پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - نگاهى به وضعيت كنونى مسلمانان در آمريكا

نگاهى به وضعيت كنونى مسلمانان در آمريكا


ارزش زيستى در محيط سكولار

اسلام در آمريكا سريع ترين رشد را در مقايسه با ساير اديان داشته است. افزايش تعداد مسلمانان در آمريكا در حالى صورت مى‌گيرد كه اديان ديگر روز به روز، تعدادى از طرفداران خود را از دست مى‌دهند. نكته قابل توجه اين كه مسلمانان آمريكا على رغم رشد روز افزون خود، هنوز جايگاه مناسب و شايسته‌اى در اين جامعه نيافته و در زندگى فرهنگى و عمومى اين كشور، به درستى معرفى و شناخته نشده‌اند. با اين كه نزديك به پنج تا شش ميليون مسلمان در آمريكا زندگى مى‌كنند، ولى هيچ نماينده عمده سياسى يا فرهنگى، در مراكز بزرگ قدرت و تصميم گيرى اين جامعه ندارند. هيچ نامى از يك فرماندار يا شهردار و يا نماينده كنگره كه مسلمان باشد به گوش نمى‌خورد و تنها نام‌هاى مسلمانانى چون (محمد على كلى) قهرمان سابق بوكس و يا (كريم عبدالجبار) ستاره بسكتبال در جامعه آمريكا شناخته شده است. از اين رو، با توجه به اين كه مسلمانان از لحاظ موقعيت‌هاى رسمى، سياسى، سهمى از قدرت ندارند، در برابر تبعيض و بدفهمى و بدبينى جامعه نسبت‌به خود آسيب پذير مى‌باشند. مهم تر از همه اين كه تبليغات منفى و يك طرفه رسانه‌هاى ارتباط جمعى آمريكا با نشان دادن چهره‌هاى ناخوشايند و ضد انسانى از اسلام و معادل قرار دادن اسلام با تروريسم باعث ايجاد جو بدبينى و حتى نفرت نسبت‌به اسلام و مسلمانان در خارج و داخل گرديده و در اين ميان مسلمانان آمريكا نيز آماج حملات تبعيض آميز و كينه توزانه قرار داشته‌اند. به عنوان مثال، پوشش خبرى جريان انفجار مركز تجارت جهانى در نيويورك و موضع گيرى مغرضانه رسانه‌هاى خبرى اين كشور، باعث تقويت نگرش منفى و ترديد آميز مردم آمريكا نسبت‌به مسلمانان اين كشور گرديده است. (آلبرت مخبر)، رئيس كميته ضد تبعيض اعراب آمريكايى در اين باره مى‌گويد:
همگى مى‌دانيم كه در همه مذاهب، افراد متعصب وجود دارند، ولى يك چنين تفكيكى هيچ گاه از سوى رسانه‌ها صورت نمى‌گيرد و همين امر در ايجاد جو بدبينى، بسيار مؤثر است. اصلا چه كسى اين پرسش را مطرح كرده است كه آيا ديويد كورش (رهبر گروه مذهبى در ويكوى تگزاس كه طى حمله نيروهاى دولتى همراه با تقريبا تمامى پيروان خود به آتش كشيده شد و سوخت) نماينده همه مسيحيان بود ما در شرايط كنونى، با نوعى ضديت‌با نژاد سامى و عمدتا يهود رو به رو هستيم كه البته صورت ضديت‌با مسلمانان و اعراب پيدا كرده است (١) .

نگرش مردم آمريكا نسبت‌به اسلام

نكته قابل ذكر اين است كه موضع گيرى خصمانه و تعصب آميز عليه مسلمانان آمريكا، ازحد برخوردهاى لفظى و شفاهى فراتر رفته و جنبه عملى به خود گرفته است. به گفته آلبرت مخبر، هر حادثه‌اى كه در ممالك خاورميانه اتفاق مى‌افتد، رسانه‌هاى خبرى با تبليغات يك طرفه و تحريف‌آميز، احساسات مردم آمريكا را عليه مسلمانان تحريك مى‌كنند، تاجايى كه حملات مكرر تلفنى به مسلمانان، تدريجا به مرحله حملات فيزيكى و منفجر كردن مساجد مى‌انجامد و اگر كسى در مقام دفاع از مسلمانان اين كشور بر آيد به احتمال زياد از حملات افراد متعصب در امان نخواهد بود. خانم ايوان حداد كه خود يك مقام علمى و پژوهشگر برجسته در زمينه تاريخ اسلام در دانشگاه (امهرست ماساچوست) است واز لحاظ اعتقادى، مسيحى و همسر يك كشيش فرقه اپيسكپال است، به دليل داشتن ريشه عربى و نوشتن درباره اسلام و مسلمانان بارها تلفن‌ها و نامه‌هاى تهديد آميز دريافت داشته است. براى نمونه، وى پس از يك برنامه تلويزيونى در شهر نيويورك كه طى آن از اسلام به عنوان يك دين صلح دوست، سخن به ميان آورد، چند نامه تهديد آميز دريافت كرد كه روى يكى از كارت پستال‌هايى كه براى او فرستاده بودند، نوشته شده بود (مرگ بر مسلمانان)، (برگرد به همان جايى كه ازآن جا آمده‌اى).
