پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - عرفان سكولار - مظاهری سیف حمید رضا

عرفان سكولار
مظاهری سیف حمید رضا

قسمت دوم

توهم گرايى
پوچ گرايى روش شناختى كه در سلوك عرفانى سكولار به كار مى‌آيد موجب توهم گرايى مى‌شود. آرامشى كه با تكرار مانترا حاصل مى‌شود در اثر نوعى خستگى ذهنى و از كار افتادن فعاليت آن است يعنى آنچه به عنوان ركن چهارم مديتيشن از آن ياد شد و عبارت است از نظاره محض يا نگرش بى تفاوت. به باور پاولوف با تكرار هر واژه‌اى پس از مدتى يك نقطه در مغز دچار خستگى مى‌شود و پس از آن مهار شده و با بسط اين مهار در سطح مغز، نوعى خلسه و رخوت يا آرامش به وجود مى‌آيد كه حالتى از ريلكس شدن است(١).
وقتى در اثر تكرار مانترا تا اندازه‌اى مغز از كار مى‌افتد، دستگاه عصبى با كاهش فعاليت مواجه شده و ماهيچه‌ها سست مى‌شود و فشار عضلانى به كاستى مى‌گرايد. در اين شرايط مى‌توان به نظاره محض يا نگرش بى تفاوت رسيد براى درك نظاره محض لازم است توصيف ماهاريشى درباره ذهن را بدانيم.
ماهاريشى ذهن را چون اقيانوسى مى‌داند كه امواجى در سطح و آرامشى در اعماق دارد. فعاليت‌هاى خودآگاه ( افكار، عواطف و ادراكات) مشابه امواج سطح اقيانوس‌اند كه روان ما را متلاطم مى‌كند اما ژرفاى ذهن را آرامشى عميق فرا گرفته است. افكار ما از عمق ذهن بر مى‌آيند و وقتى به سطح آن مى‌رسند متلاطم و خروشان‌اند. در روند مديتيشن شخص از تلاطم سطح كه در حالت عادى با آن درگير است به ژرفاى آرام ذهن مى‌رود و افكار خود را از آغاز پيدايش مشاهده مى‌كند و از گرفتارى در ناآرامى سطح خودآگاه ذهن رها مى‌شود.(٢)
لوئيس پروتو با مثالى ديدگاه ماهاريشى را به خوبى آفتابى كرده است. او مى‌نويسد " حالت خودتان را در شرايطى مجسم كنيد كه بدون كمترين علاقه و اشتياقى به يك برنامه تلويزيونى مى‌نگريد، تنها بدين خاطر كه كار ديگرى براى انجام دادن يا مشغول شدن نداريد و توجه داريد كه تصاوير ساختگى و غير واقعى است، نقطه متضاد اين حالت درگير شدن است. براى مثال وضعى را تجسم كنيد كه شما با هنر پيشه فيلمى كه در حال مشاهده آن هستيد هماهنگى و همدلى داريد. در اين شرايط كليه اتفاقاتى كه براى او به وقوع مى‌پيوندد، تصور مى‌كنيد كه خودتان هم در اين ماجراها شريك هستيد هر گاه كه با جريان رشته‌اى از افكار و خيالات متعدد درگير مى‌شويم مانند اين است كه كاست محتوى يك فيلم داستانى را در ويدئو قرار داده ايم. تنها تفاوتى كه در اين جا وجود دارد، اين است كه در مورد اول نمايش فيلم يا درگيرى به جاى ويدئو در داخل سرما و در افكار ما عرضه مى‌شود.(٣)
بنابراين نظاره محض به اين معناست كه ذهن شما ظرف مجموعه‌اى از تخيلات و توهمات پوچ است و با پى بردن به اين موضوع مى‌توانيد بى تفاوت به آنها بنگريد و از تلاطم سطح به آرامش عمق ذهن برسيد و ريلكس شدن را تجربه كنيد. در حالت ريلكس كه آگاهى متعالى پديدار مى‌شود ذهن فقط به اندازه‌اى كه به خواب نرود بايد فعال بماند.(٤)
البته مسلم است كه اگر ما اساسا ذهن و تفكر را مزاحم آرامش بدانيم و بپنداريم كه با توقف انديشه مى‌توان به آرامش رسيد چاره‌اى جز اين نداريم كه اين بخش از استعداد آگاهى انسان را ظرف اوهام تلقى كنيم.
