پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - رسانه و تببين ارزشهاى دينى - قلی پور منصوره
رسانه و تببين ارزشهاى دينى
قلی پور منصوره
نقش رسانه در الگوسازى و نهادينه كردن باورها و هنجارها امرى پوشيده و قابل كتمان نيست. همه مى دانند و باور دارند كه رسانه ها نقش فعالى در اين زمينه دارند و برعكس آن هم، امكان دارد كه رسانه ها اگر شناخت درستى از اهداف و سياستگزارى هاى فرهنگى جامعه و حكومت نداشته باشند يا در نسبت خود با دين و اهداف دينى دچار خطا شوند، بحران فرهنگى و عقيدتى غيرقابل جبرانى را خواهند ساخت كه اين بحران تا زمانى كه از سوى صاحب نظران و مسؤولان چاره انديشى شود، اثرات خود را بر انديشه و رفتار اعضاى جامعه خواهد گذاشت. ارائه اطلاعات درست از انديشه ها و اعتقادات دينى از سوىرسانه ها مى تواند جامعه را بيشتر با آرمان ها و اخلاق دينى آشنا سازد. همانطور كه ارائه اطلاعات غلط و نادرست از اين انديشه ها جامعه را فرسنگ ها از اين اخلاق و آرمان ها دور مى سازد و اعضاىجامعه را به قهقرا مى كشاند. نقش رسانه ها در تبليغ انديشه هاى درست اجتماعى و اخلاقى در جامعه دينى الزاماً مى بايست با شناخت از مفهوم جامعه دينى و عمق انديشه هاى دينى باشد تا به خرافه گرايى و ترويج انديشه هاى قشرى و ظاهرى كشيده نشود و جامعه را از اين نظر گرفتار بحران نسازد.
*** بى برنامگى و خروج ازهنجارها_ هرج و مرج و بى برنامگى و خروج از ضوابط مقبول در معرض هنجارهاى اجتماعى يكى از خطراتى است كه رسانه ها در معرض آن قرار دارند. عملكرد رسانه به گونه اى است كه اگر به صورت دلخواه و گزينشى و بدون ضابطه عمل كند مى تواند با ايجاد هنجارهاى دلخواه خود، تعداد زيادى از افراد جامعه را به سوى اهداف مشخص سوق داده و بسيارى از رفتارهاىاجتماعى را نيز از گردونه هنجارى جامعه را به سوى اهداف مشخص سوق داده و بسيارى از رفتارهاى اجتماعى را نيز از گردونه هنجارى جامعه خارج مى كند. به طورى كه حتى ممكن است اين اتفاق بدون هيچ گونه تنش يا مشكلى صورت گيرد. به طور مثال نمايش عشق هاى زمينى در سريال هاى طولانى، عادى نشان دادن روابط عاشقانه خارج از چارچوب شرعى اين احتمال را دارد كه باب تساهل و اباحه گرى را در رسانه بازكند و رسانه ها خود به عاملى براى بى بند و بارى فكرى در باب اين گونه مباحث تبديل شوند.
***فيلم ها و تهاجم به هويت ها- كارشناسان معتقدند بسيارى از فيلم ها هويت فردى و جنسى افراد را مورد هجوم قرار مى دهند. يك روان شناس بالينى معتقد است: با به تصوير كشيدن زن و مرد در نقشىكه با واقعيت جامعه ما فاصله زيادى دارد و ارائه تصويرى از زن كه فرسنگ ها از واقعيت دور است، ارزش هاى جديد مادى را با مقاصد تبليغاتى و تجارى القا مى كند و زنان بين دو دنياى متفاوت دنياىمدرن و مرزهاى واقعى زندگى محصور مى شوند، بنابراين فيلم ها حتى هويت فردى و جنسى افراد را مورد هجوم قرار مى دهد.
