پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨
مهمترين تحولات سياسي ايران و جهان
ارکان مائده
سيزدهمين گزارش محمد البرادعي ازفعاليتهاي هسته اي ايران، شصت و سومين نشست مجمع عمومي سازمان ملل متحد در نيويورك، استعفاي اجباري ايهود الموت و انتخاب تزيپي ليوني به عنوان رئيس جديد حزب كاديما و توافقنامه تقسيم قدرت در زيمبابوه از مهمترين تحولات سياسي ايران و جهان در دو هفته اخير بوده است، كه قابل بررسي مي باشد.
آخرين گزارش محمد البرادعي از فعاليت هسته اي ايران گزارشي مثبت براي غرب : مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي ، محمد البرادعي دو شنبه ٢٥ شهريور، ١٥ سپتامبر، آخرين گزارش خود را از فعاليتهاي هسته اي ايران انتشار داد. اين گزارش ٣٥ صفحه اي كه به ٥ بخش تقسيم شده مانند گزارشهاي قبلي وي دو پهلو بوده است. مثبت و منفي .
سيزدهمين گزارش البرادعي كه يك نسخه از آن براي ٣٥ عضو شوراي حكام و يك نسخه، آن براي اعضاي گروه ٥+١ فرستاده شد، به رغم اينكه از عدم انحراف برنامه هسته اي ايران خبر داده شده بود ولي داراي نكاتي بود كه مقامات ايراني آنها را رد كردند. اين گزارش پس از آن منتشر شد كه چند روز قبل از آن هياتي از آژانس بين المللي انرژي اتمي به رياست اولي هاينون معاون البرادعي در امور پادمانها در تهران با مقامات ايران بحث و گفت و گو كرده بود.
محمد البرادعي در گزارش شش صفحه اي خود درباره برنامه هسته ايران تأييد كرد كه آژانس مي تواند به راستي آزمائي مربوط به عدم انحراف مواد هسته اي اعلام شده از سوي ايران به سوي كاربرد تسليحاتي ادامه دهد؛ ايران دسترسي آژانس را به مواد اعلام شده هسته اي فراهم كرده و گزارشهاي لازم را به آژانس ارائه داده است. البرادعي در ادامه مي افزايد كه در بررسي اتهامات مربوط به جنبه نظامي ايران هيچگونه پيشرفت نظامي نداشته است. وي در اين گزارش بار ديگر از تهران مي خواهد تا پاسخ خود را در رابطه با مطالعات ادعايي بدهد و تمامي اقدامات بعدي براي اعتماد سازي نسبت به صلح آميز بودن فعاليت هسته اي ايران را در سريعترين زمان ممكن به اجرا در آورد. لازم به ذكر است زماني كه آژانس در حال آماده كردن گزارش مارس ٢٠٠٨ خود شوراي حكام و جمع بندي مطالعات ادعايي بود. امريكا اسناد جديدي را به اين نهاد ارائه داد و فشارهاي سنگيني به البرادعي وارد آورد. در همين حال بعد از انتشار گزارش آژانس ايران پذيرفت كه به اسناد جديد مطالعات ادعائي نيز بپردازد، گرچه معتقد بود آنچه كه امريكا به آژانس نشان داده جعلي است و البرادعي هم معتقد بود كه صرف نظر از اينكه ايران بگويد جعلي است كافي نيست و بايد همكاري ادامه داشته باشد، در همين راستا معاون مدير كل آژانس در امور پادمانها فهرست تمامي اسناد مربوط به مطالعات ادعائي را به ايران ارائه نمود. ولي ايران درخواست كرد تصاوير اسناد ارائه شود تا كارشناسان بتوانند آنها را بررسي نموده و پاسخ مناسب را بدهند. اما امريكا از ارائه اسناد خود داري كرد و تنها اسناد الكترونيكي آن در اختيار تهران قرار گرفت.
