نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - دستورالعمل از عارف ربانى - آيت الله سيد احمد كربلائى
در عرفان عملى مراعات شرايط و آداب (سلوك) از مسائل بسيار حساس طريف و دقيق است چه دامهائى مرئى و نامرئى در كمين سالك است .
اگر ديد خدايى راه آزموده اى نباشد لطف (اله) يار سالك نگردد و ره به جائى نبرد.
دام سخت است مگر يار شود لطف اللهورنه انسان نبرد صرفه زشيطان رجيم
آداب و شرايط دراين دو در خوراين مقال نشايد نمايى از آداب و شرايط اذكار عرفانى و موانع و دامهايى كه در راه سالك است فردا ديدمان قرار مى دهيم . شايد كه پروردگار معرفت بيشترى به ما عنايت كرده موفق به انجام اين اذكار واعمال چنانكه بايسته و شايسته است گرديم .
شرايط و آداب اذكار عرفانى
ذكر را شرايط و آداب خطيرى است كه بدون توجه به آنها سالك به حقيقت مترتب بر آن ذكر نمى رسد هر ذكرى براى هر فردى نتيجه بخش نمى باشد بلكه بايد هماهنگ
با ساخت و وضعيت روحى و ملكات نفسانى ذاكر باشد.
افزون براينكه آهنگ ذكر اوقات غذاها واردات ديگر روح و بدن اعتدال و عدم اعتدال مزاج و بسيارى از مسائل ديگر در نزول آثار ذكر بر ذاكر دخيل است .
برخى ساده انديشان [ذكر] را كپسول اعجاز پنداشته كه بااستعمال آن همه مرضهاى نفسانى علاج مى گردد و تمام هوا از سر بدر مى رود.
اينان در حركتهاى مادى و مرض هاى جسمانى رنجها به جان مى خزند به طبيب ماهر مراجعه مى كنند مراقبت ها دارند سر وقت دوا را بخورند بر خوردن واستراحت خود مواظبت مى كنند ولى در حركت عقلانى و حركت روح به سوى (اعلى عليين) بدون پذيرش كمترين رنج و مراقبت و گذشتى عروج خواهند تفضل طلبند و كشف و شهود راانتظار مى كشند حال اين كه انسان طبق نص قرآن بدون رنج طاقت فرسا به لقاء نرسد كه[ يا ايهاالانسان انك كادح الى ربك كدحا فملاقيه] ١
ساده انديش است كه بدون پيمودن قلل و كتل بركات بخواهد و با گفتن زبانى[ ذكر] شهود راانتظار بدارد چه يك ذكر در كنار هزاران مراقبت موثر مى افتد و خود آن[ ذكر] مراقبت هاى ويژه چون : مراقبت بر غذا كنترل واردات نفس و مواظبت بر صادرات نفس را مى طلبد.
آن كه بر دروازه قلبش بنشيند و وارادات و صادرات آن را پاس دارد و با دقت تمام كشيك نفس كشد حقيقت ذكر در قلب او متجلى گردد و براو نور ويژه آن ذكر نازل گردد و دراين زمينه سخن ها و مطالب دلپذيرى است كه در كتب عرفانى آمده است . ٢
ميدان اعمال
وقتى انسان به فكر حركت مى افتد و در صدد بر آوردن سرازپستيها بر مى آيد در وهله اول شيطان در راه نزديك شدن به عمل وانجام آن سنگ اندازى مى كند مشغوليت هاى ديگر براى او پيش آورده و جلوه ساختگى به كارهاى بى نور و فروغ مى دهد. آنگاه كه انسان ازاين[ عقبه] گذر كرد وانديشه خود را با كمك الهى به عزم تبديل ساخت و در ساحل عمل قرار گرفت تلاش مى كند كه او را در[ هاويه ريا] گرفتار سازد و با تصرف در قوه تخيليه او سمت عمل را شيطانى كند وانگيزه هاى باطل براى او به گونه حق جلوه دهد .
با گذرازاين[ عقبه كئود] باز هم سالك را راحت نمى گذارد او را به دام[ غفلت] مبتلا ساخته بقاء بر[ نيت قربيه] راازاو مى گيرد در اين راستا خيالات و
بافته هاى مطالق رسوبات نفسانى تطهير نشده و ساخت روحى او مى تراشد و دوام عمل را مشوش مى سازد.
اگر به كمك الهى ازاين مرحله سربلند بيرون آمد باز هم ازاو دست برندارد او را به سممعه گرفتار مى سازد. چنانچه اين دام را پشت سر نهاد دام عظيم غرور را بر سر راه او مى گستراند چه كم اند آنانى كه ازاين دام سالم رهند. با گذرازاين دام نيز بايد با تكيه بر خدا و مراقبت شديد جلو رفت و گرنه در دامهاى نامرئى ترى مانند[ قناعت] و [ركورد] گرفتار آيد و دراين گردونه معاذالله عوامل نزول و پستى گرائى دوباره جوانه زده واو را به[اسفل السافلين] كشاند. بنابراين از جانب خداوند فياض كه سفره عطاياى او در همه جا و همه وقت گسترده است منعى نيست .
مانع در خود ماست يا ظرفيت و لياقت نزول آن[ فيوضات] را در خود ايجاد نكرده ايم و يا در طلب آن كاهل بوده ايم .
دستورالعملى كه پيش روى شماست شلاقى است از عارف متقى سيدالسالكين آقا سيداحمدكربلائى به مخاطبى كه بى پذيرش رنج و زحمت چشم داشت الهام واشراق را دارد.