*** خطر رواج خرافه - اما نقش رسانه ها در ترويج خرافات يك مبحث خطرناك تر و حساس ترى است كه اتفاقاً مدتى پيش در آستانه ماه مبارك رمضان اين خطر از سوى برخى علما گوشزد و مورد تأكيد قرار گرفت. انعكاس برخى مداحى ها در رسانه ملى و تلويزيون از نظر برخى كارشناسان مى توانست زمينه ساز رواج خرافه گردد و اين بحث از اين نظر مورد تأكيد قرار گرفت كه رابطه خرافات و عقلانيت دينى يك رابطه معكوس و متقابل است. هرقدر خرافات رواج پيدا كند، عقلانيت دينى افراد كاهش مى يابد و به دنبال آن نيز توسعه و شكوفايى دينى دچار ركود مى شود. به اعتقاد يكى از كارشناسان قرآن پژوه ؛ در تاريخ نيز دوران هايى وجود داشته است كه جريان هاى سلفى گرى و اخبارى گرى به وجود آمدند كه ناشى از اين بود كه يا به خرد بها داده نشده يا مانع بروز فكر مخالف شده اند زيرا فكر مخالف باعث مى شود كه در طرف مقابل عقلانيت و استدلال قوى تر شود. اين قرآن پژوه با بيان اين كه رواج خرافات در جامعه باعث مى شود كه بخش هاى متفكر و فرهيخته جامعه از دين گريزان يا حتى در مراحل بالاتر با دين ستيز كنند، خاطرنشان مى كند: اگر زمينه تبادل فكر و نقد فراهم شود و كسى نگران نقدهاى خود در مورد مسائل و عقايد دينى نباشد از رواج خرافات جلوگيرى مى كند، ممكن است به دنبال اين مسأله عقايدى طرح شود اما جامعه دينى ما جامعه اى است كه مى تواند خود را در مقابل اين مسائل و شبهات مصونيت ببخشد.
*** خطر عوام زده شدن تبليغات دينى و خلأهاى موجود در تبيين درست انديشهها - حجت الاسلام والمسلمين قرائتى با تأكيد بر جدى بودن خطر عوام زده شدن تبليغات دينى معتقد است كه بايد در رسانه هاى خود از شيوه ساده و شيرين در جهت تبيين ديدگاه هاى دينى بهره گيرى كنيم. يك كارشناس مسائل دينى و ارتباطى نيز اظهار عقيده مى كند كه وظيفه مبليغان دينى و رسانه ها در بيان مفاهيم دين از دو جهت بسيار حائز اهميت است، آنها بايد مخاطب شناسى كرده و متناسب با مخاطبان خود سخن گويند. اين مورد هم در سطح سنى و هم در سطح علمى تأثيرگذار است. زمانى كه مبلغان دينى و گويندگان در رسانه ها درباره مباحث دينى سخن مى گويند بايد همراه با منطق و دليل و استدلال باشد يعنى داراى جنبه امتناع باشد. همچنين مطالب كسى كه در حوزه دين صحبت مى كند بايد ناظر بر نيازها و واقعيات جامعه باشد. كاركرد رسانه ها نيز از مبلغان جدا نيست اما آن ها امكانات بيشترى دارند و مى توانند از روش هاى متعدد، استفاده و به فضاهاى مختلف بپردازند. كارشناسان معتقدند كه غلو، خرافات و تحريفات در دين حدى ندارد كه متوقف شود و اگر آغاز شود هر روز افزايش مى يابد و زمانى فرا مى رسد كه لباس دين آلوده شده و عقلا ديگر آن دين را قبول نمى كنند. بنابراين روشن كردن حقايق، بيان مباحث مستند، متقن و داراى ريشه قرآنى براساس منطق و عقل و حكمت مهم ترين كار مبلغان دينى است. يك حقوقدان حوزوى هم مى گويد: وظيفه مبلغان دينى و رسانه ها در بيان مفاهيم دينى چند بعدى است؛ كه يكى از آن وظيفه اى درون دينى است؛ يعنى اينكه اين افراد درون كشور و در ميان مردم متدين وظيفه ى اساسى دارند و بايد احكام و اخلاق و اعتقادات، ايمان به مبدأ، ايمان به معاد را در درون آنها پرورش دهند. يك تهيه كننده به خلأهاى موجود در ضرورت تعميق و تبيين درست ارزش ها و انديشه هاى دينى در رسانه ها اشاره كرده و مى گويد: به علت برنامه ريزى نادرست پس از گذشت ٢٧ سال از پيروزىانقلاب، هنوز در قالب برنامه هاى مذهبى، ارزش هايى چون نماز و روزه به خوبى به مخاطبان معرفى شده است و روى شناخت آنها نسبت به اين مسايل كار نشده است. در همين راستا، همايش بين المللى دين و رسانه كه از ٢٢ آبان ماه به مدت سه روز در تهران برگزار شد، بسط و گسترش دانش نظرى و كاربردى درباره رسانه دينى و تعميق معارف در مورد دو موضوع دين و رسانه، شناخت رابطه دين و رسانه، آسيب شناسى وضعيت رسانه ها در ايران و جهان و ارائه راهكارهاى بهبود وضعيت دين در رسانه را مورد بحث و بررسى قرار داد. دين، رسانه و جهانى شدن / باز مقدس سازى فرهنگ معاصر / افول سكولاريسم و رسانه / رسانه اى كردن دين / دين، رسانه و حوزه عمومى و هويت ملى از محورهاى كلى همايش بين المللى دين و رسانه بود.
