پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨
مهمترين تحولات سياسى جهان
ارکان مائده
روابط هند و پاكستان بعد از حملات تروريستى »مومباى«
تنش در روابط دهلى نو - اسلام آباد: بعد از حملات تروريستى ٦ آذر، ٢٦ نوامبر به شهر بمبئى (مومباى)كه منجر به كشته شدن ١٧١ نفر شد، مقامات هندى انگشت اتهام را به گروههاى مستقر در پاكستان نشانه رفتند. بدين ترتيب روابط هند و پاكستان وارد مرحله جديدى شد.
بعد از حملات تروريستى بى سابقه به شهر بمبئى نخست وزير هند، مان موهان سينگ اعلام كرد كه دولت به افرادى در خارج از هند (پاكستان و بنگلادش) مظنون شده است. وى حتى پا را فراتر از اين اتهام گذاشت و اظهار داشت كه اگر دولت هند به اين نتيجه برسد كه از خارج از خاك اين كشور اين حملات صورت گرفته قطعاً همسايگان هند بايد هزينه سنگينى را از اين بابت متحمل شوند.
در اين حملات كه منجر به استعفاى سه مقام هندى، تحت فشار احزاب مخالف از پست هايشان شد، در ابتدا گروهى به نام »دكن« كه نام فلات اصلى شبه قاره هند است، مسئوليت اين حملات را به عهده گرفتند، اما مقامات دهلى نو معتقدند كه اين نام به احتمال زياد جعلى است. آنها معتقدند كه گروه مهاجم با آوردن نام دكن سعى داشتند، چنين وانمود كنند كه گروهى اسلام گراى داخلى مسبب اين ماجرا بودهاند. لازم به ذكر است اين حملات در حالى صورت گرفت كه وزير امور خارجه پاكستان، شاه محمود قريشى براى انجام گفت و گوهايى در دهلى نو به سر مىبرد. آصف على زردارى، رئيس جمهور پاكستان اخيراً براى بهبود مناسبات ميان هند و پاكستان اقداماتى را انجام داده، زيرا ثبات منطقه به نفع اين كشور و مناسباتش با نهادهاى بين المللى است.
هند كه دومين كشور پر جمعيت دنيا كه به لحاظ سياسى و اقتصادى داراى ثبات و امنيت است چهارشنبه ٦ آذر مورد حملات تروريستى قرار گرفت كه توجه جهانيان را به خود جلب كرد. اين حملات از سال ١٩٩٣ در شهر بمبئى بى سابقه بوده است. در سال ١٩٩٣ تا كنون بيش از ٢٥٠٠ تن در جريان بمب گذارىهايى كه در تلافى تخريب مسجد بابرى توسط افراطيون صورت گرفت كشته شدند. در سال ٢٠٠٣ در اثر انفجار خودرويى مقابل هتل تاج محل كه از جاذبههاى توريستى اين كشور است ٥٠٠ نفر به خاك و خون كشيده شدند. همچنين هفت بمب گذارى جداگانه در ايستگاههاى راه آهن و قطار شهرى در سال ٢٠٠٦ روى داد كه منجر به كشه شدن ١٨٠ نفر شد. در حملات بمبئى يكى از بزرگترين و شلوغترين ايستگاههاى راه آهن (چهاتراپاتى شيواجى) دو هتل بزرگ بمبئى (تاج محل و اوبراى) چندين رستوران، يك بيمارستان، يك ساختمان يهودى نشين مورد حمله تروريستها قرار گرفت و ١٧١نفر جان باختند. اين حملات آن قدر وسيع، برنامه ريزى شده و پيچيده بود كه كار يك گروه معمولى نمىتوانست باشد. در همين راستا نشريه اكونوميست نوشت كه اين حملات از دو جنبه مهم بوده است: ١. به لحاظ پيچيدگى در طراحى عمليات و نيروى انسانى به كار گرفته شده براى انجام آن عمليات تروريستى؛ ٢. از نظر انتخاب اتباع خارجى به عنوان اهداف اين حملات. اكونوميست در ادامه مىنويسد كه گروگانگيران على الظاهر به دنبال شكار اتباع خارجى بودهاند. بعد از اين حادثه بود كه مقامات هندى اعلام كردند كه اين حملات از خارج از خاك اين كشور صورت گرفته است و انگشت اتهامها به سوى پاكستان نشانه رفت. لازم به ذكر است با توجه به اتفاقاتى كه هميشه در هند و پاكستان مىافتد اين دو كشور يكديگر را متهم مىكنند. اين بار هم اسلام آباد مورد ظن دهلى نو قرار گرفت. اين در حالى است كه در ساير حوادث تروريستى سالهاى اخير در هند، اين كشور همكارى آژانس اطلاعات پاكستان (ISI) را با گروههاى مسئول حوادث، مورد تأكيد قرار مىدهد. مثلا در سال ٢٠٠١ ميلادى كه به پارلمان هند حملهاى صورت گرفت هند اين حمله را متوجه »جيش المحمد« كرد. اين مسئله باعث تنش در روابط دو كشور شد. در حملات اخير به بمبئى نيز اسلام آباد مورد ظن قرار گرفت. در همين رابطه روزنامه الوطن چاپ عربستان به نقل از خبرگزارى ايسنا در سر مقاله خود تحت عنوان »در پى حوادث بمبئى از دهلى نو چه انتظارى مىرود« مىنويسد:... متهم ساختن دو كشور (هند و پاكستان) يك شيوه سياسى است كه طى سالهاى اخير به محض مشاهده خشونتهاى داخلى به وضوح مشاهده مىشود و چنين اتهاماتى تنها در چارچوب اتهامات سياسى است.