اما نماز براستى فرصت تعالى آگاهى انسان از انديشه تا شهود است. هم از اين رو نبايد در حالت خستگى و خواب آلودگى‌به سوى نماز رفت زيرا در اين صورت نمى‌توان به معانى آن انديشيد و اسرار آن را مشاهده كرد.(٥)
امام صادق(ع) فرموده اند: »هرگاه رو به قبله ايستادى دنيا و هرچه را در آن است و مردم و احوال و اوضاع آن‌ها را يكسره فراموش كن و دلت را از هر آنچه تو را از خدا باز مى‌دارد، خالى كن و با چشم دل عظمت خداى را ببين و آن روزى را به ياد آر كه هر كس كرده خود را مى‌يابد و همگان به سوى خداوند كه صاحب اختيار آنهاست برگردانده مى‌شوند و درآن روز تو با پاى‌ترس و اميد در پيش گاه او مى‌ايستى. هنگام تكبير گفتن هر آنچه را ميان آسمان‌ها و زمين است در برابر كبريايى او ناچيز شمار،«(٦)
پس در نماز با انديشه در حقيقتى برتر، آگاهى انسان در بعد انديشه و تفكر اوج مى‌گيرد تا جايى كه آن حقيقت نامتناهى را كه منبع آرامش و اطمينان نفس است مشاهده مى‌كند و در برابر او به تواضع مى‌ايستد و ركوع و سجود مى‌گذارد. و ساير حقايق و خلايق را بندگان و آفريدگان او مى‌بيند كه همه به سوى او باز مى‌گردند پس در همه هستى حضور خداى مهربان و قدرت بيكران او را مى‌يابد و غرق در آرامش و آگاهى حقيقى مى‌گردد.
اما در مديتيشن تداوم تصورات و افكار مانع پيشرفت كار نيست بلكه نشانه مديتيشن موفق است و ماهاريشى آن را اصل كامل شدن راه ناميده(٧) فقط بايد آنها را اوهام و تخيلات پوچ دانست نه حقيقتى برتر از انسان است كه به آن بينديشى و نه عظمتى كه در برابر آن متواضع شوى و سبكبار به سوى او پرگشايى. اين توهم گرايى نتيجه منطقى پوچ گرايى روش شناختى مديتيشن است و خود آثارى را در پى دارد كه در ادامه به بررسى آن مى‌پردازيم.

موهم انگارى
نتيجه منطقى توهم گرايى براى رسيدن به آرامش كه به عنوان نظاره محض يا نگرش بى تفاوت مطرح شد اين است كه در واقعيت عالم شك پديد آيد و اوهام به انسان هجوم آورد.
يكى از مبانى بوديسم و هندويسم ( بويژه در انديشه‌هاى شانكارا) كه در عرفان سكولار به عنوان مبنا مطرح نمى‌شود ولى‌به صورت يك شاخص از آن گريزى نيست. نظريه مايا (maya) است. بر اساس اين نظريه پرده‌اى از اوهام بر چشم و انديشه انسان افكنده شده و انسان پديده‌هاى جهان را در اين پرده جادو مى‌بيند. جهان پديده‌ها چون يك چشم بندى‌ساحرانه، تنها فريبى است. همان گونه كه به يارى چشمبندى و جادو، چيزى كه واقعيت ندارد، واقعى نشان داده مى‌شود، در جهان نمودها نيز آنچه دريافت مى‌شود واقعيت ندارد. اين نمودها و پديده‌ها آفريده ادراك ماست و در كانون اين درك نادرست، پندار وهمى و غير واقعى جاى دارد(٨).
