نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - بايستگى ترميم حوزه
ترميم در عالم طبيعت جزو مقوله هاى رائج و معمول است. درختها كاستيهاى خود را جبران مى كنند. استخوانى كه در بدن انسان آسيب مى بيند ترميم مى شود. زخمى كه به بدن وارد مى شود جاى آن توسط سلولها بازسازى و ترميم مى گردد. جهان به سوى تكامل و جبران كاستيها به پيش مى رود. سازمانها و تشكيلات نيز بسان طبيعت سير تكاملى دارند. هدفهاى آنها تغيير و بهبود مى يابد سازماندهى آنها دگرگون مى شود و برابر با موقعيت جديد تدوين مى شوند. قانون كشورها دگرگون مى شوند. قانونهاى اساسى اصلاح و ترميم مى شوند و در جهت كارآيى بيشتر تغيير مى يابند و مقوله هاى لازم به آنها افزوده مى شود. اين سير در مسائل اجتماعى و سازمانها كه داراى هدفهاى دگرگون شونده آموزشى هستند بيشتر محسوس است.
حوزه نيز از اين قانون كلى مستثنى نيست ونياز به يك ترميم جدى و همه سويه دارد و گذشت زمان و موقعيت كنونى حوزه اين ضرورت را بيشتر محسوس كرده است از جمله:
١ . نياز اجتماعى: موقعيت كنونى حوزه با آنچه درگذشته بوده تفاوت دارد. درگذشته حوزه در محدوده خاصى توان انجام رسالت خويش را داشته است و فقط در شعاع محدودى مى توانسته به تبليغ بپردازد. روحانى تنها مى توانست در جمعى كوچك حضور يابد اگر ساواك جلو نمى گرفت يا كتابى بنگارد اگر مانع انتشار آن نمى شدند. دايره استنباط احكام و افتاء نيز محدود بود. با يك نگاه به رساله هاى پيش از انقلاب اسلامى در مى يابيم در بخش عمده اى از احكام اسلامى سخنى نداشتند و بخشى از آنچه آمده بود عمل نمى گرديد و فقط بخش خاصى كه بيشتر عبادات فردى بود عمل مى شد و افراد
خود را ملزم به نگهداشت آن مى كردند. امّا امروز نياز به حوزه و حوزويان در زمينه هاى مختلف وجود دارد و روحانيّت در رأس هرم قرار گرفته و در كانون توجه از اين روى هم در حركت خويش بايد همه سونگر باشد و هم نيروهايى كه به كار مى گمارد در راستاى هدفش باشد با دانش و بينش كارا و كار آزموده.
امروز شهرها دانشگاهها روستاها كارخانه ها سربازخانه ها مسجدها و مسلمانان خارج از كشور اعلام نياز مى كنند و حوزه تنها با برنامه ريزى دقيق و ترميم درست و به هنگام است كه مى تواند اين نياز گسترده اجتماعى را برآورد.
٢ . عقب ماندگى: عقب ماندگى حوزه از زمان جاى انكار ندارد. واپس ماندگى در: فقه فلسفه كلام حقوق مسائل نظرى اخلاق و…
در گذشته حوزه هاى علميه پيشتاز دانش بودند و علوم گونه گون از حوزه ها به ديگر مراكز نشر مى يافت. آنچه اين دورى از واقعيات اجتماعى و مسائل روز را سبب شد استعمار بود. استعمار كشورهاى اسلامى را از گردونه دانش به دور نگهداشت و بازداشت آنها را از اين كه به قافله علم بپيوندند. چنان عرصه را بر آنان تنگ كرد كه فكر جان و نان آنها را از هر حركتى بازداشت. در نتيجه حوزه ها مهجور شدند و دانش به جايى رفت كه اين دغدغه ها نبود.
اين دور نگهداشتن حوزه هاى علميه از كانون حركت اجتماعى و به انزوا كشاندن آن كم كم شكل عوض كرد و يك مرام شد و گروهى كه نقش زيادى در گرداندن چرخ حوزه ها داشتند بر دور نگهداشتن حوزه ها از گردونه اجتماع پاى فشردند.
شايد. يكى از علتهاى بى رونقى حوزه نجف همين واپس ماندگى آن حوزه از زمان و بى توجهى به مسائل روز بوده باشد.
شيخ جواد شرّى (م:١٤١٥) كه از سوى شرف الدين به آمريكا رفته بود و از تحصيل كرده هاى نجف به شمار مى آمد١ و سالها در ديترويت آمريكا به تبليغ اسلام پرداخته بود٢ درباره حوزه نجف مى گويد:
(قطعة منفصلة عن كرة الارض.)٣
حوزه نجف قطعه جدا شده از كره زمين است.
ترميم براى جبران واپس ماندگيها و بازسازى علمى امرى ضرور مى نمايد و رهبر معظم انقلاب اسلامى اين عيب را از عيبهاى اساسى حوزه دانسته كه بايد جبران گردد.
(امروز حوزه علميه از زمان خودش خيلى عقب است. حساب يك ذرّه و دو ذرّه نيست… در حال حاضر امواج فقه و فلسفه و كلام وحقوق دنيا را فراگرفته است. ما وقتى به خودمان نگاه مى كنيم مى بينيم با زمان خيلى فاصله داريم.)٤
٣ . پرورش استعدادها: حوزه با اين كه از نيرو و استعدادهاى فراوانى برخوردار است از آنها استفاده بهينه نمى كند و برخى نيز ناشناخته مى مانند و گاهى سرخورده به كارهاى ديگرى مى پردازند. اين نشان مى دهد كه سازمان تشكيلات حوزه توان بهره ورى و جذب تمام استعدادها را ندارد و در اين زمينه نياز به ترميم وجود دارد. اگر آمار كاملى از افرادى كه در درس خارج فقه و اصول شركت مى كنند گرفته شود شمار بسيارى را تشكيل خواهند داد. مى دانيم درس خارج مرحله تحقيق و بهره ورى و مرحله اجتهاد و استنباط است. آيا تمام كسانى كه به اين مرحله رسيده اند به كار جدى تحقيقاتى پرداخته اند؟ شمار اندكى از آنان جذب مراكز علمى تحقيقاتى شده اند و يا خود به كارهاى پژوهشى مى پردازند. شمارى نيز به گونه جدى درس را پى مى گيرند و گروهى نيز تنها حضور در درس را لازم مى شمارند. اين در حالى است كه گروهى از آن جا كه گرايشى به حضور در درس ندارند سرگردانند و بيكار و از توان و استعداد آنان استفاده نمى شود.
متأسفانه بايد اعتراف كرد كه عيب عقب بودن از زمان در گسترش و ايجاد اين عيب بى تأثير نيست; زيرا همراهى با زمان و آگاهى از مسائل جديد پرسشها و ديدگاهها و پاسخهاى نوى را طلب مى كند و افراد را به جست وجو وامى دارد اما زمانى كه اين آگاهيها نبود و روحيه تحقيق و يا حتى نياز به آن احساس نشد استعدادها راكد مى ماند و از آن بهره بردارى نمى شود.
رهبر معظم انقلاب اسلامى پس از بيان عقب بودن حوزه از زمان و اشاره به مسائل فقهى اخلاقى و حقوقى و انتقال سريع اطلاعات از راه امواج مى گويد:
(عيب دوّم كه احتمال مى دهم اين عيب هم مخصوص ما باشد و در گذشته نبوده است اين است كه از موجودى انسانى كنونى حوزه استفاده بهينه نمى شود. همين حالا هزاران استعداد برجسته و طلاب فاضل و جوانهاى خوب وجود دارد كه اگر اندكى به آنان توجه شود و در جاى خود قرار بگيرند و كار بايسته اى از آنان خواسته بشود و از تضييع وقت آنان در امور زايد جلوگيرى بشود هر كدامشان خواهند توانست بخشى از اين خلأ را پركنند.)٥
تأكيد بر اين كه بايد از آنان كار خواسته شود نشانگر لزوم برنامه ريزى دقيق و مناسب براى بهره بردارى از استعدادهاى نهفته در حوزه براى رفع خلأها و نابسامانيها وكمبودهاى علمى است.
متأسفانه بسيارى از مسائل را به آنچه مشهور است وا مى نهيم و ترديد و تحقيق درباره آن را مخالف قول بزرگان و نظر مشهور مى شماريم در حالى كه اگر به گونه گسترده مورد تحقيق و ارزيابى قرار گيرند نتيجه بهترى گرفته مى شود. ما اگر اين گونه عمل كنيم و تحقيق در هر موضوع فقهى تاريخى رجالى كلامى فلسفى و اخلاقى را لازم بشماريم پرسشهاى گوناگونى براى ما بروز مى كند در نتيجه در پى پاسخ به آن به تحقيق مى پردازيم و در هنگام تحقيق است كه استعدادها شكوفا و انديشه ها پخته مى شوند.
