پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - آژانس بين المللى انرژى اتمى، خاستگاه غربى و عملكرد جانبدارانه - شیرودی مرتضی

آژانس بين المللى انرژى اتمى، خاستگاه غربى و عملكرد جانبدارانه
شیرودی مرتضی

مرتضى شيردوى

خلاصه

شوراى حكام يا داورى آژانس بين‌المللى انرژى اتمى، در ٢١ شهريور ١٣٨٢/١٢ سپتامبر ٢٠٠٣ قطعنامه‌اى عليه ايران صادر كرد كه طى آن ايران بايد، اولا: تا٥٠ روز ديگر، يعنى تا ٩ آبان ١٣٨٢/٣١ اكتبر ٢٠٠٣ مفاد قطعنامه را به اجرا درآورد. ثانيا، به كارشناسان آژانس بين‌المللى انرژى اتمى اجازه بازرسى تاسيسات و مؤسسات هسته‌اى ايران را صادر كند. ثالثا، به توقف فورى و كامل فعاليت‌هاى غنى سازى اورانيوم بپردازد. رابعا، پروتكل الحاقى ٢ + ٩٣ (٢) را فورا به تصويب برساند. تصويب اين قطعنامه، بيش از گذشته، بهره‌گيرى دول قدرتمند از آژانس براى مقاصد سياسى را نشان مى‌دهد. اما چرا آژانس به جاى ايفاى نقشى مؤثر در جلوگيرى از توليد، تكثير و انبار سازى سلاح‌هاى اتمى قدرتمندان و كشورهاى متحد آن، مى‌كوشد، ديگر كشورها را از دستيابى به فناورى صلح‌آميز هسته‌اى باز دارد؟

آغاز

مقاله حاضر مى‌كوشد با كاويدن بسترهاى تاسيس آژانس بين‌المللى انرژى اتمى، به سئوال فوق پاسخ دهد. كاربرد چند جانبه انرژى اتمى، نشان از آن دارد كه چشم پوشى از فناورى صلح‌آميز در انرژى اتمى قابل اجتناب نيست. از اين رو، پروژه مانهاتان اولين تلاش نظامند آمريكا براى رسيدن به بمب اتمى است. پس از آن، ضرورت تاسيس سازمان‌ها، قانون‌ها، كميسيون‌ها، كميته‌ها و طرح‌ها به منظور ممانعت كشورهاى غير قدرت هسته‌اى از دستيابى به انرژى اتمى صلح‌آميز و غير آن پديد آمد، كه با مرور كوتاه برخى از آن‌ها، مى‌توان به چرايى مواضع اكنون آژانس بين‌المللى انرژى پى‌برد:

هشدارهاى اوليه

پروژه مانهاتان اولين پروژه موفق در تهيه و ساخت‌بمب اتمى و ورود به دنياى انرژى اتمى، هسته‌اى و نوترونى است. انگيزه اوليه پروژه مانهاتان در ١٣١٨/١٩٣٩ پديد آمد. در اين تاريخ دو دانشمند مجارى به نام‌هاى لئوژيلارد و يوجين ويگنر، (٣) آلبرت انيشتين (٤) را ترغيب كردند، نامه‌اى به رئيس جمهور آمريكا - فرانكلين روزولت (٥) - بنگارد، و در آن به ايلات متحده آمريكا توصيه كند، فعاليت پژوهشى اتمى خود را جدى بگيرد، اما به رغم توصيه‌هاى انيشتين، تا ١٣٢١/١٩٤٢، آمريكا تلاش چندانى در اين عرصه صورت نداد، ولى هشدارهاى ده‌ها دانشمند يهودى پناهنده از آلمان نازى به آمريكا، پروژه مانهاتان طراحى شد كه دانشمندانى تحت نظارت وزارت جنگ آمريكا و سرپرستى علمى رابرت اوپنهايهمر (٦) فيزيك دان آلمانى - مبتكر تئورى كوانتيك اتم به اخت‌بمب اتمى پرداختند. البته مديريت پروژه بر عهده ژنرال لسلى گرووز (٧) بود. وى ١٥ هزار نفر را به كار گرفت، ٢ ميليارد دلار هزينه كرد، و تاسيسات فراوانى را در اوك ريج (٨) در تنسى وهانفورد واشنگتن بنا نهاد. (٩)
پروژه مانهاتان توفانى در ميان جامعه علمى آمريكا ايجاد كرد. لئوژيلارد در مخالفت‌با استفاده از بمب اتمى، جامعه علمى آمريكا را بسيج نمود. استدلال او اين بود كه توليد و بكارگيرى بمب اتمى، روابط آمريكا و شوروى را تضعيف خواهد كرد، و به يك مسابقه تسليحاتى اتمى بى سابقه دامن مى‌زند. ژيلارد تلاش نمود تا ملاقاتى فورى با رئيس جمهور - هرى ترومن - (١٠) به عمل آورد، اما اين تلاش ناكام ماند، سرانجام او را نزد جيمز بيرنس (١١) كه بعدها وزير امو خارجه آمريكا شد، فرستادند، ولى بيرنس با ژيلارد از در مخالفت درآمد، و تاكيد كرد كه آمريكا تنها براى نمايش عزم خود، وارد اين عرصه شده است، و جز آزمايش بمب اتمى، هدفى ندارد، اين در حالى بود كه حتى او پنهايهمر هم استفاده از بمب اتمى را از سوى آمريكا، حتمى مى‌دانست. در اين راستا، ترومن در پاسخ به درخواست‌هاى وزير جنگ، يك گروه مشورتى غير نظامى ويژه به نام كميته موقت‌برپا كرد تا درباره كاربردهاى سياسى ، علمى و نظامى انرژى اتمى، توصيه‌هاى خود را در اختيار وى قرار دهند. اين كميته نهايتا به رئيس جمهور پيشنهاد كرد ، هرچه زودتر و بدون اخطار قبلى از بمب اتمى بر ضد ژاپن استفاده كند. در اين ميان، ژيلارد همچنان به تلاش هايش به منظور متوقف كردن يا به تاخير انداختن استفاده از بمب اتمى پى گرفت. وى از دانشمندان اتمى مقيم آمريكا در مخالفت امضا گرفت، در عوض، ژنرال گرووز در واكنش به اين اقدام ژيلارد، و در يك اقدام فريب كارانه موافقت ٤٦ درصد دانشمندان اتمى آمريكا براى اقدام اتمى عليه ژاپن را به دست آورد. اين مسئله به توصيه كميته موقت قوت بخشيد، و نيز، اين كميته از تصميم رئيس جمهورى براى فروريختن بمب بر روى شهرهاى هيروشيما و ناكازاكى جانبدارى كرد. (١٢)