اين روزنامه مىافزايد كه تلاش هر كشور براى متهم ساختن گروههاى خارجى در خصوص دفاع داخلى به اين خاطر است كه نشان دهند كه از صلح داخلى بر خوردارند و اين راه سادهترين راهكار سياسى براى طفره رفتن از مسئوليت ناشى از وقايع است و راه حل و ابزارى براى حفظ جبهه داخلى. الوطن مىنويسد: اما امروز مسئله تنها مسئله داخلى نيست چرا يك مسئول برجسته هندى استعفا كرده است. بعد از حملات تروريستى در بمبئى مقامات هندى به يكى از گروههاى الطيبه، جيش المحمد و القاعده شك بردند، ولى با دستگيرى چند تن از عاملان اين حادثه تروريستى مشخص شد كه لشكر طيبه و گروهاى كشميرى در حادثه بمبئى دست داشتهاند، اما مغز متفكر اين حادثه سازمان اطلاعاتى پاكستان (ISI) است. در همين راستا نخست وزير و وزير امورخارجه هند اظهار داشتند كه گروههاى كشميرى در پشت حادثه بمبئى قرار دارند. در گروه طيبه يك گروه جدايى طلب و مسلمان كشمير است كه براى استقلال كشمير مبارزه مىكنند. اين گروه با بخشى از سازمان (ISI) مرتبط است و در كشمير پاكستان مستقر مىباشد. البته لازم به ذكر است رئيس جمهور و نخست وزير پاكستان از اين حمله بى اطلاع بودند و دستهاى پنهانى در (ISI) عامل اين حادثه بوده است.
به هر حال با اين حادثه تروريست كه در مومباى هندوستان اتفاق افتاد، روابط هند و پاكستان وارد مرحله جديدى شده است. به گونهاى كه برخى از تحليل گران از احتمال وقوع جنگ ميان اين دو كشور هستهاى سخن به ميان آوردند. به گفته سايت خبرى بى.بى سى اين حملات سر آغاز برخى تحولات در لايههاى سياسى هند خواهد بود و از اين پس هند و پاكستان در مسابقه تسليحاتى خود بايد تجديد نظر كنند. بدين ترتيب به نظر مىرسد اين حمله تروريستى باعث تحولاتى در شبه قاره هند خواهد شد كه اين تحولات عبارتند از:
١. تشديد رقابت بين اسلام آباد - دهلى نو. اين دو كشور كه از بدو شكلگيرى شان (١٩٤٧) ميلادى همواره بر سر منطقه كشمير رابطهاى خصمانه داشتهاند امروزه هم بر سر اين منطقه اختلافاتى دارند. بعد از تجزيه هندوستان به هند، پاكستان، نپال، بنگلادش و بوتان اين مناطق همواره با وجود خروج استعمار بريتانيا از اين منطقه مشكلاتى را از آن دوران به ارث بردهاند. در تقسيم بندى مرزها، مرزهاى هند و پاكستان مشخص نشد و طى اين سالها كشمير مرز اين دو كشور منطقه مورد منازعه اسلام آباد و دهلى نو گشت. كشمير كه از آن به عنوان »ايران بيرونى« به دليل تشابههاى فرهنگى با ايران ياد مىكنند، همواره مورد خشم و غضب دولت هندوستان بوده است. اعمال خشونت عليه مسلمانان كشميرى توسط دموكراسىترين كشور جهان (هند) وضعيت اين منطقه را نابسامان كرده تا جايى كه اين كشور به لحاظ اقتصادى و اجتماعى رشد چندانى نداشته است، لذا به نظر مىرسد ادعاى مقامات هندى مبنى بر دخالت گروه طيبه ادعايى بى اساس نيست. اين گروه كه از گروههاى استقلال طلب كشميرى ساليانى است كه براى استقلال اين منطقه مبارزه مىكند و اكنون با ديدن همكارى هند و پاكستان براى حل مشكلاتشان ناراضى به نظر مىآيند. آنان احساس مىكنند اگر بين هند و پاكستان بر سر منطقه كشمير مصالحهاى صورت بگيرد كه چندان مورد حمايت سازمان اطلاعات پاكستان و گروههاى كشميرى هم نيست، آنها ديگر نمىتوانند استقلال يابند.
