پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - فرهنگسازي رايانه در حوزهي علوم اسلامي

فرهنگ‌سازي ‌رايانه ‌در حوزه‌ي‌ علوم ‌اسلامي


با فعاليت‌هاي خوبي در توليد نرم‌افزارهاي اسلامي و پژوهشي مواجه هستيم، امّا همانطور كه مستحضريد انديشه‌اي در حوزه‌هاي ديني و مراكز سنتيِ پژوهشي وجود دارد كه به روش‌هاي كهن و ابزارهاي متعارف گذشته، دلبستگي بيش‌تري دارد. ورود روش‌ها و ابزارهاي نو با اين گونه نگرش‌ها و انگاره‌ها، چگونه تعامل برقرار مي‌كند؟
من فكر مي‌كنم تفكيك بين نوگرايي و سنت‌گرايي در اين زمينه‌ي خاص، يك تفكيك ابتدايي است؛ يعني تصميم گرفتن به اين كه من در كدام جبهه قرار بگيرم و كدام يك را انتخاب كنم، دوره‌يِ زمانيِ كوتاهي را خواهد داشت. گرچه در بسياري از پديده‌هاي فرهنگي ديگر اين تفكيك، مصداق پيدا مي‌كند؛ يعني مي‌توان دو ديدگاه كاملاً متمايز داشت اما احساس مي‌كنم در مورد رايانه، بنا به دلايلي ما به اين دو صف‌بنديِ ماندگار نرسيده‌ايم. غالب اين صف‌بندي‌ها، تصورات و توهّم‌ها، توهّم اوليه‌اي است. اين تصورات پس از دست كم يك ماه يا دو ماه كاركردنِ با رايانه، به وجود مي‌آيند. علاوه بر اين كه ما به ميزان لزوم، قدري محتاطانه حركت كرديم و مؤسسات ديگرهم همين رويه را ادامه دادند. به همين دليل مي‌بينيد در طليعه‌ي فعاليت‌هاي اين مراكز، معجم‌هاي الفاظ قرار دارند. معجم الفاظ ،معجمي است كه هر كس دو دقيقه هم با آن كار كند، اطميناني برايش حاصل مي‌شود كه رايانه را به عنوان يك ابزار بپذيرد، اما هر اندازه شما به سمت كارهاي مفهومي و كارهاي پژوهشي به پيش برويد نگراني بيش‌تر مي‌شود.
براساس اين نكات، مشاهده مي‌كنيم بسياري در سمينارها طرح كرده‌اند و گفته‌اند: هر تكنولوژي‌اي معمولاً از دانشگاه به حوزه منتقل شده است، ولي در زمينه‌ي رايانه ـ چه در زمينه‌ي توليد و چه در زمينه‌هاي كاربري آن ـ اكنون حوزه بر دانشگاه پيشي گرفته است؛ اگر چه بايد پذيرفت گسترش رايانه هرگز يك گسترش هم‌تراز با كتاب نيست؛ زيرا فاصله‌ي چند صد ساله‌اي در اين زمينه وجود دارد؛ البته آن مرحله‌ي اوليه بايد سپري شود و ما وظيفه‌ي خودمان مي‌دانيم كه در اين راه قدم برداريم؛ به عنوان نمونه، يكي از فعاليت‌هايي را كه انجام داده‌ايم، بردن رايانه به محضر اساتيد معظم بود كه معمولاً امكان ارتباط مستقيم را نداشتند. ما جلساتي را وقت مي‌گرفتيم و خدمت‌شان مي‌رسيديم و نرم‌افزار متناسبي را كه آنها مي‌خواستند و در زمينه‌ي آن فعاليت كرده بودند، به آنان عرضه مي‌كرديم. پس از مدتي يك گونه اطميناني ايجاد مي‌شد؛ البته شما بي‌اعتمادي به رايانه و ابزارهاي مدرن را محدود به «حوزه» ندانيد. بنده در كنگره‌ي «ملاصدرا» در جنب برنامه، وقتي خواستم نرم‌افزاري را براي پروفسور «فان اِس» توضيح بدهم، ما انتظار داشتيم ايشان از مدافعان سرسخت اين گونه فعاليت‌ها باشد، اما او اولين سخني را كه به ما گفت اين بود كه من نه رايانه دارم و نه اعتقادي به آن دارم و اساسا آن را قبول ندارم. ما به او گفتيم: شما به عنوان يك فعاليت پژوهشي، به آن نگاه كنيد. وقتي نرم‌افزار را ديد، در پايان بحثِ نيم ساعته و يا ٤٥ دقيقه، به اين انجاميد كه وي گفت: من كار با رايانه را بلد نيستم، ولي پس از سه ـ چهار ماه ديگر كه بازنشسته مي‌شوم، از يكي از دوستان خواهم خواست كه به من رايانه را بياموزد تا بتوانم از اين نرم افزارها استفاده بكنم.