مدتى است كه مسلمانان آمريكا با توجه به آزارهايى كه ديده‌اند و با استفاده از تجربه اقليت‌هاى ديگر اين كشور، شروع به ايجاد تشكيلاتى براى طرح مسائل خود و رسيدن آن به گوش مردم كشور نموده‌اند. گفته مى‌شودكه گروهى ازمسلمانان در اوايل دهه ١٩٩٠ شوراى مسلمانان آمريكا A M C را بدين سبب، از مسلمانان برگزيدند تا منافع مسلمانان را در واشنگتن نمايندگى كند و اطلاعات لازم را درباره اسلام براى غير مسلمانان فراهم نمايد. در واقع بنا به گفته (عبدالرحمان العمودى) رئيس شوراى مسلمانان آمريكا، هدف اصلى اين شورا اين است كه به مردم آمريكا تفهيم كند كه مسلمانان كشور را نبايد با ساير مسلمانان خارج از آمريكا يكى بگيرند; زيرا مسلمانان اين جا يك موجوديت آمريكايى دارند و مى‌خواهند در آمريكا زندگى‌كنند (٢) .
به نظر تحليلگران، علاوه بر دشمن ديرينه تمدن غرب و كليسا با اسلام، عواملى چون: جنگ اعراب و اسرائيل در پنجاه سال گذشته، بحران نفتى اوايل دهه ١٩٧٠، انقلاب اسلامى ايران و جنگ خليج فارس در شكل دادن تصور ذهنى مردم آمريكا نسبت‌به مسلمانان بسيار مؤثر بوده است. به زعم اين دسته از ناظران، شايد هيچ واقعه‌اى بيش تر از انقلاب اسلامى و مخصوصا بحران گروگان گيرى، كه طى آن ٥٢ ديپلمات و سرباز آمريكايى به مدت طولانى در ايران باز داشت‌شدند، در شكل دادن تصوير اسلام در ذهن مردم آمريكا به دست رسانه‌هاى ارتباط جمعى و مخالف اسلام، مؤثر نبوده است. به گفته خانم حداد، بازداشت طولانى مدت گروگان‌ها در ايران، به صورت سمبل بسيار نمايانى از ضعف و آسيب پذيرى آمريكا در خاور ميانه جلوه گر شد و باعث‌شد كه مردم آمريكا تحت تاثير تبليغات منفى و ضد اسلامى، نسبت‌به اسلام، نظر ديگرى پيدا كنند. ايوان حداد در اين زمينه مى‌گويد:
پس از جريان گروگان‌گيرى تصور منفى و بدبينى مردم آمريكا نسبت‌به اسلام، تقويت گرديد; مخصوصا كه مبارزان مسلمان با دست زدن به اقدامات گوناگون در صدد صدور انقلاب اسلامى به ديگر نقاط جهان و جايگزين ساختن قوانين اسلامى به جاى‌نهادهاى سكولار و غير مذهبى در كشورهاى اسلامى بر آمدند.
به نظر وى فعاليت‌هاى اسلامى تنها به ايران ختم نمى‌شود، بلكه در بسيارى از نقاط جهان، بويژه در خاورميانه در ممالكى‌چون: مصر و الجزاير شدت يافته و حكومت‌هاى اين كشورها در معرض تهديد جدى مسلمانان قرار گرفته‌اند. مهم تر از همه اين كه جنبش‌هاى اسلامى در ممالكى كه قبلا بخشى از امپراتورى شوروى سابق بودند، مثل تاجيكستان و افغانستان در ايجاد ذهنيت منفى نسبت‌به اسلام به عنوان يك دين انقلابى مؤثر بوده است (٣) .
برخى از پژوهشگران معتقدند:
گرچه حوادث خاورميانه در شكل گيرى ذهنيت منفى عليه اسلام و مسلمانان بسيار مؤثر بوده، ولى سوء تعبير و بدفهمى حوادث خاورميانه بيش از خود آن حوادث در ايجاد نگرش بدبينانه نسبت‌به اسلام تاثير گذار بوده است. به گفته خانم حداد، در آمريكا و ديگر ممالك غربى، اسلام به عنوان تروريسم، بى منطقى، تنفر نسبت‌به مسيحيت و يهوديت و تلاش مسلمانان براى نابودى‌غرب يهودى و مسيحى معادل گرفته شده و اين گونه به مردم تفهيم شده است. بنيادگرايى اسلام از اختراعات آمريكاست. اصلا چيزى به نام بنيادگرايى اسلامى وجود ندارد و حتى در زبان عربى چنين كلمه‌اى موجود نيست (٤) .
