نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - نگرشى به رسالت حوزه ها در زمينه عقايد

نگرشى به رسالت حوزه ها در زمينه عقايد


سخن از عقايد يعنى بيان سنگين ترين و همگانى ترين بار رسالت انبياء.انبياءالاهى كه برانگيخته شدند در دعوت به سوى حق ازاصول يكسان در تليغ رسالت پيروى مى نمودند و نخستين سخن خود رااز دعوت به توحيد شروع ١ و با مطرح كردن توحيد شالوده نظام الاهى را پايه ريزى مى نمودند.

ازاينرو گسترش بعد عقيدتى بعثت هاى انبياءاز حياتى ترين و مشكل ترين مسائل تاريخ مذهب بشمار مى آيد زيرا دورى از شناختن عقائد و تفسير صحيح آن موجب پيدايش و پيشرفت مكتبهاى كفر و شرك و نفاق شده است و در نهايت زمينه سازاسارت انسان در بند حاكميت كفر زمان !

واين خود گوياى عمق حساسيت و سنگينى اين مسئوليت است .

واينك حوزه هاى علميه - بعنوان مهد تربيت و رشد علماء و دانشمندان متعهد و آگاه - حاملان اين بار سنگين و پرارج رسالتند. چرا كه بان پر محتوا و عميق امام صادق[ ع[ :[ العلماء ورثه الانبياء]... ٢ و گفتارهائى مشابه آن از پيامبراسلام[ ص] وائمه هدى[ ع] اين امر مهم را به عهده عالمان دين گذاشته و مسئوليت هدايت وارشاد انسانها را به عهده آنا واگذار نموده است .

على[ ع] مى فرمايد:

[مااخذالله على اهل الجهل ان يتعلموا حتى اخد على اهل العلم ان يعلموا] ٣
[خداونداز نادانان عهد و پيمان نگرفت كه ياد گيرند و بياموزند مگراينكه از دانايان عهد و پيمان گرفت كه آموزش دهند].

[ ان العلماء ورثه الانبياء]... نه يك شعار تنهااست و نه يك امتياز بلكه اعلان رسالت و مسئوليتى عظيم بشمار مى آيد واگر جهت امتيازى هم داشته باشد در پرتو عمل به اين مسئوليت خواهد بود.

حساسيت زمان :
امروزه كه اسلام پس از چهارده قرن در چهره يك نظام ه الاهى واداره كننده تمام ابعاد زندگى بشر مطرح شده و توانسته است همه معيارهاى مادى جهان را در هم ريزد دراين رابطه با سه گروه برخورد جدى دارد:

١-انسانهاى بيدار و به تنگ آمده از مكتبها وايسمهاى خودجوش و بى محتوا كه تشنه آب زلال حقيقتند و با شنيدن نداى حيات بخش اسلام كعبه آمال خود را در فضاى نورانى اين نواى آزادى بخش وانسان ساز مى بينند مهمترين خواسته آنان ازانقلاب اسلامى گسترش و تداوم روابط فرهنگى اسلامى است .

٢- طيف عظيم ازانسانها كه تحتث تاثير شعارهاى ظاهر فريب مكتبها وايسمهاى الحادى قرار گرفته و مجذوب آنها شده اند. و يا به سنتهاى غلط پيشينيان واديان تحريف شده خو گرفته اند و بدين جهت را هرسيدن به حقايق از آنان سلب شده و روح حقيقت جويشان را سرپوشى از غبار جهل و بى خبرى فرا گرفته است كه بايد چون پيامبران به زدايش آن از انديشه ها وافكار پرداخت . ٤

٣- حزب شيطان ملاء مترفين مستكبرين و كسانى كه در طول تاريخ سدراه انبياء و پيامهاى روح بخش و حيات آفرين آنان بوده اند ٥ .

