پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧
مهمترين تحولات سياسى ايران و جهان
ارکان مائده
از مهمترين رويدادهاى سياسى مربوط به دو هفته اخير در ايران و جهان مىتوان به انتشار گزارش مدير كل آژانس بين المللى انرژى اتمى از پرونده هستهاى ايران، انتخابات ايالتى و ملى در پاكستان، استقلال كوزوو از صربستان و بركنارهگيرى فيدل كاسترو رئيس جمهور كوبا از قدرت اشاره كرد.
گزارش جديد البرادعى
رفع ابهامات باقى مانده توسط ايران در گزارش مدير كل آژانس بين المللى انرژى اتمى: محمد البرادعى مدير كل آژانس بين المللى انرژى اتمى روز جمعه ٣ اسفند، ٢٢ فوريه گزارش جديد خود را از فعاليتهاى هستهاى ايران منتشر كرد. اين گزارش درباره ابهامات و سؤالات باقى مانده آژانس از ايران بوده است. در اين گزارش يازده صفحهاى آمده است كه ايران به پرسشها و ابهامات باقى مانده در پرونده هستهاى اش به آژانس پاسخ داده و هيچ گونه انحرافى را در برنامه هستهاى ايران تأييد نمىكند. اين گزارش نتيجه گرفته است كه پاسخهاى ارائه شده توسط ايران بر اساس »طرح اقدام« و مطابق با يافتههاى آژانس است و در موضوع آزمايش پلوتونيوم٢١٠ و معدن گچين در تضاد نيست.
گزارش البرادعى پايان شش موضوع مورد سؤال آژانس از ايران را تاييد كرده است. لازم به ذكر است از آنجايى كه مداليته براى حل مسائل باقيمانده ميان تهران و آژانس تدوين شده بود، البرادعى در گزارش ماه نوامبر و سپس در نامه رسمى آژانس به ايران نيز صراحتاً اعلام كرد كه موضوع پلوتونيوم و سانتريفيوژهاى P١,P٢ مختومه شده است. گزارش جديد البرادعى كه در چهار موضوع باقيمانده مورد بحث بين تهران و آژانس مىباشد عبارتند از: ١. استفاده از پلوتونيوم ٢١٠ به عنوان چاشنى انفجار هستهاى، ٢. مسائل مورد توجه معدن گچين در بندرعباس، ٣. آلودگى در يكى از دانشكدههاى فنى دانشگاه تهران، ٤. مسائل مربوط اسناد نيم كره فلزى. در اين گزارش آمده است كه شش محور مورد بحث در پرونده هستهاى ايران بايد ديگر كنار گذاشته شود. منظور البرادعى اين بوده است كه اين مسائل مزمن و قديمى شده است و بايد آنها كنار گذاشت.
البرادعى در اين گزارش ٥٨ پاراگرافى براى اولين بار نكتهاى را مطرح مىكند. وى در بند ٣٤-٤٢ شرح مىدهد كه از طرف بعضى از كشورهاى مهم اروپايى و اعضاى شوراى امنيت اطلاعاتى در اختيار آژانس قرار دادهاند كه به شدت ايران را در مظان اتهام قرار خواهد داد. اين مدارك شامل نقشهها شنودها و مكالمات و اسنادى است كه گفته شده از ايران به دست آنها رسيده است. مقامات ايرانى تمام اين اتهامات را رد كردهاند و آن را فشار سياسى عليه تهران خواندهاند. در جاى ديگر اين گزارش آمده است كه ايران نه تنها به قطعنامههاى پيشين شوراى امنيت در مورد توقف غنى سازى اورانيوم عمل نكرده، بلكه نسل جديدى از دستگاههاى سانتريفيوژ را در تأسيسات اتمى خود نصب كرده است كه مىتواند غنى سازى اورانيوم را با سرعت بيشترى انجام دهد. با توجه به اين موارد مىتوان گفت كه اين گزارش همچون گزارش قبلى البرادعى داراى دو جنبه مثبت و منفى بوده است. جنبه مثبت آن كه مورد توجه مقامات ايران قرار گرفته است. پاسخ به سؤالات آژانس و تأييد رفع كليه ابهامات موجود در برنامه هستهاى ايران طبق مداليته، راستى آزمايى، عدم انحراف مواد هستهاى اظهار شده در ايران و فراهم كردن گزارش مورد نياز آژانس بوده است. جنبه منفى اين گزارش مبنى بر عدم توقف غنى سازى اورانيوم و نصب سانتريفيوژهاى جديد مىباشد. البرادعى در اين موارد اظهار نگرانى كرده است و مىگويد هنوز اطلاع دقيقى از برنامه هستهاى ايران نداريم.