يك بار ما خدمت مقام معظم رهبري رسيديم. ايشان فرمود: دوره‌ي قبل كه شما
نرم‌افزار آورديد و من آن را ديدم، خيلي سخت بود، به گونه‌اي كه مراجعه به كتاب‌ها برايم راحت‌تر بود؛ چون بالاخره با كتاب‌ها انس داشتم و حتي براي يافتن برخي از مواردي كه پيش‌تر مراجعه كرده بودم، تخمين مي‌زدم و راحت‌تر پيدا مي‌شد، اما پس از آن، اكنون كه با رايانه كار مي‌كنم، خيلي احساس سهولت مي‌كنم.
اين دشواري وجود دارد؛ براي اين كه كار جديدي است و ما انسي به آن نداشته‌ايم، اما اگر از اين مرحله بگذريم، به نظر مي‌رسد به طور بسيار گسترده و موفقيت‌آميزي ميان محققان گسترش يابد.
اشاره كرديد رويكرد دانش پژوهان ديني و طلاب علوم ديني بسيار مثبت بوده است. «مشاهده مي‌شود اگرچه به رايانه رو آورده‌اند، ولي چندان تحقيقات منسجم و ارزش مندي انجام نمي‌گيرد؛ هم چنين از پايگاه‌هايي كه براي اتصال به شبكه‌ي اينترنت وجود دارد، چندان استقبال نمي‌شود. به نظر مي‌رسد هنوز فرهنگ كاربري فعّال با رايانه به صورت يك فرهنگ منسجم و كارآمد در خدمت فرهنگ ديني درنيامده است. ممكن است در لايه‌هاي زيرين بستر سازي شده باشد، ولي هنوز فرهنگ سازي نشده است. زيرا مسلما اين گونه نيست كه هر كسي كامپيوتر خريد، فرهنگ رايانه هم گسترش پيدا كرده باشد.
من فكر مي‌كنم بايد اين بحث را قدري فراتر از حوزه‌ي يك روش پژوهشي و يا يك ابزار، بررسي كرد. مقدار زيادي از مشكلات به اين ابزارها برگشت نمي‌كند، بلكه به نظر مي‌رسد نظام پژوهشي ما قابل تأمل باشد. ممكن است روند عمومي حاكم بر بسياري از پژوهش‌ها و فعاليت‌هاي پژوهشي ما عميق نباشد و بيش‌تر در حد حركت‌هاي روزمرّه و گذرا كه دورنماي ويژه‌اي را پيش رو ندارد و هدف مشخصي را ندارد، باشد، اما چه در حركت‌هاي عميق علمي و چه در حركت‌هاي سطحي‌تر، به ميزان زيادي مشاهده مي‌كنيم كه به بهره‌وري از كامپيوتر پرداخته‌اند. در مجموع گسترش و تعمق فرهنگ پژوهش را بايد وراي گسترش فرهنگ استفاده از رايانه تلقي كرد.

