پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - داستان راست گويان و راستگامان - شرفشاهی کامران

داستان‌ راست‌ گويان ‌و راست‌گامان
شرفشاهی کامران

... سخن گفتن در فضايل و مكارم انسان‌هاي كامل، به ويژه نبي اكرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و خاندان مكرم آن حضرت، مورد توجه انديش‌مندان و سخن‌وران نامدار قرار گرفته است، و در ادبيات عرب و ادبيات پارسي مي‌توان به نمونه‌هاي متعددي در اين خصوص اشاره داشت. از آثار گذشتگان آن‌چه در اين مجال مي‌توان به عنوان مثال آورد، اثر سترگ شيخ فريدالدين عطار نيشابوري؛ يعني كتاب «تذكرة الاوليا» است. عطار در اين كتاب با نثري شيوا به توصيف صحنه‌هايي از عظمت كردار بزرگان دين پرداخته است و بدين صورت از آنان به عنوان يگانه الگوهاي راستينِ انسانِ كامل ياد مي‌كند.
گر چه آثاري كه با اين مضمون خلق شده‌اند شمار فراواني از آثار را شامل مي‌شوند ـ و در هيچ يك از زمان‌هاي پس از ظهور اسلام نمي‌توان دوره‌اي را مثال زد كه اثري در اين خصوص آفريده نشده باشد ـ اما باز، هم اين همه اثر نتوانسته است جواب‌گوي عطشِ روزافزون مردمي باشد كه عاشقانه و در همه حال در جست‌وجوي شنيدن و يا خواندن فضايل و مكارم انساني هستند.
از جمله عواملي كه سبب احساس نياز مداوم در اين قلمرو بوده است، علاوه بر مسئله‌ي تطور زباني و پيدايش سبك‌هاي نوين، مسئله‌ي دگرگوني‌هاي فرهنگي و اجتماعي بوده كه پديد آورنده‌ي ضرورت‌هاي تازه‌اي شده است كه الزاما شايسته‌ي درك و پاسخ‌گويي متفكرين بوده، كه به تناسبِ اوضاع جامعه و حوائج آن، بيان و طريق ديگري را ايجاب مي‌كرده است. اين نكته در مورد شهيد مطهري كاملاً مصداق دارد. او آنچنان‌كه در مقدمه‌ي كتاب «عدل الاهي» بيان نموده است، هدفش از نوشتن كتاب يا مقاله، حل مشكلات و پاسخ‌گويي به سؤالاتي است كه در زمينه‌ي مسايل اسلامي در عصر ما مطرح است. وي در اين مقدمه از محاسبه‌ي احتياجات و درجه بندي ضرورت‌ها نيز سخن به ميان آورده و اصل «الاهم فالاهم» را معيار كار خويش برشمرده است.
«داستان و راستان» ايشان، مجموعه‌اي از داستان‌هاي كوتاه اخلاقي است ـ كه، با الهام از زندگاني پيامبر اسلام و پيشوايان مكتب تشيع و ديگر شخصيت‌هاي بشري ـ در ٢ جلد به رشته‌ي تحرير درآمده است.
در نگاه نخست نثر روان، سليس و بي تكلف استاد نشانگر آن است كه وي در نگارش اين كتاب در صدد كسب اسم و رسم نبوده، بلكه درد دين و جواب‌گويي به خلأ موجود در اين زمينه، انگيزه‌ي خلق اين اثر شده است. گرچه مردم غالبا اين كتاب را در قطع جيبي مي‌شناسند اما اين كتاب در قطع‌هاي ديگري نيز چاپ و منتشر شده است.
در كتابنامه‌ي توصيفي و موضوعي آثار استاد شهيد مطهري، تاريخ نگارش جلد اول اين كتاب، سال ١٣٣٩ و تاريخ نگارش جلد دوم آن، سال ١٣٤٣ ذكر شده است.
