پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - نگاهى به تحليل رسانهها و بازتابهاى خارجى درباره انتخابات ايران
نگاهى به تحليل رسانهها و بازتابهاى خارجى درباره انتخابات ايران
نادر كيايى
هجوم صدها خبرنگار خارجى براى پوشش انتخابات مجلس هفتم در ايران بيش از هر چيز اثبات كننده اهميت ويژه تحولات سياسى ايران براى جهانى است كه ديگر تك صدا نيست و چه بپسنديم يا نپسنديم، رسانههايش قضاوت خود را از مشاهداتشان به اعضاى دهكده جهانى، بى وقفه، منعكس مىكنند.
تعدد كانالهاى اطلاعرسانى و رشد روز افزون جمعيت، رسانههاى ديدارى و شنيدارى در جهان امروز وميزان تاثيرپذيرى مخاطبان از آنها، انرژى روزمره زيادى را از سياستمداران سراسر جهان صرف اين موضوع مىكند تا گفتار و رفتار خود را به نحوى تنظيم كنند كه نتايج هر چه بيشتر مخاطبان را در پى داشته باشد.
مخاطبان امروز بر خلاف نظريههاى كهن ارتباطى، به خلاف آنچه «گوبلز» آلمانى و «لرنر» آمريكايى ٠در دو سوى يك طيف نظريهپردازى، تصور مىكردند ديگر «منفعل» و «پذيرا» محسوب نمىشوند، آنان با چينش هوشمندانه بستههاى با ارزش اطلاعات دريافتى از كانالهاى مختلف، در نهايتبراساس يافتهها به يك قضاوت واحد مىنشينند; قضاوتى كه كيفيت و سمت و سوى آن مايه دل مشغولى تشويش خاطر فعالان سياسى در سراسر جهان است.
بيش از چند روز از برگزارى انتخابات مجلس هفتم شوراى اسلامى، در برابر ديدگان نمايندگان صدها رسانه خارجى نمىگذرد. نگاهى به اخبار، تفاسير و تحليلهاى ارايه شده توسط اين رسانهها مىتواند ارزيابى نسبتا دقيقى از افكار مخاطبان آنها، كه گسترهاى به وسعتشمال تا جنوب جهان را شامل مىشود، به دست دهد. امروز بر ايند افكار عمومى جهان از انتخابات ايران، متاثر از تفاسير و تصاويرى است كه طى روزهاى گذشته برابر خود ديده است، هر چند كه قضاوتى مستقل براى خويش نيز داشته باشد.
چهار محور عمده در رسانههاى جمعى دنيا در مقابل انتخابات ايران مشاهده مىشود:
١. تحليلهايى كه پيروزى محافظهكاران در انتخابات را با اشاره به رد صلاحيتهاى گسترده اصلاحطلبان امرى كاملا طبيعى تلقى مىكنند;
٢. تحليلهايى كه معطوف به كاهش مشاركت مردم در انتخابات بوده و بخش نسبتا قابل توجهى ازحجم مطالب را تشكيل مىدهند;
٣. تحليلهايى كه مرگ اصلاحطلبى را در پى نتايج انتخابات و ميزان مشاركت مردم نشانه رفتهاند;
٤. تحليلهايى كه در برخى ادعاهاى پيشين مبنى بر كاهش مشروعيت نظام و.. متمركز شدهاند.
در ذيل بخشى از اخبار و تحليلهاى ذكر شده - كه طبعا از منظر خبرگزارىهاى غربى است و با ديدگاهها و مقاصد آنان پيوند دارد - را اشاره مىكنيم
پگاه
نيويورك تايمز نوشت: گزارشهاى راديو و تلويزيون دولتى ايران مىگويند: ٦٠ درصد واجدين شرايط كه بيش از ٤٦ ميليون نفر برآورد شدهاند، درانتخابات شركت كردهاند، در حالى كه اصلاحطلبان كه در چهار سال گذشته سعى در كاهش قدرت و حكومت مطلق روحانيون مىكردند، مىگويند: بين ٤٥ تا ٤٧ درصد در انتخابات شركت كردهاند و اين ميزان در شهرهاى بزرگ، زير ٣٠ درصد بوده است.
نيويورك تايمز مىنويسد: در حالى كه نتايج نزديك به بيش از نيمى از آراء اعلام شده، به نظر مىرسد كه ناقوس مرگ اصلاحطلبى به صدا در آمده است. اگر چه ميزان استقبال مردم از انتخابات، به اندازه دوره قبل نبود، ولى عدم شركتبه ميزانى كه اصلاحطلبان اميد داشتند هم نبود، تا مشروعيت و اقتدار حكومت محافظهكاران را زير سؤال ببرند.
