پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - اسرائيل و چشم انداز جنگ اینترنتی - قلی پور منصوره
اسرائيل و چشم انداز جنگ اینترنتی
قلی پور منصوره
مدتها پيش نشريه »لوسوار« بلژيك و مجله يهودى »لومگزين ديسرائيل« در فرانسه، اتفاقات عجيبى را درباره پرونده كاربرانى كه امروزه، از مهمترين مراكز تبليغاتى دستگاههاى جاسوسى امريكا و اسرائيل به شمار مىآيند، منتشر كردند؛ افرادى كه بى آگاهى از اين كه به چه كار خطرناكى دست مىزنند، وارد اينترنت مىشوند و به ويژه با ورود به صفحات چت، ساعتهاى طولانى را در رد و بدل كردن اطلاعاتى مىگذرانند كه در وهله نخست بسيار پيش و پا افتاده به نظر مىرسد، اما همين اطلاعات يكى از مهمترين محورهايى است كه دستگاههاى جذب اطلاعات و جاسوسى اسرائيل و امريكا بر روى آن متمركز مىشوند؛ چرا كه به سادگى آنها را به دريافت منش و سلوك افراد و به خصوص جوانانى قادر مىسازد كه به طور كلى ٧٠ درصد جمعيت منطقه خاور ميانه را تشكيل مىدهند.
اينترنت در ظاهر تنها به پايگاههاى چت يا گفت و گو در روابط ناشناختهاى منحصر مىشود كه هر يك از طرفين معتقدند كه از طريق آن مىتوانند آزادى خصوصى خود را يا آنچه به آن دموكراسى فردى در اجتماع گفته مىشود، تحقق بخشند. اصطلاحى كه معتقد است فرد در نهايت تكوين يك مجموعه را پايه گذارى مىكند و در واقع همان مفهوم تروتسكى قديم است كه در نهايت به ايجاد خلل در بسيارى تركيبات طبيعى ماهيت آزادى و انسان منجر شد.
شايد در جهان اينترنت و جهان شبكهاى، نشانگرهاى عددى مهمترين چيزى باشند ؛ به طورى كه سخن گفتن به جز درباره اين جهان بزرگ كه شبكهاى از اطلاعات، اعداد و ارقام آن را به يك دهكده كوچك تبديل كرده، امكانپذير نيست. اين در حالى است كه عبارت دهكده كوچك توسط غرب براى اختصار و كوتاه سازى تمامى سياستهاى غير عادلانه و نامتساوى كشورهاى قدرتمند عليه كشورهاى ضعيفى بوده كه بيش از نصف ساكنان جهان را تشكيل مىدهند.
دهكده كوچك، دومين بازتاب جهانى اينترنت، به وسيله عناصر مثبت حقيقى و عناصر منفى فراوان آن است، زيرا اين شبكه باز و گشوده، ملتهاى بسيارى را در فقر و تنگناهاى سياسى فرو برده و افرادى را به خيانت نسبت به كشورشان برانگيخته است.
در سال ١٩٩٨ هنگامى كه »موشه آهارون«، افسر اطلاعات و جاسوسى اسرائيل، با همتاى امريكايى خود در مقر سازمان سيا ديدار كرد، يك امر عادى به نظر نمىرسيد، بلكه طرف امريكايى در اين ديدار، سعى مىكرد به يك سرى واقعيتهاى لجستيكى دست يابد كه اطلاعات اسرائيل معمولا به دادن اين گونه اطلاعات از كشورهايى كه متهم به محور شرارت هستند و به ويژه كشورهايى كه در كاخ سفيد به عنوان كشورهاى گمراه و منحرف مطرح هستند، عادت دارند. اما طرف اسرائيلى به دنبال يك پشتيبانى لجستيكى غير اطلاعاتى، بلكه در حقيقت حمايت لجستيكى مادى، براى تاسيس يك دفتر سايه، به مثابه آرزوى بزرگ موشه آهارون بود كه از شاخصترين متخصصان اسرائيلى در امور امنيت عربى و پشت پرده ترور شخصيتهاى فلسطينى در تركيه، نايروبى، ساحل عاج، تونس و ديگر كشورهاى اروپايى، از قبيل يوگسلاوى سابق، اسپانيا و ايتاليا به شمار مىآمد.