***توجه به نوع عملكرد تلويزيون در مباحث دينى - يك استاد گروه جامعهشناسى دانشگاه تهران در اين همايش توجه به نوع عملكرد تلويزيون در مقايسه با موسسات اجتماعى چون مسجد، خانه، اداره و مدرسه را كه محل بروز و ظهور علايق و ونيازهاى نهادهاى سهگانهى فوق است، ضرورى خواند. وى در مقالهاى با عنوان "تلويزيون، رسانه دينى؛ آينه پيوندى ميان خانواده، دولت و دين در ايران"، هدف اصلىديدگاه خود را بيان نقشى عنوان كرد كه تلويزيون، رسانهى ملى ايران، در رابطه با عناصر اصلى نظام اجتماعى از قبيل خانواده، دين، و دولت در ايران به عهده دارد. ضمن اين كه قصد بىاعتنايى به دو بحث "دينى شدن" و "سكولاريسم فردى و اجتماعى" متاثر از رسانهى دينى در جمهورى اسلامى وجود ندارد، ولى بررسى نحوه و نقشآفرينى اين رسانه در ساماندهى حيات اجتماعى و فرهنگى معاصر در ايران مورد نظر است. دكتر تقى آزاد ارمكى اين سؤال را مطرح كرد كه آيا تلويزيون در ايران با برنامههاى دينى كه در طول بيش از دو دهه ارائه داده است و بسيارى از اين برنامهها نيز از درصد مخاطبان قابل توجهى برخوردار بودهاند، تلاش دارد تا نهاد دين، خانواده، و دولت را دينىتر كند، يا اينكه بيشتر به عنوان ابزار واسطى در جهت پيوستگى اجتماعى و انتقال انرژى و اطلاعات به يكديگر عمل مىكند؟ وىدر مقاله خود تأكيد كرد كه براى روشن شدن اين معنى، توجه به نوع عملكرد تلويزيون در مقايسه با موسسات اجتماعى چون مسجد، خانه، اداره و مدرسه كه محل بروز و ظهور علايق و ونيازهاى نهادهاى سهگانه فوق است، ضرورى است. با وجود كارآيى و فايدهمندى رسانه تلويزيون در ايران در تحقق اهدافى چون دينى كردن جامعه، به نظر مىرسد كه نيازى به ادامه حيات ديگر موسسات وجود ندارد. اگر هم موسساتى چون مدرسه، اداره و خانه باقى بمانند كاركردهاى ديگرى چون كسب اطلاعات، دانش آموزى، انتظام اجتماعى و توليد مثل را به عهده خواهند گرفت. به عبارت ديگر، اين موسسات و نهادهاىاجتماعى نقش و كاركردى در عرصه فرهنگسازى و اجتماعى شدن به عهده نخواهند داشت. زيرا تلويزيون توانسته است جايگزينى براى آنها باشد. وى در مقاله خود افزود: با توجه به نقش و كاركرد دينسازى و دينگرايى از طريق تلويزيون و كاهش كاركردى ديگر نهادهايى كه به طور سنتى عهده دار فرهنگسازى در ايران بوده اند، به نظر مىآيد جامعه ايران در آينده به لحاظ استراتژيك دچار مشكل بنيادى خواهد شد. زيرا از يك طرف نهادهاى اصلى جامعه دچار نوعى بىكاركردى شده و از طرف ديگر نهاد و موسسه جديدى با مديريت دولتى، كاركردهاى جديدى پيدا خواهد كرد. حذف و نفى كاركردىانتقال فرهنگ از طريق نهاد خانواده و دين و محول كردن وظايف جديد به رسانه تلويزيون مى تواند موجب چرخش عمده اجتماعى در فرآيند فرهنگ سازى و جامعه سازى باشد. اگر اين امر محقق شود و جامعه ايرانى سازوكارهاى مدرن از نوع اشاره شده پيدا كند، سخن از شرايط خاص و استثنائى جامعه ايرانى بى معنى خواهد بود.
