پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - رسانه و نفوذ سلطه
رسانه و نفوذ سلطه
٣- اينك رسانههاى فراملى، به مثابه يكى از مؤثرترين ابزار تحكيم هژمونى نظام سلطه جهانى، به ويژه آمريكا عمل مىكنند. اين رسانهها به شركتهاى قدرتمند و با نفوذ فراملّيتى وابستهاند و در جهت تأمين منافع كشورهايى چون آمريكا نقش اساسى دارند.
٢- مؤثرترين ابزار براى جهانى كردن فرهنگ غرب، شركتهاى فراملى و نيروى محركه اين فرايند، بهرهگيرى از انقلاب در عرصه فناورى اطلاعات (جهانى شدن ارتباطات) است. پديده جهانى شدن ارتباطات را پس از دهه ١٣٤٠/١٩٦٠، مىتوان از رشد رسانهها و شركتهاى فراملى، نظير تايم وارنر، ديزنى، رويترز، سونى، مردوخ و برتلزمن دريافت كه همگى به اقتصادهاى پيشرفته وابستهاند، تا آنجا كه سازمانهاى دولتى و غير دولتى ارتباطى را به شدت تحت الشعاع خود قرار دادهاند. بخش زيادى از سلطه رسانههاى غربى بر جهان، به آمريكا تعلق دارد، اين مسئله را بايد ناشى از تجربه بازاريابى، رشد و استفاده از تكنولوژىهاى جديد، براى دستيابى به جلوههاى ويژه دانست.
شايد به همين دليل تلاش دولتهاى ملى، در حفظ جوامع خود از سيطره فرهنگى آمريكا، چندان موفقيتآميز نبوده است، زيرا از يك سو، محصولات فرهنگى آمريكا، حاوى مفاهيم جذابى چون آزادى، حق انتخاب فردى و آينده مطلوب است و از سوى ديگر، زير ساختهاى نامطلوب كشورها، موجب تسهيل انتقال و پذيرش محصولات فرهنگى آمريكايى شده است. از ديگر دلايل موفقيت رسانههاى آمريكايى در تسلط بر جهان را مىتوان به امور زير مرتبط دانست. در گذشته، تعادلى ميان منافع كارگرى و كشاورزى از يك سو، و شركتها از سوى ديگر وجود داشت، اما امروزه اين شركتهاى تجارى - رسانهاى هستند كه بر امور سلطه يافتهاند. بخشى از اين سلطه يابى، به نقشى كه رسانهها در امر مبارزات انتخاباتى ايفا مىكنند، باز مىگردد هزينههاى تبليغات رسانهاى نامزدها، مرتب در حال افزايش است. اين امر به افزايش توانايى مالى شركتهاى رسانهاى از طريق بهرهجويى از نامزدهاى به قدرت رسيده، انجاميده است ؛ از اين رو، اين شركتها از حمايت وسيع قانونى در آمريكا بهرهمند هستند.
از يك قرن پيش، دادگاه عالى آمريكا همان حقوقى را كه براى افراد قائل است، براى شركتها نيز در نظر گرفت، به همين دليل، نظارت بر رسانهها بسيار دشوار گرديد. هم چنين، در دهه ١٣٥٠/١٩٧٠، اين شركتها از اصلاحيه اول قانون اساسى آمريكا، براى گسترش و سيطره جهانى فعاليتهاى خود بهرهگرفتند. از آنجا كه رسانهها، حمايت مالى گستردهاى از جانب آگهى دهندگان كسب مىكنند، به نحو گستردهاى اقدام به پخش آگهى تبليغاتى و تجارى مىكنند ؛ از اين رو اين رسانههإ؛ به دستگاههاى عظيم بازاريابى و ايدئولوژيكى به منظور تأثير گذارى شركتها تبديل شدهاند. در واقع، اين رسانهها مفسران نهايى واقعيت هستند و واقعيت را بر اساس منافع شركتها تعريف مىكنند.
١- نتيجه اينكه اقتدار شركتهاى رسانهاى در حال افزايش بود و آنها به دنبال ياقتن بازارهاى جديد، كاهش ماليات بر فعاليتهاى خود و كسب منافع بيشتر از حكومتها هستند ؛ در اين راستا، شركتها و رسانههاى فراملى، اولويت بسيار زيادى براى مقررات زدايى قائلاند ؛ چرا كه بدين وسيله مىتوانند به سادگى در رسانههاى ملى نفوذ كنند، و از طريق آژانسهاى تبليغاتى خود، به نحو نامحدودى بر آنها تأثير بگذارند.
يكى از راههايى كه به موفقيت شركتهاى فراملى رسانهاى آمريكا بر جهان انجاميده است، تمركز در فعاليتها و حركت به سوى تأسيس اتحاديههاى رسانهاى است. دو نمونه بارز اين مسئله عبارت است از:
نمونه اول. اتحاديه ارتباطات راه دور بين المللى ITW است كه در سال ١٢٤٤/١٨٥٦ تأيس و در سال ١٣١١/١٩٣٢ به اتحاديه بين الملل تلگراف تغيير نام داد. سپس به منظور جلوگيرى و ممانعت از نفوذ جهان سوم، مجدداً سازماندهى شد. در پى آن، نقش شركتهاى حقوقى در آن بيشتر گرديد. اين سازمان كه هم اكنون به عنوان يكى از نهادهاى تخصصى سازمان ملل فعاليت مىكند، نقش روز افزونى در حمايت از رسانههاى ملى دارد.
نمونه دوم. گات (GATT) يا موافقت نامه عمومى تعرفه و تجارت كه امرزه، وتو (WTO) يا سازمان تجارت جهانى خوانده مىشود، از سال ١٣٢٦/١٩٤٧ تأسيس و در سال ١٣٧٥/١٩٩٦ تغيير نام داد. اين سازمان تلاش زيادى در جهت حفظ منافع شركتهاى رسانهاى و گسترش جريان اطلاعاتى غرب نمود.
به اين دليل، اين شركتها با دقت كامل بر قوانين و جريانهاى مربوط به روند گسترش اطلاعات، نظارت داشته، هرگونه مخالفتى را ساكت و سركوب مىكنند. آنها با بىطرف ساختن دولتها، نفوذ جهانى خود را كامل كرده، بدون نظارت مؤثر، به فعاليت مشغولاند ؛ اين در حالى است كه سازمانهاى بينالمللى، نظير سازمان ملل متحد و يونسكو، در اين زمينه، ضعيف و خلع سلاح شدهاند.(١)
پىنوشت:
١ - نقل از سياحت غرب (آذر ٨٢).