نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - كتب درسى حوزه هاى قديم ٥
مرحوم ميرزا طاهر تنكابنى
اما علم اصول فقه ١
اولا بدان كه اين علم را علماء ٢ ديانت اسلاميه وضع كرده اند براى استنباط احكام جزئيه ازاصول كليه شرعيه . چه اينكه واضح و روشن است بر همه كس كه تمام جزئيات و وقايع با عيانها در شريعت به نحو استقصاء و تفصيل مذكور نيست .ازاينجهت علماء لازم دانستنداصول كليه شريعت مقدمه را به نحويكه بتوانند جزئيات فروع رااز آن استخراج واستحصال كنند جمع و وضع نمايند و طريقه استخراج و استحصال فروع و قواعد دين اسلام كه ماخذ جزئيات فرعيه است بنابر طريق طائفه شيعه اثنا عشريه چهاراست .
اول كتاب الله يعنى قرآن دوم سنه نبويه يعنى بيانات شفاهيه وافعال صادره از پيغمبر(ص ) و يا تحسين و تقبيح از آن حضرت ازافعال صادره از پيغمبر(ص ) و يا تحسين و تقبيح از آن حضرت ازافعال مكلفين ازامت سوم اجماع است چهارم عقل در حجيت كتاب ٣ و سنه ٤ بين اهل اسلام خلافى نيست و ليكن در وجه ٥ حجيت اجماع بين خاصه و عامه اختلاف است . چه اينكه عامه اجماع اهل عقد و حل ازافرادامت را حجه دانند به نحو اطلاق و ليكن شيعه اثنا عشريه آن را حجه دانند براى آنكه امام معصوم داخل درافراداهل حل و عقداست . يا آنكه اجماع اهل حل و عقد كاشف از قول معصوم است و خلو نهان راازامام معصوم ممتنع و محال شمارند و عقل ٦ رااشاعره حجه ندانند و حسن و قبح عقلى را منكرند و بجاى اصل چهارم كه عقل است قياس ٧ را مدرك و ماخذاحكام شرعيه دانند و طائفه شيعه قياس فقهى را حجه ندانند و عمل بقياس را حرام دانند. معتزله بعضى عقل را حجه دانند و قياس را نيز صحيح شمارند و بعضى از آنها چون شيعه منكر قياسند وازاين راه كتب مصنفه دراصول فقه چون كتب كلاميه خصوص در مسائل واصول اعتقاديه بر حسب آراء و عقائد مصنفين چون فهم كتاب و سنت كه هر دو بر لغت عرب است مبتنى بر علوم موضوعه براى فهم لغت عرب مى باشد چون علم لغت و علم صرف واشتقاق و نحو و معانى و بيان و غيرها و چون حجيت اين چهاراصل يا پنج اصل مبتنى بر قواعد مقرره در علم كلام است . بناء عليهذا مسئله خالصه متمحضه براى علم اصول فقه خيلى كم ونادراست . على اى حال كتب معروفه متداوله بين شيعه دراعصار قديمه .
اول -ذريعه ٨ سيد مرتضى ٩است واين سيد بزرگوار يكى ازاعاظم علماء شيعه بلكه از اكابر علماءاسلام و متبحر در تمام علوم اسلامى مى باشد. نام مباركش على ابن ابى احمد حسين بن موسى و ملقب به ذى المحدين و علم الهدى است . وفات آن سيد عالى مقام در سال ٤٣٦ در بغداد واقع شده . كتاب مزبور دراين عهود چندان مشهور و معروف نيست .
دوم -عده الاصول ١٠و آن از مصنفات شيخ الطائفه محمدبن الحسن بن على الطوسى ١١ مى باشد و جلالت قدر و عظمت مقام علمى اين بزرگوار به قدرى آشكار و مشهوراست كه محتاج به بسط و شرح نيست . كتاب مزبوراز احاسن كتب اصول است و فاضل كامل ملاخليل بن غازى قزوينى بر آن شرحى دارد واين كتاب و شرحش در طهران به طبع رسيده . وفات شيخ الطائفه اعلى الله مقامه در سال ٤٦٠ در نجف اشرف واقع شده و وفات شارح مزبور در سال هزار و هشتاد ونه هجرى در قزوين واقع شده .
سوم -منهج الوصول الى علم الاصول : تصنيف شيخ اجل اعظم افضل نجم الدين ابوالقاسم جعفر بن الحسن معروف بمحقق ١٢ حلى كه در سال ٦٧٦ وفات نموده .
چهارم و پنجم -مبادى الوصول الى علم الاصول ١٣ و تهذيب الاصول ١٤ اين دو كتاب از كتب مختصره دراصول فقه و از مصنفات علامه حلى ١٥ جمال الدين حسن بن يوسف بن مطهراعلى الله مقامه مى باشد واين بزرگواراشهراز آن است كه ما در شرح احوال ايشان چيزى بنويسيم و بر كتاب مبادى الوصول فاضل محقق مقداد بن عبدالله السيورى الحلى ١٦ شرح نوشته و علامه مزبور را كتابى است مفصل دراصول فقه موسوم به نهايه الوصول الى علم الاصول ١٧ واين كتب با آنكه محل بحث و نظر علماء قديم بوده به طبع نرسيده مگر كتاب تهذيب كه در طهران به طبع رسيده .
ششم -كتاب معالم الدين ١٨مى باشد و آن تصنيف فاضل محقق شيخ حسن ابن شيخ زين الدين ١٩ مشهور به شهيد ثانى اعلى الله مقامها مى باشد و براين كتاب شروح و حواشى زياد نوشته شده كه معروف و متداول بين اهل تحصيل است و در طهران و تبريز مكرر به طبع رسيده .
هفتم- زبده الاصول ٢٠ تصنيف افضل واكمل علماء و فقهاء خاتم المجتهدين بهاءالدين محمدبن شيخ حسين عاملى ٢١است و براين كتاب شيخ فاضل جواد بن سعدالله بغدادى ٢٢ كه از شاگردان حضرت مصنف است شرح نوشته موسوم به[ غايه المامول فى شرح زبده الاصول] ٢٣ و هم چنين فاضل كامل مولى صالح بن احمد ساروى مازندرانى ٢٤ متوفى دراصفهان بر آن شرحى نوشته كه مشهور و معروف است. وفات اين شارح در سال ١٠٩٨ دراصفهان واقع شده . خود كتاب زبده الاصول در طهران به طبع رسيده .
هشتم - كتاب وافيه ٢٥ مى باشد واين كتابى است مختصر در نهايت تحقيق واتفان از مصنفات فاضل ماهر و بارع با هر ملا عبدالله بن حاج محمد تونى بشروى خراسانى ٢٦است كه در سال ١٠٧١ هنگاميكه عازم زيارت عتبات ائمه طاهرين عليهم السلام در عراق عرب بوده در كرمانشاه وفات كرده واين كتاب مورد نظر و محل تدقيق بزرگان از علماء و فقهاء متاخرين واقع شده . جمعى بر آن شرح نوشته اند:
اول- سيد فاضل اهل محقق صدرالدين ابن سيد محمد باقرالقمى . ٢٧
دوم -السيدالسند والعالم المويد سيد مهدى بن سيد مرتضى طباطبائى ٢٨ مشهور به بحرالعلوم واين شرح ناتمام است .
سوم -سيدالسند والركن المعتمد سيد محسن ابن سيد حسن الاعرجى ٢٩ الكاظمى البغدادى واين فاضل از شاگردان شارح اول سيد صدر قمى مى باشد. واين شرح موسوم به وافى مى باشد. با آنكه تحقيقات علماء عصور اخيره در مسائل اصولى مستخرج از كتاب وافيه و شروح ثلثه مذكوره او مى باشد متاسفانه هيچكدام به طبع نرسيده .
نهم- كتاب قوانين ٣٠ و آن از مصنفات فاضل قمقمام و فقيه علام ميرزاابوالقاسم ابن محمد گيلانى ٣١ متوفى در بلده مباركه قم و معروف به ميرزاى قمى مى باشد كه در سال ١٢٣١ وفات كرده و براين كتاب جمعى از فضلاء حاشيه نوشتند و مكرر در طهران و تبريز به طبع رسيده .
دهم- كتاب فصول فى علم الاصول ٣٢ و آن از تصانيف فاضل محقق شيخ محمد حسين ابن عبدالرحيم طهرانى ٣٣ رازى است .اين فاضل و برادر بزرگوارش فاضل مدقق و فقيه محقق شيخ محمد تقى ٣٤ كه ازاجله علما و صاحب حاشيه كبيره ٣٥ بر كتاب معالم الدين مذكوراست اصولاازاهل قريه ايوان كيف از قراء ورامين از بلوكات طهران بوده اند. و ليكن مسكن و توطن ايشان دراصفهان واقع شده واحفاد آنان نيز بالفعل در اصفهان مقام دارند. كتاب فصول بين اهل تحصيل در نهايت اشتهاراست و در طهران به طبع رسيده . وفات شيخ محمد تقى در سال ١٢٤٨ وفات شيخ محمد حسين سال ١٢٦١ واقع شده رحمه الله عليهما.
يازدهم- كتاب فرائدالاصول ٣٦ معروف به كتاب رسائل از مصنفات افضل المتاخرين واكمل المجتهدين شيخ مرتضى ابن محمدامين انصارى ٣٧ شوشترى الاصل كه ساكن و متوفى در نجف اشرف بوده و در سال ١٢٨١ وفات كرده .اين كتاب در بيان چهار مسئله از مسائل اصول فقه مى باشد.