يكي از مسايل جدي و مطرح، بحث تهاجم فرهنگي است. در اين زمينه چه فعاليتي را انجام داده‌ايد؟ و اصولاً آيا استراتژي‌اي در اين زمينه داريد؟
مادر برابر تهاجم فرهنگي دو گروه مخاطب داريم و دو سياست قابل تفكيك در برابر آنها اتخاذ كرده‌ايم:
اول، گروه متخصصان هستند. ما براي آنان اين زمينه را فراهم مي‌كنيم كه بتوانند به آخرين شبهه‌هاي مطرح شده‌اي كه لحظه به لحظه توليد مي‌شوند، دسترسي بيابند.
در وهله‌ي اول متخصصان و پژوهش‌گران بايد با اين جهان جديد و اين خواسته‌ها و نيازها و هجمه‌ها آشنا شوند. از اين رو فعاليتي را كه مركز آغاز كرد، ارايه‌ي خدمات شبكه‌ي جهاني بود و ISP نور را راه‌اندازي كرد كه عمده‌ي مخاطبان و استفاده كنندگان از آن محققان حوزه هستند، يا كساني كه در زمينه‌ي علوم اسلامي فعاليت دارند.

يعني شما در زمينه‌ي موتورهاي جست‌وجوگر نيز كاري را انجام داده‌ايد؟
گاهي در استفاده‌ي از اين تعبير، مقاصد مختلفي به كار گرفته مي‌شود. گاهي مراد اين است كه نرم‌افزاري را تهيه كنيم كه اين نرم‌افزار در صدد جست‌وجوي لفظي يا مفهوم لفظي باشد. گاهي منظور از موتورهاي جست‌وجو، ابزارهاي جست‌وجو در شبكه‌ها است. ما فعاليت اول را چندان در حوزه‌ي كاري خود نمي‌دانيم؛ يعني ضمن اينكه همكاران ما فعاليت‌هاي بسيار پيشرفته‌اي را در بخش فنّي انجام مي‌دهند امّا صبغه‌ي كار ما، يك كار فنّي محض نيست و ما نيز اين را وظيفه‌ي خود مي‌دانيم كه مثلاً به توليد يك سيستم عامل بپردازيم، هر چند سيستم عاملي باشد كه در ايران توليد شده و توجيه هم داشته باشد.
اما در مقوله‌ي دوم؛ يعني استفاده از اين ابزارها و ارايه‌ي امكان جست‌وجوهايي بر روي شبكه، و اين كه پس از آن بر روي آنها خدماتي را ارايه كنيم، ما در اين زمينه فعاليت‌هايي را داشته‌ايم. همان طور كه مي‌دانيد مركز پايگاه‌هاي فراواني را راه‌اندازي كرده و در مرحله‌ي اول در اين پايگاه‌ها، به عنوان توليد كننده‌ي اطلاعات حضور داشته است؛ در حوزه‌ي ارايه‌ي خدمات توانسته است كانال ارتباطي را با مخاطبان ايجاد كند.
اما حوزه‌ي ديگر در برابر تهاجم فرهنگي است كه با وجودي كه عمده‌ي كوشش مركز ما معطوف متخصصان مي‌شود، اما نيم نگاهي هم به مخاطبان عام داشته‌ايم و به جهت هم حركتي شروع شده است. ما برخي از نرم‌افزارها را با صبغه‌هاي عمومي‌تري تهيه كرديم كه اينها مي‌توانند در زمينه‌هاي عمومي بكار گرفته شوند، مثل نورالانوار كه در زمينه‌ي قرآن بوده و از آن استقبال بسيار خوبي شده است. نرم‌افزار ديگري را در حوزه‌ي ادعيه در دست تهيه داريم كه ان شاء اللّه‌ تا چند ماه ديگر عرضه مي‌شود، كه به سبب ويژگي‌هاي چند رسانه‌اي آن، مخاطبان عام را دربرمي گيرد. اميدواريم اين نرم‌افزار ضمن داشتن قابليت‌هاي پيشرفته‌ي تحقيقي، بتواند جاي خودش را باز كند و يا حتي در سطح‌هاي عمومي‌تر، تلاش براي عرضه‌ي نرم‌افزارهايي در زمينه‌ي ادبيات فارسي داشته‌ايم، مثل فعاليت‌هايي كه در زمينه‌ي شاهنامه و مثنوي انجام شده است و توسط برخي مؤسسات وابسته صورت گرفته است و يا توليد نرم‌افزارهايي به شكل بازي‌هاي رايانه‌اي كه در سازمان كامپيوتر نور كه از مؤسسات وابسته به مركز است، صورت گرفته است و اميدواريم كه بتوانيم در حوزه‌ي دوم كه مخاطبان عام را پوشش مي‌دهد، گام‌هاي مؤثرتري برداريم.

