پژوهش های قرآنی
(١)
سخن سردبیر -
١ ص
(٢)
پرسشها و پژوهشهاى بایسته در زمینه مبادى فهم قرآن -
٢ ص
(٣)
پرسشها و پژوهشهاى بایسته در زمینه تفسیر قرآن به قرآن -
٣ ص
(٤)
پرسشها و پژوهشهاى بایسته در زمینه علوم قرآن -
٤ ص
(٥)
پرسشها و پژوهشهاى بایسته در زمینه فلسفه اخلاق -
٥ ص
(٦)
پرسشها و پژوهشهاى بایسته در زمینه جامعه شناسى -
٦ ص
(٧)
پرسشها و پژوهشهاى بایسته در زمینه فلسفه و کلام 1 ایمان -
٧ ص
(٨)
پرسشها و پژوهشهاى بایسته در زمینه فلسفه و کلام 2 پلورالیسم -
٨ ص
(٩)
پرسشها و پژوهشهاى بایسته در زمینه فلسفه و کلام3 تسامح و تساهل -
٩ ص
(١٠)
پرسشها و پژوهشهاى بایسته در زمینه فلسفه و کلام4 حقیقت معجزه -
١٠ ص
(١١)
پرسشها و پژوهشهاى بایسته در زمینه فلسفه و کلام5 خاستگاه شرور -
١١ ص
(١٢)
گفت و گو با استاد معرفت -
١٢ ص
(١٣)
گفت و گـــو با استاد مجتهد شبسترى -
١٣ ص
(١٤)
گفت و گو با استاد جلال الدین فارسى -
١٤ ص
(١٥)
گفت گو با استاد عابدى شاهرودى -
١٥ ص
(١٦)
نقد دیدگاه استاد معرفت درباره آیات منسوخه - ملکى محمد
١٦ ص
(١٧)
نگاهى به گفت و گو درباره المیزان - رضايى تهرانى على
١٧ ص
(١٨)
بازنگرى تاریخ انبیاء در قرآن قسمت اول - بهبودى محمدباقر
١٨ ص
(١٩)
بازنگرى تاریخ انبیاء در قرآن قسمت دوم - بهبودى محمدباقر
١٩ ص
(٢٠)
ریشه هاى ظاهر گرایى در فهم قرآن - عقيلی عليرضا
٢٠ ص
(٢١)
مفهوم برص در قرآن و ارتباط آن با مسایل پزشکى - فرهودى محمود
٢١ ص
(٢٢)
اهل بیت علیهم السلام در تفسیر شهرستانى - عرفان فاضل
٢٢ ص
(٢٣)
خلاصه مقالات عربى
٢٣ ص

پژوهش های قرآنی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٥ - گفت گو با استاد عابدى شاهرودى

گفت گو با استاد عابدى شاهرودى


پژوهشهاى قرآنى: جناب استاد عابدى ازاین که فرصتى را دراختیار ما قرار دادید سپاسگزاریم.
به نظر شما چه موضوعات بایسته اى وجود دارد که در قلمرو مباحث قرآنى، نیازمند تحقیق ومطالعه بیش تر است؟