***وسايل ارتباطى مدرن و دگرگون كردن ماهيت آن - يك استاد مطالعات دينى مركز دين، رسانه و فرهنگ دانشگاه كلرادوى آمريكا نيز در مقاله خود آورد كه عمده تاملات در مورد رابطه بين دين و رسانه در اين عقيده ريشه دارد كه احتمالا وسايل ارتباطى مدرن، با قرار دادن خود در درون دين، در حال دگرگون كردن ماهيت آن هستند. "استوارت ام هوور"، در مقالهاى با عنوان مخاطبان و رسانهاى كردن دين اضافه كرد كه بر اثر فرآيند رسانهيى كردن، از قرار معلوم ، ابزار و آلات "مصنوعى" و فرايندهاى ارتباطى در حال دگرگون كردن ديناند، يا آن را در آينده دگرگون خواهند كرد، زيرا اين ظرفيت را دارند كه بخشهايى از آن را دوباره سازماندهى كرده و جايگزين كنند وى تأكيد كرد كه فرايندهاى ارتباطى "تصنعى"، عمل "اصيل" و تجربه دينى را تهديد مىكنند؛ رسانه، تجربه دينى و معنوى را سرخورده و دلزده مىكند و معرفتشناسى و هستىشناسى آن را زندگى مدرن در دوران اخير، مورد تهديد قرار مىدهد؛ اشكال و انواعى از رسانههاى مدرن كه ريشه در صورتهاى بيانى دارند، نظير داستان و فرهنگ عامه، داراى قدرتى ضمنى براى از پاى درآوردن و از آن خود كردن عمل و تجربه دينىاند؛ و "رسانه قدرتمند" در دستان نيروهاى "قدرتمند" دينى مىتواند باعث ترويج و ترفيع ايدئولوژىهاى خاص دينى شود. در مدرنيته اخير، اشخاص، گروهها و مخاطبان، معانى را از دل رسانههاى مورد استفادهشان بيرون مىكشند. نيروهاى قدرتمند اقتصادى، ممتاز، و خلاق، ظهور گروهها و افراد به لحاظ اجتماعى خودگردان را حمايت مىكنند. مرجعيت دينى به طور فزايندهاى در معرض تهديد است (خود اين امر، پيامد عصر رسانههاست). همزمان، در سراسر جهان، نسلهاى جديد و طبقات ايدئولوژيك در مىيابند كه خودشان بايد در مركز اكتشاف و ابراز معنوى و دينى خود قرار بگيرند . ساختار هر "خودِ آرمانى"، به زبان دينى (مرجعى براى نظريههاى آنتونى گيدنز)، به هسته اصلى برنامه مدرنيته بدل مىشود. اينكه آيا اين برنامه نهايتاً موفق خواهد شد يا نه، مسئلهاى است كه هنوز حل نشده است، اما در هر حال، امروزه، مردم اوضاع را به اين شكل مىبينند و رسانهها، حوزة اصلى به نتيجه رسيدن چنين برنامهاى هستند. اين استاد مطالعات دينى در مقاله خود به توانايى بالقوه براى كسب چنين تعصب دينى فردمحورى پرداخت و گفت كه تعصب دينى خودمحور يا به وضع آنتروپى، كه در آن آرايش متنوع معانى و تداعىها، آشكارا بدون ساختار و آزادانه در حركتاند، و يا به خودمدارى (solipsism ) هزاران معنا و گروههاى كوچك و تكهنجار (idiosyncratic ) و "جماعتهاى خيالى" متحول گردد. شايد قدرت اصلى و اهميت حوزه رسانه، وراى