يك روز قبل از انتشار گزارش البرادعى پيش نويس قطعنامه جديد تحريمها عليه ايران به شوراى امنيت ارائه شد و شوراى امنيت در حال آماده سازى براى تصويب قطعنامه جديد تحريمها عليه تهران مىباشد. در همين راستا روسيه اعلام كرده است كه ايران به درخواستهايى كه در قطعنامههاى پيشين سازمان ملل مطرح شده بود عمل نكرده است. روسيه معتقد است كه اورانيوم مورد نيازى كه براى نيروگاه بوشهر فرستاده شد، براى فعاليت هستهاى ايران كافى به نظر مىرسد، لذا تهران نيازى به غنى سازى اورانيوم ندارد. از طرف ديگر دولت چين از ايران خواسته است كه به نگرانىهاى جامعه بين المللى درباره برنامه هستهاى اين كشور توجه كند و شرايط مطلوب را براى از سرگيرى گفت و گوها به منظور حل اين مشكل فراهم نمايد. چين خريدار ١٠ درصد از نفت ايران است و روابط گسترده تجارى با تهران دارد، لذا مقامات پكن نمىخواهند اين موقعيت خود را به خطر بيندازند. چينىها معتقدند كه قطعنامه سوم نبايد مانع قطع روابط تجارى با تهران شود. به نظر مىرسد كه امريكا توانسته است روسيه و چين را تا اندازهاى متقاعد كند كه به قطعنامه سوم رأس مثبت دهند.
بنابراين بايد گفت كه مشكل شوراى امنيت براى تصويب قطعنامه جديد عليه تهران، اعضاء غير دائم آن هستند. در همين راستا اندونزى، ويتنام، افريقاى جنوبى و ليبى خواهان اصلاحاتى در پيش نويس قطعنامه بودهاند تا به نوعى آن را تعديل كنند كه در لحظات آخر تغييراتى در متن قطعنامه داده شد، اما اين اصلاحات ماهيت مجازاتها را كم نكرده است. اصلاحات صورت گرفته به اهميت نقش آژانس تأكيد دارد و از حق دولت ايران در زمينه تجارت بين المللى دفاع مىكند. مقامات امريكا مىخواهند قطعنامه سوم را با قاطعيت بيشترى به تصويب برساند تا به ايران اين پيام را برساند كه جامعه جهانى براى اعمال فشارها عليه تهران با اين هدف كه به تعهدات خود پايبند باشند آمادگى دارد. قطعنامه سوم شوراى امنيت عليه ايران كه پيش نويس آن دو ماه پيش توسط وزراى امور خارجه كشورهاى گروه (٥+١) به تصويب رسيد محدوديتها را براى ايران بيشتر كرده است، لذا مىتوان گفت قطعنامه جديد شوراى امنيت تفاوت بنيادى با دو قطعنامه قبل يعنى ١٧٣٠ و ١٧٤٠ ندارد و تنها محدوديتها را گسترش داده است.