انتشار گزارش البرادعي نشان مي دهد كه وي از همكاري آژانس با ايران در مورد برنامه هسته اي اش راضي نبوده ولي مقامات ايران معتقدند كه گزارش آژانس از نظر ايران حاوي نكات منفي نبوده مشكلات تهران با آژانس حل شده است. در همين راستا با انتشار آخرين گزارش آژانس علي اصغر سلطانيه نماينده ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي اظهار داشت: اين گزارش بار ديگر بر صلح آميز بودن برنامه هسته اي ايران تاكيد دارد. وي گفت: مدير كل آژانس به جامعه جهاني اعلام كرده است كه كماكان قادر است به فعاليتهاي راستي آزمائي خود در ايران بپردازد. در همين حال سخنگوي وزارت امور خارجه ايران، حسن قشقاوي . ابراز داشت كه گزارش اخير البرادعي درباره فعاليتهاي هسته اي ايران حقانيت و صداقت تهران را بار ديگر به اثبات رساند. اين در حالي بود كه غرب گزارش البرادعي را مثبت تلقي كرد و خاوير سولانا، مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا، اعلام كرد كه اين گزارش به نفع ايران نبوده است. در همين راستا اتحاديه اروپا هم با صدور بيانيه اي تهران را به عدم همكاري با آژانس متهم كرد. اين بيانيه از تهران خواست از شوراي امنيت سازمان ملل براي تعيين فعاليتهاي هسته اي خود پيروي كند تا مذاكرات بتواند آغاز شود.
در حالي كه غرب به ادامه مخالفتهايش در رابطه با پرونده هسته اي ايران مي پرداخت و خواهان ادامه تحريمها بود، ٥ وزير پيشين ايالات متحده به رئيس جمهور آينده اين كشور پيشنهاد مذاكره با ايران را دادند. كالين پاول (وزير خارجه اول جرج دبليو بوش، وارن كريستوفر (وزير خارجه اول دوره رياست جمهوري بيل كلينتون)، مادلين آلبرايت (وزير خارجه دوم كلينتون)، هنري كسينجر (وزير خارجه دولت ريچارد نيكسون) و جيمز بيكر (وزير خارجه دولت رونالدريگان) در نشستي تحت عنوان «رئيس جمهور آينده ؛ جهاني از چالشها» در دانشگاه جورج واشنگتن خواهان مذاكره با ايران شدند و اعلام كردند به عنوان يك استراتژي براي متقاعد كردن تهران به توقف فعاليت هسته اي اش از مذاكره با تهران حمايت كنند و اقدام نظامي عليه اين كشور مطلوب نيست.
در راستاي گزارش محمد البرادعي ، نمايندگان گروه ٥+١ براي بررسي بيشتر تحريمها عليه تهران به رايزني با يكديگر پرداختند اين نشست كه روز جمعه ٢٩ شهريور در واشنگتن برگزار شد، گفته مي شد كه مقدمه اي براي مذاكرات وزيران امور خارجه ٥ عضو دائم شوراي امنيت بعلاوه آلمان در نيويورك است. نشست وزيران خارجه گروه ٥+١ كه براي ارائه برنامه مشخصي براي پرونده هسته اي ايران برنامه ريزي شده بود به دليل عدم حضور روسيه در اين نشست، برگزار نشد. در همين راستا به نتيجه نرسيدن نشست واشنگتن و لغو نشست نيويورك را مي توان مخالف صريح روسيه يا تحريمهاي بيشتر عليه تهران داشت. در همين رابطه وزارت امور خارجه روسيه بيانيه اي را منتشر كرد. در اين بيانيه آمده بود: «مگر جائي آتش گرفته، كه همه چيز را زمين بگذاريم و براي بحث درباره برنامه هسته اي ايران، آن هم در مدت يك هفته فشرده، به مجمع عمومي بشتابيم». بنظر مي رسد مناقشه مسكو واشنگتن بر سر مسئله گرجستان و تنش بوجود آمده ميان اين دو باعث شد كه روسيه در نشست نيويورك شركت نكند. اين مسأله باعث نگراني امريكا شد. به اين دليل كه روسيه در مسأله هسته اي ايران، واشنگتن و آژانس را تحت فشار قرار مي دهد تا از اعمال تحريمهاي بيشتر عليه تهران خودداري كنند.
لازم به ذكر است در حالي كه اعضاء گروه ٥+١ خود را براي ارائه رايزني آماده مي كردند «گري گوري شولتي » نماينده امريكا در آژانس و قبل از نشست روز جمعه در اظهار داشت كه تازهترين گزارش البرادعي بسيار نا اميدانه بود و هيچ پيشرفتي در برنامه هسته اي ايران ديده نمي شود. وي اعلام كرد كه اقدامات ايران باعث نقص حقوق بيشتر قطعنامههاي شوراي امنيت شده است. اين اظهارات نشان مي دهد كه گزارش مدير كل آژانس خوشايند غرب بوده و آنها معتقد هستند كه ايران در اين گزارش متهم شده است. در همين راستا محمد البرادعي در سخنراني خود در اختتاميه نشست فصلي شوراي حكام؛ خواستار دسترسي بيشتر بازرسان آژانس به تأسيسات هسته اي ايران شد. وي در اين سخنراني يادآور شد با وجود تاييد عدم انحراف برنامه هسته اي ايران، نمي تواند سلامت برنامه هسته اي ايران را تضمين كند، مگر اينكه ايران به بازرسان آژانس اجازه دسترسي بيشتري بدهند. البرادعي ضمن ابراز علاقهمندي به شفاف سازي فعاليتهاي هسته اي ايران به ٣٥ عضو شوراي حكام گفت كه آژانس (متاسفانه) در روشن ساختن ابعاد نظامي در برنامه هسته اي ايران پيشرفتي اساسي را حاصل نكرده است. اين اظهارات البرادعي با واكنش سلطانيه مواجه شد.
