پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - شاخصهاى روشنفكرى دينى - مسعود پور

شاخص‌هاى روشنفكرى دينى
مسعود پور

با عنايت به اينكه جامعه‌شناسى سياسى داراى سه سطح تحليل است ؛ يك سطح تحليل به رفتارشناسى فرد در حوزه قدرت و بيرون از آن مى‌پردازد، سطح دوم تحليل به بررسى گروه‌هاى اجتماعى و تأثيرات آنها در جامعه مى‌پردازد و سطح تحليل سوم به بررسى ساختارهاى سياسى، فرهنگى و اقتصادى و نقش آنها مى‌پردازد.
در اين تحقيق سطح دوم تحليل يعنى بررسى ويژگى‌هاى گروه‌هاى اجتماعى و تأثيرات آنها در جامعه مد نظر است قبل از بررسى شاخص‌هاى روشنفكرى دينى لازم است مراد خود از مفهوم روشنفكرى دينى را بيان نمايم. مراد از روشنفكرى دينى، مروجان انديشه در حوزه مختلف فكرى و علمى است، جريانى كه اتفاق افتاده است و مشخصات خود را دارد.
اگر بپذيريم هر پديده آغاز و فرجامى دارد، ماجراى روشنفكرى دينى نيز يكى از پديدهاى اجتماعى سياسى است كه آغازى، سرانجامى و مراحلى را طى كرده است. البته اين مسير خاص در ايران خيلى يك‌نواخت و ساده و هموار نبوده است.
در بحث مفاهيم، منطق تكرار پذيرى به ما مى‌گويد مفاهيم از استعداد جدا شدن از يك متن و حك و تكرار شدن در متن ديگر را دارند، بدون اينكه انسانها قادر باشند از اين فرايند جلوگيرى نمايند.
مفهوم روشنفكرى دينى نيز چنين سرنوشتى دارد و براى رفع سوءتفاهمات و فهم زبان يكديگر بايد تعيين مراد كنيم. زمانى ما مى‌توانيم مفهوم روشنفكرى دينى را تبيين كنيم كه مفاهيم سيال و شناور موجود در رابطه با روشنفكرى با بصيرت و افق باز پيرايش و ويرايش شده باشد و به قول حافظ:
داده‌ام باز نظر را به تذ روى پرواز باز خواند مگرش نقش و شكارى بكند
در اين تحقيق روشنفكرى دينى از دو عنصر عقل و دين تشكيل شده است؛ مفهومى كه هسته و دال مركزى آن را همچنان حفظ كرده، مفهوم عقل و عقلانيت است و از طرف ديگر مفهوم دين كه به معنى نور و روشنايى بوده و در مقابل جهل و تاريكى صف آرايى كرده است.
بنابراين با توجه به اينكه روشنفكرى دينى يك شأن و موقعيت تاريخى و اجتماعى دارد. در واقع روشنفكرى دينى هم مفهوم عقل را دارد و افق ديدش گسترده‌تر از عقلانيت ابزارى است و هم مفهوم دينى را دارد كه به حوزه فهم و تحقق دين عنايت دارد.
شاخص‌هاى روشنفكرى دينى در چهار محور عمده تقسيم مى‌شوند كه داراى دوازده زير مجموعه مى‌باشد. شايان ذكر است كه همه ويژگى‌هاى زير به ندرت در يك طيف روشنفكرى دينى مى‌توان يافت. بنابراين مفهوم روشنفكرى دينى تشكيك بردار و داراى شدت و ضعف است.