٢. تأثير اقتصادى اين حادثه كه در قلب اقتصاد هند(بمبئى) اتفاق افتاد هم مىتواند در منطقه تأثير گذار باشد. از آنجايى كه هندوستان به لحاظ اقتصادى داراى ثبات اقتصادى بوده و از رشد اقتصادى خوبى برخوردار است و از طرف ديگر توافق هستهاى دهلى نو با واشنگتن كه چند ماه پيش به امضا اين دو كشور رسيد، نشان مىدهد كه هند در عرصه تكنولوژى و سرمايه توسعه خوبى داشته است و اين حملات هم از جهتى به امر منطقه صورت گرفت كه مركز اقتصاد هند را هدف قرار دهد و به بمبئى كه دروازه ورود سرمايه خارجى و تكنولوژى پيشرفته به هند است هراسى به وجود آورند تا مانع از جذب سرمايه گذارى خارجى در اين منطقه شود. بدين ترتيب اين عمليات در اين شهر صورت گرفت تا مانعى در مناسبات اقتصادى هند با غرب بالاخص امريكا را ايجاد كند و اوباما را هم محكى بزنند. باراك اوباما، رئيس جمهور منتخب امريكا، مصالحه و همكارى ميان هند و پاكستان را يكى از اهداف اوليه خود در اين منطقه خوانده است و ديويد پترائوس فرمانده نيروهاى امريكايى در خاورميانه و آسياى مركزى، بر اساس طرحى كه نوشته قرار بود پاكستان با حمايت امريكا تمركز قدرت نظامى خود را بر هند كم كند و در برابر، براى مبارزه با گروههاى شبه نظامى مسلح در منطقه نا آرام مرزى پاكستان متمركز كند. امريكا بر اين باور است كه با تمركز نيروهاى امريكايى و پاكستانى در مرزهاى پاكستان و افغانستان عليه گروههاى شبه نظامى نزديك به القاعده مىتواند باعث كاهش قدرت نظامى گروه طالبان در افغانستان شود، اما اكنون آصف على زردارى با توجه به حملات بمبئى تصميم گرفته است ١٠٠ هزار تن از نيروهاى پاكستانى را به طرف مرزهاى هند منتقل كند. اين مسئله باعث نگرانى آمريكا و البته خوشحالى طالبان شده است. طالبان با جابه جايى نيروهاى پاكستان به طرف مرزهاى هند سعى مىكنند با خيالى آسوده برنامههاى خود را در مرزهاى پاكستان و افغانستان پياده كنند. بدين ترتيب واشنگتن خواهان كاهش تنش ميان هند و پاكستان است، چون معتقد است هر گونه خارج شدن نيروها از افغانستان و درگيرى ميان هند و پاكستان باعث قوت گرفتن القاعده مىشود. بدين ترتيب هند و پاكستان هر دو تحت فشار قرار دارند تا پيامدهاى اين حادثه تروريستى وضعيت كل منطقه را آشفته نكند. با توجه به اين نگرانىها بود كه كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه ايالات متحده امريكا سفر خود را به اروپا نيمه تمام گذاشت و به هند و پاكستان رفت تا با نخست وزير هند و رئيس جمهور پاكستان ديدار و گفت و گو داشته باشد. وى احتمال اينكه پاكستان نيروهاى خود را از مرز افغانستان بيرون بياورد و به طرف مرزهاى هندوستان بفرستد ابزار نگرانى كرد و گفت اين مسئله باعث تقويت القاعده مىشود كه پيامدهاى ناگوارى براى كل منطقه دارد. رايس سپس افزود كه دستگاه رهبرى پاكستان متعهد كمك به تحقيقات مربوط به حملات شهر بمبئى است. وزير امور خارجه امريكا سپس افزود كه من به جز بحث منطقى و مسئولانه درباره حملات اخير در بمبئى چيز ديگرى از هندوستان و پاكستان نشنيدم و روشن است كه هند و پاكستان مصمم به ريشه كنى تروريسم شدهاند. بدين ترتيب خانم رايس در منطقه حاضر شد تا از هر گونه فاجعه و ناآرامى سياسى در منطقه جلوگيرى كند. البته به نظر مىرسد كار سادهاى نخواهد بود. به اين ترتيب حادثه بمب گذارى در مومباى يك بار ديگر باعث شد تا توجه جهانيان به موضوع تروريسم و مبارزه با اين پديده هراسانگيز قرن كه باعث كشده شدن مردم و تنش در روابط ميان دولتها مىشود متمركز شود. حملات تروريستى مومباى آنچنان وسيع، برنامه ريزى شده و دقيق بود كه نشريه اكونوميست در اين باره نوشت كه اين حملات نه تنها براى هند، بلكه به طور كلى براى جبهه نبرد عليه تروريسم نگران كننده و هراسانگيز است.
معامله با طالبان يا مقابله با طالبان
درخواست كرزاى براى مذاكرده با ملا عمر: بعد از گذشت هفت سال از حضور نيروهاى ناتو در افغانستان و عدم موفقيت آنان در سركوب طالبان، حامد كرزاى رئيس جمهور افغانستان، خواهان گفت و گو و مذاكره با ملا عمر، سركرده طالبان افغانستان شد. ملا عمر اين درخواست رئيس جمهور را رد كرد.
