پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - نواخبارى گرى - فیاض ابراهیم
نواخبارى گرى
فیاض ابراهیم
١. جريانهاى فكرى در طول تاريخ، همواره با تغييراتى تكرار مىشوند. تاريخ تفكر و انديشه، براى آينده انديشه و تفكر، سخت ضرورى است. تكرار انديشهها، نظامهاى معنايى يك جامعه را شكل مىدهند و نظامهاى معنايى، به نظامهاى كنشى شكل و انسجام مىبخشند. پس از طريق تاريخ انديشه و تفكر مىتوان به نظامهاى كنشى در آينده رسيد.
٢. تاريخ ايران جديد كه از زمان صفويه شروع مىشود، تاريخ تفكر خاص خود را دارد. و طى اين چند قرن داراى توليد و بازتوليد است. آگاهى با نام ديگرى و شكل مختلفى از شكل اوليه آن به ظهور مىرسد؛ مانند اخبارى گرى كه از صفويه تاكنون در تفكرهاى متفاوت ايمان شيعى خود را بازتوليد كرده است و حوزههاى تفكرى و روششناسى دينى و فرهنگى ما را متأثر كرده است، پس مطالعه دقيق اخبارىگرى مىتواند، ساختار كنشى ايرانى را روشن كند.
٣. عصر صفويه يا عصر رنسانس در اروپا همزمان و همراه است؛ به گونهاى كه مىتوان نوعى مطالعه تطبيقى را بين ايران و غرب، از دوران صفويه آغاز كرد تعاملات اين دو حوزه فكرى را با دقت مطالعه كرد و وضعيت كنشى غرب نسبت به ايران و ايران نسبت به غرب را روشن ساخت. مكتب اخبارىگرى نيز از اين همزمانى و همگامى متأثر بوده است.
٤. رنسانس در غرب كه باز توليد مسيحيت در عصر جديد و جهانگردى و جهانپيمايى غربى است، توسط برخى كشيشهاى جوان در ايتاليا و فرانسه صورت پذيرفت. مهمترين فرايند اين رنسانس كه از درون مسيحيت بيرون آمد، حسى كردن معرفتى مسيحيت و احساسى كردن اخلاقى آن بود كه در تصويرسازى از جسم حضرت مسيح و حضرت مريم يا جسمهاى مقدس بود آثار رافائل، ميكل آنژ و لئوناردو داوينچى). مسئله ديگر عرفان شخصى و احساسات مربوط به آن كه در نهايت به پروتستانيزم تجلى يافت.
٥. اخبارىگرى نيز در دوران صفويه، براساس حسگرايى معرفتى و احساسگرايى اخلاقى استوار بود. جلوگيرى از تأويل و تفسير قرآن و تقيد بر احاديث به علت دوستى شديد به امامان شيعه(ع)، دورى از عقلگرايى شناخت و حاكم شدن حسگرايى در شناخت دينى بود و سپس خشونتى بس عميق را بر فضاى آن روز حاكم گرداند.
٦. چون اخبارىگرى براساس احساسگرايى حاكم شد، در اخلاق بنيان مىشود، به همين دليل در برخوردهاى اجتماعى بسيار خشن عمل مىكند (چون هركس كه با ما نيست، عليه ماست)؛ خشونتى كه اخبارىها به وجود آوردند بسيار عظيم بود؛ به گونهاى كه برخى فقها را شبانه دفن مىكردند و قبر بسيارى از آنها هنوز مفقود است؛ مانند قبر فقيه بزرگ ميرلوحى. آنها علامه مجلسى را هم ساكت مىكنند؛ حال آنكه او بنيانگذار دائرةالمعارف حديث شيعه است.
٧. همانگونه كه پروتستانيزم، مسيحيت يهودى شده است و از راهبرد تفسير يهودى از خود، دچار حسگرايى معرفتى و احساسگرايى اخلاقى مىشوند، اخبارىگرى نيز تفسير مسيحيت يهودى شده از اسلام است (يا تفسير پروتستانيزمى از تشيع)، پس مىتوان گفت كه سير حسگرايى كه از رنسانس آغاز شده بود، با اخبارىگرايى در ايران نيز محقق شد. (حضرت آية الله بروجردى) و سيطره تمدن غرب نيز از اينجا آغاز مىشود.
٨. بزرگترين كاركرد پروتستانيزم، زمينهسازى براى به وجود آمدن سرمايهدارى يهودى ملك ورباخوار در جامعه مسيحى غرب بود و بزرگترين كاركرد اخبارىگرى در ايران فراهم آوردن زمينه براى نفوذ سرمايهدارى يهودى غربى به شرق (هند و چين) بود كه نخست از جنگ ساختگى عثمانى و صفوى آغاز شد و سپس امپراطورى صفويه را در هم شكست.
٩. اخبارىگرى با حسگرايى و احساسگرايى، عقلگرايى را كه لازمه تعادل يك جامعه است، در هم شكست و جامعه عصر صفويه را دچار تفريط و افراط كرد. افراطهاى اولى، تفريطهاى ثانوى را پيش آورد كه اين دو، صفويه را در درون دچار گسلهاى بىشمار كرد؛ به گونهاى كه با حركت يك جوان نوزده ساله افغانى، حكومت صفويه سرنگون شد. با سرنگون شدن صفويه و تضعيف حكومت عثمانى، راه نفوذ سرمايهدارى غربى به شرق هموار شد.
١٠. فرهنگ حسگرايى و احساس گرايى موجب شد كه همه ارزشهاى دينى، اخلاقى، زيباشناختى، معنوى و.... به كالا و مصرف تبديل شود. امروزه نواخبارىگرى نيز از همين راه آغاز كرده است؛ دين كالايى و دين مصرفى. اين مكتب جديد كه دنباله مكتب قديم خود است، اساس كار خود را بر تحريك احساسات دينى، بدون تعقل گذاشته است،تا بتواند نوعى تقاضاى كاذب دينى را براى مصرف كالاهاى دينى به وجود آورد.
١١.سبكهاى گفتمانى تبليغى دين كه بر سبك مذكور بنيان مىگردد، براى دورى از تفكر، تعقل و تعمق تلاش مىكند و با نوعى دين زرق و برقى، در پى پس زدن دين فقهى است. علت آن نيز اين است كه دين فقهى، دين محافظت است و اخبارىگرى دين باز مىخواهد تا بتواند چيزى را باواسطه حسگرايى و احساس گرايى در آن وارد كند(مثل خواب ديدن و شهودهاى فردى).
١٢. روشنفكران غرب محور نيز بر اين دين تاكيد مىكنند، چون مىتوان اين دين را دستكارى كرد؛ به گونهاى كه بتوان راه را براى سرمايهدارى جهانى هموار كرد و.... دينشناسى نظريه آنگلوساكسونى جهانى شدن نيز، طالب نواخبارىگرى در دين تشيع است تا بتواند خاورميانه بزرگ را براى منطقهبندى جهانى، به وجود آورد.