نخست. حوزه فرهنگ و انديشه
اهتمام به عقلانيت و عقل
يكى از شاخص‌هاى مهم روشنفكرى دينى اهتمام به عقل و عقلانيت است، منتها روشنفكرى دينى عقل ابزارى را يكى از شقوق عقل مى‌داند. توضيح اينكه در انسان يك عقل بيشتر وجود ندارد و اينكه تقسيم بندى كرده‌ايم به اعتبار مدرك عقل يا تفاوت در منشا مدركات است، عقل نظرى در مورد شناخت امور دانستنى است و عقل عملى در مورد شناخت امور انجام دادنى است كه به لحاظ متعلق شناخت يا مدرك عقل است. بنابراين جدايى بين عقل ابزارى (عملى) و عقل نظرى (منبع) امرى اعتبارى است. پس هر گاه عقل تكيه بر دانايى خود كند، منبع تلقى مى‌شود و هر گاه بر توانايى خود تكيه كند ابزار تلقى مى‌شود. از اين رو، آنچه مهم است خرده گفتمان‌هاى درون طيف روشنفكرى دينى است كه گروهى صرفا عقل عملى را لحاظ مى‌كنند و در ساحت‌هاى زندگى و دين به مدد عقل ابزارى صرف به تجزيه و تحليل مى‌پردازند. در واقع به بنيادهاى مدرنيته باور دارند و عقل نقاد مدرن را سلاح خود در فهم سنت و دين قرار مى‌دهند و گروهى ديگر به ميراث فرهنگ ايران اسلامى، يعنى ميراث‌هاى به جا مانده از ابن سينا، سهروردى و صدرا توجه مى‌كنند و سپس ساير شقوق عقل را مد نظر مى‌گيرند و حيات اجتماعى و دين را تفسير عقلى مى‌كنند، يعنى عقلى كه اثبات مى‌كند معرفت فرا عقلى داريم و عقل را به عنوان منبع استنباط مى‌شناسد، منتهى نه انحصارى در معرفت شناختى و ساحت‌هاى زندگى و دين دارد، بلكه توجه به پذيرش نقش عقل با عنايت به آسيب‌پذير بودن آن، در مجموع وجه مشترك همه خرده گفتمان‌هاى روشنفكرى اهتمام به عقل و عقلانيت است. بنابراين ما در مقام داورى امتياز پايين‌ترى به روشنفكران دينى كه عقلانيت را به ايدئولوژى بسته‌اى تبديل مى‌كنند، مى‌دهيم.

پاى بندى به نظام دانايى دينى
منظور از نظام دانايى كل روابطى است كه بر اساس معرفت‌شناسى در دوره خاصى شكل مى‌گيرد و وحدت بخش مفاهيم آن دوره است. اين نظام مى‌تواند متكى بر انسان محورى، طبيعت محورى و توحيد محورى باشد در اين تحقيق مراد از نظام دانايى دينى نظامى است كه متكى بر نص و به تعبيرى نص محور است.
روشنفكرى دينى در مورد پاى بندى به نظام دانايى دينى مى‌تواند آنرا نقد كند، ولى نمى‌تواند نفى كند؛ يعنى هسته كانون نظام دانايى دينى را نمى‌تواند نفى كند و گرنه از حوزه روشنفكرى دينى خارج مى‌شود. آن هسته كانونى نظام دانايى دينى وحى و نص است كه خصلت تئوريك دارد، در واقع كتاب و سنت منبع و مخزن روشنفكرى دينى است، منتها خرده گفتمان‌هاى درون روشنفكرى دينى وجود دارد كه برخى راه حل تبيين دينى براى عصر جديد بر اساس محور عقلانيت قائلند و بعضى دين را عصرى مى‌كنند و نگاه حداقلى در حوزه فهم دينى و حوزه تحقق دينى دارند، ما در مقام داورى به عنوان يك مفسر امتياز اصلى را به گروهى مى‌دهيم كه در نظام دانايى دينى هم پايايى و هم پويايى دينى را لحاظ مى‌كنند.