اين كتاب در شمارِ معدود آثاري است كه، به محض چاپ با رويكرد كم نظيري روبرو شده و در اندك زماني به چاپ‌هاي متعدد رسيده است. اما متاسفانه به دليل سود جويي ناشران، نمي‌توان رقم دقيقي از تيراژ اين كتاب ارايه نمود. خصوصا در فاصله‌ي شهادت استاد و روي كارآمدن شوراي نظارت بر آثار استاد، اين كتاب در تيراژهاي فراواني چاپ و منتشر شده است، بي آن‌كه از رقم دقيق تعداد، و يا از نوبتِ چاپ، ذكري به ميان آمده باشد! اما آن‌چه غير قابل انكار است آن‌كه اين كتاب در پي استقبال بي‌نظير و كم‌سابقه، به طور گسترده‌اي چاپ و منتشر شده است، تا آن‌جا كه در بين عموم مردم شايد هيچ يك از كتاب‌هاي استاد به اندازه‌ي اين كتاب از شهرت و معروفيت برخوردار نباشد.
استقبال از اين كتاب به اندازه‌اي بود كه پس از شهادت استاد، نويسندگان و محققاني را بر آن داشت تا در جهت پاسخ‌گويي به عطش جامعه، به سراغ ساير آثار استاد بروند و داستان‌هايي را كه وي در ضمن سخنراني‌ها و يا تأليفاتشان بدان استناد و استشهاد نموده‌اند را استخراج نموده و به عنوان كتابي مستقل در ادامه‌ي «داستان راستان» چاپ و منتشر نمايند. كتاب «حكايت‌ها و هدايت‌ها» كه به اهتمام محمد جواد صاحبي، گردآوري و چاپ شده است، نمونه‌اي از اين تلاشها است كه نمايان‌گر ميزان تأثير «داستان راستان» در سطح جامعه است. هم‌چنين تأثير گذاري اين اثر به همين اندازه محدود نشده است و چه بسيار نويسندگان و پژوهش‌گراني كه با الهام از اين سبك و سياق، دست به نگارش آثاري در اين‌باره زده‌اند، كه برخي از آنان حتي كوشيده‌اند تا عنوان كتاب خويش را نيز نزديك به «داستان راستان» برگزينند. كه از اين ميان مي‌توان به كتاب «داستان دوستان» تأليف محمد محمدي اشتهاردي اشاره كرد.
استاد مطهري در پيش‌گفتار جلد نخست «داستان راستان» ابتكار، ايده و خلق اين اثر را به يكي از دوستان فاضل خود كه طي نشستي در «هيئت تحريريه‌ي شركت انتشار» مطرح نموده، نسبت مي‌دهد، اما آن‌كه تعهد انجام اين وظيفه را تقبل مي‌كند، كسي جز خود استاد نيست. گر چه اين كتاب براي خواص و عوام هر دو قابل استفاده است، اما استاد منظور اصلي خويش را در نگارش اين كتاب طبقه‌ي عوام مي‌داند، بنابراين‌گروهي از خواص در آن دوران استاد را مورد ملامت قرار داده و با اظهار تأسف، از او مي‌خواهند كه دست از اين كار ساده بردارد و به كارهاي علمي مهم‌تري مشغول شود! برخي نيز به ايشان پيشنهاد مي‌كنند كه «لااقل اين كتاب را با نام خودت منتشر نكن!» پاسخ استاد به اين خواص، پاسخي مستدل و خواندني است كه با يك رباعي از خواجه نصيرالدين طوسي مزين شده است:
افسوس كه آنچه برده‌ام باختني است بشناخته‌ها تمام نشناختني است
برداشته‌ام هر آنچه بايد بگذاشت بگذاشته‌ام هر آنچه برداشتني است
استاد در مقدمه‌ي جلد نخست در ادامه‌ي شرح دلنشين و در عين حال غم‌انگيز مناظره با خواص ساده‌انديش، از نوع تفكر آنان به عنوان يك بيماري اجتماعي نام مي‌برد كه به صورت يك انحراف بزرگ از تعليمات عاليه‌ي اسلامي در جامعه شكل گرفته و شيوع پيدا كرده است. از نظر استاد جبران فقر كتاب‌هاي مفيد و سودمند كه به حال جامعه‌ي اسلامي مفيد باشد، وظيفه‌اي است كه مي‌بايد مورد توجه علما و انديش‌مندان مسلمان قرار گيرد و مقياس بزرگي و كوچكي كار به نتيجه و اثر آن بستگي فراوان دارد.
