جسم بايد با هم انجام شود و هر كدام به تنهايى مى‌تواند دردسر ساز و بلكه خطرناك باشد. بوديسم فقط به تزكيه ذهن مى‌پردازد و تائوئيسم جسم را تزكيه مى‌كند، اما فالون دافا هر دو را مورد تأكيد قرار مى‌دهد.(١٩) تزكيه جسم به تنهايى انسان را نيرومند ولى شيطانى و اسير خوى حيوانى مى‌كند.(٢٠) و تزكيه ذهن بدون تزكيه جسم موجب طول عمر ولى پيرى شديد مى‌شود.(٢١)
تزكيه ذهن همان تزكيه شين شينگ است كه انسان را با سرشت جهان هماهنگ كرده تقوا كسب مى‌كند. و تزكيه جسم از طريق تمريناتى است كه لى‌هنگجى ابداع كرده و آموزش مى‌دهد. با تلفيق اين دو روش مى‌توان در سطح بالايى‌تزكيه كرد به طورى كه بدن و ذهن همزمان پاك شده و انرژى زيادى را براى شكل گيرى مدار آسمانى مائويو و رسيدن به بدن بودا فراهم مى‌كند. با جمع ميان تزكيه ذهن و جسم در فالون دافا امكان باز شدن سريع و هم‌زمان تمام كانال‌هاى انرژى بدن فراهم مى‌شود. و ضعف و بيمارى و پيرى از جسم مى‌گريزد و تسلسل مرگ و تولد گسسته مى‌شود.
توجيه برنامه تزكيه دوگانه ذهن و جسم اين است كه ذهن در حقيقت پديدارى مادى در بدن انسان است مثل شكل بدن. ذهن هم فعل و انفعالات شيميايى و امواج و ارتعاشات فيزيكى بخشى از بدن است. و اين دو يكى هستند. »در حقيقت ماده و ذهن هر دو يك چيز هستند. در رشته علم بدن انسان، دانشمندان امروزى معتقدند فكرى كه مغز انسان توليد مى‌كند ماده است. بنابراين آنها به صورت مادى وجود دارند«.(٢٢) با توجه به اين موضوع تزكيه كامل و فراگير كه همه ظرفيت‌هاى موجود را بكار گيرد بايد به هر دو بخش ذهن و جسم بپردازد، تا گشايش يك باره تمام كانال‌هاى انرژى كه تز اصلى لى هنگجى است، اتفاق بيفتد.
او تأكيد مى‌كند كه اين دو روش تزكيه بايد به درستى انجام شود و درباره هر كدام طرح و نظر ويژه‌اى دارد. به عقيده لى هنگجى هم روش‌هاى رايج تزكيه ذهن نادرست است و هم روش‌هاى تزكيه جسم و اين دو در فالون دافا كه برنامه كامل و جامع تزكيه ذهن و جسم است(٢٣) به طور متفاوتى تعريف شده و انجام مى‌گيرد.

تزكيه ذهن در فالون دافا
همه مردم يك روح اصلى و خودآگاه دارند و يك روح كمكى كه در حالت نيمه هوشيار فعال مى‌شود. خود اصلى‌ما همان ذهن خودآگاه و هوشيار است كه بايد تزكيه شود. روش‌ها و تمرين‌هاى ديگر كه به خلسه رفتن را لازمه تمرين مى‌دانند، در حقيقت روح كمكى را تزكيه مى‌كنند. مديتيشن‌هاى طولانى و حتى آنها كه سالها رياضت مى‌كشند، روح اصلى را تزكيه نمى‌كنند.(٢٤) اما روش فالون دافا با تأكيد بر همين زندگى عادى و قرار گرفتن در آن و تحمل انواع رنج‌ها خود آگاه اصلى و روح اصلى تمرين كنندگان را تزكيه مى‌كند.