به نظر مىرسد انتشار گزارش جديد البرادعى از اقدامات تند شوراى امنيت عليه ايران نكاسته است و اين امر نشان مىدهد كه اين شورا گرچه گزارش البرادعى را مهم خوانده، ولى تأثيرى در اقداماتش نداشته است. از طرف ديگر به نظر مىرسد نه شوراى امنيت و نه دولت ايران به گفتههاى ديگر اهميتى نمىدهند. ايران همچنان معتقد است كه برنامه هستهاىاش صلحآميز است و به لحاظ حقوقى و فنى مسئله را حل شده مىداند، لذا مقامات ايران معتقدند كه پرونده ايران نه در شوراى امنيت، بلكه در آژانس بايد مورد بررسى قرار گيرد، اما شوراى امنيت معتقد است كه ايران همچنان به غنى سازى اورانيوم ادامه داده و به قطعنامههاى قبل توجهى نداشته است.
انتخابات پارلمانى در پاكستان
پيروزى نسبى دو حزب مهم پاكستان در انتخابات ملى و ايالتى: پس از چندين ماه تنش سياسى موجود در پاكستان بالاخره انتخابات پارلمانى در اين كشور برگزار شد. انتخاباتى كه با كشته شدن بى نظير بوتو - رهبر فقيد حزب مردم - به تعويق افتاده بود. اين انتخابات كه در واقع نوعى همهپرسى از عملكرد دولت پرويز مشرف رئيس جمهور بود، به پيروزى نسبى دو حزب مردم و حزب مسلم ليگ شاخه نواز انجاميد. حزب رئيس جمهور در اين انتخابات در رتبه سوم قرار گرفت و شكست سختى را متحمل شد.
در انتخابات ايالتى و ملى پاكستان دو حزب مردم به رهبرى آصف على زردارى و حزب مسلم ليگ (شاخه نواز) به رهبرى نواز شريف توانستند به يك پيروزى نسبى برسند. حزب مردم ٨٥ كرسى مجلس ملى و ١٦٠ كرسى مجلس ايالتى را به خود اختصاص داد. حزب مسلم ليگ شاخه نواز ٧٠ كرسى مجلس ملى و ١١٠ كرسى مجلس ايالتى و حزب مسلم ليگ شاخه (قائد اعظم) به رهبرى پرويز مشرف با ٦٥ كرسى مجلس ملى و ٩٠ كرسى مجلس ايالتى توانستند به رتبه دوم و سوم دست يابند. گفته مىشود در اين انتخابات چندين حزب كوچك و بزرگ حضور داشتند كه در بين اين شش حزب رقابت بين سه حزب مهم اين كشور، حزب مردم، حزب مسلم ليگ شاخه نواز و حزب مسلم ليگ شاخه قائد اعظم بوده است كه سرنوشت دولت آينده را تعيين مىكردند. از ديگر احزاب شركت كننده در اين انتخابات مىتوان به حزب عوامى ملى، جنبش متحده قومى و مجلس متحده عمل اشاره كرد. لازم به ذكر است كه بعضى از گروههاى سياسى اين انتخابات را تحريم كرده بودند، به اين دليل كه حكومت مشرف را قانونى نمىدانستند. مشرف در حالى كه رياست ارتش را به عهده داشت، مجددا رئيس جمهور اين كشور شد. وى همچنين قضات را بر كنار و وضعيت فوق العاده در كشور اعلام كرد. اقداماتى اين چنينى كه بوتو آن را خيمه شب بازى مشرف خواند، باعث شد كه عدهاى از گروههاى سياسى انتخابات را تحريم كنند و اين اقدامات مشرف را، تخطى از قانون بدانند. با توجه به اين رويدادهاى سياسى، حادثه ترور بى نظير بوتو در يك اجتماع انتخاباتى در راولپندى، انتخابات را به شدت تحت تأثير قرار داد و فضاى احساسى به وجود آمده از اين ترور به نفع حزب مردم تمام شد. البته پرويز مشرف انتخابات را به تعويق انداخت تا فضاى احساسى به وجود آمده كمى فروكش كند. با توجه به اين حوادث و بعلاوه تنشهاى اخيرى كه در منطقه سر حد پاكستان روى داده است، انتخابات در اين كشور در شرايط خاصى برگزار شد.