در جهان امروز تاثيرگذاري فرهنگي بر كودكان و نوجوانان متمركز است و برنامه‌هايي به عنوان بازي و... مطرح است كه عامل تبادل فرهنگ است. آيا در حوزه‌ي كودكان و نوجوانان، فعاليت‌هاي را انجام داده‌ايد؟
گرچه مخاطبان فعاليت‌هاي دسته‌ي اول مركز، بيش‌تر محققان علوم اسلامي هستند، اما پرداختن به اين مقوله‌ها به سبب توانايي‌هاي فني كه مركز داشته، چندان خارج از حوزه‌ي فعاليت‌هاي ما قرار ندارد.
مي‌دانيد توليد يك بازي بايد از فن‌آوري بسيار بالايي برخوردار باشد و اين مشكل فن‌آوري، معمولاً موجب شده مؤسسات از ورود به اين مقوله، خود داري كنند.
شما اگر مجموعه بازي‌هاي توليد شده را در ايران ملاحظه كنيد، حجم بسيار كمي را مي‌يابيد و بيش‌تر آنها هم‌بازي‌هاي لفظي است كه گرچه در قالب جورچين‌ها و تكميل جمله‌ها و امثال اينها عرضه مي‌شود، اما ماهيت ديداري و شنيداري را ندارند و حتي آن دو سه بازي انگشت شماري هم كه در زمينه‌هاي ديداري عرضه شده است، از سطح دانش رايانه‌اي پاييني برخوردار است كه نوعا فردي و يا در يك مجموعه‌ي محدود دو سه نفره انجام شده است و اگر هم فعاليت‌هايي انجام شده است، بسياري اوقات الگوگيري از سيستم‌هاي غربي بوده است؛ يعني يك بازي غربي را مشابه سازي كرده و تغييراتي صورت داده كه غالبا تنها لايه‌هاي رويي تاثيرات فرهنگي آن بازي را اصلاح مي‌كند؛ يعني به جاي اين كه مخاطباني را به قتل برسانيم كه آلماني هستند ـ و نشان‌گر جنگ جهاني دوم است، شما مي‌توانيد يك صهيونيسم را جاي آن بگذاريد. اين تنها لايه‌ي ظاهري بازي را اصلاح مي‌كند، اما لايه‌هاي عميق‌تر را مد نظر قرار نداده است.
مركز، در ضمن فعاليت‌هايي كه انجام مي‌دهد. بازي نور را عرضه كرده است. اين بازي در ضمن مجموعه بازي‌هايي كه در ايران توليد شده، توانسته است جايگاه خوبي را كسب كند و موقعيت ممتازي را به دست آورد، به سبب اين كه هم فعاليت زيباي تصويري آن قابل توجه است و هم سعي شده است بسياري از نكاتي را كه شايد به طور طبيعي قابل آموزش مستقيم به نوجوانان و نونهالان نيست، در ضمن بازي به شكل آموزشِ غير مستقيم، ارايه كند؛ البته همان‌گونه كه گفتم به دليل دشواري‌هاي دانش بازي سازي و پيش نيازهاي فراواني كه دارد، تهيه‌ي يك بازي، به ويژه يك بازي كه بخواهد تاثير گذار باشد، بدون يك پژوهش ميداني بر روي مخاطبان، عملاً زاييده‌ي ذهنيت‌هايي خواهد بود كه اقبال خارجيِ آن كم خواهد بود.

