پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢ - سوداگران فرهنگ به يار مهربان هم رحم نميكنند

سوداگران ‌فرهنگ‌ به ‌يار مهربان‌ هم ‌رحم‌ نمي‌كنند


گزارش‌از:حسين‌گل‌محمدي

بازار دلالي و واسطه‌گري به قدري گرم است كه بسياري از افراد جامعه را از مشاغل كارگري و كارمندي جدا نموده و به سوي خود كشانده است. رشته‌ي دلالي در جامعه‌ي ما به قدري پيچيده و پيشرفته شده كه ورود به آن مستلزم گذراندن چند واحد تخصصي‌تر و اساتيد مربوط است! در اين ميان، شاخه‌ها و به تعبيري گرايش‌هاي علمِ دلالي به قدري گسترش يافته كه بر تمام عرصه‌هاي اقتصادي سايه افكنده و حتي فراتر از آن، به عرصه‌هاي فرهنگي و علمي نيز كشيده شده است. نمونه‌ي بارز اين امر در زمينه‌ي دلالي فرهنگي، خريد و فروش كتاب است كه طي سال‌هاي اخير رونق فراواني يافته و جيب بسياري را پر از پول ساخته است؛ همان‌هايي كه در روزنامه‌ها آگهي مي‌دهند: «كتاب خانه‌ي شخصي شما را خريداريم»، و از اين جا، تجارتي پرسود آغاز مي‌شود.
*********
حوالي ميدان انقلاب تهران، مغازه‌ي بزرگي مملو از كتاب... بيرون كتاب فروشي پسركي شهرستاني، اجير شده‌ي يك روز دستمزد بخور و نمير، با صدايي رسا، تبليغ مي‌كند: «همه رقم كتاب... حراج... رمان، علمي، دانشگاهي...» و مشتري‌ها را به سمت مغازه هدايت مي‌كند. مشتري‌ها فراوان هستند و كار و كاسبي كتاب فروش روبه راه است. در اين مكان كتاب‌هاي چاپ جديد به فرش نمي‌رسد. اين كتاب فروشي، خريدار «كتاب خانه‌ي شخصي شما» است، ولي به قيمت بزخري...!
در اين كتاب فروشي، انبوهي از انواع و اقسام كتاب را مي‌بيني كه روي چند ميز، مانند خربزه و هنداونه روي هم ريخته شده و برخي كتاب‌ها كه از لحاظ ظاهري تميزتر و از نظر قيمت گران‌تر هستند، داخل قفسه‌ها چيده شده‌اند.
كتاب‌هاي روي ميزها، حراج شده است. برخي ٣٠٠ تومان، برخي ٥٠٠ پانصد تومان و... كتاب‌هاي پاره پوره، كثيف، نصفه و نيمه و ناقص به قيمت ارزان‌تري فروخته مي‌شوند، اما داخل قفسه‌ها، كتاب‌هايي هستند كه پنج، ده و حتي بيست هزار توان و بيشتر قيمت دارند. تصور نكنيد كه كتاب‌هاي ٣٠٠ و ٥٠٠ توماني خيلي ارزان است. آن‌ها كتاب‌هاي بُنجلي هستند كه كتاب فروشِ دلال در خريدهاي كلي خود از اشخاص و از كتاب خانه‌هاي شخصي خريده و آنها را جدا كرده است و سرجمع، شايد براي هر كتابي بيش از ده بيست تومان پول نداده باشد. به اين ترتيب، او روي هر كتابي بين ١٥٠٠ تا ٣٠٠٠ درصد سود مي‌كشد و چه درآمد سرشاري...!
دختر جواني با دو بسته‌ي كتاب طناب پيچ شده از راه مي‌رسد. شايد حدود بيست كتاب باشد. قصد فروش دارد. فردي كه پشت دخل نشسته است مي‌گويد: «يك جا همه را سه هزار تومان مي‌خرم» دخترك رنگ از چهره‌اش مي‌پرد: «ولي من حداقل بيست هزار تومان براي اينها پول داده‌ام، آن هم به قيمت چاپ قديم.»
ـ به هر حال من بايد اين را بريزم توي كتاب‌هاي سيصد توماني .... و دو سه هزار تومان بيش‌تر سود نمي‌كند. بعد از جر و بحث بسيار، دختر جوان، چهار هزار تومان مي‌گيرد و مي‌رود، اما كتاب‌هاي خريداري شده برخلاف گفته‌ي دلال كتاب، داخل كتاب‌هاي سيصد توماني ريخته نمي‌شوند، بلكه خيلي دقيق تفكيك مي‌گردند، يكي از كتاب‌ها وارد قفسه‌ي كتاب‌هاي پنج هزار توماني مي‌شود، چند تا از آنها داخل فقسه‌ي كتاب‌هاي ده هزار توماني و بقيه روي انبوه كتاب‌هاي پانصد توماني ريخته مي‌شود... با يك حساب سرانگشتي، جمع قيمت فروش كتاب‌ها دست كم پنجاه هزار تومان مي‌شود و به اين ترتيب، بيش از دوازده برابر قيمت خريداري شده، به فروش مي‌رسند. از كتاب فروشي بيرون مي‌رويم و در انتظار مشترياني مي‌ايستيم كه از كتابفروشي بيرون مي‌آيند.
آقاي نريماني ـ دانشجو ـ كه يك بغل كتاب خريده و از خريد خود راضي است مي‌گويد: «هر چند اين كتاب‌ها كهنه و كثيف هستند، ولي با قيمتي خيلي پايين‌تر از چاپ جديد، خريداري شده است.» مي‌پرسم: «آيا تا به حال به كتاب فروشي‌هاي حوالي دانشگاه تهران كتاب فروخته‌ايد؟» مي‌گويد: «يك بار اين كار را كردم و براي يك عمر پشيمان شدم. به پول احتياج داشتم، با شماره تلفني كه از صفحات آگهي روزنامه‌ها پيدا كرده بودم، تماس گرفتم. قرار شد كتاب‌هايم را به قيمت عادلانه بخرند. حدود هزار جلد كتاب زبان بسته را به قيمت يكصد هزار تومان، يعني همان قيمت عادلانه (!) داخل وانت بار زدند و بردند و من از كاري كه كرده بودم مبهوت ماندم. هنوز هم وقتي به يادم مي‌آيد، داغم تازه مي‌شود. الآن قيمتِ تنها بيست جلد از آن كتاب‌ها بيش از يكصد هزار تومان است». وي مي‌افزايد: «اين جماعت دلالِ كتاب، واقعا بزخري مي‌كنند و سود سرشاري عايدشان مي‌شود. بيچاره كسي كه نياز ضروري به يك كتاب ناياب دارد، مجبور است ده‌ها هزار تومان پول پاي يك كتاب بدهد. دلال‌ها، كتاب را هزار تومان مي‌خرند، ده هزار تومان مي‌فروشند و هيچ كسي هم آنها را كنترل نمي‌كند.»