برخى از متخصصان آمريكايى معتقدند كه براى رفع شبهه نسبت‌به اسلام و مسلمانان لازم است كه واقعيات مذهبى، سياسى و اجتماعى خاورميانه بهتر درك شود. يكى از كسانى كه داراى چنين طرز تفكرى است، گروگان سابق آمريكا در تهران «مورهد كندى‌» مى‌باشد) مى‌گويد:
اسلام يك روش زندگى، يك فرهنگ، يك سيستم حقوقى و سياسى است. از اين رو، نمى‌شود از اين واقعيت، كنار ماند.
وى معتقد است كه رهبران ضد غربى خاورميانه براى جهاد عليه حكومت‌هاى سكولار و تحت الحمايه آمريكا، شديدا مورد حمايت توده‌هاى مردم قرار دارند، كندى در اين زمينه يادآور مى‌شود:
جنگ مذهبى تا حد زيادى بخشى از ايمان است، ولى اين بدان معنا نيست كه مسلمانانى كه در خيابان آتلانتيك منطقه بروكلين، رستوران دارند و مطيع قوانين آمريكا هستند، مى‌خواهند دست‌به جهاد بزنند (٥) .
مسلمانان آمريكا جملگى براين باورند كه رسانه‌هاى جمعى اين كشور به دليل گزارشات يك جانبه و تحريف واقعيات، بيش از همه در ترويج روح بدبينى نسبت‌به اسلام مقصرند; زيرا رسانه‌ها با انگشت گذاشتن روى موضوعات احساس برانگيز وبزرگ جلوه دادن آنها در ايجاد هيجان ضد اسلامى مردم آمريكا نقش تعيين كننده‌اى بازى مى‌كنند.
شاكر السيد سخنگوى (ايسنا) در اين زمينه مى‌گويد:
اسلام داراى ماهيت صلح دوستانه است; اما به محض اين كه يك عمل اشتباه آميز صورت مى‌گيرد، مسلمان‌ها در رسانه‌ها مطرح مى‌شوند. آنچه كه مايه تاسف است اين است كه رسانه‌هاى آمريكا نه تنها اسلام و مسلمانان را به وقايع جنايى مرتبط مى‌سازند، بلكه طورى مسلمانان را نشان مى‌دهند كه گويى ارتكاب هرگونه عمل نادرستى به دست آنان صورت مى‌گيرد. مهم تر از همه اين كه تصويرى غلط و منفى از اسلام از سوى برنامه‌هاى تلويزيونى و فيلم‌هاى سينمايى حتى در ذهن كودكان و نوجوانان آمريكايى نقش مى‌بندد; زيرا در خلال اين برنامه‌ها، مسلمانان به صورت افرادى شرور، و بزهكار معرفى مى‌شوند. يكى از نمونه‌هاى اين گونه برنامه‌ها، نمايش فيلم كارتونى (علاء الدين) است كه در آن مسلمانان و اعراب به صورت افرادى ظالم و ترسناك جلوه گر شده‌اند. در يكى از صحنه‌هاى اين فيلم، زنى كه يك سيب را براى كودك گرسنه دزديده است، از سوى مسلمانان تهديد به قطع دستان مى‌شود. (محمد مجيد) از مركز اسلامى مى‌گويد: (نشان دادن اين گونه صحنه‌ها نوعى معرفى نادرست اسلام است; زيرا دستان هيچ كس از نظر قوانين اسلامى به جرم دزديدن سيب براى يك بچه گرسنه قطع نمى‌شود) (٦) .