استفاده از رايانه و شبكه‌هاي جهاني به شدت رايج شده است و در نتيجه فرهنگي را هم با خود وارد جامعه مي‌كند. شايد پژوهش‌گران ما از رايانه استفاده‌هاي خوبي بكنند، ولي همه پژوهش‌گر نيستند. در برابر اين موج انبوه اطلاعات، آيا ما گريزي داريم؟ يا چاره‌اي جز مدفون شدن و يا كم رنگ شدن انديشه‌هاي ديني در زير خروارها اطلاعات نخواهيم داشت؟
طبعا با افزايش ارتباطاتي كه اكنون با آن رو به رو هستيم، اين ذهنيت وجود دارد كه ما مي‌توانيم در درون حصاري نفوذناپذير، در برابر اين فعاليت‌ها قرار بگيريم. اين يك ديدگاه خوشبينانه است. خواه ناخواه مقدار زيادي از اين بارهاي فرهنگي به وسيله‌ي ابزارهاي مختلفي كه يكي از آنها شبكه‌ي جهاني است، منتقل خواهد شد، اما به نظر مي‌رسد ما محكوم دست بسته و ناتوان هم نيستيم. مشكل ناسالم بودن ارتباطات و اطلاعات اختصاصي به ايران و ما كه يك كشور مذهبي هستيم، ندارد. در خود كشورهاي غربي نيز به سبب اين تهاجمي كه امريكا براي گسترش فرهنگ خود ايجاد كرده است، نارضايتي و ناراحتي وجود دارد و در صدد پيش‌گيري از آن هستند.

مسلما چون كار شما هم جنبه‌ي فني دارد و هم جنبه‌ي فرهنگي و پژوهشي، با دو نوع مشكل مواجه بوده‌ايد. مهم‌ترين مشكلات خودتان را در زمينه‌ي فرهنگي و فني و هم‌چنين مهم‌ترين دغدغه‌ها و موانع‌تان، چه بوده است؟
در ابتدا آنچه براي ما مي‌توانست مشكل‌ساز باشد، همان بحث توهّم‌هاي اوليه‌ي رايانه بود و اين مشكل بزرگي بود كه مقدار زيادي از آن منتفي شده است، اما در حوزه‌ي فعاليت‌هاي فرهنگي و مشكلات فرهنگي، به نظر من رايانه و فعاليت‌هاي پژوهشي رايانه‌اي، دقيقا متاثر از مسايل حاكم بر روند پژوهش است و در ديد پژوهشي كلان، ما با مشكلاتي رو به رو هستيم كه اين مشكلات در كار رايانه‌ي ما تاثير مي‌گذارد. بحث ديگر روش‌مند كردن تحقيق است؛ يعني اگر كسي آمد از ما پرسش كرد كه براي استخراج يك حكم از احكام شرعي، بايد چه مراحلي را پيمود؟ يك وقت ما به اين شخص مي‌توانيم بگوييم كه شما مي‌توانيد چند سال سطح را بخوانيد و بعد در درس خارج شركت كنيد و پس از ده پانزده سال مي‌توانيد بفهميد كه چگونه اين حكم را استخراج كنيد؛ اما شما مي‌توانيد براي او توصيف كنيد كه در ضمن اين پنج فرآيند، اين پنجاه مرحله، كسي تصميم مي‌گيرد و به اين نتيجه مي‌رسد، و چون شما متخصص نيستيد نمي‌توانيد حتي يكي از اين پنجاه مرحله را هم طي كنيد. به نظر مي‌رسد ما در زمينه‌ي پژوهش‌هاي خودمان، هنوز در ساختن اين مباني تئوريك و مباني نظري روش‌هاي پژوهشي ابهام‌هاي فراواني داريم.
