پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩

جهان اسلام در يك نگاه
مرادى مجيد

صداى يك دست
مرورى بر پيامدهاى دست دادن شيخ الازهر با شيمون پرز
زمانى كه شيخ محمد سيد طنطاوى شيخ الازهر در حاشيه اجلاس گفت و گوى اديان با رئيس جمهور رژيم صهيونيستى به گرمى دست مى‌داد، به هزينه‌هاى اين كار كه على القاعده نبايد بدون هماهنگى مقامات و مسئولان وزارت خارجه مصر اتفاق افتاده باشد، نينديشيده بود. اين دست دادن صميمانه با كسى كه بنا به باور همگان پرونده قطورى در كشتار مردم فلسطين دارد، سر و صداهاى زيادى در جهان اسلام و به ويژه بخش عربى آن بر پا كرد و پس از گذشت يك ماه و اندى از تاريخ آن، هنوز پرونده‌اش بسته نشده است. اگر اين اقدام را به نوعى آزمون (تست) افكار عمومى در جهان عرب نسبت به گام‌هاى بعدى روند عادى سازى روابط (تطبيع) و صلح با رژيم صهيونيستى به شمار آوريم، پاسخ افكار عمومى را چنان كه در اين ياد داشت خواهيم آورد، پاسخى كوبنده و قاطع خواهيم ديد. اين پاسخ نشان مى‌دهد به رغم تلاش‌هايى كه در يك دهه اخير از سوى مجامع جهانى و به ويژه عربى جهت عادى نشان دادن موجوديت رژيم صهيونيستى و تعامل با آنان به عنوان امرى واقع بروز يافته است، افكار عمومى همچنان نسبت به اين رژيم نفرت و كراهت دارد و حتى اگر به عادى سازى روابط را در سطح سياسى چندان حساسيتى نشان ندهد، اما عادى سازى روابط دينى را به هيچ وجه بر نخواهد تافت.

بيانيه پارلمانى اخوان
دبير كل فراكسيون اخوان المسلمين در پارلمان مصر »حمدى حسن« در بيانيه‌اى فورى، خطاب به نخست وزير، دست دادن شيخ الازهر را با رئيس جمهور اسرائيل، با دو دست و همراه با لبخندى طولانى، اهانتى شديد به ملت مصر و جهان عرب و اسلام و همه شهداى نوار غزه دانست كه اكنون تحت محاصره قرار دارد.
هم چنين گروهى از مخالفان سياسى در مصر، خواستار عزل شيخ الازهر از اين منصب شدند. در اين ميان چند تن از نويسندگان و متفكران مصرى از اقدام شيخ الازهر در اجلاس گفت و گوى اديان جانبدارى كردند و آن را ابتكارى درست در جهت گفت و گوى اديان دانستند. دستاويز اينان براى توجيه اقدام سيد طنطاوى اين است كه پيامبر اسلام با يهوديان مدينه تعامل داشت و با آن دست داد و بارها با آنان قرار داد امضا كرد و دولت يهودى اسرائيل هم پيمان خود را با مصر نقض نكرده است. اما اين قياس كه طبعاً فاقد مهم‌ترين شروط اشتراك و تشابه است، مورد توجه محافل مذهبى و رسانه‌اى قرار نگرفت.
اين چند نويسنده براى توجيه اقدام سيد طنطاوى به رفتار پيامبر اسلام با يهود مدينه استناد كردند، اما شيخ احمد توفيق مدير روابط عمومى الازهر، در توجيه اقدام وى به رفتار رئيس جمهور با مقامات رژيم صهيونيستى توسل جسته است. وى به روزنامه الوقت چاپ قاهره گفت: من تصوير دست دادن شيخ الازهر با شيمون پرز را نديده‌ام، اما به فرض صحت اين خبر، چنين كارى چه زيانى دارد؟ خود رئيس جمهور حسنى مبارك با رئيس جمهور اسرائيل دست مى‌دهد و ميان مصر و اسرائيل روابط عادى و صلح‌آميز حاكم است.

پيشينه اقداماتى از اين دست
اين نخستين بارى نيست كه سيد طنطاوى دست به اقداماتى از اين دست مى‌زند. شخصيت وى همواره بحث برانگيز بوده است. وى پيش از اين با خاخام بزرگ صهيونيست‌ها »ديويد لاو« هم ملاقات كرده و در پاسخ به اعتراضاتى كه به وى شد، ابراز داشته بود: اگر دشمن من هم نزد من بيايد با او ديدار خواهم كرد، چه اسرائيلى باشد و چه غير اسرائيلى.
فتواى شيخ الازهر درباره عمليات‌هاى شهادت طلبانه فلسطينيان هنوز از خاطره‌ها بيرون نرفته است. وى در جريان انتفاضه دوم رسما و از مقام رياست »مشيخة الازهر« فتوا داد كه عمليات شهادت طلبانه، عملياتى انتحارى است و كسانى كه دست به چنين عملياتى مى‌زنند، جنايتكارند.
صاحب نظران و تحليل گران اقدامات و سخنان سيد طنطاوى را با سلف وى، مرحوم شيخ جاء الحق على جاء الحق مقايسه مى‌كنند كه در جريان يكى از ديدارهاى »عزر وايزمن« رئيس سابق رژيم صهيونيستى پيشنهاد استقبال از وى را به شدت رد كرده بود.
در روز اول دسامبر ٢٠٠٨ روزنامه الجريده كويت نوشت كه سيد طنطاوى در گفت و گو با اين روزنامه تأكيد كرده است كه از پيش پرز را نمى‌شناخته و به صورت اتفاقى و تصادفى با وى دست داده است. طنطاوى هم چنين به خبرنگار اين روزنامه گفته كه در يكى از ديدارهايى كه با هيأت‌هاى شركت كننده در جلسه‌اى از جلسات گفت و گوى اديان در مقر سازمان ملل متحد داشته، با پرز دست داده است و در آن ديدار متوجه شده كه با بيش از بيست نفر دست داده كه يكى از آنها هم شيمون پرز بوده است. وى بار ديگر تأكيد كرده كه اين دست دادن به صورت تصادفى محض بود و از پيش براى آن برنامه ريزى نشده بود و هيچ نيتى از آن در كار نبوده است. طنطاوى در پايان سخنش با خبرنگار الجريده گفته است: من توافق نامه واگذارى فلسطين را با پرز امضا نكرده‌ام كه اين همه سر و صداى ساختگى به راه انداخته‌اند.
در روز چهارم دسامبر روزنامه الاخبار، سخنان »طلعت سادات« نماينده پارلمان و دختر رئيس جمهور سابق مصر را پوشش داد كه در بيانيه‌اى، شيخ الازهر را بزرگ‌ترين هرم اسلام و مورد تهاجم سكولارهايى دانست كه نمى‌فهمند در حال ويرانى مناره اسلام در روى زمين؛ يعنى الازهر شريف هستند. وى در اين بيانيه اطمينان داد كه هجوم بر شيخ الازهر خوشايند رهبران سياسى نيست و رئيس جمهور مبارك نمى‌پذيرد كه قلعه دين اسلام در جهان منهدم شود.
اين روزنامه هم چنين نوشت: دست دادن با پرز موضوع هجوم به دكتر سيد طنطاوى شده كه لقب رسمى »امام الاكبر« را دارد و رتبه شغلى‌اش در دولت در حد نخست وزير است و هجوم رسانه‌اى و مطبوعاتى و بيانيه‌هاى پارلمانى و موج بدگويى عليه وى، اقدام وى را جنايت مى‌داند، اگر چه توقعات براى جبران آن از عذر خواهى تا استعفا در نوسان است.