آزاد انديشى و فرهنگ تعامل
بديهى است كه آزاد انديشى يكى از عوامل مهم توليد فرهنگ و علم است و گسترش دانش بدون آزاد انديشى تصورى بلا تصديق است.
در آزاد انديشى ما هم به دنبال رفع موانع و اجبار براى انجام عمل هستيم و هم ايجاد مقتضى درونى تا با پرورش استعداد خود و استفاده از محيط بيرون براى رسيدن به رفاه و سعادت تلاشى منطقى صورت گيرد. شاخص مهم روشنفكرى آزاد انديشى به اصل مهمى بر مى‌گردد كه انسانها آزادند و آزاد آفريده شده‌اند و اين روشنفكرى دينى است كه در چار چوب همان قراردادها و قوانينى كه با ما انزل الله مخالفت ندارند، فعاليت مى‌كنند. در خرده گفتمان‌هاى درون روشنفكرى دينى برخى نگاه فرد محور در شاخص آزاد انديشى دارند و برخى نگاه اجتماع گرايانه دارند.
بهترين نمونه روشنفكرى دينى آزاد انديش، احترام به فرد و اجتماع است، همين شاخص خود سه زير مجموعه دارد؛ يعنى نفى تحجر و انعطاف پذيرى و تعامل انديشى است در نفى تحجر روشنفكر آزاد انديش نمى‌تواند به دنبال ايستايى باشد، نمى‌تواند نسبت به نيازهاى متغير انسان بى‌تفاوت باشد و دائما گذشته گرايى كند.
زير مجموعه ديگر انعطاف پذيرى و تحمل نظر مخالف است نه اينكه بپذيرد، بلكه اجازه دهد گفتار و سخن رقيب طرح شود. و سپس با استدلال رد كند و زير مجموعه اخر يعنى تعامل انديشى به اين مفهوم كه روشنفكر آزاد انديش فرهنگ تعاملى را تقويت مى‌كند نه فرهنگ تقابلى، هر چند يكى از آسيب‌هاى فرهنگى در طول تاريخ ايران فرهنگ تقابلى و حذفى بوده است. تلاش روشنفكر دينى بر اين باشد كه فرهنگ تعامل و گفتگو را جايگزين فرهنگ تقابلى و حذفى كند.

تفكر انتقادى و نو آورى
با توجه به اينكه روشنفكرى دينى در انديشه تغيير، تحول و پيشرفت و ترقى است، تفكر نقادانه متكى و مبتنى بر تحليل بنيادى و اساسى هر پديده است. به عبارت ديگر بازشناسى، بازنگرى و بازسازى ميراث فرهنگى هنر تفكر انتقادى است. روشنفكر نقاد در مراجعه با انديشه رقيبان داراى مبانى مشخص و از پايگاه فكرى معين به داورى مى‌پردازد. نكته مهم اينكه نقد يعنى جدا كردن سره از ناسره است و لزوماً به معنى تخريب، نفى و انقطاع تاريخ و فرهنگى نيست، بلكه ساختار شكنى انديشه‌هاى مندرس و ايستايى است كه ممكن است به پويايى ميراث فرهنگى بينجامد.
نو آورى و نو انديشى كه از لوازم تفكر انتقادى است. سرانجام طراحى و مهندسى يك انديشه كارآمد است كه به ساختارى نو ختم خواهد شد. در مجموع همانطور كه تفكر نقادانه به دور از افراط و تفريط و پريشان‌گويى است، نو آورى و نو انديشى نيز به دور ازطرد و ترك ميراث فرهنگى دينى است.

كاشف و مستخرج معضلات جامعه
اين شاخص نمايان‌گر تعهد ومسئوليت پذيرى روشنفكر دينى نيز مى‌باشد. او بايد مسائل پرسش‌ها و تضادهاى موجود در متن جامعه را به نوعى به تفكر و تعقل درونى خود و ديگران منتقل كند و خواستار كاهش دردهاى انسانى و اجتماعى شود در اين راستا بايد بين دنياى ذهنى و انديشه حوزه روشنفكرى با متن جامعه پل بزند. بنابراين كاشف و مستخرج معضلات جامعه، بدون مستلزم خود آگاهى، مسئوليت پذيرى و فرزند زمانه خود بودن نخواهد بود. روشنفكرى كه داراى دغدغه مشكلات مردم و جامعه خود است اگر به لسان قومش سخن نگويد، تولدش غير طبيعى خواهد بود و مانند ماجراى روشنفكرى در دوره مشروطه خواهد شد.

دوم. حوزه سياست و قدرت سياسى
تعيين كننده موانع سياسى و شكاف‌هاى بين دولت - ملت
با توجه به اينكه روشنفكرى دينى، بيشتر محصول دوران دولت مدرن و تفكر اجتماعى است، بايد موانع سياسى و شكاف‌هاى بين دولت - ملت را شناسايى كرده و به بررسى آن بپردازد. يكى از اين موانع تمركز گرايى و استبدادزدگى در قدرت و ديگرى ضعيف بودن نهادهاى مدنى در دوره مدرن است كه در يك پروسه تاريخى به لحاظ فرهنگ سياسى بين قدرت سياسى و قدرت اجتماعى در ايران فقدان درك و تفاهم به وجود آورده است و روشنفكر دينى در واقع تعيين كننده و ارائه دهنده راه حل جديد براى درك، تفاهم و تعامل بين دولت و ملت مى‌باشد و از حقوق سياسى شهروندان نيز دفاع نمايد.