اين شياطين و يارانشان با ضربه هائى كه امروزازاسلام خورده اندساكت و بيكار نخواهند نشست .اينان با تمامى امكاناتى كه درسطح جهان و مزدورانى كه در مناطق مختلف دارند در خاموش كردن و يا به انحراف كشاندن اين نداى توحيدى تلاش خواهند كرد. بى جهت نيست كه يكباره موج اسلام خواهى در كشورهاى به اصطلاح اسلامى برخواسته و مجريان فرمان استكبار جهان به يارى آخوندهاى دربارى مى خواهند به قوانين اسلام عمل كنند!

اكنون اگر حوزه هئا علميه در معرفى اسلام حقيقتى سهل انگارى كرده و در راه انجام اين مسئوليت از خود سستى نشان دهند به يقين دشمنان سوگند خورده و ضربه ديده اسلام بيدار بوده و در پى فرصت روزشمارى مى كنند. تصوير بارسنگين اين رسالت يادآور سخن امام على[ ع] است كه مى فرمايد:

[من نام عن عدوه نبته المكائد]: ٦
آن كس كه از دشمن غافل شود دسيسه هاى وى او را بيدار كند.

امروزه از محاصره اقتصادى و سياسى و نظامى دشمن ترس و واهمه اى نيست . هراس و وحشت آن زمانى است كه دشمن ما را محاصره اعتقادى وايدئولوژيك نموده و توان آن يابد كه اين تلاش عظيم اسلامى را حركتى طائفه اى و موضعى قلمداد كند.

استاد شهيد[ مطهرى] براين نكته هشدارمان داده و مى گويد:

[ ...مااگر مكتب مستقل خودمان راارائه نكنيم حتى بااينكه رژيم را ساقط كرده ايم حتى بااين فرض كه استقلال سياسى واستقلال اقتصادى را بدست آوريم اگر به استقلال فرهنگى دست نيابيم شكست خواهيم خورد و نخواهيم توانست انقلاب را به ثمر برسانيم . ما بايد نشان بدهيم جهانبينى اسلامى نه با جهانبينى غرب منطبق است و نه با جهانبينى شرق و به هيچ كدامشان وابسته و محتاج نيست] .

با توجه به اين نكته حساس حربه قوى در مقابل هجوم همه جانبه دشمنان پرداختن به شناخت و معرفى اصول زيربنائى اسلام مى باشد كه در فرض موفقيت فطرتهاى پاك و وجدانهاى بيدار جهانيان پذيراى آن خواهند بود. وانجام اين مهم از عهده علماء و حوزه هاى علميه بر مى آيد و سزاواراست كه در راستاى انجام اين مسئوليت مهم حوزه هاى علميه بيشترين همت خود را صرف امور ذيل بنمايند:

١ شناخت معارف اسلامى ٢ حفاظت و نگاهبان از مرزهاى عقيدتى .

الف : شناخت معارف اسلامى :
دراين زمينه بايداعتراف كنيم كه در سالهاى اخير حوزه هاى علميه قصورهايى داشته و گاه تقدم[ فرع] بر[ اصل] را در عمل مشاهده مى كنيم . نظرى اجمالى به وضعيت درسى حوزه ها و كتابهاى منتشره در آن به وضوح ازاين واقعيت تلخ حكايتها دارد مى بينيم كه چگونه مساله اى از مسائل اصول فقه كه خود جنبه مقدمى براى فقه دارد مدتها مورد تجزيه و تحليل قرار مى گيرد اما در زمينه هاى مسائل اعتقادى واصولى اسلام بررسى هاى تفصيلى انجام نيافته و چندان بدان اهميت داده نمى شود. دروس معارف اسلامى در حاشيه فقه واصول وادبيات است واگربگوئيم از غريب ترين دروس حوزه هاى ما بشمار مى آيد بيجا نگفته ايم . واقعيت اين است كه آن پويائى و رشدى كه اصول فقه نموده اصول دين نكرده است . بااينكه عدالت اقتضا مى كرد كه در مرحله پيشين و يا به موازات مسائل اعتقادى مورد تجزيه و تحليل قرار مى گرفت . چرا كه [ اعتقادات] اصل واساس است و علوم ديگر جنبه مقدمه دارند.از اينرو استاد شهيد مطهرى[ ره] مى گويد:

[بدون شك بعضى از علوم هدف است مثل معارف ربوبى و خداشناسى و معاد.ازاينها كه بگذريم ساير علوم وسيله اند نه هدف يعنى هر علمى از آن جهت لازم و مفيداست كه مقدمه و وسيله انجام يك عمل و يك وظيفه است . همه علوم دينى باستثناء معارف الاهى از قبيل علم اخلاق و فقه و حديث همينطورند يعنى همه وسيله اند نه هدف تا چه رسد به مقدمات ادبى و منطق معمولى كه در مدارس دينى خوانده مى شود]... ٨

بنابراين تجديد نظر در برنامه هاى درسى حوزه ها بويژه نسبت به شناخت معراف اسلامى و توجه لازم نسبت به آن از ضروريات است . در غير اين صورت حوزه هاى علميه درانجام رسالت بزرگ خود موفق نخواهند شد. علاوه براين وظيفه خطير آگاهى و شناخت دقيق از كتابها و عقائد ديگران و نقد و بررسى آنها و نشان دادن باطلها و نادرستيهاى آنان از وطائف مهم عالمان دين است . دانشمندان اسلامى بايداز عقائد و فلسفه ها و مكتبهاى گوناگون آگاه باشند و سپس به روشن كردن اذهان مردم بپردازند.انسان اگر شناختى صحيح از مكاتب ديگران داشت و به گونه اى عميق از حقايق اسلام آگاه بود نادرستى و بى اهميتى آن مكاتب را درك مى كند و آنگاه مى تواند معتقدان آن را تحت تاثيرانديشه هاى اسلامى قرار دهد.

ب : تعليم عقائد:
ارشاد و هدايت انسانها بسوى توحيد و عبوديت خداوند متعال علمى است پيامبر گونه وازارزشمندترين اعمال دراسلام بشمار مى آيد. در بيان اهميت تعليم و تبليغ همين بس كه خداوند متعال حاملان اين رسالت مهم رااين گونه ستوده است :

[...ومن احسن قوالا ممن دعاالى الله و عمل صالحا]... ٩ :

كيست نيكوتر در سخن از آنكه بسوى خدا بخواند و كردار نيك انجام دهد.

مرحوم طبرسى ذيل اين آيه در تفسير[ مجمع البيان] مى نويسد:[...اين آيه شريفه دعوت به دين خدا رااز بزرگترين طاعات و مهمترين واجبات شمرده است]... ١٠ .

و رسول اكرم[ ص] درارج و منزلت هدايت - بهنگام اعزام على[ ع] به يمن -

خطاب به وى فرمودند:

[يا على لاتقاتل احدا حتى تدعوه الى الاسلام وايم الله لان يهدى الله بيدك رجلا خير لك مما طلعت عليه الشمس و لك ولاوه يا على] ١١
[با كسى پيكار مكن مگر آنكه نخست او را به اسلام فراخوانى . بخداى سوگند!اگر خداوند به دست تو يك انسان را هدايت كند براى تواز آنچه آفتاب بر آن مى تابد و تو حاكم آن باشى برتراست].

و سيره عملى امامان هدايت و شاهدى است براين واقعيت .

در جنگ جمل باديه نشينىبرخاست و سئوال نمود:[يااميرالمومنين آيا مى گوئى خدا يكى است] ؟ مردم براو هجوم آورده و گفتند:[در شرائط جنگى كه هنگام تفرقه حواس و تشتت فكراست چه اى اين پرسش است] ؟ حضرت فرمود:[ او را واگذاريد آنچه او طلب مى كند همان است كه ما براى آن بااين گروه جنگ مى كنيم يعنى ما براى توحيد شمشير مى زنيم سپس جواب او را داده و نگاه مشغول جنگ شد].