با گذشت هفت سال از فروپاشى حكومت طالبان و حضور نيروهاى ناتو در اين كشور به بهانه مبارزه با تروريسم، افغانستان هنوز كشورى است كه دچار بحرانهاى سياسى، امنيتى و اجتماعى زيادى مىباشد. فساد ادارى، فقر، كشت سود آور مواد مخدر، حملات انتحارى در اين كشور با توجه به وجود نيروهاى ناتو و حكومت مركزى هنوز بيداد مىكند. شبه نظاميان طالبان گرچه در ابتدا حضور نيروهاى ناتو در افغانستان كمى عقب نشينى كردند و افغانستان به جهنمى براى آنان تبديل شد، اما امروزه شاهد هستيم كه طالبان همچنان به عملياتهاى نظامى و كشتار مردم بيگناه افغانستان ادامه مىدهند، به طورى كه امنيت اين كشور را مختل كردهاند. بدين ترتيب افغانستان روزهاى سختى را پشت سر مىگذارند. از طرف ديگر دولت پاكستان در مرزهايش با افغانستان كه طالبان در آن حضور دارند با مشكلات زيادى روبرو شده است. با توجه به اين شرايط امنينى و اجتماعى در افغانستان بود كه رئيس جمهور كرزاى خواهان مذاكره با سركرده طالبان، ملا عمر (از نزديكترين متحدان اسامه بن لادن) شد تا از شدت خشونتها كاسته شود. اما انتخاب راه ديپلماتيك از طرف كرزاى مورد مخالفت ملا عمر قرار گرفت. كرزاى اعلام كرد در صورتى كه ملا عمر براى مذاكره جهت برقرارى صلح و رفاه مردم و توقف كشتار كودكان به افغانستان بيايد من به عنوان رئيس جمهور افغانستان هر كارى براى امنيت او خواهم كرد. وى گفت حتى اگر امريكا و غرب با پيشنهاد وى مخالف باشند مىتوانند كشور را ترك كنند يا او را خلع كنند، اما ملا عمر اعلام كرد در صورتى با كرزاى مذاكره خواهد كرد كه نيروهاى خارجى از اين كشور خارج شوند كرزاى همواره اعلام كرده است كه آماده مذاكره با هر شخص و گروهى است كه قانون اساسى اين كشور را به رسميت بشناسند و هر گونه پيش شرط خروج نيروهاى خارجى را مىپذيرند.
قدم در مسير ديپلماتيك براى حل و فصل بحرانهاى سياسى و امنيتى در افغانستان از طرف كرزاى نشان مىدهد كه وى هم نسبت به حضور نيروهاى بيگانه در افغانستان نگران است و هم مىداند در اين مقطع اقدامات نظامى پليس و ارتش افغانستان و نيروهاى نظامى ناتو نمىتواند معضلات اين كشور حل و فصل نمايد. اين در حالى است كه آستانه تحمل مردم اين كشور تمام شده است.
در اين روزها بحث مذاكره با طالبان مهمترين بحث در افغانستان است. طرح مذاكره با طالبان از طرف مشاور كرزاى، زلماى رسول، مطرح شد. اما به نوشته مجله »آبزرور« پيش از اين تيمى از مديران اطلاعاتى و ديپلماتيك اروپا طرحى را تصويب كرده بودند، كه در آن طرح آمده بود راهكارهاى مقابله نظامى با طالبان ديگر جواب گو نيست و بايد به دنبال راهى براى كنار آمدن يا به اصطلاح واقعيت حضور طالبان در صحنه سياسى افغانستان بود. رابرت گيتس، وزير دفاع ايالات متحده امريكا، ماه گذشته اعلام كرد كه امريكا آماده است تا در صورت موافقت با دولت افغانستان براى مذاكره با طالبان با اين گروه مصالحه كند. اما هر گونه مذاكره با القاعده را رد كرده است. اين در حالى است كه باراك اوباما، رئيس جمهور جديد امريكا خواهان افزايش نيروهاى نظامى به افغانستان است، وى در تبليغات انتخاباتى خود گفته بود كه رزمگاه مبارزه با القاعده افغانستان است نه عراق. اين در حالى است كه ديويد پترائوس، فرمانده سابق نيروهاى امريكايى در عراق و فرمانده فعلى نيروهاى امريكايى در خاورميانه و آسياى مركزى راهى اين منطقه شد تا بتواند مشكل افغانستان را حل و فصل نمايد. اين ژنرال بلند پرواز، جاه طلب و متفكر امريكايى به نوشته مجله »اكونوميست« به روشنى دريافته است كه تاكتيكهاى به كار گرفته شده در عراق را به سادگى نمىتوان در افغانستان به كار