مشكلات فرهنگى و محيطى

نكته ديگرى كه ناظران به عنوان يك مشكل مبتلا به مسلمانان آمريكا به آن اشاره مى‌كنند، مساله محيط فرهنگى خاص آمريكاست كه به سبب عدم تجانس با فرهنگ اسلام، باعث‌بروز مشكلاتى براى مسلمانان كشور مى‌شود. گرچه به گفته خانم حداد، اسلام كم تر از مسيحيت و يهوديت داراى يك ساختار رسمى است. با اين حال، انجام فرايض دينى براى مسلمانان در اين كشور به مراتب مشكل تر از انجام همين فرايض در كشورهاى اسلام است. البته براى گروهى از مسلمانان از جمله (عبدالله خوج) مدير مركز اسلامى واشنگتن هيچ مشكلى از حيث انجام فرايض دينى در محيط آمريكا وجود ندارد; زيرا به نظر اينان يك مسلمان معتقد، بايد در هر شرايطى آداب دينى خود را به جاى آورد; ولى آنچه بيش تر مسلمانان اين جا بدان معترفند، اين است كه تربيت فرزند در اين محيط، بسيار مشكل است. مخصوصا كه به قول عبدالله خوج، تلويزيون روى كودكان تاثير بسيار نامطلوبى به جاى مى‌گذارد و باعث مى‌شود كه آنان درك واقعيت‌هاى اصيل را از دست‌بدهند. مهم تر از همه اين كه بچه‌ها بسيارى از چيزهايى را كه در تلويزيون مى‌بينند، مى‌خواهند و چون والدين قادر به تهيه آنها نيستند، نوعى نفرت نسبت‌به والدين در آنان به وجود مى‌آيد. از اين رو، بسيارى از مسلمانان براى خنثى كردن تاثيرات منفى محيط بر فرزندان خود، آنان را به مدارس اسلامى مى‌فرستند تا طبق اصول اسلامى تربيت‌شوند; ولى براى همه مسلمانان كشور، امكانات كافى براى‌فرستادن فرزندان خود به مدارس خصوصى اسلامى وجود ندارد و از اين رو، آنان ناگزيرند كودكان خود را به مدارس دولتى آمريكا بفرستند و با مشكلات عديده‌اى مواجه شوند. يكى از اين مشكلات، نحوه پوشش محصلان است. طبق مقررات اين مدارس، لازم است كه محصلان، يونيفورم مخصوص كه غالبا كوتاه است‌بپوشند. البته برخى از مدارس بنا به درخواست والدين مسلمان بچه‌هاى آنان را از پوشيدن يونيفورم كوتاه معاف مى‌كنند، ولى مشكل آنان تنها با حل اين مساله از بين نمى‌رود. بحرانى ترين شرايط فرهنگى براى محصلان مسلمان وقتى پيش مى‌آيد كه آنان وارد دبيرستان مى‌شوند. جايى كه مصرف موادمخدر و روابط جنسى بين محصلان آمريكايى بيداد مى‌كند و با معيارهاى ارزشى اسلام كاملا در تضاد است. معمولا در محيطهاى آموزشى آمريكا دانش آموزان و دانشجويان دختر و پسر به طور مختلط در كلاس مى‌نشينند و در پارتى‌هاى مدارس كه مصرف مشروبات الكلى و رقص و مانند اينها يك امر عادى فرهنگى براى آنها محسوب مى‌شود، فعالانه و مشتاقانه شركت مى‌كنند، حال آن كه دانشجويان مسلمان، نه تنها از شركت در اين گونه فعاليت‌ها منع شده‌اند، بلكه به دليل حفظ شعاير دينى بايد ظاهر و رفتارى متناسب با باورهاى مذهبى خود داشته باشند كه در اين صورت، در بين هم كلاسى‌ها و ساير محصلان كاملا انگشت نما شده و در مواردى مورد تمسخر و اذيت و آزار قرار مى‌گيرند. يكى از نمونه‌هاى اين گونه رفتارها و ظواهر اسلامى، پوشش حجاب براى دختران است كه البته درباره همه دختران مسلمان در مدارس مصداق ندارد.
به طور كلى برخورد بين ارزش‌هاى اسلامى و محيط فرهنگى سكولار آمريكا در مدارس شرايطى پيش مى‌آورد كه تعدادى‌از جوانان مسلمان به نوعى با محيط غير مذهبى اين كشور كنار بيايند. براى نمونه، برخى از دخترها موقتا تا پيش از ازدواج ممكن است‌حجاب اسلامى نپوشند و برخى ملاحظات ديگر اسلامى را در سنين نوجوانى جدى نگيرند; زيرا فشارهاى‌فرهنگى محيط به قدرى زياد است كه براى برخى از مسلمانان، مخصوصا نسل جوان مسلمان كه در اين جا متولد و پرورش يافته، مقدور نيست‌خود را با استانداردهاى مذهبى هماهنگ سازند و ناگزير گرايشات فرهنگى محيطى آنان در مواردى برگرايشات مذهبى آنان غلبه مى‌كند. محقق برجسته مسائل اسلامى در آمريكا، خانم ايوان حداد مى‌گويد:
نحوه زندگى والدين مهاجر و نسل دوم مسلمان در آمريكا، داراى تفاوت‌هاى چشمگيرى مى‌باشد. بسيارى از جوانان مسلمان برخى از مقررات سخت گيرانه اسلامى را مورد بى توجهى قرار مى‌دهند.
خانم حداد معتقد است كه، درصد كمى از مسلمانان آمريكا افرادى مذهبى و متعهد به انجام فرايض دينى هستند; يعنى، نزديك به ٥ تا ١٠% آنان آداب دينى را به جاى مى‌آورند و ملاحظات اسلامى را جدى مى‌گيرند و بقيه گرچه اسما مسلمان هستند، ولى عملا طبق الزامات فرهنگى محيط سكولار آمريكا عكس العمل نشان مى‌دهند و به قول معروف همرنگ جماعت هستند. از اين رو، وقتى از مسلمانان در آمريكا صحبت مى‌شود، نبايد تصور شود كه همه آنان افرادى مذهبى و متعهد به رعايت اصول اسلامى هستند (٧) .