دستيابى به بمب اتمى

ساخت‌بمب اتم، نخستين ضرورت‌هاى تاسيس آژانس و سازمانى كه بر مصارف ناشى از شكافتن اتم نظارت داشته باشد را پديد آورد. انرژى اتمى هم، از شكافتن هسته اتم پلوتونيوم و اورانيوم به دست مى‌آيد، يعنى اينكه در پى انفجار ناشى از جداشدن يا تجزيه اتم‌هاى عناصر مختلف، انرژى اتمى توليد مى‌شود. اين نوع انفجار، چهار اثر بزرگ مى‌آفريند. اول، حرارتى بسيار شديد ناشى از آزاد شدن اتم‌هاى تجزيه شده پديد مى‌آيد. دوم، تغييرات زيادى در اتمسفر به وجود مى‌آورد، و آن نيز، موجب پديد آمدن بادهاى سهمگين مى‌گردد كه خسارات مادى فراوانى را ايجاد مى‌كند. سوم، تشعشعات هسته‌اى بى درنگ در فضا پراكنده مى‌شود، و همچنين، ذرات ساب اتميك يا پديده‌هاى درونى اتمى، چون اشعه‌هاى نوترون و گاما، در اثر تجزيه اتم‌هاى اورانيوم آزاد مى‌شوند و مرگ به همراه خواهد آورد. چهارم، گرد و غبار ناشى از انفجار هسته‌اى، حاوى ايزوتوپ‌هاى چون استرونيوم است، و آن هم، داراى راديواكتيو بالاست كه تا دوره زمانى نامحدود و نامشخص براى سلامتى سخت زيانبار است. بااين وصف، هيچگاه نمى‌توان از كاربرد صلح‌آميز و مصارف مسالمت جويانه اتم در امور پزشكى، توليد برق و غيره صرف نظر كرد. (١٣) زيرا و مثلا:
اگر ايران نيروگاه بوشهر را راه اندازى كند، سالانه ١٩٠ ميليون بشكه نفت‌خام با ارزش اقتصادى ٥ ميليارد دلار صرفه جويى خواهد كرد. همچنين، از توليد ١٥٧ هزار تن دى اكسيد كربن، ١١٥٠ تن ذرات معلق در هوا، ١٣٠ تن گوگرد و ٥٠ تن اكسيد نيتروژن جلوگيرى مى‌شود، از همه مهم‌تر، ٧٠٠٠ مگاوات به ظرفيت توليد برق كشور اضافه خواهد شد. مصرف كل انرژى هسته‌اى در جهان نيز در سال ١٣٨٠/٢٠٠١ معادل سوزاندن ٦٠١ ميليون تن نفت‌خام بوده است. از اين رو، امروز ٤٢٠ نيروگاه هسته‌اى در جهان وجود دارد كه سالانه حدود ٤١٠ گيگاوات (١٤) برق توليد مى‌كند. (١٥) به علاوه، انرژى حاصل از شكافتن يك گرم اورانيوم مى‌تواند يك بار ٨ هزار تنى را تا ارتفاع ١٠٠٠ مترى بالا ببرد، يا ٢٠٠ تن آب را به ١٠٠ درجه برساند، يا ١٥ هزار لامپ ٦٠ واتى را ٢٤ ساعت روشن نگاه دارد. (١٦) بنابراين، اولين گام در تاسيس سازمانى كه وظايفى درباره انرژى اتمى داشته باشد را بايد در شكل‌گيرى ايده دستيابى به بمب اتمى براى مصارف نظامى و غير نظامى دانست.

فاجعه هيروشيما و ناكازاكى

در ١٣ مرداد ١٣٢٤/٦ اوت ١٩٤٦ يك بمب اتمى با قدرت ١٤ كيلو تن، معادل ١٤ هزار تن T.N.T از سوى آمريكا در هيروشيما به كار رفت كه حاصل آن ١٣٥ هزار كشته بود. سه روز بعد، بمب اتمى ديگرى با قدرت ٢٠ كيلو تن بر روى شهر ناكازاكى فروريخته شد كه ٦٤ هزار كشته داشت. در بيانيه رسمى دولت آمريكا، هدف از بمباران اتمى ژاپن ، پايان دادن هر چه زودتر به جنگ جهانى دوم و اجتناب تلفات انسانى عظيم ناشى از ادامه جنگ عنوان گرديد. ترومن - رئيس جمهور آمريكا به رغم انتقادهاى فراوان، از اين تصميم خود سخت دفاع كرد. استدلال وى در اين باره آن بود كه اين بمباران‌ها به پايان بردن سريع جنگ كمك كرد، و تهاجمات هوايى به ژاپن را متوقف نمود، به محاصره دريايى و هوايى اين كشور پايان داد، و از درگيرى آتى ارتش‌هاى زمينى جلوگيرى به عمل آورد. ترومن همچنين استدلال مى‌كرد كه با توجه به مسئوليت‌هايى كه قانون اساسى به وى محول كرده است، چاره‌اى جز صادر كردن دستور بمباران هيروشيما و ناكازاكى را نداشته است، ولى كارشناسان نظامى برجسته‌اى چون هانسون بالدوين، (١٧) به كارگيرى بمب اتمى را موجب تسريع در پيروزى و نه موجب پيروزى در جنگ مى‌دانستند. به عقيده گار آلپرووتيز (١٨) - تاريخ‌نگار - ترومن نه براى پايان دادن به جنگ، بلكه به منظور واداركردن شوروى سابق به تغيير مسير اتمى‌اش، به بمباران اتمى ژاپن دست زده است. كارول گوئيگلى (١٩) - استاد دانشگاه - مدعى شد كه آمريكا با به‌كارگيرى بمب اتم، يك مسابقه تسليحاتى بين‌المللى با تبعات وخيم را پديد آورده است.
به هر دليل، حادثه هيروشيما و ناكازاكى جان هزاران انسان را گرفت، و حتى لطمه‌هاى جسمى و روانى فراوانى بر انسان‌هاى باقى مانده وارد كرد، و خسارات مادى زيادى بر جاى گذاشت. بشر با رؤيت آثار وخيم جانى، جسمى و روانى اين واقعه، پيش بينى‌هاى علمى كه آثار مصيبت‌بار ديگرى از انفجارات هسته‌اى را ترسيم مى‌كرد، همواره از كاربرد آگاهانه اين سلاح‌ها در وحشت‌بوده است. اگر ترس از اين عواقب دهشتناك نبود، چه بسا در بحران برلين (٢٠) در ١٣٢٧/١٩٤٨ و يا جنگ دو كره (٢١) ١٣٢٩/١٩٥٠ جنگ هسته‌اى بين آمريكا و شوروى سابق به وقوع مى‌پيوست. (٢٢) مهم‌ترين اثر آنى بمباران هسته‌اى، كشته و مجروح شدن عده زيادى از انسان‌هاست. در اين باره ، هواداران جنگ هسته‌اى عقيده دارند كه در يك جنگ هسته‌اى فقط ٣٠ درصد از افراد بشر نابود خواهند شد، در حالى كه مخالفين اين رقم را تا ٥٠ درصد تخمين زده‌اند. طبق پيش بينى دالس وزير امور خارجه آمريكا در ١٣٢٩/١٩٥٠ در روزهاى نخستين جنگ هسته‌اى، ٧٢ ميليون كشته و ٢١ ميليون مجروح مى‌شوند. مطابق آمارى ديگر، در لحظات اوليه درگيرى اتمى بين شوروى سابق و آمريكا، ٢٠٠ ميليون كشته و ٦٠ ميليون نفر، آسيب‌هاى جبران‌ناپذير خواهند ديد. در روزهاى پس از بمباران هسته‌اى، شمار كشته شدگان بيشتر خواهد شد، زيرا، تعدادى از مجروحين به دلابل زير خواهند مرد:
١ - علت تخريب پل‌ها، راه‌هاى ارتباطى و آسيب ديدن وسايط نقليه حمل بيمار و مانند آن.
٢ - كمبود دارو و كاهش مراقبت‌هاى پزشكى ناشى از تخريب انبارهاى دارو و كشته شدن ٨٠ درصد پزشكان و پرستاران.
٣ - تخريب بيشتر مراكز درمانى، از بين رفتن مقادير زيادى از ذخاير آب و غذا و مانند آن. (٢٣)