انتخابات درون حزبي ، حزب كاديما (حاكم) در اسرائيلتريپي ليوني رئيس جديد حزب كاديما : تريپي ليوني پس از پيروزي در انتخابات درون حزبي كاديما در روز پنجشنبه ٢ شهريور، ١٦ سپتامبر توانست بيش از ٤٠ درصد آراء را از ميان ٧٤ هزار عضو اين حزب كسب كند و به عنوان رئيس جديد حزب و جانشين ايهود اولمرت انتخاب شود. ليوني خود را آماده مي كند تا نخست وزير آينده رژيم صهيونيستي شود. وي مدت ٤٢ روز بعد از انتخابش فرصت دارد تا كابينه اسرائيل را تشكيل دهد.
رئيس جديد حزب كاديما پس از يك رقابت بسيار نزديك با شائول موفاز وزير حمل و نقل دولت ايهود اولمرت، توانست با اختلاف ٧ درصد آراء از وي پيشي بگيرد. براساس قوانين داخلي حزب كاديما هر نامزدي كه بتواند در دور اول انتخابات بيش از ٤ درصد آراء هفتاد هزار نفري اين حزب را كسب كند به عنوان رئيس جديد حزب برگزيده خواهد شد. در غير اينصورت دور دوم انتخابات مي بايست در تاريخ ٢٤ سپتامبر برگزار مي شد.
خانم تزيپي ليوني كه بعنوان دومين زن پس از گلداماير در ساختار سياسي رژيم صهيونيستي از وي ياد مي شود ازمهاجران يهودي لهستان است وي متولد سال ١٩٥٨ در سرزمينهاي اشغالي مي باشد كه در يك خانواده ناسيوناليست افراطي متولد شد. پدرش رهبر يك گروه مسلح زير زميني در دهه ١٩٤٠ بود كه سه بار به نمايندگي از حزب ليكود به پارلمان راه يافت. ليوني پس از خروج از حزب ليكود به انتقاد از پدرش پرداخت. رئيس جديد حزب كاديما كه فارغ التحصيل رشته حقوق است با درجه ستوان يك در ارتش خدمت كرد و فعاليت در موساد را در سالهاي (٨٤ ـ ١٩٨٠) و پست مديريتي برخي شركتهاي دولتي را در كارنامه خود دارد وي به زبانهاي عربي ـ انگليسي و فرانسه (تا حدودي ) تسلط دارد. ليوني در گروهها و كميتههاي مختلفي از جمله گروه قانون اساسي قضاوت و در كنيست (پارلمان) پانزدهم عضو بوده است. وي در سال ٢٠٠١ وزارت دادگستري را در اختيار گرفت. در سال ٢٠٠٥ به ايهود اولمرت و آريل شارون نخست وزير وقت پيوست و حزب كاديما را تشكيل دادند. لازم به ذكر است كه شارون به دليل اختلافات داخلي با حزب ليكود و به منظور رقابت با اين حزب و حزب كار، كاديما را تشكيل داد. ليوني مخالف با دكترين اسرائيل بزرگتر (از رودخانه اردن تا درياي مديترانه) است و معتقد به تشكيل دو دولت فلسطيني ـ اسرائيلي ، مذاكره با سوريه، تبادل اسرا با حماس و حزب الله مي باشد.
رئيس جديد كاديما كه در بسياري از تصميمات مهم دولت اولمرت مشاركت داشته است، توانست در انتخابات اخير در حزب كاديما پيروز شود. رقباي وي در اين انتخابات شائول موفاز، رئيس ستاد مشترك ارتش و وزير حمل و نقل، آوي ديخنر، وزير امنيت داخلي و رئيس حزب شاباك، مائير شطريت، وزير داخلي رژيم صهيونيستي بودند. خانم ليوني به دليل اينكه فاقد فساد اخلاقي و مالي است خانم پاك شهرت دارد. بهمين دليل وي توانست در انتخابات درون حزبي كاديما بر رقيب اصلي خود موفاز پيروز شود.
