پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - جامعه اطلاعاتى و بحران هويت

جامعه اطلاعاتى و بحران هويت


با تشكر از جناب عالى به خاطر فرصتى كه در اختيار ما قرار داديد ، بفرماييد بحران هويت و تاثير فناورى اطلاعات و ارتباطات را چگونه مى‌بينيد؟
متأسفانه اين تاثير را بخصوص در حوزه جوانان بسيار زياد مى‌بينم! اگر بحران هويت را در ترديد يا انكار گذشته‌ها دانسته و ندانيم كه كيستيم و به كجا مى رويم، در مواجهه با تاثير فناورى اطلاعات و ارتباطات و كاربردهاى آن در جامعه، با مشكل بزرگى مواجه خواهيم شد؛ زيرا فناورى اطلاعات، به ويژه شبكه جهانى اينترنت ، فضايى را به وجود آورده كه كاربران مى‌توانند به خوبى با فرهنگ و رسوم ، افتخارات ، توانمندى‌ها و حتى آداب اجتماعى‌كشورها و جوامع مختلف آشنا شوند و تحت تاثير اين جوامع قرار گيرند، و لذا اگر خود را نشناسند قطعاً دچار ترديد خواهند شد، كه اين ترديد ريشه در بحران هويت دارد.
بنابراين از آنجا كه درصد استفاده كنندگان از فناورى اطلاعات و ارتباطات و كاربردهاى آن، مانند اينترنت و استفاده از خدمات ويژه تلفن همراه در بين جوانان نسبت به بزرگسالان بيشتر است و همچنين با توجه به ناپختگى و كم تجربگى جوانان از يك سو و مواجهه با ويژگى‌هاى دوران جوانى - مانند حسّ استقلال طلبى، شكوفايى سريع غرائز و احساسات، غرور جوانى، تاثيرپذيرى و اشتياق به كسب يافته‌هاى جديد از سوى ديگر، آنان را در شرايط آماده‌ترى براى افتادن در مسير بحران هويت، قرار مى‌دهد و لذا براى كاستن از تاثير بحران هويت بايد همه مردم، بخصوص جوانان را با واقعيت ها و توانمندى‌هاى گذشته، پتانسيل هاى موجود كشور و نيز برنامه‌هاى آينده كشور در زمينه‌هاى مختلف آشنا نمود و به تقويت بنيان اعتقادى آنها نيز بصورت همزمان پرداخت.