اعتماد به اصل نظارت و كنترل قدرت سياسى
همانطور كه در فرهنگ اسلامى پذيرش عناصر نظارت و كنترل قدرت از قبيل امر به معروف ونهى از منكر، شورا و نصيحت ائمه مسلمين مطرح بوده است و وجود اين عناصر براى حفظ سلامت نظام و استراتژى بقا ضرورى است؛ اعتقاد روشنفكرى دينى به اين اصول او را در راستاى اهداف نظارت و كنترل در نظام‌هاى سياسى يارى خواهد رساند، زيرا پرهيز از قبايح و بدى‌ها و رشد دادن خوبى‌ها و نيك سرشتى‌ها، بهبود رفتار كارگزاران نظام سياسى، ارتقاى بينش كارگزاران به كارگزارى و احساس مسئوليت و سر انجام دقت و سرعت بيشتر در امور مورد نياز مردم در حوزه نظام سياسى از مهم‌ترين شاخص‌هاى روشنفكر دينى تلقى مى‌گردد.

معتقد به رابطه منطقى بين سياست و فضايل معنوى
با توجه به اينكه انسان معاصر دچار هرج و مرج اخلاقى شده و هدف زندگى‌اش را از دست داده است؛ وقتى هدف زندگى از بين برود، ديگر بد و خوب معنا ندارد و نظام اخلاقى وجود ندارد و با رفتن اخلاق قدرت معيار خوب و بد مى‌شود. انسان معاصر با جدايى سياست‌اش صرفا مادى شده است و چون روشنفكر دينى با توجه به نظام دانايى خودش ابراز{P - سايت دانش سياسى اسلام، مقاله علم سياست ازبازشناسى تا باز سازى. P}
عقيده مى‌كند و معناى زندگى را مرتبط با هدف توحيدى مى‌داند. بنابراين يكى از خصلت‌هاى روشنفكر دينى، اعتقاد به رابطه منطقى بين سياست و فضايل اخلاقى است، نه اينكه اين دو را تركيب كند، بلكه بين آنها رابطه منطقى مى‌بينيد و آن رابطه اين است كه هدف سياسى و هدف فضايل اخلاقى از حوزه صرفاً مادى فراتر مى‌رود و به اصل توحيدى باز مى‌گردد.

سوم. حوزه اخلاق و هنجارها
اخلاق پرسشگرى و كنجكاوى
روحيه پرسشگرى و كنجكاوى جداى از كاوشى عقلى و علمى نيست روشنفكر در بدو تولدش در ايران، محصول اخلاق پرسشگرى و كنجكاوى نبوده تا پاسخگويى به يك نياز باشد، بلكه خودش نيازى را توليد مى‌كرد و سپس اعلام مى‌كرد كه پاسخگوى آن نياز است، ولى روشنفكر دينى در جهت پاسخ گويى به يك نياز جدى متولد شد.
وقتى به علل مختلف جامعه ايرانى با دنياى جديد آشنا شد، به تدريج دريافت كه دنياى جديد با دين او بى‌ارتباط نمى‌تواند باشد و اين دنياى جديد بر دين و ديانت او تأثيرگذار است. از اين رو، احساس نياز كرد كه كسى مى‌بايد نسبت او را با اين تازه وارد - يعنى دنياى جديد - را تعريف كند و اين نقش را روشنفكر دينى در ايران ايفا كرد؛ البته روشنفكران دينى بر اساس عمق كاوش عقلى و عملى‌اشان داراى روحيه پرسشگرى عميق يا سطحى نگر هستند كه اين بستگى به ميزان معرفت‌شناسى و وفادارى به نظام دانايى آنها دارد. به هر حال به تدريج يكى از شاخص‌هاى روشنفكرى دينى همين روحيه پرسشگرى و كنجكاوى در پاسخ و رويا رويى با دنياى جديد شد.