جديدترين برنامه‌هايي كه در اين زمينه كار كرديم ـ نه گام مثبتي در اين زمينه است ـ برنامه‌ي «دراية النور» است كه در زمينه‌ي رجال فراهم شده است. اين نرم‌افزار، اين ويژگي را دارد، ضمن اين كه قضاوتي را در مورد روات موجود در اسناد انجام داده است و از اسناد رفع ابهام شده و تفكيك شده‌اند. هم چنين آسان‌سازي شده و مشكلاتش برطرف شده است. تعليق‌ها و اضمارها، همه برطرف شده‌اند. اگر اين نرم‌افزار را جع به راوي‌اي قضاوت مي‌كند، به عنوان اين كه مثلاً ثقه است و به اين عنوان او را به شما پيشنهاد مي‌كند، ضمنا اين اجازه را نيز به كاربر مي‌دهد كه ديدگاه شخصي خودش را وارد برنامه كند اين راويِ ثقه را ضعيف معرفي كند يا برعكس، و به دنبال اين، در ارزيابي اسناد اين ديدگاه كاربر است كه بر برنامه حاكم خواهد بود؛ يعني اگر سندي يا روايتي را تا به حال صحيح تلقي مي‌كرد، اكنون در آن خدشه خواهد كرد؛ چون شما در يكي از روات آن دخالت كرديد. اين كاري است كه به نظر مي‌رسد در اين نوع فعاليت‌ها، اولين گام است، اما علت اين كه خيلي نمي‌شود در اين زمينه پيش رفت، يكي اين است كه در مباحث تئوريك، تا شيوه‌ي استنتاج كاربر و محقق دقيقا سيستماتيك نشود، و ما نتوانيم مشابه‌سازي كنيم، در رايانه نيز ايجاد اين فعاليت و پردازش ممكن نخواهد بود.
مسئله‌ي ديگر اين است كه به نظر مي‌رسد يكي‌سري از مسايل به زبان برنامه‌هاي ما بر مي‌گردد. غالبا مصادر و منابع نرم‌افزارهاي علوم اسلامي به زبان عربي هستند و ما مشكلاتي را در خود زبان عربي و زبان فارسي داريم. اين دو مانند زبان انگليسي نيستند. بنابر اين، بايد يك فعاليت زبان‌شناسي و پردازش‌هاي زباني، پيش از هر فعاليت علوم اسلامي انجام شود تا ما بتوانيم از رايانه، استفاده‌اي غير از ذخيره‌سازي و بازيابي انجام دهيم.
بسياري از بازيابي‌هاي مفهومي در زبان انگليسي صورت مي‌گيرد. قابليت ترجمه از زبان انگليسي به زبان‌هاي ديگر به سهولت فراهم شده است؛ زيرا آنان مباني زبان‌شناسي و پردازش‌هاي زباني را گذرانيده‌اند، اما در حوزه‌ي زبان عربي و يا زبان فارسي، ما هنوز در ابتداي راه هستيم و در نتيجه رايانه قدرت اين بازسازي را ندارد. در سال‌هاي اخير، به تازگي ديده مي‌شود برخي برنامه‌هاي ترجمه فراهم شده كه آنها هم از كاستي‌هايي رنج مي‌برند. وقتي ما نتوانيم ماهيت معنايي يك جمله و زيربناي ساختار يك جمله را شناسايي بكنيم و زير ساخت معنايش مشخص نشود، هرگونه امكان استنتاجي از بين خواهد رفت؛ مثلاً اگر يك روايتي را مي‌بينيد، راهي به جز پژوهش دستي براي استنتاج از آن نداريد، حال آن كه شما در نرم افزارهاي زبان‌هاي ديگر مي‌بينيد، به سهولت و با وجودي كه نسبت به متن پيش‌تر هيچ گونه فعاليت پژوهشيِ دستي‌اي، انجام نشده است، متني كه وارد برنامه مي‌شود، امكان بازيابي‌هاي معنايي در درصد قابل قبولي وجود دارد. بنابر اين، اين حوزه‌ها حوزه‌هايي است كه مشكلات اساسي فعاليت‌هاي پژوهشي در حوزه‌ي فرهنگي آنها وجود دارد.