تعريف شما از عصر اطلاعات چيست و جايگاه اديان و به ويژه اسلام را در اين عصر چگونه ارزيابى‌مى كنيد؟
عصر اطلاعات اولين بار توسط آقاى الوين تافلر در كتاب موج سوم مطرح شد. ايشان نظريه‌اى تحت عنوان »نظريه موج« دارند كه تحولات بشر را از بدو شروع تمدن انسان به سه موج، يا عصر كشاورزى، عصر صنعت و عصر اطلاعات تقسيم و عصر حاضر را عصر اطلاعات مى‌نامند. تعريف عصر اطلاعات را مى توان از جنبه‌هاى مختلف، و به صورت متفاوت ديد:
از ديد ابزارى، عصر اطلاعات ، عصرى است كه در آن بشر با استفاده از ابزارهاى ارتباطى جديد - مانند تلفن، نمابر، اينترنت، ماهواره، رايانه، دوربين ديجيتال، نرم‌افزارهاى چند رسانه‌اى، سايت هاى مختلف، www و بسيارى از فناورى هاى نوين- فرصت هاى جديدى براى ارتقاء كيفيت زندگى در بسيارى از امور و تعاملات و ارتباطات روزمره در حوزه‌هاى اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سياسى بدست آورده است.
از ديدگاه تاريخى، عصر بعد از عصر كشاورزى را عصر اطلاعات گويند كه در آن، شكل جديد جوامع ، اطلاعاتى‌خواهند بود.
بنابراين با توجه به تعريف ارائه شده، جايگاه اديان و به ويژه اسلام را بايد در يك جامعه اطلاعاتى جستجو كرد. جامعه اطلاعاتى، طبق تعريف نشست هاى سران كشورهاى جهان و از جمله ايران در موضوع جامعه ، اطلاعاتى(WSIS) در سالهاى ٢٠٠٣ و ٢٠٠٥ ميلادى در ژنو و تونس، جايى است كه همه اشخاص بتوانند بدون تمايز و به صورت آزادانه توان خلق، دريافت، شريك‌كردن و بكارگيرى اطلاعات و دانش براى اقتصاد، اجتماع، فرهنگ و توسعه سياسى‌خود را داشته باشند. از آنجا كه اطلاعات دينى و توسعه آن يكى از محورهاى اصلى وظايف توسعه دهندگان اديان است، مى تواند بهترين فرصت براى جايگا دين در عصر حاضر باشد. فناورى اطلاعات شرايطى را بوجود آورده تا همه كشورها، به ويژه كشورهاى اسلامى كه در مقايسه با كشورهاى توسعه يافته از ابزار تبليغى محدودترى برخوردار بوده‌اند امروزه بتوانند صداى اسلام را به دورترين نقاط دنيا، به خصوص روستاهاى كشورهاى كم درآمد و فقير هم برسانند. لذا اينترنت وسيله و ابزار مهمى براى تبليغات دين اسلام است؛ زيرا با اين ابزار مى‌توان برنامه‌هاى زيادى را هم در حوزه آگاهى دهى و فرهنگ‌سازى و هم نسبت به جذب مخاطب استفاده كرد. بنابراين اگر جامعه اطلاعاتى را خوب بشناسيم و از ابزار فناورى اطلاعات هم خوب استفاده كنيم، مى‌توانيم برنامه‌هاى اسلامى را هم از نظر كمى و هم از نظر كيفى به شدت توسعه دهيم كه با توجه به شرايط به وجود آمده، جايگاه اديان و بخصوص اسلام در گستره جامعه اطلاعاتى موجود رو به رشد است.