گرفت، چون عراق و افغانستان با يكديگر تفاوتهاى زيادى دارند. عراق كشورى است كه داراى منابع غنى و علاوه بر آن داراى نيروهاى خارجى و نيروهاى داخلى آموزشى ديده و تجهيز شدهاند و امروزه به راحتى مىتوان آنها را مديريت كرد. از سوى ديگر نيروهاى شبه نظامى در عراق نمىتوانند همانند همتايان خود در افغانستان از آشفتگى و بى نظمى موجود در مرزهايشان استفاده ببرند و دل خوش كنند. به همين دليل مقابله با آنها آسانتر است. در مقابل شبه نظاميانى كه در افغانستان فعاليت مىكنند مىتوانند به راحتى در مناطق مرزى پاكستان پنهان شوند و حتى خود را در ميان قبايل مرزى منطقهاى جا بزنند. وى به نيروهاى امريكايى در عراق فرمان داده به جاى گشت زنى ماشينى به ميان مردم بروند و اعتماد آنها را به خود جلب كنند. اكونوميست مىنويسد كه به نظر مىرسد پترائوس بخواهد همين استراتژى را در مورد افغانها به كار برد، اما وى با شرايطى متفاوت از عراق در افغانستان روبرو خواهد شد. چون در افغانستان نيروهاى بسيار كمترى حضور دارند. در حالى كه احتمال آنكه اين ژنرال امريكايى بتواند گروههاى مسلح ناراضى در افغانستان را به الگوهايى شبيه »شوراى بيدارى« در عراق تبديل كند، چندان زياد نيست. البته پترائوس اعلام كرده است. هر استراتژى كه امروزه جواب بدهد ممكن است فردا بى نتيجه بماند و هراستراتژى كه در يك نقطه جواب بدهد ممكن است در جاى ديگر نتيجه ندهد. اين ژنرال امريكايى تصريح كرده است كه اداره افغانستان ممكن است به دست ديپلماتها بيفتد و با برخى از گروههايى كه عامل مشكلات افغانستان هستند سازش شود. در همين حال ژنرال »ديويد مك كرنال« فرمانده ارتش امريكا در افغانستان هم مىگويد روى طرحى كار مىكند كه مبارزان افغانى را به عضويت شوراهاى محلى افغانستان در آورد. اين شوراها طالبان را قبول ندارند. وظيفه اين شوراها تامين حقوق مدنى و آزادىهاى سياسى منطبق با قانون اساسى افغانستان است.
اين طرحها و سخنان از جانب اروپا و امريكا و حتى حامد كرزاى نشان مىدهد كه شرايط سياسى و امنيتى در افغانستان بسيار وخيم است، لذا رهبران غرب تصميم گرفتهاند كه به جاى مبارزه با طالبان كه در همه كشور حضور دارند و به قول كوشنر وزير امورخارجه فرانسه، طالبان خود افغانستان است. به مذاكره با طالبان ميانه رو و سران قبايل افغانستان بپردازند تا اين معضل امنيتى افغانستان حل و فصل شود. به اين ترتيب دولت افغانستان اميدوار است بتواند با شكاف در بين طالبان و جذب نيروهاى ميانه رو و فرصت طلب طالبان مذاكره با آنها را آغاز كند، تا از اين راه بتواند فرماندهان تندرو طالبان كه با القاعده رابطه نزديكى دارند را منزوى كند. گرچه بعضى از محققان معتقدند كه اين اقدام كرزاى يك اقدام انتخاباتى است. لازم به ذكر است پيش از اعلام مذاكره كرزاى با ملا عمر طالبان يك دور مذاكرات غير رسمى را با دولت افغانستان در ماه سپتامبر در عربستان و با وساطت ملك عبد الله، پادشاه عربستان سعودى، انجام دادهاند و قرار است ماه دسامبر(آذر) نيز با نمايندگان دولت افغانستان ديدار و گفت و گو داشته باشند، گر چه طالبان همواره اعلام كرده است با حضور نيروهاى بيگانه در افغانستان مذاكره نخواهد كرد.
تصويب توافقنامه »خروج نيروهاى امريكايى از عراق« در پارلمان عراق
خروج نيروهاى امريكايى تا سال ٢٠١١: موافقتنامه امنيتى واشنگتن - بغداد كه پس از تغيير نام به »موافقتنامه خروج نيروهاى امريكايى از عراق« تبديل شد، بالاخره در پارلمان عراق به تصويب رسيد. اين توافقنامه قبلا به امضاء كابينه دولت المالكى رسيده بود. رفراندوم (همه پرسى) در رابطه با اين توافقنامه سال آينده برگزار خواهد شد.
