پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - هزينههاى مسلمانى در اروپا - تقی دخت محمدرضا

هزينه‌هاى مسلمانى در اروپا
تقی دخت محمدرضا

پيش‌سخن
امروزه بيش از ١٨ ميليون مسلمان در اروپا زندگى مى‌كنند كه عمدتا در اروپاى مركزى و غربى ساكن‌اند. حضور اين توده عظيم جمعيتى در اروپا، علاوه بر آنكه بافت فرهنگى جوامع اروپايى را متنوع كرده است، در ذات خود خبر از حضور يك ايده، فكر و انديشه‌ى مذهبى و دينى متفاوت نيز دارد. جامعه اروپا سال‌ها در حال مبارزه براى حذف دين از نهادهاى اجتماعى خود بود و قوانين متعددى را براى حذف دين(به شكل مؤثر آن) از سياست و اجتماع تصويب كرد كه از آن جمله مى‌توان به قوانين ضد مذهب زاييده از انقلاب سال ١٧٩٨ فرانسه اشاره كرد؛ قوانينى كه به گفته »فيليپ وينتر«، يكى از رهبران راست‌گراى افراطى بلژيك »جوى‌هاى خون در اروپا به راه افتاده تا تصويب و تضمين شوند)١. اين قوانين هم‌چنين مستند حذف نهاده‌ها و نهادهاى دينى از سطح جامعه نيز بوده‌اند و اكنون حضور مسلمانانى كه به عنوان »هم‌ميهنانِ مسلمان« در اين كشورها حاضر نيستند از اصول و مبانى و احكام خود، در جامعه دست بردارند و حتى راضى نمى‌شوند مظاهر آن را نيز از رفتار و حضور اجتماعى خود حذف كنند، مشكلات را براى‌ميزبانان و ميهمانان فراهم آورده و تهديدى براى اين قوانين تلقى مى‌شود.
بر اين حضور عقيدتى و مذهبى، مشكلاتى را كه ناشى از »تلقى نادرست« غرب از اسلام است نيز بايد افزود. هراس افسارگسيخته‌اى كه غرب (و به نوعى سياست‌مداران آن) از رشد و حضور نوعى اسلام بنيادگرا (Fundamental Islam) دارد، بر دامنه اين مشكلات افزوده است. تحريكات اجتماعى، برخوردهاى ناشايست با مهاجرين مسلمان، تصويب و الغاى پى در پى قوانين و مقررات عليه مسلمانان، ايجاد محدوديت در حقوق اساسى مانند آزادى، آموزش و پرورش و مانند آن، چالش‌هاى مهم ديگرى است كه مهاجران مسلمان ساكن در غرب مسيحى با آنها روبه‌رو هستند. اين نكته زمانى اهميت بسيار مضاعف پيدا مى‌كند كه توجه كنيم »مسلمانان امروز اروپا ديگر ميهمانانى نيستند كه روزى به ميهن خويش در كشورهاى اسلامى باز خواهند گشت، بلكه اروپاييانى به شمار مى‌روند مؤمن به دين اسلام، كه همواره به عنوان بخشى از بافت اجتماعى و سياسى اروپا باقى خواهند ماند«.
از منظر يك مورخ، ممكن است وجود مشكلاتى اين چنين، امرى توجيه‌پذير باشد و به اين نكته اشاره شود كه همواره و در دوران طولانى حضور مسلمانان در جوامع غير مسلمان، چنين مسائل وجود داشته است؛ اما نبايد ترديد كرد كه سلسله‌اى از حوادث، از انديشه احياى جهانى اسلام كه در سال‌هاى دهه هفتاد، نخست در خاورميانه و سپس در ميان مسلمانان غربى رونق يافت، گرفته، تا حوادثى نظير واقعه ١١ سپتامبر و بمب‌گذارى‌هاى لندن و ... كه منسوب به مهاجرين مسلمان در غرب است، بر مسائل ميان جامعه غربى و جامعه مسلمان ساكن غرب تأثير منفى فراوان گذاشته است.
