پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - نمايشگاه كتاب و گسلهاى معرفتى - فیاض ابراهیم

نمايشگاه كتاب و گسل‌هاى معرفتى
فیاض ابراهیم

١. كتاب رسانه‌اى است كه تابعيت خاصى از جامعه خود را دارد و جامعه ايرانى يك نوع رسانه ايرانى، يا كتاب ايرانى مى‌خواهد؛ پس هر تحولى كه در جامعه رخ دهد، آن تحول در رسانه كتاب هم رخ خواهد داد.
شناسايى وضعيت اجتماعى ـ رسانه‌اى كتاب در ايران، امرى ضرورى است و تنها در اين صورت است كه مى‌توان يك نمايشگاه كتاب ايرانى برگزار كرد.
٢. وضعيت معرفتى جامعه ايران امروز، از آن حالت خاص به ميانه راه رسيده و نيم پخته شده، و براى تعالى خود به رسانه‌اى نياز دارد تا بتواند آن را به مرحله تمدنى توليد فكر برساند كه مهم‌ترين اين رسانه‌ها كتاب است؛ پس در نمايشگاه‌ها بايد كتاب‌هايى عرضه شود كه اين مرحله را محقق سازند.
٣. نمايشگاه كتاب ايران، هنوز بر منبع و راه مرحله ابتدايى انديشه و همانند ١٧ سال پيش بنا مى‌شود؛ يعنى آوردن كتاب‌هاى مبانى و اوليه علوم كه چون نسل جوان ايرانى خواهان اين كتاب‌ها هستند، پس آوردن كتاب‌هاى اوليه و مبانى ادامه يافته است و به ندرت كتاب‌هاى كلاسيك و عميق ارائه مى‌شود؛ خلاصه آنكه شركت‌هاى تجارى كتاب احساس مى‌كنند كه هرچه از انبارهايشان مانده، در ايران به فروش مى‌رسد و به اين بازار ايران، به عنوان يك بازار استثنايى نگاه مى‌كند كه مى‌تواند پس مانده انبار خود را به فروش برساند.
٤. فروش پس‌ماندگى انبار، موجب شده است كه كتاب‌هاى كلاسيك به بازار ايران نيايد و در نمايشگاه به نمايش در نيايد. از سوى ديگر، آخرين كتاب‌هاى تفسيرى و تحليلى آنها نيز به ايران نمى‌آيد (بهانه آنها اين است كه ايرانى‌ها كپى‌رايت يا حق نويسنده را پرداخت نمى‌كنند). پس آنچه رخ مى‌دهد اين است كه نه از ابتداى غرب خبر داريم و نه از انتهايش، و اين گسل معرفتى يك نوع انحطاط معرفتى و علمى را به‌وجود مى‌آورد.
٥. اين گسل علمى و معرفتى موجب مى‌شود كه دانشگاه‌ها و حوزه‌هاى علميه ما دچار يك اشتباه بينشى شوند كه اين اشتباه بينشى، در عقب‌ماندگى و انحراف فكرى، علمى و دانشى اين دو نهاد مهم معرفتى ايران به شدت تأثير خواهد گذاشت؛ به اين ترتيب كه آنها نمى‌توانند سير زمانى و مكانى انديشه‌هاى غربى را دريابند و چون اين نوع سير را درنمى‌يابند، انديشه‌زايى و توليد فكر را نمى‌آموزند و اين موجب وابستگى هميشگى دانشگاه به غرب خواهد بود. از طرف ديگر، ايرانيان دانشور، انديشه‌هاى غربى را مقطوع و متعين خواهند يافت، حال آنكه نه آن مقطوعيت را داراست و نه آن هخرا.
٦. يارانه‌هاى ارزى كشور، به جاى آنكه براى ايجاد اين گسل معرفتى در ايران صرف شود، بايد هدفمندتر در جهت شكوفايى فرهنگى ـ معرفتى ايران هزينه شود. سالن‌هاى عرضه كتب ارزى، بايد به عرضه كتب غربى كلاسيك و انديشه‌هاى نو اختصاص يابد و كتاب‌هاى غيركلاسيك و غيرجديد در سالن‌هاى ريالى در معرض فروش گذاشته شود و اين فشار اقتصادى، به تنظيم بازار كتاب براساس هدف مذكور كمك خواهد كرد.
٧. به اين ترتيب، يارانه‌هاى ارزى به ميزان كمى به كتاب‌هاى غيرضرورى اختصاص مى‌يابد و در عوض مى‌توان به اساتيد دانشگاه، حوزه و دانشجويان دكترى و طلاب درس خارج، براى خريد دوره‌هاى كتاب‌هاى كلاسيك و جديد، سهميه ارزى بيشترى ارائه شود تا بتواند دوره‌هاى كتاب كلاسيك و كتب بسيار جديد و اصلى را خريدارى كنند. اين برنامه موجب مى‌شود كه در درازمدت، ما متخصصين زيادى داشته باشيم و ايران مثل برخى از كشورهاى آسيايى به مرز نوآورى انديشه‌اى (مثل چين و ژاپن و تا حدى هند) نزديك شود.