اول- حجيه الظن .
دوم- اصل برائت .
سوم -استصحاب .
چهارم- تعادل و تراجيح .
فضلاء واردين حواشى زياد بر آن نگاشتند.
مفصلتراز همه حواشى حاشيه ٣٨ مرحوم ميرزا محمد حسن آشتيانى ٣٩ رحمه الله عليه مى باشد.اصل كتاب واكثر حواشى آن در طهران و تبريز به طبع رسيده .
دراين اعصار هر يك از فضلاء و علماء خود كتابى و يا رساله اى در علم اصول فقه نوشتند و همان كتب خود را بين شاگردان ترويج نموده و به درس و مباحثه آن پرداختند. چون بدائع الاصول ٤٠از مرحوم حاجى ميرزا حبيب الله رشتى ٤١ و تشريح الاصول ٤٢از مرحوم حاج ملاعلى نهاوندى ٤٣ و كفايه الاصول مرحوم فاضل مدقق ملامحمد كاظم خراسانى . ٤٥
اين كتابهاى اصول فقه كه ذكر شده از قديم الى عصر ناالحاضر متداول در بين علماء شيعه بوده و ليكن كتبى از قديم مطرح انظار و محل دقت افكار عامه و خاصه بوده و حاليه هم بعضى از آن در بعضى بلاد ايران و غير آن از بلاداسلامى متداول واز كتب درس و مباحثه علماء و فضلاء آن دياراست چون كتاب مستصفى ٤٦از حجه الاسلام ابوحامد محمد غزالى طوسى ٤٧ كه در سال ٥٠٥ وفات نموده واين كتاب در مصر به طبع رسيده .
ديگر كتاب[ احكام فى اصول الاحكام] ٤٨از مصنفات فاضل كامل سيف الدين ابى الحسن على بن محمد آمدى ٤٩ كه در سال ٦٣١ وفات كرده واين كتاب نيز در مصر به طبع رسيده . شيخ جمال الدين عثمان بن عمر معروف به ابن حاجب ٥٠ كه در قسم نحو و صرف ذكراو گذشت از شاگردان همين سيف الدين آمدى بوده و در كتاب استادش يعنى كتاب احكام تصرفاتى كرده و كتابى تصنيف نموده مسمى به منتهى السئول والامل فى علم الاصول والجلال ٥١ پس اين كتاب خود را تلخيص و مختصر كرده كه معروف به مختصراصول ابن حاجب است واين كتاب در بين همه علماء فرق اسلامى مطرح انظار و مورد دقت افكار واقع شده و شروح زيادى بر آن نوشتند. چون شرح علامه قطب الدين شيرازى ٥٣ و شرح شمس الدين اصفهانى ٥٤ و شرح بدرالدين شوشترى و شرح قاضى عضدالدين عبدالرحمن ايجى اصفهانى ٥٥ و شرح اكمل الدين محمد بن محمود بابرتى كه موسوم به نقود و ردوداست و معروفترين شروح شرح قاضى عضدالدين مشهور به شرح عضدى ٥٦است و براين شرح فضلاء نامدار و علماء عالى مقداراز قبيل علامه ملا سعدالدين تفتازانى ٥٧ و علامه سيد شريف جرجانى ٥٨ و ملا ميرزاجان باغنوى ٥٩ شيرازى و جمعى ديگر حاشيه نوشتند. خود كتاب مختصر و شرح عضدى با بعضى حواشى در مصر به طبع رسيده و ديگراز كتب اصول منهاج الوصول الى علم الاصول است كه از مصنفات قاضى ناصرالدين عبدالله بن عمر بيضاوى است كه در سال ٦٨٥ وفات نموده و بر اين كتاب نيز شروح زيادى نوشتنداز قبيل شرح فخرالدين احمد بن جاربردى تبريزى و شرح شمس الدين اصفهانى و شرح سيدبرهان الدين عبدالله بن فرغانى عبرى كه در سال ٧٤٣ وفات كرده و شرح جمال الدين عبدالرحيم ابن حسن اسنوى . خود كتاب منهاج منفردا و شرح اسنوى در مصر به طبع رسيده و بر شرح اسنوى حواشى زياد نوشته شده كه بعضى از آن بااصل به طبع رسيده .
واز جمله كتب معتبره مشهوره دراصول فقه محصول ٦٢امام فخرالدين رازى ٦٣است كه آن را قاضى سراج الدين محمود بن ابى بكرارموى ٦٤ تلخيص كرده و آن را حاصل نام نهاد و مستنداين دو كتاب محصول و حاصل دو كتاب مستصفى ازابوحامد غزالى و معتمدابى الحسين بصرى معتزلى مى باشد كه در سال ٤٦٣ وفات كرده واينها به طبع نرسيده و نهايت عزيزالوجود مى باشد.
واز جمله كتب مختصره مفيده دراصول فقه كه در كردستان ايران و بعضى بلاد ديگر مورد بحث و درس وافاده واستفاده فضلاء و اهل تحصيل مى باشد جمع الجوامع ٦٥ تصنيف تاج الدين عبدالوهاب بن على السبكى ٦٦ شافعى متوفاى در سال ٧٧١است و براين كتاب شروح متعدد نوشته شده . معروفتراز همه شرح جلال الدين محمد بن احمد محلى ٦٧ شافعى است كه در سال ٨٦٤ وفات نموده و حواشى زياد براين شرح نوشته شده .از قرار مسموع اين شرح دراسلامبول به طبع رسيده . نسخه خطى آن در كتابخانه حقير موجوداست .
--------------------------------------------------------------------------------
پاورقى هاى قسمت پنجم
١. براى آشنائى بهتراز موضوع و تعريف اين علم به تحليل دو بخش تشكيل دهنده آن يعنى[ اصول] و[ فقه] مى پردازيم .
[ اصول] جمع اصل است .اصل در لغت بخشى از يك چيزاست كه ساير بخشهاى آن چيز بر آن بنا مى شوند يا بدان پايدار مى مانند بيخ و بنياد هر چيز. (لسان العرب ج ١١.١٦ ) (كشاف اصطلاحات الفنون ماده اصل ) و دراصطلاح فقهاء واصوليين به پنج معنا آمده است كه دو معناى آن دراين مبحث بيشتر مورد توجه است :
الف -اصل به معناى دليل شرعى كه مستند حكم قرار مى گيرد مثل اينكه گفته مى شود اصل در فلان مسئله كتاب يا سنت و ...است .
ب -اصل بمعناى آنچه براى تشخيص پاره اى ازاحكام ظاهرى يا تشخيص وظيفه مكلف در جائيكه به حكم واقعى دسترسى نيست قانونگذارى شده است . ماننداصل استصحاب اصل برائت و ... رك :
( الاصول العامه للفقه المقارن .٣٩ البحث النحوى عندالاصوليين .٣٢)
فقه : در لغت بمعنى فهم : فهم دقيق و نافذ ژرفنگرى و كالبد شكافى لفظ براى دست يافتن به معنا و مفهوم است ( النهايه لابن اثير ج ٣.٢٣٧ لسان العرب ج ٣.٥٢٢) و دراصطلاح عالمان شريعت فقه اينگونه تعريف شده است : هوالعلم بلاحكام الشرعيه الفرعيه عن ادلتها التفصيليه . (معالم الاصول .٢٧ المدخل للفقه الاسلامى .٣٦٣٥)البته اين تعريف مشهورترين تعريف[ فقه] است كه مانند بسيارى از تعاريف ديگر از نقض وابرام هاى گوناگون مصون نيست .
اينك پس از روشن شدن كلمه[ اصول] و [فقه] مى پردازيم به تعريف[ اصول فقه] در تعريف آن گفته اند: هوالعلم بالقواعدالممهده لاستنباط الاحكام الشرعيه[ دانستن قواعد گسترده اى كه براى استنباط احكام شرعى فراهم آمده باشد].
مرحوم آخوند با توجه به عدم شمول اين تعريف نسبت به اصول علميه مى گويند: بهتراست علم اصول رااينگونه تعريف كنيم : والاولى تعريفه بانه صناعه يعرف بهاالقواعدالتى يمكن ان تقع فى طريق استنباط الاحكام اوالتى ينتهى اليها فى مقام العمل]. (كفايه الاصول) ٩. يعنى : علم اصول فنى است كه شناخته مى شود در آن قواعدى كه ممكن مى شود در طريق استنباط احكام شرعى فرعى قرار گيرد يا شناخت احكامى كه هنگام عمل پس از فقدان دليل شرعى راى .مجتهد به آنها منتهى مى گردد
اين تعريف نيزاز سوى متاخرين ازاصوليين موردانتقاد فراوان قرار گرفته و بسيارى آنرا ناقص دانسته اند و خود هر يك تعريفى كرده اند (رك :الاصول على النهج الحديث .٤از مرحوم آيه الله شيخ محمدحسين اصفهانى فوائدالاصول ج ١.١٩ تهذيب الاصول ج ١.١١١٠ تقريرات اصول شهابى ١٤٨).
٢.مرحوم تنكابنى گويااشارتى دارد به چگونگى پيدايش دانش اصول . در توضيح اين قسمت لازم است اضافه كنيم كه : پيشوايان معصوم ( ع ) خود بنيانگذاران تفكراصولى بوده اند.