واژه‌هاى جديدى نيز كه در سال‌هاى اخير وارد ادبيات سياسى جهانى شده است، به خودى خود، حكايت‌گر اين تغيير ديدگاه است؛ واژه‌هايى نظير: »اسلام بنيادگرا«، »اسلام جهادى«، »بنيادگرايى اسلامى«، »اسلام هراسى« و مانند آنها. هر يك از اين واژگان، روايت‌گر بخشى از ديدگاه‌هايى است كه در قبال حضور و زندگى مسلمانان در اروپا و غرب وجود دارد؛ حضورى كه امروزه و در پى‌آمد تخريب چهره اسلام از دو سوى »جنبش‌هاى افراطگراى مسلمان نظير طالبان و القاعده« و »سياست‌هاى مغرضانه سياست‌مداران غربى«، در عرصه تنگى از جامعه اروپا، مسلمانان را گرفتار تضادها، تشويش‌ها، اضطراب‌ها و دغدغه‌هاى فراوان كرده است.
اكنون حضور يك مسلمان در اروپا، حضور آزاد و بدون مشكلى نيست؛ » اظهار مسلمانى« در اروپا، به‌خصوص در چند سال اخير، بيشتر به »دردسر انداختن خود« است تا اظهار دينى كه زمانى در پيش زمينه فرهنگى و دموگرافيك اروپا به عنوان دين دوم پس از مسيحيت، حضورى فعال و پررنگ داشته است.
اما با محدوديت‌ها و مضيقه‌هايى كه امروز، براى مسلمانان ساكن اروپا و غرب وجود دارد، چه بايد كرد؟! آيا بايد از اسلام به معناى واقعى آن دست شست يا بايد در مبارزه‌اى مداوم، با بنيادهاى عقيدتى، سياسى، اجتماعى و شهروندى اروپا و نيز تلقى‌هاى بسيار غلط از آموزه‌ها و بنيادهاى اسلام روزگار گذراند؟ آيا راه سومى وجود ندارد؟!
اكنون زندگى مسلمانان در اروپا با يك پرسش جدى مواجه است: »چگونه با حفظ مسلمانى در اروپا زندگى آرامى‌داشته باشيم؟!« انديشه و ايده »يورواسلام« يا »اسلام اروپايى«، از اين پرسش بنيادين زاييده شده است و امروزه در شمار يكى از نظريات پرطرفدار، پرمخالف و چالش برانگيز در ميان مسلمانان غربى و اروپايى درآمده است.
نوشته حاضر، روايتى از اين ايده نوين است و اگرچه بسيارى، اين »ايده« را در قامت يك »تئورى« موفق در تعامل بين اسلام و اروپإ؛ ّّ مى‌بينند و ارزيابى مى‌كنند، اما به نظر مى‌رسد اين ايده، درعين اهميت، شمول و گستره مصداقى‌وسيع‌اش، براى ناميده‌شدن به عنوان »تئورى« نيازمند تقويم بيشتر باشد. روايت حاضر از اين ايده، بدون هيچ‌گونه قضاوت سلبى يا ايجابى، مى‌كوشد تصويرى باشد از اين ايده مشهور و مطرح، بر اساس گفته‌هاى طراح آن، »دكتر طارق رمضان«.
شما چه مى‌خواهيد؟!
»طارق رمضان« تاكيد دارد »نخستين« و »اصلى‌ترين« پرسشى كه ساكنان اصلى قاره اروپا از مسلمانان دارند، اين است كه: »شما چه مى‌خواهيد؟« آنها هم‌چنين دوست دارند بدانند كه آيا مسلمانان درصددند آنها را از دين اصلى‌خود رويگردان سازند و در ديدى بدبينانه‌تر، از دين مسيحيت به دين اسلام بكشانند يا آن‌كه خواهان حضورى‌مسالمت‌آميز در كنار آنان در زيست‌بوم اجتماعى و فرهنگى اروپا هستند؟!
در فرض نخست، روايت مسلمان‌كردن مسيحيان و اسلاميزه كردن اروپا يا حداقل ايجاد جريان‌هاى فكرى و عقيدتى در ميان جامعه مسيحى به نفع آموزه‌هاى اسلام،كه در ذهن اروپاييان جاى‌گرفته، همان روايتى است كه امروزه سياست‌مداران غربى با برجسته‌كردن آن، تحذير و منع فراوانى از آن مى‌كنند و از آن با عنوان تبليغ و ترويج »اسلام گرايى« يا »بنيادگرايى« ياد مى‌كنند و مستند به آن، در تبليغ عليه مسلمانان، حملات به آنان و به راه انداختن جريان‌هاى‌ضد اسلامى و ضد مهاجرينِ مسلمان تلاش فراوان مى‌كنند. اما در فرض دوم، حضور مسالمت آميز ساكنان مسلمان اروپا در كنار اروپاييان بومى، يك خواست عمومى است كه بايد براى حصول به آن، تلاش‌هاى فراوانى‌صورت گيرد تا ديوار بلند بى‌اعتمادى، كه اتفاقات ساليان اخير بر بلنداى آن افزوده است، فرو ريزد و يك نوع تلفيق اجتماعى، سياسى و اقتصادى (فارغ از انگاره‌هاى انحصارى اديان) بين مسلمانان و ساير اروپاييان ايجاد شود.