استاد از آن‌جا منظور خويش را «عوام» قرار داده است كه: «زيرا تنها اين طبقات‌اند كه ميلي به عدالت و انصاف، و خضوعي در برابر حق و حقيقت در آنها موجود است». وي صلاح و فساد طبقات اجتماع را در يك‌ديگر موثر مي‌داند و با نقل بخشي از فرمان حكومتي امام علي بن ابيطالب عليه‌السلام به مالك اشتر نخعي چنين نتيجه‌گيري مي‌كند: «اين فكر غلطي است از يك عده از طرف‌داران اصلاح كه هر وقت در فكر يك كار اصلاحي مي‌افتند، زعماي هر صنف را در نظر مي‌گيرند، و آن قله‌هاي مرتفع در نظرشان مجسم مي‌شود و مي‌خواهند از آن ارتفاعات منيع شروع كنند.»
نام‌گذاري هر كتابي براي خود، ماجرا، علت و انگيزه‌اي دارد؛ كه جالب و شنيدني است؛ لذا شايد براي آنان‌كه علت نام‌گذاري اين كتاب را نمي‌دانند و در ذهن خود اين سؤال را داشته‌اند كه چرا «داستان راستان»، پس جا دارد تا از زبان استاد علت اين امر را بشنويم: «نام اين كتاب را به اعتبار اين‌كه غالب قهرمانان اين داستان‌ها كساني هستند كه راست رو و بر صراط مستقيم مي‌باشند و در زبان قران كريم (صديقين) ناميده شده‌اند... و از آن جهت كه معمولاً طالبان و خوانندگان اينگونه داستان‌ها افرادي هستند كه مي‌خواهند راست گام بردارند، و اين كتاب براي آنها و به خاطر آنها است، ما اين داستان‌ها را مي‌توانيم داستان راستان بدانيم، گذشته از همه‌ي اينها، چون اين داستان‌ها ساخته‌ي وهم و خيال نيست، بلكه قضايايي است كه در دنيا واقع شده و در متون كتبي كه عنايت داشته‌اند قضايايي حقيقي در آن كتب با كمال صداقت و راستي و امانت ضبط شود، ضبط شده و اين داستان‌ها «داستان‌هاي راست» است، از اين رومناسب بود كه ماده‌ي راستي را جزو نام اين كتاب قرا دهيم.»
در مقدمه‌ي جلد دوم «داستان راستان» استاد خبر از استقبال رضايت بخش ـ جامعه و تجديد چاپ جلد اول را به همراه خبر استقبال راديوي ايران در آن روزگار ـ از اين كتاب مي‌دهد. پخش داستان‌هاي اين كتاب در ايام ماه مبارك رمضان و مورد پسند واقع شدن آن از نظر شنوندگان در نظر استاد، داراي مفهوم عظيم و گسترده‌اي است كه همانا، آمادگي آنان براي شنيدن و خواندن مطالب خوبِ ديني است و اين امر وظيفه‌ي رهبران و نويسندگان ديني را مشكل‌تر مي‌كند.
جلد اول داستان راستان داراي ٧٥ داستان بوده و جلد دوم آن داراي ٥٠ داستان، كه داستان‌هاي جلد دوم غالبا از داستان‌هاي جلد اول طولاني‌تر است و اين كتاب در مجموع ١٢٥ داستان را شامل مي‌شود. داستان‌هاي اين كتاب برگرفته از كتب حديث و كتب تاريخي است و نويسنده كوشيده است، تا به لحاظ حفظ امانت‌داري چيزي از خود بر اصل واقعه اضافه نكند، اما در حدود قراين احوال، داستان را پرورش داده و در قالب عامه فهم‌تري آن را عرضه نموده است.
