پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - مدارس علميهي سنتي و جديد در آسياي ميانه
مدارس علميهي سنتي و جديد در آسياي ميانه
آشيربك مامينوف
ترجمه: زهرا طباطبايي لطفي
آشيربك مامينوف از اساتيد مؤسسهي مطالعات شرق، از آكادمي علوم ازبكستان است. آسياي ميانه با فرهنگ باستاني و سنتهاي مذهبي كه قدمتش به قرن هشتم بازميگردد، بهتدريج به يك سرزمين اسلامي تبديل شد. مذهب سنيِ اسلام، به طور مستحكم در آن جا تاسيس شد. براي ارايهي تصويري كامل ضرورت دارد كه بدانيم گروههاي شيعهي اسماعيلي بدخشان و مهاجران اماميهي ايراني نيز در سمرقند وجود دارند. در زمان حملهي مغولها، حنفيه يكي از چهار مكتب اهل تسنن در بيشتر مناطق آسياي ميانه حكمفرما شد. مذهب حنفيه سير طولاني تكامل را پيمود و نقش بزرگي در شكلگيري اسلام در آسياي ميانه ايفا نمود. مكتب حنفيه علاوه بر ويژگيهاي مشترك با ديگر مناطق دنياي اسلام، از ويژگيهاي ويژهي خود در آسياي ميانه برخوردار است.
عوامل گسترش مذهب حنفيه در آسياي مركزي
اساس گسترش تعليمات امام ابوحنيفه (٧٩٧-٦٩٩) و تقويت و استحكام آن در خراسان شرقي و ماوراءالنهر١ توسط « مرحبهن» مهيا شد. جنبش سياسي ـ مذهبي هوادار مركز، يعني مرحبهي طي جنگ اول داخلي (٦٦١-٦٥٦) بهوجود آمد و در پي آشتي دادن دو حزب درگير طرفدار عليبن ابيطالب (٦٦١-٦٥٦) و امويان (٧٥٠-٦٦١) بود، ليكن بعدها تعليمات مرحبه تغيير كرد و در اوايل قرن هفتم، در ناحيهي شرقي خلافت عربي، مدعي تساوي با مسلمانان عرب و همچنين حقوق بيشتر براي حاكمان محلي شد و در اين راستا به نزاع برخاست. عقايد مرحبه از سوي برخي از اعراب و همچنين بيشتر افراد نواحي مختلف مورد حمايت قرار گرفت.
در پي شكست و مرگ سركردهي جنبش مرحبه، الحديث بن ثريا (٧٤٦-٧٣٤) فقيه مرحبهي در كوفه، ابوحنيفه، رهبري معنوي و روحاني اين جنبش را در قسمت شرقي سرزمين خلافت در دست گرفت و اين امر راه را براي گسترش و استحكام تعليمات ابوحنيفه در اوايل قرن نهم در شهرهاي خراسان و ماوراءالنهر ـ نيشابور، مرو، بلخ، بخارا و سمرقند ـ هموار ساخت.
مذهب حنفيه كه عمدتا در شهرهاي ماوراءالنهر مخصوصا در بخارا و سمرقند شكل گرفت، طي سه مرحله گسترش يافت:
١- دوران تاسيس (قرن نهم و دهم): در اين دوران مذاهب بومي حنفيه در سمرقند و بخارا ـ ماوراءالنهر، قسمت شرقي خلافت به انضمام خراسان ـ شكل گرفتند.
٢- دوران طلايي (اوايل قرن يازدهم تا سيزدهم) اشاره به زماني دارد كه فقه حنفي در ماوراءالنهر از مابقي دنياي اسلام جدا شد و توسط فقهاي حنفيه توسعه يافت، مذهب ابوحنيفه بر اساس مسايل مبتلابه منطقه تدوين شد.
٣- دورهي تدريجي زوال (اوايل قرن سيزدهم تا قرن چهاردهم) در اين دوران در نتيجهي از بين رفتن مراكز شهري، فعاليتهاي خلاق فقها متوقف شد، ولي تاثير اين مذهب همچنان در مناطق داخلي آسياي مركزي و كشورهاي همسايه ـ هند، عراق، سوريه، مصر، آسياي صغير، شبهجزيره كريمه و مغولستان ـ به چشم ميخورد.
شهرهاي ماوراءالنهر به مراكز عمدهي تعليم مكتب حنفيه تبديل شدند. در اينجا همهي فقهاي تازهكار از همهي مناطقي كه مذهب حنفيه هنوز رواج دارد، گردهم آمدند تا به تأليف كليات، متون و دستنوشتههاي مكتب حنيفه بپردازند.
خصوصيات حنفيها در آسياي ميانه
اين اصول در اواخر قرن هشتم و اوايل قرن نهم شكل گرفت و بازتاب آن در شش كتاب ذيل اثر محمدبن حسن شيباني (فوت ٨٠٥) نمود پيدا كرد: طبق نظر كارشناسان كتابهاي مذكور بين ٠٠٠/٦٠ تا ٠٠٠/٨٠ موضوع جداگانه را شامل ميشوند. اين موضوعات به مسايلي در زمينههاي احكام ديني و معنوي (نماز، روزه، زكات، مراسم حج) و امور اجتماعي (خريد و فروش، اجاره، ازدواج، طلاق، تقسيم ارث، آزادي بردگان و غيره) ميپردازند. مذهب حنفيه در عين حالي كه به بخش قابل توجهي از دستآوردهاي مذهبي ادوار گذشته عنايت داشت، موضوعاتي را معرفي نمود كه در زمينهي امور مذهبي آسياي ميانه كاملاً بديع بودند. اين تجارب در ميان مردم (عمدتا شهرنشين) بلاد از تقدس برخوردار بود و اين تقدس همچنان بر قوت خويش باقي است.
در نتيجهي فعاليتهاي فقهاي ماوراءالنهر طي دوره دوم، بسياري از قوانين، رسوم و سنتهاي مردم آسياي ميانه با اسلام عجين گشته است. مجتهدان (فقهايي كه وظيفه تصميمگيري در مورد مسايل مستحدثه، يعني مسايلي كه قبلاً مورد بحث واقع نشدهاند را بر عهده دارند) در اين دوران پديد آمدند.
پينوشت:
١. منظور، ماوراءالنهر تاريخي است، كه از نظر لغوي به معناي مكاني است كه در عرض رودخانه، آمودريا، قرار گرفته باشد. اين نامي است كه توسط جغرافيدانان و فقهاي مسلمان براي اشاره به آسياي مركزي بهكار ميرفته است.