شانكارا معتقد است كه " نمايش و تظاهر عالم ماياست كه يك ماهيت حقيقى نيست، بلكه تنها يك جهل موجب اين تظاهر مى‌شود.(٩)
مطالعه فيزيولوژى مديتيشن به خوبى زمينه‌هاى اين مشكل روانى را مشخص مى‌كند. دو ركن مديتيشن يكى مكان آرام و ديگرى وضعيت راحت نوعى محروميت حسى را به وجود مى‌آورد. براى مديتيشن بايد لباس راحت پوشيد و در جايى راحت دراز كشيد يا نشست مثلا روى مبل راحتى(١٠) سپس تمام عضلات را به صورت شل و رها در آورد(١١) و چشم‌ها را بست. مدت لازم براى اين عمل تا رسيدن به ريلكس حدود سى دقيقه است(١٢) پس از اين مدت محروميت حسى ماده‌اى توهم زا در بدن توليد مى‌شود به نام سروتنين ( serotonin ).
آزمايشهاى (هب) در دانشگاه مك گيل نشان مى‌دهد كه افراد در اين وضعيت دوره‌هاى خالى را تجربه كردند كه طى آن نمى‌توانستند به هيچ وجه درباره چيزى فكر كنند... هيجان‌هايشان غالبا رميده بودند... در حدود ٨٠ درصد از آزمودنى‌هاى (هب) نوعى توهم را گزارش دادند. غالبا نخستين توهم روشن شدن يا درخشنده شدن ميدان بينايى آنان بود... به دلايلى كه هيچ كس كاملا نمى‌داند، محتواى اين توهم‌ها مافوق كنترل آزمودنى‌ها به نظر مى‌رسد(١٣)
با توجه به اينكه استفاده از مانترا نيز موجب خستگى ذهنى مى‌شود، ملاحظه مى‌كنيد كه اين عمل نيز حصول آثار محروميت حسى را تسريع مى‌كند. بنابراين جاى تعجب نيست كه چگونه بوداييان و هندويان كه مديتيشن‌هاى طولانى‌همراه با ترك غذا و زندگى عادى دارند و رياضت مى‌كشند همه جهان را رويا مى‌دانند و كمال انسان را در تجربه خلا و تهى مى‌پندارند. به همين علت در بوديسم تاكيد مى‌شود كه حتى آتمن هم وجود ندارد و توهمى بيش نيست.(١٤)
موهوم انگارى يا پوچ گرايى فلسفى يك شاخص عرفان سكولار است و هر چند كمى ديرياب مى‌باشد و ممكن است به آن تصريح نشود ولى كسانى كه در تمرينات مديتيشن استمرار دارند به اين شاخص نزديك شده و در دنيايى موهوم با آرزوها و لذتهاى پندارين بسر مى‌برند.
در نماز هرچند كه يافتن مكانى آرام و پاكيزه اهميت دارد ولى چون هوشيارى انديشه و از آن مهم تر تحرك وجود دارد هيچ گاه محروميت حسى پديد نمى آيد. در نماز انسان بارها دست خود را حركت مى‌دهد و به ركوع و سجود و قيام و قعود تغيير حالت پيدا مى‌كند و افزون بر اين‌ها مدت هر نماز كمتر از مقدارى است كه حتى در حالت سكون براى كسانى كه ناگزير خوابيده يا نشسته نماز مى‌خوانند، محروميت حسى به دنبال داشته باشد و مورد ديگر اينكه اذكار نماز متنوع است و هر حالت ذكر ويژه اى دارد و بيش از آنها نيز انسان مى‌تواند در قنوت و ركوع يا سجود اذكار مستحبى را به انتخاب خود بگويد و اين همه فعاليت ذهنى را در مسير تعالى آگاهى و ارتباط معنوى با خداوند به كار مى‌گيرد.
براى مديتيشن دو بار در روز يعنى صبح وعصر توصيه مى‌شود ولى نماز سه بار و در مدت زمان‌هاى كمترى انجام مى‌شود و مى‌توان آن را تا پنج مرحله در روز نيز به جاى آورد. همه اين تفاوت‌ها نشان مى‌دهد كه هدف از نماز شكوفايى معنوى انسان در شناخت حقيقتى برتر است كه در همه جهان واقعى آثار او آشكار مى‌باشد. ولى مديتيشن فراغتى از فشارهاى روانى و آرامشى موهوم انگار را كه در بستر همين زندگى موهوم مادى معنى مى‌دهد را دنبال مى‌كند.