ايده اين دفتر، پيشتر بر پايه ديدگاههاى مشخصى شكل گرفته و در نهايت ساده و روشن به نظر مىرسيد؛ يعنى تأسيس دفتر اطلاعات ثابت و متحرك از طريق اينترنت. اين مسئله با تمام غير منتظره بودنش، نخستين مسئلهاى بود كه مىتوانست، حمايت و اهتمام امريكايىها را بر انگيزد.
از لحاظ مادى اسرائيل نمىتوانست، بدون كمكهاى امريكا، از طريق ماهوارههاى مصنوعى و پايگاههاى پست الكترونيك كه در خدمت چت يا تالارهاى گفت و گوى مورد علاقه جوانان جهان سوم، در قارههاى پنج گانه قرار مىگيرد، موفقيت اين تجربه اطلاعاتى را تضمين كند.
در تاريخ اول ماه مه سال ٢٠٠٢ براى اولين بار، در مجله تايمز از وجود يك شبكه اطلاعاتى پرده برداشته شد كه تلاش آن در وهله اول، جمع آورى بزرگترين گروه جاسوسى از كاربران اينترنت بود. بسيارى متخصصان روانى زبده در اين پروژه، بر چگونگى جمع آورى، پردازش و بهره بردارى از اين اطلاعات كه داراى اهميت فوق العاده بود، نظارت داشتند.
اين روند، بيشترين شباهت به يك فيلم هاليوودى با تأثيرات سينمايى محض داشت و بزرگ نمايىهاى آن نيز شبيه بزرگ نمايىهاى فيلمهاى اكشن امريكايى بود، اما واقعيت به گونهاى ديگر و از اين قرار است كه دفتر اطلاعات اينترنتى در سال ٢٠٠١ م، زيرا نظر موشه آهارون افسر اطلاعاتى اسرائيل تأسيس شد كه خود او رياست اين دفتر را بر عهده داشت و گروهى از افسران اطلاعات مركزى امريكا نيز وى را كمك و همراهى مىكردند. فعاليت اين دفتر از طريق خدمات و امكاناتى كه در خدمت همان هدف اول، يعنى گردآورى جاسوسان جوان براى خدمت به اسرائيل بزرگ بود، در سراسر جهان امتداد يافت.
كشف واقعيتها
آنچه مجله »لومگزين ديسرائيل« در فرانسه منتشر كرد، براى بسيارى خوانندگان حيرت آور و شگفتانگيز بود. شايد اين شگفتى از آن جهان بود كه گزارش جزئيات زيادى از پروندههاى سرى را كه از منابع موثق به دست آورده بود، مطرح مىكرد؛ به طورى كه در نهايت، خشم سفير اسرائيل در فرانسه را عليه اين مجله يهودى بر انگيخت و بسيارى طرفهاى يهودى، اين مجله را به فاش ساختن اسرارى كه نبايد براى دشمن فاش شود، متهم كردند؛ در حالى كه اين مجله خود معتقد بود كه »دانستن يك حق است« و مسئله مهمتر از همه اينهإ؛ ّّ بود.
نشريه نداء القدس در خصوص اهميت اين مسئله با دو متخصص روان شناس و علوم اجتماعى به نامهاى »جرالدنرو« استاد دانشگاه روانشناسى دانشگاه بروفانس فرانسه و خانم »مارى سيگل«، متخصص علوم اجتماعى و رفتار انسانى در دانشگاه لورابلژيك، به گفت و گو پرداخت.
»جر الدنرو« نويسنده كتاب »آسيبها و مخاطرات اينترنت« مىگويد: اين شبكه در ماه مه سال ٢٠٠١ كشف شد كه عبارت بود از مجموعه شبكههايى كه عدهاى از متخصصان روان شناس اسرائيلى، مديريت آن را بر عهده داشته، براى جذب جوانان كشورهاى جهان سوم، به ويژه جوانان مقيم كشورهاى درگير در نزاع عربى - فلسطينى از يك سو و كشورهاى امريكايى جنوبى چون ونزوئلا، نيكاراگونه و... از سوى ديگر بسيج شده بودند.
از چند سال پيش، اين منحنى مخابراتى متوجه عناصرى شد كه به عنوان شخصيتهاى (كاربران) ضد نظام يا رژيم موجود يا شخصيتهاى (كاربران) عادى داراى فعاليت سياسى نبوده؛ اما مىتوانستند اطلاعات خوب و مفيدى از موضوعات مورد نظر آنها داشته باشند .