كسانى كه روح كمكى را تزكيه مى‌كنند اگر چه به نيروهاى فوق طبيعى دست يابند در واقع روح كمكى‌شان رشد كرده است و خودشان به جايى نرسيده، از چرخه مرگ و تولد رها نشده اند و دوباره به اين دنيا بازخواهند گشت. راه حقيقى نجات روش فالون دافاست، كه به سانسارا (تناسخ) و تولدهاى مجدد پايان مى‌دهد. و با تزكيه ذهن هوشيار و روح اصلى فرد تقوا و گونگ لازم براى تحول بدن و گشايش مسيرهاى انرژى را فراهم مى‌آورد. لى هنگجى پس از توضيح اين موضوع مى‌گويد: »من رازى ابدى را فاش كرده‌ام، راز اسرارها، كه مطلقاً نمى‌توانست گفته شود. ماجراى درون تمام روش‌هاى مختلف تزكيه در سراسر تاريخ را بر ملا كرده‌ام«.(٢٥)
تزكيه بايد كاملاً هوشيار و در متن زندگى تحقق يابد. در حالت خلسه، انزوا، خواب يا بى‌هوشى كه تزكيه حقيقى اتفاق نمى افتد. بايد در كش و قوس روابط اجتماعى، منازعات و برخوردها شين شينگ خود را تزكيه كنيد و تقوا بدست آوريد تا گونگ‌تان حقيقتاً افزايش پيدا كند. »مدرسه ما بدين صورت تزكيه مى‌كند، شما را قادر مى‌كند كه خودتان به طور واقعى گونگ را به دست آوريد. آن از زمان پيدايش زمين و آسمان اولين بار است. مى‌توانيد تاريخ را بررسى كنيد.... اما در عين حال بسيار هم سخت است. در ميان جامعه پيچيده مردم عادى و اصطكاك شين شينگ بين افراد آن، بايد بتوانيد به بالا و فراتر از آن صعود كنيد، اين سخت‌ترين چيز است«.(٢٦) تزكيه حقيقى لازم است كه در دل روابط اجتماعى بود و كاملاً عادى زندگى كرد. نه اينكه به گوشه‌اى خزيد يا در حالت نيمه هوشيار خود را به آرامش رساند. زيرا »تمام روند تزكيه، روند دائمى رها كردن وابستگى‌هاى بشرى است«.(٢٧) و اين در متن زندگى به دست مى‌آيد. با مردم زيستن و مثل آنها نبودن، نيازهاى معمولى و بشرى را برآوردن بدون اينكه در بند آنها باشى. اين تزكيه واقعى شين شينگ و مربوط به روح اصلى شماست.

تزكيه جسم در فالون دافا
تزكيه جسم ادامه تزكيه ذهن است. با تزكيه ذهن يا شين شينگ كارما از بين مى‌رود و تقوا به دست مى‌آيد اما در ادامه تزكيه جسم هم لازم است. و تبديل تقوا به گونگ اساسى‌ترين مرحله است، تزكيه جسم به تزكيه ذهن افزوده مى‌شود. در اينجا نقش استاد در فالون دافا حياتى است در حقيقت بدون كمك او تقوا به گونگ تبديل نشده و هيچ گونگى به دست نمى‌آيد. »عمل تزكيه به خود شخص بستگى دارد در حالى كه گونگ به استاد شخص مربوط است«.(٢٨)
كسب گونگ و عمليات تزكيه جسم از طريق فالونى كه لى هنگجى در بدن فالون دافا كاران قرار مى‌دهد صورت مى‌گيرد. فالون يك شى‌ء نامرئى براى افراد عادى است كه شكلى دايره‌اى دارد و در بدن كسانى كه تمرينات فالون دافا را انجام مى‌دهند قرار داده شده، مى‌چرخد و انرژى جهانى را جذب مى‌كند تا تمام كانال‌هاى انرژى يك باره باز شوند. عمل تزكيه جسم و حتى انجام تمرينات فالون دافا بدون قرار گرفتن فالون بيهوده است.(٢٩)
در ساير روش‌هاى چى گونگ معمولاً خوشه‌اى انرژى ذخيره شده از بُعدهاى ديگر كه دَن ناميده مى‌شود، مورد تزكيه قرار مى‌گيرد. اما به نظر لى هنگجى اين روند كسب گونگ بسيار ضعيف است و با وجود فالون مى‌توان به گشودگى همزمان كانال‌هاى انرژى دست يافت. او مى‌گويد: »در طول كلاس‌هايم شخصاً فالون را براى شاگردان كار مى‌گذارم. در حالى كه فالون دافا را آموزش مى‌دهيم، فالون را در بدن همه پى‌درپى نصب مى‌كنيم. بعضى از افراد مى‌توانند آن را احساس كنند