تغيير موضع
روزنامه العرب چاپ قطر در شماره روز پنجم دسامبر ٢٠٠٨ به قلم خبرنگارش در قاهره، نوشت: شيخ الازهر، از بيانات سابق خود كه تصريح كرده بود دست دادن وى به شيمون پرز در حاشيه اجلاس گفت و گوى اديان - كه موجى از خشم را به راه انداخت - تصادفى بوده و وى پرز را از قبل نمى‌شناخته است، تغيير موضع داد و گفت: پرز را مى‌شناختم، ولى دست دادن من با او اتفاقى و برنامه ريزى نشده بود، وى در ادامه گفت: در اين همايش بسيارى از رهبران دينى و رؤساى جمهور دنيا بودند و همه با خوشرويى و دست دادن از يكديگر استقبال مى‌كردند و درست نبود كه من از دست دادن با رئيس دولتى كه ما با آن روابط صلح‌آميز داريم امتناع كنم. با اين حال وى تأكيد كرد كه به صورت گذرا با وى دست داده است. شيخ الازهر هم چنين تأكيد كرده كه دفترش براى استقبال از هر شخصيت يهودى يا غير يهودى آماده است و حتى اگر رئيس جمهور يا نخست وزير اسرائيل تقاضاى ديدار از الازهر را نمايند، تا زمانى كه چنين اقدامى به صلح در منطقه و پيشبرد مسئله فلسطين كمك كند چه مانعى خواهد داشت؟ زيرا صلح مجال گفت و گو را با همه اديان و عقايد فكرى مى‌گشايد. وى هم چنين گفت: در صورتى كه شرايط امنيتى و سياسى فراهم باشد، و ديدار من از قدس فايده مهمى براى حل مسئله فلسطين داشته باشد، آماده اين كار هستم، هم چنين براى تقريب ميان اهل سنت و شيعيان آماده سفر به عراق هستم.

پيش شرط ديدار از ايران
سيد طنطاوى در ادامه گفت و گو با روزنامه العرب، درباره احتمال ديدارش از ايران گفت: فعلا موانعى سياسى بر سر اين ديدار وجود دارد و افزود: تا الآن روابط مصر و ايران پيشرفت چندانى نداشته است؛ به ويژه پس از نمايش فيلم ايرانى »اعدام فرعون« كه الازهر خواهان عذر خواهى رسمى دولت ايران و ممنوع كردن نمايش اين فيلم شده، ولى به چنين درخواستى از سوى دولت ايران توجه نشده است .از اين رو ديدار ايران در شرايط فعلى بعيد به نظر مى‌رسد، ولى ما از علماى ايران استقبال مى‌كنيم و آنان در همايش اسلامى‌اى كه وزارت اوقاف تشكيل مى‌دهد شركت مى‌كنند.