گر چه سخن دراين باره فراوان است ولى مهمتراز همه دانستن شيوه تبليغ و تببين معارف اسلامى در عصر حاضراست و ما وارث سلف صالحى هستيم كه به مقتضاى زمان و با توجه به جو فكرى حاكم بر جامعه خويش در تبيين و تعليم و نشر معارف اسلامى همت گماشته اند به گونه اى كه سرآمد روزگار و مايه افتخاراسلام بوده اند. واينك ايم مهم به دوش مااست تا ما چگونه عمل كنيم

ما بر آنيم كه انشاءلله در فرصت هاى ديگر در نوشتارى جداگانه اصول كلى آن را بااستفاده از آيات و روايات بيان كنيم .ازاينرو به اين مختصر بسنده مى كنيم .

ج : پاسدارى و حفاظت از مرزهاى عقيدتى
همواره يكى از شيوه هاىمبارزه شياطين با مكتب انبياءاين بوده است كه سعى مى كردنداز طريق وارد كردن بدعتها و تحريفها در دين خدا و القاء شبهه ها درانديشه پيروان انبياء آنان رااز مسير رسولان الهى منحرف سازند. قرآن كريم در موارد متعدد با يادآورى اين شيوه و پيامدهاى آن به مسلمانان هشدار كامل داده است .

[وقد كان فريق منهم يسمعون كلام الله ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه و هم يعلمون] : ١٣

[ گروهى از آنان كلام خدا را شنيدند سپس با آنكه محتواى سخن حق را دريافته بودند به تحريف آن پرداختند].

و درمقابل هواداران حق بوده اند كه با هشيارى در سنگر دفاع از مرزهاى عقيدتى از هجوم پيروان باطل جلوگيرى مى كرده اند كه دراين ميان ائمه هدى[ ع] بيش از همه سهيم اند.ازاينرو بخش مهمى از زندگى پر بارشان را جلسه هاى مناظره با ملحدان و مخالفان عقيدتى و پاسخ گوئى به شبهه هاى وارد براسلام ١٤ و يا تربيت شاگردانى همچون هشام بن الحكم ها و هشام بن سالم ها و مومن طاق ها و ... تشكيل مى داده است .

و دراين خصوص نقل شده است كه امام صادق( ع ) در جلسات مناظره و بحث شاگردان خود شركت مى جست و آنان را دراين زمينه تشويق مى نمود. ١٦ و گاه امام[ع] از شيوه مناطره هايى كه براى شاگردان خود رخ مى داد پرسش مى نمود. ١٧ و نسبت به هشام بن الحكم كه يك افسر نوجوان دراين سنر مقدس دفاع از عقيده بود احترام ويژه اى ابراز مى داشت . بگونه اى كه نقل شده روزى هشام در منى خدمت امام صادق[ ع] رسيد و فضلاء و دانشمندان نامى شيعه چون عمران بن اعين شيبانى قيس بن ماصر يونس بن يعقوب مومن طاق و .. حضور داشتند و همگان از نظر سنى بزرگتراز هشام بودند.اماامام هشام را بر آنان مقدم داشته و او را بالاتراز همه نشاند.اين برترى بر آنان گران آمد امام اين معنى رااحساس نموده و فرمود:[ ... هذا ناصرنا بقلبه و لسانه ويده]... ١٨ :اين ( هشام ) با تمام توان به يارى ما بر مى خيزد (با قلب زبان دست و ...)اين حمايت و تشويقها جهت ارج نهادن به پاسدارى از سنگرهاى عقيدتى و دفاع از مرزهاى آنان است .