تلاش‌هاى آمريكايى

با تصويب قانون انرژى اتمى در ١٣٢٥/١٩٤٦ از سوى كنگره آمريكا گام ديگرى براى تاسيس آژانس بين‌المللى برداشته شد. به موجب اين قانون، اولا، انتشار اطلاعات درباره سلاح‌ها و تكنولوژى هسته‌اى ممنوع گشت. ثانيا، كميسيون انرژى اتمى تاسيس شد. بر اين كميسيون، پنج كميسر از سوى رئيس جمهور آمريكا نظارت مى‌كردند، و كنگره هم از طريق كميته مشترك انرژى اتمى بر فعاليت‌هاى كميسيون نظارت داشت. ثالثا، تجارب هسته‌اى و توليد سلاح‌هاى هسته‌اى، تحت مراقبت كميسيون قرار گرفت، يعنى كميسيون وظيفه داشت، تهيه و توليد سلاح‌هاى هسته‌اى را سامان دهد، و انحصار دولت آمريكا بر مواد هسته‌اى را حفظ كند. رابعا، هدايت و نظارت بر جريان تهيه و توليد بمب اتمى به كميسيون واگذار گرديد. خامسا، كميسيون موظف بود بر پژوهش‌هاى استفاده صلح‌آميز از اتم نظارت كند. سادسا، كميسيون بايد از صدور تكنولوژى هسته‌اى حتى براى مقاصد صلح‌آميز جلوگيرى نمايد. هدف قانون و كميسيون انرژى اتمى عبارت بود از: ١ - جلوگيرى از دستيابى كشورهاى ديگر به سلاح‌هاى اتمى، اما چند سال بعد، دو كشور انگليس و شوروى سابق به بمب اتمى دست‌يافتند. ٢ - انتقال كنترل، تهيه و توسعه انرژى هسته‌اى از نظاميان به غيرنظاميان و يا يك ارگان غير نظامى، ولى هرگز نتوانست نظاميان را از سلاح اتمى دور نگاه دارد. (٢٤)
طرح باروك يا باروخ (٢٥) در ١٣٢٥/١٩٤٦ به وسيله آمريكا به كميسيون انرژى اتمى سازمان ملل متحد تسليم شد، هم از يك سو، با قانون و كميسيون انرژى اتمى آمريكا ارتباط دارد، و از سوى ديگر، شكل‌گيرى آژانس بين‌المللى را سرعت‌بخشيد. اين طرح در راستاى تاكيد كميسيون انرژى اتمى آمريكا به منظور تهيه طرحى براى انهدام سلاح‌هاى هسته‌اى در جهان تدوين شد. نكات مهم اين طرح كه بر اساس گزارش دوتن از مشاوران رئيس جمهورى به نام‌هاى آچسن و ليلنيتال (٢٦) تنظيم و به وسيله برنارد باروك (٢٧) مشاور بلند پايه رئيس جمهورى، به عنوان پيشنهاد رسمى دولت آمريكا به كميسيون انرژى اتمى سازمان ملل متحد (٢٨) ارائه گرديد، عبارت بود از: ١ - اعلام آمادگى آمريكا براى دست‌كشيدن از انحصار اتمى‌اش تحت نظارت يك سيستم منيت‌بين‌المللى، ٢ - تاسيس يك مرجع بين‌المللى توسعه اتمى براى كنترل تمام مراحل ايجاد، توسعه و كاربرد انرژى اتمى.
٣ - تفويض قدرت بازرسى نامحدود به اين مرجع به منظور جلوگيرى از تخلفات و تامين امنيت، ٤ - اعمال مجازات‌هاى سخت در مورد تخلفات استفاده از موارد هسته‌اى به منظور توليد سلاح‌هاى اتمى، ٥ - پايان دادن به ساخت‌سلاح‌هاى اتمى و نابود كردن تمام ذخاير موجود سلاح‌هاى پس از آن كه اين مرجع كنترل امور را در دست گرفت، ٦ - تغيير شيوه راى‌گيرى در شوراى امنيت‌به طورى كه نتوان از حق وتو براى جلوگيرى از مجازات متخلفان اتمى و هسته‌اى استفاده كرد. رد اين طرح از طرف شوروى سابق بر اين تصور صورت گرفت كه پس از تصويب و اجراى طرح، تنها آمريكا توانايى ساختن سلاح اتمى را خواهدداشت، و نيز، آمريكا از طريق اين مرجع وابسته به سازمان ملل متحد بر روند تصميم‌گيرى آن سازمان تاثير جدى خواهد گذاشت، و به علاوه، آمريكا احتمالا نهاد بين‌المللى توسعه اتمى را زير كنترل خود درخواهد آورد. (٢٩) به عقيده جوزف كروتزل (٣٠) - كارشناس مسائل نظامى - علت مخالفت‌شوروى آن بود كه طرح با روخ چارچوبى براى ايجاد يك حكومت جهانى به زغامت آمريكا را مطرح مى‌كرد. (٣١) بنابراين مى‌توان حدس زد كه مهم‌ترين هدف قانون و كميسيون انرژى اتمى و طرح باروخ عبارت بود، جلوگيرى از دستيابى كشورهاى ديگر به سلاح‌هاى اتمى، اما تا ١٣٣٢/١٩٥٣ انگليس‌ها و روس‌ها به بمب اتمى دست‌يافتند. ولى همچنان نگرانى از دستيابى تعداد بيشترى از كشورهابه سلاح‌هاى اتمى و احيانا كاربرد آن در آمريكايى‌ها و ديگران وجود داشت، و اين مسئله، آمريكا و ديگر كشورهاى جهان رابر سوى شكل‌دهى يك سازمان ناظر بر فعاليت‌هاى اتمى سوق داد. (٣٢)