به هر يك از دو بخش اين پرسش نخستين اروپاييان و لوازم و تبعات آن، از منظر ايده »يورو اسلام« نگاهى جداگانه مى‌اندازيم.
١. اسلامى سازى اروپا
»طارق رمضان«٢ معتقد است در فضاى سنگين و دشوارى كه اكنون بين اسلام و اروپا حاكم است و بر اساس تبليغات روز افزون عليه مسلمانان، بسيارى از ساكنان اين قاره معتقدند كه مسلمانان مهاجر كه اكنون بخشى از توده جمعيتى اروپا هستند، مقصد پنهانشان »اسلامى‌كردن اروپا«ست. وى تاكيد دارد بسيارى كسان را ديده است كه معتقدند مسلمانان در پى فراهم ساختن جامعه‌اى هستند كه آموزه‌هاى اسلامى در آن حاكم باشد و اسلام »دينِ غالب« در آن باشد. به همين دليل، به مسلمانى و مسلمانان به عنوان يك »تهديد« مى‌نگرند و اگر چه دين، امروزه در زندگى‌اجتماعى اروپاييان حضور پر رنگى ندارد، اما اين هراس را دارند كه روزى فرا برسد كه آموزه‌هاى اسلام به صورت پر رنگ در جامعه اروپايى برجسته شود و در بلند مدت به عنوان قوانين نانوشته عقيدتى، اجتماعى، فرهنگى و يا عرف‌هاى موجّه، در زيست بوم آنها سر بر آورد و جامعه آنها را مجددا »دين سالار« نمايد. اين تلقى ، بخش نظرى و مفهومى اصطلاحى با عنوان »اسلام هراسى« نيز هست كه امروزه به عنوان لغتى رايج در ادبيات گفت‌وگوى‌اروپا و اسلام مورد استفاده قرار مى گيرد.
به باور »رمضان« از چشم غربى‌ها نشانه‌هايى مبنى بر وجود اين تلقى در بنياد اصلى فكر مسلمانان اروپا وجود دارد. تاكيد بر »تظاهر كامل به اعمال عبادى در جامعه«، در قالب پوشش، نماز، روزه و حتى گاه امر به معروف و نهى از منكر در برخى محله‌هاى پر جمعيت مسلمانان، يكى از همين نشانه‌هاست. نشانه ديگر، نپذيرفتن عرف‌هاى اجتماعى و قوانين جامعه است. فى‌المثل در كشورى مثل فرانسه كه حدود ٦ ميليون مسلمان دارد، نپذيرفتن نحوه پوشش رايج قانونى و اصرار و ابرام بر حضور در جامعه با جلوه‌اى از حجاب كه مطابق دستورات شريعت اسلام است، از سوى اقليتى خاص از روشنفكران و صاحب‌نظران مسلمان، نشانه ديگرى است كه گمان مى‌رود نوعى مقابله با قوانين رايج در آن نهفته است و رنگ و بوى مقاومت تا زمان تغيير آن قوانين از آن‌ها بر مى‌خيزد. تاكيد بر برگزارى مراسم خاص عبادى، مقاومت در برابر فرهنگ آموزشى، انجام عمليات خرابكارانه و تهديدكننده و مانند آنها، در باور اروپاييان بومى، مى‌تواند نشانگر آن باشد كه حداقل بخش زيادى از مسلمانان ساكن اروپا، در پى اسلاميزه كردن جامعه اروپايى و حاكم ساختن آموزه‌هاى عبادى، شريعتى و مدنى اسلام در جامعه هستند. به باور اين اروپاييان، اين »خواست« و »هدف پنهانيِ« مسلمانان اروپاست و اگر چه قوانين و عرف‌هاي ليبرال و سكولار در جامعه، هيچ‌گاه اجازه حاكميت اين ديدگاه‌ها را نخواهد داد، اما اين تلقى به عنوان »تهديدى هميشگى« بنيادهاى مدنى اروپا را دل‌مشغول نگه خواهد داشت و آنها را در يك درگيرى مداوم به چالش خواهد كشيد.