جرالدنرو مىافزايد: در حقيقت هر كاربردى كه بتواند از اينترنت، براى پر كردن اوقات فراغت يا يك نياز روانى استفاده كند، يك كاربر متفاوت و متمايز شناخته مىشود، زيرا پايگاهها و سايتهايى جوانان را تحريك مىكنند تا به آنها اجازه گفت و گو درباره موضوعاتى را دهند كه احتمالاً در زندگى روزانه آنها از آن خبرى نيست و كار با اينترنت يك خصوصيت معينى را براى كاربران به همراه دارد كه معمولاً مسائل خصوصى خود را سرى نگه مىدارند يا از اسمهاى مستعار استفاده مىكنند و در نهايت، براى آزاد بودن خود، بيشترين رغبت را از خود نشان مىدهند.
البته اين مسئله، به خصوص در مناطقى از جهان كه حساسيت بيشترى دارد، در نظر افسران اطلاعاتى فعال در پايگاههاى چت، آسان به نظر مىرسد.
شايد بيشترين نيازى كه بتوان در بين كاربران اينترنت جهان سوم سراغ گرفت، نياز به گفت و گو است و معمولاً كاربران سايتهاى چت از بيهودگى اجتماعى و فكرى خود شكايت مىكنند و در نهايت، براى پر كردن وقت فراغت خود، به جست و جوى افرادى مىروند كه با آنها مشابهت و اشتراك فكرى داشته باشند.
ممكن است برخى كاربران اينترنت فكر كنند كه سخن گفتن با جنس مخالف خود، تضمينى است براى آنكه شبهه سياسى بودن از كاربر دور شود؛ در صورتى كه گفت و گو با جنس مخالف، در واقع وسيله مهم براى كشف لايههاى پنهان روانى اشخاص و نقاط ضعفى است كه كشف كردن آن در گفت و گوهاى عادى دشوار است؛ لذا ترغيب كار بران به روى آوردن به اين گونه گفت و گوها كه شامل سخن گفتن از اتاقهاى خواب و تصاوير بسيار خصوصى از افراد مىشود، پى بردن به روحيات پنهانى افراد را بسيار آسان مىكند. به طورى كه راحتترين راه براى ورود به دنياى خصوصى كاربران اينترنت، يعنى افيون شخصى به حساب مىآيد.
كاربران بر خط
دكتر »مارى سيگل« به گونهاى ديگر به اين مسئله مىپردازند. او مىگويد: عبارت جاسوسى اينترنتى Renseignement Internet عليرغم وجود واقعى آن، اصطلاح جديدى براى ديگران است ؛ اما امريكايىها پيش از جنگ عراق سعى داشتند، از طريق اينترنت، به سرقت اطلاعات خصوصى عراقىها و بررسى سطح شخصيتى گروه بزرگى از عراقىهاى فعال در شبكه اينترنت بپردازند.
از نقطه نظر علمى، سرقت اطلاعات چيز پيچيدهاى نيست، بلكه به مراتب سادهتر از گذشته به نظر مىرسد. شايد در ٢٠ سال گذشته، به كارگيرى (مزدورى) افراد فقط به صورت مستقيم امكانپذير بود؛ اما در شرايط حاضر، كاربر يك فرد آماده است كه مىتوان او را بر روى خط قرار داد و با او به تبادل نظر پرداخت و احياناً به صورت غير مستقيم، نبش قبر اسرار كلى او و حتى اسرار خاص او پرداخت.
ويليام اسميت افسر جاسوسى اسرائيل و امريكا كه در دوران جنگ سرد، در گروه مخابرات اطلاعات مشغول به كار بود، دو سال پيش بخشهايى از كتاب خود (اسرار ناويژه) را در روزنامه واشنگتن پست به چاپ رساند كه از بسيج جوانان بيكار در كشورهاى امريكاى لاتين سخن مىگفت كه نقش آنها در نهايت سادگى و اهميت در همان زمان، گزارش نويسى از اوضاع كشورشان بود.
»ويليام اسميت«، در فصل ٦ كتاب خود مىنويسد: يكى از جوانان تحت تعقيب دولت، در يكى از كشورهاى امريكاى جنوبى، در حال چت با يكى از افسران اطلاعاتى در يكى از سايتها به اين موضوع اشاره مىكند كه برخى شايعات مبنى بر گران شدن قيمت بنزين و بعضى مواد غذايى در آينده، در بين مردم كشورش در حال افزايش و شيوع است. افسر اطلاعاتى از او مىپرسد كه »چه اهميتى دارد؟ هر روز قيمتها در دنيا در حال افزايش است«، جوان در پاسخ او مىگويد: »تو شوخى مىكنى؟! اين بار مردم دست به انقلاب مىزنند و عليه رژيم (دولت خود) شورش مىكنند«.