٢ مرحوم آيه الله شهيد صدر در مقدمه عميق تحليلى[ معالم الجديده] نوشته اند: شكى نيست كه بذر فكراصولى نزد ياران فقيه پيشوايان دينى ( ع )از روزگارامام پنجم و ششم و در سطح تفكر فقهى ايشان پديد آمد. يكى از گواه هاى تاريخى براين سخن رواياتى است كه در كتاب هاى حديث آمده و با شمار فراوانى از عنصرهاى مشترك در كاراستنباط پيوند دارد اين روايت فراگير پرسش هايى از سوى گروهى از راويان ازامام صادق ( ع ) و ديگرامامان ( ع ) و پاسخ هاى ازايشان بدان است .
اين گونه پرسش ها از وجود بذر تفكراصولى در نزدامامان و گرايش آنان به پى ريزى قواعد همگانى و معين كردن ناصر مشترك پرده بر مى دارد. بازاين سخن تاييد مى شود كه مى بينيم برخى از ياران امامان رساله هايى درباره برخى مسايل اصولى نگاشتند كه ازاين ميان مى توان [ هشام ابن حكم] از ياران امام صادق ( ع ) را نام برد كه رساله اى در مبحث الفاظ نوشت ( المعالم الجديده .٤٧ مجله حوزه شماره ٥.٢٨ - ٢٩.
مرحوم آيه الله سيدحسن صدر در كتاب گرانقدر[ تاسيس الشيعه]٣١١. برخى ديگراز ياران ائمه ( ع ) را مى شمارد كه در برخى از مسائل علم اصول كتاب نوشته اند. (رك : علم الاصول تاريخا و تطورا.٧٢ - ٧٤).
برخى از محققان و محدثان مجموعه رواياتى را كه پيرامون مسائل اصولى ازائمه اطهار( ع ) وارد شده است گردآورده انداز جمله :
الف ميرزا محمد هاشم موسوى خوانسارى م ١٣١٨ كتابى نوشته بنام [ اصول آل الرسول] اين كتاب براساس مباحث اصولى متداول بين متاخرين تدوين يافته است و بيش از ٤٠٠٠ حديث دارد. (تاسيس الشيعه .٣١٠ الذريعه ج ٢.١٧٧).
ب محدث جليل القدر مرحوم شيخ حر عاملى كتابى نگاشته با عنوان [ الفصول المهمه فى اصول الائمه] اين كتاب شامل قواعد كليه منقول از ائمه است در فقه واصول و ... كه در سال ١٣٠٤ درايران چاپ شده است ( الذريعه ج ١٦.٢٦٥ تاسيس الشيعه .٣١٠).
ج محدث ومفسر بزرگوار مرحوم سيدعبدالله شبر م ١٢٤٢ دراين زمينه اثرى پديد آورده با نام[ الاصول الاصليه] كتابى است ارزشمند و گرانقدر مرحوم سيدحسن صدر آن را در موضع خوداز نيكوترين آثار تاليف شده دانسته است . (تاسيس الشيعه .٣١٠) مرحوم شبر دراين كتاب به ١٣٤ آيه و ١٩٠٣ روايت استشهاد كرده است . ( الذريعه ج ٢.١٧٨)اين اثرارجمنداخيرا در قم توسطانتشارات مفيد به طريق افست منتشر شده است .
بدينسان اگر مراد مرحوم تنكابنى از جمله[ ...اين علم را علماء ديانت اسلاميه وضع كردند]... پس از زمان حضورائمه باشد چنانكه برخى ديگر را نيزاين عقيده است مسلمااشتباه است . (براى تفصيل بيشتر رك :اعيان الشيعه ج ١.١٠٣ چاپ جديد علم الاصول تاريخا و تطورا .٣٠ به بعد. آشنائى با علوم اسلامى .٢٦٠ يادنامه شيخ طوسى ج ٣.٣٢٩ مقاله استاد شهيد مطهرى با عنوان[ الهامى از شيخ الطائفه] ).
٣. بدون شك قرآن مجيداولين منبع احكام و مقررات اسلام است عالمان اسلامى از ديرباز كتابهاى ارزشمند در تفسير آيات مربوط به احكام قرآن نگاشته اند (رك الذريعه ج ١.٤٠ - ٤٤)البته آنچه دراينجا آمده برخى از مجموعه تفسيرهائى است كه بصورت موضوعى فقط آيات احكام را مورد بحث قرار داده اند و نيز نگاه كنيد به مقدمه مسالك الافهام الى آيات الاحكام ج ١.٤ - ١٣ و ...
مسلمين از صدراسلام براى استنباط احكام اسلامى در درجه اول به قرآن مجيد رجوع كرده و مى كنند ولى تقريبا مقارن با ظهور صفويه درايران جريانى پيش آمد و فرقه اى ظاهر شدند كه حق رجوع مردم عادى را به قرآن مجيد ممنوع دانستند و مدعى شدند كه تنها پيغمبر وامام حق رجوع به قرآن دارند. ديگران عموما بايد به سنت يعنى اخبار واحاديث رجوع كنند. (آشنائى با علوم اسلامى .٢٥٦ اسلام و مقتضيات زمان استاد شهيد مطهرى ٧٩.) ممكن است براى پيدايش مسلك اخبارى گرى زمينه هائى در گذشته هاى دور تاريخ اسلام يافت (رك : كتاب وحيد بهبهانى ٧٣ به بعد) بالاخره تحليل و بررسى ريشه ها و روندها و پى آمدهاى اين جريان فرصتى ديگر مى طلبد. و بحثى لازم و بسيار مفيداست .
٤.اصل حجيت سنت چنانكه در متن مقاله آمده است بين مسلمين اختلافى نيست نهايت در چگونگى آن و شمول و عدم شمولش از دو جهت بحث است الف يكى اينكه آيا تنها سنت نبوى حجت است يا سنت نبوى را حجت است . اهل تسنن تنها سنت معصومين را حجت مى شمارند ( الاصول العامه للفقه المقارن .١٢٢اصول الفقه مظفر.٥٧ اصول الفقه شيخ محمد خضرى بك .٢١٤ جنه الناظر .٨٢) و برخى تعميم داده سنت صحابه را نيز حجت دانسته اند. ( الاصول العامه للفقه المقارن .١٣٥ به بعد) ولى شيعيان به حكم برخى از آيات قرآن مجيد واحاديث رسول اكرم كه خوداهل تسنن روايت كرده انداز جمله حديث (ثقلين] سنت ائمه اطهار را نيز حجت مى دانند. ب ديگراينكه سنت روايت شده گاهى قطعى و متواتراست و گاهى ظنى است و به اصطلاح[ خبر واحد]است . آيا به سنن غير قطعى رسول خدا نيز بايد مراجعه كرد يا نه ؟! دراين مورد نظريات تا حدافراط و تفريط نوسان پيدا كرده است . برخى مانندابوحنيفه به احاديث منقوله بى اعتنا بودند برخى ديگر به احاديث ضعيف هم اعتماد كرده اند ولى عالمان شيعه معتقدند كه تنها حديث صحيح و موثق قابل اعتماداست . ( الاصول العامه للفقه المقارن .٢٠٥ به بعداصول الفقه شيخ محمد خضرى بك .٢٣٤ آشنايى با علوم اسلامى .٢٥٧).
٥.اجماع : چنانكه در متن مقاله آمده است در معنا و وجه حجيت اجماع در ميان عالمان اسلامى اختلاف هست .اجماع در ميان عالمان اسلامى اختلاف هست .اجماع در لغت بمعناى عزم تصميم است ( النهايه ج ١.٢٩٦) و دراصطلاح فقهاى شيعه عبارت است ازاتفاق نظر فقهاى شيعه بر حكمى ازاحكام بگونه اى كه كاشف از نظر معصوم ( ع ) باشد ( الاصول العامه للفقه المقارن .٢٥٦ اصول الفقه .٩٣) بدينسان روشن است كه اجماع در ديدگاه فقهاى شيعه بعنوان يك منبع اصلى براى كشف احكام شرع به شمار نمى آيد. بلكه ارزش واعتباراجماع بجهت كاشفيت آن از نظر معصوم ( ع )است .اقسام اجماع و حجيت و عدم حجيت هر كدام از آنها و دلايل و مستندات آن از حوصله اين مقاله بيرون است رك :الاصول العامه للفقه المقارن ٢٥٣ - ٣٠٠ دائره المعارف الاسلاميه الشيعيه ج ١ جزء ٣.٣٦ - ٤٢ اصول الفقه .٨٨ - ١٠١ معالم الدين .١٩٩ چاپ دكتر محقق كفايه الاصول ج ٢.٦٩ و ديگر كتب اصولى ... عالمان اهل سنت اجماع را عبارت ازاتفاق مجتهدان امت محمد(ص ) برامرى ازامور دينى دانسته اند و يااتفاق اهل مدينه بگفته برخى ديگراهل حرمين يا مجتهدان يك عصرازامت پيامبر و ... (رك :المستصفى ج ١.٧٣) اصول الفقه خضرى بك .٢٧١ روضه الناظر... فى اصول الفقه .١٦٦ الاصول العامه للفقه المقارن .٢٥٥).