»طارق رمضان« و بسيارى متفكران مسلمان روشنفكر ساكن غرب، اعتقاد دارند كه اگر چه اين باور و تلقى، ممكن است از سوى مسلمانان اروپا تمسخرآميز و خنده‌آور تلقى شود. اما عقيده‌اى است كه متاسفانه بخش مهمى از ديدگاه اروپاييان نسبت به مسلمانان را تشكيل مى‌دهد و براى زدودن آن از اذهان اروپايى، تلاشى بسيار جدى لازم است و اگر چه حقيقت آن است كه مسلمانان اروپا دوست دارند در جامعه‌اى آزاد بتوانند به حدود و مقيدات خود و اوامر و منهيات شريعت خود، پاى‌بندى كنند و قصد آسيب و زيان به عرف دينى اروپا را ندارند، اما اين خواست با »سوء تعبير« و يا »سوء تفاهم« موجود، دچار فرو بستگى‌هايى است كه به زمان زيادى براى گشايش آن‌ها نياز است.
»رمضان« تاكيد مى‌كند (و تاكيد درستى است) كه آنچه مسائل اصلى عبادى مسلمانان به شمار مى‌آيد، در اثر همين طرز تلقى اشتباه، به »تهديد اروپا« تبديل شده است؛ در حاليكه نبايد اين‌چنين باشد و يك مسلمان اروپايى، بايد مانند هر مسلمان ديگرى بتواند به مسائل اصلى عبادى خود در گستره شريعت‌اش بپردازد.

مسئله بحران هويت
»طارق رمضان« معتقد است، اساسا بايد »مسلمانِ ساكنِ اروپا« براى خود هويتى منحصر به فرد و تعريفى خاص داشته باشد، در حالى‌كه اكنون چنين نيست. وى تاكيد دارد كه بر اساس ديدگاه غلطى كه ايجاد شده، مسلمانِ اروپايى‌در يك بحران ناخواسته هويتى گرفتار مى‌آيد. اگر شما يك مسلمان ساكن اروپا باشيد، براى اين‌كه ديدگاه بدبينانه هم ميهنان اروپايى خود را از بين ببريد، ناگزيريد به يك سلسله اعمال و رفتارهاى »اعتمادساز« دست بزنيد تا آن‌ها شما را به عنوان يك تهديد بالقوه نگاه نكنند. اگر بخواهيد به صورت كامل و يك‌دست با جامعه اروپايى و ارزش‌ها و عرف‌ها و قوانين آن‌ها در آييد، »بايد احساس كنيد حقيقتا اروپايى هستيد« و لوازم و تبعات آن را بپذيريد. اينجاست كه بايد برخى ارزش داورى‌هاى دينى در مورد قوانين، عرف‌ها و مقولات فرهنگى اجتماعى اروپاييان را، كه به عنوان يك مسلمان به آن قائليد، كنار بگذاريد. شما بيش از آن‌كه فكر كنيد »يك مسلمان در اروپا« هستيد، بايد بينديشيد و به خود بقبولانيد كه يك »مسلمانِ اروپايى« هستيد و يا يك »اروپاييِ مسلمان«. اروپايي بودن و در عين حال مسلمان بودن، با مسلمان بودن و در اروپا زندگى‌كردن تفاوت‌هاى عميقى دارد و هر يك از اين مفاهيم، گستره‌اى مفصل و وسيع از لوازم و تبعات را در پى دارد كه ملتزم شدن به هر يك، مشكلات و پى‌آمدهاى ثانويه‌اى را براى فرد به همراه مى‌آورد.
»رمضان« معتقد است كه مشكل اصلى امروز مسلمانان در اروپا، گرفتارى در »بحران هويت«ى است كه از همين مبناى مهم ريشه مى‌گيرد. مسلمانان امروزى ساكن اروپا كه به مفهوم خاص »نسل‌هاى دوم و سوم« ساكنان مسلمان اروپا شمرده مى‌شوند، هنوز نتوانسته‌اند خود را از گزند و چنبره اين بحران هويت برهانند. اعتقاد به يك سلسله اصول و قواعد كه جزو التزامات اوليه و ثانويه مسلمانى است، از يك سو، و لزوم همساز ساختن خود با جامعه اروپايى كه برخى يا بسيارى از آن التزامات (خاصه التزامات ثانويه) را نفى مى‌كند، از سوى ديگر، دستمايه ايجاد بحران هويتيِ شديد بين مسلمانان ساكن اروپاست. مسلمانِ اروپايى امروز، خواه و ناخواه، در اين بحران گرفتار است كه كدام يك از هويت‌هاى خود را بر ديگرى مرجح سازد: »هويت مسلمانى«اش را يإ؛ »هويت شهروندى اروپا« را.