آمادگى براى سلطه پذيرى
در زندگى مدرن انسان تمام توان و تمايلات جسمى و روانى خود را براى تمتع هر چه بيشتر از دنياى پر تزاحم و محدود مادى هزينه مى‌كند، براى انسانى كه استعداد نامحدود براى شناخت خداوند و ارتباط با او دارد، چنين شرايطى فشار شديد روانى و جسمى پديد مى‌آورد زيرا چيزهاى بسيارى را مى‌خواهد و با تلاش فراوان به آن نمى‌رسد و يا اگر مى‌رسد باز هم بيشتر مى‌خواهد. كار كه مى‌توان آن را به صورت راهى براى برآوردن نيازهاى طبيعى و روانى و انسانى و شكوفايى و خلاقيت مورد توجه باشد، امروزه به طور نفس گيرى تا حد يك ضرورت زهراگين اقتصادى تنزل كرده است. حتى تحصيل علم ماهيت خود را از دست داده است. تفريح واوقات فراغت كه براى افراد متعادل مى‌تواند لذت و آرامشى گوارا به همراه داشته باشد امروزه براى كسب لذت‌هاى بيشتر و هيجان به صورت استرس زايى تداوم وضع ناگوار زندگى كارى شده است.(١٥)
اين پديده به خاطر استرس دائمى است كه در زندگى جديد جريان دارد. دكتر والتر ب. كانن آثار و عوارض وضعيت استرس را مطالعه كرد و پژوهش‌هاى خود را در قالب نظريه عكس العمل جنگ و گريز ارائه نمود(١٦). بسيارى از موارد بيمارى‌هاى قلبى و عروقى و گوارشى و تنفسى در شرايط استرس زا پديد آمده و تشديد مى‌شوند. ٤٠ تا ٥٠ درصد مراجعان به پزشك مشكل روانى دارند.(١٧) افسردگى‌ها و اضطراب‌ها كه شمار زيادى از مردم جهان را گرفتار نموده نيز از پيامدهاى‌روانى وضعيت زندگى امروزى است.
اين وضعيت دو پيامد خطرناك براى تمدن جديد منافع و نيروهاى سلطه در اين تمدن دارد. يكى به وجود آمدن مردمى‌بيمار و پريشان و سركش كه در قيد و بند انضباط سياسى نيستند(١٨) و ديگر شكل ديگرى انديشه‌اى مخالف كه نظام ديگرى را پيشنهاد مى‌كند و براى دگرگونى نظام موجود مى‌كوشد.(١٩)
بنابراين بايد براى مشكلات اين زندگى چاره‌اى انديشيد. مراكز علمى كه در خدمت نظام ليبرال سرمايه دارى هستند براى حل اين مشكل پژوهش‌هايى انجام دادند كه حاصل آن چند چيز بود: يكى طرح شيطانى عصر آكواريوس كه(٢٠) به منظور ايجاد گروه‌هاى ابتذال به ويژه بين جوانان تا در رقصهاى تند، سكس، روابط جنسى عجيب و غريب و استفاده از مواد مخدر تخليه نيرو شوند، و البته اين روش مطلوب همه نيست. و ديگرى روش‌هاى ملايمتر براى تخليه استرس‌ها و بازسازى‌توان جسمى و روانى. در مورد دوم مطالعات شرق شناسى كانون‌هاى استعمارى به كار آمد و بوديسم وهندويسم به عنوان روش‌هاى معنوى خنثى مورد توجه قرار گرفت. معنويتى كه آرامش، سازگارى با شرايط موجود و بى تفاوتى اخلاقى و سياسى را در بر دارد و تنها به آرامش و نجات انسان از رنج زندگى مى‌انديشد. جيمز هويت مى‌نويسد " بايد با اين زندگى به تطابق و همنوايى برسيم يا لااقل به آن نزديك گرديم... ايجاد تغيير در خودمان خيلى راحت تر و عملى تر از آن است كه براى‌تغييرات و تحولات اساسى و بنيانى در محيط كوشش كنيم(٢١) " هواداران مديتيشن در اهميت و ضرورت روش پيشنهادى‌شان چنين داد سخن داده اند: " رشد سريع پيشرفت نيازمند آن است كه مردم هم با سرعت از استرس‌هاى درونى‌خود رها گشته تا