در حالى كه ديگران نمى‌توانند؛ اما اكثريت مردم مى‌توانند آن را احساس كنند. اين بدين خاطر است كه مردم شرايط فيزيكى گوناگونى دارند. ما فالون را به جاى دَن تزكيه مى‌كنيم. فالون مينياتورى از جهان است كه تمام قابليت‌هاى جهان را داراست و به طور خودكار مى‌تواند عمل كند و بچرخد. تا ابد در قسمت زيرين شكم شما دوران خواهد داشت. همين كه فالون در بدن شما جاى گرفت، ساليان سال بدون توقف تا ابد به اين شكل خواهد چرخيد. وقتى به طرف موافق عقربه‌هاى ساعت مى‌چرخد، مى‌تواند به طور خودكار انرژى كيهان را جذب كند. علاوه بر اين، مى‌تواند توسط خودش انرژى را تبديل كند و براى تبديل هر قسمت از بدن شما انرژى لازم را در اختيار قرار مى‌دهد. همچنين وقتى برعكس عقربه‌هاى ساعت مى‌چرخد انرژى را به خارج مى‌فرستد و عناصر نامطلوب را به خارج از شما مى‌راند«.(٣٠)
قرار دادن فالون در بدن تزكيه كنندگان توسط بدن لى هنگجى كه به بعدهاى ديگر تعلق دارد و بدن تقواست انجام مى‌شود. و بعد از نصب فالون نيز از آن نگهدارى كرده در صورت لزوم دوباره نصب مى‌كند. آن بدن را فاشن ناميده و مى‌گويد: »شخص نمى‌تواند بدون حفاظت فاشن من در تزكيه حقيقى موفق شود«.(٣١) او در راستاى اينكه مسئوليت خود را جهانى مى‌داند، اذعان مى‌كند: »افرادى كه خودشان شخصاً توسط خواندن كتاب‌ها روش را ياد مى‌گيرند نيز فاشن مرا خواهند داشت«.(٣٢)
به اين ترتيب با ابداع فالون و قرار دادن آن در بدن تزكيه كنندگان راه تازه‌اى به سوى آسمان‌ها باز شده و فالون دافا به صورت يك روش بى‌نظير براى نجات بشر و سرآمد تمام تعاليم معنوى تاريخ بشريت در روزگارى كه شقاوت پليدى به اوج خود رسيده، ظهور كرده است. زيرا »وقتى كه چيزى به نهايت خود مى‌رسد برعكس مى‌شود«.(٣٣) بنابراين با پيدايش فالون دافا در دوران بدترين شقاوت بشر برترين راه سعادت ظهور كرده است! و لى هنگجى خود را منجى بشريت در اين دوران دانسته و صريحاً اعلام مى‌كند كه »ما مسئول نجات مردم هستيم«.(٣٤)

ارزيابى
ويژگى‌هاى مثبت قابل توجهى در فالون دافا به چشم مى‌خورد كه ستودنى است. تأكيد بر فضايل اخلاقى راستى، مهربانى و بردبارى در روزگارى كه اخلاق و انسانيت رنگ باخته بسيار ارزشمند است. و بدون شك مردم نيازمند به مرام‌ها و مربيانى هستند كه اين فضايل را آموزش دهد و موعظه كند تا در روح و رفتار مردمان آثار زيباى اخلاق نمودار گردد.
همچنين نفى رياضت‌هاى سخت و دشوارى كه عرفان را به عده خاصى از افراد بشر اختصاص مى‌دهد درست و به جاست. در حقيقت معنويت بايد طورى ارائه شود كه همه مردم در هر جا بتوانند به آن بپردازند و در متن زندگى‌عادى و روزمره و در همه حال معنوى باشند. تأكيد اسلام بر نفى رهبانيت و اصرار بر حضور در جمع مردم و هم دلى و دستگيرى از آنها مؤيدى براى اين ويژگى مثبت در آموزش‌هاى فالون دافاست.
بنابراين از جهت تزكيه ذهنى يا اخلاقى كه تزكيه شين شينگ ناميده شده، روش فالون دافا آموزش‌هاى ارزشمند و لازمى را براى انسان امروزى ارائه مى‌دهد. از جهت تزكيه جسمانى هم تا آنجا كه به حركات بدنى ورزش و نرمش مربوط مى‌شود بسيار مفيد و براى انسان امروز كه با محدوديت‌هاى تمدن تكنولوژيك فرصت كمترى براى حركت دارد، جذاب و لازم است. و براستى در ارتقاء سلامت و كاهش بيمارى و ضعف جسمانى مؤثر و مفيد است. اما در ابعاد نظرى ابهامات و اشكالاتى وجود دارد كه مواردى از آنها را بيان مى‌كنيم.