پس از اين كه طلاب مراحل مقدماتى و سطح را طى كردند لازم است آنان را به سوى كارهاى تحقيقاتى و زمينه هايى كه نياز به پژوهش دارند فراخوانيم و در زمينه هاى مورد نياز هر چه كتاب مقاله و رساله نوشته شود كم است. شما اگر در نوشته هاى علامه حلّى بنگريد مى بينيد در زمينه فقه كتابهاى گونه گونى دارد: ارشاد الاذهان قواعد الاحكام تحرير الاحكام تبصرة المتعلّمين تذكرة الفقهاء منتهى المطلب نهاية الاحكام و… زيرا نياز به نگارش فقه را از زاويه هاى
گوناگون حس مى كرد در نتيجه از فرصتها استفاده مى كرد و به طرح ديدگاههاى فقهى شيعه مى پرداخت.
٤ . تربيت نيرو: حوزه علميه با توجّه به رسالتى كه در دفاع از اسلام و ارزشهاى الهى بر دوش دارد و نقش و جايگاهى كه در نظام اسلامى به وى واگذار شده است بايد از جهت آموزش نيروى انسانى و تربيت نيروهاى كارآمد به گونه اى باشد كه در صورت ايجاد خلأ به سرعت توان جبران آن را داشته باشد.
برابر قانون اساسى و مقررات نظام اسلامى برخى از پستها به خاطر شرائط ويژه آنها در عهده نيروهاى آموزش ديده حوزه قرار مى گيرد: رهبرى عضويت مجلس خبرگان رهبرى فقهاى شوراى نگهبان رياست قوه قضائيه و…
مراكز ديگرى نيز وجود دارد كه به حضور روحانيان در آنها نياز است: نهادهاى نمايندگى ولى فقيه در دانشگاهها نيروهاى مسلح آموزش و پرورش مجلس شوراى اسلامى و… افزون بر اينها مقام مرجعيّت و افتاست كه هيچ كس را جز تحصيل كردگان در حوزه به آن راهى نيست. بايد حوزه نيروهاى توانا بصير و عاقل براى مسؤوليتهائى كه به دوش گرفته تربيت كند تا هرگاه نياز بود از آنان استفاده برد.
رهبر معظم انقلاب اسلامى در رابطه با ترميم حوزه مى گويد:
(ترميم يعنى چه؟ يعنى پس از ثلمه حاصل از فقدانها حوزه عناصرى را تربيت كند تا موجودى فعلى جايگزين آنها باشد.)٦
اين نيروهاى تربيت شده بايد به صورت ذخيره در حوزه وجود داشته باشند.
٥ . زمان مناسب: در گذشته اگر دست به ترميم زده مى شد و اصلاح حوزه مورد توجه قرار مى گرفت امكان دخالت حكومتهاى طاغوتى در حوزه بود. رضاشاه با مطرح ساختن لزوم گواهى اجتهاد براى روحانيان درصدد نابودى حوزه و نفوذ در نيروهاى باقى مانده آن بود.
اگر در مقطعى از تاريخ حوزه شمارى شعار (نظم ما در بى نظمى است)
را مطرح مى كردند شايد در برابر نظم رضاشاهى بود ولى امروز اين سخن درست نيست. شخصيتهائى مانند امام خمينى در دوران طاغوت نيز معتقد بودند كه حوزه بايد در درون خود از نظم و تهذيب برخوردار باشد و برابر همين باور در تشكيلاتى كه در دوران مرجعيّت آيت الله العظمى بروجردى براى سامان دهى حوزه تشكيل شده بود شركت داشت.٧ ايشان ايجاد نظم را در حوزه باعث حفظ حوزه ها و جلوگيرى از دخالت دشمن در اين نهاد مقدس مى دانست و بى نظمى را منجر به دخالت دولت طاغوت در حوزه ها و تسلط آنها بر تمام شؤون دينى و علمى مسلمانان مى شمرد. ايجاد دانشكده وعظ و تبليغ در دانشگاه تهران در واقع در جهت فراهم ساختن چنين زمينه اى بوده است. آنان در نظر داشتند با سامان دادن به نيروهاى خاص و در اختيار گرفتن آموزش مسائل دينى زمينه رشد و بالندگى حوزه ها را بگيرند و در دراز مدّت حوزه هاى علميه را در اختيار خود بگيرند. با آگاهى از اين سياست مرموز استعمارى است كه امام خمينى با اين نقشه به مخالفت برمى خيزد و با تمام توان كسانى را كه وارد ادارات اوقاف شده بودند و يا در مدارس علوم دينى وابسته به دولت تحصيل مى كردند به باد انتقاد مى گيرد و در رساله عمليه خويش به روشنى فتوا مى دهد كه ورود در ادارات اوقاف حرام است; زيرا تحت نظر دولت است و اينها (مقدمه است براى هدم اساس اسلام به دستور مستعمرين)٨ و درباره مدارس علوم دينى كه تحت اشراف دولت تأسيس شده بود همين فتوا را دارد و درباره علت آن مى نويسد:
(زيرا در اين امور نقشه محو آثار اسلام و احكام قرآن كريم كشيده شده است.)٩
ديدگاه امام از دو جهت در خور درنگ است:
١ . اعتقاد وى به نظم و برنامه ريزى دقيق همراه با تهذيب.
٢ . نگرانى از دخالت حكومت فاسد پهلوى در امور حوزه ها.
ايشان در سخنرانى معروف خويش به نام: (جهاد اكبر) مى گويد:
(تا فرصت از دست نرفته تا دشمن بر همه شؤون دينى و علمى شما دست نيافته
فكرى كنيد بيدار شويد بپاخيزيد. در مرحله اول در مقام تهذيب و تزكيه نفس خود برآييد مجهّز و منظم شويد. در حوزه هاى علميه نظم و انضباط برقرار سازيد. نگذاريد ديگران بيايند حوزه ها را منظم كنند. اجازه ندهيد دشمنان به بهانه اين كه اينان لايق نيستند كارى از آنان ساخته نيست مشتى بيكاره در حوزه ها گرد آمده اند به حوزه هاى علميه دست بيندازند و به اسم نظم و اصلاحات حوزه ها را فاسد سازند و شما را تحت سلطه خود درآورند. بهانه به دست آنها ندهيد. اگر شما منظم و مهذّب شويد همه جهات شما تحت نظم و ترتيب باشد ديگران به شما طمع نمى كنند راه ندارند كه در حوزه هاى علميه و جامعه روحانيت نفوذ كنند. شما خود را مجهّز ومهذب كنيد براى جلوگيرى از مفاسدى كه مى خواهد پيش بيايد مهيّا شويد.)١٠
بخشى از نگرانيهاى امام نسبت به سامان دادن حوزه ها در اين مقطع تاريخى از بين رفته است زيرا حكومت طاغوت نابود شده و امكان نفوذ مستقيم و دست اندازى در حوزه ها وجود ندارد; اما نگرانى نفوذ بيگانگان در حوزه در اين مقطع تاريخى قابل انكار نيست. چه بسا كه استعمارگران و دولتهاى وابسته به آنها نيروهاى نفوذى براى تحصيل به حوزه ها بفرستند و دستورات خاصى به آنان بدهند تا در آينده از آنان بهره برند. اين جاست كه رسالت مديريت حوزه در گزينش طلاب بويژه خارجيان و پس از گزينش تهذيب آنان از جهت اخلاقى و عملى مهم مى نماد.
قم امروزه در سطح جهان مطرح است و يك مركز علمى به شمار مى رود كه فارغ التحصيلان آن به بالاترين رتبه هاى سياسى در كشور دست مى يابند و تنها هوشيارى مديريت حوزه با همكارى ارگانهاى مسؤول مى تواند اين خطر را از بين ببرد. امروزه كه نظام نظام اسلامى است و مسؤولان آن فرزندان فيضيه بهترين زمان براى ترميم حوزه است و بايد از اين فرصت بهره برد و امكانات موجود را در جهت سامان دادن به حوزه به كار برد و نارساييها را بر طرف ساخت:
(عزيزان من! امروز اين مشكلات قابل علاج است. ممكن است ديروز قابل علاج نبود و نستجيربالله فردا هم ممكن است قابل علاج نباشد: قم فاغتنم الفرصة بين العدمين.)١١
بنابراين از دست دادن فرصت خطرآفرين است كه امكان دارد مردم را نسبت به توانائى اسلام در حلّ مشكلات اجتماعى اقتصادى سياسى حقوقى و فرهنگى دچار ترديد كند.