موفاز فردي نظامي است و تا به حال در ٤ كابينه رژيم صهيونيستي حضور داشته و فرماندهي چند عمليات نظامي را بعهده داشته است. از آنجائي كه وي فردي نظامي است و مسئله اصلي براي او امنيت اسرائيل مي باشد، تزيپي ليوني را به دليل بي تجربگي در مسائل نظامي و امنيتي متهم كرده است موفاز از كساني است كه معتقد است مسئله امنيت اسرائيل هنوز حل نشده لذا اين كشور نيازمند نخست وزيري نظامي است ولي از آنجائي كه ليوني از نزديكان شارون مي باشد و به تجربيات خود در وزارت امور خارجه متكي است، بسياري او را پاكتر از اولمرت مي دانند. اين دو مسأله از نقاط قوت ليوني محسوب شده است.
حالا ليوني بايد كابينه را تشكيل دهد. براساس قانون انتخابات اسرائيل رئيس جمهور، بايد چهل و دو روز به رئيس حزب كاديما فرصت دهد تا دولت جديد را انتخاب كند. در صورتي كه اين امر اتفاق نيفتد. رئيس جمهوري يا بايد نامزد ديگري معرفي نمايد و يا به كنيست پيشنهاد دهد كه براي انحلال اش و برگزاري انتخابات پارلماني زود هنگام راي دهد. انتخابات زود هنگام مجلس اسرائيل يك سال و نيم قبل از موعد مقرر آن برگزار مي شود.
با انتخاب ليوني به عنوان رئيس حزب كاديما اختلافات براي تشكيل كابينه همچنان ادامه دارد و رئيس جديد حزب كاديما با چالشهائي روبرو است. در همين رابطه مقامات رژيم صيهونيستي اعلام كردند كه ليوني راه سختي را در پيش دارد از جمله چالشهاي روبروي وي برخورداحزاب با كاديما مي باشد. مثلا حزب مذهبي شاس اعلام كرده كه در ائتلاف كابينه به رياست ليوني شركت نخواهد كرد به اين دليل كه ايده ليوني مذاكره با فلسطينيان است. احمد رفيق عوض استاد علوم رسانه اي در دانشگاه قدس به نقل از سايت العالم در پاسخ به اين سؤال كه آيا ليوني خواهد توانست كابينه ائتلافي را در زمان تعيين شده تشكيل دهد يا خير؟ گفت: اين مسئله به مواضع حزب ليكود، كار و شاس مرتبط است. وي معتقد است برخي از احزاب مثل حزب كار مايل به تشكيل كابينه ائتلافي هستند و تمايلي به برگزاري انتخابات زود هنگام ندارند. اما حزب ليكو د با توجه به تمايل براي باز گشت به قدرت و حزب مذهبي شاس به علل ايدئولوژيك و اقتصاديي به انتخابات زود هنگام فكر نمي كند. با اين تفاصيل ليوني بايد كابينه را تشكيل دهد. براي تشكيل كابينه ايهود اولمرت بايد استعفا مي داد تا رئيس جديد حزب كاديما اعضاء كابينه را انتخاب كند. در همين راستا ايهود اولمرت، نخست وزير سابق رژيم صهيونيستي روز يكشنبه ٣١ شهريور از سمت خود استعفا داد. اولمرت استعفا نامه خود را به شيمون پرز، رئيس جمهور، تحويل داد تا وي بتواند مذاكرات خود را براي تشكيل كابينه با ليوني شروع كند. نخست وزير سابق اسرائيل در آخرين سخنراني اش گفت: كساني كه امروز از ايجاد كشور بزرگ اسرائيل صحبت مي كنند. تنها خودشان را فريب داده اند. اولمرت افزود كه جامعه جهاني ديدگاهش را تغيير داده و اين امر زمينه نگرش به اين موضوع كه بايد دو كشور مستقل فلسطيني و اسرائيلي با دو قوميت ايجاد شود را فراهم كرده است. وي گفت براي رنج آوارگان فلسطيني متاسفم. اين سخنان اولمرت نشان داد كه در حالي كنارهگيري مي كند كه ايده اسرائيلي بزرگتر در ذهن وي خط خورده است و وي معتقد به دو كشور مستقل مي باشد. به اين ترتيب ريشه سخنان اولمرت به اين مسئله باز مي گردد كه بدون دادن زمين به فلسطينيان نمي توانند امنيت اسرائيل را حفظ كنند.