يكم، در تزكيه ذهن كه با سه فضيلت اخلاقى راستى، نيك‌خواهى و بردبارى انجام مى‌شود، به نظر نمى‌رسد كه اين‌ها مربوط به ذهن باشند. ذهن انسان مى‌تواند تصور كند مثلاً راستى يعنى مطابقت يك ايده با واقعيت اما راستگويى و صداقت عمل است و به ساحت اراده و تصميم و عمل مربوط مى‌شود. بردبارى نيز به معناى كنترل هيجانان گوناگون و نوعى خوددارى است. كه به عمل و اراده مربوط مى‌شود، نيك‌خواهى هم تا آن جا كه تصور شود و خوبى و شايستگى آن مورد تصديق قرار گيرد به ذهن مربوط است اما در عمل به عمل و اراده مربوط مى‌شود. تزكيه ذهن يعنى چه؟ اينها اخلاق است و به عمل و رفتار و منش شخص برمى‌گردد نه ذهن چه بسيار كسانى كه در باره اين فضايل نيكو و زيبا به خوبى سخن بگويند و تصور واضح و روشنى از آن در ذهن داشته باشند، نيز در تصديق خوبى و الزام آن ترديدى نداشته باشند ولى در عمل براساس آن فضايل و قواعد اخلاقى عمل نكنند.
دوم، ادعاى ايشان اين است: كسى كه صداقت و نيك خواهى و بردبارى مى‌ورزد و تزكيه ذهن را انجام مى‌دهد، ماده سفيدى به نام تقوا توليد مى‌كند. و استاد اين ماده را به انرژى تزكيه (گونگ) تبديل مى‌كند. اين ماده سفيد چيست؟ آيا اين قانون فيزيك كه ميزان ماده و انرژى همواره در جهان ثابت است، مخدوش نمى‌شود. ما وقتى‌نيك‌خواهى مى‌كنيم و از كار كسى با يك تلفن گره گشايى مى‌كنيم آيا ماده‌اى يا انرژى از بين رفته و به ماده سفيد تقوا تبديل شده است. در اين صورت اگر تلفن نزينم و بدويم تا حضوراً همان كار تلفنى را انجام دهيم حتماً ماده سفيد بيشترى به دست خواهيم آورد. اين ماده سفيد براستى چيست؟ اگر با يك تلفن مشكل بزرگ ده نفر را حل كنيم بيشتر ماده سفيد تقوا توليد مى‌شود يا اينكه با دوندگى چند ساعت مشكل كوچكى از يك نفر بر طرف شود؟ اگر نيك‌خواهى ماده تقوا ايجاد مى‌كند مقدار آن تابع كيفيت نيكى است يا ميزان ماده و انرژى كه در عالم براى آن هزينه مى‌شود؟
سوم، لى هنگجى قوانين تحقيرآميزى را براى افزايش تقوا معرفى مى‌كنند، كه براستى شأن انسانى را در هم مى‌شكند. و انسان را به ستم پذيرى و سكوت در برابر تعرضات و همانند بيماران روانى و عقب مانده عمل كردن تشويق مى‌كند. البته گذشت و بخشش به ويژه در جايى كه احتمال اصلاح طرف خطاكار باشد بسيار پسنديده است؛ اما او مى‌گويد: »در جهان ما قانونى وجود دارد: »بدون ازدست دادن، چيزى به دست نمى‌آيد.[وقتى مردم] شخص عقب افتاده را مى‌بينند، او را تحقير مى‌كند، [مثلاً مى‌گويند: »تو ابله بزرگ«! وقتى دهان‌شان را باز مى‌كنند تا به او توهين كنند تكه‌اى از تقوا پرتاب مى‌شود. وقتى با كسى بد رفتارى كرده‌ايد، طرفى هستيد كه چيزى از او گرفته‌ايد و بنابراين مجبوريد چيزى از دست بدهيد. وقتى كسى جلو رفته و به او لگدى بزند، »تو ابله بزرگ«! بسيار خوب، تكه‌اى‌ديگر از تقوا به آن طرف پرتاب خواهد شد. وقتى كسى به او ناسزا گفته يا او را با لگد مى‌زند، فقط لبخندى‌مى زند، »ادامه بده، تو دارى در اين مدت به من تقوا مى‌دهى و من تكه‌اى از آن را به تو برنخواهم گرداند« اگر حقايق سطوح بالاتر را به كار ببريم، درباره اين بينديشيد، چه كسى زرنگ است؟ آيا او فرد زرنگى نيست؟«(٣٥)
از اين سخنان برمى‌آيد كه براى اينكه تقوا يا ماده سفيد را بدست آوريد بايد رنج بكشيد پس اگر به شما اهانت شد يا ظلم شد مثل احمق‌ها لبخند بزنيد و شادى كنيد زيرا بهترين چيز عالم را به شما داده است. اين توصيه‌ها با وجدان انسان سازگار نيست. ما مى‌خواهيم حرمت و احترامات حفظ شود در برابر تعرضات از خود دفاع مى‌كنيم البته اگر كسى‌از روى نادانى رفتار نادرستى انجام دهد بايد كريمانه از او گذشت چنانكه قرآن كريم در توصيف بندگان خدا مى‌فرمايد: »عباد الرحمان الذين يمشون على الارض هوناً و أذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً« بندگان خدا با فروتنى روى زمين راه مى‌روند و اگر جاهلان به آنان چيزى بگويند با روى خوش سلام مى‌كنند.