زواياى ترميم
حوزه به عنوان نهاد آموزشى برنامه ويژه اى را مى طلبد و برابر هدفهاى ويژه اى كه دارد بايد برنامه آموزشى داشته باشد.
در مرحله نخست بايد نيازهاى كوتاه مدت ميان مدت و درازمدت خويش را در نظر بگيرد و برابر آن برنامه آموزشى خود را پى بريزد و سازمانها و واحدهاى مورد نياز را ايجا دكند.
در يك نظام آموزشى كارآمد افزون بر ساختار آموزشى سه عنصر اساسى را بايد در نظر داشت و با هدفها همسوشان كرد تا دستاوردهاى علمى آن هماهنگى با نيازهاى جامعه باشد:
١ . مواد درسى.
٢ . متون درسى.
٣ . روش آموزشى.
اين عناصر چهارگانه بايد با هدفهاى هر برهه تحصيلى و نيازها طراحى گردند.
متأسفانه در نظام آموزشى حوزه اين هماهنگيها و سازوار شدنها با شرايط كمتر در نظر گرفته مى شوند از اين روى دستاوردهاى آن با نيازهاى روز هماهنگى بايسته را ندارند.
مواد درسى
هر مركز آموزشى با هدفهاى كوتاه مدت ميان مدت و بلندمدتى كه دارد مواد درسى ويژه اى را براى افراد تحت پوشش قرار مى دهد تا بتواند به هدفهاى خويش برسد.
حوزه هاى علميه در گذشته آنچه را كه از دانشها مورد نياز جامعه بود به گونه اى در برنامه درسى مدارس خود مى گنجاندند و طلاب را به فراگيرى آنها
فرا مى خواندند.
اين سنت نيك سالهاى سال پاييد و حوزه ها دانشى را كه به حوزويان مى آموزاندند و در ترويج آن مى كوشيدند هماهنگ بود با آنچه كه مردم مى جوييدند امّا اين سنت با تحول جديد همساز نشد و از گردونه بسيار بسيار واپس افتاد.
تمدن جديد مردم را از زمين بركند و روزنه هاى جديد گشود و دنياى نوى را نشان داد و گروه گروه از جوانان را گزيد و لباس دانش جديد بر آنان فرو پوشاند امّا حوزه بر همان سنت و برنامه گذشته هاى دور پاى فشرد و تلاشى در راه دگرگون كردن برنامه ها نكرد از اين روى نتوانست با مواد درسى قديم نسل جديد و آشناى با عصر جديد بسازد و به نيازهاى روز پاسخ دهد و اين شد كه حوزه سير قهقرايى پيمود.
حوزه در عصر جديد بايد به گونه دقيق مى انديشيد كه مواد درسى كه طلاب با اشتياق فرا مى گيرند و عمرى را صرف آنها مى كنند چه گرهى مى گشايند و چه راهى مى نمايانند و به كدام منزل رهنمون مى شوند.
متون درسى
متون درسى موجود اشكالها و نارساييهاى بسيار دارد كه به پاره اى از آنها اشاره مى كنيم:
١ . ديرينگى: از روزگار نگاشتن كتابهاى درسى موجود سالهاى سال مى گذرد: يك قرن پنج قرن و شش قرن. اين فاصله زمانى بسيار در هيچ نظام آموزشى پذيرفته نيست.
٢ . ناپيراستگى: كوچك ترين اشتباه تحريف قاعده نا استوار سخن ناراست فكر كژ و… اثر نامطلوب بر ذهن و فكر فراگيرندگان كتابهاى درسى مى گذارد كه زدودن آن از ذهن و فكر اين افراد كارى است دشوار و گاه غير ممكن.١٢
٤ . در برنداشتن آراى نو: در كتابهاى درسى در هر برهه اى بايد ديدگاههاى منسوخ از دور خارج شوند و ديدگاههاى نو و اثبات شده جاى آنها را بگيرد. اين كار مهم در كتابهاى درسى موجود در حوزه انجام نمى گيرد; از اين روى انباشته از ديدگاههاى منسوخ
غيركارا و گاه خارج كننده طلبه از مدار تحقيق و پيشروى و كارآمدى هستند.
٥ . بازدهى اندك و وقت گيرى بسيار: كتابهاى درسى موجود بازدهى اندكى دارند و وقت گيرى بسيار. اگر در هر يك از كتابهاى درسى به دقت نظر افكنده شود مى بينيم در آن دانش مورد نظر طلبه را در جايگاهى قرار نمى دهد كه انتظار مى رود در حالى كه وقت بسيارى از او گرفته است.
اگر كتابهاى درسى اين چنين بمانند و حركت جدّى براى اصلاح آنها انجام نگيرد تحوّل و بالندگى حوزه را نبايد اميد داشت; از اين روى رهبر معظم انقلاب اسلامى يكى از راههاى بالندگى حوزه را تغيير در كتابهاى درسى مى داند:
(يكى از راه حلها تغيير جدى كتب درسى است. مسأله كتابهاى درسى را بايد جدّى گرفت. بايد كتابهاى درسى تغيير كند. بناى تغيير هم بايد در صرفه جويى در وقت طلبه باشد. طلبه ما مغنى را مى خواند در حالى كه همين مطالبى كه در مغنى است مقدار لازم آن در كتاب كوچك تر ديگرى وجود دارد كه به زبان خيلى خوبى نوشته شده و يك نفر نويسنده معاصر آن را نوشته است. چه لزومى دارد كه ما حرف ابن هشام را بخوانيم. اين كار چه خصوصيتى دارد.)١٣
ساختار آموزشى
هر مركز آموزشى يا بايد براى افراد تحت پوشش از آغاز تا پايان برنامه داشته باشد يا بايد به گونه اى برنامه بريزد كه داد و ستد داشته باشد; يعنى بتواند افراد آموزش ديده ديگر مراكز آموزشى را درچهارچوب برنامه هاى خود جاى دهد بدون اين كه گذشته تحصيلى آنان را به هيچ انگارد و همچنين بتواند افراد تربيت شده و آموزش ديده در مركز خود را به آسانى و برابر قاعده به ديگر مراكز آموزشى گسيل دارد و آنها بدون هيچ عذر و بهانه اى آنان را بپذيرند.
نه اين كه بى توجه به آينده افراد تحت پوشش و پيرامون خود برنامه بريزد و فارغ التحصيلان آن در هيچ كجا جاى نداشته باشند و در هر كجا كه بخواهند راه يابند از ابتداء شروع كنند و اندوخته ها به
كارشان نيايد و يا افراد تحصيل كرده در ديگر مراكز آموزشى در اين جا جايى نداشته باشند و اندوخته هاى آنان در اين مركز به كار نيايد. تافته جدا بافته.
حوزه ها چنين هستند. در حصارى تنگ گرفتار آمده اند. نه كسى برابر قاعده به درون آن راه مى تواند بيابد و نه كسى از درون آن به بيرون راه دارد. البته تلاشهايى شده كه دريچه هايى به سوى دنياى جديد گشوده شود ولى هنوز در آغاز است و صدها مشكل در پيش پاى.
روش آموزشى
در اين مرحله از تحول بشر كه ما شاهد آنيم دگرگونيهاى سريعى در كليه مسائل آن به آن روى مى دهد. در حقيقت حركت سريع چرخهاى تمدن و صنعت بر زندگى فردى و اجتماعى مردم و بر تعليم و تربيت اثر عميق گذارده است.
شايد در ادوار گذشته كه اوضاع ثبات نسبى داشت روشهاى كهن تعليم و تربيت به كار مى آمد امّا اكنون به كارگيرى آن ارزشها مثل اين است كه با شمشير و گرز و تير و كمان به جنگ دشمن مسلح به سلاحهاى پيشرفته برويم; از اين روى بايد به روشهايى در تعليم و تربيت روى بياوريم و آنها را به كاربنديم كه بتوانيم كم كم خود را با اين كاروان تند رو و پرشتاب و هر آن به حالى و احوالى هماهنگ كنيم و در موقع لزوم هماوردى.
روشهاى سنتى براى انگيختن نسل نو كارآيى ندارد و چه بسا نتيجه عكس بدهد و افراد را به واپس براند و آنان را از تحصيل دور كند. و شوق و ذوق فراگيرى را در آنان بميراند. از اين روى حوزه ها بايد با بهره گيرى از آخرين روشهاى آموزشى راه را براى گسترش دانش دين وآموزش دادن افراد متعهد و گسيل دادن آنان به ميان مردم دانشگاهها آموزشگاهها و… هموار كند و از اين نيروى عظيم و پر تكاپو و بى توقع بهترين استفاده را ببرد نه اين كه اين بوستان شاداب و دل انگيز را با ندانم كاريها و بى برنامگيها و بى فكريها و سطحى نگريها و بى توجه به دنياى پيرامون خود بپژمراند و نسلى را تباه سازد.