استاد عابدى: یافتن موضوعاتى که درباره آنها اصلاً کارى نشده باشد و شایسته پژوهش باشد، کارى ارزشمند است، اما باید توجه داشت که در قلمرو قرآن ومعارف وحى، حتى موضوعات کار شده هم نیاز به بازنگرى و تحقیق مداوم دارد. چون قرآن، کتاب تدوینى است همانند جهان که کتاب تکوینى است. اگر آفاق طبیعت و شگفتیهاى نظام جهان، با کنکاشها و تجربه ها و مطالعات هزاران ساله انسان، از اسرار تهى نشده است، کتاب تدوین الهى هم مى تواند از چنین ویژگى برخوردار باشد.
کتاب تکوین پایان ندارد، یعنى علم ما به آن پایان پذیر نیست، و قرآن هم چون کتاب ختمى و پایانى است، خود باید داراى وسعت و ژرفا و غنایى مستمر باشد. قرآن کتابى است که براى یک سرزمین خاص، قرن خاص یا طایفه اى نازل نشده است. کتابى است براى بشریت و براى همه آنان که بار تکلیف بر دوش دارند و از عقل وخرد بهره ورند، براى همه عصرهــاى پیش روى و براى همه سرزمینهــا وملتها، چه این که خاتم همه کتابهاى آسمانى وجامع آنها است.
خداوند به اراده تکوینى خود نظام احسن وجودى را در عالم ایجاد کرده و به اراده تشریعى، کتاب تدوینى جامعى به نام قرآن، نازل کرده است. این است که هر اندازه بکاویم، نکته مى یابیم و نکته ها جدید خواهند بود. علوم و معطیات این کتاب، کیفاً و کماً غیرمتناهى هستند.
تحقیقاتى که ما انجام مى دهیم ازموضع و منظر افکار بشرى است، ما به عنوان انسان محدود و جائز الخطا درکتابى که جائز الخطا نیست، به تحقیق مى پردازیم. (لایأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه) (وبالحق أنزلناه وبالحق نزل) این گونه تحقیق، نیاز به استمرار دارد ونباید در یک یا چند مرحله توقف یابد.
این کتاب حق و خدشه ناپذیر بر قلب پیامبر نازل شده، چون ظرف معصوم است، همچنین کسانى که مستودع کتاب و مستحفظین آن هستند; یعنى اهل بیت(ع)، معصوم هستند. پیامبر و اوصیاء مفسران حقیقى کتاب هستند، ولى ما هر مقدار در فهم کلام الهى تلاش کنیم، متناسب با وضعیت علمى، عقلى و نفسانى ماست، وضعیت فرد و کل هم دراین جهت یکسان است، یعنى یک کلى که مشتمل بر افراد است. هرگاه افراد در علم قاصر باشند، جائزالخطا و نسبى باشند، کل هم برایندش با یک نفر از نظر ریاضى ومنطقى مساوى است. بنابراین اگر کل بشریت در تفسیر تلاش مى کردند واین تلاش ادامه داشت، باز تحقیق آنان متناسب با وضعیتى بود که درآن قرار داشتند.

پژوهشهاى قرآنى: به نظر شما معلومات ومعارف بشرى تا چه اندازه ودرچه مرحله از فهم قرآن مى تواند تأثیر گذار باشد و آیا این تأثیرگذارى مثبت است یا منفى؟

استاد عابدى: در زمینه فهم وتفسیر قرآن، دومرحله داریم:
١. مرحله اکتشاف معانى قرآن براساس متن آیات و داده هاى خود قرآن. چنانکه اکتشافهاى انسان درنظام تکوین، متکى به ابزار، راهها و امکاناتى است که خود طبیعت دراختیار وى مى گذارد، این مرحله ازکشف مرادات آیه هم متکى به محتوا ومضمون خود قرآن است. واین تلاش، تلاشى بشرى است.
٢. مرحله اکتشاف مراد واقعى خداوند از آیات. دراین مرحله باید از تبیینات پیامبر و اوصیا بهره برد و در واقع تفسیر واقعى قرآن، درخلال نصوص صحیحى است که ازاین مسیر به ما رسیده است. هرچند ما در استفاده ازاین نصوص، باز باید نکته هاى چندى را ملاحظه کنیم، از جمله فهمیدن نص و تشخیص محکم و متشابه، مجمل و مبین، عام و خاص ومطلق و مقید آنها. البته درکلام پیامبر ناسخ و منسوخ هست، مانند قرآن، ولى درکلام اوصیا، ناسخ و منسوخ نیست، زیرا نسخ مخصوص شارع است.
درمرحله اکتشاف معانى آیات، فقط آن ابزار عمومى که قرآن براساس آن زمینه ها بشر را مورد خطاب قرار داده است، به کار مى آید; مثلاً قرآن چون به لغت عربى است، تمام قواعد ادب عربى و اشتقاقهاى آن، رموز فصاحت و بلاغت، درشمار ابزار کشف قرار دارند. عقل و علم و تئوریهاى دیگر، اگر در استفاده ما ازاین لغت و عنصر عام، اختلال به وجود نیاورند واین نظام لغوى و دلالى را مختل نکنند، استفاده ازآنها بى مانع است. ولى اگر استفاده ازامور علمى و عقلى ـ که درجاى خود درست هم هستند ـ منجر به اختلال درمرحله اکتشاف بشوند، به گونه اى که ناگزیر شویم براى مطابقت قرآن با آن فرضیات و تئوریها، قواعد عمومى زبان را دست کارى کنیم، دراین صورت نباید ازآن امور علمى و عقلى بهره بگیریم، زیرا خود این ایجاد اختلال، گواه آن است که یا اصل فرضیه و تئورى درست نیست و یا کاربرد آن دراین زمینه خاص صحیح نمى باشد.
درعلوم نیز این گونه است. اگر ما در علومى مانند فیزیک و شیمى ازیک قاعده ریاضى استفاده کنیم واین باعث اختلال درنظام آن علم شود، خود این اختلال یک هشدار است که یا اصل آن تئورى اشکال دارد، یا کاربرد آن دراین زمینه درست نیست.
تئوریهاى علمى یک زمینه اساسى دارند که درآن زمینه متولد مى شوند، تصحیح یا تکمیل مى شوند وگاهى نیز ردّ و ابطال مى شوند! اگر ما ازاین تئوریها در زمینه هاى دیگرى استفاده کنیم وموجب اختلال درآن زمینه ها شود، این اختلال، علامت نادرستى استفاده ازآن تئوریهاست.