»طارق رمضان« يادآورى مى‌كند كه زمانى كه كتاب »مسلمان اروپايى بودن« را نوشته و منتشر ساخته است، مسلمانى به او مراجعه كرده و گفته است بهتر بود اسم كتاب را »مسلمان بودن در اروپا« مى‌گذاشت. اما او پاسخ داده است كه اتفاقا در انتخاب اين عنوان دقت داشته است و اين عنوان، نشانگر هويتى است كه او، خانواده، فرزندان و همه همانندانش در اروپا بايد بپذيرند. اين »هويتى تازه« است و »قبول واقعيتى« كه اگر مسلمانان آن را بپذيرند و به آن ملتزم شوند، زمينه رفع بسيارى سوء تفاهمات خواهد بود.
او با ذكر اين مثال، سعى در تفسير بحران هويتى دارد كه جامعه مسلمان ساكن اروپا با آن دست به گريبان است؛ بحران هويتى كه فشارى سنگين را بر عقايد و منش‌ها و كنش‌هاى مسلمانان در اروپا وارد مى‌سازد؛ درست شبيه فشارى كه خود كشورهاى اروپايى در پروسه عضو شدن در اتحاديه اروپا متحمل مى‌شوند و ناگزير در بحران از دست دادن بسيارى هويت‌هاى بومى و فرورفتن در هويت بزرگترى به نام »اتحاديه اروپايى« دست و پا مى‌زنند؛ با اين تفاوت كه بحران اخير، تا حد زيادى اجتماعى و سياسى است و تصميم‌گيرندگانى هم در رده سياست‌مداران دارد، اما بحران هويت مسلمانان، بحرانى درونى، انفسى و شخصى است.

٢. اسلام اروپايى
اما چه بايد كرد تا مسلمان اروپايى از بحران هويت و مشكلات و تبعات آن برهد و بتواند به عنوان شهروند عادى‌اروپا به زندگى روزمره خود، بدون مشكلات موجود ادامه دهد. ايده‌اى كه »طارق رمضان« در اين مورد ارايه مى‌دهد، انديشه و تزى است كه خود وى آن‌گونه كه در فراز بالا اشاره شد بدان نام »اسلام اروپايى« (Euro Islam ) مى‌دهد و تاكيد مى‌كند كه بايد بين »اسلامِ اروپايى« و »اسلام در اروپا« تفاوت گذاشته شود. »يورو اسلام« كه اكنون به عنوان يك تئورى مطرح در ميان متفكران جوان‌تر مسلمان در غرب رواج پيدا كرده و حول آن، بحث‌ها و نظرهاى‌فراوانى انگيخته شده است، بر اين بنياد استوار است كه مسلمانِ ساكن اروپا، در كنار »هويت مسلمانى«، كه به صورت اصيل براى خود قايل است، بايد »هويت اروپايى بودن« را نيز براى خود اصيل بداند و بكوشد كه هر دوى اين مفاهيم را به نفع ديگرى معتدل سازد. به زعم وى، اسلام اروپايى، يك هويت جديد است كه مى‌تواند در كنار مفاهيمى مثل »اسلام افريقايى« و »اسلام آسيايى« مطرح شود و همان‌سان كه التزامات اسلام افريقايى با التزامات اسلام آسيايى متفاوت است، اسلام اروپايى هم التزاماتى داشته باشد منحصر به خود.
»رمضان« اعتقاد دارد كه اسلام، دينى با ابعاد جهانى است و تكيه بر همين بعد از اسلام، مى‌تواند موجد بسيارى از ديدگاه‌هاى تازه در آموزه‌ها و گرايش‌هاى اسلامى باشد. او صراحتا مى‌گويد: »نبايد تصور كنيم مسلمانان افراد بسته‌اى‌هستند كه نمى‌توانند در جوامع غير دينى ادغام شوند. آثار فلسفى مسلمانان در قرون وسطى (حداقل) مؤيد نادرست بودن اين طرز تفكر از اسلام است«.