انتخابات اخير كه به پيروزى نسبى دو حزب مردم و حزب مسلم ليگ شاخه نواز انجاميد باعث شكست اهداف سياسى رئيس جمهور گرديد. مشرف بعد از انتخابات اعلام كرد كه با احزاب پيروز ائتلاف مىكند و اين به نفع پاكستان است. اين اقدام مشرف به دليل ترس وى از استيضاح در پارلمان بوده است.
پس از پيروزى نسبى دو حزب مهم شركت كننده در كارزار انتخاباتى و اين موضوع كه هيچ حزبى نتوانست اكثريت لازم را كسب نمايد، احزاب در تلاش هستند با يكديگر ائتلاف كنند و دولت ائتلافى را تشكيل دهند. به همين دليل آصف على زردارى رهبر فعلى حزب مردم و نواز شريف رهبر حزب مسلم ليگ شاخه نواز در تلاش براى ائتلاف با يكديگر هستند. گر چه اين دو حزب از گذشته رقيب سنتى يكديگر بودند، ولى اكنون خواهان ائتلاف با يكديگر هستند تا دولت وفاق ملى را تشكيل دهند. زردارى معتقد است كه براى حفظ وفاق ملى نبايد هيچ حزبى را كنار گذاشت و شرايط را براى جذب نيروها و احزاب كوچك فراهم كرد. اين اقدام زردارى نشان مىدهد كه وى قصد دارد كسانى كه در حزب مسلم ليگ شاخه قائد اعظم حضور دارند را جذب كند و اين نكته از حمايت گسترده در داخل و خارج پاكستان برخوردار خواهد شد.
مسئله مهمى كه بعد از ائتلاف احزاب در پاكستان مطرح است، انتخاب نخست وزير مىباشد. بنابر قانون اساسى پاكستان حزبى كه حائز اكثريت آراء است بايد در پارلمان نخست وزير را انتخاب كند و اگر حزبى حائز اكثريت آراء نشد، مىتواند با يك حزب ديگر ائتلاف كند تا نخست وزير را انتخاب نمايند. از آنجايى كه در انتخابات اخير پاكستان هيچ حزبى حائز اكثريت آراء نشده است، لذا حزب مردم در پى ائتلاف با حزب مسلم ليگ شاخه نواز است. آصف على زردارى رهبر حزب مردم مخالفت خود را با پست نخست وزيرى اعلام كرده است و نواز شريف هم براى بار سوم نمىتواند به اين مقام دست يابد به اين دليل كه بنابر قانون اساسى پاكستان تنها مىشود دوباره به مقام نخست وزيرى رسيد و به علاوه اينكه وى در دهه نود ميلادى از سوى مشرف محكوم شده بود. لذا قانوناً نمىتوانست در انتخابات پارلمانى شركت كند و چون عضو پارلمان نيست، نمىتواند نخست وزير شود. به نظر مىرسد احزاب ائتلافى روى شخص مخدوم امين فهيم، معاون حزب مردم به توافق برسند. اين اقدامات نشان مىدهد كه فضاى سياسى مناسبى در پاكستان در حال شكلگيرى است، بنابراين اگر اتفاق خاصى نيفتد اين كشور مىتواند از قدرت نظامى به يك قدرت پارلمانى دست يابد.
استقلال كوزوو
پارلمان كوزوو رأى به استقلال داد: پس از چندى بحث و مشاجره سرانجام پارلمان كوزوو رأى به استقلال اين استان از صربستان داد، تا كشورى متولد شود و آخرين حلقه از مجموعه ايالتهايى كه پيش از اين كشور يوگسلاوى را تشكيل مىدادند براى خود راه جدايى برود. استقلال كوزوو با واكنشهاى مثبت و منفى از سوى جامعه بين الملل روبرو گشت.