پژوهشهاى قرآنى: به هرحال، آیا نکته اى را در ذهن دارید که کم تر روى آن کار شده باشد که بتوان آن را درمنظر پژوهشگران مباحث قرآنى طرح کرد ومیدان تحقیق جدیدى را فرا روى آنها گشود؟

استاد عابدى: موضوعى که به نظر من نیازمند اطلاعات جدى تر مى باشد، این است که نزول قرآن با ساختار ویژه آن به صورت نجومى وآیاتى و در سطح کلى تر به صورت سوره ها، ساختارى است ویژه قرآن، واز روایات این گونه استفاده مى شود که کتب آسمانى پیشین از چنین شکل بیانى برخوردار نبوده اند. این ساختار اختصاصى، نشأت گرفته از رسالت ویژه آن است، چرا که قرآن کتاب تدوینى جامع وختمى است، بر وفق نظام حکمى تکوینى ترتیب یافته است. این گونه نیست که قرآن اولى داشته باشد و آخرى، به این صورت که آغاز آن، براستى آغاز باشد و مطالب آن مانند کتابهاى معمولى، سیرى زنجیره اى داشته باشند وآیه بعد متکى به آیه قبل باشد، بلى فهم آیات به صورت سیستمى تکیه بر یکدیگر دارند، اما اتکاى فهم یک آیه بر آیات قبلى برابر است با اتکاى آن بر آیات بعد و به همان اندازه است.
اولین آیاتى که بر پیامبر نازل گشت، معلوم است و آخرین آن هم مشخص، ولى قرآن به آن صورت هم تنظیم نیافت. هرآیه اى از قرآن مى تواند اول باشد و مى تواند آخر قرآن باشد، هرآیه خود یک کتاب است. ازاین روست که خداوند درمقام تحدى گاه فرموده است (قل فأتوا بکتاب من عند اللّه) وسپس درآیه اى دیگر مى فرماید: (قل فاتوا بعشر سور من مثله) ودر بیان سوم مى فرماید: (قل فأتو بسورة مثله).
موضوع دیگر، موضوعى است که مى تواند یکى از وجوه اعجاز قرآن به شمار آید و آن عبارت است از ایجازگویى هایى که در نتیجه ایجاز و مسکوت گذاردن یک امر، توجه بیش ترى به موضوع جلب شده است; مثلاً وقتى خداوند مى گوید: (واضرب لهم مثلاً أصحاب القریة إذ جائها المرسلون. إذ أرسلنا إلیهم اثنین فکذّبوهما فعزّزنا بثالث فقالوا إنّا إلیکم لمرسلون)
دراین آیه نکات چندى ناگفته مانده است، مانند این که (وقتى ما رسولان را فرستادیم و آنها به وظیفه عمل کردند و تبلیغ را به شایسته ترین صورت انجام دادند) (چه این که فرستادگان الهى در انجام مأموریت کم ترین کوتاهى ندارند) (زیرا انتخاب رسولان براى رسالت، متکى به علم و حکمت خداست واین علم و حکمت، مستلزم گزینش شایستگان وامینان و معصومان است)
این نکته هاى ناگفته، به گونه اى در ساختار کلام نهفته مانده که حتى اگر اظهار مى شد، بدین اندازه جلب نظر نمى کرد. گویى خداوند این مطالب را چنان واضح براى انسان دانسته که تصریح به آنها را ضرورى نشمرده است، بلکه اگر تصریح مى کرد، مایه تطویل مى شد و هدف نهایى سخن در لابه لاى مطالب بسیارى پنهان مى گشت.
آنچه گذشت، یعنى راز ایجاز در بسیارى از مطالب قرآن، یکى از ابعاد اعجاز قرآن است که زمینه پژوهش و بررسى بیش تر در آن هست.