راهكارهاى تعامل جهان اسلام در بستر فناورى اطلاعات (IT) را چگونه مى‌بينيد و در حال حاضر كشور ما در چه وضعيتى قرار دارد؟
در حال حاضر وضعيت كلى مسلمانان داراى چندين چالش جدى است كه ربطى به فناورى اطلاعات ندارد، اما اگر از فناورى اطلاعات خوب استفاده شود مى‌توان تاثير اين چالش‌ها را به مرور كمتر نمود.
اولين چالش، سواد عمومى مسلمانان در جوامع اسلامى است كه متاسفانه بيش از نصف اين جامعه توان نوشتن و خواندن را ندارند. درآمد ناخالص داخلى (GDP) - مجموعه ٥٦ كشور اسلامى موجود در جهان - نصف درآمد ناخالص داخلى ژاپن و كمتر از يك چهارم در آمد ناخالص داخلى آمريكا است. بنابراين در مجموع - به جز چند كشور داراى منابع نفت- جزو كشورهاى با در آمد كم به حساب مى‌آيند.
از نظر علمى و پژوهشى نيز عقب هستند، مثلا بودجه‌هاى پژوهشى كشورهاى اسلامى بطور متوسط دو دهم درصد از GDP است كه اين مقدار در مقايسه با فلسطين اشغالى كه حدود ٥ درصد است، جايگاه ضعيف جوامع اسلامى را نشان مى‌دهد. البته جمهورى اسلامى ايران به شكر خداوند، شرايط بهترى نسبت به ساير كشورهاى‌اسلامى دارد، اما وقتى به صورت كلى نگاه مى كنيم از نظر علم و فناورى جايگاه كشورهاى اسلامى ضعيف است. بنابراين اگر بپذيريم كه در همه كشورهاى اسلامى جهان، به نوعى مشكلاتى وجود دارد و همزمان امكانات بسيار خوبى هم در دسترس آنهاست، لذا مى‌توانند در درون يك شبكه الكترونيكى، ارتباطات و تعاملات خود را افزايش دهند، كه در اين صورت است كه كار باز سازى و ارتقاء زندگى بهتر كشورهاى مسلمان آغاز مى‌شود.
بنابراين بهترين راه تعامل بين كشورهاى اسلامى بايد در هم افزايى دانش و تلاش در جهت باسواد كردن مسلمانان بيسواد و استفاده از منابع و پتانسيل هاى انسانى در مرحله اول باشد.
مرحله دوم : در اين مرحله بايد توجه به علم و پژوهش و تلاش هاى بيشتر اقتصادى در پهنه جهان در دستور كار سازمان هاى اسلامى قرار گيرد و سواد ديجيتالى در كشورهاى اسلامى توسعه يابد. خوشبختانه اينترنت و شبكه‌هاى‌جهانى امكان بوجود آوردن يك شبكه اسلامى را كه در مسير تعامل با كشورهاى اسلامى باشد را در چارچوب جامعه اطلاعاتى و با هزينه بسيار كم مى تواند به وجود آورد. البته در اين راستا بايد به منشورهاى توسعه جامعه اطلاعاتى جهانى نيز توجه داشت و از فرصت‌هايى كه چنين پديده هايى برايمان بوجود مى‌آورد استفاده كرد. به عنوان مثال منشور جامعه اطلاعاتى جهانى كه به تصويب سران كشورهاى جهان رسيده، تاكيد دارد كه تكنولوژى اطلاعات و ارتباطات يكى از مستعدترين نيروهاى شكل دهنده سده بيست و يكم است.
١. افراد، بنگاه‌ها و جوامعى كه به تكنولوژى IT دسترسى داشته باشند، خواهند توانست با كارايى بيشتر و تصور بهترى با چالش‌هاى مختلف، به خصوص اقتصادى و اجتماعى روبه‌رو شوند.
توانايى‌هايى كه تكنولوژى اطلاعات براى استفاده از دانش و ايده‌ها در اختيار جوامع و افراد قرار مى‌دهد، باعث مى‌شود كه مردم در سايه آن به گونه بهترى استعدادهاى خود را شكوفا و آرمان‌هاى خود را پى بگيرند.
٢. در راستاى دستيابى به اهدافى ، از جمله رشد اقتصادى پايدار، افزايش رفاه عمومى و پرورش همبستگى‌اجتماعى ، بايد ميثاق خود را نسبت به اصل شمول تجديد كنند. لذا بر پايه اين اصل هر كس هر كجا كه هست بايد بتواند از مزاياى جامعه اطلاعاتى جهانى بهره‌مند شود و محروميت هيچ كس قابل تحمل نيست.
٣. IT به عنوان يك ابزار توانمند ساز، قدرت رهبرى خود را اعمال خواهد كرد تا دولت‌ها بتوانند سياست‌هاى‌مناسب را اتخاذ كرده و محيط قانونمندى به وجود آورند.
٤. فراتر از تمام مسائل جزئى، IT در بخش‌هاى دولتى و خصوصى جوامع را فرا مى‌خواند تا شكاف بين‌المللى‌موجود در اطلاعات و دانش را از ميان بردارند.
٥. در جامعه اطلاعاتى ، راهبردهاى توسعه شبكه‌هاى اطلاعات و ارتباطات بر عهده بخش خصوصى است، اما دولت‌ها وظيفه دارند كه سياست‌هاى شفاف قابل پيش بينى و عادلانه و هم چنين محيط قانونى لازم براى جامعه اطلاعاتى را فراهم كنند.
٦. تلاش‌هاى بين‌المللى براى تكوين جامعه اطلاعاتى جهانى، نيازمند اقدامات هماهنگ است تا يك فضاى‌اطلاعاتى امن و عارى از جرم به وجود آيد.
٧. يكى از مؤلفه‌هاى كليدى استراتژى جامعه اطلاعاتى بايد پيشروى مستمر به سوى دسترسى جهانى و امكان پذير به شبكه‌هاى اطلاعاتى و ارتباطى باشد.
٨. سياست‌هاى پيشبرد جامعه اطلاعاتى بايد با توسعه منابع انسانى‌اى كه از عهده پاسخ گويى به نيازهاى عصر اطلاعات برآيند، تقويت شود.
همانطور كه ملاحظه مى كنيد، اين چارچوب، موارد كلى را مطرح مى‌كند كه در حوزه دينى نيز قابل اجرا است؛ زيرا حوزه‌هاى دينى مى‌توانند در چارچوب اين منشور، منشورى جديد بر اساس ارزش هاى دينى، و به خصوص كشورهاى اسلامى منشورى اسلامى تهيه و تبيين نمايند. بنابراين بنده راهكارهاى تعامل جهان اسلام را در چارچوب جامعه اطلاعاتى جهانى و استفاده از فناورى اطلاعات به عنوان زيرساخت ارتباطى اين تعامل كاملا عملى مى‌بينم.