تنها نكته‌اى كه در نظر او اهميت دارد، اين است كه مسلمان ساكن در اروپا، به هويت خود به عنوان يك »هويت دو بعدى اصيل« بنگرد و تلاش كند هر دو بعد آن را براى زيستن بهتر و آسان‌تر و همپوشى و همزيستى مسالمت‌آميز با غير هم‌كيشان خود تبديل نمايد.
او براى تعديل اين اصالت‌هاى دوگانه، راه‌كارهايى را ارايه مى‌دهد:
الف. تلاش براى درك متقابل و درك خويش
»رمضان« معتقد است يك مسلمان اروپايى بايد بداند كه در چه محيطى مى‌زيد و چه فرهنگى بر جامعه زيستيِ هم‌ميهنانِ غير هم‌كيش او حاكم است. او مى‌گويد: »بحث و تحليل درباره اسلام و مسلمانان در اروپا، بايد حول محور تعريف و دركى باشد كه آنها از خود و جامعه خود دارند و اين‌كه چگونه به خود و جامعه خود، به عنوان اروپايى و اروپا مى‌نگرند« و تاكيد مى‌كند كه: » اگر كسى به من به عنوان يك مصرى (نسل دوم) زاده شده در ژنو مى‌انديشد، نخست بايد ببيند در مورد نقش خودم در جامعه‌اى كه در آن زندگى مى‌كنم، چگونه مى‌انديشم«.
اين درك متقابل از خود و جامعه، اگر فراگير شود، بسيارى از سوءتفاهمات را كه پايه اصلى دشمنى‌ها و كج‌سليقگى‌هاست از بين مى‌برد و از سوى ديگر، سبب مى‌شود كه فرد در يك فضاى اجتماعى همساز، به بهبود و ارتقاى جامعه خود در همه ابعاد و كمك به هم‌ميهنان خويش(فارغ از عقايد مذهبى) تلاش درخور نمايد. البته اين انديشه زمانى امكان پذير است كه فرد، خود را »عضو جدا« يا به اصطلاح »تافته جدا بافته« از جامعه نداند و جامعه نيز تلقى غريبگى از او نداشته باشد.
ب. گفت و گوى ارزش‌هاى جهانى اسلام و غرب با يكديگر
رمضان به جد عقيده دارد كه اسلام جزيى از تاريخ اروپاست. او صراحتا مى‌گويد: »بسيار مهم است كه بخاطر داشته باشيم اروپا سرزمينى با تاريخ متعلق به خود است و اسلام نيز، برخلاف نظر برخى، جزيى از اين تاريخ محسوب مى‌شود. ميراث اسلام در ذهن و انديشه اروپاييان جا دارد و لازم است همواره اين نكته را گوشزد كنيم«.
اين اعتقاد به ضميمه اعتقاد عمومى به جهانى بودن آيين اسلام كه مورد پذيرش و تاكيد رمضان نيز هست ، او را به اين انديشه رسانده است كه براى رفع سوء تفاهمات، بايد ارزش‌هاى جهانى اسلام و غرب (اروپا) با هم گفت وگو كنند. او اعتقاد دارد اروپاييان بايد بعد جهانى اسلام را فارغ از بعد بومى آن بپذيرند و ارزش‌هاى جهانى اسلام را به چوب »نسبيت گرايى ارزش‌ها در دوران مدرن« نرانند. او مى‌گويد: »اگر اروپاييان مى‌خواهند بدانند چرا مسلمانان خواهان سازش با اين محيط جديد زندگى خويش (يعنى كشورهاى اروپايى)اند، لازم است از اين بعد دوگانه اسلام (احترام به ارزش‌هاى ملل ديگر و اخذ ارزش‌هاى خوب از آن‌ها و در عين حال داشتن ارزش‌هاى جهانى) آگاهى داشته باشند. علت عدم درك اين نكته، ناديده گرفتن بعد دينى اسلام است. بخاطر همين است كه عموما تصور مى‌كنند مسلمانان به دو زبان سخن مى‌گويند و مقصد نهانى و پنهانى‌شان، اسلامى‌كردن اروپاست«.