اما اين برخورد در جاى خود نيكوست. اگر كسى ظالم بود چه بايد كرد؟ اگر ما در برابر او سكوت كنيم باز هم ظلم مى‌كند، ظلم بزرگتر، دستش را به روى ديگران هم مى‌گشايد. در اين موارد قرآن كريم نهيب مى‌زند كه »و مالكم لاتقاتلون فى سبيل الله و المستضعفين من الرجال و النساء و الولدان الذين يقولون ربنا اخرجنا من هذه القرية الظالم اهلها و إجعل لنا من لدنك ولياً و إجعل لنا من لدنك نصيراً (نساء/٧٥)
»لايحب الله الجهر بالسوء من القول الّا من ظلم« (نساء/١٤٨)
لى هنگجى اما مى‌گويد: »يك تمرين كننده بودن امرى است فوق طبيعى، پس به عنوان فردى فوق طبيعى بايد با خودتان بر طبق اصول فوق طبيعى رفتار كنيد، به جاى اين كه خود را با اصول و منطق مردم عادى بسنجيد. وقتى رابطه كارمايى موضوعى را نمى‌دانيد، احتمال آن وجود دارد كه آن را به طور نادرستى اداره كنيد... بعضى اشخاص مى‌گويند: »اما من فقط مى‌خواهم مطمئن شوم كه عدالت رعايت شود.« خيلى خوب، پس همگى بايد در دانشكده پليس ثبت نام كنيم؟... وقتى مردم دعوا مى‌كنند و شايد يكى به ديگرى لگد بزند يا يكى از آن‌ها ضربه محكمى به ديگرى بزند، ممكن است آن شخص به فرد ديگر چيزى بدهكار بوده و حالا آن‌ها در حال تصفيه كردن بدهى هستند. بنابراين اگر پادرميانى كنيد، نمى‌توانند آن را تصفيه كنند و مجبورند آن را دوباره دفعه بعد انجام دهند. ...اگر حتى در مورد چيزهايى مثل قتل يا آتش سوزى كارى انجام ندهيد، پس در مورد چه چيزى كارى انجام خواهيد داد؟ اما يك چيز هست، اين چيزها زياد ربطى به ما تزكيه كنندگان ندارند«.(٣٦)
پادرميانى در حل اختلافات مردم، برقرارى صلح و آشتى و ترويج مهربانى و نيكى برترين مهرورزى و نيك‌خواهى‌است. مبارزه و جهاد با ظلم هم رنج است و بردبارى مى‌خواهد و تلاش براى برطرف كردن ستم و جور از مردم كه دست دعا برداشته و راه نجاتى مى‌جويند و از خودشان كارى برنمى‌آيد، برترين نيكوكارى و شفقت و مهربانى‌ست. كه معنويت اسلامى برآن تأكيد دارد و فالون دافا به بى‌تفاوتى در برابر مردم و ستم پذيرى درباره خود و ديگران دعوت مى‌كند و نام آن را تزكيه، حفظ تقوا و به دست آوردن گونگ مى‌گذارد.
