پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - ضرورت نهادينگى و پشتوانه تئوريك براى احزاب - صبوری ضیاء الدین
ضرورت نهادينگى و پشتوانه تئوريك براى احزاب
صبوری ضیاء الدین
در جوامع مدرن از شكافهاى مختلفى ياد مىشود كه شكاف دولت - ملت از جمله اين شكافها است و در افزايش تزاحم و تقابل ميان آن دو صورتبندى مىشود. اما حلقههايى در اين بين وجود دارد كه مىتوانند نقش بينابينى را بر عهده گرفته و به عنوان مظهر طبيعى جامعهاى كه از آن بانام »جامعه مدنى« ياد مىشود، ايفاى وظيفه كنند و تحقق توسعه سياسى را رقم بزنند.
احزاب از مهمترين اين حلقهها است كه در واقع عمدهترين شاخص توسعه سياسى به شمار آمده و معيار متفاوتى براى قضاوت در خصوص وجود يا ميزان دستيابى به اين ضرورت است. اين ركن مهم در تاريخ تحولات اخير سياسى اجتماعى كشور، با فراز و فروزهايى مواجه بوده و با وجود تصريح قانون اساسى و سياستهايى كه در جوهره نظام براى ارتقاى منزلت و جايگاه اين نهاد استوار بود، امّا با تزلزل جايگاه در مقاطعى از اين تاريخ نوين، شبههها و شائبههايى را ايجاد كرد كه اعتماد به موفقيت آن را سست كرده است. در حالى كه در بسيارى از جوامع، ولو به ظاهر، از قوت و استحكام احزاب سخن گفته مىشود، در جامعهاى كه بر آمده از آرمانهاى مترقى و مبتنى بر دو اصل استقلال و آزادى، با محوريت جمهوريت و اسلاميت است، از تزلزل و بنيان سست احزاب سخن گفتن، جز جفايى در حق انقلاب و دستاوردهاى آن نيست و تأسف بارتر آنكه از مسائلى همچون خلاء احزاب قوى و پايدار، بلكه در قامت ترويج ايده نظام منهاى احزاب مطرح مىشود.
برخى با ايراد شبهه در خصوص نگاه منفى حضرت امام(ره) نسبت به احزاب، به تفكر ناكارآمدى احزاب در ساختار سياسى جامعه دامن مىزنند و در اين پندار خام هستند كه به كشور و ملت خدمت مىكنند؛ در حالى كه انتقاد حضرت امام و نگاه منفى ايشان معطوف به اين واقعيت بود كه حزب به معناى واقعى كلمه وجود ندارد و اصولاً احزاب موجود، به لحاظ منشأ و مرجع نشو و نمو، دولتىاند و براى تحكيم قدرت دولتى شكل گرفتهاند. در صورتى كه به تأييد صاحب نظران علم سياست، احزاب واقعى، به عنوان مظهر اقتدار جامعه مدنى، بايد از پايين به بالا شكل بگيرند و مواضع از طريق اين نهادها به صورت شفاف و آشكار بيان شود؛ يعنى پيگيرى مسائل در قالب جنبشهاى اجتماعى كه متضمن هزينههاى گزاف و بعضاً غير قابل جبران هستند، البته بنا به متد و روشها، جاى خود را به پيگيرى در قالب احزاب و تشكلهاى شناسنامهدار بدهد كه علىالقاعده بايد از يك چارچوب نظرى مشخصى نيز برخوردار باشد.
در مدل اخير، رفتارهاى احساسى كم رنگ و در نهادينگى مدلهاى رفتارى متبلور مىشود، بنابراين وجود احزاب قوى و داراى پشتوانه تئوريك موجب مىشود كه جريانها و تفكرات فاقد پشتوانه فكرى و فرهنگى، منزوى و از گردونه رقابت خارج و زمينههاى رقابت سالم سياسى فراهم و مهيا گردد.
صاحب نظران سياسى حداقل به سه كارويژه مهم حزب اشاره مىكنند كه در خور تأمل است: انتخاباتى، آموزشى و ادغام اجتماعى.
از آنجا كه احزاب سياسى در ارتباط مستقيم با پديده انتخابات و به منظور انجام بهينه آن شكل گرفتند، بيشتر كارويژههاى آن با برگزارى انتخابات پيوند دارد.
دكتر نقيبزاده صاحب نظر سياسى در اين باره به موارد زير اشاره دارد:
١. شكل دادن به افكار عمومى از طريق اطلاعات و مشاركت در ايجاد يا حفظ وجدان سياسى مشاركت.
٢. گزينش نامزدهاى انتخاباتى و تشكيل جريانهاى درون پارلمانى، از ميان اعضاى انتخاب شده كه موجب ثبات و شفافيت بحثها در مركز تصميمگيرى مىشود.
تجربه انتخابات اخير نياز به حزب، با كارويژههايى كه به آن اشاره شد، به روشنى و وضوح رخ نمود و ديگر به نظر نمىرسد كه مجالى براى نفى كارويژههاى اين نهاد و شاخص توسعه باقىمانده باشد.
بنابراين، پرداختن به اصل تحزّب و فاصله گرفتن از رفتارها و حركتهاى بدون چارچوب و فاقد پشتوانه تئوريكى منسجم، در قالبهاى موقتى و زودگذر كه تاريخ مصرف مشخصى دارند، بايد به عنوان يك استراتژى مورد حمايت محافل فكرى قرار گرفته و در عمل از سوى دولتمردان حمايت و تقويت مىشود و هر قدمى كه در راستاى ترويج تفكر نفى احزاب برداشته شود، با اصول مطرح قانون اساسى فاصله و منافات دارد و مالاً مطرود خواهد بود.