عذر بدتر از گناه
جنبش حماس در پاسخ اتهامى كه طنطاوى درباره جلوگيرى از عزيمت حجاج رام الله جهت بجا آوردن فريضه حج متوجه اين جنبش كرده بود به وى يادآور شد: شيخ الازهر كه چند روز پيش با شيمون پرز جنايتكار و قصاب كشتار قانا كه دستش آلوده به خون بى گناهان فلسطينى و لبنانى است، دست داده است، حق ندارد خود را واعظ و مفتى جنبش مجاهدى بداند كه صدها تن از رهبران و اعضاى آن در دفاع از سرزمين مقدس فدا شده‌اند.
اين جنبش در بيانيه‌اش آورده است: بسيار تأسف برانگيز است كه شيخ الازهر ادعاى دروغين ممانعت از اداى حج سخن به ميان مى‌آورد كه در همه احوال و شرايط مربوط به كسانى است كه استطاعت رفتن به حج را دارند، ولى از كسانى كه يك ميليون و پانصد هزار نفر را در نواز غزه از مواد غذايى و دارو و برق محروم كرده‌اند سخنى به ميان نمى‌آورد.
سه روز بعد يعنى در تاريخ ٨ دسامبر روزنامه الرأى كويت نوشت: شيخ الازهر محمد سيد طنطاوى ادعاى روز نامه »معاريف« را مبنى بر اينكه او پيش قدم براى دست دادن با پرز بوده است تكذيب كرد.
روزنامه اخبار الخليج چاپ بحرين هم در مقاله‌اى شديد اللحن آرزو كرد كه اى كاش شيخ الازهر بهانه ديگرى را براى دست دادن با پرز آدمكش جنايتكار مى‌جست و از بى تفاوتى يكى از نمايندگان پارلمان مصر در برابر اقدام طنطاوى ابراز تعجب كرد كه چندى پيش از وزير خارجه بحرين خواسته بود تا به خاطر دست دادن با وزير خارجه رژيم صهيونيستى دست خود را در آب دريا بشويد و سپس خاكمالى كند.
روزنامه القدس العربى نيز در تاريخ ٨ دسامبر در مقاله‌اى با عنوان »موجى از تمسخر شيخ الازهر را تعقيب مى‌كند«، سخنان مصطفى بكرى نماينده پارلمان مصر را با اهميت ديده كه به طنطاوى خطاب مى‌كند پيشتر در توجيه ديدار خود با خاخام بزرگ اسرائيل آن را موضوعى دينى و بى ربط با سياست دانسته بودى ؛ آيا اكنون نيز دست دادن با شيمون پرز را امرى دينى مى‌شمارى؟!
محمد بكر در ادامه سخنان خود گفته است: شيخ طنطاوى همواره با مواضع عجيب و غريبش ما را غافلگير مى‌كند. آيا به ياد داريد كه وى شيخ على ابوالحسن رئيس كميته فتواى الازهر را به خاطر صدور فتواى دعوت به جهاد عليه نيروهاى اشغالگر امريكايى در عراق بر كنار كرد؟! او پيش از اين هم در سخنرانى‌اش در دانشگاه اسكندريه مردم را از نفرين و بدگويى به صهيونيست‌ها و امريكايى‌ها نهى كرده و خواسته بود تا به جاى نفرين، دعا كنند كه آنان هدايت يابند، عجيب است كه از اين طرف نداى تسامح و صلح‌طلبى بلند مى‌شود و به نام دين در پى عادى سازى روابط بر مى‌آيند، ولى خود شيمون پرز پس از اجلاس گفت و گوى اديان همه ابتكارات صلح عرب‌ها را يكجا رد مى‌كند و حتى در اين اجلاس از حق بازگشت يهوديان به يثرب (مدينه منوره) سخن گفته است و رهبران عرب در برابر سخن او سكوت كردند.

دولت عبرى آرى، ايران هرگز!
ياسر الزعاتره در مقاله‌اى با عنوان فوق در روزنامه الدستور اردن، طنطاوى را به باد انتقادى شديد گرفت. وى در ابتداى اين مقاله ياد آور مى‌شود كه شيخ الازهر ما را به اين رفتارش عادت داده است كه چيزى را بگويد و سپس نفى كند و آنگاه توضيح دهد و سپس سؤال مى‌كند آيا عجيب نيست كه »پاپ شنوده« رهبر دينى قبطى‌هاى مصر در اين زمينه (روابط با اسرائيل) بسيار سخت گيرتر از شيخ الازهر باشد؟! وى طنطاوى را به دنباله روى از سياستمداران و اطاعت از دستور آنان متهم مى‌كند و دليل آن را آمادگى وى براى سفر به فلسطين اشغالى و ابراز نا آمادگى براى سفر به ايران مى‌داند و معتقد است كه وى در چارچوب طرح تبديل »نزاع با برنامه‌هاى امريكا و صهيونيسم« در منطقه به »جنگ با پروژه ايران« فعاليت مى‌كند و توجهى به اين حقيقت ندارد كه در گرفتن يك جنگ مذهبى در منطقه، تر و خشك را با هم خواهد سوزاند. به نظر مى‌رسد افكار عمومى و رسانه‌اى جهان اسلام و به ويژه جهان عرب، هنوز دست از سر اين شيخ كه خود را براى تأمين اهداف اهل سياست به دردسر انداخته است، بر نخواهد داشت.