ابتكار مجمع عمومى

كميته‌هاى گوناگونى كه به وسيله سازمان ملل متحد ايجاد شد تا به مذاكره براى رسيدن به توافق درباره خلع سلاح و كنترل تسليحات بپردازند، در ١٣٢٥/١٩٤٦ نخستين كانون خلع سلاح سازمان ملل متحد، به نام كميسيون انرژى اتمى سازمان ملل متحد متشكل از اعضاى دائمى شوراى امنيت‌سازمان ملل متحد به اضافه كانادا را تشكيل دادند، تا در جهت طرح باروك كه خواستار خلع سلاح كامل هسته‌اى بود، كوشش كند. اين كميسيون در ١٣٢٦/١٩٤٦ كميسيون سلاح‌هاى قراردادى (٣٣) را بنا نهاد تا كوشش‌هاى كميسيون انرژى اتمى را تكميل كند. در ١٣٣١/١٩٥٢ مجمع عمومى، به منظور اجراى بهتر وظايفى كه بر عهده كميسيون انرژى اتمى و كميسيون خلع سلاح واگذار شده بود، اين دو كميسيون را در هم ادغام كرد و كميسيونى به نام كميسيون خلع سلاح سازمان ملل متحد (٣٤) به وجود آورد كه مانند دوكميسيون قبلى از اعضاى دائمى شوراى امنيت‌به اضافه كانادا تشكيل مى‌شد. مجمع عمومى در ١٣٣٢/١٩٥٣ با هدف كمك به ايجاد توافق بين كشورهاى بزرگ در زمينه‌هاى سلاح‌هاى اتمى، به كميسيون خلع سلاح پيشنهاد كرد، كميته‌اى را متشكل از كشورهايى كه مسئله خلع سلاح بيشتر مبتنى بر توافق آن‌هاست، تشكيل دهد. شوروى سابق بر اين عقيده بود كه چين كمونيست‌بايد عضو اين كميته باشد. در آن زمان كرسى نمايندگى چين در سازمان ملل متحد در اختيار چين ملى يا تايوان قرار داشت. پس از مذاكرات بسيار، به علت اختلاف نظر در مورد نمايندگى چين در سازمان ملل متحد، توافق شد كه در كميته خلع سلاح، كانادا به جاى تايوان عضويت داشته باشد. از اين رو، اين كميسيون بعدا كميته فرعى پنج قدرت (٣٥) را شكل داد كه اعضاى آن عبارت بودند از: آمريكا، انگليس، شوروى سابق، فرانسه و كانادا كه از ١٣٣٣/١٩٥٤ تا ١٣٣٦/١٩٥٧ به طور مرتب تشكيل جلسه مى‌دادند، ولى توفيقى در خلع سلاح اتمى به دست نياورد، و اين امر زمينه بيشترى را براى تاسيس آژانس بين‌المللى انرژى اتمى پديد آورد. (٣٦)

طرح آيزنهاور

آمريكا براى جلوگيرى از دستيابى كشورهاى ديگر به سلاح‌هاى اتمى و حتى، محدود كردن فناورى صلح‌آميز هسته‌اى ناچار شد، تغييرات زيادى در قانون انرژى اتمى، كميسيون انرژى اتمى و طرح باروك پديد آورد. از جمله، مهم‌ترين اين تغييرات در ١٣٣٢/١٩٥٣ روى داد كه به موجب آن: ساختن نيروگاه‌هاى هسته‌اى تجارى - معروف به قانون پرايس - آندرسون - (٣٧) و انتشار اطلاعات درباره تكنولوژى نيروى هسته‌اى - معروف به قانون مك ماهون - (٣٨) مجاز اعلام شد. اما زمانى كه آيزنهاور به عنوان رئيس جمهور وارد كاخ سفيد گرديد، ترديد نداشت كه اين قوانين در دستيابى به هدف‌هاى خود ناكام مانده‌اند، وى براى رفع اين ناكامى، ابتكار يا طرح اتم براى صلح را عنوان كرد. پيشنهاد اتم براى صلح را دولت آمريكا در ١٣٣٢/١٩٥٣ به منظور سهيم كردن كشورهاى ديگر جهان در تكنولوژى نيروگاه‌هاى هسته‌اى ارايه كرد. آيزنهاور در اجلاس مجمع عمومى سازمان ملل متحد، ابتكار خود را مطرح كرد. على رغم، ظاهر فريبنده اين‌ابتكار، آمريكا به دنبال هدف ديگرى بود. در واقع، آمريكا مى‌دانست‌بر احدى پوشيده نيست، كه قانون انرژى اتمى آمريكا نتوانسته است، كشورهاى ديگر را از تهيه سلاح‌هاى هسته‌اى باز دارد. از اين رو، در طرح آيزنهاور، ممنوعيت همكارى‌هاى هسته‌اى آمريكا با كشورهاى ديگر لغو شد، در عوض، كشورهايى كه در تكنولوژى هسته‌اى آمريكا سهيم مى‌شدند، بايد در مقابل، قول مى‌دادند كه كمك‌هاى اتمى دريافتى از آمريكا را در هدف‌هاى نظامى به كار نگيرند. البته جامعه جهانى در نيل به اين مقصود، بايد به مدد سيستمى از تضمين‌ها و از جمله بازرسى در محل به وسيله مقامات بين‌المللى، پايبندى كشورهاى در اجراى اين تكليف و قول را نظارت كند.
طرح اتم براى صلح، نمايان‌گر آن بود كه آمريكا درك كرده است كه غول اتمى از بطرى فرار كرده و ديگر هرگز نمى‌توان آن را به داخل بطرى بازگرداند. لذا، دولت آيزنهاور و كميسيون انرژى اتمى اعلام مى‌كردند كه حاضرند به كشورهاى ديگر در ساختن نيروگاه‌هاى هسته‌اى يارى رسانند، مشروط به آن كه آن‌ها در مقابل، با بازرسى در محل از تاسيسات كشورهاى‌شان موافقت كنند، بدين ترتيب، اطمينان حاصل مى‌شد كه اين كشورها، مواد هسته‌اى را در راه هدف‌هاى نظامى به كار نخواهند گرفت. بازرسى در محل، نخستين تلاش عمده و موفقى بود تا به عوض اتكاء تاريخى بر حسن نيت كشورها درباره التزام به تعهداتى كه در برابر يكديگر بر عهده مى‌گيرند، اين تعهدات را مشمول نظارت و كنترل مسؤلان خارجى قرار دهند. (٣٩)