شكست اسرائيل در جنگ سي و سه روزه، فساد مالي اولمرت و اختلافاتي كه ناشي از اقدامات او در ساختار سياسي كشور ناشي مي شد، مشروعيت سياسي وي و حزبش كاديما را به خطر انداخت و كاديما در سراشيبي قرار گرفت. و به همين دليل مجبور به كنارهگيري اجباري شد. اولمرت شهردار سابق بيت المقدس كه در سال ٢٠٠٦ توانست بعد از به كما رفتن شارون، نخست وزير وقت، به قدرت برسد، حكومت ائتلافي را تشكيل داد ولي ٣ سال بعد از صدارتش مجبور به كنارهگيري شد. شكست در جنگ سي و سه روزه و به دنبال آن انتشار گزارش وينوگراد با بحث استعفاي فرمانده منطقه شمالي اسرائيل و بعد فرمانده ارتش و وزير دفاع شد و اولمرت در همان زمان بايد استعفاي خود را مي نوشت ولي به دليل حمايتهاي امريكا از وي به صدارتش ادامه داد. مقامات اسرائيلي و امريكايي براي ادامه قدرت اولمرت سعي كردند شكست در جنگ سي و سه روزه را به شخص ارتباط دهند نه به ساختار سياسي اسرائيل به همين دليل نخست وزير در قدرت باقي بماند. ولي به دنبال افشاي فساد مالي ، فشارها بر نخست وزير شدت يافت. و وي مجبور به كنارهگيري شد.
با انتخاب تزيپي ليوني به عنوان رئيس حزب كاديما، وي با مخالفتهاي حزب شاس و حزب ليكود روبرو است ليوني براي مبارزه با چالشها روبرو يا بايد با دولت كنوني اسرائيل همكاري كند؛ چون اعضاء كابينه اعلام كرده اند آماده همكاري با وي هستند يا كابينه جديدي را تشكيل دهد. البته به نظر مي رسد همكاري با كابينه اولمرت باعث شود كه بتواند اكثريت پارلماني را به دست آورد و به مقام نخست وزير نائل آيد.
توافقنامه تاريخي تقسيم قدرت در زيمبابوهرابرت موگابه رئيس جمهور، مورگان چانگيراي نخست وزير : سرانجام بعد از ٦ هفته مذاكره ميان موگابه و چانگيراي رهبر حزب مخالف «جنبش براي تغيير دموكراتيك» براساس توافقنامه اي كه بين اين دو به امضاء رسيد، قدرت در زيمبابوه تقسيم شد. موگابه در مقام رياست جمهوري باقي ماند و چانگيراي مقام نخست وزير را كسب كرد.
پس از ٢٨ سال رياست مطلق رابرت موگابه، رئيس جمهور و رهبر حزب زانو ـ پي ـ اف (حاكم) در زيمبابوه، براساس توافقنامه تقسيم قدرت بخشي چشمگيري از قدرت در اين كشور به مورگان چانگيراي اعطاء شد. در اين توافقنامه تاريخي كه به امضاء طرفين رسيد موگابه رئيس جمهور و چانگيراي نظارت روزانه بر امور حكومتي را به رهبري گرفت. با اين تقسيم قدرت، بحران سياسي بوجود آمده در اين كشور بعد از چندين ماه به پايان رسيد.
پس از انتخابات رياست جمهوري ٢٩ مارس و عدم اعلام نتيجه قطعي انتخابات از سوي كميته انتخابات زيمبابوه، بحران سياسي در اين كشورشروع شد. حكومت موگابه خواهان برگزاري شمارش مجدد آراء انتخاباتي شد، در حالي كه حزب رقيب وي ، جنبش تغييرات دموكراتيك معتقد بود كه رهبر اين حزب، چانگيراي اكثريت آراء را كسب كرده است. چانگيراي معتقد بود كه در انتخابات تقلب شده و وي ٥٣ درصد آراء را كسب كرده است، به همين دليل وي در دادگاه عالي زيمبابوه پرونده اي عليه موگابه و كميسيون انتخابات تشكيل داد تا به شيوه قانوني ، كميسيون را وادار به انتشار نتايج بكند. در همين حال مورگان چانگيراي براي انتقال صلح آميز قدرت وارد مذاكره شد ولي موفق نشد و حكومت موگابه به آزار و اذيتِ مخالفان خود پرداخت. اين در حالي بود كه فشارهاي داخلي و خارجي بر موگابه شدت يافت كه به تصميمات كميسيون انتخاباتي احترام بگذارد، ولي رابرت موگابه دستور مجدد دور دوم انتخابات رياست جمهوري را صادر كرد. در دور دوم انتخابات كه در ٢٧ ژوئن برگزار شد موگابه پيروز شد ولي مخالفان وي نتايج اين انتخابات را قبول نكردند و آن را مضحك و نا عادلانه خواندند. انتخابات دور دوم در حالي برگزار شد كه اصلي ترين رقيب وي ، چانگيرا، در سفارت هلند در هراره پناهنده شده بود از رقابت انتخاباتي كنار كشيد و به اين ترتيب موگابه با خودش مسابقه داد و پيروز كشت. اين مسئله باعث ادامه تنشهاي سياسي در اين كشور شد.