مشكل چند تكه شدن فزاينده اجتماع كه به صورت بحرانى خارجى ظهور كرده است، حل شود. مردم بايد انعطاف پذير شوند. مردم بدون آنكه به استرس زيادى گرفتار شوند، بايد شيوه رويارويى با انواع مختلف نيازهاى‌عاطفى و جسمى ميان افراد را كه به سرعت در حال تغيير است، بياموزند. مردم بايد با يافتن طريق رضامندى پايدار ميان خود و نه صرفا با نگريستن به نقش هاى اجتماعى خشن براى كام بخشى، خودكفا شوند. در مردم بايد توان كامل يكنواخت كردن اختلافات به منظور تقويت غناى زندگى در ميان اين تغيير شتابان به وجود آيد. " (٢٢)
مديتيشن با نشستن راحت يا خوابيدن و به تصورات فشار آور ذهن بى تفاوت نگريستن وتسليم آنها شدن و پذيرش محض آنها، تسليم و پذيرش در برابر فشارهاى تمدن سرمايه دارى را براى مردم درونى مى‌سازد محروميت حسى حاصل از مديتيشن ويژگى‌هاى روانشناختى سلطه پذيرى را در افراد به وجود مى‌آورد. از مهمترين آثار محروميت حسى (اختلالات ادراكى ) و (تلقين پذيرى) است(٢٣) اين وضعيت روانشناختى وقتى با فشار تبليغاتى رسانه‌هاى سرمايه دارى همراه مى‌شود، ساختار سلطه گرانه و سلطه پذيرانه حيات طبيعى را تثبيت و تحكيم مى‌كند. حاصل سلطه پذيرى روانشناختى و سلطه گرى‌تبليغاتى به صورت نسبى گرايى اخلاقى، مصرف گرايى اقتصادى و غوغا سالارى سياسى (مبوكراسى) جلوه گر مى‌شود.
مهمترين كاركرد مديتيشن نه آرامش بخشى به افراد جوامع پر استرس امروز بلكه تحمل پذير كردن استيلا و استثمار سلطه گران سرمايه دار جهانى است. اما نماز قيام و حركت است قيام نماز به معناى آمادگى براى قيام لله و حركت براى حق است در نظر عارفان مسلمان قيام نماز نمادى از قيام عبد به حق و توحيد عملى است(٢٤). هنگام نشستن مستحب است كه پاى‌چپ در زير بدن قرار گرفته و پاى راست روى آن باشد. به اين معنا كه من حق را برپا داشته و باطل را از ميان مى‌برم(٢٥). بنابراين نماز نه آمادگى براى سلطه پذيرى، بلكه آمادگى براى جهاد و سلطه ستيزى است.
اين همه سر وصدا و تبليغات با وصفهاى جذاب هوشيارى خلاق، آرامش، آگاهى متعالى و غيره به ساده ترين بيان پذيرش تسليم دربرابر نيروى سلطه گر در تمدن سرمايه دارى است.

زنگ تفريحى براى بردگان سرمايه دارى
مديتيشن آثار مثبتى هم در جسم و روان انسان دارد. هربرت بنسن كه به تحقيق روى اين آثار پرداخته مجموعه آن‌ها را زير عنوان عكس العمل ريلكسيشن معرفى كرده است. پيامدهاى مطلوب مديتيشن عبارت است از كاهش ضربان قلب و فشار خون شريانى، كاهش تعداد حركات تنفسى و سوخت و ساز سلولى و لاكتات ( ضايعات سوخت و ساز سلولى ) در خون، كاهش فعاليت سيستم عصبى سمپاتيك و افزايش فعاليت پاراسمپاتيك و افزايش امواج آلفا از مغز و كاهش تنش عضلانى.(٢٦)
اگر چه كاركردهاى سياسى مديتيشن كه در مورد قبل بررسى شد، در شمار كاركردهاى مخفى اين عمل است، كه هيچ گاه به آن تصريح نمى‌شود، اما بخش مثبت از كاركردهاى آن مورد تاكيد فراوان قرار مى‌گيريد. و معمولا كتاب‌هايى كه در اين باره نوشته مى‌شود به اهميت مديتيشن در بازيابى توان جسمى و روانى براى انجام بهينه كارها و وظايف شغلى تاكيد مى‌ورزند.