ترميم بنيه علمى
افزون بر آنچه بيان شد از مواردى كه نياز به ترميم دارد بدنه علمى حوزه است. حوزه براى اين كه همراه با زمان باشد و توانا در انجام رسالت خويش بايد تلاش گسترده اى را در راه تقويت بنيه علمى خويش بكند و با آگاهى از جديدترين اطلاعات و نيازها و روشها در اين مسير گام نهد. اين توانمندى از راه آگاهيهاى جديد و با تحقيق و پژوهش و تبادل علمى با ديگر جوامع به دست مى آيد; زيرا مسائل علمى هر چه بيشتر مورد پژوهش و نقد و بررسى قرار گيرد استوارتر خواهد شد و حقانيت آن بيشتر نموده مى شود. لازمه چنين حركتى ايجاد جوّ مطلوب فرهنگى ومحيط مناسب اجتماعى است كه به انديشه ها مجال عرضه دهد و استعدادها را شكوفا سازد و رونق انديشه هاى نو را سبب گردد و افكار باطل و منسوخ و بى فايده را از رده خارج سازد و پاسخ گوى نيازها و اشكالهاى مطرح شده باشد.
در اين جا به برخى نكات در اين باره كه رهبر انقلاب هم روى آنها انگشت گذاشته بود اشاره مى كنيم:
الف . ارائه مفاهيم جديد
مفاهيم در طول تاريخ يكسان نمى مانند پاره اى منسوخ و پاره اى تغيير معنى مى دهند. سير تطور مفاهيم نشان مى دهد كه گاهى يك مفهوم منفى به مرور بار مثبت مى گيرد و مفهومى ديگر بار منفى. اجتهاد از جمله مفاهيمى است كه در قرون نخستين اسلام مرادف با اجتهاد به رأى به كار مى رفته و بر اين اساس علماى شيعه با آن به مخالفت برخاستند و اجتهاد در مذهب شيعه بارى منفى و مرادف با حكم به رأى و قياس بود ولى به مرور زمان اين واژه مفهوم نزديك با معناى لغوى يافت و معناى كوشش و تلاش برابر با قواعد و اصول پذيرفته شده مذهبى پيدا كرد. و مفهوم استطاعت١٤ در كلام كه در قرون نخستين اسلام (قرن سوم و چهارم) مطرح بود امروز منسوخ شده و مطرح نيست و مفاهيم جديد جايگزين آن شده است و بحث انسداد در علم اصول از مفاهيم منسوخ و بى نتيجه است.
تكامل علمى در ارائه مفاهيم و ديدگاههاى جديد است. دانشى كه در آن مفاهيم جديد عرضه نشود مى ميرد و نابود مى شود و عالم در آن علم به مانند پروانه كرم ابريشم مى ماند كه هر چه بيشتر پرواز مى كند وتلاش مى ورزد خود را بيشتر در حصار نخهايى كه تنيده مى بيند و كم كم در حصار نخهاى خويش محصور شده و از بين مى رود.
حوزه بايد به تبادل بپردازد و مفاهيم جديد را در گردونه تلاش خويش عرضه بدارد. شهيد مطهرى در مباحثى كه درباره سير فلسفه اسلامى دارد گاهى به طور كامل تاريخچه تطور يك بحث علمى و مفهوم جديد و دگرگونى آن را تبيين مى كند. آنچه در گفتار ايشان در خور توجه است اين كه تلاش براى پاسخ گويى به اشكالى سبب طرح مفهوم جديدى گرديده است و يا معناى خاصى از مباحث گذشته عرضه گرديده است١٥.
شهيد مطهرى مسائل مطرح شده در فلسفه اسلامى را به چهار دسته تقسيم مى كند.
١ . مسائلى كه به همان صورت اولى كه از فلسفه يونان ترجمه شده باقى مانده.
٢ . مسائلى كه فلاسفه اسلامى آنها را تكميل كرده اند.
٣ . مسائلى كه عنوان گذشته را دارند ولى تغيير محتوايى كامل يافته اند.
٤ . مسائلى كه حتى نام و عنوان آنها تازه و بى سابقه است١٦.
فلسفه در اسلام از رشد و تكامل برخوردار بوده و مفاهيم جديدى در اين علم وارد شده است كه اين مسائل (ستون فقرات) فلسفه اسلامى راتشكيل مى دهند كه برخى از آن مفاهيم پايه و مبناى بيشتر مسائل قرار گرفته است. از جمله مسائل فلسفى كه استاد شهيد بر مى شمارد عبارتند از:
(مسائل عمده وجود يعنى اصالت وجود وحدت وجود وجود ذهنى احكام عدم امتناع اعاده معدوم مسأله جعل مناط احتياج شيء به علت اعتبارات ماهيت معقولات ثانيه فلسفى برخى اقسام تقدم اقسام حدوث انواع ضرورتها و امتناعها و امكانها برخى اقسام وحدت و كثرت حركت جوهريه تجرد نفس و
…)١٧
اين عرضه مفاهيم جديد در ديگر علوم اسلامى نيز وجود دارد و سير تكاملى يافته اند و زمانى كه علمى از طرح مفاهيم جديد بازمانده تحرك و پويايى خود را از دست داده است.
راههاى ارائه مفاهيم جديد
مفاهيمى كه وارد حوزه مى شوند لازم نيست كه از سوى خود حوزه باشد و حوزه دست به ابتكار آنها زده باشد و از نوع چهارم باشند بلكه امكان دارد يك مفهوم خاص از علوم انسانى گرفته و با عرضه بر ديدگاههاى فلسفى كلامى و فقهى تغيير محتوايى پيدا كند و در واقع از قسم دوم يا سوم بشود ولى بدون طرح اين مفاهيم در حوزه امكان بحث و بررسى آن ميسّر نيست.
١ . بحث تطبيقى: يكى از راههاى ارائه مفاهيم جديد در حوزه بحث تطبيقى و مقارنه اى است. فقهاى شيعه كه در گذشته به فقه اهل سنت نظر داشتند مفاهيم فقهى جديد را از آنان گرفته و بر منابع فقهى شيعه عرضه مى كردند و در اين بررسى تطبيقى مفاهيم نو در حوزه ها وارد مى شد.
شهيد اول با توجه به آنچه در فقه اهل سنّت درباب قواعد و اشباه و نظائر مطرح بوده كتاب القواعد و الفوائد رامى نگارد و در باره آن مى نويسد:
(لم يعمل للأصحاب مثله.)١٨
مانند آن در ميان شيعه تأليف نشده است.
و شهيد ثانى بر همين اساس تمهيد القواعد را تأليف مى كند و به طرح مفاهيم جديد در حوزه شيعه يارى مى رساند و يا محمد حسين كاشف الغطاء تحرير المجله را نگاشت و مطالب المجله را طبق ديدگاه شيعه ارائه داد.
٢ . مسائل روز: توجه به مسائل روز و مباحث جديد سبب طرح مفاهيم جديد مى گردد. ما نبايد به آنچه گذشتگان گفته اند بسنده كنيم بلكه لازم است كه آنچه مطرح است مورد مداقه قرار دهيم.
مسأله ولايت فقيه با زير مجموعه هاى آن حكم حاكم تورم ربا و بانكدارى اختيارات فقيه موسيقى ماهواره و… مسائل ومفاهيمى هستند كه در اجتماع
مطرح هستند و حوزه بايد در تبيين و تشريح و ارائه ديدگاه خود در اين زمينه ها توانا باشد و با شناسائى كامل از اين مفاهيم به قضاوت بنشيند. اگر در مسير تطور فقه و اصول و ديگر علوم بنگريم در مى يابيم فقهاى ما در هر زمان داراى نوآوريها و ابتكاراتى بوده اند و مفاهيم نوى را وارد حوزه علوم اسلامى مى كرده اند.
روشن است ترميم وقتى كامل مى گردد كه با ارائه مفاهيم جديد مفاهيم منسوخ از بين بروند و از گردونه بحث خارج شوند; زيرا مطرح ساختن مسائل كهنه شده و بى ثمر وقت زيادى از حوزويان را مى گيرد و حوزه را از پويايى و تكامل باز مى دارد. از اينروى رهبر معظم انقلاب مى گويد:
(پس ازاندراس مفاهيم منسوخ مفاهيمى بيافرينيد كه جايگزين مفاهيم مندرس و كهنه شده باشد. مفاهيم كهنه مى شوند و نشاط و شادابى را به تدريج و با مرور زمان از دست مى دهند…)١٩
امروز بحث عتق و اماء از مفاهيم كهنه شده فقهى است و طرح آن نيز روا نخواهد بود. گرچه روايات آن در كتابهاى فقهى ممكن است ما را در ديگر بابهاى فقه يارى رساند. بحث دليل انسداد در علم اصول ازمباحث ومفاهيم كهنه شده و غير درخور طرح است. برخى ديدگاههاى ديگر نيز در كتابها به گونه اى مطرح شده كه امروزه طرح آنها به اين گستردگى روا نيست. مباحثى كه ثمره عملى ندارند و يا ثمره آن اندك است نبايد وقت زيادى از طلاب را بگيرد مانند بحث مقدمه واجب.