يارگيرى دولت تركيه از ميان علوى ها
محمد نورالدين رئيس مركز مطالعات شرق الاوسط(بيروت)
با نزديك شدن انتخابات شهردارى‌ها در تركيه كه در فوريه سال آينده ميلادى برگزار خواهد شد، احزاب سياسى دست به ابتكارى زده‌اند تا بيشترين آراى ممكن از صفوف مخالفان سنتى خود را كسب كنند.
پس از موافقت ناگهانى حزب ملت با حجاب و استقبال نخست وزير رجب طيب اردوغان از اين تغيير موضع، اين بار نوبت به حزب عدالت و توسعه رسيد تا نقشه راه جلب توجه علوى‌ها را كه اخيرا به سبب بى‌اعتنايى دولت به خواسته‌هايشان، حركات اعتراض‌آميز گسترده‌اى به راه انداخته‌اند، ترسيم كند.
بر اساس آخرين ابتكارات، دولت تركيه در حال برنامه ريزى براى تشكيل همايش عمومى علويان است كه در آن همه روشنفكران علوى و سازمان‌هايى كه مدعى نمايندگى علويان و نيز علماى دينى‌اشان شركت خواهند كرد. در اين همايش هم چنين آن دسته از سازمان‌هاى علوى كه معتقدند تفكر علوى خارج از اسلام است حضور خواهند داشت.
»رها چامور اوغلو« تنها نماينده علوى كه از احزاب عدالت و توسعه به پارلمان راه يافته است، پس از دوره‌اى كناره‌گيرى از حزب در اعتراض به سستى و اهمال آن در تعامل با مسئله علوى‌ها بار ديگر به تحرك و فعاليت در چهارچوب حزب باز گشته‌است. وى مى‌گويد پس از تظاهرات معروف علوى‌ها در نوامبر سال جارى به اردوغان گفته كه زمان براى حل اين مسئله فرا رسيده است. اردوغان نيز اين موضوع را در هيأت دولت مطرح و »سعيد يازجى اوغلو« وزير امور كابينه را براى تهيه برنامه عملى مأمور كرده است.چامور مى‌گويد كه با تقاضاى علويان مبنى بر بزرگداشت ياد فرهنگيان علوى كه در آغاز دهه نود ميلادى در هتل ماديماك در شهر »سواس« سوزانده شدند، موافقت شده است و قرار است رستوان كوچكى كه در پايين اين هتل قرار دارد به »يادمان« كشته شدگان علوى اختصاص يابد. اما چامور اوغلو اشاره‌اى به مسايل اساسى سياسى نكرده است؛ به ويژه اين كه آيا عبادت گاه‌هاى علويان كه به بيوت الجمع معروف است مراكز عبادت خواهد ماند و يا صرفاً به عنوان مراكز فرهنگى فعاليت خواهد كرد. وى مى‌گويد همايشى كه قرار است برگزار شود به كارگاهى تبديل خواهد شد كه همه پيشنهادها و ايده‌ها را دريافت خواهد كرد و در جهت شفاف سازى آنها تلاش خواهد كرد و خاطر نشان ساخت كه بايد پيرامون اين مسئله كه آيا بيوت الجمع مراكزى دينى خواهد بود يا مراكزى فرهنگى، تصميم‌گيرى نهايى شود، اما نبايد فراموش كرد كسانى تلاش مى‌كنند كه مانع حل اين مسئله به هر شكلى هستند.
اما گروهى ديگر از علويان كاملاً متفاوت مى‌انديشند و نشانه‌اى از حل ريشه‌اى اين مسئله را بروز نمى‌دهند؛ زيرا حزب عدالت و توسعه پيشنهاد تشكيل اداره كل ويژه علويان را به وزارت فرهنگ داده است و علويان اين مسئله را بسيار خطرناك مى‌دانند. چرا كه معتقدند كه علويان جريانى فرهنگى نيستند، بلكه عقيده و طريقتى فكرى هستند.
مرتضى شيرين از علماى دينى علوى معتقد است كه مشكلات هزار ساله در يك روز و يك سال حل نخواهد شد، اما كوچك‌ترين گام مثبت را بايد با برخوردى كاملاً مثبت پاسخ داد. علوى‌ها داراى مرجعيت و مركزيت سازمان يافته‌اى نيستند تا اصول علوى را به پيرامون آن آموزش دهند.
از اين رو برخى ملحدان از درون ما كه آگاهى كافى ندارند مى‌گويند كه علويت با اسلام نسبتى ندارد. مرتضى شيرين خواستار تأسيس مركز و شورايى خاص براى علويان شد كه مرجعيت نهادينه آنان را بر عهده داشته باشد.
رهبر زاويه قراجه احمد سلطان، شيخ محرم ارجان با لحنى تندتر مى‌گويد ما نبايد حل مشكل علويان را به امريكا و اتحاديه اروپا واگذار كنيم، بلكه دولت تركيه بايد اين مشكل را حل كند. وى خواستار مشاركت همه علويان در اين همايش شد.
شاكر كيچلى از علماى دينى طايفه علويان هم معتقد است كه مهم‌ترين وظيفه براى حل مشكل علويان بر دوش اهل سنت قرار دارد و آنان بايد بيوت الجمع را به رسميت بشناسند و به آنها كمك مادى كنند و بدانند كه اين مراكز هيچ گاه رقيب و بديل مساجد نبوده است. دولت هم بايد ساز و كار قانونى رسميت يافتن بيوت الجمع را بيابد.شيوخ علوى در آنكارا گرد هم آمدند تا پيرامون جديدترين اوضاع بحث و گفت و گو كنند. شيخ ولى اولوسوى معتقد است:تظاهرات عظيم علويان، معادله را تغيير داده است و دولت سكولار نبايد تابع يك دين و مذهب مشخص باشد. بنابراين بايد رياست امور دينى حذف شود و تا زمانى كه اين سازمان وجود دارد، نمى‌توان تركيه را داراى دولتى سكولار دانست. دولت نبايد به هيچ دينى كمك كند و بايد فاصله خود را با اديان و مذاهب حفظ كند و همان گونه ارتباط رياست امور دينى با دولت خطا است. تأسيس، »اداره كل امور علويان« هم خطااست. وى حقوق بگير دولت شدن روحانيون علوى را مردود دانست، زيرا چنين چيزى با انديشه علوى ناسازگار و به معناى كشتن علوى گرى است و دولت مى‌خواهد علوى گرى ويژه خود ايجاد كند.
شيخ حسين اريش هم معتقد است: ما حقوق دولت را نمى‌خواهيم و همان گونه كه در قرون گذشته زندگى كرديم، در آينده هم عقايدمان را زنده نگاه خواهيم داشت.