برخى از پيامدهاى مثبت و منفى برخط (online ) شدن دين را بفرمائيد؟
پيامدهاى مثبت برخط شدن دين بسيار زياد است، از جمله كاهش هزينه و در دسترس بودن محتواى دينى‌در همه جا، در هر زمان دلخواه و بدون محدوديت كه فرصت هاى زيادى براى توسعه دين فراهم مى‌نمايد. سرعت دسترسى به اطلاعات دينى و پاسخ سريع به مراجعان، گسترش آموزش عمومى از طريق آموزش هاى دينى‌الكترونيكى، امكان ارتباط با هركس، در هر جا و هر زمان جهت ارشاد و يا يادگيرى، و ده ها موارد ديگر كه از مزاياى برخط شدن دين است. در مقابل، چون اين فرصت در اختيار افراد ضدّ دين هم وجود دارد،تأخير در پاسخ به سئوالات مشكوك و بى توجهى به برخط نمودن پاسخ به سئوالات دينى، ممكن است عوارض منفى زيادى براى‌جامعه داشته باشد. در هر صورت همه امور زندگى بشر به زودى برخط خواهد شد و امور دينى نيز خارج از اين قاعده نخواهد بود.

نحوه تغيير رفتار مذهبى افراد را در پرتو ارتباط جوامع برخط چگونه ارزيابى مى‌كنيد؟
در مجموع مثبت ارزيابى مى‌كنم. اعتقادم بر اين است كه هرچه آگاهى مسلمانان بيشتر شود و آنها جهان را بيشتر بشناسند، نسبت به اعتقادهاى دينى قوى‌تر خواهند شد. آقاى آلبرت اينشتين Albert (Einstein ) متفكر و فيزيكدان بزرگ گفته‌اند: قرآن، كتاب جبر يا هندسه يا حساب نيست، بلكه مجموعه اى از قوانين است كه بشر را به راه راست؛ راهى كه بزرگترين فلاسفه از تعريف آن عاجزند، هدايت مى‌كند و لذا وقتى اين گفته بصورت برخط در دسترس جوان مسلمان قرار مى‌گيرد، اعتقاد او را به دين بيشتر مى‌كند. آقاى پرفسور هانرى كربن (H.Corbin) فيلسوف معاصر فرانسوى گفته‌اند: اگر انديشه محمد(ص) خرافى بود و اگر وحى او وحى الهى نبود، هرگز جرئت نمى‌كرد بشر را به علم دعوت كند. هيچ يك از افراد بشر و هيچ شيوه ى تفكرى به اندازه محمد (ص) و قرآن، انسان را به دانش دعوت نكرده‌اند، تا آنجا كه در قرآن، نهصدوپنجاه بار از علم، فكر و عقل سخن به ميان آمده است. اين يك نمونه ديگر از اطلاعات برخط است كه به مسلمانان اعتماد به نفس بيشترى مى‌دهد. بنابراين، نحوه تغيير رفتار مذهبى افراد در مواجهه با نوع اطلاعاتى كه در اختيارشان قرار مى‌گيرد، بر مى‌گردد، صرف ارتباط كه صورت حضورى يا مجازى باشد تعيين كننده نيست.