براي حل اين معضل تابوامبكي رئيس جمهور آفريقاي جنوبي به مياجيگري ميان موگابه و چانگيرا پرداخت و اين ميانجي گري به امضاء توافقنامه اي ميان اين دو منجر شد موگابه در مقام رياست جمهوري باقي ماند و چانگيراي به مقام نخست وزير نائل آمد، پستي كه در طي ٢٨ سال حكومت موگابه در كادر سياسي اين كشور جايگاهي نداشت. در همين حال چانگيراي از مطالبات خود چشم پوشي كرد و به طرفداران موگابه كه اقدامات خشونت آميز زيادي كه در طول بحران سياسي بوجود آمده در اين كشور انجام داده بودند مصونيت سياسي اعطا شد.
در طي توافقنامه اخير، موگابه رياست شوراي شش نفره را بعهده دارد وي و دو نفر از سران حزب زانو ـ پي ـ اف به همراه چانگيراي و دو نفر از همحزبي هايش، اعضاي اين شورا را تشكيل خواهند داد. وظيفه اين شورا نظارت بر عملكرد كابينه است كه در اختيار نخست وزير قرار دارد. براساس اين توافقنامه ١٥ كرسي از حزب رئيس جمهور و ١٦ كرسي از حزب نخست وزير كابينه را تشكيل مي دهد. علاوه بر اين موگابه رهبري نيروي ارتش و سازمان اطلاعات و چانگيرا نيز رهبري پليس و وزارت امور خارجه را بعهده خواهد گرفت. بدين ترتيب طرح توافقنامه تقسيم قدرت كه طرح مورگان چانگيراي مبني بر تشكيل شوراي وزيران بود، و ميانجيگري رئيس جمهور آفريقاي جنوبي باعث خروج اين كشور از بحران سياسي شد.
در پي تقسيم قدرت در زيمبابوه و پايان تنشهاي سياسي در اين كشور تابورامبكي كه ميانجي سازش ميان موگابه و چانگيراي بود، اين تقسيم قدرت را تبريك گفت ولي مقامات غرب به اين توافقنامه خوش بين نيستند. آنها معتقد هستند كه اين توافقنامه با ابهاماتي روبرو است كه ممكن است باعث ايجاد اختلافاتي بين رئيس جمهور و نخست وزير در زمان اجرا شود در همين رابطه مجله تايم نوشت اين توافقنامه گرچه با ابهاماتي در رابطه با نحوه اجراي آن روبرو است و اختلافات ريشه اي ميان نخست وزير و رئيس جمهور وجود دارد به همين دليل بعضي از تحليل گران معتقد هستند كه اين توافقنامه سست و غير عملي است و تنها شروعي است، زيرا كار سخت، بعد از اين آغاز مي شود. مجله تايم در ادامه مي نويسد كه چانگيرا بعد از امضاء موافقتنامه اظهار داشت كه ما دو گزينه براي انتخاب داريم، يا اختلافات خود را كنار بگذاريم و يا در گودال عميق شكست فرو رويم. اما موگابه در سي دقيقه فرصت براي سخنراني از مواضع خود كوتاه نيامد. اين در حالي است كه ديپلماتهاي غربي در حال بررسي موافقتنامه هستند تا اجرايي بودن آن را بررسي كنند.
اجلاسيه سالانه مجمع عمومي سازمان ملل متحد شصت و سومين اجلاسيه مجمع عمومي : اجلاسيه سالانه مجمع عمومي سازمان ملل متحد روز سه شنبه ٢ مهر، ٢٣ سپتامبر در نيويورك برگزار شد. اين اجلاسيه كه هر ساله در سومين سه شنبه سپتامبر برگزار شود رهبران جهان به بحث در رابطه معضلات جهاني مي پردازند. امسال بحران مالي جهاني موضوع اصلي اين نشست بود.