روند جدايى كوزوو به حدود دو دهه پيش بر مىگردد كه نقطه آغاز فروپاشى يوگسلاوى بود، لذا تمايلات استقلال طلبانه آلبانى تبارهاى كوزوو از زمان تجزيه يوگسلاوى شروع شد. در دهه نود ميلادى اسلوبودان ميلوسويچ رئيس جمهور صربستان خود مختارى كوزوو را كه در آن زمان تيتو به اين استان اعطا كرده بود ملغى كرد. با اين اقدام تيتو، تمايلات استقلال طلبانه آلبانى تبارها كوزوو شدت گرفت. اين اقدامات گرچه براى كسب خود مختارى كوزوو صورت گرفت، ولى با حملات و اقدامات جنايتكارانه صربها روبرو شد. اعمال خشونتبار صربها در سالهاى ١٩٩٩- ١٩٩٨ باعث شدت گرفتن خشم آلبانى تبارهاى كوزوو شد، در همين راستا ارتش آزاديبخش كوزوو شكل گرفت تا به اقدامات تلافى جويانه عليه صربها بپردازند. اعمال خشونتبار صربها باعث شده بود كه تعدادى از آلبانى تبارهاى كوزوو به ديگر كشورهاى اروپايى مهاجرت كنند. بعد از اين حوادث بود كه سازمان پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو) بدون مجوز و حمايت سازمان ملل متحد به بمباران مواضع صربها پرداخت، ولى سازمان ملل متحد اين اقدام ناتو را غير قانونى خواند و شوراى امنيت هيچگونه قطعنامهاى را براى حمله ناتو به صربستان تصويب نكرد. اعضاى شوراى امنيت مىدانستند كه اگر كوزوو را از صربستان جدا كنند باعث مىشود كه ديگر اقليتها در جهان به طور يك جانبه اعلام استقلال كنند و ماشه تغيير مرزها كشيده شود، چيزى كه مغاير با قوانين بين الملل بود. باتمام اين تفاصيل ناتو به صربستان حمله و اعلام كرد كه آلبانى تبارهاى كوزوو را از جنايات صربها نجات داده است، پس جنگ را مشروع خواند. ناتو معتقد بود كه صربها در كوزوو به نسل كشى آلبانى تبارها پرداختهاند، لذا اقدام خود را قانونى خواند. كوزوو بعد از سركوب صربها توسط ناتو، تحت كنترل آلبانى تبارهاى اين استان قرار گرفت و سازمان ملل متحد هم بر اين منطقه نظارت داشت. نيروهاى سازمان ملل به موجب قطعنامه ١٢٤٤ شوراى امنيت اين منطقه تحت نظارت خود قرار دادند.
بعد از استقلال كوزوو صربها نگران اين مسئله هستند كه عمليات انتقام جويانه آلبانى تبارهاى كوزوو عليه آنها آغاز شود، ولى هاشم تاچى رئيس جمهور كوزوو قبل از استقلال اين استان اعلام كرده بود كه در صورت استقلال كوزوو، صربها مورد تعرض قرار نمىگيرند و كوزوو دست به اقدامات تلافى جويانه عليه آنها نخواهد زد. در همين رابطه مقامات امريكايى اعلام كردند كه بعد از حملات جنايت بار صربها اكنون اقدامات آلبانى تبارهاى كوزوو يك مسئله اخلاقى به شمار مىآيد.
استقلال كوزوو كه با حمايت و پشتيبانى دولت امريكا همراه بود، باعث خشنودى اتحاديه اروپا و مخالفت روسيه، صربستان و اسپانيا شد. اتحاديه اروپا اعلام كرده است كه پذيرش استقلال كوزوو از طرف كشورهاى ديگر يك تصميم عمومى نيست، بلكه هر كشورى بايد خود تصميم بگيرد. اين اتحاديه استقلال كوزوو را يك استثناء خوانده است.