در زمينه‌هاي فني نيز شايد بتوان گفت مشكلات كم‌تر است؛ زيرا بستر اين فعاليت، يك فعاليت فن‌آوري است كه در حال رشد است و عمده‌ترين نياز، روز آمد بودن است؛ به عنوان نمونه، در حوزه‌ي تواناييِ يك برنامه، شما موظف نيستيد كه توان‌هاي برنامه، يعني زبان برنامه‌نويسي را ارتقا دهيد؛ چون كساني عهده‌دار آن هستند و شما تنها بايد از اين قافله عقب نمانيد كه بحمد اللّه‌ مركز در اين زمينه موفق بوده و تلاش‌هاي خوبي كرده است. شركت در نمايشگاه‌هاي فني و تخصصي كه در جاهاي مختلف دنيا برگزار مي‌شود، از اولين اولويت‌هاي ما است براي اين كه كار فني‌مان از دانش فني روز عقب نماند. برخي از مشكلات فني است كه متاثر از جنبه‌ي فرهنگي ما است. فرض كنيد ما متني را داريم كه بايد توسط رايانه خوانده شود و كاربردها و ويژگي‌هاي آموزشي خواهد داشت، اما اين كاربري تابع پارامترهايي است از جمله اين كه ممكن است اين فعاليت فني به جايي نرسد؛ زيرا مشكل به مسايل آواشناسي و ساختار زباني باز مي‌گردد. به نظر مي‌رسد مشكلات اساسي در حوزه‌ي فرهنگي متمركز است.

همان‌طور كه ديده مي‌شود، در سطح كشور ما مراكز خدمات و سرويس‌دهي به مخاطبان در حال گسترش است. بانك‌هاي اطلاعاتي و بانك‌هاي فيلم و... نمونه‌هايي از اين امر است. استراتژي شما براي بقاي در اين بازار، كه مسلما در آينده بازار پر رقابتي خواهد بود، چيست؟
به نظر مي‌رسد كه بقاي در اين زمينه بستگي به آسان كردن امكان دسترسي و بالا بودن كيفيت خواهد بود با توجه به اين كه وجهه‌ي فعاليت مركز، وجهه‌ي فعاليت خدماتي و فرهنگي است ـ كه توسط دفتر مقام معظم رهبري هدايت مي‌شود ـ مركز مي‌تواند در حوزه‌ي رقابت، حضور جدي‌اي داشته باشد.
اگر سخن ناگفته‌اي داريد بفرماييد.
اميدوارم مؤسساتي كه در پژوهش‌هاي رايانه فعاليت مي‌كنند و هم چنين محققان، چه كساني كه كاربر هستند و چه كساني كه توليد كننده‌ي نرم‌افزار هستند، بتوانند در فرصت‌هايي نظرات خودشان را در زمينه‌هاي تئوريك اين پژوهش‌ها به نقد و ارزيابي ديگران بگذارند؛ چون اگر مباني تئوريك و نظري اين پژوهش‌ها و اين فعاليت‌هاي فرهنگي تعيين نشود، در حوزه‌هاي دانش مثل علوم اسلامي، قطعا ما با پيش‌داوري‌هايي روبه‌رو خواهيم شد كه به دليل ابهام‌ها، نادرست خواهد بود. اميدوارم زمينه‌هايي براي ارزيابيِ اين مباني، عرضه‌ي آنها و نقد آنها توسط محققان و پژوهش‌گران، فراهم شود. هم‌چنين اميدوار هستم اين بحث كوتاه، يكي از زمينه‌هاي ابتدايي اين گونه فعاليت‌ها باشد.