ما حق نداريم به بهانه اين كه طلاب ملاّ شوند مباحثى از علم اصول را مطرح كنيم كه هيچ ثمره فقهى بر آن مترتب نمى شود و فقط جنبه علمى و تفننى دارند. ورود در چنين مباحثى حوزه را از هدفها و رسالتهايى كه به عهده دارد باز مى دارد. اين است كه يك بازنگرى در مباحث حوزوى ازاين زاويه لازم مى نمايد.
آية الله بروجردى با اين كه تسلط كامل بر علم اصول داشته و ازشاگردان آخوند خراسانى بوده در درس فقه و استنباط احكام كمتر به علم اصول توجه مى كرده است:
(ايشان تسلط عجيبى بر اصول داشت و به آن بسيار اهميّت مى داد ولى در استنباط احكام با اين كه اصولى بسيار محقق و متبحرى بود ولى با تسلطى كه بر احاديث و دقتى كه در استفاده از احاديث مى كرد خيلى به اصول عمليه تمسك نمى جست.)٢٠
امروز بحث كردن از ديدگاههايى كه هيچ گونه فايده اى بر آن مترتب نمى شود جزء وقت گذرانى و هدردادن فرصتها و ضايع كردن استعدادها چيزى ديگرى نيست. گرچه برخى بحث در مواردى را كه هيچ گونه اثرى در استنباط ندارد براى پرورش ذهن و انديشه طلاب لازم مى دانند و آن را باعث تدقيق در مسائل مى شمارند ولى حقيقت اين است كه اين دقتهاى بى فايده در فتأملها وفاغتنمها فرصتهاى نابى را از طلاب مى گيرد و آنان را درگير با مسائل بى نتيجه مى كند و از ژرف انديشى و نوآورى در مسائل مؤثر در استنباط و اجتهاد باز مى دارد.
ازاين روى بايد در طرح مسائل مورد نياز و با فايده تلاش كرد و به ترميم كامل مسائل علوم گوناگون اسلامى پرداخت و مفاهيم كهنه شده و بى خاصيّت را از رده خارج كرد.
ب . اهتمام به تحقيق و پژوهش
تحقيق و پژوهش يكى از كارهاى بنيادى براى گسترش علم است. با تحقيق و ارائه راه حلّهاى جديد مشكلات اقتصادى اجتماعى حلّ مى شوند. از راههايى كه حوزه مى تواند عقب ماندگيهاى خود را جبران كند و به ترميم علمى خويش بپردازد تحقيق است. تحقيق در حوزه مى تواند در محورهاى گوناگون تحقق يابد و با بهترين وجه و شيوه صورت پذيرد و روند حركت به سوى نيازهاى فقهى اصولى كلامى منطقى فلسفى و تاريخى را سرعت بخشد و پاسخ گوى مسائل باشد و در انجام رسالت خويش توفيق يابد.
تحقيق و پژوهش در حوزه در محورها و زمينه هاى گوناگون بايد مورد توجه قرار گيرد از جمله:
١ . تحقيق در آثار گذشتگان: پيشرفت و تكامل هر علمى مرهون يك سلسله تحولات علمى است كه در گذشته
رخ داده است. تحقيق در متون علمى گذشتگان از يك سوى غناى علمى ما را نشان مى دهد و از سوى ديگر در عمق بخشيدن به انديشه هاى موجود و سير تاريخى آن به ما كمك مى كند و نقاط ضعف و قوت گذشته را به ما مى نماياند و زمينه راه حلّها را فراهم مى سازد و در جهت ابتكار و نوآورى ما را يارى مى رساند. از اين روى شايسته است آثار گذشتگان با تحقيق درخور و مناسب چاپ و در اختيار حوزويان قرار گيرد. چه بسا در آنچه ما مسلم گرفته ايم خدشه وارد شود و ديدگاههاى ويژه اى در آنها مطرح باشد كه براى ما گره گشا و راهنماى مناسبى در مسائل فقهى و عقيدتى باشند. اين ضرورت در باب مسائل فقهى بيشتر و محسوس تر است. ديدگاههاى برخى فقهاى برجسته به خاطر چاپ نشدن كتابهاى آنان در دسترس نيست مانند ديدگاههاى وحيد بهبهانى و… در تحقيق آثار گذشتگان نيك انديش نگهداشت نكات زير لازم است:
* نسخه هاى معتبر از يك اثر شناسايى و با يكديگر مقابله بشوند و متنى بى عيب گزينش شود.
* منابع حديث آدرس داده شود و در صورت اختلاف بامنبع اصلى اختلاف در پاورقى ياد شود.
* آيات قرآن بيايد و آدرس داده شود.
* اقوال به منبع اصلى ارجاع داده شود و در صورت لزوم تصحيح گردد. اين سبب مى شود كه برخى اقوال و استنادهاى مشكوك مشخص گردد و در صورت تفاوت با اصل اختلاف آن روشن شود.
* عبارات مشكلى كه در متن و يا احاديث آمده به اختصار در پاورقى توضيح داده شود. چون محقق و مقوم نص ناچار از فهم درست عبارت است در نتيجه آنچه را پس از درنگ دريافته در پاورقى ذكر مى كند.
* اعراب گذارى برخى واژگان دشوار و توضيح درباره آنها براى خواننده مفيد خواهد بود.
* درباره نامهاى ياد شده در متن بيان توضيحى مختصر در پاورقى مفيد خواهد بود زيرا در صورت اشتراك اسمى در اعلام و اماكن ترديد از بين مى رود و سبب مى گردد پاره اى اشتباههايى كه در اسامى
رخ مى دهد از بين برود. اگر نيازى به توضيح نديد تحقيق و گزينش نام صحيح لازم است تا مشكلى در ذكر صحيح اسامى به وجود نيايد.٢١
* در پايان يك متن محقَّق ترتيب فهرستهاى گوناگون براى آن مفيد است; زيرا محقق را در رسيدن به مقصود راهنمائى مى كند. فهرست آيات روايات اشعار ضرب المثلها در صورت فراوانى اماكن اشخاص فرقه ها قبائل و مذاهب رويدادهاى مهم تاريخى. فهرست كتابهاى متن و در كتابهاى فقهى فهرست حيوانات گياهان و آنچه مورد حكم شرعى قرار مى گيرد.
اگر نمايه اى از موضوعات نيز ترتيب داده شود بسى راه گشا و مفيد خواهد بود. در كتابهاى فقهى به نظر مى رسد مؤسساتى كه در زمينه دائرةالمعارف فقه كار مى كنند عناوين استاندارد شده اى را در نظر بگيرند تا در نمايه موضوعى كتابهاى فقهى مشخص گردد و خواننده را با ديدگاههاى فقيه درباره آن موضوعها آشنا سازد. در كتابهاى روايى و تاريخى مناسب به نظر مى رسد اسامى راويان را از اعلام متن حديث جدا سازند و در عين اين كه اسمهاى راويان همان گونه كه در سند ذكر شده آورده مى شود در يك مورد اسم كامل وى ذكر گردد و موارد ديگر به آن ارجاع داده شود تا براى تحقيقات رجالى مفيد آيد. بهتر است آن مواردى كه راوى بدون واسطه از معصوم نقل كرده مشخص گردد تا زودتر بتوان به حديث دست يافت و اين نكته در مواردى كه حديث درباره راوى خاص است مورد توجه قرار گيرد; زيرا در كتابهاى فقهى در موارد گوناگون حديث را به راوى بدون واسطه منتسب مى كنند.
در دادن آدرسها بويژه آنچه با استفاده از معجمهاى قرآن و حديثى پيدا مى شود بايد وسواس به خرج داد و اشتراك در يك يا چند واژه را نمى توان دليل تطبيق دانست و سرعت عمل نبايد فداى دقت و صحت گردد. متأسفانه برخى به خاطر اين كه تمام نسخه بدلها را ذكر مى كنند حتى اشتباهاتى كه در برخى نسخه ها درباره آيات قرآن بوده در پاورقى آورده اند كه نشانه بى توجّهى به پيامدهاى ناگوار آن است.٢٢
چاپ منقح كتاب سبب طرح ديدگاههاى نويسنده آن مى شود. در حوزه نيز ثابت شده كتابى كه چاپ و تحقيق شده و در دسترس اساتيد حوزه قرار گرفته است در ارائه ديدگاههاى نويسنده در درسها مؤثر بوده و طلاب نيز به مطالعه اين گونه كتابها بيشتر علاقه نشان مى دهند.