تلاش مسلمانان آمريكا براى شناساندن خود به جامعه

على رغم رشد اسلام در اين كشور، هنوز براى بسيارى از مردم آمريكا، اسلام كاملا ناشناخته است و به گفته (احسان بگ باى) مدير انستيتوى منابع اسلامى، بيش تر مردم آمريكا شناخت‌بسيار اندكى نسبت‌به اسلام دارند و خيلى‌ها هم اصلا اسلام را نمى‌شناسند. يكى از دلايل اصلى آن، تبليغات منفى رسانه‌ها و محافل خبرى عليه اسلام و مسلمانان بوده كه در ايجاد تصوير بسيار ناخوشايند از اسلام در ذهن مردم كشور تاثير زيادى داشته است. از اين رو، در شرايط كنونى تلاش براى نشان دادن چهره حقيقى اسلام و مسلمانان به صورت يكى از چالش‌هاى مهم مسلمانان آمريكا در آمده است.
مسلمانان اين كشور بر اين باورند كه اسلام مى‌تواند خيلى چيزهاى خوب به اين جامعه كه گرفتار هرج و مرج روز افزون اخلاقى و انواع مفاسد اجتماعى است عرضه كند. يكى از اين ارمغان‌هاى اسلامى، تبليغ پيام برادرى و تقويت رشته مودت بين افراد است. اين پيام اسلامى بيش از هر چيز در بين سياهان كشور كه طى قرون متمادى به صورت‌هاى گوناگون مورد ستم و تبعيض بوده‌اند جاذبه دارد. اين گونه تبليغات، ضمن جلب توجه بسيارى از مردم كشور به مبانى حقيقى اسلام، باعث گرديد كه نگرش قبلى نسبت‌به مسلمانان تا حدى تعديل يابد و على رغم تبليغات منفى محافل خبرى و مخالف اسلام، مسلمانان تدريجا بتوانند خود را به مردم كشور بشناسانند و نشان دهند كه توجه به مسائل اخلاقى و انسانى و سلامت‌خانواده و تربيت فرزندان و مبارزه با عوامل نابود كننده روابط انسانى و عاطفى چه در جامعه و چه در كوچك ترين واحد جامعه; يعنى، خانواده از خصوصيات زندگى آن است نه كشتن و بمب گذارى كردن. نكته جالب توجه اين كه در پاره‌اى از موارد براى مبارزه با انحرافات اجتماعى و مفاسد اخلاقى كه به صورت موريانه‌اى پيكره فرهنگى و اخلاقى اين جامعه را از درون مى‌خورد و شيرازه نظام اجتماعى و فرهنگى كشور را به اضمحلال و سقوط تهديد مى‌كند، اولياى امور در سطح شهر و محلى، دست استمداد به سوى مسلمانان دراز مى‌كنند و در بسيارى موارد نيز مسلمانان داوطلبانه در چنين مبارزه‌اى شركت مى‌نمايند كه نمونه‌اش همكارى مسلمانان سياه و وابسته به گروه ملت اسلام به رهبرى لوئيس فراخان و ديگر مسلمانان در برخى از شهرها براى‌مبارزه با باندهاى مواد مخدر مى‌باشد. در زندان‌هاى آمريكا نيز براى آرام كردن و اصلاح زندانيان بدسابقه و شرور از مسلمانانى كه به دلايلى به زندان مى‌افتند، استفاده مى‌شود كه البته تا حدود زيادى به نقش تبليغاتى و تاثير گذارى مسلمانان اعتبار بخشيده است.
به هر حال، تلاش‌هاى سازمان يافته برخى از گروه‌هاى منسجم مسلمان در معرفى ارزش‌هاى اسلامى و باورهاى اعتقادى و سبك زندگى و ايده آل‌هاى انسانى خود بى تاثير نبوده است. مسلمانان آمريكا كاملا دريافته‌اند كه در سايه فعاليت‌هاى تشكيلاتى و سازمان يافته و هماهنگ بهتر و مؤثرتر مى‌توانند صداى خود را به گوش مردم كشور برسانند و از حقوق حقه خود دفاع نمايند و از امكانات و فرصت‌هاى موجود اين جامعه بهره‌بردارى مثبت كنند. به گفته (آلبرت مخبر)، رئيس كميته ضد تبعيض اعراب آمريكايى، مسلمانان تا مدت‌ها به دليل نداشتن سازمان‌هاى مخصوص به خود قادر نبودند براى رفع مشكلات مبتلا به مسلمانان در اين كشور كارى كنند و از حقوق خود دفاع نمايند. براى نمونه، كميته مذكور طى يك اقدام هماهنگ توانست مقامات كشور آمريكا را متقاعد كند كه زنان مسلمان به هنگام عكس گرفتن براى تقاضاى شهروندى يا اخذ كارت اقامت دايم و تقاضاهاى ديگر، حجاب خود را داشته باشند. اين كميته همچنين اخيرا با وزارت دفاع آمريكا بر سر نشان دادن يك فيلم آموزشى نظامى به افسران تفنگدار در پايگاه هوايى والنوت در كاليفرنيا كه در آن به مسلمانان اهانت‌شده بود، برخورد جدى نمود. در اين فيلم، كه يك افسر مسلمان آمريكايى نيز در بين ساير افسران ناظر آن بود، مسلمانان به عنوان افراد تروريست و دشمن انتخاب شده بودند.