معتقد به اخلاق عملى در جامعه
با توجه به اينكه در روايات متعدد اين مطلب آمده است كه عالم عامل و عالم بى عمل با هم متفاوت هستند و عالم بى عمل مانند تير اندازى است كه كمانش زه نداشته باشد يا به قول سعدى به زنبور بى عسل مى‌ماند، در دوره پهلوى روشنفكرانى بودند كه خود را به قدرت‌هاى ضد مردمى فروختند و در تئورى‌هاى خود قدرت‌هاى استبدادى را مورد نقد قرار مى‌دادند، ولى در عمل سازش كردند يا نسبت به آرمان‌هاى مردم خيانت ورزيدند.
روشنفكرى دينى با عبرت از گذشته و سابقه روشنفكرى اينك آموخته است كه اخلاق عملى در جامعه را با خصلت تئوريك هماهنگ و متناسب سازد و اگر نقد يا حمايتى از قدرت سياسى يا اجتماعى مى‌كند، در راستاى هماهنگى باورها و عمل اوست و از اينكه به او صفت حمايتى يا نقادى بدهند واهمه‌اى ندارد.

چهارم. اقتصاد و مشيت
معتقد به عدالت اقتصادى در جامعه و رفع فاصله طبقاتى در جامعه
هر چند مفهوم عدالت برخواسته از نظام دانايى دينى يك روشنفكر است، ولى در تعريف عملياتى عدالت به ويژه در بحث عدالت اقتصادى در جامعه خواستار فرصت‌هاى برابر براى شهروندان جامعه‌اش است. فرصت‌هايى كه با برنامه‌ريزى و طراحى صحيح هيچ وقت نبايد تبديل به تهديد اقتصادى عليه شهروندان شود. وقتى عدالت تعريف عملياتى شد آنگاه روشنفكر دينى وظيفه خود مى‌داند در پى رفع مشكلات اقتصادى شهروندان برآيد و به طور طبيعى كمك به رفع فاصله طبقاتى در جامعه خواهد شد. بنابراين روشنفكر دينى خود را وابسته به طبقه خاصى نمى‌بيند و اگر از قشر خاصى هم باشد، خاستگاه اقتصادى او مهم است كه بايد در جهت اجراى عدالت باشد.

اعتقاد به فرهنگ كار و تلاش و مبارزه با رانت گرايى
در نصوص دينى مكرر گفته شده است »ليس للانسان الاماسعى« اهميت به فرهنگ كار وتلاش بر هيچ انسان عاقلى پوشيده نيست؛ منتهى در صورتى كه فرهنگ تبذير و هزينه‌هاى زيان بار اقتصادى شيوع پيدا نمايد بر روشنفكر لازم است با تفكر انتقادى خود با اين فرهنگ به مبارزه برخيزد و جامعه خود را از اين بيمارى مهلك نجات دهد. بنابراين يكى از شاخص‌هاى روشنفكرى دينى مبارزه با فرهنگ رانت خوارى و راحت‌طلبى است نه تنها در حوزه اقتصادى، بلكه ساير حوزه‌هاى غير اقتصادى را هم شامل مى‌شود.

نتيجه‌گيرى
شاخص‌هاى ذكر شده ممكن است با هم ادغام و مختصرتر و يا تفكيك و گسترده‌تر شوند؛ به هر حال اين شاخص‌ها براساس عملكرد روشنفكرى دينى و زمينه‌هاى شكل‌گيرى اجتماعى فرهنگى سياسى روشنفكرى دينى در ايران جمع آورى شده است و چون روشنفكران دينى بر حسب نگاهشان به عقل و حوزه دين داراى شدت وضعف مفهومى نسبت به اين واژه پيدا مى‌كنند، بر اين اساس در صورتى كه روشنفكر دينى اكثر شاخص‌ها را داشته باشد به مفهوم روشنفكر دينى مجدد (جامع نگر) نزديك مى‌شود و به هر ميزان كه از شاخص‌ها دور
شود به مفهوم روشنفكر دينى متجزى و مبتدى نزديك‌تر خواهد شد.