اين اطلاعات ساده و مهم، به معناى اين نبود كه قيمتها گران خواهد شد، بلكه به معناى اين بود كه برخى در خارج كشور، براى اين موضوع لحظه شمارى مىكنند. همانند موضوعى كه در زمان رياست جمهورى بوش كشف و مشخص شد كه گروهى از طريق اينترنت در بسيج افرادى كه مىتوانند دست به اقدامات و عمليات ويژه بزنند، فعال هستند.
احساس تباهى
آنچه اهميت دارد، تأكيد بر اين نكته است كه اينترنت، فقط پنجرهاى رو به جهان نيست، بلكه رفته رفته به ابزارى مهم براى ورود به حريم خصوصى افراد و در نتيجه به كارگيرى اهداف اطلاعاتى نظامى تبديل مىشود. اين چيزى است كه اساساً مردم امروز اختلاف نظرى درباره آن ندارند.
دكتر »مارى سيگل« مىافزايد: ما معمولاً درباره كسى مىپرسيم كه از اينترنت استفاده مىكند. جواب دادن به اين سؤال سخت است، زيرا سن كسانى كه از اينترنت استفاده مىكنند، از ٦ سالگى تا ٨٠ سالگى گسترده است، به همين جهت هدف يابى از به كارگيرى اين وسيله خارج از آن چيزى است كه ما از آن تحت عنوان »رغبت در شكستن ديوار فاصلهها و مسافتها و گفت و گو« نام مىبريم.
آنچه ما را در مؤسسه خودمان در بلژيك، براى بررسى پيرامون خدمات اينترنت به كاربران بر مىانگيزد، تمركز بر روى يك نكته مهم و اساسى است كه چرا از اينترنت استفاده مىكنيم؟ براى باز بينى ايميل يا دنياى پيرامون خودمان؟ در اين باره بايد گفت تا زمانى كه انسان از جايى كه نشسته، در يك چشم به هم زدن و بدون آنكه از جاى خود بلند شود، مىتواند واشنگتن و دهلى نو را ببيند، جهان ديگر وسيع به نظر نمىآيد.
اين يك اتفاق بزرگى است كه افتاده است؛ اما نتايج حاصل از آن سنگين و ناگوار بوده است، زيرا بهرهبردارى از اين شبكه بزرگ، به وادادگى در برابر عوامل خارجى منجر شده، اساساً اينترنت به پر كردن فاصلهها يا يك درمان سريع براى انسانى تبديل گرديده است كه در مقابل با درماندگىهاى خود عاجز شده و جز ورود به سايتهاى چت، كارى از او بر نمىآيد. سايتهايى كه از آن خارج نخواهد شد، مگر با اين احساس كه اوقات خود را تلف كرده ؛ بى آنكه از خود بپرسد، اساساً از چه و درباره چه چيزى بايد صحبت كند؟
دكتر جرالدنرو در اين باره چنين مىگويد: وضعيت حاكم بر جهان را نمىتوانيم از وضعيت شخصى و خصوصى افراد جدا فرض كنيم؛ يعنى احساس تباهى و فشار. اينها يك سرى عوامل خارجى هستند كه در نهايت اهميت و حساسيت در سطح بين المللى، منطقهاى و داخلى بر اين وضعيت تأثير گذارند؛ لذا فرد مىپندارد كه با فرار و پناه بردن به پنهان كارى در صحبت كردن و سخن گفتن از هر چيزى، مىتواند از دردها و فشارهاى روزانه بكاهد و اين كاهش فشارها و دردها در اتاقهاى چت و تالارهاى گفت و گويى اتفاق مىافتد كه در آن سوى ارتباط گروهى براى شنيدن! آمادهاند و اين واقعيتى است كه امروز هر كسى به كسى كه به گفتههايش گوش دهد، نياز دارد.