از كوچكترين تلقق و وابستگى خود را رها نساخته ولى مزد و پاداش را توقع داشته است .او چنانچه از[ نامه] بر مى آيد به دنبال راه نبوده است . نزديك شدن به ناب سيد هماو بوده آن هم نه به خاطر قرب به حق و رشد و تكامل بلكه براى آگاهى به اصطلاحات عرفانى و فخر كردن بر همگنان و دوستان و يا به فرموده جناب سيد كامل شدن سلسله مباحث ...
اينچنين افرادى اگر مطالبى را به سرقت برده و در خزانه خيال خويش محبوس سازند چون وجودشان متحول نشده است نه تنها ره به جايى نبرده كه همين حقايق مقدس را دامى براى تزوير با دوستان و مرصادى براى صيد خلق خدا كرده و عاقبت به سوء فرجام گرفتار شدند اعادناالله منه .
دراين راستاست كه وقتى جناب سيد اين حالت زشت را در شاگرد خود مى بيند او را با شديدترين لحن مخاطب ساخه و در قالب الفاظى تند زشتى و پليدى اين حالتش را براى او ترسيم مى كند شايد كه به خود آمده به جاى (قيل و قال) شور و حال را پى گيرد. واز نفس و تعلقات آن گذشته و وجود خود را به نورالهى حيات بخشد.
"از پاى تا سرت همه نور خدا شوددر راه ذوالجلال چو بى پا و سرشوى
بسم الله الرحمن الرحيم
زنده باد حضرت دوست و مرده باد هر چه غيراوست .
"اى هدهد صبا به سبا مى فرستمت بنگر كه از كجا به كجا مى فرستمت در راه عشق مرحله قرب و بعد نيست مى بينمت عيان و دعا مى فرستمت هر صبح و شام قافله اى از دعاى خير در صحبت شمال و سبا مى فرستمتاى غايب از نظر كه شدى همنشين دل مى گويمت دعا و ثنا مى فرستمت
فداى حقيقت كه شوم كه ازاو خبر ندارى . دستورالعمل آن است كه از خود و خودرايى دست بردارى جان من به لب آمداز گفتن اين كه راه نجات و خلاص دراستغراق ذكر الهىو تفكر در معرفت نفس و خودشناسى است و ذكر و فكر خود راهنماى تو خواهد شد.
[يا من اسمه دواء و ذكره شفاء] : ( اى كه نام او دواى دردها و ياد او شفا بخش جانهاست ).
[دوائك فيك ولاتبصر ودائك منك و لاتشعر] : (دردتو در درون خود توست نمى بينى و داروى تو هم نزد خود توست فهم نمى كنى )
تو خود حجاب خودى حافظاز ميان برخيز.
جناب عالى در همه چيزاهتمام داريد مگر در همين يك كلمه پس حالا كه چنين است :
تو و تسبيح و مصلى و ره زهد و ورعمن و ميخانه و ناقوس و ره ديرو كنشت
بارى جناب حاج ميرزالله سلمه الله انشاءالله از آب و گل بيرون آمده است و رشته معرفت نفس به دست آورده و آقا ميرزالله هم ماشاءالله خوب مشغول است بحسب ظاهر اميد پيش آمد بزودى انشاءالله دراو هست .
بارى نوشته بودى در تضرع وابتهال هم چيزى بنويس تااين كه نوشتجات ناقص نماند. براين حرف خنده كنم يا گريه ايكاش
بر دل مباركت زده مى شد و نوشته مى شد والا بر كاغذ خيلى زده اند و نوشته اند.
فدايت اين مساله و باقى مسائل راه آخرت آموختنى نيست بلكه نوشيدنى است . تضرع وابتهال از درد و سوز دل بر مى خيزد. درد پيدا كن آن خود تصرع وابتهال مى آورد.
آب كم جو تشنگى آورد بدستتا بجوشد آبت از بالا و پست
هرگز شنيده شده كه زن بچه مردم را گريه تعليم كنند؟ يا زن آبستن را زائيدن آموزند؟ بلى نائحه را كه اجاره كنند يا بازى زائيدن بخواهند در آورند محتاج به تعليم و آموختن خواهد بود.
ازاين فرمايش سركار علاوه برساير مطالب معلوم مى شود كه به ذكر و فكر نپرداخته تا آتش فراق مشتعل گردد و همچنين در مجاهده هم كوتاهى وافعال و سكنات واخلاق و ملكات مى آورد واينهااز دنائت مرتبه نفس است كه حقيقتا جهنم روحانى است .
اگر كسى خود را فعلا در جهنم ديد محتاج به آموختن تضرع وابتهال نخواهد بود. [فهم والناركمن راوها و هم فيها معذبون] . ٣ طرفه اين كه بااين همه بى التفاتى تعجبم كه از كجا يك مطلب را خوب فهميده اى و آن اين است كه جهالت اين حقير را خوب فهميده و به رشوه ناقص نماندن نوشتجات دل مرا شاد فرموده اى . با وجوداين باز مى گوئى كشف و شهودى برايم نشده و علمى بحقايق اشياء نيافته ام . دراين خيال بوده باشيد!
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
--------------------------------------------------------------------------------
پاورقى ها
١. انشقاق ٧
٢. پرتوى از حيات پرباراين بزرگ مرد در ديباچه دستورالعمل شماره ١٥ همين مجله آمده است .
٣. نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه ١٨٤.