چهارم، تبديل ماده سفيد تقوا به گونگ فرايند مبهم و تعريف نشده‌اى است توضيحى درباره آن وجود ندارد غير از اينكه با فالون و عمل فاشن يعنى بدن نامرئى لى هنگجى صورت مى‌گيرد. اين ادعاى غريب و عجيبى است كه شى‌ء مدورى به نام فالون در زير شكم پيروان اين فرقه كار گذاشته مى‌شود و لى هنگجى عمل كار گذارى فالون را انجام مى‌دهد. اين عمل روى تمام كسانى كه در سمينارهاى او شركت مى‌كنند و نيز كسانى كه كتب او را مى‌خوانند و تمريناتش را ياد مى‌گيرند، انجام مى‌شود. البته معلوم نيست كه خواندن كتب و يا حضور در سمينارهاى او خصوصيتى‌دارد يا نه. آيا اگر مطالب او را بخوانيم ولى از روى يك ترجمه بد مثل اولين ترجمه فارسى كتاب »شوان فالون« كه بعضى با خواندن آن چيز زيادى متوجه نشوند، باز هم فالون كار گذاشته مى‌شود، يا تنها دانستن افكار و آشنايى با فالون دافا موجب كار گذارى فالون مى‌شود؟ در اين صورت خوانندگان اين مقاله نيز بايد احساس كنند كه فاشن لى هنگجى فالونى در زير شكم‌شان كار گذاشته است. عامل كارگذارى فالون شركت در سمينار و خواندن كتاب‌هاى او باشد يا فهم تعاليمش، هر چه باشد، ظاهراً اگرچه هيچ اعتقادى به آن نداشته باشيم باز هم اگر تعاليم و تمرين‌هايش را ياد بگيريم، فالون زير شكم قرار مى‌گيرد!
پنجم، غايات دست پايين و طبيعت‌گرايانه اين مكتب براستى عظمت‌هاى انسانى و استعدادهاى والاى او را كه در عرفان اسلامى مطرح مى‌شود نديده مى‌گيرد.(٣٧) لى هنگجى نهايت دستاوردهاى مكتب معنوى خود را سلامتى و طول مدت جوانى و دير پيرى معرفى مى‌كند و در باره نتايج بلند مدت‌تر و بعد از اين زندگى مى‌گويد: »اگر شخصى‌تقواى بسيار زيادى داشته باشد، در زندگى بعدى‌اش صاحب منصبى والا مقام مى‌شود و يا اين كه ثروت زيادى جمع مى‌كند. تقوايش با اين چيزها مبادله مى‌شود«.(٣٨)
بدون شك سلامتى و ثروت و منصب چيزهاى خوبى است كه مى‌تواند در راستاى خيرخواهى و خدمت و رحمت به انسان‌ها بكار گرفته شود و دنيا را نيكى و عدالت بيارايد. اما پس از آن چه آيا فراتر از آن چيزى نيست كه انسان بتواند به آن برسد و جان خود را شكوفاتر سازد. در عرفان اسلامى سرچشمه هستى و آفريدگار جهان بى‌نهايت حسن و رحمت و جمال و كمال است و انسان مى‌تواند تا اوج تجلى او و درك هستى و حضورش در ماوراء ماده به اوج در آيد و روح غير مادى خود را به اصل خود كه هستى بى‌كران هستى بخش است بپوندد تا ابد در جلوه بى‌پايان او حياتى‌بى پايان و سرشار از معنا و شور و تازگى داشته باشد. »إنّ المتقين فى جنّاتٍ و نهرٍ فى مقعد صدقٍ عند مليكٍ مقتدر« (قمر/٥٤م٥٥)
ششم، يك تناقض بزرگ در گفته‌هاى لى‌هنگجى وجود دارد؛ از يك سو مى‌گويد: »مدرسه ما بدين صورت تزكيه مى‌كند، شما را قادر مى‌كند كه خودتان به طور واقعى گونگ را به دست آوريد. آن از زمان پيدايش زمين و آسمان اولين بار است«.(٣٩) از سوى ديگر مى‌گويد: »فالون دافاى ما يكى از هشتاد و چهار هزار روش تزكيه در مدرسه بودا است. آن هرگز در اين دوره تاريخ تمدن انسانى علنى نشده است، اما يك بار در يك دوره ماقبل تاريخ در مقياس وسيعى انسان‌ها را نجات داد. امروز در اين دوره نهايى آخرين ويرانى، دوباره آن را به طور گسترده‌اى عمومى مى‌كنم«.(٤٠) بنابراين اين روشى كه از پيدايش آسمان و زمين بى‌سابقه بوده و براى اولين بار ارائه مى‌شود، پيش از تاريخ تمدن فعلى بشر كه به حدود چهار هزار سال در شرق و كمتر از سه هزار سال در غرب مى‌رسد، يك بار انسان‌ها را نجات داده است و لى‌هنگجى دوباره آن را عمومى مى‌كند!