حاضران: چه كسى يك ميليون عراقى را كشته است؟!
»اجمال مسرور« امام جماعت و يكى از شخصيت‌هاى برجسته مسلمان در انگليس، ديدارها و گفت و گوهايى در دو منطقه مهم و حساس لبنان انجام داد؛ يكى در طرابلس كه بزرگ‌ترين جمعيت مسلمان سنى را در لبنان دارد و ديگرى در ضاحيه بيروت كه نماد حضور شيعيان در اين شهر است. اين امام انگليسى كه از پدر و مادرى بنگلادشى متولد شده است، به دعوت شوراى فرهنگى انگليس و با حمايت سفارت انگليس در بيروت و به ويژه خانم فرانسيس گاى سفير انگليس كه در دو ديدار اصلى وى حضور داشت به لبنان رفت. وى در ديدار با سيد محمد حسين فضل الله از وى خواست تا وجود اقليت بزرگ مسلمان را در غرب كه هزينه كارهاى مسلمانان در جهان عرب را مى‌پردازند، به ديده توجه بنگرد.
اجمال مسرور در سخنرانى‌اش در طرابلس درباره ضرورت كنار گذاشتن خشونت و دست كشيدن از ترور و كشتار سخن گفت و گفت: هشتاد درصد مردم انگليس معتقدند كه مسلمانان تروريست نيستند، اما نود درصد آنان معتقدند كه همه تروريست‌ها مسلمان هستند. وى افزود اين مسئله بسيار تأسف برانگيز است. پيامبر اسلام وقتى راه مى‌رفت مردم مى‌گفتند: آن صادق امين آمد، ولى كار ما به جايى رسيده كه وقتى يكى از ما در خيابان راه مى‌رود مى‌گويند: تروريست آمد. وى هم چنين از ضرورت توقف سنت موروثى سياسى (وراثتى بودن حكومت) در جهان عرب سخن گفت و در ادامه ضرورت پذيرش ديگرى را خاطر نشان ساخت و اين كه بايد اعتراف كنيم اديان ديگرى غير از اسلام وجود دارند و بايد وجودشان را بپذيريم و اگر خدا مى‌خواست همه مردم را به لحاظ دينى يكپارچه خلق مى‌كرد. وى هم چنين گفت: اگر باب اجتهاد بسته شده است بايد آن را باز كرد و آينده ما با سلاح ساخته نمى‌شود و بايد به ياد داشته باشيم كه آيه »انا فتحنا لك فتحاً مبيناً« پس از امضاى قرارداد صلح بر پيامبر اسلام نازل شد و نه پس از پيروزى در جنگ. وى هنوز باب گفت و گو حضار را باز نكرده بود كه دكتر اسعد سحمرانى استاد مطالعات اسلامى دانشگاه اوزاعى با حالتى خشمگين به سخنران متذكر شد كه باب اجتهاد با وجود مجامع علمى در جهان عرب مفتوح بوده است و اسلام معاصر، بسته نيست و بلكه به روى گفت و گو گشوده است و نمونه‌هاى آن را كنفرانس گفت و گوى اديان در مادريد دانست. اسعد سحمرانى خطاب به اجمال مسرور گفت: شما از خشونت سخن مى‌گوييد، آيا يك ميليون عراقى را در سه سال اخير مسلمانان كشته‌اند يا جورج بوش كشته است كه حكومت شما با آن هم پيمان است؟!
وى ادامه داد: حواست جمع باشد. شما در بيابان و با صحرا نشينان حرف نمى‌زنيد، در شهر علم و عالمان حرف مى‌زنيد. اين كه شمإ؛صص مى‌گوييد لبنانى‌ها مثل قبايل حركت داده مى‌شوند، سخن درستى نيست.
نماينده مفتى طرابلس، شيخ ماجد درويش نيز در پايان اين جلسه خطاب به سخنران گفت: يك ميليارد و پانصد ميليون جمعيت مسلمان داريم كه اقليتى بسيار اندك از آنان از مسير اعتدال خارج شده‌اند و غالب آنان هم دانش آموخته دانشگاه‌هاى غربى هستند و نه مدارس علمى دينى، شيخ درويش توجه مسرور را به اين نكته جلب كرد كه شهرى مانند طرابلس كه اكثريت آن را مسلمانان تشكيل مى‌دهند، خيابان‌هايى به نام شخصيت‌ها و نمادهاى مسيحى مانند مارمارون و راهبات و نيز خيابان‌هايى به نام كليساها دارد.

درگذشت وريث دين محمد
رهبران مسلمانان در ايالات متحده امريكا، گاه گاه خود را در كانون توجهات رسانه‌ها و حاشيه سازى‌هاى رسانه‌اى مى‌بينند. اما طى چند دهه اخير، يكى از رهبران برجسته مسلمانان در امريكا توانسته است خود را از ديد رسانه‌ها تا حد زيادى به دور نگه دارد و در همان حال تأثيرى گسترده بر جامعه مسلمانان در امريكا داشته باشد. اين مرد، امام »وريث دين محمد« است كه در سازمان »امت اسلام« كه پدرش عاليجاه محمد تأسيس كرد، آوازه‌اى به هم رساند و به يكى از رهبران معروف مسلمانان در اروپا و افريقا تبديل شد.
وريث دين محمد شهريور ماه سال جارى در هفتاد و پنج سالگى در گذشت. وى از سى سال پيش از سازمان »امت اسلام« كه داراى انگيزه‌ها و اهداف سياسى بود به جريان عمومى مسلمانان پيوست و همراه خود اكثريت دو ميليون مسلمان امريكايى - افريقايى الاصل را به اين سو كشاند و اين بزرگ‌ترين دستاورد وى بود. وى هر چند كه خليفه پدرش بود و به صورت طبيعى بايد رهبر »امت اسلام« مى‌شد، اما از بسيارى از آموزه‌هاى پدرش و از جمله برترى نژاد سياه و ريشه‌هاى الهى بنيان گذار مؤسسه والاس »فارد محمد« و اعتقاد به او به عنوان منجى الهى و اعتقاد به اين كه نژاد سفيد، تصوير شيطان است، دست كشيد. وريث دين محمد زمانى كه به سبب مخالفت با سربازگيرى اجبارى در زندان به سر مى‌برد، قرآن را آموخت و شجاعت بيشترى براى رويارويى با افكار پدرش در او شكل گرفت و حتى پس از رهايى از زندان كه وى را براى جانشينى پدر و رهبرى سازمان آماده مى‌كردند، ترديدهايش نسبت به افكار پدرش فزونى گرفت. پس از مرگ پدر او نيز يكى از رهبران سازمان بود، ولى ردّ آموزه‌هاى ضد سنتى اين سازمان و مقابله او با فساد در درون اين سازمان او را به چهره‌اى كم رنگ‌تر در ميان ديگر رهبران تبديل كرد. در سال ١٩٧٧ وى به طور كلى از سازمان امت اسلام بريد و آن را براى گروه اندكى كه دور لوئيس فراخان جمع شده بودند وانهاد. وى در پى احياى آموزه‌هاى اسلام سنتى بود كه در موارد فراوانى با تعاليم پدرش همخوانى نداشت و تشكيلات منفصل شده خود را كه بخش اعظم جمعيت طرفدار سازمان را با خود داشت »الامة« نامگذارى كرد. وى در زمينه گفت و گوى ميان اديان فعاليت‌هاى فراوانى انجام داد. در سال ١٩٩٩ همراه با پاپ ژان پل دوم و دالاى لاما در همايش يكصد هزار نفرى واتيكان سخنرانى كرد.