سهم مساجد نسبت به كليسا را در فضاى برخط، چگونه ارزيابى مى‌كنيد؟
آمار دقيقى ندارم، اما با توجه به زيرساخت هاى قوى در كشورهاى توسعه يافته در حوزه توسعه IT ، مسلما كليساها در آن كشورها داراى امكانات بيشترى در گسترش دين خود هستند. مساجد در چند سال اخير تلاش بيشترى‌را در دستور كار دارند كه اميدوارم با دقت و مطالعه، اقدامات خوبى را در توسعه دين اسلام از طريق مساجد شاهد باشيم.

نقش تبليغات را در فضاى مجازى بر روى كاربران دينى چگونه ارزيابى مى‌كنيد و ما چه بهره‌اى مى‌توانيم از آن داشته باشيم؟
هم اكنون نزديك به يك چهارم تبليغات تجارى بر روى شبكه اينترنت انجام مى‌شود و به عنوان يك اقتصاد قوى به پيش مى‌رود. پيش بينى مى‌شود در آينده‌اى نه چندان دور، بخش عمده تبليغات جهان در تمام زمينه‌ها بر روى شبكه‌هاى جهانى و به صورت برخط انجام شود. تبليغات دينى هم در مسير همين توسعه قرار دارند كه بايد از هم اكنون با برنامه‌ريزى و تبيين استراتژى هاى مناسب، جايگاه تبليغات دينى را در اين فضاى جديد مشخص كنيم كه اين مسئله بستگى به سرمايه‌گذارى و توانمندى كه خواهيم گذاشت، دارد. البته بايد توجه داشته باشيم كه هم اكنون بيش از نصف مردم جهان مسلمان و غير مسلمان تلفن همراه دارند، لذا بايد ارسال تبليغات دينى بر روى تلفن همراه را نيز برخط دانست و به اين فرصت هم كه با آمدن تلفن همراه نسل ٤ بسيار زياد خواهد داشت - حتى از اينترنت - بيشتر توجه داشت.

فعاليت هاى فرقه ضاله، مثل وهابى‌ها، بهايى ها و ساير فرق را در فضاى سايبر چگونه ارزيابى مى‌كنيد؟
معمولا اقليت ها همواره از فرصت هاى جديد؛ مثل IT بيشتر استفاده مى‌كنند. اگر امروز مجموعه اطلاعات اين فرق را نسبت به جمعيت شان با كشورهاى اسلامى بزرگ؛ مثل ايران مقايسه كنيم، متاسفانه اطلاعات بيشترى بر روى شبكه‌ها دارند. در شهر مقدس قم در سال هاى اخير اطلاعات زيادى بر روى اينترنت قرار گرفته و اگر با همين سرعت جلو برود در آينده تاثير آنها كم خواهد شد.

سهم يافته‌هاى دينى در فضاى مجازى را چگونه ارزيابى مى‌كنيد؟
تا سال ٢٠٠٥ ميلادى سهم اطلاعات مفاسد بيشتر از اطلاعات دينى بود. خوشبختانه امروز حجم داده‌هاى‌مذهبى در اينترنت بسيار زياد شده و تقريباً به راحتى هر كس مى‌تواند با كمى جستجو پاسخ سئوالات خود را بر روى شبكه اينترنت بدست آورد.