تاكيد بر اين نكته كه اسلام از روز نخستين تا امروز، هرگاه در هر جامعه‌اى وارد شده است، به ارزش‌هاى مثبت آن‌ها احترام گذاشته و در چارچوب مقيّدات خود، آن‌ها را پذيرفته، نكته مهمى است كه در بعد جهانى اسلام، مورد تاكيد »رمضان« است.

ج. تغيير تلقى فرد مسلمان از اسلام
در مقابل، »رمضان« معتقد است اين تعبير كه »تعريف مسلمانى مشخص است«، تعبير ناسازوارى است. به زعم وى، تعريف واژه »مسلمان«، اگر محدود و مقيّد به عمل به آداب دينى شود، تعريفى نادرست است و اسلام، صرفا عمل به آداب و عبادات نيست. وى تصريح مى‌كند: »بسيارى از تحليل‌گران، بين مسلمانانى كه به آداب دينى خويش عمل مى‌كنند و كسانى كه اين‌چنين نيستند، تفاوت قايل مى‌شوند، ولى به نظر من، اين ديدگاهى نادرست و قايل شدن به يك دوگانگى كاذب است. مسلمان‌صرف نظر از اين‌كه تا چه اندازه به اصول مذهبى خويش مؤمن و پاى بند است كسى است كه »احساس كند مسلمان است««.
اين بخش از ديدگاه »رمضان«، كه اتفاقا چالش برانگيزترين بخش نظريه وى است، تاكيد دارد كه براى همزيستى و همسانى با جامعه اروپايى، فرد مسلمان نبايد از اين‌كه بخشى از اصول عقيدتى خود را وانهد، هراسى داشته باشد. وى تاكيد مى كند كه اين قدرتِ وانهادن، بخشى از هويت جديدى است كه فرد مسلمان پيدا مى‌كند و وى آن را »يورو اسلام« نام گذارده است.
اين‌كه فرد مسلمان پاره‌هايى از اصلى‌ترين بخش هويت مسلمانى خويش را وانهد يا تعديل كند، قسمتى از تز دكتر »طارق رمضان« است كه به شدت مخالفت برخى را بر انگيخته است. او به‌خصوص تاكيد دارد كه چون ما در بسيارى از موارد نص صريح نداريم و بر فقه و »آموزه‌هاى تدوينيِ ثانويه« تكيه داريم، مي‌توانيم آنها را به نفع هويت جديد »شهروندى اروپا« تعديل كنيم تا آن هويت دو بعدى، كه پيش از اين ذكرى از آن رفت، حاصل شود.
البته او اعتقاد دارد كه در اين تعديل، »اولويت‌ها« هم اهميت دارند. او مى‌گويد: »مسلمانان بايد بين مسائل اساسى‌و ثانوى تفاوت قايل شوند. براى مثال، مسئله عبادات مهم‌تر از اكل اغذيه حلال و حرام است. در برخورد با اصول، لازم است بدانيم ثابت و متغير يا اصل و فرع كدام‌اند. همه چيز در حال تغيير است و مسلمانان بايد خود را با اين تحولات وفق دهند. عقلانيت مورد تاكيد اسلام، حكم مى‌كند كه مسلمانان با حفظ ايمان و اصول مبنايى خويش، با محيط سازگار شوند«.
»رمضان«، از جمله، مسئله عبادات را از مسائل مانند مسائل اجتماعى اسلام جدا مى‌داند و معتقد است در مسائل ثانويه، مى‌توان تعديل خوبى به نفع بعد دوم هويت مسلمان اروپايى به عمل آورد.

جمع بندى:
يورو اسلام، ايده‌اى براى رفع سوء تفاهم
با تاكيد بر اين‌كه اين نوشته در پى نقد و قضاوت در مورد تئورى يا ايده »يورو اسلام« نيست، بايد گفت كه به نظر مى‌رسد ايده »اسلام اروپايى«، بيشتر در پى بازخوانى سلسله‌اى از اتفاقات، اصول، سوءتفاهمات و برداشت‌ها براى‌رسيدن به نقطه‌اى است كه يك فرد مسلمان ساكن اروپا بتواند به هويتى دو بعدى‌كه هر دو بعد آن اصالت برابر دارند برسد. اين‌كه تئوريسين اين ايده معتقد است »آن‌چه باعث تضاد ميان اسلام و غرب شده است، بيش از آن‌كه متكى بر واقعيات باشد، زاييده برداشت‌هاى نادرست است«، نشان مى‌دهد كه ايده »يورو اسلام« مى‌كوشد فارغ از همه نتايج وضعى مترتّب بر آن، زمينه‌اى را براى رفع سوءتفاهمات ميان جامعه مسلمان ساكن اروپا و اروپاييان بومى‌فراهم آورد؛ سوءتفاهماتى كه در هر دو سو، به سخت‌گيرى‌ها، لجبازى‌ها و كج‌سليقگى‌هايى منجر شده است و زندگى اقليت مسلمان ساكن اروپا را، با سختى و دشوارى روبه‌رو ساخته است.