٦.در تعريف دليل عقلى مى توان گفت : دليل عقلى عبارت است از يك حكم عقلى كه با درك صحيح آن ممكن باشد يك حكم شرعى بدست آيد. (قوانين الاصول ج ٢.١) براساس تتبع محقق فقيه مرحوم مظفر اولين كسيكه [دليل عقلى] را بعنوان يكى از منابع ارائه داده است فقيه بزرگوار ابن ادريس است ( السرائر.٢) و پس از آن محقق حلى به شرح و بسط آن پرداخته است ( المعتبر.٦) مرحوم مظفر بعد مى فرمايند بهترين بحث را در ميان متاخران در پيرامون[ دليل عقلى] علامه سيد محسن كاظمى در كتاب خود[ المحصول] و پس از آن شاگرد وى شيخ محمدتقى اصفهانى انجام داده اند. ( اصول الفقه ج ٢.١٢٥ - ١٢٢) بالاخره بگفته استاد شهيد مطهرى حجيت عقل هم به حكم عقل ثابت است (آفتاب آمد دليل آفتاب ) و هم به تاييد شرع . براى آگاهى گسترده از مباحث مربوط به دليل عقلى و ديدگاههاى مختلف پيرامون آن رك :الاصول العامه للفقه المقارن .٢٧٩ به بعد اصول الفقه ج ١.٢٠٥ به بعد ج ٢.١٢١ به بعد روضه الناظر.١٣٧ مصدرالتشريع لنظام الحكم فى الاسلام مقاله مفيد و مفصل[ دليل العقل بين السلب والايجاب] آشنائى با علوم اسلامى .٢٧٦ مبانى استنباط حقوق اسلامى .١٥٧.
٧. قياس در لغت به معناى[ اندازه گيرى و برابر كردن] است . و در اصطلاح علم اصول و كلام القياس هوان يثبت للمسكوت عن حكمه مثل حكم المنطوق بحكمه لعله جمعت بينهما ( عده الاصول .٩٨) و يا[ القياس اجراء حكم الاصل فى الفرع لجامع بينهما] (قوانين الاصول .٣٠٣).
بنابراين مى شود در تعريف قياس چنين گفت:[ حكمى براى جزئيى ثابت است .اثبات آن حكم براى جزئى ديگر كه شبيه به آن است . قياس ناميده مى شود]. قياس بعنوان يكى ازادله داستانى كهن و پر گفتگو دارد. عالمان شيعه و گروه زيادى ازاهل سنت عمل به قياس را جايز ندانسته اند.اولين كسى كه عمل به قياس را بگسترد ابوحنيفه است . و پس از آن ديگران نيز دراستخراج احكام دين به قياس متوسل شدند و در اين راه بسيارى ره افراط پيمودند. پيامبر(ص ) فرمود: لاتقيسوا فى الدين فان الدين لايقاس واول من قاس ابليس (كنزالعمال ١.٢٠٩ ج ٩.١٠٤.)
براى آگاهى از مباحث مربوط به قياس و گفتگوهاى پيرامون آن رك : معالم الاصول .٢٥٧ چاپ موسسه مطالعات اسلامى الاصول العامه للفقه المقارن .٣٠٣ - ٣٥٨ مقاله مفصل و تحقيقى[ قياس از نظر عامه و خاصه] در يادنامه علامه امينى .٢٦٣ - ٣٠٤ روضه الناضر ابن قدامه .٢٤٧ اصول الفقه شيخ محمد خضرى بك .٢٨٨ مبانى استنباط حقوق اسلامى .١٤٥اصول الفقه مظفر.١٨١.
٨.[ الذريعه الى اصول الشريعه] : يكى از آثار پرارج سيد مرتضى[ علم الهدى] است دراين كتاب يك دوره علم اصول فقه متداول آن زمان بحث و بررسى شده است آقاى دكترابوالقاسم گرجى در مقدمه چاپ تحقيقى خود گفته اند:[ اين كتاب ...اولين كتاب كامل دراصول فقه شيعه اماميه است ( الذريعه مقدمه٢٦.)] چنانكه بيشتراشاره شد نگارش مابحث اصول ريشه در زمان حيات ائمه دارد و آثارى پيش ازاين كتاب نيزاز سوى عالمان و متفكران اسلامى نگاشته شده بود. سيد مرتضى در مقدمه كتاب مى گويد:اين كتاب در فراگيرى مباحث اصولى در ميان كتابهاى اصولى بى ماننداست[ . الذريعه ج ١.٥ چاپ دانشگاه تهران] .
مرحوم سيدحسن صدر در ستايش اين كتاب فرموده است[ تا آن زمان همانندش در فراگيرى و ژرف كاوى نگارش نيافته بود. تمام مباحث اصولى را وارسى كرده واقوال گوناگون متداول را مورد نقد و بررسى قرار داده و حق را بر كرسى نشانده است .اين كتاب تا زمان محقق حلى تنها مرجع مورد تعليم و تعلم دراين علم بوده است . (تاسيس الشيعه .٣١٣) [ الذريعه] را علامه حلى تحرير كرده به نام ( النكت البديعه فى تحرير الذريعه] و برخى ديگراز عالمان آن را شرح كرده اند ( الذريعه ج ١٠.٢٦ ج[ (٢٧٧ - ٢٧٨.١٣ الذريعه] توسطانتشارات دانشگاه تهران با تصحيح و تعليق و مقدمه مفصل و تحقيقى به ضميمه فهرستهاى علمى و فنى از دكترابوالقاسم گرجى در دو جلد در سال .١٣٤٦ منتشر شده است .
٩. على ابن حسين بغدادى معروف به[ سيد مرتضى] بزرگترين دانشمند نيمه اول سده پنجم هجرى است .او نابغه اى سخن گستر فقيهى بلند آوازه متكلمى ژرف انديش و محققى توانمند بود. سيدمرتضى به سال .٣٥٥ هجرى شمسى ديده به جهان گشود و به سال .٦٣٦ رخت از جهان بر بست وى در تمامى دانشهاى معقول و منقول استادى زبردست و معلمى پرتوان بود او در طول زندگى علمى خويش آثار عظيم وارجمندى بوجود آورد. آثار وى در ميان آثار محققان اسلامى جايگاهى رفيع دارد. رك : فهرست شيخ .٢١٩ چاپ دانشگاه مشهد رجال نجاشى .١٩٢ معالم العلماء.٦٩ الدرجات الرفيعه .٤٥٨ روضات الجنات ج ٤.٢٩٤ ريحانه الادب ج ٣.١١٦ لولوه البحرين .٣١٣ رياض العلماء ج ٤.١٤. مفاخراسلام ج ٣.٢٦٣ بغيه الوعاه ج ٢.١٦٢ و نيز كتاب[ ادب المرتضى] و ...
١٠. عده الاصول :از آثار مشهور و گرانبهاى شيخ الطائفه است . عده الاصول در ميان آثار آن دوران بهترين محكمترين و مفصل ترين كتاب اصولى است .اين كتاب هماره مورد توجه عالمان و محققان اسلامى بوده است و شرحهائى بر آن نگاشته اند. (رك :الذريعه ج ٦.١٤٨ ج ١٣.٣٦٨) مرحوم شيخ آقا بزرگ تهرانى فرموده اند (شيخ عده را در حيات سيدمرتضى نگاشته است مقدمه التبيان .٢٨) ولى براساس تتبع آقاى دكترابوالقاسم گرجى شيخ صفحات آغازين عده را در زمان حيات سيد و بقيه را پس از رحلت آن بزرگوار نوشته است (يادنامه شيخ طوسى ج ٣).
آقاى گرجى در مقاله مفصلى پيرامون[ عده] و محتواى آن بحث كرده است (يادنامه شيخ طوسى ج ٣.٣٦٥ . ٤٦٠) و نيز نگاه كنيد به مقاله [عده الاصول و نقش آن در مدار تاريخ علم اصول] يادنامه شيخ طوسى ج ١.١٦٧ به بعد.
١١. محمدابن حسن طوسى معروف به[ شيخ الطائفه] و[ شيخ طوسى] از ستارگان درخشان و يكى از بزرگترين نوابغ جهان است شيخ طوسى در سال ٣٨٥ بدنيا آمد و در سال .٤٦٠ جهان را بدرود گفت . وى در فقه و اصول و حديث و تفسير و كلام و رجال سرآمد روزگار بود. آثار گران ارج و عظيم او در موضوعات مختلف اسلامى از منابع اصيل شناخت فرهنگ اسلامى به شمار مى آيند. شيخ طوسى با نگارش كتاب عظيم خود[ المبسوط] فقه شيعه را وارد مرحله جديدى كرد و با تاليف[ الخلاف] فقه تطبيقى را باسعه صدرى شايسته و تتبعى وسيع پى نهاد. شرح حال وى در منابع رجالى و تاريخى بسيارى آمده است از جمله رك : خلاصه الاقوال .١٤٨ رجال ابن داود.٣٠٦ رجال النجاشى .٣١٦ لولوه البحرين ٢٩٢ مجمع الرجال ج ٥.١٩١ معالم العلماء.١٠٢ روضات الجنات ج ٦.٢١٦ ريحانه الادب ج ٣.٣٢٥ اعيان الشيعه ج ٩.١٥٩ چاپ جديد خدمات متقابل .٤٨٣ مفاخر اسلام ج ٣.٣٦٦ و نيز براى آگاهى ازابعاد فكرى و علمى وديدگاههاى شيخ الطائفه در مسائل اختلاف اسلامى نگاه كنيد به مجموعه ارزشمند و تحقيقى يادنامه شيخ طوسى در سه جلدازانتشارات دانشگاه مشهد.