ميلياردهاريال‌سرمايه
حوالي ميدان انقلاب، مغازه‌ها و بازارچه‌هاي كتابي وجود دارد كه در هر يك از آنها هزاران جلد كتاب ناياب و كمياب را مي‌توان يافت. درواقع، در هر يك از كتاب فروشي‌هاي مزبور، ميلياردها ريال سرمايه‌ي بالقوّه براي صاحبان آن خفته است و اين در حالي است كه آنها خود پول زيادي پاي اين كتاب‌ها نداده‌اند. از يكي از آنها مي‌پرسم: چرا كتاب‌ها را اين قدر گران به مشتري مي‌دهيد؟ مي‌گويد: «آن كه درپي تهيه يك كتاب قديمي و ناياب است و واقعا طالب آن است، و حاضر است به هر قيمتي كه شده آن را بخرد»
ــ به اين ترتيب شما از نياز مشتري‌هايتان سوء استفاده مي‌كنيد.
ــ به هر حال ما هم بايد نان بخوريم.
اجازه مي‌گيريم و سركي به انبار كتاب‌هاي خيلي ناياب مي‌اندازيم:
ــ گذر از رنج‌ها، ٢ جلد، ده هزار تومان.
ــ مسيح باز مصلوب، يك جلد، هشت هزار تومان.
ــ سه تفنگدار، چاپ قديم، دوره، ٤٠ هزار تومان.
ــ....
مي‌پرسيم: «صادقانه بگوييد اين كتاب‌ها را خودتان چند خريده‌ايد كه با اين قيمت‌ها مي‌فروشيد؟»
ــ ما معمولاً تك خريد نداريم، مگر در موارد استثنا كه كسي خودش مراجعه مي‌كند و به دليل نيازِ به پول، كتابي را به ما مي‌فروشد. خريدهاي ما عمده است و از بين صدها يا هزارها جلد كتابي كه به‌صورت كتاب‌خانه‌ي شخصي مي‌خريم، معمولاً كتاب‌هاي ناياب هم يافت مي‌شود.
ــ شايد كسي از نظر علمي نياز به كتابي داشته باشد، ولي پول كافي براي تهيه آن نداشته باشد، مثلاً فردي محقق يا دانشجو...
ــ خب مي‌تواند از كتاب‌خانه‌ي عمومي استفاده كند.
ــ خودتان مي‌دانيد كه برخي كتاب‌ها در كتاب‌خانه‌ها هم يافت نمي‌شود... ديگر پاسخي نمي‌دهد.
به‌راستي يكي از مسايلي كه به بازار سياه كتاب دامن مي‌زند، نبودن برخي كتاب‌ها در كتاب‌خانه‌ها است. از سويي برخي كتاب‌هاي مورد علاقه‌ي مردم پس از اتمام چاپ و فروش، سال‌هاي سال طول مي‌كشد تا بار ديگر چاپ شوند و همين امر باعث دامن زدن به بازار سياه كتاب مي‌شود.