افسر مسلمان از كميته ضد تبعيض اعراب آمريكايى خواست تا اين مساله را دنبال كنند، آلبرت مخبر رئيس كميته مذكور در اين زمينه گفت: اين فيلم، يك تبليغ ضد اسلامى و ضد اعراب بود و مى‌خواست نشان دهد كه مسلمانان و اعراب، تنها تروريست‌هاى جهان هستند، حال آن كه آمار موجود نشان مى‌دهد كه اقدامات تروريستى جاهاى ديگر خيلى بيش تر از خاورميانه اتفاق مى‌افتد. بيش تر مردم آمريكا عامدا به حقوق مدنى و قانونى ديگران تعدى نمى‌كنند، بلكه ريشه اصلى تبعيض به گفته (توماس جفرسون)، جهل است. از اين رو، ما سعى مى‌كنيم اين خلا را با آموزش دادن پر كنيم (٨) .
همان گونه كه در فوق اشاره شد. مسلمانان طى چند سال اخير سعى كرده‌اند با تشكيل سازمان‌هاى مخصوص، صداى خود را به گوش مردم آمريكا برسانند و در اين كار تا حدى موفق بوده‌اند، هرچند حوزه تاثير گذارى اين سازمان‌ها هنوز كاملا ملموس نيست. در همين راستا به گفته (بگ باى) مدير انستيتوى منابع اسلامى در سال ١٩٩٠ شوراى مسلمانان آمريكا تاسيس شد تا به عنوان صداى سياسى جامعه اسلامى فعاليت كند; هر چند به گفته عبدالرحمان العمودى تنوع و گوناگونى مسلمانان مشكلاتى بر سر راه اين ماموريت است. وى در اين زمينه مى‌گويد:
تقريبا ٥% اعضاى جامعه اسلامى AMC مسلمانان بومى و بقيه مسلمانان عرب، ايرانى، پاكستانى، هندى، تركيه‌اى و غيره هستند كه هر يك خواسته‌هاى گروهى خود را دنبال مى‌كنند. همين امر مشكلاتى را ايجاد كرده و لذا اين شورا تلاش مى‌كند كه همه را زير پرچم واحد اسلام متحد و هماهنگ سازد.
اما قابل ذكر است كه در سال‌هاى اخير، شواهدى دال بر بازگشت‌به ريشه‌هاى اسلامى به چشم مى‌خورد. اين امر البته تا حدودى معلول هجوم فرهنگى است كه بسيارى از مردم در آمريكا احساس مى‌كنند، جوامع اسلامى كاملا داراى نظم و ترتيب هستند. مسلمانان خود را با آمريكايى كه در مدارس آن وسايل ضد باردارى توزيع مى‌گردد، همگن نمى‌كنند، بلكه تجديد حياتشان همانند سايران، زمينه و مبنايى معنوى دارد (٩) .
مثلا درباره ارزش خانواده در بين مسلمانان، يك امام جماعت (جمال طبيبى) كه در عين حال يك پدر نيز هست مى‌گويد:
خانواده، يكى از بزرگ ترين چالش‌هاست. ما در بحبوبه يك رشته آميزش‌ها و همگن سازى‌هاى فرهنگى و نژادى قرار گرفته ايم، ولى ما نمى‌خواهيم كه هويتمان از بين برود.
صاحب يك چايخانه نيز مى‌گويد:
اگر پسرم با يك غير مسلمان ازدواج كند، با مشكل بزرگى مواجه خواهم گرديد. من به هر كارى كه در توانم باشد دست‌خواهم زد تا مانع از انجام چنين ازدواجى بشوم.