آنچه افراد يا گروهها در ساختن معانى و تداعىها براى خودشان كسب مى كنند، نهفته باشد. حوزهاى كه افراد و مخاطبان قادرند به طور همزمان در تنوعى از "طرحهاى" رسانهاى به حيات خود ادامه دهند، در حالى كه هر جا كه لازم باشد، منابعى از اين طرحها را مورد استفاده قرار مىدهند، خود، يك گواه است. او در مقاله اش اضافه كرد كه در ميان اين طرحها، تعدادى ريشه در ظرفيتهاى بنيادين رسانه جهانى دارد: طرحهايى كه از زمان و مكان فراتر مىروند و جنبههاى محلى، ملى، قومى، فرامحلى، و جهانى گفتوگو و مباحثه را به ذهن زندگىهاى فعال برخوردار از احساس قدرتمند واقعيت و راستىمتبادر مى كنند. پيامد صحيح حوزه رسانه ممكن است مشتمل بر توانايىاش، كه شامل سطوح ملى و بينالمللى مىشود، در ايجاد احساس ظهور "فرهنگهاى مشتركى" باشد كه مردم در دوران مدرنيته مىتوانند در متن اين فرهنگ ها يكديگر را درك كنند و با هم يكى شوند و چنين نيز مىكنند. نمادهاى دينى، ادعاها، ارزشها، و آرمانها، در حالى كه بخشى از منابعى مىشوند كه براى ايجاد حس معنادار و هدفمند روابط اجتماعى در مدرنيته به كار مىروند، به درون اين مباحثات فرهنگى مشترك كشيده مىشوند.
***گسترش رسانهها در صحنهى عمل اجتماعى- رييس دانشكدهى علوم اجتماعى دانشگاه تهران گفت: انقلاب اسلامى در صحنهى عمل اجتماعى نه تنها با رسانهها مخالفت نكرده بلكه به گسترش آن همت گماشته و تنها محتواى آنها را تغيير داده است. دكتر"غلامرضا جمشيدىها" در اين همايش، اظهارداشت: انقلاب اسلامىتنها انقلاب درساختار سياسى و اقتصادى نبود بلكه انقلاب در رويكردها و روشها نيز بود. وى ادامه داد: انقلاب اسلامى راههايى در تعامل اجتماعى باز كرده و در پيوند عناصرى كه قبلا از هم جدا بودند، موثر بود. وى ادامه داد: نحوهى تعامل انقلاب اسلامى برخلاف تصور برخىنظريه پردازان در مورد مذهب، برخوردى سورى و قالبى و يا به عبارتى حذفى نبوده بلكه انقلاب اسلامى مسيرى را در جهت نگه داشتن صورت و تغيير محتوا ادامه داده است، اين انقلاب در صحنهىعمل اجتماعى نه تنها با رسانهها مخالفت نكرده بلكه به گسترش آن همت گماشته و تنها محتواى آنها را تغيير داده است، به اين معنا كه روش انتخاب شده روش تغيير محتوا بوده و اين سمينار در اين راستا قابل ارزيابى است . رييس دانشكدهى علوم اجتماعى دانشگاه تهران همچنين در ادامه، سابقهى طولانى دانشگاه تهران و نقش اول آن در تحولات اجتماعى را دليلى بر برگزارى سمينار مذكور در دانشگاه تهران دانست وافزود: گروه ارتباطات اجتماعى اين دانشگاه در مقايسه با ساير گروهها، داراى نيروهاى جوان و پتانسيل قوى وايدههاى بلند است.