اتاقهاى چت
آنچه آن را تالارهاى آشنايى از طريق چت مىشناسند، دنيايى است كه نيازهاى بسيارى را فرا روى خود قرار مىدهد كه داراى شنونده هست. بنابراين فردى كه وارد اين اتاقها و تالارها مىشود، براى نخستين بار مخاطبى را مىيابد كه با او به گفت و گو مىپردازد و شنونده گفتههاى اوست و به همين دليل، دقيقترين و ريزترين اطلاعات مهم به نظر مىرسد. به طورى كه بيشترين اطلاعات، از رازها و ويژگىهاى شخصيتى كاربران وارد شده به اين اتاقها، جمع آورى مىگردد.
كتاب »چتهاى دو طرفه« نوشته »دان چتسكى«، روزنامه نگار و افسر اطلاعاتى اسرائيل، به طور كامل به اين مورد اشاره كرده و توضيح مىدهد كه تمركز بر روى گروه جوانان يك وظيفه مهم است، زيرا جوانان معمولا در سخن گفتن گارد بستهاى دارند و شناخت نسبت به جنس مخالف، اساسا همان چيزى است كه دفتر اطلاعات اينترنتى را به بسيج گروهى از افسران زن در شبكه وا داشته است. بيشترين دعوت از اين گروه زنان نيز در جهان سوم و عموماً خاور ميانه صورت مىگيرد.
در تاريخ ٢٧ مه (ارديبهشت) ٢٠٠٢ نشريه لوموند فرانسوى، پرونده يك جنگ اينترنتى را منتشر كرد كه از ٢٠ سال پيش تاكنون ادامه داشته و از زمان وقوع حوادث ١١ سپتامبر سال ٢٠٠١ توسعه يافته و از حالت يك جنگ اطلاعاتى به يك جنگ تخريبى ويرانگر تبديل شده كه هدف اساسى آن قبضه كردن بازار اينترنت از طريق مجموعهاى از پايگاههاى اينترنتى بوده كه پس از ١١ سپتامبر تشكيل شدهاند.! بيش از ٨٥ درصد اين پايگاهها، در واقع شاخهاى از دستگاههاى اطلاعاتى بسيارى كشورها بودند كه مهمترين آن ايالات متحده و اسرائيل و پس از آن بريتانيا، آلمان، فرانسه و ايتاليا است.
ماموريت اين پايگاههاى اينترنتى (كه در ظاهر به امور و موضوعات جوانان اهتمام دارد)، نه كشف جهان جديد و نه كوتاه كردن فاصله ميان كشورهاى شمال و جنوب، بلكه قرائتى ديگر از حقيقت جنگ جديد است كه بيش از ٩٠ درصد آن را جنگ با تروريسم مىنامند.
متاسفانه در رسانههاى غربى تروريسم به اين صورت تبليغ مىشود كه فقرا و كشورهاى ضعيف، چشم ديدن پيشرفت و توسعه غرب و نظام سرمايهدارى غربى را ندارند، از همين رو ديدگاه رسانههاى امريكايى و غربى در دهه هفتاد نسبت به كشورهاى جنوب، نگاهى جنگ طلبانه و تهاجمى بود كه تا به امروز هم ادامه داشته و در صورتى كه اين نگاه گسترش يابد، كشورها و مليتهاى ديگر را هم دربر مىگيرد.
بالاخره آنچه در سطح شبكه اطلاعات اتفاق مىافتد، شايد در بزرگترين جنگهاى مستقيم و رو در رو اتفاق نيفتاده باشد. در اين باره رونالد ماكرو نويسنده امريكايى در كتاب خود تحت عنوان »١٠ سال تلاش براى گروگانگيرى«، به نقش مستقيم اينترنت در بسيارى سايتهاى تفريحى كه نامهاى نظامى ترسناك در پشت آنها مخفى شده، پرداخته است.
ده ميليون كاربر در سال ٢٠٠٣
مجله »ل - تريبون« فرانسه فاش كرد كه »ادون وردان« افسر اطلاعاتى اسرائيل كه در ميان جاسوسان داخل و خارج اسرائيل معروف و شناخته شده است، همان »دانيال دو ميليو« و كسى است كه سايت جوانان آزاد Libre _ Jeunesse را به راه انداخت و تنها در آغازين سال كارش، يعنى ٢٠٠٣، ساليانه بيش از ١٠ ميليون بيننده و مراجعه كننده داشت.
اين سايت كه البته پس از آنكه هويتش فاش شد، به طور ناگهانى متوقف گرديد، از مهمترين سايتهاى آشنايى و نامهنگارى آزاد بود كه دهها ميليون جوان، از طريق آن غضب شان را نسبت به حكومت هايشان ابراز مىداشتند.