بسيارى از مسلمانان آمريكا چه آنان كه با جامعه اين كشور، همگن شده‌اند و چه آنان كه تازه به اين كشور آمده‌اند، رفته رفته به آرمان‌هاى اسلامى خانواده باز مى‌گردند. بسيارى از اين مسلمانان، اعم از واقعى و اسمى، خواستار محكم تر شدن اساس خانواده بوده و سعى مى‌كنند فرزندانشان را با ارزش‌هاى اجتماعى محافظه كار، آنچه كه آن را ميراث اسلام مى‌خوانند پرورش دهند. از نظر مسلمانان، خانواده و هويت طورى با هم عجين گرديده‌اند كه آمريكاييان، با گرايش‌هاى فردگرايانه تر خود، ممكن است قادر به شناخت آن نباشند. با اين حال، آرمان خانواده اسلامى سنتى نيز تنش‌هايى در ميان مسلمانان آمريكا، بويژه در ميان آنان كه از لحاظ اقتصادى وضع نامطلوب ترى دارند، به وجود مى‌آورد. به طور مثال، در شارون، ماساچوست، مسلمانان مؤمن به منظور بحث و تبادل نظر درباره ارزش‌هاى خانوادگى، در يك مركز اسلامى روستايى گرد آمده‌اند. اين مسلمانان، در مقايسه با مسلمانان آيوا، در آمريكا مشكلات بيش ترى دارند، بيش تر آنان در اين جا كم تر از پانزده سال سابقه اقامت دارند و از ظاهرشان بر مى‌آيد كه از طبقه كارگر هستند. در اين گردهم‌آيى، زنان و مردان، جداى از يكديگر نشسته‌اند و يك روحانى يمنى تبار كه لباس سفيد به تن دارد و به زبان عربى تكلم مى‌نمايد، خاطر نشان مى‌سازد كه كودكان را بايد از تماشاى تلويزيون بر حذر داشت، مگر آن كه برنامه‌هاى آن اسلامى باشد.
بسيارى از حاضران با تكان دادن سر، نظر او را تاييد كردند، اما نه همه آنان. در بيرون اين جلسه، يك زن به يك بانوى خبرنگار گفت:
مثل اين كه اين مردها بچه‌هاى خود را در اين مملكت‌بزرگ نمى‌كنند. نمى‌دانم اصولا آيا مى‌دانند كه ما چه مى‌كنيم يا خير.
يك مادر شركت كننده در جلسه سئوال مكتوبى در اختيار روحانى مزبور قرار داد. سئوال وى درباره پسران خودش بود كه به جاى شركت در فعاليت‌هاى مسجد، به بازى و ورزش مى‌پردازند. در سئوال وى آمده بود: آنان همين الان سرگرم بازى‌بسكتبال هستند.
يكى از بچه‌هاى حاضر در محوطه محل برگزارى جلسه مزبور، خالد، پسر سيزده ساله‌اى است كه به مدرسه معروف لاتين بوستون مى‌رود. وى آرزويش اين است كه سرانجام در تيم ملى فوتبال كشور بازى كند. خالد با زيركى و فراست از اعتقادات مذهبى سفت و سخت‌خانواده‌اش و نيز از فرهنگ خاصى كه در آن زندگى مى‌كند، سخن گفت. او تمامى تحولات انجام گرفته در تيم‌هاى ورزش مورد علاقه‌اش را دنبال مى‌كند. هم مسلمانان محافظه كار و هم مسلمانان ليبرال، تصويرى از خانواده ارائه مى‌دهند كه گاهى اوقات به شكل متعصبانه به آن نگاه شده است. مسلمانان سعى مى‌كنند در برابر فرهنگ حاكم بر جامعه تسليم نشوند، آنان مى‌كوشند يك شبكه پشتيبانى تشكيل دهند كه بهترين چيزهايى را كه از زاد و بوم‌هاى خود به ياد مى‌آورند عرضه نمايد.
(ماهر سيد) صاحب يك شركت‌بازرگانى در اورلاندو، فلوريدا مى‌گويد:
در اردن، پدرم هيچ گاه درباره اسلام با من گفت و گو نمى‌كرد، اما در اين جا، من ناگزيرم جو لازم را براى پسرم فراهم آورم. او در حالى بزرگ مى‌شود كه نماز گزاردن و عبادت كردن پدرش را شاهد مى‌باشد.
بخش اعظم قرآن، تفاسير آن بويژه بازوى نامرئى قدرتمند سنت فرهنگى اسلام به رفتار خانواده مرتبط مى‌شود. مسلمانان شيفته آن هستند كه بگويند اسلام يك دين كامل است. به طور مثال، حضرت پيامبر اكرم فرموده است:
ازدواج نيمى از ايمان است.
از نظر مسلمانان مؤمن، احكام مذهبى، مستقيما به چشم اندازهاى زندگى در آخرت مربوط مى‌شود (١٠) .
در خصوص وضعيت مدارس و كودكان مسلمان هم، (رفاه كوكهار) يك مسلمان آفريقايى آمريكايى كه با يك پاكستانى ازدواج كرده و چهار فرزند دارد، مى‌گويد:
البته تربيت كودكان به صورتى كه مسلمانى خوب بار بيايند كار ساده‌اى نيست. از دست دادن فرزندان ما يكى از بزرگ ترين مسائل مورد بحث در جامعه اسلامى است; چرا كه بسيارند كودكانى كه علاقه‌اى به دين و به طور كلى اعتقادات مذهبى والدين خويش ندارند.
اگر بتوانيد پيش از سنين بلوغ، نظر آنان را به عقايد مذهبى خود جلب كنيد شايد موفقيت‌خواهيد داشت، در چنين صورتى، ارزش‌هايى را در آنان به وجود مى‌آوريد كه بعدها آن را مورد ارزيابى قرار خواهند داد. يكى از مسائلى كه وجود دارد، مدرسه است. بين ٩٠ تا ٩٥% از بچه‌هاى مسلمان به مدارس دولتى مى‌روند.