نمى‌خواهم بگويم تلاش براى سلامتى يا بهبود انجام وظايف شغلى بد است. اما اين وضع را در كنار سلطه سياسى و اقتصادى كسانى در نظر بگيريد كه مى‌كوشند با كنترل فرهنگى معنويت و معرفت مردم را مهار كنند و توانايى آنها را در خدمت به تحكيم شالوده نظام سرمايه دارى و تامين منافع بى پايان سرمايه داران بهبود بخشيده و به كار گيرند.
يكى از ابعاد سكولار بودن اين روش معنوى همين است كه مهمترين فايده‌اى كه براى آن معرفى مى‌شود كاميابى در زندگى مادى و موفقيت‌هاى اقتصادى و شغلى است(٢٧). يكى از كسانى كه در اين زمينه آثار بسيارى نگاشته و تلاش‌هاى زيادى مى‌كند خانمى تبعه آمريكاست به نام »شاكتى گواين« كه حتى نام خود را از هندويسم اقتباس كرده است(٢٨). او كه تحت تاثير سفرش به هند و فراگيرى هندويسم است(٢٩). بر مبانى انسان گرايانه معنويت هندويسم تاكيد كرده و مى‌نويسد: براى‌خوشبخت و موفق زندگى كردن و استفاده از تجسم خلاق هر چند بايد مفاهيم معينى را امكان پذير بدانيد اما لازم نيست كه به يكى از آرمان‌هاى ماوراى طبيعى يا به قدرتى برون از خود ايمان و اعتقاد داشته باشيد." (٣٠)
او معتقد است كه كافى است ما در خيالمان آنچه مى‌خواهيم تجسم كنيم و به آن باور داشته باشيم، پس از آن نيروهاى‌درونى ما را به سوى آن هدايت كرده و در دستيابى به آن مدد مى‌رساند.
او براى روند عملى طرح خود چهار مرحله را مى‌شمارد: (١) هدف خود را تعيين كنيد. (٢) آرمان يا تصويرى روشن بيافرينيد. (٣) اغلب اوقات بر آن تمركز كنيد. (٤) به آن انرژى مثبت بدهيد.(٣١) براى انجام اين مراحل بايد در وضعيت آلفا يا حالت مديتيشن قرار بگيريد.
او مى‌گويد بايد به شهود درونى توجه كرد و آن را به عنوان هدايت گر پذيرفت چون او شما را به سوى بهترين وضعيت هدايت مى‌كند(٣٢). گواين هيچ گاه معيارى را مشخص نمى‌كند كه صداى درون چيست و چه مى‌گويد و چرا درست مى‌گويد و از كجا مى‌آموزد ؟ ادعاهاى او نه تنها اثبات پذير نيست بلكه ابطال پذير هم نيست. زيرا اگر شما به نداى درونتان گوش دهيد و نتيجه خوشايندى نگيريد، حتما اشتباه شنيده‌ايد و آن نداى درونى شما نبوده يا القاى ديگران بوده يا خواسته‌هاى نادرستى‌كه بر اساس تكيه بر بيرون وجودتان در شما برانگيخته شده است. او تصريح مى‌كند راه مهارت يافتن در شهود درونى‌يا شنيدن صداى درون راه سعى و خطاست(٣٣). فقط با اين معيار كه در نهايت اگر احساس رضايت كرديد درست شنيده‌ايد و در غير اين صورت اشتباه كرده ايد.
مهم ترين فايده نظريات »شاكتى گواين« اين است كه به اسم گوش دادن به صداى درون ما را مطيع فريادهاى تبليغاتى زندگى‌امروزين مى‌كند، فريادهايى تكرارى كه انعكاس آن ناخواسته در درون ما طنين مى‌افكند.