توافقنامه امنتى واشنگتن - بغداد كه نزديك به يك سال مورد بحث و بررسى طرفين امريكايى و عراقى قرار گرفته بود، همان گونه كه انتظار مىرفت و پس از جزر و مدهاى فراوان در كابينه دولت مالكى به اتفاق آراء به امضا رسيد. پس از اين امضا اين بار نوبت پارلمان بود كه اين توافقنامه را به تصويب برساند. اما هنوز اين سند به تصويب پارلمان نرسيده بود، كه اختلافات ميان بغداد و واشنگتن شدت يافت. اظهارات »مايكل مولن« رئيس ستاد مشترك ارتش امريكا در عراق موجب خشم مالكى نخست وزير شد. مولن گفته بود كه تنها زمان و موقعيت است كه باعث مىشود ما در مورد خروج نيروهاى نظامى خود از عراق تصميم بگيريم. اين گفته به همراه گمانه زنىهاى برخى از طرفهاى امنيتى مبنى بر قصد امريكا براى ادامه حضور نيروهاى امريكايى براى ساليان دراز در منطقه باعث شد المالكى سخنرانى تندى عليه تمام طرفهاى توافقنامه كه آن را به نوعى محكوم كرده بودند، انجام دهد. نخست وزير عراق در سخنرانى خود اظهار داشت: مذاكرات پيجيدهاى را با مقامات امريكايى انجام دادهايم كه اين مذاكرات چند بار هم به بن بست رسيد و در طى اين مذاكرات تغييرات و اصلاحاتى در پيش نويس موافقتنامه به دليل پافشارى مذاكره كنندگان عراقى نسبت به ضرورت ايجاد توافقنامهاى كه در برگيرنده حاكميت كامل عراق است، انجام شد. وى در ادامه به مخالفان عراقى اين توافقنامه اشاره كرد و گفت ايشان ما را متهم مىكنند كه مذاكرات را پشت درهاى بسته انجام داديم، در حالى كه هرگز چنين امرى اتفاق نيافتاده است. مالكى همچنين در اين سخنرانى به مقاماتى اشاره كرد كه گفته بودند، تنها شرايط است كه زمان رفتن نيروهاى امريكايى را از عراق تعيين مىكند و نه توافقنامه، اظهار داشت كه امريكايىها بايد تا ژوئن سال آينده شهرهاى ما را ترك كنند و به پايگاه هايشان منتقل شوند و از آن پس آماده شوند تا سال ٢٠١١ ميلادى از عراق بيرون روند و اين زمانى است كه هيچگاه قابل تمديد نيست. سخنرانى مالكى باعث شد كه فشار بر نخست وزير عراق كاهش يابد و وى به ادامه فعاليتهاى ديپلماتيك خود براى تصويب اين توافقنامه در پارلمان بپردازد.
با توجه به تغييراتى كه در موافقتنامه امنيتى به وجود آمد دولت عراق توانست بسيارى از درخواستهاى خود را در اين توافقنامه بگنجاند. وقتى حتى نام آن را از توافقنامه امنيتى بغداد - واشنگتن به توافقنامه »خروج نيروهاى امريكايى در عراق« تغيير دهد. تغييرات ديگر عبارت اند از: ١. خروج نيروهاى عراقى تا ژوئن آينده از شهر عراق و تا سال ٢٠١١ از خاك عراق، ٢. عدم مصونيت نظاميان اين كشور از پيگرد قضايى در صورت ارتكاب جرم، ٣.چنانچه نيروهاى امريكايى هر فرد عراقى را در عملياتهاى هماهنگ شده دستگير كنند، بر اساس توافقنامه ظرف ٤٨ساعت او را به مقامات عراقى تحويل بايد بدهند، ٤. بحث بازرسى محموله هايى كه نيروهاى عراقى به داخل يا خارج اين كشور وارد مىكنند، مشخص شد. اين تغييرات در حالى انجام شد كه المالكى چندين ديدار با آيت الله سيستانى مرجع شيعيان عراق ديدار داشت و گفت و گو كرده، لذا تصميمات دولت عراق متأثر از نظرات ايشان بوده است. در همين حال آيت الله سيستانى هم اعلام كرد كه هر تصميمى كه دولت المالكى بگيرد با آن مخالفت نخواهد كرد. بدين ترتيب مواضع اين مرجع تقليد در جهت تحكيم شيعيان اين كشور بوده و اين مواضعنشان مىدهد كه تصميمگيريىهاى ايشان در مواقع حساس باعث تقويت دولت عراق شده است. بدين ترتيب تماس هايى كه مالكى نخست وزير با ايت الله سيستانى داشته منجر به حمايت تلويحى ايشان از دولت و پارلمان شد و اين امر باعث تصويب اين توافقنامه در پارلمان گشت و اين پاسخى است به مخالفان توافقنامه كه آن را پيمان ننگين مىخوانند. با توجه به اين مسائل تصويب توافقنامه خروج نيروهاى امريكايى از عراق سه بار در پارلمان عراق به تعويق افتاد. ولى بالاخره تصويب شد .
در جريان تصويب احزاب و فراكسيونهاى حاضر در پارلمان به شدت دچار اختلاف نظر شده بودند. در حالى كه فراكسيون جريان صدر همچنان بر مخالفت با توافقنامه سخن مىگفتند، حزب فضيلت و جبهه توافق العراقيه هم به اين مجموعه پيوسته و توانستند نظر برخى از مستقلها را هم به دست آورند. اين در حالى بود كه نمايندگان كرد پارلمان به همراه نمايندگان حزب الدعوه، مجلس اعلاى اسلامى عراق و همچنين نمايندگان فهرست العراقيه وابسته به ايادى علاوى با تصويب اين توافقنامه موافقت كرده بودند.