محيط اين مدارس به گونه‌اى است كه بيش تر والدين آن را مسموم و تباه كننده مى‌دانند، اما مسلمانان به اين نكته نيز اعتراف دارند كه مدارس خاص خودشان در پايه هاى بالاتر از كلاس ششم ضعيف هستند.
از اين رو، پدران و مادران مسلمان تا آن جا كه در توان دارند مى‌كوشند تا آموزش و پرورش دولتى را تكميل نمايند. آنان برنامه‌هاى نرم افزارى جديدى درباره آموزش قرآن، تاريخ اسلام و زبان عربى خريدارى مى‌كنند. همچنين بازى‌ها، جدول‌ها و آزمون‌هايى در اختيار آنان قرار مى‌دهند. برنامه‌هاى كامپيوترى قرآن به زبان عربى وجود دارد.. CDROM
در سال‌هاى اخير، كارتون‌ها، فيلم‌ها و ديگر برنامه‌هاى اسلامى جديد ويژه كودكان و نيز مجلات اسلامى كودكان در دسترس مى‌باشد. يكى از اين مجلات (KALEIDOSCOPEMUSLIM) نام دارد كه انتشار آن در ژوئيه ١٩٩٥ از سوى يك ناشر بنام آغاز گرديد. كيفيت تصاوير و اشكال دايناسورها و حيوانات در اين مجله درست‌به همان گونه‌اى است كه در تازه ترين كتب و نشريات ويژه كودكان در كشور وجود دارد، اما داستان‌هاى منتشره در مجلات اسلام داراى محتواى اخلاقى و جنبه‌هاى‌اسلامى است. اين داستان‌ها به زبان‌هاى انگليسى، عربى و اردو به چاپ مى‌رسد.
در اردويى كه در بالا بدان اشاره شد، كودكان پس از انجام فعاليت‌هايى چون: نقاشى، بسكتبال، شنا و نيز صرف نهار، نماز ظهر را به جاى مى‌آورند و در يك كلاس آموزش مسائل اسلامى شركت مى‌جويند. حسن يك داوطلب اريتره‌اى كه در برگزارى‌اين اردو همكارى دارد مى‌گويد: كلمه روز الرحمان است. الرحمان يكى از نام‌هاى ٩٩ گانه خداوند و به معناى‌بخشنده ترين است. پسرها در قسمت جلو و دخترها در پشت‌سر آنان مى‌نشينند. آنان يك صدا مى‌گويند: (من قول مى‌دهم دروغ نگويم و همواره راست گو باشم) (١١) .
لذا بر اين اساس، مسلمانان مدرسه الهدى را دو سال پيش كه احساس مى‌كردند سيستم دولتى نيازهاى آنان را بر آورده نمى‌كند، تاسيس كردند. اين مدرسه كه داراى ٧٦ دانش آموز از مقطع كودكستان تا سال چهارم است، بيش از دو برابر تعداد دانش آموزى كه ثبت نام كرد، متقاضى ثبت نام داشت.
آكادمى اسلامى سعودى در بخش فرفاكس كه از سوى دولت عربستان سعودى در سال ١٩٨٤ (١٩٣٦) تاسيس شد و شامل كودكستان تا كلاس دوازدهم است، به همان تعداد ١٢٠٠ دانش آموز مشغول تحصيل خود، در ليست انتظار، متقاضى ثبت نام دارد.
مدرسه كلارا محمد واقع در ناحيه كلمبيا (واشنگتن) و مدرسه جامعه مسلمان واقع در پرتوماك نيز آموزش اسلامى ارائه مى‌كنند . تمامى مدارس اسلامى، بر پايه درسى آموزش و پرورش منطقه، درس‌هاى عربى و تعليمات اسلامى كامل ارائه مى‌كنند. در مدرسه الهدى تمام كلاس‌ها از لحاظ اسلامى تدريس مى‌شوند (١٢) .
پى‌نوشت‌ها
١.١٩٩٣. C.Q.R
٢. همان جا.
٣.١٩٩١. C.Q.R.JULY
٤. P.٩ ١٩٩٣ YVANNE J.SMITH
٥. ١٩٩٣، ١٥ LOSANGLES TIMEMARCH
٦. ١٩٩٣. C.Q.R
٧. همان جا.
٨. همان جا.
٩. رابرت ماركند، كريسچين ساينس مانيتور، چاپ آمريكا، ٢٢/١/٦٩.
١٠. رابرت ماركند، لاميس آندونى، كريسچين ساينس مانيتور، چاپ آمريكا، ٢٢/١/٩٦.
١١. لاميس آندونى، رابرت ماركند، كريسچين ساينس مانيتور، چاپ آمريكا، ٢٩/١/٦٩.
١٢. مك تارا، واشنگتن پست، چاپ آمريكا، ١٥/١٠/٩٦.