اگر كمى با روانشناسى تبليغات آشنا شويم و توجه كنيم كه در نظام سرمايه دارى نه تنها اقتصاد، بلكه سياست و فرهنگ نيز با تبليغات و دستكارى تمايلات، ذوقيات و انديشه مردم مديريت مى‌شود.(٣٤) آنگاه به خوبى معلوم مى‌گردد در زمانى كه سختگيرى‌هاى علمى براى اثبات يك نظريه بسيار پيچيده شده است، چگونه نظريات كسى مثل »شاكتى گواين« در كتابها و موسسات بسيارى با حمايت مراكز علمى وابسته در جهان تبليغ مى‌شود. معمولا نويسندگانى نظير »شاكتى گواين«، آنتونى رابينز، وين داير، ناپلئون هيل، كنت بلانكارد و ديگران كه از پوشش تبليغاتى خوبى برخوردارند، آرامش و شكوفايى و رضايتمندى و كمال فردى را در توفيقات مادى و دانستن راه ثروتمند شدن مى‌دانند و سعى مى‌كنند آن را به همه مردم جهان بياموزند. با اين همه معلوم نيست چرا روز به روز تراژدى فقر و گرسنگى در جهان دردناكتر مى‌شود. حتى در آمريكا كه محل زايش اين تئورى‌هاست تعداد افراد بى خانمان رو به افزايش است!
البته حرف‌هاى آنها براى ما كه در تمدن سرمايه دارى زندگى مى‌كنيم بسيار خوشايند است زيرا راه هماهنگ شدن با ارزشهاى همين تمدن را به ما مى‌آموزند و سلطه پذيرى سياسى و اقتصادى را براى ما توجيه مى‌كنند تا ستم‌ها و سلطه را زيبا ببينيم و راحت و بى درد بپذيريم. ياد مى‌دهند كه مديتيشن كنيد و آنچه دوست داريد به آن برسيد به تصور آوريد و بعد براى‌رسيدن به آن تلاش كنيد همواره نيمه پر ليوان را ببينيد و به فكر پر كرد نيمه خالى آن نباشيد. چون نمى توانيد جهان را تغيير دهيد پس بايد هماهنگ شويد به كسانى توجه كنيد كه ثروتمند شده اند. پس مديتيشن كنيد، ريلكس باشيد و در تخيلات خود غوطه ور شويد و بكوشيد و از كوششتان لذت ببريد تا بميريد. البته اين آخرى را نمى‌گويند چون اين مطلب رويارويى با حقيقت و كليد معنويت راستين است و با خيالات خوشايندى كه رضايت و آرامش و كمال فردى موهوم را براى ما مى‌سازد تعارض دارد.
معنويت و عرفان اسلامى با شريعتى روشن انسان را از سرگردانى در امكانات نامحدود انتخاب و ناخود آگاه تسليم خواسته ديگران شدن به سامانى روشن مى‌رساند و آرامشى مى‌دهد كه خود زمينه رسيدن انسان به كمال حقيقى و شكوفايى معرفت فطرى است.
عرفان سكولار - يعنى عرفان بدون خدا و معاد- عرفان بدون شريعت و آيين خواهد بود و آنگاه كه خدا برود بايد به انتظار شيطان و غلبه طاغوت نشست. آرامش، تلاش و كوشش، رضايتمندى و نعمت و برخوردارى خوب است و بخشى از تعاليم معنوى اسلام را تشكيل مى‌دهد اما نه به قيمت از دست رفتن عزت انسانى و نه به بهاى پذيرش ستم و سلطه دنيامداران، بلكه اگر انسان به عظمت وجودى خود در ربط با پروردگار توجه كند و زندگى حقيقى در سراى ديگر را كه پايان نخواهد داشت، فراموش نكند عرفان و معنويت او حسينى (ع) مى‌شود(٣٥) و عزت و ذلت را به درستى تشخيص مى‌دهد و از چشمه جوشان عرفان و معنويت حقيقى و ابدى بهره مند مى‌گردد.

پى‌نوشت‌ها:
١ - ريلكسيشن و مديتيشن ص ١٨٥.
٢ - تى ام - دانش هوشيارى خلاق ص ٥١ - ٥٣.
٣ - طريقت آلفا رسيدن به آرامش در پنج گام ص ٦٣.