ارتباط IT و نوآورى‌هاى دينى را چگونه مى‌بينيد؟ چه راهكارهايى در اين زمينه داريد؟
فناورى اطلاعات در دو زمينه مى‌تواند به حوزه‌هاى دينى با نگاه نوآورانه كمك كند. اولا فناورى اطلاعات به عنوان ابزار مى‌تواند به تبليغات دينى كمك كند تا هم از نظر كمى و هم از نظر كيفى تبليغات دينى متناسب با ذائقه كاربران در كشورهاى مختلف ارتقاء پيدا كند. همينطور در مراحل مختلف توسعه دينى؛ مانند آموزش و توليد محتواى دينى، اين فناورى در خدمت توسعه دين قرار دارد.
ثانيا از جنبه‌هاى توانمند سازى حوزه‌هاى دينى و مروجين دين، فناورى اطلاعات مى‌تواند در حوزه‌هاى‌برنامه‌ريزى نوآورانه و متناسب با نياز هزاره سوم كمك كند. امروز ديدگاه هاى متفاوتى در تبليغ دينى در حال رواج است كه نمونه آن تاثير تبليغات نامحسوس (مجازى) دينى بجاى اقدامات دستورى، محسوس و توصيه‌اى‌است. اين روش ها را به راحتى مى‌توان در فيلم هاى سينمايى و سريال هاى تلويزونى سال هاى اخير ديد. به هر صورت شناخت ابزار چند رسانه‌اى و بكارگيرى آن در حوزه‌هاى دينى يك راهكار با ارزش در اين زمينه است.

بهره‌گيرى دشمنان اسلام از بستر IT و تهاجم گسترده آنان در اين زمينه را چگونه مى‌بينيد؟ راهكارهاى‌مقابله با آنان را در اين بستر چه مى دانيد؟
بهره‌گيرى از IT براى همه كاربران يكسان است. به همان اندازه كه دشمنان مى‌توانند از اين فضا استفاده كنند، كشورهاى اسلامى و مسلمانان هم مى‌توانند استفاده كنند. اما مشكل اين است كه در كشور اسلامى؛ مانند ايران همواره از فناورى هاى جديد بد استفاده شده است. به عنوان مثال در ايران اصلا قابل فهم نيست كه چرا بايد سرعت اينترنت در كشور محدود باشد و مردم به سختى از اين امكان استفاده كنند و مسئولين هم سهميه ١٢٨ كيلو بايت در ثانيه تعيين كنند! اين در حالى است كه يك مبلغ مسيحى مى‌تواند با فيلم، عكس و صدا به تبليغ، با كيفيت عالى در اينترنت پر سرعت بپردازد و روحانى ما بايد با نوشتن يك متن كوچك ارتباط بر قرار كند. بنابراين راهكار اين است كه ريسك تبعات آن را بپذيريم و بصورت تهاجمى با دشمنان اسلام به صورت برخط برخورد كنيم. لذا من اعتقاد ندارم كه با سرعت كم اينترنت و فيلترينگ سخت، جلو دشمنان را بگيرد. بر عكس معتقدم توليد محتواى كيفى كه در آن از امكانات چند رسانه‌اى استفاده شود بهترين راهكار برخورد با دشمنان اسلام است.