بيدارى اروپايى

اين جامعه، اتحاديه‌اى از كشورهاى اروپايى است كه وظيفه دارد بر توسعه نيروى هسته‌اى در جامعه اقتصادى اروپا كه اينك جامعه اروپائى (٤٠) ناميده مى‌شود، نظارت كند و آن را سامان دهد. جامعه انرژى اتمى اروپايى در ١٣٣٤/١٩٥٥ به عنوان همتاى آمريكايى كميسيون انرژى اتمى ايالات متحده آمريكا تاسيس شد. آمريكايى‌ها در هنگام تاسيس جامعه انرژى اتمى اروپايى يااوراتوم تلاش كردند. برنامه اتم براى صلح را مثابه يكى از راه‌هاى سهيم كردن مابقى جهان در تكنولوژى هسته‌اى خود قرار دهند، ولى اروپايى روى خوش به خواسته آمريكايى نشان ندادند. زيرا، همانگونه كه لوئيس آرمان Louis Armand ، اولين رئيس اوراتوم گفته است، ايالت متحده آمريكا به انرژى صلح‌آميز نياز فورى احساس نمى‌كند، چون به انرژى غير هسته‌اى ارزان و فراوان دسترسى دارد، اما چرا اروپايى‌ها يك مجمع بزرگ نيروهاى برق هسته‌اى برپا نكنند. بنابراين، از مهم‌ترين هدف‌هاى اوراتوم توسعه نيروگاه‌هاى برق هسته‌اى در اروپا بود، ولى اوراتوم تنها سه نيروگاه برق هسته‌اى بنا نهاد، اما همين سه نيروگاه، برانگيزنده گفت و شنود اروپايى در باب نيروى هسته‌اى شد. بعد از معاهده عدم تكثير سلاح هسته‌اى (٤١) ١٣٤٧/١٩٦٨، اوراتوم فقط بر استفاده الگوهاى اروپايى از مواد راديواكتيو نظارت داشت، اين وظيفه در غير اروپا، بر عهده آژانس بين‌المللى انرژى اتمى گذاشته شد. به بيان ديگر، اوراتوم در آغاز وظيفه داشت در راه پيشبرد و توسعه انرژى اتمى بكوشد، با امضاى معاهده عدم تكثير هسته‌اى اين نقش يكسره دگرگون شد، چون، در اين معاهده تصريح شده است وظيفه كنترل استفاده از راديواكتيو بر عهده آژانس بين‌المللى انرژى اتمى است و در جامعه اروپا، اوراتوم بار اين مسئوليت را به دوش مى‌گيرد. در حالى كه پيش از امضاى معاهده عدم تكثير هسته‌اى، اوراتوم هم همانند همتاى آمريكايى خود، يعنى كميسيون انرژى اتمى، صنعت نيروگاه‌هاى هسته‌اى را در اروپا سامان مى‌داد، اما با اين تغييرات بر نقش آن افزوده‌اند تا بتوانند حساب همه مواد هسته‌اى را در سرتاسر جامعه اقتصادى اروپانگه بدارد، و تضمين‌هاى ايمنى را فراهم كند. با اين وصف، نقش جامعه انرژى اتمى اروپايى به عنوان يك گام به پيش در تسريع شكل‌گيرى آژانس بين‌المللى انرژى اتمى، غير قابل انكار است. (٤٢)

كنفرانس سران

در كنفرانس عالى ژنو، متشكل از آمريكا، انگليس، شوروى سابق و فرانسه كه در ١٣٣٤/١٩٩٥ برگزار شد، هيات نمايندگى آمريكا به دستور آيزنهاور، و به منظور مقابله با طرح‌هاى خلع سلاح بريتانيا و شوروى، پيشنهاد آسمان‌هاى باز را ارايه داد. در اين پيشنهاد تصريح شده بود كه شرق و غرب درباره توان، ساختار فرماندهى، آرايشات، پرسنل ، واحدها و تجهيزات نيروهاى زمينى، هوايى و دريايى‌شان اطلاعات مشروحى را در اختيار همديگر قرار دهند، و فهرست كامل كارخانه‌ها، تسهيلات و تاسيسات نظامى‌شان را مبادله نمايند. اگر چه پيشنهاد آسمان‌هاى باز طرحى براى كاهش هراس از يك حمله غافل‌گيرانه هسته‌اى و شكستن بن بست مذاكرات خلع سلاح بين آمريكا و شوروى سابق به شمار مى‌رفت، اما زمينه نظارت بين‌المللى بر فعاليت‌هاى نظامى و غير نظامى هسته‌اى كشورها را پديد مى‌آورد. از اين رو، طرح آسمان باز نخستين گام در جهت غلبه بر مخالفت‌هاى شوروى سابق با تقاضاهاى آمريكا براى بازرسى‌هاى زمينى يا بازرسى در محل بود. روس‌ها اين پيشنهاد را بى هيچ درنگى رد كردند، به اين دليل كه هدف اصلى طرح آسمان‌هاى باز، باز شدن پاى جاسوسان آمريكايى به شوروى سابق است، ولى نماينده و هيات آمريكا در كنفرانس عالى ژنو بسيار تاكيد مى‌كرد كه اين پيشنهاد اسلوبى كارآمد براى بازرسى و نظارت است و از مقتضيات اوليه هر موافقت در كنترل تسليحات است، (٤٣) ولى سرانجام، جامعه جهانى، ضرورت بازرسى در محل را براى نظارت بر فعاليت‌هاى اتمى و هسته‌اى و سوق دادن اين فعاليت‌ها در چارچوب توافقات بين‌المللى پذيرفت و آخرين گام‌ها براى تاسيس آژانس بين‌المللى انرژى فراهم شد.