هفتم: ادعاهاى غير قابل اثبات ناپذير زيادى در گفته‌هاى ايشان وجود دارد. از جمله بدن‌هاى متعدد در عوالم ديگر، بدن انرژى، وجود فاشن يا بدنى كه با تقوا و گونگ درست شده است، قرار دادن فالون در بدن ديگران، اينكه تعداد تمرين‌هاى بودا در اول ٨٤٠٠٠ مورد بوده است، اطلاعات جالب از ماقبل تاريخ و اينكه انسان‌ها به جهت خطا از عوالم بالا سقوط كرده‌اند و با اينكه صلاحيت باقى بودن را نداشتند روشن‌بينان شرايط اين دنيا را به عنوان آخرين فرصت بازگشت به اصل خود براى آنها فراهم كرده‌اند و انسان‌هاى والا خالق اين جهان اند!(٤١) بدون شك بازگشت به اصل و اينكه دنياى فعلى ما گذرگاهى است و براى شكوفايى بايد از آن استفاده كرد در اديان مختلف بيان شده و بخشى از آن را هر خردى در ميابد، اما داستان‌هايى را كه لى هنگجى تعريف مى‌كند را نه با عقل مى‌توان فهميد، نه با تجربه مى‌توان اثبات كرد و نه بر وحيى مطمئن اتكا دارد.
هشتم، خودستايى‌هاى آزار دهنده او نيز بسيار است. او تمام استادان ديگر را فريبنده و تحت تسخير حيوانات دانسته(٤٢) و مى‌گويد: »در حال حاضر تنها كسى هستم كه به طور علنى يك راه درست را آموزش مى‌دهد. كارى را انجام مى‌دهم كه قبلاً توسط هيچ كس انجام نشده است... آن چه را كه به شما آموزش مى‌دهم يك حقيقت عظيم درباره جهان است«.(٤٣) »تا امروز هم تنها كسى هستم كه به طور واقعى چى گونگ در سطوح بالا را به طور عمومى منتقل مى‌كنم، فرد ديگرى وجود ندارد«.(٤٤) لى هنگجى داستانى را تعريف مى‌كند كه يك استاد گونگ را مار تبديل كرده است.(٤٥)
در باره كتابش مى‌گويد: »بعضى از افراد نمى‌توانند كيفيت روشن‌بينى خود را بهبود بخشند. آن‌ها با بى‌اعتنايى چيزهايى را روى كتاب من مى‌نويسند. تمرين كنندگان ما با چشم سوم باز، هريك مى‌توانند ببينند كه اين كتاب پر از رنگ‌هاى خيره كننده است و با نور طلايى مى‌درحشد و هر كلمه نقشى از فاشن من را در بردارد. اگر دروغ بگويم، همه را گول زده‌ام. ...چگونه جرأت مى‌كنيد همين طور روى آن علامت بگذاريد؟«(٤٦) در جاى ديگر مى‌گويد: »هيچ كس قادر نيست مرا بفهمد يا اينكه بداند در فكر من چه مى‌گذرد«.(٤٧)
او ادعا مى‌كند كه براى تبرك مجسمه بودا بايد از عكس او استفاده شود. »اگر يك مجسمه بودا را كه تبرك را نگذرانده است عبادت كنيد بسيار خطرناك خواهد بود.(٤٨) ...اگر يك معبد اين مشكل را داشته باشد حتى بيشتر خطرناك خواهد بود. وقتى يك راهب آن را عبادت مى‌كند، مسئوليت او را به عهده خواهد گرفت. آيا مرا عبادت نمى‌كنى؟ مشخص است كه در حال عبادت من هستى! خوب، آيا نمى‌خواهى تزكيه كنى؟ از تو مواظبت خواهم كرد. تزكيه تو را برنامه ريزى خواهم كرد...در باره مجسمه‌هاى بودا در خانه چه كار بايد كنيم؟ شايد تعدادى از اين افراد به فكر من افتاده‌اند. براى اين كه به شاگردانم كمك كنم كه تزكيه كنند، به شما خواهم گفت كه مى‌توانيد اين كار را انجام دهيد: كتاب (زيرا عكس مرا دارد) يا عكس مرا برداريد و مجسمه بودا را در دست‌تان نگه‌داريد. حالت دست گل نيلوفر آبى بزرگ (حالتى از دست براى تبرك) را انجام دهيد، گويى در حال كمك خواستن از من هستيد، و از معلم‌تان براى تبرك در خواست كنيد. تبرك در عرض نيم دقيقه انجام خواهد شد«.(٤٩)