*** پيام همراه با ويژگى شخصيتى افراد - استاديار گروه جامعه شناسى دانشگاه تهران با اشاره به اينكه تبليغات سنتى در جوامع سنتى كاربردى تر هستند، گفت: مبلغان دينى بايد پيام خود را با ويژگىشخصيتى افراد همراه سازند . سيد ضياء هاشمى گفت: در تبليغات سنتى دينى، كلام حامل پيام دين است اما سخنران همراه با كلام عواطف خود را منتقل مى كند و از اينرو در اين ارتباط روابط انسانىهم شكل مى گيرد . در فرهنگ اسلامى تأكيد بر اين است كه براى تأثيرگذارى پيام، مبلغان بايد با ويژگى شخصيتى افراد پيام خود را همراه سازند و در حوزه تبليغات دينى از وسيله اى حتى غير از زبان براى دعوت كردن مردم به سوى اين باورها اقدام نمايند ، در پى اين نوع تبليغ علاوه بر همزبانى، همدلى نيز ايجاد مى شود. دكتر هاشمى با اشاره به گستردگى تبليغات مدرن گفت: تبليغات رسانه اى جديد گستردگى و بعد وسيعى دارند، اما عمق كمترى را شامل مى شوند و در اين نوع تبليغات حس دينى و روابط انسانى منتقل نمى شود، چرا كه بطور اساسى شناخت دقيقى از منبع وجود ندارد و فقط پيامى از زبان رسانه مطرح مى شود . وى تصريح كرد: رسانه هاى جمعى نمى توانند آنگونه كه بايد عمل كنند و در اين راستا نقش تبليغات سنتى را بعهده نخواهند گرفت اما با توجه به اينكه مخاطب عام دارند ممكن است در حوزه آگاهى ها، باورها و اعتقادات كه مبناى استدلالى ندارند مشكل نداشته باشند اما در حوزه مناسك و ارائه تجربيات معنوى بايد از روشهاى خاص بهره جويند . ارائه پيام با محتويات سنتى از طريق رسانه ها ممكن است تعارضهايى را ايجاد كند مثلا مجالس مداحى كه با حركات زياد همراه است تأثيرچندانى را نداشته و ممكن است موجب دلزدگى در مخاطبان شود .
*** روايت يك سويه از اديان ضعف اصلى بازيهاى رايانه اى - دكتر كوثرى استاد يار گروه ارتباطات دانشگاه تهران در همايش بين المللى دين و رسانه ضعف اصلى در ارائه بازى هاى كامپيوترى را روايت يك سويه دين در اين بازى ها عنوان كرد. وى ضعف اصلى در ارائه بازى هاى كامپيوترى دينى را يك سويه بودن آن ها از جهت دين عنوان كرد و افزود: در اين بازى ها روايت يك سويه اى از طرف اديان براىمخاطبان صورت مى گيرد و شخصيت مخاطبان تنها ناظر بر اين روايات است و از اين رو مخاطب در انجام اين بازى ها آزاد نيست چرا كه اين بازى ها به شكلى بسته طراحى شده اند و جذابيتى ندارند. دكتر كوثرى براى رفع اين ضعف در عرصه بازى هاى كامپيوترى گفت: براى جلب مخاطبان به سوى اين بازى هاى دينى بايد تعاملى بودن و باز بودن را در اين بازى ها ايجاد كنيم تا بتوانيم به عرصه رقابت با بازىهاى ديگر كه در سطح جهان مطرح مى شوند و اغلب آن ها محتوى سكولاريستى دارند، وارد شويم . وى با تأكيد بر اين كه ميزان تعاملى بودن بازى هاى دينى بسيار كم است افزود: ميزان تعامل مخاطب با محتوى بازى هاى دينى بسيار كم است چرا كه ما همواره تصورى مشخص از سرنوشت پيامبران و اديان داريم و به كار گيرى اين تصور بازى ها را محدود كرده و ميزان آزادى مخاطب در انجام اين بازى ها را كم مى كند از اين رو مخاطب تعاملى با اين بازى هاى دينى نخواهد داشت. استاد يار گروه ارتباطات دانشگاه تهران افزود: بايد اين امكان را به خود بدهيم كه در طراحى اين بازى ها امكان ايجاد تغيير را در سرنوشت بازى به مخاطب بدهيم تا به اين ترتيب مخاطب خود را در اين بازى ها احساس كند و براى مثال خود را همراه ياران حضرت موسى در حال عبور از رود نيل تصور كرده و يا عذاب هايى را كه بر حضرت عيسى وارد شده است احساس كند. وى تصريح كرد: تعاملى بودن و آزادى در ترسيم بازى به آن شكل كه مخاطب مى خواهد باعث ايجاد جذابيت در اين حوزه مى شود و قدرت را از رسانه به مخاطب منتقل مى كند از اين رو بازى هاى موفق اجازه ايجاد تغيير در شخصيت هاى بازى را به مخاطب مى دهند و اين توهم آزادى را در هنگام بازى به فرد هديه مى كنند .