٤ - تى ام - دانش هوشيارى خلاق ص ٥٦.
٥ - ميزان الحكمة باب صلاة حديث ١٠٦٧٤.
٦ - همان حديث ١٠٦٧٠.
٧ - تى ام - دانش هوشيارى خلاق ص ٦٦.
٨ - جلال الدين آشتيانى، عرفان بوديسم و جينيسم بخش پنجم چاپ اول ١٣٧٧ شركت سهامى انتشار ص ٣١٣ .
٩ - عرفان و دانتا بخش چهارم ص ١٧٢.
١٠ - طريقت آلفا رسيدن به آرامش در پنج گام ص ١١٣.
١١ - ريلكسيشن و مديتيشن ص ٨٥ و ٨٦.
١٢ - طريقت آلقا رسيدن به آرامش در پنج گام ص ١٠٩.
١٣ - ترجمه و تاليف مهدى محى الدين بناب، روانشناسى احساس و ادراك، چاپ سوم ١٣٨١ انتشارات دانا ص ١٢٤.
١٤ - عرفان بوديسم و جينيسم بخش پنجم، ص ٢١٨.
١٥ - تى ام دانش هوشيارى خلاق ص ٣٣.
١٦ - ريلكسيشن و مديتيشن ص ٤٢.
١٧ - ويكتور فرانكل، خدا در ناخودآگاه، ترجمه ابراهيم يزدى، چاپ اول ١٣٧٥ موسسه خدمات فرهنگى رسا ص ٣٣٣.
١٨ - هم از اين رو در آمريكا ٣ درصد بودجه ملى براى مساله فشار روانى هزينه مى‌شود. نك: استورا، تنيدگى يا استرس، ترجمه پريرخ دادستان چاپ اول ١٣٧٧ انتشارات رشد ص ٦٩.
١٩ - علت حساسيت و مبارزه ابرقدرتهاى اسلامى با انقلاب اسلامى همين است.
٢٠ - جان كولمن، كميته ٣٠٠ كانون توطئه‌هاى جهانى، ترجمه يحيى شمس چاپ چهارم ١٣٧٧ نشر علم ص ٩٦ - ١١٣.
٢١ - ريلكسيشن و مديتيشن ص ٦٠.
٢٢ - تى ام دانش هوشيارى خلاق ص ٣٤.
٢٣ - مهدى محى الدين بناب، روانشناسى احساس و ادراك ص ١٢٨ و ١٢٩.
٢٤ - امام خمينى، آداب نماز چاپ چهارم ١٣٧٣ موسسه تنظيم و نشر آثار ص ١٤٦.
٢٥ - ميزان الحكمة باب صلاة حديث ١٠٦٦٦.
٢٦ - ريلكسيشن و مديتيشن ص ٤٩.
٢٧ - تى ام دانش هوشيارى خلاق ص ٣٦٥ - ٣٦٧.
٢٨ - »شاكتى گواين« راه تحول، گيتى خوشدل چاپ اول ١٣٧٤ انتشارات گيل ص ٢٣.
٢٩ - »شاكتى گواين«، زندگى در روشنايى، ترجمه مژگان بانو مومنى چاپ اول ١٣٧٣ انتشارات روزبهان ص ٥.
٣٠ - »شاكتى گواين«، تجسم خلاق، ترجمه گيتى خوشدل چاپ دوم ١٣٧١ نشر روشنگران ص ١٩ و زندگى در روشنايى ص ٧٤ تا ٨٤.
٣١ - همان ص ٣٤ و ٣٥.
٣٢ - »شاكتى گواين«، بازتابه‌هاى نور، ترجمه گيتى خوشدل چاپ سوم ١٣٧٩ نشر گفتار ص ١٩ و ٢٠.
٧٣ - زندگى در روشنايى ص ٧٦.
٣٤ - ادوارد برمن، كنترل فرهنگ، ترجمه حميد الياسى چاپ چهارم ١٣٧٥نشر نى.
٣٥ - نك: حميدرضا مظاهرى سيف، عرفان مخلصانه و جهاد مصلحانه در سلوك حسينى، مجله معرفت شماره ٧٣ بهمن ١٣٨٢.