[منهج الوصول الى علم الاصول] در منابع شرح احوال محقق و نيز در [ الذريعه] كتابى به اين نام در ميان آثار مولف نيافتيم . محقق حلى در[ اصول] دو كتاب داردالف - معارج الاصول كه يكبار در سال ١٣١٠ هجرى در ١٦٤ صفحه چاپ سنگى شده است واخيرا با تحقيق و تعليق محمد حسين رضوى براساس چهار نسخه خطى توسط موسسه آل البيت منتشر شده است .
معارج الاصول پس از[ الذريعه] سيد مرتضى كتاب متداول حوزه هاى قديم بوده وا زاينرو عالمان شرحهاى متعددى بر آن نگاشته اند (رك : الذريعه ج ١٤.٦٩ - ٧٠).
ب: [نهج الوصول الى معرفه علم الاصول] كه فتح الله ابن علوان الكعبى آن را شرح كرده است با عنوان[ نظام الفصول فى شرح نهج الوصول] . آنچه در متن مقاله آمده است گويا همين كتاب است كه به اشتباه[ منهج الوصول]... ناميده شده است .
جعفر بن الحسن معروف به محقق حلى :از عالمان و فقيهان بزرگ و عظيم شيعه در قرن هفتم هجرى است كه در سال .٦٠٢از مادر بزاد و در سال ٦٧٦ رخت از جهان بر بست . مرحوم مدرس تبريزى وى رااينگونه ستوده است : بسيار جليل القدر و عظيم الشان رئيس العلماء و فقيه الحكماء و بدرالعرفاء وارث علوم ائمه هدى تبحراو در تمامى علوم متنوعه دينيه مهارت وى در شعر وانشاء و فنون ادب تحقيق و وثاقت و تدقيق و فصاحت و جامعيت فضائل نفسانيه مكارم اخلاق كماليه[ كالشمس فى رابعه النهار] واضح و آشكار و شهره آفاق و محقق على الاطلاق مى باشد. (ريحانه الادب ج ٥.٢٣٢).
محقق را در سرعت فهم واحاطه بر مطلب و حضور ذهن بى نظير و يگانه روزگار دانسته اند. براى آگاهى از شرح و آثار و تاليفات وى رك : رياض العلماء ج ١.١٠٣ كشكول بحرانى ج ١.٣١٠ لولوه البحرين .٢٢٧ روضات الجنات ج ٢.١٨٢ اعيان الشيعه ج ٤.٨٩ - ٩٣احوال و آثار خواجه نصيرالدين طوسى .٢٠٢ خدمات متقابل .٤٨٧ فوائدالرضويه ج ١.٦٢ مجالس المومنين ج ١.٥٧٠ معجم المولفين ج ٣.١٣٧ رجال ابن داود.٦٢ امل الامل ج ٢.٤٨.١٢.
مبادى الوصول الى علم الاصول: اين كتاب يكى از آثارارجمند علامه حلى در علم اصول است[ . مبادى الوصول] كتابى است مختصر متقن مفيد كه از آغاز نگارش مورد توجه محققان بوده است عالمان و محققانى چند براو حاشيه زده اند و يا آن را شرح كرده اند (رك :الذريعه ج ١٤.٥٢ ج ١٩.٤٣ ج ٦.١٩٠)اين كتاب براى اولين بار در سال .١٣١٠ در طهران چاپ سنگى شده است . واخيرا با تحقيق و تعليق و فهرستهاى فنى به شكلى مطلوب بوسيله آقاى عبدالحسين محمدعلى بقال چاپ و منتشر شده است .
١٤. تهذيب طريق الوصول الى علم الاصول : كه بعنوان[ تهذيب الاصول] معروف است متنى است محكم استوار مختصر و مفيد در علم اصول . علامه حلى اين كتاب را به نام فرزند برومندش[ فخرالمحققين] نگاشته است .اين كتاب يكبار در تهران همراه شرحش[ منيه اللبيب] در طهران چاپ سنگى شده است[ . تهذيب الاصول] در ميان عالمان بسيار مورد توجه بوده است وازاينرو شرحهاى زيادى بر آن نگاشته اند علامه عاليقدر مرحوم شيخ آقا بزرگ تهرانى درالذريعه ج ٤.٥١٢ - ٥١٤ از ٣١ شرح نام برده است . و نيز براى آگاهى از شروع ديگر آن رك :الذريعه ج ١٣.١٦٥ ج .١٣ .٥٤.٦
١٥. برخى از منابع شرح حال آيت حق ققيه عاليقدر علامه حلى را پيشتر نگاشته ايم رك :
شماره ٧.٢٦.
١٦. مقدادبن عبدالله : محقق توانمند متكلم ژرفنگر فقيه وارسته از عالمان برجسته و چهره هاى پرفروغ فرهنگ اسلامى در قرن نهم هجرى است كه در سال .٨٢٦ رخت از جهان بر بسته است[ . فاضل مقداد] آثار گرانبهائى در فقه تفسير و عقايد بر جاى نهاده است . فاضل متتبع آقاى بهبودى در مقدمه خود بر كتاب ارزشمند[ كنزالعرفان فى فقه القرآن] در معرفى آثار فاضل مقداد فرموده اند:او فاضلى محقق اديبى ژرفبين داراى انديشه ئى بديع و ذوقى لطيف بوده است . دراستوارى آثارش كوششى شايسته بكار بسته است .
براى آگاهى از شرح حال و چگونگى آثار پرارج اين عالم بزرگ رك :امل الامل ج ٢.٣٢٥ تنقيح المقال ج ٣.٢٤٥ رياض العلماء ج ٥.٢١٦ الذريعه ج ١.١١٥ ريحانه الادب ج ٤.٢٨٢ الفوائدالرضويه .٦٦٦ روضات الجنات ج ٧.١٧١ لولوالبحرين .١٧٢ مقدمه [ كنزالعرفان فى فقه القرآن] و مقدمه تحقيقى و مفصل محقق بزرگوار آيه الله شيهد قاضى طباطبائى بر كتاب بسيار مهم وارزشمند [ اللوامع الالهيه]... .
بدين سان آثارى با بهترين ترتيب واستوارترين برهان سرشاراز تحقيقات لطيف و مبتكرانه عرضه كرده است كه دانش پژوهان را مفيد و جستجوگران حقايق را رساننده به مقصوداست .
١٧.نهايه الوصول الى علم الاصول : كتابى است مفصل و جامع در اصول فقه . علامه بزرگوار دراين كتاب تمام مسائل اصولى را مورد بحث و بررسى قرار داده و آن را در دوازده مقصد به پايان برده است مقصد اول در مقدمات بحث و مقصد دوازدهم در تعادل و تراجيح ( الذريعه ج ٢٤.٤٠٩) موسسه آل البيت با تهيه نسخه هاى خطى اين كتاب تحقيق و تصحيح كتاب را آغاز كرده است كه اميداست بصورت شايسته وارجمندى عرضه شود.
١٨. معالم الدين آنچه امروز بنام[ معالم الاصول] مشهوراست مقدمه كتابى است با نام[ معالم الدين و ملاذالمجتهدين] در فقه كه فقط بعضى از فصول باب طهارت آن نگاشته شده است .
[ معالم الاصول] در ميان آثار موردتعليم و تعلم در حوزه ها. جايگاهى رفيع پيدا كرده است واز مشهورترين و متداولترين كتابهاى درسى حوزه هاست :
[معالم] از همان اوان نگارش تا به امروز همواره مورد توجه عالمان و محققان بوده است .ازاينرو بسيارى از عالمان و محققان بر آن شرح نگاشته يا حاشيه زده اند (رك الذريعه ج ٦.٢٠٤ ج ٣.٤٥١ ج ٤.١٧٨ ج ١٣.٧٠) سالها پيش حضرت آيه الله مشكينى براساس توجه به ضرورت تهذيب و تكميل متون درسى معالم را تحرير كردند و با نام [تحريرالمعالم] منتشر ساختند.
صاحب معالم پيش از ورود به مباحث اصول مقدمه اى ارزشمند پيرامون فضيلت علم وظيفه علماء وشرافت علم فقه آورده اند. براين مقدمه مرحوم سيدجعفر آل بحرالعلوم شرحى مفصل وارجمند نگاشته است به نام[ تحفه العالم فى شرح خطبه المعالم] .
[معالم] بغيراز چاپ سنگى معروف و متداول چاپهائى دارد بااين خصوصيات :
١. همراه با شرح فارسى آقا هادى فرزند برومند ملا صالح مازندرانى و با تصحيح و مقدمه مرتضى مدرس چهاردهى .
٢. با تحقيق و تصحيح دكتر مهدى محقق همراه با ترجمه خطبه معالم و افزايش فهرستهائى فنى با چاپى منقح و زيبا.
