نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - نسبت علم و دين در انديشه فاضل و محقق نراقى
رواستان محمد على
![]() الف. ناسازگارى علم و دين: به طور كلى دو گروه از باورمندان به اين ديدگاه شمرده شده اند: ماديون و نص گرايان گزاف كار. در اين ديدگاه شمارى دين را به سود علم به خطا مى انگارند و گزاره هاى دينى را بى معنى اثبات ناپذير صدق ناپذير و بى اعتبار مى دانند كه از پيروان مكتب دئيسم اگوست كنت و هيوم تا پيروان پوزيتيويسم منطقى را در بر مى گيرد. و در مقابل شمارى علم را به سود دين به خطا مى انگارند و كشفهاى علمى را معتبر نمى دانند كه ظاهرگرايان دينى از اين دسته اند. ب. ناسازگارى علم و دين(استقلال): ديدگاه دوم دين و علم را در حوزه مستقل و ناسازگار با هم مى داند كه بين آنها هيچ بستگى و پيوند منطقى و علمى وجود ندارد: نو ارتدوكسهاى مسيحى به خاطر جدايى و ناسانى موضوع معرفت علم و دين آنها را مستقل مى دانند. فلاسفه تحليل زبان به دليل جدايى زبان علم و دين آنها را دو حوزه جداگانه مى شمرند. اگزيستانسياليسم خداوند را وجودى به كلّى ديگر دانسته و درك گزاره هاى دينى را بدون درگيرى ايمان ممكن نمى داند. در اين ديدگاه معرفت علمى و دينى هر دو معتبر هستند; امّا هر يك در حوزه خودش و با معناى ويژه خود از اين روست كه هيچ يك نمى تواند در روشن گرى ديگرى اثرگذار باشد و با آن پيوند برقرار كند. ج. وحدت علم و دين: بنابر نظر شمارى از متفكران غرب بين علم و دين هيچ ناسازگارى وجود ندارد بلكه آن دو به طور كامل برابر يكديگرند و با هم يكپارچه اند.وجود خداوند را مى توان |