٢ .نگاه مستقل و جزئى به مسائل: بخش مهم و اصلى تحقيق و پژوهش را تحقيق درباره مسائل گوناگون فقهى كلامى اصولى و تاريخى تشكيل مى دهد. بررسى يك موضوع به صورت جدى نيازمند تدوين رساله هاى خاص است. در اين بخش مسائل جزئى مى شود و درباره هر يك از شقوق آن اززاويه هاى گونه گون بررسى مى شود. اين نوع پژوهش حوزه را از كهنگى و عقب ماندگى نجات مى دهد و شكوفا مى سازد.
پژوهش و تحقيق در موضوعهاى گوناگون نيازمند منابع است. احياى متون گذشته وسيله مناسب براى اين تحقيقات علمى است. روشن است در اين باره به آنچه گذشتگان گفته اند نمى توان بسنده كرد. از اركان اين نوع پژوهش اطلاع و آگاهى از ديدگاههاى برون حوزوى است. بررسى و مطالعه ديدگاهها درباره كلام جديد حقوق فلسفه هاى جديد و مسائل تاريخى بدون مطالعه آنچه در برون حوزه مى گذرد بررسى و نگاه ناقص خواهد بود. چه بسا براى تحقيق و پژوهش و رسيدن به وضع مطلوب و يا پاسخ گويى از اشكالها لازم باشد از آنچه در سطح جهان اسلام و يا جامعه غيرمسلمان مطرح است استفاده كرد.
جامعه اسلامى در فراگيرى دانش محدويتى ندارد مى تواند دانش را از هر كجا بگيرد و در راه شكوفايى خود از آن بهره برد. سخنانى كه ازامير المؤمنين در اين زمينه نقل شده نشانگر اهتمام به فراگيرى دانش است:
* (خذ الحكمة ولو من المشركين.)
* (لاتنظر الى من قال وانظر الى ما قال.)
* (خذ الحكمة ولو من اهل الضلال.)
* (الحكمة ضالَّة المؤمن فاطلُبُوها ولو من
عند المُشرك.)
* (اعلم الناس من جمع علم الناس الى علمه.)٢٣
آيا مى توان مطمئن شد كه فقيه تنها با جست وجوى گسترده در منابع شيعى به وظيفه خود عمل كرده و مقدمات اجتهاد در يك مسأله را فراهم ساخته است؟ چه بسا بامراجعه به كتابهاى اهل سنت به نكاتى ديگر پى ببرد كه در مقدمات استنباط وى خلل ايجاد كند. به عنوان نمونه يكى از اركان و علوم مورد نياز مجتهد علم رجال است. كتابهاى رجالى ما و رجالى كه در كتابهاى روايى معتبر ما آمده مشخص هستند. گاهى بررسى يك روايت با توجه به منابع رجالى شيعه يك نتيجه مى دهد و با توجه به كتابهاى تاريخى و رجال اهل سنت نتيجه ديگر. اگر ما در محدوده منابع خودى به بررسى بپردازيم حديثى منبع استنباط و حجت خواهد شد اما اگر با توجه به منابع عامه (كه در واقع پيداست به خاطر تشيع وى را مورد طعن قرار نداده اند) موضوع را بررسى كنيم به نتيجه ديگرى مى رسيم و حجت نخواهد بود. در نتيجه استنباط ما دگرگون خواهد شد.
به عنوان مثال ياسين الضرير از رجالى است كه روايات وى در كتابهاى شيعه آمده و شيخ طوسى هم برابر روايات وى فتوا داده است. از جمله فتواى مشهور كه طواف بايد در فاصله بين مقام و خانه باشد در روايت ياسين ذكر شده است.٢٤ در حالى كه وى از رجال اهل سنت و توثيق هم نشده است.٢٥
در مسائل جديدى كه در حوزه مطرح نيست مراجعه به ديگران و پژوهش در آن بسيار ضرورت دارد.
ج . تبادل علمى
از راههاى ترميم حوزه و جهت دادن آن به سوى بالندگى تبادل علمى است. تبادل علمى امكان دارد چهره هاى گوناگونى به خود بگيرد: تبادل در سطح حوزه ها در حوزه و دانشگاه جهان اسلام با مراكز مهم دين شناسى و اسلام شناسى و… ازاين موارد مى توان در غناى حوزه و بالندگى و جبران عقب ماندگيها سود برد.
تبادل علمى در سطح بين المللى و
جهان اسلام از راه شركت قوّى در كنفرانسهاى علمى تحقيقى و با مبادله كتاب مجله ها و مقاله هاى تحقيقى مى تواند كار ساز و راه گشا باشد.
بايد اعتراف كرد در اين بُعد ما كارى درخور انجام نداده ايم. زيرا ما ابزار لازم را براى تبادل علمى در دست نداريم. در حوزه شيوه آموزشى به گونه اى طرح ريزى نشده است كه در اين عرصه به كار آيد. عقب ماندگى علمى دورى اززبان مشترك و… اين مشكل را پديد آورده است.
نخستين كار در ارتباط باتبادل علمى با جهان اسلام فراگيرى زبان مشترك است. زبان مشترك مسلمانان زبان عربى است كه مى تواند وسيله ارتباط بين مسلمانان و دانشمندان اسلامى گردد. متأسفانه سيستم آموزشى حوزه به گونه اى نيست كه طلبه با زبان رسمى جهان اسلام آشنا شود. ادبيات عرب خوانده مى شود ولى توان مكالمه نيست. اين ضعف ناخودآگاه حالت روانى در افراد پديد مى آورد كه گرايش و ذوق و شوقى به ارتباط با ديگران ندارد.
اگر اين ضعف را به بى توجهى به تحقيقات و مطالعات علمى بيفزاييم اشكال بيشتر محسوس خواهد شد.
در اين حال اگر دعوت به همكارى در كنگره اى بشود نه تنها از آن استقبال نمى شود بلكه به بهانه هاى گوناگون اصل جريان كه كار مثبتى است منفى ارزيابى مى گردد.
به تجربه ثابت شده كه آشنايى با زبان عربى انگليسى و… و بنيه علمى قوى سبب موفقيتهايى براى شيعه در بين دانشمندان اسلام گرديده است.
رئيس مجمع جهانى اهل بيت آقاى تسخيرى نقل مى كرد:
(در يكى از كنفرانسهاى علمى ـ فقهى كه سالانه در جدّه برگزار مى شود طرحى ارائه گرديد براى ايجاد بانك شير براى تغذيه كودكان مسلمان. مشكل فقهى كنفرانس اين بود:
آيا استفاده ازاين شير باعث محرميت مى شود يا خير؟
اگر اين گونه رضاع محرميت بياورد مشكلاتى براى افراد پديد
مى آورد.
در غير اين صورت طرح موفق خواهد بود. برخى دانشمندان اهل سنت معتقد بودند هر بچه اى كه يك بار از اين بانك شير استفاده كند محرميت مى آورد. در نتيجه با عده اى محرم مى شود و مشكلاتى در باب ازدواج به وجود مى آورد. اين گروه به روايتى كه از عايشه نقل شده بود استدلال مى كردند. در روايت آمده بود: هنگامى كه مردان مى خواستند با عايشه ملاقات كنند وى دستور مى داد از شير ام كلثوم يا خواهران ديگر وى كه در ظرفى بود بنوشند و محرم شوند آن گاه با او ديدار كنند.٢٦
بنابراين به هيچ روى امكان تشكيل بانك شير براى بچه هاى گرسنه مسلمان وجود ندارد.
هيأت ايرانى در اين مسأله نظر خود را اعلام كرد كه برابر فقه شيعه محرم شدن شرائطى دارد: بچه بايد شير را از پستان بمكد پانزده مرتبه يا يك شبانه روز شير بخورد و… و آنچه از عايشه نقل شده صحيح نيست و بايد سند آن را بررسى كرد.
در برابر اين سخن شمارى اعتراض كردند كه روايت عايشه از جهت سند معتبر است. پس از تحقيق درباره سند تأييد كردند روايت عايشه از نظر سند اعتبارى ندارد. در نتيجه مشكل فقهى طرح با توجه به فقه اهل بيت بر طرف شد و گروه زيادى از دانشمندان عرب تعجب كردند كه شيعه داراى چنين فقه زنده اى است. با برخى از آنان كه مذاكره شد گفتند: ما شناختى از شيعه نداريم. يكى از آنان گفت: من چهل سال است شيعه را به تصور اين كه معتقد به تحريف قرآن است براى رضاى خدا لعن مى كردم; اما در گفت وگوى با شما دريافتم كه خطا رفته بودم و تحريف قرآن ديدگاه شيعه نيست.)