حسن ابن شيخ زين الدين فقيه عاليقدر محقق بزرگوار از عالمان برجسته و متفكران گرانقدر قرن يازده هجرى است . كه در سال ٩٥٩ بدنيا آمد و در سال .١٠١١ وفات يافت . مرحوم مدرس تبريزى وى رااينگونه ستوده است : عالم عامل فقيه نبيه اديب اريب شاعر ماهر محدث رجالى عابد زاهد جليل القدر و عظيم الشان از فحول واركان و ثقات واعيان علماى اماميه اوائل قرن يازدهم هجرت مى باشد. كه محقق مدقق متبحر و در علوم دينيه و بسيارى از فنون متداوله متمهر و در زهد و ورع و تقوى مشهوراست . محض مساوات با فقرا و عدم تشبه به اغنيا زياده بر قوت يك هفته يا يك ماه را حيازت نمى نمود (ريحانه الادب ج ٣.٣٩١) براى آگاهى از شرح حال و آثار وى رك : روضات الجنات ج ٢.٢٩٦ نقدالرجال .٩٠ لولوه البحرين .٤٥ سلافه العصر.٣٠٤ ريحانه الادب ج ٣.٣٩١ اعيان الشيعه ج ٥.٩٢ فوائدالرضويه .٩٩ الكنى والالقاب ج ٢.٣٤٩ مقدمه منتقى الجمان على اكبر غفارى . ٥.
با تحقيق و تصحيح و تعليقاتى بر گرفته از شرحهاى متعدد معالم در توضيح متن بوسيله عبدالحسين محمدعلى بقال .
٢٠. زبده الاصول : كتابى است مختصر و مفيد متقن و شامل قسمت زيادى از مباحث علم اصول .اين كتاب يكبار در تهران همراه حواشى متعددى بچاپ رسيده است . واينك با تصحيح و تحقيق وافزايش تعليقات و حواشى مولف در قم در دست چاپ است. [زبده] در ميان حوزه متداول و مورد تعليم و تعلم بود. عالمان بسيارى بر آن شرح نوشته يا حاشيه زده اند رك :الذريعه ج ٦.١٠٢ - ج ١٣.٢٩٩ ٢٩٨.
٢١. منابع شرح حال عالم بزرگوار شيخ بهائى را پيشتر نگاشته ايم شماره ٩..
٢٢. منابع شرح حال فاضل جواد را پيشتر نگاشته ايم شماره ٩..
٢٣. غايه المامول... را فاضل جواد - كه از شاگردان برجسته و محقق شيخ بهائى بوده است . در حيات شيخ و به امراو شرح كرده است .اين كتاب گويا هنوز چاپ نشده است نسخه هاى موجوداز آن در كتابخانه ها درالذريعه معرفى شده است . ( الذريعه ج ١٦.١٥.)
٢٤. محمد صالح ابن احمد معروف به[ ملا صالح مازندرانى] : از حكمت شناسان بنام واز محققان توانمند فرهنگ اسلامى است . شرح وى براصول كافى را يكى از بهترين شرحهاى [كافى] دانسته اند.وى آثار بلند وارجمندى در موضوعات مختلف اسلامى بجا نهاده است . مرحوم مدرس تبريزى درباره وى فرموده اند: عالمى است عامل فاضل كامل عابد زاهد محقق مدقق حاوى فروع واصول جامع معقول و منقول داراى اخلاق فاضله و صفات حميده كامله بسيار جليل القدر و ... بود. (ريحانه الادب ج ٥.١٤٦) براى آگاهى از شرح حال و چگونگى آثار وى رك : امل الامل ج ٢.٢٧٦ روضات الجنات ج ٤.١١٨ ريحانه الادب ج ٦.١٤٦ سفينه البحار ج ٢.٤١ مستدرك الوسائل ٣.٤١٢.الذريعه ١٤.٢٧ اعيان الشيعه ج ٧.٣٦٩ فوائدالرضويه .٥٤٢.
٢٥. وافيه : كتابى است مختصر متقن مفيد عالمان بسيارى از محققان واصوليان بر آن شرح نگاشته اند همچون سيد جواد عاملى صاحب مفتاح الكرامه و... مرحوم شيخ آقا بزرگ برخى ازاين شرحها و حواشى را درالذريعه ج ١٤.١٦٦ ج ٦.٢٣٠ معرفى كرده اند.
٢٦. ملا عبدالله تونى بشروى :از محققان برجسته در علم اسلامى است . مرحوم مدرس تبريزى وى رااينگونه ستوده است : تونى بشروى معروف به فاضل تونى فقيه عالم جليل فاضل صالح عابد زاهد اتقى اورع اهل زمان خود تالى مقدس اردبيلى بود. رك :امل الامل ج ٢.١٦٣ روضات الجنات ج ٤.٣٨٩ الذريعه ج ٦.٢٣٠ ريحانه الادب ج ١.٣٥٦ سفينه البحار ج ٢.١٣٧ فوائدالرضويه .٢٥٥ اعيان الشيعه ج ٨.٧٠ رياض العلماء ج ٣.٢٣٧ و ...٢٥.
٢٧. سيدصدرالدين قمى :از عالمان بزرگ اسلامى است مرحوم مدرس تبريزى مى گويند: سيد صدرالدين از فحول و محققين علماى اماميه اواسط قرن دوازدهم هجرى مى باشد. كه حاوى فروع واصول جامع منقول معقول مرجع فتاوى واحكام ملجا خواص و عوام در مراحل فضليت وجودت قريحه و دقت نظر و تصرف در مطالب عميقه بى نظير بود. رك : روضات الجنات ج ٤.١٢٢ مستدرك الوسائل ج ٣.٤٠٤ الكنى والاالقاب ج ٢.٤١٤ هديه الاحباب .٢١٧ ريحانه الادب ج ٤.٢٦٧ سفينه البحار ج ٢.١٧ فوائد الرضويه
٢٨. فقيه بزرگ عارف عظيم الشان فريد عصر و نادره دهر مرحوم آيه الله سيد مهدى بحرالعلوم از چهره هاى بسيار منور تاريخ تشيع است . مرحوم مدرس تبريزى مى گويد: گروه انبوهى از يهود دراثراخلاق فاضله و كرامات باهره او مذهب شيعه را قبول كردند فيض يابى او بحضور مبارك حضرت ناموس دهر امام عصر عجل الله فرجه و جعلنا من اعوانه وانصاره متواتر مى باشد بالجمله جلالت قدر و بلندى مقام آن يگانه زمان برتراز آن است كه زبان را قدرت تقرير و خامه را ياراى تحرير باشد. شيخ جعفر كاشف الغطاء با آن همه جلالت و نبالت و رياست و فقاهت مطلقه كه داشته محض از راه تبرك خاك نعلين سيد را با تحت الحنك خود پاك مى كرد.
(ريحانه الادب ج ١.٢٣٤) براى آگاهى بيشتراز شرح حال و آثار علامه بحرالعلوم رك : روضات الجنات ج ٧.٢٠٣ تنقيح المقال ج ٣.٢٦٠ فوائد الرضويه .٦٧٦ الكنى والالقاب ج ٢.٥٩. مستدرك الوسائل ج ٣.٤٧٢ مكارم الاثار ج ٢.٤١٤ ريحانه الادب ج ١.٢٣٤ اعيان الشيعه ج ١٠.١٥٨ و نيز بنگريد به مقدمه فوائدالرجاليه .
٢٩. سيدمحسن اعرجى كاظمى :از محققان بزرگ و عالمان ارجمند واز مفاخر دانشمندان شيعه در قرن سيزدهم است . مرحوم مدرس تبريزى درباره وى فرموده اند: فقيه نبيه محقق مدقق مروج علوم دينيه بسيار عابد و زاهد و متقى و ناقد و بصير بود.
رك : روضات الجنات ج ٦.١٠٤ الذريعه ج ٢.١٥١ ريحانه الادب ج ٥.٢٣٦ فوائدالرضويه .٢٧٣ الكنى والالقاب ج ٣.١٥٦.
القوانين المحكمه فى الاصول: كتابى است مفصل و جامع دراصول فقه .اين كتاب در گذشته هااز كتابهاى متداول حوزه هاى علوم اسلامى بوده است واينك نيز گاهى مورد تعليم و تعلم قرار مى گيرد عالمان بسيارى بر آن حاشيه نوشته اند كه برخى از آنها در الذريعه ج ٦.١٧٤ به بعد معرفى شده است .
٣١. ميرزا ابوالقاسم قمى معروف به[ميرزاى قمى]: از محققان و فقيهان بزرگ قرن سيزدهم هجرى است مرحوم مدرس تبريزى درباره وى فرموده است: [بسيار محقق و مدقق در حقيقت ازاركان دين مقدس اسلامى واستادالمتاخرين بود]. ميرزاى قمى در علم اصول و نيز علم فقه سرآمد روزگار خويش بوده و شاگردان عظيمى تربيت كرده است كتاب جامع الشتات كه پاسخ مجموعه اى از سئوالات اعتقادى فقهى ادبى است نشانگر جامعيت و تبحر و دقت نظر ميرزاى قمى در مسائل اسلامى است مرحوم شيخ عباس قمى فرموده اند: كتاب سئوال و جواب[ جامع الشتات] كه از طهارات تا ديات است و محل حاجت هر مجتهد و فقيه است و كسيكه خواهد مطلع شود بر فقاهت آن مرحوم و حسن سليقه و تاييدالاهى آن جناب مراجعه كند به آن كتاب مستطاب ( هديه الاحباب .٣٦). براى آگاهى بيشتر رك : ريحانه الادب ج ٦.٧٠ معارف الرجال ج ١.٤٩الكرام البرره ج ١.٤٤ معجم المولفين ج ٨.١١٦ اعيان الشيعه ج ٢.٤١١ - ٤١٣ و ٤١٦ الذريعه ج ١٧.٢٠٢ مستدرك الوسائل ج ٣.٣٩٩ تاريخ قم (ناصرالشريعه) .٣٠ ٣ .٢١٧.
