پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - سرمايهدارى ايرانى و ليبراليسم مذهبى - فیاض ابراهیم
سرمايهدارى ايرانى و ليبراليسم مذهبى
فیاض ابراهیم
١. سرمايهدارى ايرانى، سرمايهدارى خاصى است كه پس از جنگ و در دوران بازسازى به وجود آمد; چرا كه از زاويه مشروعيت نظام، اين نوع نظام اقتصادى، سياسى و فرهنگى مورد قبول مردم واقع شد. (هر چند مردم از نتايج آن خبر نداشتند و بعدها متوجه شدند كه بسيار دير شده بود و با حضور در دوم خرداد و عدم حضور در انتخابات شوراها، نارضايتى خود از سرمايهدارى به وجود آمده را ابراز داشتند).
٢. سرمايهدارى براساس ليبراليسم و فردگرايى به وجود مىآيد و سرمايهدارى ايرانى نيز از اين مستثنى نيست; چرا كه در اواخر جنگ، تعريف و تمجيد از ليبراليسم آغاز شد و بر ليبراليسم مذهبى يا ليبراليسم معرفت دينى تاكيد شد و در انتهاى جنگ و پس از سقوط شوروى سابق، شكل سياسى و سپس اقتصادى به خود گرفت.
بنابراين بازسازى پس از جنگ، با شعار كابينه كارى و غير ارزشى، ولى در واقع با شعار ليبراليستى، مكانيسم بازار، تعديل اقتصادى (تعديل عرضه و تقاضا)، آزادى فردى در اقتصاد و آزادى فردى در مسائل ارزشى، عقيدتى، معرفتى، غريزهگرايى انسانى و. .. آغاز شد.
٣. سرمايهدارى ايرانى يكى از ظالمترين سرمايهدارىها از نظر اقتصادى بوده است; چرا كه از سرمايه مردم و بيتالمال مسلمين به وجود آمد و از همين بيتالمال براى استقرار خود سود جست. اين نوع سرمايهدارى در پول نفت و امتيازات و رانتخوارى ريشه دارد; چرا كه براساس انديشه ليبراليستى ارزشى ثابت وجود ندارد، و فقط ارزش فردى وجود دارد و دولتبازسازى با ريختن پول كلان به جيب عدهاى خاص، آنها را يك شبه سرمايهدار كرد. فردى كه ديروز يك كارمند عادى بود، به يك كارخانهدار تبديل شد و سپس همين سرمايهدارى، با اختصاص يارانه به كالاهاى اساسى، طورى مردم را خام كرد كه مردم نتوانستند عمق فاجعه را درك كنند، چون اگر قرار بود كه كالاهاى اساسى براساس قوانين اقتصادى و عرضه و تقاضا قيمتگذارى شوند، مردم متوجه عمق فاجعه سرمايهدارى مىشدند.
٤. سرمايهدارى براساس نرخ رشد خاصى از تورم تنفس مىكند و به زندگى خود ادامه مىدهد; پس گرانى مداوم، بايد وجود داشته باشد. از بازار پول نفت كمك گرفته مىشود و با گران كردن تزريقى و تدريجى كالاها، راه براى استقرار سرمايهدارى ايرانى هموار مىشود. گرانىاى كه نهايت ندارد و حتى مانع عرضه و تقاضا نيست، بلكه با پول نفتيك قدرت اقتصادى به سرمايهدارى ايرانى بخشيده مىشود.
سرمايهدارى ايرانى از ركود وحشت ندارد، چون پول نفتبه سرعت وارد بازار مىشود و كالا نيز به فروش مىرسد، ولى اين پول فتبىنهايت نيست و در نهايتسرمايهدارى ايرانى دچار ركود مىشود به همين دليل اقتصاد ايران در طى سرمايهدارى صورى قبل از انقلاب و سرمايهدارى پس از انقلاب، دچار تورم و ركود، يعنى دو مرض ضد هم بوده و معالجه يكى به ضرر ديگرى تمام مىشود; پس واماندگى اقتصادى مداوم به وجود مىآيد.
٥. مردم كه در پايان دوران بازسازى متوجه بىعدالتىها و فساد دوران سرمايهدارى پس از جنگ شده و سخت نسبتبه آن معترض بودند، با ترفندى تبليغاتى يا اتهام تغلب به انتخابات رياست جمهورى، جريان را به طرفى سوق داده شده ديدند كه خود سرمايهدارى جان سالم به در برد و طيف سنتگرا، مورد اتهام سرمايهدارى واقع شد. اينجا بود كه «دوم خرداد» به وجود آمد و سرمايهدارى ايرانى، بعد از يك تكاپوى شديد، به رختكن رفت و فقط شاهد يك دوران هنجارشكنى توسط چپهاى جوان ديروز و سوسيال دموكراتهاى ميانسال امروز شد و سكوت حاشيهاى براى خود در مجلس، جامعه و نهادهاى حكومتى در پيش گرفت تا زمان خاص ديگرى كه به عنوان منجى اقتصادى ايران يا فراساختار اقتصادى وارد صحنه شود; به خصوص زمانى كه سنتگرايان ايرانى و سوسياليست دموكراتها خسته شدند.