مجمع عمومي سازمان ملل كه يكي از شش ركن اصلي سازمان ملل متحد مي باشد پائيز هر سال نشستهائي را برگزار مي كند. در همين راستا هر كشور عضو درمجمع عمومي سازمان ملل مي تواند تا ده نماينده ولي تنها با يك حق راي داشته باشد. اين مجمع داراي هفت كميته اصلي است كه هر عضو سازمان ملل (كشور) مي توانند در تمام هفته كميته نماينده داشته باشند. هر ساله رسيدگي به مشكلات جهاني يا هر مساله تشكيلاتي به خواست اكثريت مشخص مي شود تا در حوزه عمومي مجمع عمومي قرار گيرد. تصميمات مجمع عمومي با اكثريت ساده اعضاي حاضر و صاحب راي اتخاذ مي شود ولي تصميمات مهم جهاني مانند پيشنهاد براي صلح و امنيت به دو سوم آراء نيازمند است. قطعنامههاي مجمع عمومي فاقد ضمانت اجرائي است اما از آنجا كه در اين مجمع رهبران ٢٠٠ كشور جهان به بحث و بررسي معضلات جهاني و ملي مي پردازند،تصميات اين اجلاسيه مي توانند مهم باشد، لذا اين ركن از سازمان ملل مي تواند با تصويب قطعنامه انواع اقدامات بين المللي و ملي را توصيه و پيشنهاد كند. مجمع عمومي هر ساله يك شخصيت سياسي داراي اعتبار جهاني را به عنوان رئيس، هفده نفر را هم از نقاط جغرافيائي مهم جهان به عنوان نايب رئيس انتخاب مي كند. نمايندگان همه كشورها حق دارند در اين اجلاسيه سخنراني كنند. غالباً رؤساي بسياري از كشورها به نيويورك سفر مي كنند تا در اجلاسيه حضور داشته باشند. اصل مناظره عمومي به كشورها اجازه مي دهد نظراتشان را درباره مسائل جهاني ابراز كنند. درهمين راستا مجمع عمومي طي شصت سال گذشته بسياري از مشكلات جهاني را حل كرده و در بسياري از مناطق صلح برقرار كرده است.
امسال مجمع عمومي به رياست ميگون اسكولي رئيس جمهور پاراگوئه برگزار شد و بان كي مون، جرج بوش، نيكلا ساركوزي و احمدي نژاد از جمله سخنرانان بودند كه در اين نشست سخنراني كردند.
افتتاحيه اجلاسيه مجمع عمومي هر ساله با سخنراني دبير كل سازمان ملل متحد آغاز مي شود. نشست امسال با سخنراني بان كي مون، دبيركل مجمع عمومي آغاز بكار كرد. در اين سخنراني دبير كل مجمع عمومي ازرهبران جهان خواست تا در اين دوران سخت اقتصادي به دنبال منافع محدود ملي خود نباشند. بان كي مون كاهش فقر را به عنوان موضوع نشست امسال انتخاب كرد و گفت خطر عقب گرد در پيشرفتهاي حاصل شده به خصوص در زمينه توسعه و تقسيم عادلانهتر نتايج رشد جهاني را مي بيند. در همين رابطه بنابر گزارش خبر گزاري فرانسه، دبير كل سازمان ملل خواهان باز گرداندن نظم به بازارهاي جهاني شد.
جرج دبليو بوش دومين سخنراني بود كه در نشست مجمع عمومي به سخنراني پرداخت. بوش با استفاده ازآخرين فرصت براي سخنراني در مجمع عمومي سازمان ملل متحد روي نكاتي توجه كرد كه دردوران رياست جمهوري اش به دنبال آن موضوعات بوده است. در همين راستا به گزارش خبر گزاري فارس جرج بوش در آخرين نطق خود در مجمع عمومي سازمان ملل در رابطه با بحران اقتصادي امريكا. گفت: دولت او گامهاي جسورانه اي براي ممانعت از نا آرامي ها در اقتصاد امريكا برداشته است. وي بار ديگر ايران، سوريه، روسيه و كره شمالي را متهم كرد و از گرجستان و متحدان خود حمايت كرد.