هم اروپا و هم ايالات متحده، نگرانى خود را از چگونگى برگزارى انتخابات اعلام كردهاند; زيرا بسيارى از داوطلبان نمايندگى، رد صلاحيتشدهاند.
آدام ارلى، يكى از سخنگويان وزارت امور خارجه آمريكا گفته است: اين انتخابات آزاد و منصفانه نبود و با معيارهاى بينالمللى در اين مورد همخوانى نداشت.
باستن گلوپ نيز در مقالهاى با اشاره به انتخابات ايران نوشت: محافظهكاران و اصلاحطلبان، هر دو مدعى پيروزى در انتخابات شدهاند، اما نتايج اعلام شده نشان از جلو بودن محافظه كاران دارد، در حاليكه تحريم اصلاح طلبان، باعث كاهش استقبال مردم از انتخابات شد. باستن گلوب از [حضرت آيت الله] على خامنهاى، رهبر روحانى جمهورى اسلامى نقل مىكند كه گفته است: بازنده انتخابات، آمريكا، صهيونيسم و دشمنان ملت ايران بودهاند.
روزنامه لوموند چاپ فرانسه، در گزارشى از تهران، مدعى بىرونقى اين انتخاباب شد و خبرنگار اين روزنامه نوشت كه حوزههاى راىگيرى در منطقه فقيرنشين اسلامشهر را خالى از جمعيت ديده است.
به گفته خبرنگار لوموند در اول اسفند ماه آن طور كه اتومبيلها شهر را ترك مىكردند، بر مىآمد، مردم براى استفاده از يك روز آفتابى به كوهپايهها و اطراف تهران رفته بودند.
بى. بى. سى نيز نوشت: در مورد ميزان شركت راى دهندگان در انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراى اسلامى ارقام متفاوتى گزارش شده و چند شخصيت متعلق به جناحهاى مختلف جمهورى اسلامى در مورد نتايج انتخابات اظهار نظر كردهاند.
يك مقام وزارت كشور گفته است: براساس تخمينهاى اوليه، شركت مردم در انتخابات اين دوره مجلس در مقايسه با دوره قبل كاهش داشته، اما همچنان در سطحى قابل قبول بوده است.
اين مقام وزارت كشور ميزان مشاركت مردم در كل كشور را حدود ٤٧ تا ٥٢ درصد برآورد كرده كه در مقايسه با مشاركت ٦٧ درصدى راى دهندگان در انتخابات دوره ششم مجلس در سال ٢٠٠٠ ميلادى كاهشى قابل توجه را نشان مىدهد.
همچنين تحليلگر تايمز مالى با كم شمار خواندن تعداد راىدهندگان در برخى حوزههاى راىگيرى تهران مدعى نارضايتى شديد مردم ايران از حكومتشد و گفت: مردم و به خصوص جوانان خواهان دموكراسى هستند و اصلاح از درون را ممكن نمىدانند.
وى افزود: محافظهكاران تصور مىكنند كه با يك دست كردن حكومت راحتتر مىتوانند با غربىها وارد مذاكره شوند و مسايل را حل كنند.
خبرنگار «فيگارو» نيز در گزارشى از تهران مدعى قهر ايرانىها با صندوق راى شد و نوشت: درخواست مقامات عالىرتبه نظام از مردم براى شركت گسترده در انتخابات مورد توجه مردم قرار نگرفت.
روزنامه ليبراسيون هم با خلوت خواندن حوزههاى راىگيرى به نقل از حجت الاسلام هاشمى رفسنجانى نوشت: تلختر از همه چيز عدم شركت مردم در انتخابات است.
جيم ميور گزارشگر تلويزيون بى. بى. سى هم در گزارش خود از تهران با بيان اينكه «حوزههاى راىگيرى در تهران خلوت بود» به سرخوردگى مردم اشاره كرد و گفت: حتى اگر اصلاحطلبان رد صلاحيت هم نمىشدند، باز از انتخابات بازنده بيرون مىآمدند.
شبكه تلويزيونى سى. ان. ان نيز با اشاره به كاهش تعداد راىدهندگان در انتخابات در تهران گفت: اين نگرانى در بين مقامات ايرانى به وجود آمده كه صداى آنها كه در انتخابات شركت نكردند، توجه بيشترى را به خود جلب كرده است.