اكنون اين مسئوليت مهم به حكم روايات بسيارى ازائمه هدى[ ع] به عهده عالمان دين گذاشته شده است . و در جهت اعلان اين مسئوليت ويژه امام صادق[ ع] مى فرمايد:

علماء شيعتنا مرابطون فى ثغرالذى يلى ابليس و عفاريته يعمنعوهم عن الخروج على ضعفاء شيعتنا و عن ان يتسلط عليهم ابليس و شيعته النواصب الا فمن انتصب لذلك من شيعتنا كان افضل ممن جاهدالروم والتك والخذرالف الف مره لانه يدفع عن اديان محبينا و ذلك يدفع عن ابدانهم : ١٩
عالمان پيرو ما مرزبانان و سنگردارانى هستند كه مراقب هجوم لشكر شيطان بر مرزهاى ايمانند و آنان رااز تلسط بر مستضعفان فكرى باز مى دارند. بدانيد!از پيروان ما كسانى كه براى چنين مهمى بپاخيزنداز مجاهدان روم ... هزار هزار مرتبه برترند. چرا كه اينان از عقائد پيروان ما دفاع مى كنند و آنان از جسم آنها.

اين روايت و روايات ديگرى همچون[ الفقهاء حصون الاسلام]... ٢٠ مسئوليت حفاظت و پاسدارى دين را بر علماءاسلام نهاده است . هم چنانكه يك سرباز سلحشور از سنگر پاسدارى از مرزهاى خاكى اسلام در مقابل هجوم و يورش دشمن سدى آهنين ايجاد مى كند واجازه نفوذ به بيگانگاه نمى دهد دانشمندان دين نيز بايداينچنين باشند و با هوشيارى و آگاهى كامل از دسيسه هاى دشمنان چون دژى محكم و پولادين مرزهاى ايمان واعتقادات اسلامى را حفظ نمايند. و تاريخ اسلام ازافتخارات عالمان و مرزبانان حقيقى اسلام انباشته است كه آثار گرانبهائى را در اين سنگر بر جاى گذاشته اند. .

نويسنده[ ريحانه الادب] در سبب تاليف الذريعه مى نويسد:

[علت تاليف اذريعه كار جرجى زيدان مورخ معروف بود.او بدون غرض و يا با غرض در كتاب مشهور خود[ تاريخ آداب اللغه العربيه] كه تاريخ ادبيات عرب است در ٤ جلد درباره شيعه سخنى بدين مضمون گفت:[ شيعه طايفه اى بود كوچك و آثار قابل اعتنائى نداشت واكنون شيعه اى در دنيا وجود ندارد].اين شد كه شيخ آقا بزرگ و دو همرديف و دوست علمى اش سيد حسن صدر و شيخ محمد حسين كاشف الغطاء هم پيمان شدند تا هر يك در باب معرفى شيعه و فرهنگ غنى تشيع كارى را بر عهده گيرند و سخن اين نويسنده جاهل يا مغرض را به دهنش باز پس بكوبند. قرار شد علامه سيدحسن صدر درباره حركات علمى شيعه و نشاندادن سهم آنان در تاسيس و تكميل علوم اسلامى تحقيق كند. ثمره كاراو كتاب[ تاسيس الشيعه لعلوم الاسلام] شد.اما علامه شيخ محمد حسين كاشف الغطاء قرار شد كتاب[ تاريخ آداب اللغه العربيه] جرجى زيدان را نقد كند. و اشتباهات وى را باز گويد. واين كار را كرد و نقدى جامع و علمى بر هر چهار جلد كتاب جرجى زيدان نوشت و مطالب مشتبه را به اصول اصلى آنها بازگردانيد و مولف را به اشتباهات و خطاهايش حتى خطاهائى املائى متوجه كرد.اما شيخ آقا بزرگ از ميان اين سه يار علمى متعهد شد فهرستى براى تاليفات شيعه بنويسد كه ثمره كاراو كاب [ الذريعه] شد. ٢١