پايان

بر اثر تاثيراتى كه اختراع و به كارگيرى بمب اتمى، پروژه مانهاتان، بمباران اتمى ژاپن، قانون انرژى اتمى، كميسيون انرژى اتمى، كميسيون انرژى اتمى سازمان ملل متحد، پيشنهاد اتم براى صلح، طرح آسمان‌هاى باز و جامعه انرژى اتمى اروپايى بر جاى گذاشت، بسترهاى زايش آژانس بين المللى انرژى اتمى را فراهم آورد، و سرانجام در آبان ١٣٣٥/اكتبر ١٩٥٦ پيش نويس اساسنامه آژانس در كنفرانس بين المللى در سازمان ملل متحد، مورد تصويب ٨٠ دولت واقع شد، و در آذر و نوامبر همان سال، مجمع عمومى سازمان ملل متحد، موافقت نامه‌اى در مورد نحوه روابط و همكارى آژانس با سازمان به امضاء رساند. از آن به بعد، آژانس به عنوان يك سازمان بين المللى مستقل كه مسئوليت هدايت استفاده از انرژى اتمى را در راه رفاه بيشتر بر عهده دارد، فعاليت‌خود را آغاز كرد. آژانس بين المللى مطابق اساسنامه خود با سازمان‌هاى تخصصى ملل متحد (٤٤) و ديگر سازمان‌هاى بين الدول ارتباط داشته و گزارش فعاليت‌هاى خود را سالانه به مجمع عمومى ارايه مى‌كند.
آژانس بين‌المللى انرژى اتمى داراى اركان زير است:
١. كنفرانس عمومى: كنفرانس عمومى بالاترين ركن سازمان و مرجع تصميم‌گيرنده است كه سالى يك بار در مقر سازمان در وين تشكيل جلسه مى‌دهد. بنا به تقاضاى هيات حكام يا اكثريت اعضا، اجلاس‌هاى ويژه نيز برگزار مى‌كند. كنفرانس متشكل از نمايندگان كليه دول عضو است، و هر عضو در كنفرانس داراى يك راى است و تصميمات با اكثريت آرا اتخاذ مى‌شود، اما در مورد تصميمات مالى، تغييرات و اصلاح اساس‌نامه و ترك عضويت آراى دو سوم دول متعاهد ضرورى است. طبق اساس‌نامه، كنفرانس عمومى داراى اختيارات وسيعى در زمينه خط مشى و امور مالى و ادارى سازمان است. انتخاب اعضاى هيات حكام، بررسى گزارش سالانه اين هيات از وظايف كنفرانس است. كنفرانس بودجه پيشنهاد شده هيات حكام و دبير كل را مورد تصويب قرار مى‌دهد. تصميم‌گيرى درباره هر گونه تغيير يا اصلاح اساس‌نامه و پذيرش عضو جديد بر عهده كنفرانس است. مسؤوليت انتخاب دبير كل آژانس به مدت ٤ سال و نيز تاييد و تصويب گزارش‌هاى نحوه فعاليت آژانس به سازمان ملل متحد نيز از وظايف ديگر كنفرانس است.
٢. هيات حكام: اعضاى هيات حكام از دو گروه انتصابى و انتخابى تشكيل شده كه در بدو تشكيل آژانس تعداد آنها بالغ بر ٢٥ عضو بوده است.
الف) اعضاى انتصابى; طبق مفاد اساس‌نامه، هيات حكام ١٠ عضو از ميان پيشرفته‌ترين دول عضو سازمان را ازنظر تكنولوژى هسته‌اى در هر منطقه (٤٥) انتخاب مى‌كند كه از اعضاى انتصابى شوراى حكام محسوب مى‌شوند.
ب) اعضاى اتتخابى; كنفرانس عمومى ١٥ عضو انتخابى را از بين كشورهاى عضو آژانس انتخاب مى‌كند كه به هيات حكام راه مى‌يابند.
با اصلاحيه‌اى كه كنفرانس عمومى در مورد ماده ٦ اساس‌نامه به تصويب رساند و در ١٩٧٣ لازم‌الاجرا شد، تعداد اعضاى حكام به ٣٤ عضو افزايش يافت. تركيب اعضاى آن بدين ترتيب شد كه هيات حكام ١٣ عضو از ميان پيشرفته‌ترين كشورها را براى يك سال خدمت در اين هيات منصوب مى‌كند. ٢١ عضو ديگر را نيز كنفرانس عمومى از ميان دول عضو براى خدمت دو ساله در هيات حكام انتخاب مى‌كند. اعضاى انتخابى هيات حكام از مناطق زير هستند. ٥ عضو از آمريكاى لاتين، ٤ عضو از اروپاى غربى، ٣ عضو از اروپاى شرقى، ٤ عضو از آفريقا، ٢ عضو از خاورميانه و جنوب آسيا، ١ عضو از آسياى جنوب شرقى و پاسفيك و ١ عضو از خاور دور، به علاوه، ١ عضو از خاورميانه و جنوب آسيا يا آسياى جنوب شرقى و پاسفيك يا خاور دور و عضو ديگر از آفريقا يا خاورميانه و جنوب آسيا يا آسياى جنوب شرقى و پاسفيك انتخاب مى‌شوند.
بار ديگر در ١٩٨٤، ماده ٦ اساس‌نامه اصلاح شد و تعداد كرسى‌هاى هيات حكام به ٣٥ نفر افزايش يافت. اين تغيير مربوط به عضويت دولت چين در آژانس مى‌شد. نظر به پيشرفت قابل توجه در زمينه هسته‌اى اين كشور نيز به عنوان عضو انتصابى در هيات حكام حضور يافت. هيات حكام در سال چندين بار تشكيل جلسه داده، امور محوله را زير نظر كنفرانس عمومى انجام مى‌دهد. هر يك از كشورهاى عضو در هيات حكام داراى يك راى‌اند. بجز موارد مالى كه به دو سوم آراى اعضا نياز هست، كليه تصميمات با اكثريت‌ساده انتخاب مى‌شود. هيات حكام براى انجام وظايف خود مى‌تواند بر حسب ضرورت مبادرت به تشكيل كميته‌هايى كند.