اين ادعاها بسيار بزرگ و شگفت انگيز است و در هيچ يك از منجى‌هاى گذشته نظير بودا، مسيح و محمد صلى الله عليه و آله همانند آن را سراغ نداريم بلكه بر عكس آنچه از آنها شنيده‌ايم تواضع و اصرار براين بوده است كه »ما نيز بشرى همانند شما هستيم كه فقط وحى الاهى را دريافت مى‌كنيم«.(٥٠) و خداوند به پيامبر مى‌فرمايد: »تو فقط تذكر دهنده‌اى و هيچ سيطره‌اى بر مردم ندارى«(٥١)
نتيجه اينكه در غياب حقيقت دروغ‌ها و ادعاها سربرمى‌آورد و گرايش‌هاى معنوى مردم در لباس اخلاق و معنويت به بازى گرفته مى‌شود. وقتى عرفان حقيقى و شريعت راستين در ميان مردمى نباشد، نياز مردم به معنويت و اعمالى كه انديشه و روح معنوى را در آنها تثبيت كند، از بين نمى‌رود و اين گرايش فطرى به عبوديت و بندگى باقى است، پس به هر خسى دست دراز مى‌كنند تا گمشده خود را بيابند و كسانى كه نيرنگى برتر و حيله‌اى كارگر دارند، هوس‌هاى خود را در قالبى مردم پسند عرضه كرده و مردمان را به سوى خود فرامى‌خوانند.

پى نوشت‌ها:
١. شوآن فالون ص٨ و ص٤١٧.
٢. شوآن فالون ص٢٢.
٣. شوآن فالون ص٨٧.
٤. شوآن فالون ص ٨٨.
٥. شوآن فالون ص٩.
٦. شوآن فالون ص٨٠.
٧. شوآن فالون ص٤٦.
٨. شوآن فالون ص٨٥.
٩. شوآن فالون ص٨٥.
١٠. شوآن فالون ص٣٥٢.
١١. شوآن فالون ص٤٧.
١٢. شوآن فالون ص٣٤٩.
١٣. شوآن فالون ص٣٥٠.
١٤. شوآن فالون ص٣٥٣م٣٥٤.
١٥. شوآن فالون ص٣٥٤.
١٦. شوآن فالون ص٣٥٤.
١٧. شوآن فالونص٣٥٦.
١٨. شوآن فالون ص١١٩.
١٩. شوآن فالون ص٢١٤م٢١٥.
٢٠. شوآن فالون ص ١٣١-١٣٦.
٢١. شوآن فالون ص٣٧٢م٣٧٣.
٢٢. شوآن فالون ص٣٤.
٢٣. شوآن فالون ص٤٥.
٢٤. شوآن فالون ص٢٢٦م٢٢٧.
٢٥. شوآن فالون ص ٣٤٥.
٢٦. شوآن فالون ص٣٤٧.
٢٧. شوآن فالون ص٩.
٢٨. شوآن فالون ص ٤٠.
٢٩. شوآن فالون ص٣٥١.
٣٠. شوآن فالون ص٤٨م٤٩.
٣١. شوآن فالون ص٢٤٥.
٣٢. شوآن فالون ص١٤٢.
٣٣. شوآن فالون ص١٢٩.
٣٤. شوآن فالون ص٣٣٩.
٣٥. شوآن فالون ص٣٩٧.
٣٦. شوآن فالون ص٤١٢.
٣٧. رك حميد رضا مظاهرى سيف . خودشناسى عرفانى قم انتشارات نشاط ١٣٨١.
٣٨. شوآن فالون ص٣٩٨.
٣٩. شوآن فالون ص٣٤٧.
٤٠. شوآن فالون ص٤٤.
٤١. شوآن فالون ص٧٨.
٤٢. شوآن فالون ص١٢٩ و١٣٠.
٤٣. شوآن فالون ص١١٤.
٤٤. شوآن فالون ص١١٨.
٤٥. شوآن فالون ص٢٢٧م٢٢٨.
٤٦. شوآن فالون ص٤٠٠.
٤٧. شوآن فالون ص١١٥.
٤٨. شوآن فالونص٢٢١.
٤٩. شوآن فالون ص٢٢٥.
٥٠. »قل انما انا بشرٌ مثلكم يوحى اليّ« (كهف/١١٠)
٥١. »انما انت مذكر لستَ عليهم بمصيطر« (غاشيه/٢١م٢٢)