راشد غنوشى، ممنوع الحج
مقامات سعودى براى سال دوم از ورود شيخ راشد غنوشى، رهبر جنبش النهضة تونس جهت به جا آوردن فريضه حج جلوگيرى كردند.
منابع نزديك به غنوشى گفته‌اند وى براى گرفتن رواديد ورود به عربستان گذر نامه خود را به سفارت عربستان در لندن داد، تا همراه كاروان حج مسلمانان مقيم لندن به اين كشور عزيمت كند، ولى تنها گذرنامه وى بازگردانده شد. ظاهراً وى از ورود به عربستان ممنوع شده است، زيرا سال گذشته نيز به رغم داشتن رواديد در فرودگاه جده، در حالى كه لباس احرام بر تن داشت، پس از هجده ساعت سرگردانى و قرنطينه شدن از طريق تركيه به لندن بازگشت. وى پس از بازگشت به لندن از به راه انداختن سر و صدا عليه دولت عربستان پرهيز كرد و برخى از دوستانش به وى گفتند كه اشتباهى رخ داده و در سال‌هاى آينده جبران خواهد شد. اما به نظر مى‌رسد كه اين ممنوعيت تعمدى بوده است و نه اشتباهى.
نزديكان غنوشى معتقدند علت اقدام دولت عربستان به حضور و سخنرانى وى در جلسه‌اى بر مى‌گردد كه دكتر سعود الهاشمى عالم مشهور عربستانى در زمان برگزارى حج دو سال پيش تشكيل داد. دكتر هاشمى، اكنون به اتهام تقاضاى انجام اصلاحات و احترام به حقوق بشر در زندان دولت عربستان به سر مى‌برد.

هولوكاست غزه در دسامبر سياه
هجوم وحشيانه هواپيماهاى ارتش رژيم صهيونيستى به مقر نيروهاى امنيتى غزه كه در نوع خود بى سابقه بود، در ساعات اوليه وقوع، چونان بمبى خبرى در تمام جهان منفجر شد. آيت الله خامنه‌اى در پيامى مهم ضمن محكوم كردن اين جنايت هولناك خواستار گشوده شدن ديوار رفح در مرز مصر و غزه شد و پس از آن سيدحسن نصر الله ملت‌هاى عرب را به قيام عمومى جهت حمايت از مردم غزه فرا خواند.
يك روز پس از دعوت سيد حسن نصر الله از مردم جهان عرب و اسلام به انتفاضه (شورش) گسترده جهت حمايت از غزه تظاهر كنندگان يمن براى مدتى كوتاه كنسولگرى مصر را در عدن به اشغال خود در آوردند. تحصن گروهى از مردم بيروت در برابر سفارت مصر در اين شهر نيز به پرتاب سنگ به طرف ساختمان سفارت انجاميد. احمد ابوالغيط وزير خارجه مصر در كنفرانس مطبوعاتى به اتهاماتى كه متوجه مصر شده و آن را به همدستى و توطئه و جانبدارى از اسرائيل در مسأله محاصره غزه متهم كرده پاسخ داد. وى گفت نيروهاى مسلح مصر نيروهاى شريفى هستند و آماده دفاع از مصرند، هر چند وى اين نكته را درك نكند من به وى مى‌گويم اين نيروهاى شريف و مسلح قادر به دفاع از كشور در مقابل امثال تو هستند .تو در پى هرج و مرج در اين كشور و در خدمت اهداف ديگران هستى.
ساعاتى پس از اين سخنان تند، وزير خارجه مصر در گفت و گو با تلويزيون مصر، لحن خود را كمى معتدل كرد و گفت: ديروز سيد حسن نصر الله را در تلويزيون ديدم كه از مصر صحبت مى‌كرد، بايد به وى بگويم، هرگز! دوستم بايست با تو كار دارم. تو داراى احترام هستى ولى به مردم مصر توهين كرده‌اى. كسانى كه تو را قانع كرده‌اند اين گونه سخن بگويى، ارزش تو را پايين آورده‌اند و از ديد برخى صاحب نظران تو را در وضعيت جنگى سال ٢٠٠٦ قرار دادند. من معتقدم وى دستاوردى براى لبنان نداشته و بلكه بر عكس لبنان را ويران كرده است. اما تو چگونه از مردم مصر مى‌خواهى تظاهرات ميليونى به راه بيندازند؟!
شدت و عميق محبوبيت نصر الله در ميان مردم جهان عرب و به ويژه مصر موجب دستپاچگى وزير خارجه مصر و هراس وى از اجابت مردم به دعوت وى شده است. ابوالغيظ در حالى نصر الله را عامل ويرانى لبنان مى‌داند كه در كمتر از يك ماه پيش، دولتش، از وى براى ديدار از مصر دعوت رسمى كرده بود. حاشيه نويسى‌هاى كاربران اينترنتى شبكه العربيه در ذيل اين خبر جالب توجه است. يكى از كاربران خطاب به ابوالغيظ نوشته است: ساعت خواب: آقاى ابوالغيظ! تنها نصر الله نيست كه اين حرف‌ها را مى‌زند، همه ملل عرب و مسلمان هم همين را مى‌گويند و حتى دولت اسرائيل هم به اين امرقرار دارد. به راه انداختن بازى طايفه‌اى و مذهبى شيعه و سنى - براى پوشش اين رسوايى و منحرف كردن نگاه ملت‌ها فايده‌اى ندارد. يكى ديگر از كاربران با شور و هيجان خاصى چنين نوشته است: صدق نصر الله ؛ حق روشن و باطل روشن است... براى من مهم نيست كه حسن نصرالله شيعى است يا سنى يا حتى يهودى؛ براى من مهم اين است كه او سخن حق را مى‌گويد و فرزندش را در راه ايمانش تقديم شهادت كرده است... اما ابوالغيظ كورخوانده است... مصر گورستان فراعنه است. ديگرى نوشته است: ابوالغيظ ادعا مى‌كند كه سيد حسن در خدمت منافع دولت ايران است، به هر حال دولت ايران مسلمان است ،هر چند شيعى ؛ اما نظام مصر به شكل رسوايى در خدمت منافع نظام يهودى صهيونيستى است.