٣٢. الفصول الغرويه فى الاصول الفقهيه : كتابى است مفصل تحقيقى عميق كه هميشه مورد توجه محققان و عالمان بوده است . مرحوم مدرس تبريزى فرموده اند: [فصول] در تحقيقات انيقه و تدقيقات رشيقه اجمع واكمل كتب اصوليه بوده و محل استفاده اكابر و فحول و فهم مطالب و تفطن بر نكات و دقايق آن مايه افتخارافاضل و بهترين معرف مقامات علمى وى مى باشد. بر [فصول] حواشى و تعليقات بسيارى نگاشته شده است كه برخى از آنها درالذريعه ج ٦.١٦٤ به بعد معرفى شده است .
٣٣. شيخ محمدحسين اصفهانى معروف [به صاحب فصول] : از عالمان برجسته واز محققان بنام قرن سيزدهم هجرى است . مرحوم مدرس تبريزى فرموده اند:ازاكابر و متبحرين علماى اماميه اواسط قرن سيزدهم هجرت مى باشد كه فقيه اصولى محقق مدقق جامع معقول منقول حاوى فروع واصول و صاحب فكرى بس عميق بود رك : ريحانه الادب ج ٣.٣٨٠ الكنى والالقاب ج ٢.٤ هديه الاحباب .١٧٧ فوائد الرضويه .٥٠١ معجم المولفين ج ٤.١٦ الكرام البرره ج ١.٣٩٠ روضات الجنات ج ٢.١٢٦.
٣٤. شيخ محمدتقى اصفهانى معروف به[صاحب حاشيه] : از فقهاء و اصوليين دقيق و عميق واز عالمان برجسته قرن سيزدهم هجرت است . بگفته مرحوم مدرس : فقيه اصولى محقق مدقق عابد زاهد عميق الفكر و دقيق النظر... بود. رك :اعيان الشيعه ج ٩. هديه العارفين ج ٢.٣٦٤ ايضاح المكنون ج ٢.٧٢٣
معجم المولفين ج ٩.١٣٠ الكرام البرره ج ١.٢١٥ روضات الجنات ج ٢.١٢٣.
هدايه المسترشدين فى شرح معالم الدين : بهترين و مفصل ترين شرح [معالم الاصول] است مرحوم شيخ آقا بزرگ فرموده اند:اين كتاب بخوبى روشنگر تسلط واحاطه مولف بر علم اصول است . دراين كتاب تحقيقات بلند و عظيمى عرضه شده است كه آثار پيشينيان از آنها خالى بوده است استاد ما (مرحوم نورى ) مى فرمودنداين كتاب در ميان كتابهاى اصولى چونان بهاراست در ميان ديگر فصلها. ( الكرام البرره ج ١.٢١٧) [ هدايه]... بارها بطريق افست از روى چاپ سنگى منتشر شده است .
٣٦. فرائدالاصول، معروف به رسائل : مشهورتر از آن است كه نياز به معرفى داشته باشد.اين كتاب از آغاز نگارشش تا به امروز در حوزه هاى علوم اسلامى مورد تعليم و تعلم و محور بحثها و تحقيقات عميق وارجمند مباحث اصولى است . مرحوم شيخ آقا بزرگ فرموده اند: [و هو مشهور متداول لم يكتب مثله فى الاواخر والاوائل] ( الذريعه ج ١٦.١٣٢) عالمان و محققان بسيارى بر آن شرح نوشته و يا حاشيه زده اند برخى ازاين حواشى و شرحها درالذريعه ج ٦.١٥٢ - ١٦٢ معرفى شده است و بجز آنها نيز شرحهاى بسيارى براين كتاب نگاشته شده است در ميان شرحهائى كه در سالهاى اخير نگارش يافته است در توضيح مفهوم و مراد شيخ [شرح رسائل] شيخ مصطفى اعتمادى مورد توجه است رسائل با همه عظمت وارجمنديش بجزاز چاپ سنگى نامطلوب متداول چاپ ديگرى ندارد بسيار شايسته است كه اين كتاب ارزشمند با تصحيح و تعليق بصورت شايسته عرضه شود. مرحوم علامه سيدمحسن امين ضمن تجليل از آثار شيخ فرموده اند: [اما مولفاته فمحتاجه الى التهذب والتنقيح كثيرا خصوصا رسائله التى عليها مدار تدريس الاصول] اين اظهار نظر از يك عالم بزرگ و آگاه به چگونگيها و نيازهاى زمان است كه بايد درباره بسيارى از كتب درسى متداول در حوزه ها مورد تامل و توجه قرار گيرد. حضرت آيه الله مشكينى سالها پيش براساس احساس ضرورت تهذيب و ويرايش آثار درسى حوزه ها دست به ويرايش [رسائل] زد و با نام [رسائل الجديده] عرضه شد ايشان درارتباط با مكاسب نيز چنين كارى راانجام دادند كه چاپ نشده است . گويااينگونه كارها هيچگونه منافاتى با ژرف انديشى حراست [فقه سنتى] و... نداشته باشد. .
٣٧. شيخ مرتضى انصارى نسبش به جابربن عبدالله انصارى از صحابه بزرگوار رسول خدا مى رسد.استاد شهيد مرتضى مطهرى درباره شيخ انصارى فرموده اند: شيخ انصارى را خاتم الفقهاء والمجتهدين لقب داده انداو از كسانى است كه در دقت و عمق نظر بسيار كم نظيراست علم اصول و بالتبع فقه را وارد مرحله جديدىكرداو در فقه واصول ابتكاراتى دارد كه بى سابقه است . دو كتاب معروف او [رسائل] و [مكاسب] كتاب درسى طلاب شده است علماء بعدازاو شاگرد و پيرو مكتب اويند حواشى متعددى از طرف علماء بر كتابهاى او زده شده است . (خدمات متقابل .٤٩٨) زندگانى شيخ انصارى در تقوى تعهد و كوشش نستوهانه اخلاصى شگفت نوآورى و ... بايد براى طالب علمان در حوزه هاالگو باشد.طالب علم امروز بايد مناعت طبع ساده زيستى بزرگ منشى را ازاين تنديس هاى تقوى و فضيلت فرا گيرد و[ ره چنان رود كه اين رهروان رفتند] براى آگاهى بيشتراز شرح حال و آثار شيخ انصارى رك :اعيان الشيعه ج ١٠.١١٧ معارف الرجال ج ٢.٣٩٩ خدمات متقابل .٤٩٨ فوائد الرضويه .٦٦٤ الكنى والالقاب ج ٢.٣٥٩ علم الاصول تاريخا و تطورا.١٧٩ و نيز نگاه كنيد به كتاب زندگانى و شخصيت شيخ انصارى .
٣٨. [بحرالفوائد فى شرح الفرائد] : مفصل ترين و عميق ترين شرح رسائل است . بحرالفوائد در سال ١٣١٥ چاپ شده است و پس از آن نيز بارها بطور افست منتشر گرديده است .
٣٩. ميرزا محمدحسن آشتيانى : عالم محقق فقيه مجاهد يكى از بزرگترين شاگردان شيخ انصارى و مقرر درسهاى وى واولين مروج آثار وانديشه هاى شيخ انصارى است . وى يكى از پيشتازان مبارزه با [انحصار دخانيات و قرارداد ١٨٩٠ رژى] است . ميرزاى شيرازى فتواى تحريم تنباكو را بوسيله اوابلاغ كرد و مرحوم آشتيانى نيز با نفوذ كلمه و شخصيت واعتبار ويژه اش از هيچ كوششى دريغ نورزيد. رك : نقباءالبشر ج ١.٣٩٠ علماء معاصرين .٧٠ ريحانه الادب ج ١.٤٩ الماثر والاثار.٢٠٤ چاپ ايرج افشار و نيز نگاه كنيد به موارد مختلف كتاب تحريم تنباكو] ابراهيم تيمورى و [تاريخ بيدارى ايرانيان ج اول] . ١
٤٠. بدايع الاصول : كتابى است مفصل و عظيم در مباحث اصولى كه در سال ١٣١٣ چاپ سنگى شده و پس از آن نيز بطريق افست چاپ و منتشر شده است . در برخى از منابع كتابى با نام[ بدايع الافكار]از جمله تاليفات مرحوم رشتى دانسته شده است واينك نيز همان چاپ و منتشر شده است كه به احتمال قوى هر دو يك كتاب است مرحوم شيخ آقا بزرگ درالذريعه فقط از [بدايع الافكار] اسم برده ( الذريعه ج ٣.٦٣) و در نقباءالبشر تنها [بدايع الاصول] رااز تاليفات وى شمرده است
٤١. ميرزا حبيب الله رشتى :از فقهاى بزرگ واز محققان بنام واز شاگردان برجسته شيخ انصارى است . مرحوم مدرس تبريزى مى گويند: فقيهى است جليل القدر محقق مدقق عابد زاهد متقى اصولى ازاعاظم فقهاء و اصوليين اماميه واز تلامذه شيخ مرتضى انصارى در فقه واصول متفرد مراتب عاليه اش مسلم افاضل عصر خود حوزه درسى او مرجع استفاده علماى عراق و ديگر آفاق صيت تبحراو بلاد عرب و عجم را فرا گرفته و مرجع تقليد و تدريس و فتوى بود. (ريحانه الادب ج ٢.٣٠٧) براى اطلاع بيشتر رك : نقباءالبشر ج ١.٣٥٧ - ٣٦٠ اعيان الشيعه ج ٤.٥٥٩ معارف الرجال ج ١.٢٠٤ ريحانه الادب ٢.٣٠٧ احسن الدريعه ج ١.١٣١ تكمله نجوم السماء ج ٢.١٣٨ لباب الالقاب .١١٢ معجم المولفين ٣.١٨٨ علماء معاصرين .٤٠
٤٢.تشريح الاصول: مرحوم نهاوندى دو كتاب بنام [تشريح الاصول] نوشته است .