دبيرخانه: دبيرخانه آژانس بين‌المللى از تعدادى كارمند و يك دبيركل كه در راس آن قرار دارد، تشكيل شده است. دبير كل بنا به پيشنهاد هيات حكام و با تاييد كنفرانس براى يك دوره چهار ساله انتخاب مى‌شود. دبير كل مسؤوليت اداره امور جارى آژانس را زير نظر هيات بر عهده دارد و وظايفش را طبق مقرراتى كه اين هيات تعيين مى‌كند، انجام مى‌دهد. (٤٦) رئيس فعلى آژانس بين‌المللى انرژى اتمى محمد البرادعى مصرى است كه داراى دكتراى حقوق بين‌الملل از دانشگاه نيويورك است كه تجربه دو دهه كار در اين آژانس را دارد. همچنين رياست‌بازرسان اين آژانس در عراق بر عهده هانس بليكس سوئدى بوده كه دارى دو درجه دكترا در حقوق بين‌الملل و روابط بين‌الملل و ضمنا سال‌ها قبل از البرادعى، عهده‌دار پست رياست اين سازمان بوده است. او به علت دقت و صداقت در بازرسى‌هاى خود در عراق مورد بى‌مهرى آمريكا قرار گرفته، هم او بود كه چندى پيش با صراحت اعلام كرد كه عراق در مقابله با سربازان غربى از تسليحات كشتار جمعى استفاده نكرده بلكه سربازان آمريكايى از اورانيوم ضعيف شده در عراق استفاده كرده‌اند.
بنابراين، سير تاريخى حوادثى كه ريشه‌هاى حيات آژانس را ساخته‌اند، نشان از آن دارد كه آژانس برخلاف آن چيزى كه ادعا مى‌شود، بر بستر حوادثى بى طرفانه شكل نگرفته است. علاوه بر آن، زادگاه آژانس، غرب است. از اين رو، نبايد ترديدى در غيراصيل بودن آژانس به دل راه داد. به بيان ديگر، آمريكا كوشيد، نخست‌با تعيين و تصويب قوانينى داخلى كشورهاى ديگر را از دستيابى به اطلاعات فناورى انرژى اتمى باز دارد، زمانى كه به ناكامى خود در اين زمينه پى برد، امتيازاتى را براى كشورهاى جهان پديد آورد تا آنان صرفا از انرژى اتمى صلح‌آميز استفاده نمايند، اما گرايش كشورها بر به كارگيرى اين فناورى در امور نظامى، آمريكا را بر آن داشت تا با تشويق به تاسيس يك سازمان انرژى بين‌المللى، استفاده صلح‌آميز از فناورى هسته‌اى را سامان دهى كند. ولى در عمل، آمريكامايل‌نيست‌كه‌كشورهاى جهان‌حتى‌ازفناورى هسته‌اى صلح‌آميز استفاده نمايند. (٤٧)
پى‌نوشت:
١. International Atomic Energy Agency (IAEA)
٢ - در سال ١٣٧٢/١٩٩٣ بازرسان آژانس بين المللى انرژى اتمى به فعاليت‌هاى مخفيانه رژيم بعثى عراق
براى توليد سلاح اتمى پى بردند، در حالى كه اين كشور NPT را امضاء كرده بود. NPT يا  non-proliferatinteaty قراردادى بين المللى است‌براى منع سلاح‌هاى هسته‌اى در ميان كشورهاى غيرهسته‌اى. اين قرارداد حاصل چهار سال مذاكره سخت و مفصل در كميته خلع سلاح و كميته امنيتى و سياسى مجمع عمومى سازمان ملل متحد بود كه در ١٣٤٧/١٩٦٨ به تصويب مجمع عمومى رسيد، و صورت
قانونى يافت. به موجب اين قرارداد، هر كشور دارنده سلاح‌هاى هسته‌اى مى‌پذيرد كه سلاح‌هاى هسته‌اى را واگذار نكند، و هيچ دولت فاقد سلاح‌هاى هسته‌اى را در توليد يا دستيابى به سلاح‌هاى هسته‌اى، يارى، تشويق يا تحريك نكند و نيز، كشورهاى فاقد قدرت هسته‌اى نبايد سلاح‌هاى هسته‌اى را دريافت كند، و يا آن را توليد نمايد. در حال حاضر، از ١٩٠ كشور دنيا، ١٣٦ كشور اين قرارداد يا پروتكل را امضاء كرده و از اين رو، به عضويت NPT درآمده‌اند. اين، پروتكل شامل يك ديباچه، ١٨ ماده و در ١٨ صفحه به تصويب مجمع عمومى سازمان ملل متحد رسيد كه بر اساس آن. الف - بازرسى‌هاى اعلام نشده در هر زمان و مكان از كشورهاى امضاء كننده لايحه الحاقى انجام مى‌گيرد. ب - انجام نمونه‌بردارى محيطى، ارايه اطلاعات دقيق در مورد مقدار سوخت هسته‌اى موجود در كشور ، گزارش فعاليت‌سيكل سوخت اتمى شامل موجودى سنگ‌هاى اورانيوم، توريوم و كنسانتره اين مواد، گزارش تحقيقات انجام شده حتى بدون استفاده از مواد هسته‌اى، اعلام مكان تحقيقات، اعلام موقعيت عملياتى، گزارش ميزان توليد سالانه معادن اورانيوم و گزارش هر نوع معامله در زمينه مواد مواد هسته‌اى ضرورى است. چون پروتكل الحاقى در ١٩٩٣ مطرح شد، عدد ٩٣ براى آن معين گرديد، و از آنجا كه قرار بود، ظرف دو سال مقررات جديد ايمنى فعاليت‌هاى هسته‌اى اعمال شود، به آن، لايحه الحاقى ٢ + ٩٣ نام نهادند. فعلا، فقط ٨٠ كشور به صورت داوطلبانه اين پروتكل الحاقى را امضاء كردند. آمريكا در ١٣٨٧/١٩٩٨ با تعيين حق شرط (حق تحفظ) اين الحاقه را امضاء كرده است.
٣- Leo Szilard and Eugene Wigner تابعيت ايالات متحده آمريكا را پذيرفته بودند. ژيلارد توليد نوترون‌ها به وسيله كنش پروهاى گاما را روى برى ليوم كشف كرده بود.
٤ - آلبرت انيشتين، رياضى و فيزيك‌دان آلمانى مقيم و تبعه دولت آمريكا بود كه به پدر اتم و خداوند ارقام معروف است. وى در ١٢٥٨/١٨٧٩ در اولم آلمان به دنيا آمد.
٥ - فرانكلين دلانو روزولت از ١٣١٢/١٩٣٣ تا ١٣٢٤/١٩٤٥ رئيس جمهور آمريكا بود.