***تشيع، جهانىشدن ونقش رسانههاى جمعى- يك استاد گروه جامعهشناسى دانشگاه تهران نيز يكى از تازهترين ودرعين حال جدىترين چالشهايى را كه امروزه بر نظريهپردازىهاى جامعهشناختىسايه افكنده، چالش جهانى شدن خواند كه تا حدى با مسالهى يكپارچگى جهان و "دهكده جهانى " ونيز با مقولات مدرنيسم و پستمدرنيسم در ارتباط است. دكتر" توسلى" در مقالهاى با عنوان "تشيع در چنبرهىچالشهاى جهانىشدن و نقش رسانههاى جمعى" اظهار داشت: يكى ازمحملهاى عمده جهانىشدن، توسعه همهجانبه رسانهها و وسائل ارتباط جمعى است كه امروزه چهرة رمزآلودى بهخود گرفته است و كانال عمده فرآيند جهانىشدن را به وجود آورده است؛ عقايد، افكار، سبك زندگى، انديشه دينى و ساير پديدهها به خصوص آنچه در رابطه باسنت ومدرنيسم وجامعه مدنى با آن سروكار داريم، همگى در معرض پديده جهانى شدن قرارگرفته و از اثرات آن بركنار نيست؛ دين درمعناى عام، و اسلام وتشيع در معناى خاص، نيز از تاثيرات جهانىشدن مصون نيست و به شكل مثبت يا منفى از آن متاثر است. به گفته وى؛ پديده جهانىشدن به نوبه خود تنوعپذيرى (variability )، ارتباط (communication ) ومبادله فيمابين (Intercommunication ) را طلب مىكند. وقتى از منظر جهانىشدن به پديدهاى مىنگريم ، لازمهاش تا حد زيادى باز بودن آن به سمت تنوع و تكثر جهانى است . قدر مسلم اين تنوع و تكثر به معناى مدارج عمودى آن درسلسله مراتب مختلف تكامل نيست. تغييرپذيرى نيز به نوبه خود مسئله ارتباط داشتن و پيوند نابرابر جهان را ايجاب مىكند و مستلزم اعتماد متقابل و ارتباط نزديك با بخشهاى مختلف جهان و گفتوگو با فرهنگ وتمدنهاى گوناگون و توانايى جذب آنهاست. غلامعباس توسلى اين سوال را قابل طرح دانست كه "شيعه" به عنوان اقليتى در ميان يك ميليارد مسلمان پراكنده در سراسر جهان، در برابر فرآيند جهانىشدن تا چه حد مقاوم و يا آسيبپذير است، يا به عبارت ديگر چه تهديدها و فرصتهايى ازقبيل جهانىشدن در كمين تشيع است و تا چه حد جهان شيعه قادر است از فرصتهايى كه در فرآيند جهانىشدن در اختيارش قرار مىگيرد، از يكسو در جهت تثبيت وتقويت مواضع خود بهرهمند شود و از سوى ديگر با چالشهاى اين پديده و تهديدهاى اجتماعى آن در حفظ باورها و اعتقادات گسترش جهانى آن به وجه مناسبى روبرو شود و خود را براى زيستجهان آينده در برابر يك نظام جهانشمول مهيا كند؟ وى تأكيد كرد كه جهان تشيع در رابطه با انديشههاى مدرن و تحولات جهانى از امكانات و انعطاف پذيرى بسيارى برخوردار است و با بهرهگيرى صحيح از فرصتهايىكه در پديده جهانى شدن فراروى اوست، مىتواند در گسترش و تثبيت انديشههاى والا وجهانشمول تشيع ازآنها بهرهمند گردد و جايگاه واقعى خود را پيدا كند.