آرى اين نمونه اى است از صدها در تاريخ غنى و پربار و تلاش روحانيت متعهداسلام و آنچه انگيزه اين تلاشهاى ثمر بخش در روند پاسدارى از مرزهاى عقيدتى اسلام و مذهب شده است درسى است كه روح تعاليم قرآن و سنت نشات گرفته كه مسئوليت حفاظت از مكتب (تحريف و تاويل ...) را به عهده عالمان در دين قرار داده است . در رابطه با اين مسئوليت است كه امام صادق[ ع] از رسول خدا[ ص] نقل مى كند كه :

[يحمل هذاالدين فى كل قرن عدول ينفون عنه تاويل المبطلين و تحريف الغالين وانتحال الجاهلين]... ٢٢ :
[ در هر برهه اى از زمان كسانى عادل بار مسئوليت اين دين را بر دوش كشيده و تاويل اهل باطل و تحريف افراط گرايان نادان رااز آن دور مى نمايند].

امروز كه نهضت اسلامى اوج گرفته و تمامى مكاتب الحادى را تحت الشعاع خويش قرار داده است پيروان مكتبهاى ديگر بيشترين تلاش خويش را مصروف وارد كردن انديشه هاى بيگانه مى نمايند و در تحريف حقائق اسلامى با بى اثر كردن و يا كم اثر نمودن اين حركت الهى مى كوشند. در مقابله با اين اهداف شوم بيگانگان و دين سازان و منحرفان مسئوليت حوزه هاى علميه و مرزبانان و عالمان اسلامى افزون مى گردد.

--------------------------------------------------------------------------------

پاورقى ها
١. يا قوم اعبدواالله ما لكم من اله غيره... بعنوان سرآغاز دعوت پيامبران چون : نوح هود و ... در مواردى از قرآن تكرار شده است :اعراف .٥٩ و ٦٥ هود.٦١ مومنون .٢٣.

٢. كافى ج ٢٣.١ بحار ج ٩٢٢ و ١٥١.

٣. نهج البلاغه حكمت ٤٧٨ صبحى صالح و فيض الاسلام حكمت ٤٧٠.

٥. قال الملاالذين الستكبروا من قومه لنخرجنك يا شعيب والذين

امنوا من قريتنااو لتعودن فى ملتنا... گروهى از قوم شعيب كه از حكم خدا سركشى كردند به پيامبر خود گفتند: ما تو و پيروانت رااز شهر خويش بيرون مى كنيم مگر آنكه به كيش ما برگرديد اعراف .٧٦ و ٨٧ نوح .٧ فرقان .٢١ هود .٤ : .٢٧.... ويثيروا لهم دفائن العقول ... تا پيامبران گنجينه هاى خردها را براى آنان برانگيزانند نهج البلاغه

صبحى صالح خطبه ١.٤٣.

٦. الحياه ج ١.١٨٥.

٧. پيرامون انقلاب اسلامى چاپ دوم انتشارات صدرا.١٦٤.

٨. بيست گفتار .٢٢٣ چاپ صدرا.

٩. فصلت .٣٣

١٠. و فى هذه الايه دلاله على ان ادعاءالى الدين من اعظم الطاعات واجل الواجبات ...

١١. بحار ج ١٠٠.٣٤.

١٢. بحار ج ٣.٢٠٦.

١٣. بقره .٧٥.

١٤. هر يك ازائمه هدى ع و رسول اكرم ص در زمينه هاى مختلف ويژه اعتقادات داراى مناظرات واحتجاجات متعددى بودند كه در كتاب احتجاج طبرسى و بحار و ... موجوداست .

١٥. بحار ج ١٠.٢٩٥.

١٦. احتجاج ج ٢.١٢٥ و ١٢٣.

١٧. همان مدرك .

١٨بحار ج ١٠.٢٩٥.

١٩. احتجاج طبرسى ج ٢.١٥٥.

٢٠.كافى ج ١.٣٨.

٢١. ريحانه الادب ج ١.٢٢.

٢٢. الحياه ج ٢.٢٩١.