بنابراين ما اگر از ابزار لازم براى تبادل علمى برخوردار باشيم به خوبى مى توانيم برترى مكتب اهل بيت را بر ديگر مذهبها و فرقه ها به اثبات برسانيم بخصوص كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى زمينه حضور اساتيد حوزه در كنفرانسهاى جهانى فراهم است. شركت در اين گونه كنفرانسها مى تواند بسيارى از
پندارها و فكرهاى غلط را كه درباره شيعه در ذهنها وجود دارد از بين ببرد.
زبان از ابزارهاى مهمى است كه به ما توان علمى و توان بهره گيرى ازانديشه هاى ديگران را مى دهد ازاين روى رهبر انقلاب مى گويد:
(الان اگر بگوييم طلبه زبان خارجى لازم دارد و امروز در دنيايى كه اين همه به هم وصل است اگر كسى بخواهد به طور كامل مفيد باشد بايد زبان خارجى بداند مى گويند: طلبه وقت ندارد. راست هم مى گويند. واقعاً با اين وضعيت طلبه وقت ندارد ولى اگر در وقت صرفه جويى كنيم طلبه مى تواند به تعليم زبان خارجى هم بپردازد.)٢٧
در تكميل جريان تبادل علمى در حوزه مسأله اطلاع رسانى بسيار ضرورى مى نماد. بايد مركزى با بودجه كافى ايجاد شود كه آخرين مجله ها ومقاله هايى را كه در كشورهاى گوناگون جهان منتشر مى شوند و در باب دين و مذهب و بويژه اسلام و تشيع مطلبى دارند گردآورد و در اختيار طلاب پژوهشگر و محققان قرار داد.
د . ايجاد محيط علمى
ايجاد محيط علمى مناسب در حوزه براى طرح ديدگاههاى گونه گون مى تواند سير ترميم و تكامل علمى حوزه را سامان دهد و به فكر و انديشه ميدان دهد تا بشكفد و عمق بيابد.
رهبر معظم انقلاب در بيانات خويش بر اين نكته اصرار ورزيد و آن را براى حوزه لازم دانست. براى ايجاد محيط علمى و گرم نگهداشتن آن دو نكته بايد رعايت شود:
١ . مجال دادن به ديدگاههاى نو: از راههاى شناخت محيط سالم علمى مجال دادن به طرح ديدگاههاى گوناگون است. ما نبايد يك نظر را به صرف اين كه با قول مشهور ناسازگارى دارد و يا تا به كنون كسى آن را ابراز نكرده به دور افكنيم و صاحب نظر را متهم كنيم. طرح نظر جديد حتى گاهى زاويه جديد در يك ديدگاه با سابقه سبب جرقه هاى ابتكارى و نو مى گردد و به مرور مطرح و دليلهاى آنها نيز فراهم مى شود. اگر نظر جديد سخيف و بى برهان باشد خودبه خود از
بين مى رود و اگر داراى برهان قوى باشد مورد نقد و بررسى قرار مى گيرد. البته نقد و بررسى بايد عاقلانه و منطقى مطرح شود و به دور از توهين به صاحب نظر و جوّ سازى عليه او.
بنابراين در ايجاد محيط علمى هم بايد به ديدگاههاى نو ميدان عرضه داد و هم با نقد و بررسى بر پختگى و استوارى آنها افزود و به دور از جنجالهاى تبليغاتى سره از ناسره بازشناساند. در درس خارج در عمل اين شيوه به كارگرفته مى شود و فقط تفاوت آن با آنچه بيان شد در يك جهت است و آن اين كه در درسها اقوال گذشتگان بويژه آنان كه در قيد حيات نيستند مورد نقد و بررسى قرار مى گيرد.
دقت در مقاله هاى ارائه شده به دو كنگره علمى مهم كه در اين چند سال اخير در حوزه برگزار شد. (كنگره شيخ مفيد و شيخ انصارى) به ما اين نويد را مى دهد كه در ميان فاضلان جوانان استعدادهاى درخشانى در حوزه وجود دارد كه مى توانند اميدهاى آينده حوزه باشند اگر درست و منطقى و با سعه صدر به آنان ميدان داده شود حتى برخى ديدگاههاى مطرح شده جديد بودند و در خور دقت و ارزيابى ومطرح كردن در ديگر محافل علمى. افراد كارآمد و انديشه هاى راه گشا بسيارند.
از اين روى رهبر انقلاب اسلامى پيشنهاد مى كند:
(مجمعهايى تشكيل شود و مثلاً براى فقه مجمع بررسى مباحث تازه فقهى مركب از هفت هشت نفر ده نفر طلبه فاضل ايجاد شود و اينها مركزى داشته باشند و جلساتى تشكيل بدهند و سخنرانيهاى فقهى بگذارند تا هر كسى هر خطابه و مطلب و فكر جديد در فلان مسأله فقهى دارد از طهارت تا ديات كوچك و بزرگ به آن جا بياورد و آنها نگاه كنند اگر ديدند اركانش درست است (نه اين كه خود حرف درست باشد.) و متكى به بحث و استدلال طلبگى است و عالمانه طرح شده است آن را در فهرست بنويسند و در نوبت بگذارند تا اين كه آن فرد روزى بيايد و در حضور جماعتى كه اعلان مى شود خواهند آمد سخنرانى كند و آن مسأله را آزادانه تشريح كند و يك
عده هم آن جا اشكال كنند…
كسانى كه حرف تازه دارند بيايند بگويند. (ربّ حامل فقه الى من هو افقه منه.)٢٨
ميدان دادن به انديشه هاى نو يكى از راههاى مناسب است و سبب بالندگى حوزه مى شود. و اين شيوه را مى توان در تمام زمينه هاى علوم اسلامى پياده كرد.
اگر بخواهيم زودتر به پيشنهاد مقام معظّم رهبرى جامه عمل پوشانده شود بايستى مجمعى از سوى شوراى مديريت دفتر تبليغات سازمان تبليغات و… تشكيل شود و هر هفته يا دست كم هر دو هفته يك بار از كسانى كه مقاله هاى پخته و پرمحتوايى نوشته اند و در مجلّه ها به چاپ رسيده خواسته شود در اين گردهمايى خلاصه اى از آن را ارائه دهد تا به نقد و بررسى گذارده شود و مخالف و موافق با دليلهاى مستقل و استوار و به گونه منطقى به سخن بپردازند.
براى دراز مدت هم مى تواند برنامه ويژه اى داشته باشد: طرح موضوع پرسش فراخوان مقاله تشكيل لجنه هايى از صاحب نظران در هر رشته اى براى نقد و بررسى و جداسازى سره از ناسره شناسايى نيروها و به كارگيرى آنان و شناسايى افراد مستعد و سرمايه گذارى روى آنان و… اين حركت علمى و تكاپوى درونى خيلى زود ثمر خواهد داد و حوزه در جايگاه واقعى علمى خود قرار خواهد گرفت.
٢ . پاسخ منطقى
گذشته حوزه هاى تشيع نشان مى دهد كه با اشكالها و ايرادها برخورد منطقى داشتند و صبورانه و با سعه صدر اشكالها را بررسى كرده و ردّيه هايى بر كتابها و ادعاهاى ناروا مى نگاشتند. اين كتابها به طور معمول با عنوان (الرد) يا (النقض) و يا (الاحتجاج على)٢٩ نگاشته مى شد. ديدگاههاى افراد مشهور را به نقد مى كشيدند حتى اشعارى كه در آن ره خطا پيموده شده بود از نقد و ردّ عالمان شيعه در امان نبودند.
اسماعيل بن على نوبختى (م:٣١١) حدود نُه كتاب و رساله در رد و نقض انديشه هاى باطل نگاشته است.٣٠
حسن بن موسى نوبختى (م:٣١٠)
بيش از بيست كتاب رد و نقض در انتقاد از انديشه ها و پاسخ به اشكالها به رشته تحرير در آورده است.٣١
شيخ مفيد در پاسخ به اشكالهاى گوناگون كتابها و رساله هاى گوناگونى نگاشته است.
ديگران نيز از اين روش پسنديده پيروى كرده اند. حوزه علميه باا يجاد كميته هاى پاسخ گويى مى تواند به ترميم اين سنت حسنه بپردازد و اشكالهايى را كه نسبت به مسائل گوناگون فقهى كلامى اخلاقى سياسى و… در كتابها و مجله هاى علمى داستانى رمان شعر و… مطرح است به دست آورد و متناسب با آن پاسخ شايسته بدهد. رسيدن به اين مرحله پيش زمينه هايى دارد كه در گذشته بدان اشاره شد. يعنى زمانى كه روحيه علمى و تحقيقى كامل بر حوزه حاكم گرديد و از طرح ديدگاههاى نو هراسى در بين نبود و در جهت تبادل علمى گام برداشت به خوبى مى تواند از عهده پاسخ گويى به اشكالهاى مطرح شده برآيد.
