پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - از دانش شيعى تا فناورى شيعى - فیاض ابراهیم

از دانش شيعى تا فناورى شيعى
فیاض ابراهیم

١. دانش از پرسش شروع مى‌شود و پرسش به ميزان دانش بستگى دارد. پس دانش از پرسش پديد مى‌آيد و پرسش نيز زاييده دانش است. بنابراين پرسش و دانش رابطه‌اى »ايجادى و كيفى« دارند(هم پرسش از علم خيزد و هم جواب، چنان كه خار و گل از خاك و آب: من علم احسن السؤال و من احسن السؤال علم).
٢. »سياست‌گذارى دانش«، به »سياست‌گذارى پرسش« باز مى‌گردد. ايجاد پرسش و چگونگى آن، در اولويت نخست »توليد دانش« است و اينجاست كه »نقد« و جايگاه مهم آن آشكار مى‌شود. مكتب‌هاى انتقادى جايگاه ايجاد پرسش‌اند و دانشمندان به دنيال پاسخ اين پرسش‌ها. زمانى كه دانشمندان به مطالعه مسئله‌اى مى‌پردازند، مسئله به »موضوع« تبديل مى‌شود؛ يعنى ذهنى مى‌شود (مسئله بُعد بيرونى دارد)؛ به ديگر سخن به سوژه تبديل مى‌شود.
٣. زمانى كه مشكل يا مسئله به سوژه يا موضوع تبديل شد، زبان نيز وارد مى‌شود، »چون فكر بدون زبان ممكن نيست«؛ به ديگر سخن، مشكل يا مسئله زمانى مى‌تواند وارد فكر شود و فكر آن را دريابد كه آن را در معرض فرايند خود قرار دهد. در اين صورت مسئله هويت زبانى پيدا مى‌كند. پس هر مسئله‌اى در هر زبانى به موضوع تبديل نمى‌شود، بلكه در يك حوزه زمانى خاص تجلى مى‌يابد.
٤. وقتى يك مسئله به موضوع تبديل مى‌شود، زبان را به همراه خود وارد اين صحنه مى‌كند. زبان يك حوزه معنايى دارد. موضوع از لفظ و نشانه‌هاى آن مى‌گذرد تا به نظام معنايى مى‌رسد. نظام معنايى كه همان فرهنگ است، يك عنصر رياستى دارد كه همان مذهب است، پس موضوع به معنا تبديل مى‌شود و اين تبدل را با استفاده از جهان پديدارى مبتنى بر مذهب به دست مى‌آورد.
٥. جهان پديدارى و زبان كه در يك چارچوب به هم مى‌پيوندند، »هويت« را تشكيل مى‌دهند و هويت »چارچوب‌هاى شناختى« يك حوزه فرهنگى را شكل مى‌دهد. از اينجا موضوع معنايى شده، به مفهوم تبديل مى‌گردد و در ارتباط با ديگر مفاهيم واقع مى‌شود كه »شبكه‌هاى مفهومى« موجود در يك فرهنگ را تشكيل مى‌دهند. اين شبكه‌هاى مفهومى خود، شناخت حاكم بر آن فرهنگ را شكل مى‌دهند.
٦. هر مفهومى به مفهومى ديگر نظر دارد و هر دو مفهوم (يا هر چند مفهوم) به واقعيتى در خارج ناظراند، پس شبكه‌هاى مفهومى يك جامعه، به واقعيت‌هاى آن جامعه نظر دارند كه ما اين شبكه‌هاى مفهومى ناظر به خارج از خود را نظريه يا تئورى نام مى‌نهيم. نظريه به همان ناظريت باز مى‌گردد و تئورى به معناى خدايى كردن است، چون تئورى‌ساز نقش خليفه الهى را ايفا مى‌كند كه به يكى از اسماى الهى منور شده است كه همان كلمه »متأله« اسلامى است.
٧. با ناظريت نظريه است كه »روش« به وجود مى‌آيد. اگر يك نظريه روش خاص خود را نداشته باشد، نظريه نيست، بلكه خيال‌پردازى است، پس نظريه، هم ناظريه موضوع خارجى است و هم روش رسيدن به آن موضوع را ترسيم مى‌كند. پس به تعداد نظريه‌ها ما روش‌ها خواهيم داشت.
٨. بر اين اساس غناى نظريه‌اى، غناى روشى به وجود مى‌آورد و با غناى نظريه‌اى و روشى است كه غناى حوزه‌هاى تحقيقات كه حوزه‌هاى تخصصى يا تخصص‌ها از آن به وجود مى‌آيد، رقم مى‌خورد. پس تخصص از يك سو به موضوعات خارجى نظر دارد و از سوى ديگر به نظريه‌ها. درست در همين جاست كه دانش‌ها بومى مى‌شوند.
اگر دانش‌ها بومى نشوند، در واقع نظريه‌هاى خيال‌پردازى بافته مى‌شوند، زيرا به موضوعات محيط خود مربوط نيستند.
٩. حوزه‌هاى تخصصى كه با عقلانيت منبعث از »حكمت دينى« در يك حوزه فرهنگى، تركيب مى‌شوند، تكنولوژى و فناورى توليد مى‌كنند. فناورى نيز نوعى نشانه‌اى است كه تابع يك نظام معنايى است. بنابراين فناورى از دو جهت با اديان ارتباط دارد: يكى از بُعد حكمت دينى كه عقلانيت مبنايى فناورى را تشكيل مى‌دهد و ديگرى از بُعد نظام معنايىِ نظام نشانه‌اى فناورى.
١٠. تشيع به عنوان يك جهان پديدارى، يك نظام معنايى توليد و باز توليد مى‌كند كه نظام‌هاى نشانه‌اى خاص خود را در طول زمان‌ها و عرض مكان‌ها ساخته است. تاريخ و جغرافياى شيعه، به خوبى تشريح كننده اين حقيقت است. آنچه در اين ميان مهم است، شناخت »نظام معنايى شيعه« و »حكمت عقلانى آن« است.
١١. نظام معنايى تشيع بر امامت و امت بنا مى‌شود، امامتى كه بر اساس »بشر«، »انسان« و »آدم بودن« بنا مى‌شود كه همه ابعاد زندگى »جسمانى«، »اجتماعى« و »معنوى« انسان را در بر مى‌گيرد و نظام معنايى شيعى را به صورت جامع شكل داده، هم بُعد مادى و معنوى و هم بُعد ميانى آن را يعنى اجتماع را سامان مى‌دهد.
١٢. حكمت عقلانى تشيع بر اساس »عقل فطرى« بنا مى‌شود. عقل زندگى كامل و جامع كه در »خانواده« تجلى مى‌يابد. حكمت عقلانى غرب، فناورى را آفريد كه خانواده را متلاشى كرد (چه غرب چپ و چه غرب راست) ؛ ولى حكمت عقلانى تشيع خانواده محور است؛ نه فرد و نه جامعه را بر خانواده تحميل نمى‌كند تا خانواده متلاشى شود، بلكه فرد و جامعه را بر اساس خانواده بنا مى‌كند. پس فناورى شيعى بر اساس اين نوع حكمت بنا مى‌شود و تمدن شيعى يك تمدن خانواده محور است. اين مسئله با نظام معنايى امامت و امت، بسيار تطبيق‌پذير است، چون نظام معنايى امامت و امت است كه خانواده را نگه مى‌دارد، چون نظام معنايى فراساختار است .
مسئله يا مشكل - موضوع - معنا - مفهوم - نظريه - روش - حوزه‌هاى تحقيق - عقلانيت - فناورى.