٦. ساختن قشر متوسط ايرانى نيز از اهداف سرمايهدارى پس از جنگ بود، چون قشر متوسط عمله، حمال، ناقل ويروس سرمايهدارى است; پس به ساختن شهرهاى بزرگ و بزرگتر كردن كلان شهرها پرداخته شد و اين امر از راه فروختن تراكم و متراكم ساختن شهرها و سپس ساختن اتوبانها وسط اين كلان شهرها، صورت گرفت تا بتوانند با قشر متوسط سرگردان و حيران، اين سرمايهدارى نوپا را عمق و استحكام ببخشند.
حال اگر مهاجرت به شهرهاى بزرگ توسط قشرهاى متوسط شهرستانى و روستايى، به اين قشر متوسط شهرى اضافه شود، قشر متوسط شهرى فربهتر مىشود و سرمايهدارى ايرانى قدرت بيشترى خواهد گرفت، به همين دليل، ضريب سنجش عدالت اجتماعى در سرمايهدارى، در واقع ضريب سنجش متوسط است كه در ايران و توسط سرمايهدار ايرانى در تبليغات به كار برده مىشود.
٧. سياليت ارزش، يكى از مهمترين اركان روح و روان سرمايهدارى است و سياليت مذهبى، تنها راه سياليت ارزشى است، سياليت مذهبى از راه سياليت معرفت دينى و قبض و بسط آن رخ داد و توسط سرمايهدارى ايرانى ترويجشد كه با ترويجسياليت اخلاقى، مثل تغيير لباس زنانه از چادر به مانتو در محافل رسمى مذهبى، و آزادى جنسى در قالب ازدواج موقت، در مكانهاى معنوى، كامل مىشد، و سپس با دوچرخهسوارى و اسبسوارى زنان و المپيك ورزشى و پوشيدن لباس جين و شلوار و پيراهن و... به اوج مىرسيد.
٨. سرمايهدارى ايرانى بايد براى جمع كردن اقشار سرمايهدارى ايران تلاش كند; به همين دليل براى اتحاد بازاريان سنتى و تشكيلاتطلب و ملىگرايان مذهبى با گرايش امريكايى (نه اروپايى) و تكنوكراتهاى مسلمان و سرمايهداران شاهنشاهى (اشرافان آنها) تلاش مىكند و با به وجود آوردن رسانههايى مثل روزنامه، آواز سرمايهدارى شرق را بلند كند تا آنها احساس تنهايى نكنند و روحيه طرف مقابل را كه سنتگرايان هستند، به انفعال بكشانند.
٩. دادن جايزه صلح نوبل، به يكى از حقوقدانان فعال در نظام سابق و جا گذاشتن سوسياليستهاى دموكرات ميانسال ايرانى و بىاعتنايى به امضاى چهارصد نفر از اعضا و شخصيتهاى غربگراى ايرانى، همه و همه در جهت هدايتسرمايهدارى ايرانى به پذيرش سرمايهدارى جهانى به پايتختى نيويورك است. همان پايتختى كه پيش از انقلاب هم وجود داشت و راكفلر رهبر واقعى امريكا، تهران را با لهجه خاصى تلفظ مىكرد و به گفته تاجالملوك مادر محمدرضا شاه و همسر رضا شاه، يك ساختمان او در نيويورك با تمام پولهاى ايرانى برابرى مىكند.
١٠. سرمايهدارى ايرانى امروز، به شدت به دنبال رابطه مستقيم با امريكا است تا بتواند از آن در مقابل مردم و سنتگرايان امداد بجويد و از قلب اقتصادى امريكا (نيويورك) خون تازه دريافت كند و ثروتهاى ملى را به آنجا منتقل كند و سرمايهگذارى خاصى را در پى بگيرد; يعنى خروج سرمايه ايرانى از ايران و سرمايهگذارى در كشورهاى صنعتى و ورود سرمايههاى خارجى براى خروج سود در وضعيت فعلى و خروج نهايى خارجى آن (دو مكانيزم فقيرسازى كشورهاى سرمايهدارى حاشيهاى مثل امريكاى لاتين) است كه در نهايتبه سود سرمايهدارى ايرانى خواهد بود. (جهانىشدن سرمايهدارى)
١١. همه اهداف فوق زمانى محقق مىشود كه ولايت فقيه و حكومت اسلامى در ايران، در جهت اهداف سرمايهدارى جهانى جرح و تعديل شود; پيشنهاد شوراى افتاكه در نهايتبه شوراى رهبرى ختم خواهد شد، در همين جهت است; چرا كه با ولى فقيه نمىتوان آن قدر بازى سياسى كرد كه با وليان فقيهى و فقهاى دور از مركز و ساكن محفل درس و بحث ممكن است. پس به طرف ولايت فقيه حركتخواهد كرد كه هماهنگكننده اين فقها باشد و اين ولى فقيه، فقط يك مدير است تا يك فقيه (هر چند سواد فقهى او هم كم باشد).
١٢. راه تحقق هدف فوق، انتخابات مجلس هفتم و رياست جمهورى است كه اين امر با شعار جوانسازى مجلس توسط سرمايهدارى ايرانى شروع شده است تا بتوانند با اشاره به آنها جهت را تعيين كنند و آنها ماشين بلند شدن و نشستن شوند و در نهايتبه آنها كيف امريكايى خواهند داد و در سايه چنين مجالسى، يك رياست جمهورى به عنوان ماشين امضا بر سر كار خواهد آمد. آنگاه ايران به آغوش سرمايهدارى جهانى بازمىگردد و به او ديگر ياغى و محور شرارت نخواهند گفت.