اين‌كه همواره مسلمانان بپندارند چون غرب به لحاظ علوم روز مسلط است، قصد تحميل ارزش‌هاى خود را (هم) بر مسلمانان دارد كه منجر به از بين رفتن اصول مسلمانى و نسخ دين آنها مى‌شود و، از ديگر سو، غرب بپندارد كه مسلمانان در پى از بين بردن ارزش‌هاى غربى‌اند و قصد تسلط عقيدتى بر اذهان غربيان و اسلاميزه كردن اروپا را دارند، سوء تفاهمى است كه »يورو اسلام« مى‌كوشد در رفع آن راهكار عملى‌اى باشد. بر اساس اين ايده، بهترين راه حل آن است كه مسلمانِ ساكن اروپا، براى خود هويتى جديد قايل باشد كه مثلا مسلمان ساكن افريقا يا خاورميانه با آن بيگانه است؛ هويتى كه يك بعد آن مسلمانى و عمل به آموزه‌هاى اسلام است و يك بعد آن شهروندى اروپا. اين هويت دو بعدى، باعث مى‌شود كه هر دو سوى قضيه، ظن برخورد تمدنى را (كه به تعبير طارق رمضان »بيشتر برخورد جهالت‌هاست تا تمدن‌ها«) با آموزه‌هاى يكديگر و اصول يكديگر منتفى بدانند و بكوشند به يك مصالحه و اجماع فى‌الجمله براى زندگى مسالمت‌آميز برسند. به زعم »رمضان« و ساير مدافعان ايده »يورو اسلام«، اگر اين ايده محقق نشود، سطح تنش‌هاى بين مسلمانان ساكن اروپا و بوميان اروپايى هر روز توسعه بيشترى خواهد يافت و به سطحى‌خواهد رسيد كه فضاى زندگى در اروپا، كه اكنون به عنوان يك واحد سياسى معتبر در سطح جهان خود نيز به دنبال هويتى تازه است، براى مسلمانان فضاى مناسبى نخواهد بود و محيطى خواهد بود سرشار از رويارويى‌هاى‌عقيدتى ، اجتماعى، فرهنگى، سياسى و اقتصادى. متضرّر اصلى نيز در اين فضا، نه اروپاييان، كه ساكنان مسلمان اروپا خواهند بود؛ كسانى‌كه دوست‌تر داشتند »مسلمانِ ساكن اروپا« خوانده شوند تا »مسلمانِ اروپايى«... اين چالشى است كه آينده اسلام در اروپا، قطعا آن را درك خواهد كرد.

پى نوشت:
١. در گفت و گو با مجله تايم، شماره ويژه بحران هويت اروپا، فوريه ٢٠٠٥.
٢. طارق رمضان، متفكر مسلمان سوييسى، نوه حسن البناء، بنيانگذار جمعيت اخوان‌المسلمين است. رمضان كه متولد اروپاست، از سال‌ها پيش با همراهى كسانى از نزديكان و همفكرانش، »مركز اسلامى ژنو« را در سوييس تاسيس كرده است و خود علاوه بر هدايت برنامه‌هاى اين مركز، به عنوان متفكرى شناخته شده در اروپا و غرب، به تدريس در دانشگاه ها و مراكز معتبر علمى و دانشگاهى در موضوع اسلام مشغول است. اين متفكر نوآور، كه خود نيز بعد از واقعه ١١ سپتامبر، از حضور در آمريكا و سخنرانى و ادامه تدريس در دانشگاه‌هاى اين كشور، محروم شده است، همواره براى متفكران مسلمان و غير مسلمان، چهره‌اى موجّه و فعال در عرصه اسلام شناسى و اسلام پژوهى بوده است. ايده »يورو اسلام«، نخستين بار به صورت يك »پيش نظريه« قابل‌تامل و ساخت‌مند، با دقت‌هاى مفهومى و مضمونى، از سوى وى مطرح شد و مورد توجه قرار گرفت.