سايت فارسى زبان بى. بى. سى طى تحليل ديگرى نوشت: با اعلام نتايج انتخابات روز اول اسفند و روشن شدن تركيب اصلى مجلس هفتم، بيشتر گمانهزنىها اندك اندك متوجه تركيب هيئت رييسه اين مجلس شده است.
اين در حالى است كه اعتراض اصلاحطلبان درون حاكميت و نيز نيروهاى مخالف جمهورى اسلامى به نحوه برگزارى انتخابات مجلس هفتم همچنان ادامه دارد و به نظر مىرسد كه با توجه به اصرار نمايندگان معترض بر استعفاهاى خود، اين بحث در روزهاى آينده نيز ادامه يابد.
اما در عين حال، به نظر نمىرسد كه چنين اعتراضاتى موجب شود كه مجلس هفتم در زمان مقرر و براساس نتايجحاصل شده كه سخت مطلوب محافظهكاران است، تشكيل نشود، همان گونه كه انتخابات روز اول اسفند، به رغم اعتراضها و تاكيدات فراوان مبنى بر تعويق انتخابات، برگزار شد.
به اين ترتيب، محافظهكاران پيروز در انتخاباتى كه اصلاحطلبان آن را غيرآزاد و غيررقابتى خواندهاند. از هم اكنون خود را آماده در دست گرفتن قوه مقننه مىكنند و در تدارك برنامههاى آتى خويش در اين زمينه هستند و به همين دليل مىكوشند روزهاى باقى مانده از دوره مجلس ششم را با ارامش نسبى به پايان ببرند.
غلامعلى حداد عادل، رييس فراكسيون اقليت مجلس ششم، در همين زمينه با تاكيد براينكه اين فراكسيون كه اكثريت مجلس هفتم را در اختيار خواهد داشت، در برابر ناآرامىهاى احتمالى شكيبا خواهد بود، از مردم خواسته است كه مدت باقى مانده از عمر مجلس ششم را نيز تحمل كنند.
وى روز دوشنبه ٢٣ فوريه (٤ اسفند)، در پاسخ به اظهارات فاطمه حقيقتجو، اولين نماينده اصلاحطلبى كه استعفايش پذيرفته شد، با اطمينان به مردم قول داد از عهده انجام مسئوليتى كه به وى و همفكرانش سپرده شده، به خوبى برخواهد آمد.
وى كه در صدر فهرست ائتلاف آبادگران ايران اسلامى، به مجلس راه يافت، از جمله كسانى است كه از او به عنوان رييس آينده مجلس نامبرده مىشود.
حداد عادل، كه نسبتى خويشاوندى با رهبر جمهورى اسلامى نيز دارد، از شاخصترين افراد حاضر در مجلس هفتم خواهد بود كه به دليل رياستش بر فراكسيون اقليت مجلس ششم، از شانس بالايى براى دستيابى به رياست مجلس برخوردار است.
اگرچنين اتفاقى روى دهد، براى نخستين بار، پس از پيروزى انقلاب ١٣٥٧، يك فرد غيرروحانى به رياست قوه مقننه انتخاب خواهد شد.
مرورى بر فهرستهاى انتخاباتى محافظهكاران، از جمله ائتلاف آبادگران به خوبى روشن مىكند كه اين جناح، در جريان انتخابات مجلس هفتم كمترين تاكيد را بر نامزدهاى روحانى داشته و در مجموع كوشيده است تا با برجسته كردن نامزدهاى تكنوكراتى كه در عين حال به گفته خود اصولگرا و ارزشى هستند، آراى مردم را جذب كند.
به عنوان مثال، در فهرست انتخاباتى آبادگران براى تهران، تنها چهار فرد روحانى وجود داشتند، در حالى كه اين ائتلاف در جريان انتخابات دومين دوره شوراها، حتى يك روحانى را نيز معرفى نكرده بود.
همين وضعيت، مىتواند اين پيشبينى را نيز ممكن سازد كه نه تنها مجلس هفتم احتمالا كمترين ميزان نمايندگان روحانى را خواهد داشت، بلكه هيئت رييسه اين دوره نيز تقريبا به طور كامل در دست افراد غيرروحانى قرار خواهد گرفت.
چنين امرى در عين حال، بيانگر اعتماد روزافزون محافظه كاران به طيفى از نيروهاى متخصص و داراى تحصيلات دانشگاهى است كه مىتوان از آنان به عنوان نسلى جديد از تكنوكراتهاى اصولگرا نام برد.