وظيفه نهادها و سازمان هاى دينى را در بستر فناورى اطلاعات وارتباطات چه مى‌دانيد؟ چه پيشنهادى‌براى ارتقاء وضعيت آنان داريد؟
سازمان هاى و نهادهاى دينى بايد حركت خود را به سمت سازمان هاى مجازى آغاز نموده و چشم‌انداز آينده جهان را عصر مجازى سه بعدى در نظر بگيرند. در دنياى مجازى سه بعدى مبلغين مى‌توانند بدون حضور فيزيكى و فقط بصورت مجازى به نقاط مختلف جهان سفر نمايند و تبليغ دين نمايند. سازمان‌هاى مجازى بايد طورى‌برنامه‌ريزى كنند، كه همواره يك دهه از مردم عادى جامعه به جلو باشند و جواب مسائل دينى مردم را همواره داشته باشند. اگرچه امكاناتى كه از طريق فناورى اطلاعات و ارتباطات در خدمت مردم و سازمان‌هاى دينى قرار گرفته فرصت هاى خوبى ايجاد مى‌كند، اما اگر در زمان مناسب و بصورت مناسب استفاده نشوند، قطعا تبعات منفى نيز خواهد داشت.
جامعه اطلاعاتى مورد تصويب جهان، داراى ١١ محور اصلى است كه به نظر بنده قابل تعميم به مباحث دينى نيز مى‌باشد. اگر يك پژوهش در اين زمينه انجام شود، قطعاً آثار خوبى در بر خواهد داشت و آن ١١ محور عبارتند از:
١. همكارى گروه چهارگانه دولتها، بخش خصوصى، جامعه مدنى و سازمانهاى بين المللى در رشد ICT در جهت توسعه دينى؛
٢. زيرساخت فناورى اطلاعات و ارتباطات در مسيرى كه تبليغات دينى به راحتى بر روى آن انجام شود ؛
٣. دسترسى به اطلاعات و دانش دينى و قابل وصول براى همه؛
٤. ظرفيت سازى و توانمند سازى دسترسى همگان به توليدات ديجيتالى محتواى دينى بصورت رايگان و يا ارزان؛
٥. ايجاد محيط اعتماد و امنيت در استفاده از ICT در فضاهاى مجازى مرتبط با گروه هاى دينى؛
٦. محيط استعدادپرور و توانمندساز براى توسعه دين در نسل جوان متناسب با شرايط هزاره سوم؛
٧. كاربردهاى ICT در همه امور زندگى با تاكيد بر يك زندگى دينى با الگو سازى زندگى امامان معصوم مانند امام على (ع)؛
٨. هويت و تنوع فرهنگى، زبان و محتواى محلى متناسب با توانمندى هاى هر كشور و ادبيات دينى؛
٩. رسانه ها در خدمت توسعه دين؛
١٠. ابعاد اخلاقى جامعه اطلاعاتى در حوزه هاى دينى؛
١١. همكارى هاى بين المللى و منطقه اى در توسعه و هماهنگى اشتراكات دينى و مباحثات برخط در جهت تقرب بين مذاهب.
نهايتا اينكه در حوزه كاربردهاى فناورى اطلاعات و ارتباطات بايد به دستورات دينى توجه كنيم تا آن را زياده از حد ببينيم و نه اينكه آنرا ناچيز بشماريم. همانطور كه پيامبر خدا حضرت محمد (ص) فرموده‌اند: »هر كسى به رويش در خيرى گشوده شد، بايد آن را غنيمت بشمارد و از هر فرصت استفاده كند؛ زيرا نمى داند كه چه وقت آن در به رويش بسته مى شود«. شايد يكى از تعبيرهاى كار خير همين استفاده از IT در امور دينى باشد. همينطور امام على (ع) فرموده‌اند: »فرصت ها را مغتنم بشماريد كه همچون ابرها در گذرند«. شايد بتوان اينطور تعبير كرد كه عصر اطلاعات هم در حال تمام شدن است و ما وارد عصر مجازى حاصل از موج چهارم تغييرات بشر مى‌شويم و هنوز نمى دانيم با اين پديده چطور برخورد كنيم. نبايد از اينگونه فرصت ها كه همه نعمت خداوند سبحان هستند به راحتى بگذريم. بنده اينترنت و فناورى اطلاعات و ارتباطات را يكى از بزرگ ترين نعمت هاى خداوند به بشر امروز مى‌دانم. همچنانكه خداوند به ما نعمت چشم داده تا اطرافمان را ببينيم، به ما اينترنت داده تا با ابزار چند رسانه‌اى به جز اطراف خودمان، نقاط بسيار دورتر از خودمان را نيز ببينيم.

* دانشيار دانشگاه علم و صنعت ايران و استاد پاره وقت دانشگاه ويرجينياى غربى آمريكا، كارشناس فناورى اطلاعات و تئورسين موج چهارم، عصر مجازى سه بعدى