نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - شيوه نويسندگى و نگارش

شيوه نويسندگى و نگارش


به دنبال مشكلاتى كه درباره املاء فارسى مطرح كرديم تا حدى از شيوه مشكلات سخن گفتيم .اينك به آخرين بخش اين موضوع مى رسيم و آن را فعلا پايان مى دهيم . در شماره آينده به سبكهاى نويسندگى و نشر و شعر فارسى خواهيم پرداخت انشاءالله .

شيوه نويسندگى و نگارش
يكى از مشكلات املاء فارسى درست نوشتن كلمات عربى در زبان فارسى براى نوجوانان و جوانان و حتى بزرگسالان فارسى زبان است . قسمتى از اين مشكل مربوط است به مخارج حروف كه قبلا بدان اشارت رفت و به ندانستن اشتقاق كلمات و خويشاوندى لغات با يكديگر. مثلااگر محصل مدرسه بداند كه :انضباط - ضابطه - ضباط و مضبوط از ريشه (ضبط) گرفته شده است مشكلى در نوشتن اين نوع كلمات نخواهد داشت . بنابراين توجه به اشتقاق براى يادگرفتن املاء كلمات عربى بسيار ضرورى است .

ندانستن املاء كلمات و غلط كارى در نوشتن كه از آن گاه تعبير به [بيسوادى] مى شود نقيصه اى است كه بيش از آنچه ناخوشايند مى باشد زشت و غير منتظره مى نمايد. شادروان اقبال آشتيانى در مقاله خود تحت عنوان[ غلط املائى] چنين مى نويسد:[ ...اما تعجب دراينجاست كه غالب همين مردم كه براى رفع عيبجوئى ديگران در حفظ ظاهر گاهى از حد اعتدال نيز قدم فراتر مى گذراند هر روز در گفته و نوشته خود مرتكب هزار غلطانشائى واملائى مى شوند و متوجه نيستند كه به علت تقرير و تحرير نادرست و بى اندام تا چه حد مورد طعنه و مضحكه خاص و عامند و چون تاتر و تالمى هم از ين بابت ندارند بهيچ وجه در صدد رفع اين عيب بزرگ بر نمى آيند].... سپس مى نويسد:[ كسانى كه در نوشته هاى خود استمرارا مرتكب اغلاط املائى مى شوند و به اين عيب بزرگ كه به دست ايشان پرداخته مى شود پى نمى برند علاوه بر آنكه از آن درجه از ذوق كه مانع انسان از مرافقت با زشتى و نادرستى است محرومند از درك ننگ و عار نيز بى نصيبند و آن همت را ندارند كه زشتى و نادرستى را كه در وجودايشان هست و مسبب آن نيز خود آنانند و بخوبى مى توانند آن را رفع كننداز ميان بردارند و صحيح و سالم چيز بنويسند]. ١

آگاهى از ( علم اشتقاق ) - در حد لزوم - تااندازه اى ما رااز خطاء دراملاء و نگارش حفظ مى كند.

اشتقاق چيست ؟
[ اشتقاق دانشى است كه در آن از چگونى بيرون آوردن كلمه اى از كلمه ديگر گفتگو مى شود] موضوع دانش اشتقاق مفردات كلام از لحاظ مزبوراست بطورى كه ميان دو لفظ در معنى و تركيب تناسبى يافت شود و بين كلمه (مشتق ) و (مشتق منه ) در حروف اصلى موافقت وجود داشته باشد ٢اسمهاى مشتق از لفظ فعل اينها هستند:

مصدر اسم مره اسم نوع اسم مكان اسم زمان اسم آلت اسم فاعل اسم مفعول صفت مشبهه افعل التفضيل وامثله مبالغه .

مصادر فعل ثلاثى قياسى نيستند بلكه سماعى اند.

مصدرهاى غير ثلاثى قياسى هستند مانند: فعل كه از تفعيل گرفته شده : فرح ( از تفريح ) گاهى وزن تفعله دارد مانند (وسع )از (توسعه ) و قدم ( از تقدمه )اگر مهموزاللام باشد بر وزن (تفعله ) مى آيد مانند: وطا ( از توطئه ) واگر معتل اللام باشد به صورت[ تفعله] مى آيد: زكى (تزكيه ) واگراجوف باشد بر وزن (تفعيل ) مانند: تجويف و تقويم ماننداينها.

اين مصادر و مشتقات آنها در زبان فارسى فراوان بكار رفته است و دانستن خويشاوندى آنها با يكديگر و نيز معانى مصادر آنها به املاء وانشاء و فهم مطالب كمك زيادى مى كند.

مصادر ميمى چه آنها كه بر وزن (مفعل ) مى آيند مانند: منظر مضرب مرمى و چه آنهايى كه به وزو (مفعل ) مى آيند مانند: مجى ء - مرجع - مسير - مصير - مشيب - مرفهق و مقبل و نيز: موعد - مورد - موجل و چه مصادر ميمى كه از ثلاثى مزيد بر وزن مضارع مجهول باابدال حرف مضارعه به ميمى مضموم ساخته مى شوند مانند: منحدر مصطبر و مزدحم .