اين اعتماد با توجه به نتايج نسبتا مثبتى كه براى محافظهكاران به همراه داشته مىتواند در انتخابات رياست جمهورى سال ١٣٨٤ نيز مؤثر واقع شود و حتى شرايط را براى انتخاب يك رييس جمهورى غيرروحانى فراهم آورد.
حضور دو فرد غيرروحانى در راس دو قوه، به رغم نزديكى فكرى محسوب و غيرقابل انكار آنان به روحانيون و منش و روش آنان، به هر حال مىتواند هم نشانه و هم دليلى بر پذيرش رويكردهاى عملگرايانه در مقابل اصرار بر تحقق برخى آرمانها در جمهورى اسلامى باشد.
لازپوبليكا خبرنگار اعزامى روزنامه ايتاليايى «لارپوبليكا» به تهران نيز در گزارشى نوشت: پيشبينى نتيجه انتخابات اول اسفند و خروج از صحنه اصلاحطلبان كه ٤ سال پيش با حمايت اكثريت قاطع مردم به مجلس راه يافته بودند، به هيچ وجه مشكل نبود.
شركت نيمى از دارندگان حق راى در انتخابات، بنابر آنچه اين روزنامه ايتاليايى مىنويسد، نشان از اين واقعيت دارد كه هنوز جمهورى اسلامى از حمايتبخش قابل توجهى از ايرانىها برخوردار است، هرچند كه نبايد ناديده گرفت كه بسيارى از كارمندان دولت و نظاميان تنها براى مهر انتخاباتى در شناسنامهشان به پاى صندوق راى رفتند.
يك معمار ايرانى كه در ايتاليا تحصيل كرده استبه خبرنگار لازپوبليكا گفت: در سالهاى آينده پس از بستن مطبوعات و دستگيرى برخى از فعالان سياسى احتمالا از فشار بر مردم و جامعه كاسته خواهد شد، زيرا برندگان انتخابات اول اسفند كه خواهان تغييرات در اقتصاد كشور هستند، بايد از تنشهاى اجتماعى براى دستيابى به برنامههايشان بكاهند.
راه «چينى» بنابر آنچه يك اقتصاددان مطلع تهران به خبرنگار لازپوبليكا مىگويد: امكان موفقيت ندارد; زيرا بنيادهايى كه اهرمهاى اقتصاد كشور را در دست دارند و تحت نظر روحانيون فعاليت مىكنند، در اين مدل اقتصادى جايى ندارند.
روزنامه «لااستامپا» كه توسط گروه صنعتى فيات اداره مىشود، نيز طى تحليلى دليل عمده شكست اصلاحطلبان در انتخابات را عدم نفوذ آنها به روستاها دانست. تحليلگر ايتاليايى اين روزنامه نوشت: نمىتوان ايران را به تهران، شيراز يا اصفهان و تبريز خلاصه كرد. اهالى هزاران روستا، شهر و شهرك نيز از حق راى برخوردارند و هنوز در دوره قبل از مدرنيسم زندگى مىكنند.
بحثهاى رفرمى كه در تهران سر مردم را گرم كرده است، به گفته اين نويسنده ايتاليايى، براى اهالى روستاهاى ايران ناشناخته است و در نتيجه نمىتوان از طريق انتخابات، اصلاحات را در جمهورى اسلامى به پيش برد. لااستامپا، انتخابات اول اسفند را رفراندمى مىداند كه در آن شهروندان مىبايستى بين دو ديدگاه از حكومت، كه يكى منشا قدرت را درخواست الهى و مذهب جستوجو مىكند و ديگرى اراده مردم را منشا قدرتش مىداند، انتخاب كند.
نويسنده لااستامپا صحبت از انقلاب دوم، بيست و پنجسال پس از انقلاب اسلامى مىكند و مىنويسد. در مجلس آينده، نمايندگان اكثريت، ديگر محتاج به نام بردن از مردمسالارى براى توجيه تصميمات غيردمكراتيك نخواهند بود.
روزنامه آلمانى اشتوتگارتر سايتونگ نيز با اشاره به نتايج انتخابات ايران نوشت: هم اكنون گروهى با نام آبادگران مردان قدرتمند ايران هستند.
اشتوتگارتر سايتونگ در ادامه گفت: اين گروه درصدد هستند كه براى در دست داشتن حكومت «الگوى چينى» را محقق كنند.