بالاخره بايد گفت كه از ميان افسران بسيارى از كشورهايى كه اعتقاد داشتند، در نهايت اهميت به وظيفه انسانى خود براى كشف اسرار و رازهاى نظامى عمل مىكنند، افسرانى بودند كه اسناد مهمى را از وضعيت امنيتى به كار برده شده توسط اطلاعات اسرائيل، در دو سال گذشته براى تحت پيگرد قرار دادن فرانسه، به دليل موضع سلبى آن در جنگ عليه عراق منتشر كردند.
اينترنت مهمترين كاربرد خود را در سطح نظامى داشته است، چرا كه صرف سؤال از وضع جارى فلان كشور، در يك گفت و گو عادى هم بى توجيه و عادى به نظر نمىرسد؛ علاوه بر اين گروهى از متخصصان، سؤالهايى تهيه كردهاند كه به صورت مستقيم مطرح مىشود و طرف مقابل را به اجبار، به پاسخ دادن به اين سؤالها وا مىدارد.
اسرائيل در دهه ٦٠ و ٧٠، ميليونها دلار به عنوان حقوق براى آموزش مزدوران يا جاسوسان، براى انجام مأموريتهاى مورد نظر در اختيار داشته و پرداخت كرده است.
دنياى جاسوسان، همواره با اين حالتها و وضعيتها و خطراتى كه سينماى امريكا، در ساختن اين خطرها موفقيت داشته، محصور بوده است!. جاسوس در تمام زبانها همان خائن و همان شخصى است كه به دليل يك سرى دلايل مادى و احيانا انتقام، سعى مىكند، موضع مخالف بگيرد. جاسوسها از موضع توطئه و سقوط اراده دست به اين كار مىزنند؛ اما كاربران نمىدانند نقشى كه بر عهده گرفتهاند، خيانت و فروش اسرار كشور است و نمىدانند كه قربانى يك گفت و گوى بىتوجيه هستند و هر كلمهاى كه بگويند، دهها متخصص روان كاو روى آن كار مىكنند.
به همين دليل، واقعاً از فاجعه اينترنت سخن گفتن دشوار است. چرا كه ميليونها جوان به ويژه جوانان زير بيست سال، در يك جهان پر فريب قرار گرفتهاند كه فرهنگ زندگى و فكرى آنها محدود و چيزى جز سخن گفتن در خصوص چيزهايى بى فايده با جنس مخالف، برايشان اهميت ندارد.
مايكل هيگل در مجله »بن« آلمان مىنويسد: به نظر مىرسد كه اظهارات افسران سابق اطلاعات مركزى امريكا، مثل »جان دالتون« و افسر بازنشسته اطلاعات انگليس »هنرى سرلوپ« و همچنين افسر اطلاعاتى اسرائيل »ميخائيل ماتان« واقعيت دارد كه خودشان از نقشى كه در به كارگيرى و جذب كاربران، براى گفت و گو به صورت روشهاى غير تحميلى و داوطلبانه از طريق اينترنت داشتهاند، ياد كردهاند.
عجيب است كه »هنرى سرلوب« مىنويسد: سايتهاى آشنايى اينترنت و دوستيابىهاى اينترنتى، همانهايى هستند كه ميليونها نفر از مردم جهان را جذب خود مىسازند.
جلب و جذب پزشكان و روزنامهنگاران، مثل جذب كردن كارگران و كارمندان عادى و نظامى، ركن اين دوست يابىها به شمار مىآيد. از اين سايتهاى دوست يابى در اروپا بيشتر از سايتهاى ديگر به وجود آمده و براى جذب جوانان جهان عرب و امريكاى لاتين فعاليت دارند.
اين واقعيت را در نهايت سادگى، در كتاب »كاربر بىپناه«، نوشته »ادوارد ريچاردسون«انگليسى در مىيابيم كه مىنويسد: »كاربر نمونه كاربرى است كه خودش را خفه كند، از خودش بدش بيايد، كسى كه هيچ هدف مشخصى ندارد و او را دائما در حال پريشانى مىبينى و مىتوانى او را به دنياى خودت راهبرى كنى و شخصيت او را هرگونه كه مىخواهى شكل دهى و از او يك مجسمه، يا كاربرى بىپناه بسازى، زيرا گناه او تنها اين است كه نمىداند، چه خدمات زيادى در ازاى آنكه با او دوست شويد، به شما ارائه مىكند«.