استاد شهيد مطهرى از جمله شخصيتهايى بود كه هميشه گفته ها و نوشته هايش با تحقيق و پژوهش همراه بود و از نقد و بررسى افكار و انديشه ها وحشتى نداشت و پاسخ گويى را يك اصل اساسى مى دانست و منصفانه باانديشه هاى ديگران برخورد مى كرد و اشكالهاى آنان را پاسخ منطقى مى داد. توان علمى و انصاف و منطقى بودن ايشان سبب شد كه از طرح ديدگاههاى ماركسيسم نهراسد بلكه بيان آن را در جمع به دور از تعصب و پاسخ گويى منطقى به آن را لازم مى شمرد. در نقل ديدگاهها نه تنها به ديدگاههاى ارسطو وافلاطون بسنده نمى كرد بلكه ديدگاههاى دانشمندان جديد معاصر رانيز مطالعه و مورد نقد و بررسى و ارزيابى قرار مى داد.
او نه تنها از پاسخ گويى هراس نداشت بلكه خود به جست وجوى اشكال مى رفت و آن را ريشه يابى مى كرد و پاسخ مى داد. بخش عمده اى از كتابهاى آن راد مرد در پاسخ به اشكالهاى مطرح شده است آن هم اشكالهاى سخت و مشكلى كه به راحتى نمى توان به آنها پاسخ داد. مانند: عدل الهى انسان و سرنوشت علل گرايش به ماديگرى
نظام حقوق زن در اسلام مسأله حجاب مرجعيّت اصول فلسفه و روش رئاليسم و…
شهيد مطهرى آنچه مى نگاشت در پاسخ به اشكال بود يا طرح ديدگاههاى نو در زمينه معارف اسلامى. او معتقد به قدرت و توان پاسخ گويى دين به مسائل بود. اگر انسان بخواهد تفاوت بين انديشه شهيد مطهرى و متحجران ناآگاه را كه امام خمينى دل خونى از آنها داشت دريابد مناسب است نقد كتاب مسأله حجاب و پاسخهاى استاد را مطالعه كند تا به تفاوت دو ديدگاه آشنا گردد.
رهبر معظّم انقلاب بر پاسخ منطقى به مسائل و اشكالها تأكيد دارد و عصبانيّت در مقابل اشكالها را ناروا مى داند:
(براى كسى كه عصبانى بشود جايى باقى نمى ماند. چرا عصبانى بشويم؟ حيف نيست كه حوزه اسلام و اين دين منطقى و مستدل را متهم كنند كه استدلالى نيست و شما اهل دعوا هستيد! يك دروغ هم رويش بگذارند و بگويند اهل تكفيريد. ما چه كسى را تكفير كرديم؟ چه قدر كافر هستند كه ما تكفيرشان نكرديم. امروز حوزه كسى را تكفير نمى كند.)٣٢
بنابراين ترميم حوزه در همه زوايا لازم و ضرورى است. هم در متون آموزشى و مواد درسى و هم در سيستم و ساختار آن بايد ترميم ايجاد كرد و با تأسيس و يا تقويت سازمانهاى ديگر بنيه علمى حوزه را از جهتهاى گوناگون توانا و ترميم كرد.
-------------------------------------------------------------------------------
پى نوشتها
١ . مجلّه (حوزه) شماره ٦٠/٤٦ مصاحبه آقاى واعظ زاده خراسانى.
٢ . مجلّه (آينه پژوهش) شماره ١١٥/٢٨.
٣ . مجلّه (حوزه) شماره ٥١ ـ ٥١/٥٠ ويژه نامه ميرزاى شيرازى.
٤ . (منشور ولايت) بيانات مقام معظم رهبرى در جمع فضلاى حوزه علميه قم آذر ماه ١٥/٧٤ روابط عمومى دفتر تبليغات اسلامى قم.
٥ . (همان مدرك) ١٧/.
٦ . (همان مدرك)٧/.
٧ . مجلّه (حوزه) شماره ٤٤ ـ ١٠٤/٤٣ ٢٢٥.
٨ . (توضيح المسائل) امام خمينى ٣١٠/ مسأله ٢٧٩٨ نشر روح قم.
٩ . (همان مدرك) مسأله ٢٨٠٠.
١٠ . (جهاد اكبر) امام خمينى٦٢/; (در جستجوى راه از كلام امام) دفتر هشتم
روحانيت٣٧ اميركبير تهران.
١١ . (منشور ولايت)٣٣/.
١٢ . مجلّه (حوزه) شماره ٦٨/٥٥ مقاله (نگرشى بر متون آموزشى حوزه).
١٣ . (منشور ولايت) ٣٩ ـ ٤٠.
١٤ . استطاعت يعنى اين كه آيا قدرت آدمى بر انجام كار ازنظر زمانى همراه با فعل و همزمان با آن است يا در زمان پيش از آن حاصل مى شود.
اين بحث در گذشته زياد مطرح شده است. ر . ك: (اختيار معرفة الرجال) معروف به: (رجال كشى) شيخ طوسى ٢٧٦/ ح٤٩٤ و احاديث: ٢٢٩ ٢٣٤ ٢٣٥ ٢٣٦ ٢٤٣ ٢٨٢ ٤٢٧ دانشگاه مشهد.
١٥ . (علل گرايش به ماديگرى) شهيد مطهرى ١١١/ صدرا.
١٦ . (مجموعه آثار) ج٣١/٥ صدرا.
١٧ . (همان مدرك) ٣٦/.
١٨ . (بحارالانوار) علامه مجلسى ج١٨٧/١٠٤ مؤسسة الوفاء بيروت.
١٩ . (منشور ولايت) ٧/.
٢٠ . مجلّه (حوزه) شماره ٤٤ ـ ١٢٢/٤٣ ويژه نامه آيت اللّه بروجردى مصاحبه با آيت اللّه صافى گلپايگانى.
٢١ . به عنوان نمونه در چاپ جديد جامع المقاصد ج١٩١/٨ تحقيق و چاپ مؤسسه آل البيت حديثى از عامه ياد شده كه على(ع) براى خصومتها عقيل راوكيل خود كرد و پس از آن عبدالرحمان بن جعفر را به اين كار گمارد.
در پاورقى به كتاب مغنى ابن قدامه المجموع ونهج البلاغه آدرس داده شده است. در اين جا اين سؤال به ذهن مى رسد كه عبدالرحمان بن جعفر كيست؟
بامراجعه به كتابهاى تاريخى درمى يابيم كه براى جعفربن ابوطالب سه فرزند به نامهاى: عون عبداللّه و محمد ذكر كرده اند (المعارف ابن قتيبه ٢٠٥/ تحقيق ثروت عكاشه) در منابعى كه محققان آدرس داده اند به جاى عبدالرحمان عبداللّه بن جعفر آمده (المغنى فى فقه الامام احمد بن حنبل ج٥٢/٥; شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج١٠٧/١٩)
پس محققان محترم مى بايد در پاورقى يادآورى مى كردند و اشتباه نسخه ها را مى نماياندند.
٢٢ . در ترجمه (الفتوح) ابن اعثم كوفى چاپ جديد در مواردى نسخه بدل آيات قرآن آمده كه جاى تعجب است.
٢٣ . (اثباة الهداة) ج٢٢/١ ـ ٢٣.
٢٤ . (النهاية) شيخ طوسى ٢٣٧/.
٢٥ . (معجم الرجال الحديث) سيد ابوالقاسم خويى ١١/٢٠ الزهراء بيروت. ياسين ضرير در منابع رجالى اهل سنّت از بزرگان فقهاء و مفتيان كوفه معرفى شده كه برابر نظر ابوحنيفه قائل به رأى بوده است و هيچ كس وى را توثيق نكرده است. (ميزان الاعتدال ج٣٥٨/٤; تاريخ الاسلام٥٠٥/. سال ١٧٠ و ١٦١.)
٢٦ . (موطأ) مالك ج٦٠٦/٢; (معجم احاديث النبوى) ج٢٦٤/٢.
٢٧ . (منشور ولايت) ٤٣/ ـ ٤٤.
٢٨ . (همان مدرك) ٣٨/ ـ ٣٩.
٢٩ . (الذريعه) آقا بزرگ تهرانى ج١٧٣/١٠.
٣٠ . (رجال النجاشى) ج١٢١/١.
٣١ . (همان مدرك) ١٨٢/.
٣٢ . (منشور ولايت) ٤٣/ ـ ٤٤.