بعد از مذاكرات فراوان ميان نمايندگان سنى و ديگر نمايندگان پارلمان بالاخره سنىها و جريان صدر با گرفتن امتيازاتى از مالكى اين توافقنامه را تصويب كردند. نمايندگان سنى ١. خواستار اصلاحات سياسى در دولت. ٢. خواهان انجام همهپرسى عمومى بعد از تصويب توافقنامه در پارلمان شدند. البته نمايندگان فهرست عراق يكپارچه و حقوق دانان عراقى با موضوع همهپرسى به دليل اينكه با قانون اساسى عراق منطبق نيست، مخالف هستند، ولى مالكى اين امتيازات را به نمايندگان سنى در پارلمان داد تا بتواند اين توافقنامه حنجالى را در پارلمان به تصويب برساند.
پارلمان عراق داراى ٢٧٥ نماينده است كه در روز رأىگيرى ١٩٨ نماينده حاضر بودند. در اين رأىگيرى ١٤٤ نفر رأى مثبت، ٣٥ نفر رأى منفى (جريان صدر به علاوه شش نفر) و ١٩ نفر رأى ممتنع دادند و ٨٠ نماينده با هدف آبستر اكسيون (ايجاد مانع در كار مجلس) در مجلس حضور نيافتند. مالكى اعلام كرد اين توافقنامه شش ماه ديگر بايد به رفراندوم گذاشته شود و اگر مردم رأى منفى دادند، دولت هيچ تعهدى ندارد. بدين ترتيب اين توافقنامه، توافقنامهاى است مشروط. لازم به ذكر است كه هر دو طرف عراقى و امريكايى مىتوانند به مدت يكسال اين توافقنامه را فسخ كنند. پس از تصويب توافقنامه رئيس جمهور آمريكا، جرج دبليو بوش اظهار داشت كه اين تصويب نشانه پيشرفت دموكراسى در عراق و توانايى اين كشور در تأمين امنيت عراق مىباشد بوش رأى پارلمان را رأى تاريخى خواند كه هم به نفع واشنگتن است و هم به نفع بغداد.
با امضاى اين توافقنامه عراق از زير بند هفت منشور ملل متحد و قطعنامههايى كه سرمايه گذارى را در اين كشور محدود كرده بود خارج مىشود. اين توافقنامه همچنين باعث رفع نگرانى ايران و ديگر هميسايگان عراق هم مىشود. به اين دليل از خاك عراق به همسايههاى اين كشور حمله نخواهد شد. به علاوه با امضاى اين توافقنامه گروههاى عراقى كه خواهان جنگ داخلى در عراق هستند نمىتوانند با اشغالگران وارد معامله شوند و هيچ كشور ديگرى نمىتواند بدون اجازه دولت در عراق حضور ياد. بدين ترتيب با مضاى اين موافقتنامه به نظر مىرسد وضعيت حضور نيروهاى امريكايى در عراق مشخص مىشود، كه اين امر مىتواند نقطه آغازى براى تثبيت حاكميت عراق و تثبيت ثبات و امنيت در اين كشور باشد، گر چه با امضاى اين توافقنامه چشم انداز روابط شيعه و سنى در هالهاى از ابهام مىماند.
سفر رئيس جمهور روسيه به امريكاى لاتين
ديمترى مدودف در حيات خلوت امريكا: ديمترى مدودف رئيس جمهور روسيه بعد از شركت در نشست مجمع همكارىهاى اقتصادى آسيا- اقيانوسيه موسوم اَپك (٢٣- ٢٢نوامبر) سفر دورهاى خود را به امريكاى لاتين آغاز كرد. اين سفر به گفته مقامات روسيه سياسى نبوده است. حضور مدودف در امريكاى لاتين از آن جهت داراى اهميت مىباشد كه به لحاظ زمانى با انتقال قدرت در كاخ سفيد همزمان گشته است.
بعد از فروپاشى اتحاد جماهير شورى كه منجر به نابسامانى اقتصادى اين كشور شد رهبران چپ امريكاى لاتين اميد خود را تا اندازهاى به روسيه از دست دادند. اين نا اميدى كه منجر به نارضايتى مردم و بروز بحرانهايى در اين كشورها شد، هم اكنون با مورد توجه قرار گرفتن اين رهبران از طرف روسيه آنها را اميدوار كرده است. مسكو با سودهاى كلان ناشى از در آمد انرژى و به دنبال آن رشد اقتصادى خواهان افزايش روابط سياسى و اقتصادى با كشورهاى امريكاى لاتين شده است. اين كشورها هم سياست درهاى باز را در مقابل روسيه در پيش گرفتهاند. در همين راستا روزنامه »كامرسانت« به نقل از خبرگزارى فارس نوشت كه به طور كلى سفر مدودف به امريكاى لاتين بايد نقش فزاينده روسيه را در اين منطقه (امريكاى لاتين) كه تا پيش از اين حوزه نفوذ امريكا محسوب مىشد، به منصه ظهور برساند. گر چه برخى از تحليل گران سياسى معتقدند كه شرايط بحران مالى جهان و كاهش قيمت نفت امكان زيادى براى عملى ساختن طرحهاى گسترده مورد نظر روسيه را در امريكاى لاتين چه از لحاظ اقتصادى و چه از لحاظ ژئوپليتكى به اين كشور نمىدهد. بدين ترتيب اين امر باعث شده است كه كشورهاى امريكاى لاتين به نوشته مجله »نيويورك تايمز«در اعتماد به روسيه به عنوان يك شريك تجارى شك و ترديد داشته باشند. اين در حالى است كه باراك اوباما خواهان عصر جديدى از روابط با امريكاى لاتين شده است.
