نشریه حوزه
(١)
ايمان نياز فطرى انسانها
١ ص
(٢)
پيام رسانى دينى بايستها و نبايستها
٢ ص
(٣)
مطالبات جهانى و رسالت حوزهها
٣ ص
(٤)
حوزههاى علميه و شاخصههاى حضور جهانى
٤ ص
(٥)
جامعههاى غربى و فرصتهاى مغتنم براى حضور حوزويان
٥ ص
(٦)
وحدت اسلامى و مرجعيت اهلبيت
٦ ص
(٧)
جهان اسلام، سايتها و ماهوارهها
٧ ص
(٨)
فرق و مذاهب فعال در جهان اسلام
٨ ص
(٩)
سبّ و لعن در قرآن
٩ ص
(١٠)
همبستگى حوزههاى علميه جهان اسلام در پرتو پيامرسانى دينى
١٠ ص
نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - پيام رسانى دينى بايستها و نبايستها
پيام رسانى دينى بايستها و نبايستها
در دنيا، اين سوى و آن سوى آن، عرصههاى گوناگون و بَس گستردهاى براى ابلاغ پيام دين و نماياندن زيباييها و اوجهاى آن وجود دارد. ذهنها و سينههاى آمادهاى كه انتظار مىكشند نسيم دلاويزى به كوى آنها بوزد و جويبار زلالى كه كام تشنه آنها را سيراب سازد.
با شناخت زمان، نيازهاى زمان، مردم زمان، پيام دين براى انسان امروز، مىتوان ميدان دار اين ساحتها شد و جرعه افشان پيام زلال و گواراى دين به كامهاى تشنه و جانهاى شيفته.
اين راهِ روشن، آينده روشنى را رقم مىزند و عرصههايى را فراروى مىگشايد و مجالهايى را پديد مىآورد و زمينههايى را مىچيند كه آموزههاى وَحيانى پشت دروازهها نمانند و برج و باروها، غبارها و لايههاى ضخيم انديشهها، آنها را از عطر بيزى و نورافشانى بر جان و سراى مردمان بازندارند و هميشه و همه گاه، بتوانند در آسمان سرشتها ظاهر شوند و ببارند.
سرشتها در جست و جوى معنىاند، چشمه حيات را مىجويند، گوارايى كه جام جانِ خويش را از آن لبالب سازند و در برابر زلال آن خود را به تماشا بايستند و از هر دنسى خود را بپالايند و بى غبار و بى زنگار زندگى از سرگيرند.
هنگامه بزرگى است جست و جوى معنى. چه بسيار كه در اين جست و جوى بزرگ، بال و پر سوزانده، ره گم كرده و بى راهه رفته، گرفتار ديو و دَدْ و گردبادهاى سهمگين شده و بر لبِ مُرداب فرود آمدهاند.
نيوشندگان پيام وَحى، پرتو گرفتگان از آفتاب وَحى، راه يافتگان به چشمه خورشيد، اين هنگامه را مىبايست به درستى درك كنند و دقيقه شناساندن، دقيقهها را دريابند و نگذارند فطرتهاى جوياى معنى، به دامهايى درافتند كه نام معنى، گسترده شدهاند.
راهِ پر فراز و نشيبى است و بسيار رهزن در كمين. با هر زاد و توشه و ساز و برگى، نمىتوان گام در اين راه نهاد. صيد فطرتهاى پاك و رصد لحظههاى ناب، كارى است كارستان كه اندك ناهشيارى، كم بصيرتى، گام گذارى در زمين لغزنده و ناهموار، حركت با زورقهاى فرسوده و درهم ريخته، كار را دشوار مىسازد و فرصتها را مىسوزاند.
چه بسيار كسان، كه بى چراغ دانش و خرد و راه بلدى، كورمال كورمال به اين وادى وارد شدند، فرصتها را سوزاندند و فطرتها را رماندند، باد كاشتند و باد درويدند.
اينها همه از آن روست كه امر تبليغ و پيام رسانى دينى، جايگاه ويژه خود را باز نيافته كه اگر يافته بود، بى گمان، راه به گونه ديگرى پيموده مىشد، تا اين چنين نارساييها و كاستيها، بر حقيقت جويان و حقيقت گستران، آوار نشوند و آنان را از حركت بازندارند.