روسيه متحد سنتى صربستان كه از مخالفان سرسخت استقلال كوزوو به شمار مىآيد اين استقلال را مغاير با قطعنامه ١٢٤٤ شوراى امنيت مىداند. مقامات روسيه اعلام كردهاند كه استقلال كوزوو ثبات بينالمللى را به خطر مىاندازد و خشونتهاى قومى را در جهان دامن مىزند. با اين حال روسيه قصد دارد از فرمول استقلال كوزوو براى جدايى دو استان آنجازيا و اوستياى جنوبى استفاده نمايد. لازم به ذكر است كه اين دو استان پس از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى از تفليس اطاعت كردند و دل به مسكو بستهاند و همچنان بر استقلال خودشان از گرجستان و پيوستن به روسيه پاى مىفشارند. مىتوان گفت تشديد اختلاف بين روسيه و غرب و زمزمه جدايىطلبى در ديگر مناطق دنيا از جمله جدايى طلبان باسك در اسپانيا از پيامدهاى استقلال كوزوو در جهان بشمار مىآيد. به هر حال استقلال كوزوو اين زمينه را آماده كرد كه جدايى طلبان جهان به فكر استقلال مناطقشان بيفتند.
با توجه به اين تفاصيل اكنون اين سؤال مطرح مىشود كه پس چگونه كوزوو توانست به استقلال دست يابد در صورتى كه استقلال ديگر مناطق خود مختار در جهان، مغاير با قوانين بين المللى است؟ امريكا و اتحاديه اروپا معقتد هستند كه روند جدايى كوزوو از صربستان با ديگر نقاط جدايى طلب جهان تفاوت مىكند و جدايى طلبان ديگر مناطق نبايد از اين استقلال الگو بردارى كنند. به نظر آنها وضعيت كوزوو يك وضعيت نا معمول بوده و با توجه به اين شرايط جز استقلال راه ديگرى براى آنها نبوده است. آنها معتقدند نسل كشى صربها در اين منطقه و وضعيت بد اقتصادى، جنايت، فقر و بيكارى باعث شده كه اين استان بتواند اعلام استقلال بكند، لذا اين استقلال يك روند تاريخى دارد. استان كوزوو با ٩٠ درصد آلبانى تبار از كمتوسعهترين و فقيرترين استانهاى صربستان است. بعضى از تحليل گران سياسى معتقد هستند كه اين استقلال كه با حمايت و پشتيبانى امريكا صورت گرفت در جهت منافع امريكا بوده است، لذا كوزوو يك منطقه مستعمره و اشغال شده باقى خواهد ماند. ايالات متحده و ديگر كشورهاى غربى كه براى استفاده از منابع گاز و نفت آن است به استقلال اين استان زدهاند كوزوو را يك منطقه مستعمره خواهند دانست.(اعتماد ملى ٨٦/١٢/٨)
در همين حال بعضى ديگر از تحليل گران سياسى معتقد هستند كه اروپا فكر مىكند با استقلال كوزوو يك مشكل در بالكان حل شده است، يعنى برگشت آلبانى تبارها از اروپا به كشورشان، پس اين منطقه به يك آرامش نسبى دست خواهد يافت. ولى به نظر مىرسد گر چه يك مشكل حل شده است، ولى در آينده براى اتحاديه اروپا مشكلاتى را به وجود خواهد آورد.
وداع كاسترو با سياست
جانشينى رائول كاسترو به جاى فيدل كاسترو: فيدل كاسترو رئيس جمهور كوبا سرانجام بعد از پنجاه سال حكومت اعلام كرد كه از سياست كنارهگيرى مىكند. رئيس جمهور كوبا چندى پيش به دليل عدم توانايى جسمى در اداره امورر كشو رسماً از قدرت كنارهگيرى كرد و كنترل حكومت خود را به »رائول كاسترو« برادر كوچكش سپرد. رائول از ژانويه ٢٠٠٦ يعنى از زمان بيمارى فيدل رئيس جمهور موقت كوبا بوده است.