ايستادگى مى‌كنيم
دولت مردمى و بركنار شده اسماعيل هنيه در روز سه شنبه اعلام كرد كه شدت تجاوزات دشمن به هر درجه‌اى هم كه برسد، ما ازحقوق ملت فلسطين كوتاه نمى‌آييم و پرچم سفيد را بالى سرمان نخواهيم برد. فوزى برهوم سخنگوى حماس نيز اعلام كرد كه دو روز پيش از هجوم اسرائيل مقامات مصرى به جنبش حماس اعلام كرده بودند كه اسرائيل به غزه تجاوز نخواهد كرد. وى بمباران غزه را هولوكاست و جنايتى عليه بشريت و بخشى از توطئه‌اى بزرگ بر ضد حماس و مقاومت ملت فلسطين خواند و گفت نوار غزه اكنون هزينه اين توطئه را مى‌پردازد - كتاب عز الدين قسام: انتقام مى‌گيريم -
ابوعبيده سخنگوى كتائب عزالدين قسام گفت اسرائيل با گسترش تجاوزاتش، خود را به ميان آتش افكنده است و ما قطعاً پاسخ آن را خواهيم داد.
فوزى برهوم سخنگوى حماس اعلام كرد كه محمود عباس از طريق عناصر جنبش فتح در غزه، اطلاعات مهمى درباره محل استقرار رهبران حماس گردآورى كرده و در اختيار اسراييل قرار داده است.

بازتاب‌هاى جهانى
عمر و موسى دبير كل اتحاديه عرب از محمود عباس خواست تا از شوراى امنيت بخواهد به تجاوزات مستمر اسرائيل پايان ببخشد، مردم تركيه، تمام شرهاى بزرگ اين كشور را به صحنه اعتراض به هجوم وحشيانه اسرائيل به غزه تبديل كردند. دولت تركيه به رغم روابط نزديكش با رژيم صهيونيستى واكنش شديدى از خود نشان داد و اين جنابت را محكوم كرد و اردوغان اعلام كرد براى برخورد با اين رژيم سفرى دوره‌اى به چندين كشور انجام خواهد داد.
اما در اين ميان واكنش حسنى مبارك كه اعلام كرد تنها در صورتى گذرگاه رفح را خواهد گشود كه نيروهاى محمود عباس را در آن طرف ببيند، شگفتى برانگيز بود.
جان بارى نويسنده روزنامه نيوزيك نوشت: هجوم به غزه نشانه آن است كه اولمرت همه گزينه‌ها را پيش خود پايان يافته مى‌داند.
جبهه حاميان اسلام زر اندونزى اعلام كرد قصد دارد هزار نفر از داوطلبان را بر مقابله با تهاجم اسراييل به جبهه غزه بفرستد. جنبش طالبان افغانستان نيز مسلمانان تمام دنيا را به اتحاد و نبرد با اسراييل در پاسخ به بمباران غزه فرا خواند.
محمد مهدى عاكف رهبر جنبش اخوان المسلمين ضمن محكوم كردن اين جنابت پليد اعلام كرد كه صهيونيست جز با همدسيتى حاكمان عرب و سازمان‌هاى بين المللى قدرت ارتكاب اين جنايت را نداشتند. وى افزود به رغم اين وضع بسيار خطرناك است، حتى يكى از رهبران عرب خواستار متوقف شدن آن نشده است.
حزب اسلامى گلبدين حكمتيار روز دوشنبه در پاسخ به جنايت اسرائيل در غزه به كاروان نيروهاى آمريكايى در شمال كابل يورش برد فردى كه مسئوليت انجام اين عمليات را بر عهده داشت، خود در ميان كاروان نيروهاى امريكايى منفجر و حداقل هفده تن را كشته و زخمى كرد.
در هجوم به مركز پليس در ايالت بقلان در شمال افغانستان دو نظامى امريكايى كشته شدند و يك بالگرد آمريكايى نيز از غرب كابل سقوط كرد.
حسن بن طلال وليعهد سابق اردن و رييس مركز همايش جهانى اديان براى صلح گفت :تجاوز اسرائيل به نوار غزه، هيچ مفهومى براى صلح در منطقه باقى نگذاشته است. وى گفت: تلاش هايى جدى براى تقسيم و تجزيه منطقه در جريان است و در مقابل اسرائيلى‌ها كه يكپارچه و يكدست هستند، وحدتى در صفوف عرب‌ها ديده نمى‌شود.

معرفى جنبش حماس
جنبش مقاومت اسلامى كه به اختصار حماس خوانده مى‌شود، به وسيله شيخ احمد ياسين و شمارى از اعضاى جنبش اخوان المسلمين فلسطين مانند عبدالعزيز رنتيستى و محمود الزهار تأسيس شد. اين جنبش نخستين بار در سال ١٩٨٧ علنى شد، اما از پيش از سال ١٩٤٨ با نامه‌هاى ديگرى در سرزمين فلسطين حضور داشته است. اين جنبش پيش از سال ١٩٨٧ با نام المرابطون على ارض الاسراء (مرز داران سرزمين معراج« و حركه الكفاح الاسلامى (جنبش پيكار اسلامى) فعاليت مى‌كرد.

رويكردهاى فكرى
جنبش حماس هيچ حقى را براى صهيونيست‌ها در سرزمين فلسطين به رسميت نمى‌شناسد و مى‌كوشد آنان را از اين سرزمين بيرون براند ولى از پذيرش موقتى موجوديت آنان و در حد آتش‌بس در مرزهاى ١٩٦٧ م امتناع نمى‌كند و با اين حالى يهوديان مهاجر به فلسطين را فاقد هرگونه حقى در سرزمين تاريخى فلسطين مى‌داند. اين جنبش نزاع خود را با اشغاگران اسرائيلى نزاع بر سر وجود ميداند و نه بر سر حدود (و مرزها) اسرائيل ازنگاه اين جنبش، بخشى از پروژه استعمارى غربى - صهيونيستى است كه به هدف كوچ دادن فلسطينى‌ها از سرزمينشان و بر هم زدن وحدت جهان عرببه راه افتاده است و راه آزادى خاك فلسطين، جهاد با انواع و اشكال مختلف آن است و مذاكره با اسرائيلى‌ها، مايه ضايع شدن وقت و ابزار هدر دادن حقوق ملت فلسطين است حماس معتقد است، مسير آشتى جويانه‌اى كه عرب‌ها پس از كنفرانس مادريد در سال ١٩٩١ پيموده‌اند خطا بوده و توافق نامه اوسلو در سال ١٩٩٣ ميان سازمان آزادى بخش فلسطين و اسرائيل و اقدامات پيش از آن كه طرفين يكديگر را به رسميت شناخته‌اند و نيز تغيير منشور سازمان آزادى بخش با حذف جملات و عبارات دال بر نابودى اسرائيل و به رسميت شناختن كيان اسراييل در داخل سرزمين فلسطين اقداماتى غلط و خيانت‌آميز بوده است.

