نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - شيوه نويسندگى و نگارش

شيوه نويسندگى و نگارش


نقطه گذارى و علامات آن (٢)
در بحث قبل موارد نقطه گذارى را تا حدى روشن كرديم .اينك براى تتميم مقال و تكمله موارد ديگرى را - بعنوان ذيل - بدان مى افزاييم تااين مبحث خاتمه يابد و به بحث ديگرى بپردازيم .

١ ويرگول ( ) در موارد زير بكار مى رود: الف - وقتى چند حرف در پى هم ذكر شود. مانند:ا ب ج ود (كلمه ابجد) را مى سازد.

ب - وقتى دو كلمه در پى هم طورى آمده است كه احتمال دارد خواننده آنها را با كسره اضافه بخواند:

شاخ تر را چنانكه خواهى پيچنشود خشك جز به آتش راست .
(سعدى )
و صفهاى دوره جاهلى كه منحصر به اسب و شتر و صحراهاى سوزان آسمان صاف و پر ستاره عربستان است جاى خود را به توصيف آلات و ادوات تجملى ماكولات و مشروبات ابنيه و عمارات مجالس بزم و رسوم زندگى اجتماعى مى دهد.

ج- در جايى كه ماخذى را در پاورقى يا در يادداشتى مى آوريم يا آدرسى را بدست مى دهيم مانند: منتخب التواريخ معينى معين الدين نطنزى چاپ تهران ١٣٣٦ ص ٢٧٩ - ٢٨٠.

روضات الجنات چاپ دانشگاه تهران ج ٢ ص ٤٤.

مشهد خيابان رازى كوچه زرين شماره ٤٥.

٢ پون ويرگول نقطه ويرگول () علاوه بر مواردى كه نقل كرديم در مورد كلماتى مانند:

مثلا يعنى به عباره اخرى و ... آورده مى شود مانند:

آئينه خاطر يعنى ساده دل صافى درون و سليمدل .

اعمل ماشئت : يعنى هر چه مى خواهى بكن .

لغت ابزار سخن گفتن به عباره اخرى وسيله داد و ستد فكر بيان مقاصد و تفهيم و تفاهم مى باشد.

٣ دو نقطه (:) همچنانكه پيش از مقول قول مى آيد پيش از معنى كلمات و بعداز لغت مورد نظر نيز آورده مى شود مانند:

آب بها: پولى كه بابت آب مصرف شده به سازمان آب يا شهردارى دهند.

٤ گيومه[ ]:

الف - براى نقل قول بكار برده مى شود. مانند:

پيامبر گرامى[ ص] فرموده است :اطلب العلم من المهداللحديعنى [زگهواره تا گور دانش بجوى] .

ب - عنوانها معمولا داخل در گيومه آورده مى شود مانند: باب پنجم گلستان[ در عشق و جوانى] است .

هرگاه دخل نقل قول كلمه اى باشد كه نويسنده بخواهد بدان برجستگى خاص دهد آن را داخل (كمانك شكسته ) مى آورد مانند:

يكى از نويسندگان مى نويسد:كلمه[ كولتور] فرانسوى است و در زبان فارسى آن را به[ فرهنگ] ترجمه مى توان كرد.

٥ علامت سئوال يا پرسش (؟) علاوه بر موارد ذكر شده در جائى كه نويسنده نسبت به چيزى شك دارد آورده مى شود مانند:

جامى بعداز بازگشت به هرات بقيه عمر را صرف امورادبى و ادامه روابط نزديك با دربار سلطان حسين بايقرا و رجال و شخصيت هاى معاصر خود كرد تا به سال ٨٩٨ ه.ق . در هشتاد و دو سالگى (؟) در هرات بدرود حيات گفت .

بنابه گفته ابودلف كيماكان در خيمه هايى از پوست جانوران زندگى مى كردند و سرزمينشان انگور نيمه سياه و نيمه سفيد (؟) توليد مى كرده است .

٦ پرانتز يا دو كلمان () در موارد زير هم بكار مى رود:

براى نشان دادن مطالب توضيحى معترضه يا فرعى . مانند:

بر عقايد عضديه ( از عضدالدين ايجى ) در قرن نهم عده اى از علماى كلام شروحى نوشته اند كه از آن جمله است : شرح علامه ميرسيد شريف جرجانى (م ٨١٦) بر آن .

كاتبى منظومه هايى از قبيل[ گلشن ابرار] بتقليداز مخزن الاسرار نظامى[ ده باب] (بتقليداز بوستان سعدى ) دارد.

٧ دو قلاب يا كروشه در نمايشنامه ها يا سناريوهاى سينمائى در مواردى كه دستوراجرا يا نحوه رفتار بدست داده مى شود آورده مى شود. مانند:

خسرو: با چهره اى درهم و موهايى ژوليده من اصلا به زندگى خوشبين نيستم .

تقى : در حالتى كه دست به دل گرفته و آه و ناله دارد وارد مى شود كجا رفت ؟ سليطه كجا رفت ؟ بگيد!

٨ خط فاصله يا تيره (- ):

الف - براى مجزا كردن بخشهايى از عبارت مخصوصا در جائى كه ارتباط اجزاء كلام حفظ شود مى آيد مانند:

درباره ايران بعدازاسلام - چنانكه ايران پيش ازاسلام نيز - با معلومات كنونى تاليف تاريخ تركيبى كارى است - بدون شك - دشوار گستاخانه وادعا آميز.

ب - براى جمله معترضه مانند:

به چنين بزرگانى - كه ذر نام يك يك آنها درين جا ضرورت ندارد - و به همه دوستداران حقيقت و دوستداران انسانيت اين كتاب را هديه مى كنم .

ج- براى جدا كردن تاريخها و در حقيقت بجاى[ از] يا[ تا] آورده مى شود مانند:

ديماه - بهمن ١٣٤٨.

دهه اول قرن چهاردهم هجرى (١٣٠٠١٠).

د- بين كلماتى كه معمولا با هم مى آيند مانند:

ايران در برابر توطئه جهانى امپرياليسم - صهيونيسم ايستاده است .

دائره سياسى ايدئولوژيك شهربانى