فيدل كاسترو جنجالىترين رئيس جمهور قرن در سال ١٩٥٩ ميلادى در پى پيروزى كمونيستها و در طى يك انقلاب مسلحانه و سرنگونى دولت »باتيستا« به قدرت رسيد. بسيارى از مردم كوبا از باتيستا كه تا حدى طرفدار امريكا بود ناراضى بودند، لذا به حمايت از فيدل كاسترو پرداختند. كاسترو دولتى تك حزبى تشكيل داد و كوبا را به يك كشور سوسياليستى تبديل كرد. رئيس جمهور كوبا به تدريج عقايد ماركس و لنين را در كشور رواج داد. وى به دليل عقايد كمونيستىاش از ابتدا از مخالفان سرسخت امريكا يعنى مخالف عقايد كاپيتاليستى بوده است. كاسترو در دهه شصت ميلادى در برابر تحريمهاى امريكا ايستادگى كرد و طى يك سخنرانى، تحريم كوبا توسط امريكا را يك جنايت جنگى خواند. وى كه در زمان حكومتش ده رئيس جمهور امريكا را به چالش كشيده است، به دليل سخنرانىهاى پر شورش در جهان معروف است.
با كنارهگيرى فيدل كاسترو از قدرت مجمع ملى اين كشور براى تعيين جانشين رئيس جمهور تشكيل جلسه داد و رائول كاسترو را به رياست جمهورى رساند. رائول كاسترو معتقد به اصلاحات به خصوص در حوزه اقتصاد است. رئيس جمهور امريكا به اين جا به جايى قدرت در كوبا واكنش نشان داد و آن را آغاز يك تغيير خواند.
رائول كاسترو كه زودتر از برادرش به عقايد كمونيستى روى آورد پس از انقلاب كوبا كنترل ارتش را به دست گرفت و يكى از خشونت بارترين اقدامات را در اوايل حكومت فيدل كاسترو مرتكب شد. اعدام بيش از هفتاد نفر از ارتش باتيستا در سانتيگو و ريختن آنها در يك حفره بزرگ، نارضايتى و خشم زيادى از مردم را به دنبال داشت. وى بحث تصفيههاى مقامات حزب كمونيست را مورد توجه قرار داد كه از آن جمله مىتوان به حذف برخى از روشنفكران كمونيست كه به داشتن عقايد كاپيتاليستى متهم شده بودند اشاره كرد. رائول كاسترو از بازيگران مهم بحران موشكى كوبا در سال ١٩٦٢ ميلادى بوده است و بالاخره اينكه وى هميشه همراه برادرش و تحت الشعاع او قرار گرفته داشته است. رائول كاسترو معتقد است كه در همه موارد با برادرش مشورت مىكند. اين سخن رائول نشان مىدهد تا زمانى كه كاسترو در قيد حيات است اصلاحات جدى در حوزههاى سياست و اقتصاد در كوبا صورت نمىگيرد، گر چه وى معتقد است كه اصلاحات اقتصادى بايد تدريجى و آرام آرام صورت گيرد تا اثرات جانبى نداشته باشد.
به نظر مىرسد به رغم بر كنارى فيدل كاسترو از صحنه سياست وى همچنان در پشت صحنه سياست اعمال قدرت خواهد كرد و تمامى امور كشور را در كنترل خواهد داشت. البته لازم به ذكر است كه با انتخاب رائول كاسترو به رياست جمهورى كوبا و به دنبال آن انتخاب افرادى نظير كارلوس لاگه به عنوان نفر دوم كوبا، فيليپ برزروك به عنوان وزير امور خارجه و انتخاب معاونين رئيس جمهور توسط مجمع ملى كه همگى آنها از نسل جوان اين دولت هستند، اصلاح طلبان جوان در اين كشور نفوذ بيشترى پيدا كنند و اين آغازى باشد براى شروع اصلاحات در اين كشور.