١- تشريح الاصول الصغير از مبحث طلب واراده تا آخر مطلق و مقيد اين كتاب همراه[ مشارق الاصول] در سال ١٣١٢ چاپ شده است .
٢- تشريح الاصول الكبير، كه بعداز آن تاليف كرده است و در سال ١٣٢٠ منتشر شده است . ( الذريعه ج ٤.١٨٥).
٤٣. ملاعلىنهاوندى : وى از عالمان ربانى وازاصوليين چيره دست و داراى افكارى ابتكارى در مسائل اصولى بوده است مرحوم مدرس تبريزى مى گويند: محقق مدقق فقيه اصولى رجالى اديب نحوى لغوى از فحول وابرار علماى اماميه اوائل قرن چهاردهم هجرى كه بحرى بوده زخار... دراصول موسس و در پاره اى نظريات عميقه متفرد و متخصص بوده و در آن علم شريف سليقه مخصوصى داشته است رك : ريحانه الادب ج ٦.٢٦٨ فوائد الرضويه .٣١٩ اعيان الشيعه ج ٨.٣٠١ علماء معاصرين٧٤.
٤٤. كفايه الاصول :اين كتاب گرانقدر واثر عظيم و عميق وارجمند مشهورتراز آن است كه دراينجا به معرفى آن به پردازيم. [كفايه] از زمان حيات مولف تاامروز متداولترين و مشهورترين كتاب درسى حوزه و محور درسها و بحثهاى عالى اجتهادى اصولى است . شرحها حاشيه ها تعليقه هاى اين كتاب بسيار زياداست . مرحوم شيخ آقا بزرگ برخى از آنها را در الذريعه ج ٦.١٨٦ ج ١٤.٣٤ معرفى كرده اند. بجز آنچه در[ الذريعه] معرفى شده است[ كفايه] شرحهاى بسيارى دارد كه معرفى آنها دراين مجال ممكن نيست .
٤٥. ملا محمد كاظم خراسانى معروف به[ آخوند خراسانى] از عالمان بسيار بزرگ واصوليين عميق و دقيق واز چهره هاى بسيار درخشان حوزه هاى علوم اسلامى است . آخونداز مدرسين بسيار موفق بود در حدود هزار و دويست شاگرداز محضرش استفاده مى كرده اند و در حدود دويست نفر آنها خود مجتهد بوده اند. آخوند خراسانى در جريان مشروطيت فتوا بضرورت مشروطيت داد و از پيشتازان دراين امر بود. زندگانى علمى و سياسى مرحوم آخوند قابل تحليل و تامل است مخصوصا بعد سياسى زندگانى آخوند شايان توجه قابل بحث و بررسى است . رك :اعيان الشيعه ج ٩.٥ ريحانه الادب ج ١.٤١ و نيز نگاه كنيد به كتاب[ مرگى در نور] و[ المصلح المجاهدالشيخ محمد كاظم الخراسانى] .
٤٦. المستصفى فى اصول الفقه : كتابى است بزرگ و مفصل در دو مجلد كه تاليف آن در ٦ محرم ٥٠٣ بپايان رسيده است (تاريخ ابن خلكان ج ٢.٣٧ غزالى نامه[ (٢٥٩. مستصفى] راابوالعباس احمدابن محمداشييلى متوفى .٦٥١ تلخيص كرده وابوعلى حسن بن عبدالعزيز فهرى در گذشته .٧٧٦ آنرا شرح كرده و سليمان بن داود غرناطى در گذشته .٨٣٢ بر آن تعليقاتى زده است (كشف الظنون ج ٢.١٦٧٣).
٤٧.ابوحامد محمد غزالى طوسى :از محققان و عالمان بزرگ اسلامى است غزالى از فقهاى شافعيه است و مدت زيادى به تدريس و تاليف منقول اشتغال داشت او بالاخره از مردم بريد به تهذيب و تصفيه نفس مشغول شد. ده سال در بيت المقدس دوراز چشم آشنايان[ بخود] پرداخت و كتاب معروف خود[ احياء علوم الدين] را بعدازاين دوره تاليف كرد غزالى زندگانى پرتحول و شگفتى دارد براى آگاهى گسترده نكاه كنيد به : غزالى نامه از مرحوم استاد همايى فراراز مدرسه زرين كوب و نيز به : تاريخ ادبيات درايران ج ٢.٩٢١ ريحانه الادب ج ٤.٢٣٧ روضات الجنات ج ٨.٣ البدايه والنهايه ج ١٢.١٧٣ شذرات الذهب ج ٤.١٠ طبقات الشافعيه ج ٦.١٩١ الكامل ج ١٠.١٧٣ الكنى والالقاب ج ٢.٤٩٢ مجالس المومنين ج ٢.١٩١الوافى بالوفيات ج ٣.٣٥٣ و ...
٤٨. احكام فى اصول الاحكام، اين كتاب در چهار قاعده تدوين يافته است ١. مفهوم اصول فقه ٢. درادله سمعيه . ٣. دراحكام مجتهدين ٤. در ترجيح . (كشف الظنون ج ١.١٧).
٤٩. على بن محمد آمدى :از عالمان مشهور قرن ششم هجرى است . وى در علوم مختلف اسلامى آگاهيهاى شايسته اى داشته و در بسيارى از آنها آثارى ارجمند برجاى نهاده است . رك :البدايه والنهايه ج ١٣.١٤٠ ريحانه الادب ج ١.٦٢ شذرات الذهب ج ٥.١٤٤ روضات الجنات ج ٥.٢٦٨ وفيات الاعيان ج ٢.٤٥٥ مراه الجنان ج ٤.٧٣الكنى والالقاب ج /٠٨/٢
٥٠. منابع شرح ابن حاجب را پيشتر نگاشتيم رك : شماره ٧.١٨.
٥١. ٥٢. حاجى خليفه مى گويد: [منتهى السئوال و مختصرابن حاجب] هر دو يك كتاب هستند (كشف الظنون ج ٢.١٨٥٣) مجموعه شرحهائى كه در متن مقاله آمده است در صفحات (١٨٥٣ - ١٨٥٧) كشف الظنون معرفى شده است .
٥٣. براى آگاهى از منابع شرح حال قطب الدين شيرازى رك شماره ٧ همين مجله .٣٢.
٥٤. منابع شرح حال شمس الدين اصفهانى را در شماره ٧.٣١. ببينيد.
٥٥ - ٥٦. منابع شرح حال اين دو محقق را در شماره ٩.٣٠ بنگريد.
٥٧ - ٥٨. منابع شرح حال اين عالم محقق را در شماره ٧.١٨ بنگريد.
٥٩. منابع شرح حال ميرزاجان باغنوى را در شماره ٩.٢٩. ببينيد.
٦٠. منهاج الوصول الى علم الاصول اين كتاب و نيز شرحهاى آن را حاج خليفه در ج ٢. كشف الظنون ١٨٧٨ - ١٨٨٠ معرفى كرده است .
٦١. منابع شرح حال بيضاوى در شماره ٩..
٦٢. المحصول فى اصول الفقه، كتابى است مفصل و مبسوط در علم اصول فقه كه عالمان زيادى آن را شرح كرده اند اين كتاب و شرحهاى آن در كشف الظنون ج ٢.١٦١٥ معرفى شده است .
٦٣. منابع شرح حال امام فخرالدين رازى را در شماره ٧.٢٥ بنگريد.
٦٤. منابع شرح ارموى را در شماره ٧.٢٤ بنگريد.
٦٥. جمع الجوامع فى اصول الفقه : كتابى است مختصر و مفيد اين كتاب بسيار مورد توجه محققان بوده و برآن شرحهاى بسيارى نگاشته اند شرحهاى اين كتاب در كشف الظنون ج ١.٥٩٥ معرفى شده است .
٦٦. تاج الدين عبدالوهاب سبكى : عالمى محقق فقيه اصولى مورخ است كه آثار نيكوئى در زمينه هاى مختلف اسلامى برجاى نهاده است : رك :الدر رالكامنه ج ٢.٤٢٥ شذرات الذهب ج ٦.٢٢١ ايضاح المكنون ج ١.٢٨١ هديه العارفين ج ١.٦٣٩ معجم المولفين ج ٦.٢٢٦.
٦٧. محمدابن احمد محلى شافعى : عالمى است فقيه مفسر متكلم اديب اصولى و داراى آثارى در موضوعات مختلف اسلامى . رك : شذرات الذهب ج ٧.٣٠٣ حسن المحاضره ج ١.٢٥٢ هديه العارفين ج ٢.٢٠٢ ايضاح المكنون ج ١.١٤٧ ج ٢.٢١ ٣٨٥ معجم المولفين ج ٨.٣١٠.