گلايه‌ي‌علاقه‌مندان‌كتاب
سيدزاده، كارمند، كه خود را علاقه‌مند پر و پا قرص كتاب معرفي مي‌كند، مي‌گويد: «من شيفته‌ي كتاب‌هاي تاريخي و رمان هستم و يك بودجه‌ي ثابت ماهانه را براي خريد كتاب درنظر گرفته‌ام، ولي امروزه و در شرايط نابه‌سامان بازار كتاب، روز به روز قدرت خريدم كم مي‌شود؛ چراكه دست زياد شده و دلال‌ها و واسطه‌ها، بازار كتاب را قبضه كرده‌اند.» مي‌افزايد: «اگر كتاب‌هاي مورد علاقه‌ي مردم با تيراژ بالا و حمايت‌هاي دولتي چاپ شود و پس از اتمام آن در بازار، فوري تجديد چاپ گردند، شاهد چنين وضعيت نابه‌ساماني در عرصه‌ي خريد و فروش كتاب نخواهيم بود، به‌عنوان مثال رمان جنگ و صلح تولستوي سال‌هاي سال تجديد چاپ نشده بود، درحالي كه يكي از پرطرف‌دارترين رمان‌ها است، اين رمان با اين كه تجديد چاپ نشده، هنوز به بهانه چاپ قديم بودن و سانسور نداشتن به افراد ناآگاه و غيرمطلع، به دوسه برابر قيمت، به فروش مي‌رسد.

وضعيت اسفبار كتاب‌هاي درسي
از كتاب‌هاي غير درسي كه بگذريم، وضعيت خريد و فروش كتاب‌هاي درسي به مراتب تأسف‌بارتر است، زيرا مشتريان و مخاطبان اين‌گونه كتاب‌ها، يك جامعه‌ي بيست ميليوني هستند. عصر هر روز در مقابل دانشگاه تهران دلال‌هاي كتاب در مكان‌هايي مشخص ـ كه گويي سرقفلي‌اش را خريده‌اند ـ ايستاده‌اند و جزوه‌ها و كتاب‌هاي درسي و دانشگاهي را از اين دست به قيمت ارزان تهيه مي‌كنند و از آن دست با قيمت‌هاي گزاف، به مشتري مي‌دهند؛ به‌طوري كه تهيه يك سري كامل تست و سؤال دانشگاهي براي شركت در كنكور، ده‌ها هزار تومان آب مي‌خورد. در اين ميان تكليف آن دسته از طالبان علم و تحصيل كه چنين پول‌هايي ندارند و تعدادشان هم كم نيست. چه خواهد بود؟
امير خندان، ـ دانشجو ـ اظهار مي‌دارد: «دلال‌هاي كتاب از دلال‌هاي كالاهاي ديگر، بسيار بي‌انصاف‌تر هستند. آنها با علم و فرهنگ سوداگري نموده و ارزش و قداست اين عرصه را خدشه‌دار مي‌نمايند.» وي پيشنهاد مي‌دهد: «وزارت ارشاد بايد مكان‌هايي درنظر بگيرد تا ارتباط مستقيم ميان فروشندگان و خريداران كتاب‌هاي مصرف شده و دست دوم امكان‌پذير شده و به اين ترتيب، دست دلال‌ها از بازار كتاب كوتاه شود.» اين دانشجو اضافه مي‌كند: «اگر چنين مكان‌هايي ايجاد شود، من پس از اين كه كتابي را خواندم، اگر قصد فروش آن را داشتم، مي‌توانم به آن‌جا مراجعه كرده و كتاب مزبور را به كسي كه آن را احتياج دارد، به قيمتي كه خريده‌ام بفروشم. به اين ترتيب، نه خريدار و نه فروشنده، هيچ يك متضرر نمي‌شوند.»