و نيزاسم مره مانند: ضربه اخذه و نيزاز ثلاثى مزيدها كه بر وزن مصدر آن به زياد كردن تاء در آخر آنها ساخته مى شوند مانند: التفايه انطلاقه .

همه از مشتقاتى هستند كه در زبان فارسى وجود دارد و بايد با آنها و ريشه و خويشاوندى و پيوند آنها با يكديگر آشنا شد.

در زبان فارسى نيزاشتقاق وجود دارد.

تمام مصدرها و افعال و صفات مشتق و ...از دو ريشه هر فعل ساخته مى شوند مانند: دو ريشه (رو - رفت ) كه اولى را ريشه اول يا ريشه امر يا مضارع مى گويند و دومى را ريشه ماضى مى گويند.

از ريشه امر فعلهاى مضارع اخبارى والتزامى مانند: (مى روم ...) و (روم ... يا بروم ) فعل امر (رو... يابرو) صفت فاعلى يااسم فعال (رونده ) صفت مشبهه (روا)اسم الت (روروك ) واسمهاى مركب (پياده رو. سواره رو و ...)اسم مصدر: (روش ) ساخته مى شود.از ريشه دوم يا ماضى فعلهاى ماضى ساده و ماضيهاى ديگر واسم مفعول صفت مفعولى - مصدر اسم مصدر اسمهاى مركب و ... ساخته مى شود.

مانند: رفتم - رفته ام - رفته بودى - رفته - رفتن - رفتار - آبرفت و ....

اما تفاوت مشتقات در زبان عربى و فارسى درين است كه چون شناختن خويشاوندى كلمات عربى با حروف غير فارسى در نوشتن ايجاداشكال مى كند و بايد محصل مثلا: منثور رااز منصور و مامول رااز معمول به قياس عبارت و جمله و معانى و موارداستعمال آنها باز شناسد و به ريشه هر دو واقف شود تااز بى املائى بر كنار ماند بدين جهت بايد با درس عربى واشتقاق بويژه آشنائى پيدا كند.

اما شناختن مشتقات زبان فارسى اگر ضرورت دارد ولى در نوشتن آنها ظاهرا ضرورت دارد ولى در نوشتن آنها ظاهرااشكالى از جهت املاء پيش نمى آيد.

مشكل ديگر دراملاء فارسى نوشتن صحيح كلمات متشابه است كه چون براى فارسى زبانها حروف آنها يكسان تلفظ مى شود تنهااز سياق عبارت و قياس در جمله مى توان به معانى آنها پى برد مانند:

اثاث "اسباب و وسائل خانه اساس : پايه .

ابلغ " رساتر - بليغتر.ابلق " سياه و سفيد.

اثرات " نشانه ها. عثرات : لغزشها.

اثل " شوره گز .اصل " ريشه و گوهر.

آثم " گنهكار . عاصم " نگهبان .

اريكه " تخت . عريكه " خوى و منش .

عرض " پهنا اظهار كردن .ارض " زمين ..

اين مشكل وقتى بيشتر مى شود كه كلمات عربى در كنار كلمات فارسى مى نشيند مانند: عرض وارض وارز ( ارزش اسعار بانكى ).

بحار (به كسراول ) درياها . بهار (فصل اول سال ).

بحر " دريا . بهر " براى - قسمت - نصف گره .

بهاء " روشنى . بها " قيمت .

ضخم " كلفتى . زخم " جراحت .

ضمين " عهده دار ضامن . زمين (فارسى ) "ارض .

راضى " خشنود.رازى (منسوب به رى )اهل رى .

داعى " دعاگو - دعوت كننده .دائى "برادر مادر. بحل " بخشيند. بهل (فارسى ) " رهاكن واگذار.

مطلب ديگر كه آشنائى با آن به املاء واشتقاق كلمات عربى معمول در زبان فارسى كمك مى كند:ابدال است مانند: صلح كه در باب افتعال تبديل به اصطلاح - و ضرب كه در همين باب تبديل به اضطراب - و ضنع ك هدر باب افتعال تبديل به اصطناع مى شود و دعا ذكر و زاد كه وقتى به باب افتعال برد مى شود تبديل به ادعاء اذكار و ازديدا و دخر كه تبديل واذحار و صك كه تبديل به اصطكاك مى شود و ماننداينها كه تنها فعلا اشاره اى كافى است .

در زبان فظحسى نيزابدال وجود دارد چنانكه (وام ) به صورت :ايام - افام - بام - فام و نيز حرف اضافه (با) به صورت :ابا - فا - وا و نيز كلمه : پيروز فيروز - فام (رنگ ) به صورت بام و پام نيز تبديل شده و در كتابهاى لغت و لهجه ها گاه ديده مى شود. مشكلات ديگرى نيز در املاء فارسى وجود دارد كه دراين مقالات آينده از آنها سخن خواهيم گفت ( انشاءالله ...).

--------------------------------------------------------------------------------

پاورقيها
١. نمونه هايى از نثر فصيح فارسى معاصر ص ٤٠.

٢. لغتنامه دهخدا ج .اول .