امروزه روسيه در حالى روابط خود را با ونزوئلا، كوبا و برزيل افزايش مىدهد كه واشنگتن در نزديكى مرزهاى روسيه قدرت نمايى كرده و باعث بروز تنش ميان دو كشور شده است. طرح سيستم دفاع موشكى امريكا در اروپاى شرقى (چك و لهستان)، حمايتهاى واشنگتن ساكاشويكى، رئيس جمهور گرجستان در حمله روسيه به اين كشور و دفاع و حمايت واشنگتن از استقلال كوزوو باعث ايجاد تنش ميان روسيه و امريكا شده اين امر از سوى واشنگتن روسيه را به اقدامت تلافى جويانه وا داشته است، به نحوى كه مدودف اعلام كرد كه اگر آمريكا سپر دفاع موشكى خود را در اروپاى شرقى مستقر كند، در پاسخ، سپر دفاع موشكى خود را در بندر »كالينگراد« مستقر خواهد كرد. اعزام گروهى از ناوهاى روسيه تحت رهبرى يك رزم ناو هستهاى در روز ٢٦ نوامبر در ساحل به عنوان واكنشى به استقرار نيروهاى امريكا در درياى سياه در حمايت از گرجستان تلقى شود. اما مقامات مسكو هر گونه هدفگيرى اين رزمايش عليه كشورهاى ثالث را رد كردهاند. در همين رابطه واشنگتن پست به نقل از سايت ديپلماسى ايران نوشت كه ورود مدودف و ناوگان دريايى اين كشور به ونزوئلا در روزهاى اخير، پيام روشنى به باراك اوباما است كه چالش آزار دهنده براى واشنگتن در برابر امريكاى لاتين، دولت پوپوليستى هوگو چاوز و نهضت وى و در برابر نفوذ امريكا است.
حضور رئيس جمهور روسيه در حيات خلوت امريكاى لاتين بى شك از اقدامات تلافى جويانه روسيه بوده است. سفر مدودف به ونزوئلا و مانور دريايى مشترك با اين كشور بارزترين نمونه قدرت نمايى روسيه در امريكاى لاتين مىباشد. ونزوئلا از متحدان روسيه و از خريداران تسليحاتى از اين كشور مىباشد. به گزارش خبرگزارى »رويترز« سفر رئيس جمهور روسيه به ونزوئلا، خريد كننده كليدىترين تسليحات روسيه، و نخستين مانور درياى مشترك در درياى كارائيب كه به طور سنتى حيات خلوت امريكا محسوب مىشود هم زمان شده است. به علاوه مدودف در اين سفر براى دست يافتن به بخش صنعت ونزوئلا و همكارىهاى اقتصادى با اين كشور قراردادهايى را با ونزوئلا امضاء كرد.
كوبا و برزيل از ديگر كشورهايى بودند كه مدودف به آنجا سفر كرده است. مسكو و هاوانا براى ساخت نيروگاه هستهاى، تجهيزات دفاع هوايى در جهت تحكيم روابط نظامى قرار دادهايى را امضا كردند. در برزيل هم مدودف در رابطه با بخشهاى سود آور آهن آلات و بخش كشاورزى با مقامات اين كشور گفت و گوهايى داشته و خواهان همكارىهاى اقتصادى مسكو - برزيليا شده است. بدين ترتيب سفر مدودف به امريكاى لاتين علاوه بر انگيزه اقتصادى كه در مقابله با اتحاديه اروپا و چين صورت گرفت، حاوى پيام سياسى براى امريكا بوده است. سفر مدودف به حيات خلوت امريكا نشان دادن دندان در برابر دندان و چنگال در برابر چنگال را. در برابر تأسيس سپر دفاع موشكى امريكا و ديگر اقدامات امريكا در مناطق تحت نفوذ روسيه، مدودف به حيات خلوت امريكا مىرود، مانور دريايى مشتركى با ونزوئلا انجام مىدهد و موشكهاى اسكندر را در منطقه كالينگراد مستقر مىكند. گر چه برخى از تحليل گران سياسى معتقدند كه اين سفر به دليل بحران اقتصادى در غرب چندان نمىتواند براى مسكو موفقيتى داشته باشد. اما به نظر مىرسد سفر مدودف به امريكاى لاتين باعث تغييراتى در روابط روسيه و امريكا خواهد شد. بدين ترتيب مدودف در اين سفر نشان داد كه روسيه در سياست خارجى اين كشور اهداف بلند پروازانهاى را دنبال مىكند.