وي در قسمتي از سخنراني اش با اظهاراتي بي اساس سوريه و ايران را متهم به حمايت از تروريسم كرد و در ادامه مدعي شد كه مجمع عمومي سازمان ملل بايد تحريم هائي را عليه ايران و كره شمالي به خاطر برنامههاي هسته اي شان اعمال كند. اين اظهارات در حالي مطرح شد كه هيأت ايراني به هنگام سخنراني رئيس جمهور آمريكا در جايگاه خود حضور داشتند.
نيكلاساركوزي ، رئيس جمهور فرانسه كه سومين سخنران اين اجلاسيه بود وي در سخنراني خود گفت: براي اعمال دور جديد تحريم عليه تهران به سختي تلاش خواهد كرد. وي گفت اتحاديه اروپا هرگز يك ايران مسلح به سلاح هسته اي كه صلح و ثبات كل منطقه را به خطر اندازد تحمل نخواهد كردو علاوه بر آن تحمل نخواهد كرد كه ايران خواستار نابودي اسرائيل شود.
چهارمين سخنران اين اجلاسيه احمدي نژاد، رئيس جمهور بود. وي سخنراني ٢٥ دقيقه اي خود را با بحث جهان بيني ديني و تشريح اهداف خلقت آغاز كرد. احمدي نژاد در سخنراني اش به موضوع هسته اي ايران اشاره كرد و گفت در موضوع هسته اي ايران، چند قدرت بزرگ و زورگو و توليد كننده نسلهاي جديد سلاحهاي مرگبار اتمي كه هيچ سازمان بين المللي بر فعاليت آنها نظارت ندارد فشارهاي سختي را بر آژانس وارد كرده اند و تلاش دارند دربرابر فعاليتهاي هسته اي ايران مانع تراشي كنند. وي در سخنراني اش از پايان عمر امپراتوري امريكا خبر داد و در ادامه گفت كه تعداد اندكي از مراكز صهيونيستي در مراكز مالي و پولي در بخشها از اروپا مسلط شده اند. احمدي نژاد خطاب به سران امريكا گفت كه حاكمان بعدي امريكا بايد دايره مرزهاي دخالت خود را محدود كنند. وي در قسمت ديگري از سخنراني اش گفت كه حيثيت و شخصيت حقوقي مردم امريكا و اروپا بازيچه دست عده اي قليل و البته فريبكار به نام صهيونيست قرار گرفته است، كه با واكنش شميون پرز، رئيس رژيم صهيونيستي و باراك اوباما، نامزد دموكراتها در انتخابات رياست جمهوري امريكا قرار گرفت.
به گزارش راديو بي بي سي شيمون پرز درواكنش به اين اظهارات، اظهار داشت: اين اولين بار در تاريخ سازمان ملل است كه رهبر يك كشور علناً و صراحتاً، اتهامات زشت و سياه به پروتكلهاي بزرگان صهيون را مطرح مي كنند. باراك اوباما هم در واكنش به اظهارات رئيس جمهور ايران اظهار تأسف كرد و اين سخنان را محكوم كرد. لازم به ذكر است در هنگام سخنراني احمدي نژاد هيأت امريكا جلسه را ترك كردند.
احمدي نژاد پس ازسخنراني در مجمع عمومي سازمان ملل در يك كنفرانس مطلبوعاتي شركت كرد و به سؤالات خبرنگاران پاسخ داد. وي در اين نشست با تاكيد بر تمايل رابطه با امريكا گفت كه دولت جديد امريكا رابطه با ايران را اصلاح كند.
چهارمين سخنراني احمدي نژاد در مجمع عمومي سازمان ملل، با مخالفتهايي در امريكا و انتقادها و تحسين هائي در ايران روبرو گشت. در نيويورك در هنگام سخنراني وي ، سازمانهاي مختلف يهودي و برخي فعالان حقوق بشر به مخالفت از سخنان وي پرداختند. در ايران، تحليلگران همسو با دولت اين سفر را مانند سه سفر گذشته رئيس جمهور در راستاي ديپلماسي فعال دولت نهم ارزيابي كردند. حضور هر ساله وي در مجمع و سخنراني وي در اين نهاد بين المللي را گامي در جهت پيشبرد ديپلماسي كشور دانستند. ولي منتقدان سخنراني احمدي نژاد در نيويورك معتقدند كه وي به خوبي از مواضع صلح آميز هسته اي ايران دفاع نكرده و يك فرصت طلائي را در مهمترين سازمان بين المللي از دست داده است. به هر حال وي مي توانست با تشريح بيشتر برنامههاي صلح آميز هسته اي ايران گامي مهم در جهت پيشبرد اين مسئله بردارد و اهداف صلح آميز ايران را بهتر توضيح دهد.