*** انتقال پيام اديان به همگان از مهمترين فرصتهاى جهانى شدن _استاديار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبايى نقش رسانه در راستاى جهانى شدن و فرصتها و تهديدهاى اين عرصه را مورد بررسى قرار داد و گفت: انتقال پيام اديان به همگان از مهمترين فرصتهاى جهانى شدن است . دكتر حميد رضا آيت اللهى در مقاله اى با عنوان نقش رسانه در تهديدها و فرصتهاى جهانى شدن ، يكى از مسائلى را كه در جهانى شدن اهميت دارد ابعاد جهانى شدن در زمينه هاى اقتصادى، سياسى و فرهنگى دانست و گفت: در ميان اديانى مثل مسيحيت و بودايى اين اديان بيشتر به جنبه شخصى دين توجه دارند و آنرا تبليغ مىكنند، بنابراين درگيرى كمترى خواهند داشت اما چون اسلام در مسائل مختلف جهانى چون فرهنگ، اقتصاد و سياست صاحب نظرياتى است نمى تواند چنين عمل كند از اينرو درگيرى اسلام با ابعاد مختلف جهانى شدن بيشتر مى شود . در حقيقت اين درگيرى چالش جدى بشريت در جريان جهانى شدن است . وى افزود: موقعيت و راهكارى كه تغيير شرايط محيطى را تحت تأثير قرار دهد و با تفكر بدون از دست دادن بنيادها در شرايط محيطى بازنگرى صورت دهد موفقيت بيشترى خواهد داشت . به همين دليل حضور اجتهادى كارآيى مؤثر و چالشى در اين زميه دارد لذا در اين عرصه اجتهاد كمك شايانىخواهد داشت . آيت اللهى اولين فرصت بوجود آمده در بحث جهانى شدن را امكان حضور و رساندن پيام اديان به همگان اعلام كرد و گفت: ما قبلا اين امكان را نداشتيم كه اين پيام را به ديگران برسانيم اما با حضور فعال مى توانيم در عرصه جهانى اين برنامه را اجرا كنيم . فرصت ديگر تأكيد بر فرهنگ بومى بجاى فرهنگ بيگانه است در اين راستا اهميت دادن به فرهنگ بومى نگاهى پلوراليستى را ايجاد مى كند كه با غرب محورى تناقض داشته و اين امكان را بوجود مى آورد كه همه فرهنگهاى بومى ديدگاههاى خود را بيان كنند. وى فرصت ديگر را سهم متقابل اديان عنوان كرد و افزود: اديان سهم و برداشتهاى متفاوتى از هم دارند اما در شرايط جديد موسوم به جهانى شدن امكان گفتگوى اديان فراهم آمده است . فرصت ديگرى كه در اين عرصه براى دين حاصل شده است پيشرفت فرهنگها از بعد دينىاست كه باعث مى شود فهم عميقى در افراد ايجاد شود .
***ارتباط تعريف شده بين دين و رسانه - رئيس سازمان صداو سيما نيز در مراسم اختتاميه همايش دين و رسانه، به لزوم برقرارى ارتباط تعريف شده بين دين و رسانه اشاره و هر يك از اين دو مقوله را بدون ديگرى بى مفهوم اعلام كرد . مهندس عزت الله ضرغامى با تأكيد بر اينكه برنامه ها و دستاوردهاى چنين همايشهايى مى بايست عملى شده و در برنامه ريزيهاى بعدى نمود داشته باشند، گفت: راهبرد رسانه ملى نيز ارتباط وسيع و مستمر نخبگان با مراكز علمى و مصاديق ملى است . ضرغامى با يادآورى اينكه عليرغم استمرار برگزارى، جمع بندى ها مقطعى است، تصريح كرد: براى بهره گيرى مناسب از برگزارى چنين همايشهايى مى بايست جمع بندى ها، در قالب راهكارهايى اجرايى و عملى طراحى و اعمال شود تا نتايج مطلوب و سازنده را شاهد باشيم . وى با تأكيد بر اينكه با چنين رويكردى اعتلاىعملكرد آينده را خواهيم داشت، تأكيد كرد: براى اثرگذارى مطلوب، مثبت و شايسته ، مى بايست فعاليت و عملكرد نيز بطور دقيق و اصولى كارشناسى و ارزيابى و سپس اجرا شود، در چنين شرايطى مىتوان انتظار داشت نتيجه مطلوب حاصل شود .