اينها گوشهاى از دغدغههاى طالب علمانى است كه با گامهاى استوار و بينشهاى روشن، رايَتِ پيامرسانى دينى را بر دوش كشيده و تجربت اندوخته و هر كدام از زاويهاى تواناييها و كاستيها را در نگريسته و از فرصتها و تهديدهاى فراروى سخن گفتهاند. به اميد آن كه اين تلاش ثمر دهد و اين تجربهها و نقطهنظرها و ديگر تجربههايى كه مجال طرح نيافتند، نهادهاى تبليغى و پيام رسانى دينى را به كار آيند و امر تبليغ سامان دهى شود، تا پيام دين، مكتب اهل بيت(ع) و انقلاب اسلامى با شتاب بيشتر ساحَتِ فطرتهاى پاك را در جاى جاى عالَم عطرآگين سازند.
در دنيا، اين سوى و آن سوى آن، عرصههاى گوناگون و بَس گستردهاى براى ابلاغ پيام دين و نماياندن زيباييها و اوجهاى آن وجود دارد. ذهنها و سينههاى آمادهاى كه انتظار مىكشند نسيم دلاويزى به كوى آنها بوزد و جويبار زلالى كه كام تشنه آنها را سيراب سازد.
با شناخت زمان، نيازهاى زمان، مردم زمان، پيام دين براى انسان امروز، مىتوان ميدان دار اين ساحتها شد و جرعه افشان پيام زلال و گواراى دين به كامهاى تشنه و جانهاى شيفته.
اين راهِ روشن، آينده روشنى را رقم مىزند و عرصههايى را فراروى مىگشايد و مجالهايى را پديد مىآورد و زمينههايى را مىچيند كه آموزههاى وَحيانى پشت دروازهها نمانند و برج و باروها، غبارها و لايههاى ضخيم انديشهها، آنها را از عطر بيزى و نورافشانى بر جان و سراى مردمان بازندارند و هميشه و همه گاه، بتوانند در آسمان سرشتها ظاهر شوند و ببارند.
سرشتها در جست و جوى معنىاند، چشمه حيات را مىجويند، گوارايى كه جام جانِ خويش را از آن لبالب سازند و در برابر زلال آن خود را به تماشا بايستند و از هر دنسى خود را بپالايند و بى غبار و بى زنگار زندگى از سرگيرند.
هنگامه بزرگى است جست و جوى معنى. چه بسيار كه در اين جست و جوى بزرگ، بال و پر سوزانده، ره گم كرده و بى راهه رفته، گرفتار ديو و دَدْ و گردبادهاى سهمگين شده و بر لبِ مُرداب فرود آمدهاند.
نيوشندگان پيام وَحى، پرتو گرفتگان از آفتاب وَحى، راه يافتگان به چشمه خورشيد، اين هنگامه را مىبايست به درستى درك كنند و دقيقه شناساندن، دقيقهها را دريابند و نگذارند فطرتهاى جوياى معنى، به دامهايى درافتند كه نام معنى، گسترده شدهاند.
راهِ پر فراز و نشيبى است و بسيار رهزن در كمين. با هر زاد و توشه و ساز و برگى، نمىتوان گام در اين راه نهاد. صيد فطرتهاى پاك و رصد لحظههاى ناب، كارى است كارستان كه اندك ناهشيارى، كم بصيرتى، گام گذارى در زمين لغزنده و ناهموار، حركت با زورقهاى فرسوده و درهم ريخته، كار را دشوار مىسازد و فرصتها را مىسوزاند.
چه بسيار كسان، كه بى چراغ دانش و خرد و راه بلدى، كورمال كورمال به اين وادى وارد شدند، فرصتها را سوزاندند و فطرتها را رماندند، باد كاشتند و باد درويدند.
اينها همه از آن روست كه امر تبليغ و پيام رسانى دينى، جايگاه ويژه خود را باز نيافته كه اگر يافته بود، بى گمان، راه به گونه ديگرى پيموده مىشد، تا اين چنين نارساييها و كاستيها، بر حقيقت جويان و حقيقت گستران، آوار نشوند و آنان را از حركت بازندارند.
اينها گوشهاى از دغدغههاى طالب علمانى است كه با گامهاى استوار و بينشهاى روشن، رايَتِ پيامرسانى دينى را بر دوش كشيده و تجربت اندوخته و هر كدام از زاويهاى تواناييها و كاستيها را در نگريسته و از فرصتها و تهديدهاى فراروى سخن گفتهاند. به اميد آن كه اين تلاش ثمر دهد و اين تجربهها و نقطهنظرها و ديگر تجربههايى كه مجال طرح نيافتند، نهادهاى تبليغى و پيام رسانى دينى را به كار آيند و امر تبليغ سامان دهى شود، تا پيام دين، مكتب اهل بيت(ع) و انقلاب اسلامى با شتاب بيشتر ساحَتِ فطرتهاى پاك را در جاى جاى عالَم عطرآگين سازند.