فعاليت نظامى در انديشه حماس
فعاليت نظامى در جنبش حماس رويكردى راهبردى است و اين جنبش معتقد است براى رويا رويى با پروژه صهيونيسم و در نبود پروژه عربى و اسلامى فراگير و بديل، فعاليت نظامى ضرورت دارد و آتش درگيرى را تا تحقق اهداف آن روشن نگه مى‌داد و از توسعه‌طلبى اسرائيل در جهان عرب و اسلام جلوگيرى مى‌كنند. اين جنبش تاكنون از طريق شاخه نظامى‌اش يعنى جوخه‌هاى عزالدين قسام دست به عمليات‌هاى نظامى متعدد زده است ،حماس در انتفاضه الاقصى كه از سپتامبر سال ٢٠٠٠ شروع شده و همچنان ادامه دارد، نقش اساسى داشته است و محركه اصلى انتفاضه اول در سال ١٩٨٧ نيز اين جنبش بوده است.

موضع جنبش حماس نسبت به حكومت خودگردان
جنبش حماس معتقد است كه هدف اسرائيل از موافقت با تشكيل حكومت خود گردان و استقرار آن در فلسطين و حمايت و تجهيز آن با پيش از ٤٠ هزار نيروى انتظامى و امنيتى، تحميل پاره‌اى مشروط بوده كه مهم‌ترين آن سركوب مقاومت و پنهان شدن پشت پرده حكومت خودگردان بوده است.
ايالات متحده امريكا، حماس را در فهرست گروه‌هاى تروريستى قرار داده و مقاومت فلسطينى‌ها از درون خاك فلسطين عليه اشغال گران اسرائيلى را در دايره تروريسم مى‌شمارد و با اين كار به دولت اسرائيل براى رهايى از اين جنبش از طريق ترور اعضا و رهبران آن چراغ سبز نشان داده است.

روز شمار حوادث غزه پس از عقب نشينى اسرائيل در سال ٢٠٠٥
از روز ١٥ آگوست ٢٠٠٥ كه اشغالگران اسراييلى از نوار غزه عقب نشينى كردند، اين منطقه شاهد حوادث سياسى و نظامى مهمى بوده است.
اسراييل همزمان با سيطره جنبش حماس بر نوار غزه در ژوئيه ٢٠٠٦ براى مقابله با حملات موشكى اين جنبش به مناطق صهيونيست نشين، محاصره اقتصادى و نظامى اين منطقه را آغاز كرد. سال ٢٠٠٦ ژوئن: ٨ ژوئن هواپيماهاى اسرائيلى، رهبر گردان‌هاى مقاومت ملى در نوار غزه و بازرس كل وزارت كشور، جمال عطايا ابو سمهدانه را ترور كردند.
٢٧ ژوئن: نيروهاى مقاومت فلسطينى عمليات »و هم ويران گر« را در جنوب نوار غزه انجام دادند كه به اسارت سرباز اسرائيلى گلعاد و شليط و كشته شدن دو سرباز ديگر و زخمى شدن شمارى از سربازان صهيونيست و شهادت دو تن از نيروهاى حماس انجاميد.
در ژوئن همين سال خانواده غالى در ساحل درياى غزه گلوله باران شدند و به شهادت رسيدند و تنها يك طفل خرد سال از اين خانواده كه شاهد كشته شدن خانواده‌اش بوده بر جاى ماند.
سال ٢٠٠٧
١٤ ژوئن: رييس حكومت خود گردان دولت اسماعيل هنيه را بر كنار و در نوار غزه حالت فوق العاده اعلام كرد.
١٥ ژوئن: حماس پس از شكست نيروهاى فتح وفادار به محمودعباس بر نوار غزه مسلط شد.
١٩ سپتامبر: اسرائيل، نوار غزه را رسماً به عنوان دشمن اعلام كرد.
٢٨ اكتبر: رژيم صهيونيستى مجازات‌هاى اقتصادى را بر غزه تحميل كرد.
سال٢٠٠٨
١٧ ژانويه: اسرائيل در پاسخ به آنچه كه شليك موشك و گلوله به سويشهرك نشين‌هاى اسرائيلى خواند، غزه را به محاصره در آورد.
٢٣ فوريه تا ٣ مارس ٢٠٠٨: اسرائيل عمليات نظامى اى به نام »پاييز گرم« انجام داد كه در جريان آن بيش از ١٢٠ فلسطينى به شهادت رسيدند.
١٩ ژوئن: توافقنامه آتش بس ميان حماس و اسرائيل يا وساطت مصر امضا شد.
٥ نوامبر: در جريان حمله نظامى رژيم صيهونيستى هفت تن ازفلسطينى‌ها به شهادت رسيدند.
١٢ نوامبر: چهار تن از نيروهاى حماس در درگيرى با سربازان صهيونيست غر غزه شهيد شدند.
١٩ دسامبر: گردان‌هاى قدس شاخه نظامى جهاد اسلامى شليك موشك را پس از اعلام پايان آتش بس از سوى حماس آغاز كردند.
٢٠ دسامبر: گردان‌هاى عز الدين قسام شاخه نظامى حماس نخستين موشك را پس از پايان آتش بس به سوى سرزمين‌هاى اشغالى شليك كردند.
٢٢ دسامبر: حماس بنا به درخواست مصر با آتش بس ٢٤ ساعته موافقت كرد.
٢٦ دسامبر: وزير خارجه اسراييل، غزه را تهديد به بمباران نظامى كرد.
٢٧ دسامبر: بمباران نوار غزه ازسوى اسرائيل به شهادت حدود چهار صد تن از مردم غزه و نيروهاى انتظامى دولت مردمى اسماعيل هنيه انجاميد.