٦ - Robert Julius Oppenheimer نقش مهمى در پژوهش‌هاى هسته‌اى آمريكا ايفا كرد، وى بعدها متهم شد كه جاسوس شوروى است و به اين سبب، از سمت‌هاى علمى‌اش بركنار گرديد.
٧. Lesile R Groves
٨. Oakridge
٩ - جفرى ام اليوت و رابرت رجينالد، فرهنگ اصطلاحات سياسى و استراتژيك، ترجمه ميرحسين رئيس‌زاده لنگرودى (تهران: انتشارات معين، ١٣٧٢) ص ٢٦٣.
١٠ - هارى اس ترومن رئيس جمهور آمريكا طى سال‌هاى ١٣٢٤/١٩٤٥ تا ١٣٢٣/١٩٥٣ بود.
١١. James F Byrnes
١٢ - رضا موسى‌زاده، حقوق سازمان‌هاى بين‌المللى (تهران: پاژنگ، ١٣٧٥) ص ٣٤٢.
١٣ - سازمان ملل متحد، واقعيت‌هاى اساسى در باره سازمان ملل متحد، ترجمه قدرت‌الله معمارزاده (تهران: كتاب‌سرا، ١٣٧٤) ص ٤١.
١٤ - هر گيگاوات معادل ١٠٩ وات است.
١٥ - "نيروگاه هسته‌اى، خطر كمتر و صرفه بيشتر، " جام جم (٢٥ شهريور ١٣٨٢) ص ١٤.
١٦ - "سوخت هسته‌اى چيست؟ " جام جم (٢٥ شهريور١٣٨٢) ص ١٤.
١٧. Hanson W Baldwin.
١٨. Gar Alperoviz.
١٩. Garrol Quigley.
٢٠ - بحران برلين: شوروى سابق در ١٣٢٧/١٩٤٨ همه راه‌هاى ارتباط زمينى به برلين را بست. با اين اقدام، نيروهاى نظامى آمريكا، فرانسه و انگليس كه در بخش‌هاى ديگر برلين بودند، به محاصره درآمدند. روس‌ها يك سال بعد به محاصره برلين خاتمه دادند، اما اين بحران سرآغازى براى تشكيل پيمان‌هاى نظامى ناتو و ورشو شد.
٢١ - جنگ دو كره در سال ١٣٢٩/١٩٥٠ روى داد. در اين جنگ، آمريكا از كره جنوبى و شوروى سابق از كره شمالى حمايت كردند، سرانجام جنگ با مداخله سازمان ملل متحد و پس از تثبيت‌خط مرزى در مدار ٣٨ درجه در ١٣٣١/١٩٥٢ به پايان رسيد.
٢٢ - جك سى. پلينو و روى آلتون، فرهنگ روابط بين الملل، ترجمه و تحقيق حسن پستا (تهران: فرهنگ معاصر، ١٣٧٥) ص ٢٨٤ .
٢٣ - براى اطلاعات بيشتر درباره تلفات جنگ‌هاى هسته‌اى رجوع‌كنيدبه:
الف - كى. جى. هالستى، مبانى تحليل سياست‌بين‌الملل، ترجمه بهرام مستقيمى و مسعود طارم‌سرى (تهران: دفتر مطالعات سياسى و بين‌المللى، ١٣٧٣) ص ٤٧٦.
ب - مسعو نقره كار، نگرشى بر علل و پيامدهاى جنگ هسته‌اى (تهران: رز، ١٣٦٢) ص ٣٦.
ج - مرتضى شيرودى، مسائل نظامى و استراتژيكى معاصر (تهران: بسيج، ١٣٨١) ص ٥٧.
٢٤ - كلود آلبر كلييار، سازمان‌هاى بين‌المللى از آغاز تا امروز، ترجمه و تحقيق هدايت‌الله فلسفى (تهران: نشرفاخته، ١٣٧١) ص ٥٢ .
٢٥- - Bernard Baruch متوفاى ١٣٤٤/١٩٦٥ - كارشناس مالى و سياستمدار آمريكايى بود كه به عنوان مشاور و بدون دريافت‌حقوق به رؤساى جمهورى آمريكا از ويلسون تا آيزنهاور خدمت كرد، وترومن در ١٣٢٥/١٩٤٦ وى را به سمت نماينده آمريكا در كميسيون انرژى اتمى سازمان ملل متحد منصوب كرد. وى هنگام ارايه اين طرح نيز ، نماينده رسمى آمريكا در كميسيون فوق بود.
٢٦ - Achesonand Lilinetal دو تن از سياستمداران آمريكايى بودند.
٢٧ - باروك اين پيشنهاد را به عنوان نماينده آمريكا در اين كميسيون مطرح كرد.
٢٨. United Nations Atomic Energy Commission
٢٩ - اليوت و رجينالد، همان، ص ٣٧٣. پلينو و آلتون، همان، ص ٢٨٧.
٣٠. Joseph Krutzel
٣١ - كلود آلبر كلييار، نهادهاى روابط بين‌المللى، ترجمه هدايت‌الله فلسفى (تهران: نشرنو، ١٣٦٨) ص ص
٣٢ - جعفر نياكى، حقوق سازمان‌هاى بين‌المللى، ج ١ (تهران: انتشارات دانشگاه ملى ايران، بى‌تا) ص ٥١.
٣٣. Commission For Conventional Armaments.
٣٤. United Nation Disarmament Commission.
٣٥. Five Power Subcommitee.
٣٦ - منوچهر گنجى، سازمان ملل متحد در تئورى و عمل (تهران: شركت كتاب‌هاى جيبى، ١٣٥٣) ص ٤٥. اليوت و رجينالد، همان، ص‌٣٣٩.
٣٧. Price-anderson
٣٨. Mc Mahon
٣٩ - اداره اطلاعات سازمان ملل متحد، راهنماى سازمان ملل متحد، ترجمه منصور فراسيون (تهران: وزارت علوم و آموزش عالى، ١٣٥٤) ص ١٣.
٤٠.European Community (Ec).
٤١. Non-Proliferation Treaty (NTP)
٤٢ - اى. اف. ك. ارگانسكى، سياست جهان، ترجمه حسين فرهودى (تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ١٣٥٥) ص ٥٥١.
٤٣ - شناسنامه سازمان‌هاى بين‌المللى (تهران: وزارت امور خارجه جمهورى اسلامى ايران، ١٣٦٢) ص ٩٩.
٤٤ - نسرين مصفا، راهنماى سازمان ملل متحد، ج ٢ (تهران: دفتر مطالعات سياسى و بين‌المللى، ١٣٧٤) ص ٣٧٤.
٤٥ - هانس جى. مورگنتا، سياست ميان ملت‌ها، ترجمه حميرا مشيرزاده (تهران: دفتر مطالعات سياسى و بين‌المللى، ١٣٧٤) ص ٧٥٩.
٤٦ - آلبرشت وبر، سازمان‌هاى بين‌المللى، ترجمه طهماسب محتشم‌دولت‌شاهى (تهران: فرزانگان، ١٣٧٠) ص ٥٦.
٤٧ - وى. دى. باوت، حقوق نهادهاى بين‌المللى، ترجمه هومن اعرابى (تهران: انتشارات اطلاعات، ١٣٧٣) ص ١٤٣.