همه‌دلال‌شده‌اند
عرصه‌ي دلالي كتاب، به قدري وسعت يافته است كه بسياري از كتاب‌فروشي‌هاي رسمي نيز در كنار فروش كتاب‌هاي روز، دستي هم در دلالي دارند؛ چراكه كار پرسودي است. به اين ترتيب خريداران كتاب، با تعجب مشاهده مي‌كنند كه با گذشت دو يا سه سال از تاريخ چاپ كتاب، قيمت پشت جلد آن توسط فروشندگان پاك شده و قيمتي ديگر جاي آن را مي‌گيرد؛ سؤال اين‌جا است كه چرا اينان به دل‌خواه خود، براي كتاب‌ها قيمت تعيين مي‌كنند و ضريب افزايشي را براي آن درنظر مي‌گيرند؟
هيچ يك از افرادي كه به نوعي دست اندر كار بازار سياه و سفيد (!) كتاب هستند، به فكر مشتري و به فكر خواستاران كتاب و گسترش كتاب‌خواني و تحقيق و مطالعه نيستند. آنها بيش‌تر در انديشه‌ي سود هستند و خيلي‌ها نيز در عمرشان كتابي را تا به آخر نخوانده‌اند. آنها هم دلالي كتاب و ترفندهاي ويژه اين كار را به خوبي آموخته‌اند. به محض انتشار كتب مرجع با هزار شيوه و قِلق، بازار را از كتاب‌هاي مزبور خالي مي‌كنند تا بعد به اسم كتب ناياب به چندين برابر قيمت به خلق خدا بفروشند.

حرف‌آخر
به كساني كه قصد فروش كتب خود را دارند توصيه مي‌شود گنجينه‌ي گران‌بهاي خود را به آنان كه «كتاب‌خانه‌ي شخصي شما» را مي‌خرند، نفروشند. از مسئولان امر نيز تقاضا مي‌شود ضمن نظارت و كنترل بر بازار آشفته‌ي خريد و فروش كتاب، تمهيداتي را براي تسهيل اين امر به كار گيرند تا قشر كثير علاقه‌مندان و نيازمندان كتاب‌هاي درسي و غيردرسي، به‌راحتي كتاب‌هاي مورد نيازشان را تهيه كنند. در هر صورت، توجه به مشكلات مطرح‌شده بايد سهمي را در سياست‌هاي توسعه‌ي كتاب و كتاب‌خواني داشته باشد. مسئولان امر بر اين نكته واقف‌اند هنگامي كه عرصه‌ي علم و فرهنگ، آلوده‌ي سوداگري شود، روند خطرناكي به وجود خواهد آمد كه در نهايت بر «علم و فرهنگ» ضربه خواهد زد.
* يك دانشجو: «دلالهاي كتاب از دلال‌هاي ديگر بي‌انصاف‌تر هستند، آنها با علم و فرهنگ سوداگري نموده و ارزش و قداست اين عرصه را خدشه دار مي‌نمايند»
* عرصه دلالي كتاب به قدري وسعت يافته است كه بسياري از كتابفروشي‌هاي رسمي نيز، در كنار فروش كتاب‌هاي روز، دستي نيز در دلالي دارند؛ چراكه كار پرسودي است به اين ترتيب، خريداران كتاب با تعجب مشاهده مي‌كنند با گذشت دو يا سه سال از تاريخ چاپ كتاب، قيمت پشت جلد آن توسط فروشندگان پاك شده و قيمتي ديگر جاي آن را مي‌گيرد.