هم‌چنين در كنار داستان‌هايي درباره‌ي زندگاني پيامبر عاليقدر اسلام و اهلبيت آن حضرت، داستان‌هايي نيز درباره‌ي اصحاب آن حضرت و شخصيت‌هاي بزرگ عالم اسلام نظير دانش‌منداني همچون؛ ابن سينا، غزالي و حتي شخصيتهاي بزرگ غير مسلمان؛ مانند ديوژن حكيم نامدار يوناني نيز درج شده است، كه نشان‌گر عمق نگاه، و سِعه‌ي صدر نويسنده است. استاد در اين باره مي‌گويد: «اكثر اين داستان‌ها از كتب حديث گرفته شده و قهرمان داستان يكي از پيشوايان بزرگ دين است. البته اين كتاب منحصر به اين گونه داستان‌ها نبوده و از كتب رجال و تراجم و تواريخ و سيره هم استفاده شده است و داستان‌هايي از علما و شخصيت‌ها آورده شده كه سودمند و آموزنده است. در اين قسمت نيز اِعمال جمود و تعصبي نشده و تنها به رجال شيعه اختصاص نيافته است...».
اما هدف هوش‌مندانه‌ي ديگر استاد از نگارش اين كتاب، ارايه‌ي يك راهنماي اخلاقي و اجتماعي و مقياسي براي اندازه‌گيري حقيقت و روح تعاليم اسلامي در جامعه است كه در مقايسه با اين نمونه‌ها، به راستي چه اندازه از معني و حقيقت اسلام معمول و مجري است. اشاره‌ي استاد به اين نكته نشان‌گر روح انقلابي او و تلاش او در جهت حماسه آفرين بودن آثار اوست. در كنار مجموعه خصوصياتي كه برشمرده شد، ايجاز و پرهيز از اطناب كلام، به كارگرفتن الفاظ، اصطلاحات و تعبيرات تازه، و ابتكارهاي وي در نحوه‌ي روايت رويدادها، آشنايي با روحيات و مقتضيات، از ديگر ويژگي‌هاي اين اثر ارزنده و تأثير گذار در جامعه بوده است.
داستان كوتاه زيل بر تمام آنچه درباره‌ي اثر ماندگار شهيد مطهري گفتيم صحه مي‌گذارد:
* رسول اكرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله در يكي از مسافرت‌ها با اصحابش در سرزميني خالي از آب و علف فرود آمدند، اصحاب به هيزم احتياج داشتند. آن حضرت فرمود: «هيزم جمع كنيد» عرض كردند: «يا رسول اللّه‌ ببينيد، اين سرزمين چقدر خالي است! هيزمي ديده نمي‌شود» ـ فرمود: «در عين حال هر كس هر اندازه مي‌تواند هيزم جمع كند.»
اصحاب روانه‌ي صحرا شدند، با دقت بر روي زمين نگاه مي‌كردند و اگر شاخه‌ي كوچكي مي‌ديدند بر مي‌داشتند. هر كس هر اندازه توانست ذره ذره جمع كرد و با خود آورد. همين كه همه‌ي افراد هر چه جمع كرده بودند روي هم ريختند، مقدار زيادي هيزم جمع شد. در اين وقت رسول اكرم فرمود: «گناهان كوچك هم مثل همين هيزم‌هاي كوچك است. ابتدا به نظر نمي‌آيد. ولي هر چيزي جوينده و تعقيب كننده‌اي دارد. همان طور كه شما جستيد و تعقيب كرديد اين قدر هيزم جمع شد، گناهان شما هم جمع و احصا مي‌شود و يك روز مي‌بينيد از همان گناهان خرد كه به چشم نمي‌آمد، انبوه عظيمي جمع شده است».