٨. كتب منظور و مذكور فوق، نبايد به زبان انگليسى منحصر باشد و زبان‌هاى فرانسوى، آلمانى، روسى، اسپانيولى، ايتاليايى و... نيز بايد به ميدان آورده شوند؛ چون نفس حضور اين نوع زبان‌ها موجب تهيج به آموختن اين زبان‌ها، و در نتيجه رشد فرهنگى ايران خواهد شد؛ اگر اين اتفاق رخ ندهد، ما دچار سانسور جهانى انگلوساكسون‌ها خواهيم شد، ولى يارانه‌هاى ارزى مى‌تواند اين حركت عظيم فرهنگى را در نمايشگاه كتاب ايجاد كند.
٩. ترجمه كتب كلاسيك و سپس تفسير خلاق آنها، موجب به وجود آمدن نهضت ترجمه خواهد شد، نه ترجمه آثارى مبتذل و پيش افتاده (همان‌طور كه تا حال در ايران بوده است)؛ چرا كه اين كتب ساده، جز كوتاه نگه داشتن فكر، كارى نخواهند كرد. به همين دليل، تخصيص بودجه از طرف وزارتخانه‌هاى مربوط در نمايشگاه‌هاى كتاب، براى برگرداندن از زبان اصلى به زبان فارسى، به شدت ضرورت دارد.
١٠. دعوت از متفكران غربى و عربى و نويسندگان كتاب‌هاى مطرح جديد، و گفت‌وگوى مستمر با آنان، در جهت روشن شدن مطالب آنها، بسيار مهم است. خصوص انگيزه‌شناسى و دقت در موضوعات اين كتاب‌ها بر تأمل انديشمندان ايرانى سخت خواهد افزود؛ مثل حضور تاريخى هانرى كربن در ايران و آثار علمى و فكرى حلقه او در اين كشور كه در طول سال‌هاى برگزارى نمايشگاه كمتر رخ داده است.
١١. زمان و مكان برگزارى نمايشگاه كتاب بسيار مهم و ضرورى است؛ برخى از مسائل فوق، زمان و مكان خاص خود را مى‌طلبد. اين وضعيت مكانى كيلومترى براى ديدن و خريدن و تحويل از انبار، هر انسان توانايى را خسته مى‌كند، تا چه رسد به متفكران سالخورده‌اى كه احتمالاً دچار بيمارى‌هاى خاص باشند و يا پيرى قوت آنها را برده باشد. آنچه پيداست، مكان فعلى بيشتر يك مكان مناسب تجارى است. زمان يك هفته‌اى نيز زمان تجارى است و اگر اين رويه اقتصادى زمانى و مكانى رها نشود، همان مى‌شود كه ذكر شد.
١٢. آنچه گفته شد، به يك شرط لازم و كافى نياز دارد و آن تعيين يك هيئت علمى از همه گروه‌ها و اقشار براى اين نمايشگاه است تا بتواند شرايط فوق را به مرحله تحقق برساند؛ هيئت علمى مورد نظر مى‌تواند يك فرصت شش ماهه مطالعاتى را براى رسيدن به نتايج مطلوب برنامه‌ريزى كند. آنچه بايد در نظر داشت اين است كه علوم و دانش‌هاى بشرى، نحله‌ها و مكاتب مختلف دارد و هيئت علمى نبايد از يك مكتب و نحله خاص باشد بلكه بايد عام و شموليت داشته باشد.
١٣. كتاب يك رسانه ارتباطى است و نمايشگاه بين‌المللى كتاب، يك نمايشگاه ارتباطات ميان فرهنگى. به همين دليل سياستگزارى درباره آن، يك نوع سياستگزارى ميان فرهنگى است كه اصول آن بايد رعايت شود؛ مثل جهان‌بينى و تاريخ. پس مطالعه ميان فرهنگى نمايشگاه تهران بسيار ضرورى است تا بتوان بر آثار فرهنگى آن در فرهنگ مبدأ و مقصد پى‌برد.
١٤. كتاب يك رسانه است كه با ديگر رسانه‌ها از قبيل سينما، مطبوعات، راديو و تلويزيون در تعامل است و به دو علت تاريخى و ارتباط با نخبگان در اوج اين رسانه‌ها از نظر توليد معنا قرار دارد؛ پس بايد يك ارتباط ميان رسانه‌اى براى كتاب در نمايشگاه بين‌المللى انتخاب شود تا يك نوع تراكم و تعامل معرفتى برقرار شود، وگرنه يك نوع بحران رسانه‌اى ايران را طى خواهد كرد و نتيجه آن، پژوهش معنا و نماد از ديگر رسانه‌هاى جهانى در عصر رسانه‌هاى جهانى (نه ارتباطات جهانى) خواهد بود كه اين خود زمينه‌ساز يك بحران فرهنگى است.