اين روزنامه همچنين افزود: اين گروه در نظر دارند با اتخاذ برخى تدابير اقتصادى راهكارهايى را براى حل معضلات اقتصادى كشور پيدا كرده و به مرحله اجرا درآورند.
به نوشته اين نشريه آلمانى با توجه به بالا بودن قيمت نفت و موقعيتخاص اقتصادى ايران، زمينههاى لازم براى انجام اقدامات اقتصادى اين گروه فراهم است كه با توجه به اين امر مىتوان احتمال داد كه در تحقق اين اهداف موفق شوند.
اشتوتگارتر سايتونگ همچنين افزود: هر روز كه مىگذرد بر شمار جوانان بيكار در ايران افزوده مىشود و اكنون در شرايط حاضر مهمترين اولويت آنان بايد اشتغالزايى باشد. در بخش ديگرى از اين مطلب آمده است: آبادگران با انتقاد از عملكرد اصلاحطلبان در برخى زمينههاى سياستبينالمللى معتقدند كه مىتوانند در زمينه حل بحرانهاى بينالمللى موفقتر از پيش عمل نمايند.
اين روزنامه در پايان با اشاره به اينكه اصلاحطلبان در زمان قدرت خود با مشكلات متعددى مواجه بودند، اين سؤال را مطرح كرد كه آيا آبادگران قادر خواهند بود به تمامى اهداف از پيش اعلام شده خود جامه عمل بپوشانند؟
روزنامه الشرق الاوسط نيز نوشت: از حدود يك ماه پيش، ناظران اوضاع ايران پيش بينى مىكردند كه بيشتر كرسىهاى آينده مجلس شوراى اسلامى از آن محافظهكاران يا تندروهاى مذهبى خواهد شد.
اين روزنامه در ادامه با پايان يافته خواندن اصلاحات در ايران با توجه به نحوه برگزارى انتخابات اول اسفند افزود: اصلاحات در هر نظام سياسى به معنى اين است كه درها به روى نيروهاى جديد و رقيب گشوده شود. همان گونه كه در دهه ١٩٨٠ در شوروى سابق و با اقدامات ميخائيل گورباچف اين مسئله را ديديم.
اين روزنامه ادامه داد: توهم وجود دارد و يا جناح اصلاحطلب نيز در نظام سياسى ايران با اين انتخابات از ميان رفت. در حقيقت اين توهم تنها در ذهن گروهى از مفسرين غربى وجود داشت.
الشرق الاوسط نوشت: آن چه كه جناح اصلاحطلب ناميده مىشد، مركب از ١٨ گروه كوچك بود كه هيچ برنامه روشن سياسى نيز نداشتند.
روزنامه الراى العام چاپ كويت نيز تحليل خود از انتخابات ايران را به اين شرح ارايه داد: سرانجام ملت ايران پيروز گرديد و شكست نصيب امريكا و اسراييل شد، اين همان نتيجه انتخابات مجلس شوراى اسلامى در ايران است كه در گفتههاى رهبر ايران نيز به وضوح بيان شده است.
اين روزنامه با ارايه تحليلى تحت عنوان «چه كسى پيروز انتخابات در ايران بود و بازنده اين انتخابات كه بود». با بيان اين مطلب نوشت: بايد گفت: هر اقدامى كه تاكنون از سوى مردم ايران در انتخابات صورت گرفته بيان كننده اين بوده كه اين ملت، خواهان محافظت از پيروزى و استقلال ايران در انقلاب اسلامى هستند و به رغم تمام اختلافات موجود، ملت ايران براى محافظت از اين دستآوردها متحد عمل مىكند.
در اين تحليل آمده است: برنده اين انتخابات هر گروه و هر حزبى كه باشد، مهم نيست، مهم آن است كه برنده اصلى، مقاومت ايران و برنامههاى طولانى مدت اين كشور در برابر استكبار جهانى است; آرى، امريكا در برابر اين اقدام مردم ايران سر تعظيم فرود آورد.
در اين تحليل هم چنين به اين نكته اشاره شده است كه امريكا از تمام حاميان خود براى متهم كردن ايران استفاده كرده، اگرچه ايران به اتهامات روزانه واشنگتن عادت كرده است.
در انتهاى اين مطلب تاكيد شده است: پيروزى حقيقى ايرانيان در اتحاد آنها و توافق اجتماعى آنها در ارزشهاى سياسىشان بود.