نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - دستورالعمل ها ٩
نامه اى از حكيم متاله فقيه متبحر
محمد بن آقا ملامحمد رفيع گيلانىمعروف به[ بيدآبادى]
حكيم متاله عارف واصل فقيه بيدار دل مرحوم آقا محمدابن آقاملا محمد رفيع گيلانى مشهور به بيدآبادى ازاعاظم حكماء و بزرگان عرفاء حوزه هاى علميه در قرون اخيراست .
آفاق زندگى اين بزرگ مرد فراتراز آن است كه دراين سطور بگنجد و گسترده فضائل او در قلمرو و قلم بيايد. تنها به گوشه اى از آثار وجودى اواشارتى كرده تا خوانندگان به اهميت و والايى اين دستورالعمل بيشتر آگاه گردند.
پدراو ملا محمد رفيع گيلانى كه از فضلاى گيلان و برخورداراز ورع و اجتهاد بوده است از گيلان به اصفهان هجرت و در آنجا وفات كرده است
(آقا محمد) در دامن چنين پدر و در بستر علمى - تربيتى حوزه اصفهان آن زمان كه رونقى بسزا داشت به تحصيل علم و كمالات پرداخت .او با ذهن وقاد و روح حق جويش در درس بزرگان فقهاء حكماء و عرفاء آن زمان حضور بهم رسانيده و حقايق حكمى و علمى را بخوبى فرا گرفت .
او علم را با عمل بگونه اى آميخت كه در زهد و ورع و تقوى سرآمد زمان خود و حتى صاحب كرامات گرديد. در تواضع و زهداو داستانها نوشته اند. با آنكه در زمان خودازاعلام و مورد توجه خاص و عام بود بگونه اى كه مقامات حكومتى آن زمان در تلاش براى تقرب به او بودند زندگى ساده و بى پيرايه و سختى راانتخاب كرده بود. همين زهد و سخت زيستى و روى گردانى از متاع دنيوى وجوداو را شايسته پذيرش فيوضات ربانى گردانيد. در دورانى كه زندگى بر مردم سخت شده بود و مردم اصفهان از نظر معيشت در تنگنا قرار گرفته بودند به مدت شش ماه براى همدردى با مردم خوراك خود و خانواده اش هويج خام يا پخته قرار داده بود و با شادمانى و حرص به خوردن آنها مى پرداخت . ساده زيستى و تواضع او بگونه اى بود كه با وجود آن همه مقام و موقعيت از سوار شدن برالاغ رعيتى و رفتن بيرون با آن ابائى نداشت.
پرتوى از آفاق وجودى او:
در دوران زندگى پر بركتش افزون بر تربيت شاگردانى بلند مقام (كه نام آنها خواهد آمد) دو كار مهم و بى نظيرانجام داد.
الف :احياء حكمت متعاليه يا فلسفه صدرايى .
فلسفه صدرالمتالهين در آن دوران مورد توجه نبود.او شاگردانش را متوجه اين گنجينه گرانبها نموده و بااين سرچشمه سرشاراز علوم و معارف عرشى آشنا كرد. زمانى نگذشت كه كتب ملاصدرا بوسيله[ ملا على نورى] دست پرورده [ آقا محمد] جزء متون عالى درسى در حوزه اصفهان و حوزه هاى ديگر گرديد.
استاد مطهرى در كتاب خدمات متقابل اسلام وايران دراين باره چنين مى گويد:
[ انديشه هاى[ صدرا] تدريجا شناخته شد و روآمد ظاهرا آن دهانه فرهنگ كه اين آب جارى زيرزمينى از آنجا كاملا ظاهر شد و بر همه پديدار گشت مرحوم آقا محمد بيدآبادى است] .
درباره چگونگى احياءاين فلسفه و نقش آن در حوزه هاى علميه سخنان دلپذيرى است كه مقام ديگرى مى طلبد.
ب : پى ريزى عرفان شيعى يا شرعى :
برخى از مورخين تاريخ حكمت[ آقا محمد] را بنيانگذار روش عرفانى نوى مى دانند كه از ويژگى هاى خاصى برخوردار بوده است .اين شويه عرفانى بوسيله مرحوم سيدمهدى بحرالعلوم و مرحوم كربلايى و ملاحسينقلى همدانى نشر و تكامل يافت .
استاد آشتيانى دراين باره چنينمى گويد:
[آقامحمداز نوادر دوران اخير و در علم و سلوك داراى مقامى رفيع و كم نظيراست و در تحرير مسائل عرفانى داراى قلمى رسا و روان و شيوا و در فارسى نويسى چنان مسلطاست كه درانسان اعجاب بوجود مى آورد. سلسله عرفاء متشرعه ساكنان اعتاب مقدسه مثل آقا ميرزا على آقاى قاضى و سيداحمد تهرانى كربلائى مشهور به واحدالعين و ملاحسينقلى همدانى و سيدمهدى بحرالعلوم و آقا سيد مرتضى كشميرى و آخوند ملافتحعلى سلطان آبادى عراقى و غيراينهاازاكابر عرفاء به[ آقا محمد] منتهى مى شود و[ آقا محمد] شعله تابناكى بود كه مستعدان را به سلوك راه معرفت و توحيد هدايت نمود و شرح فصوص و مصباح الانس و تمهيدالقواعد و ديگر آثار در عرفان نظرى را دراصفهان تدريس مى نمود. و حقير گمان بلكه يقين دارد كه ميرزا عبدالجواد شيرازى عارف مشهوراز شاگردان[ آقا محمد]است . ما مدتهااين فكر بوديم كه آيا سلسله مدرسان عرفان در عصراخير بعداز ميرزا عبدالجواد به چه شخصى منتهى مى شود؟ بعداز مراجعه به آثار مختصرى كه فعلااز[ آقا محمد] در دست داريم (و شواهدى ديگر) فهميديم كه آن حضرت در عرفان سرآمد متاخران است] .
درباره ويژگيهاى شيوه عرفانى او مطالبى ظريف و سودمنداست كه مقام ديگر مى طلبد تنها دراينجا به يك مطلب اشاره مى كنيم .
وصف شيوه عرفانى او را به شرعيت نه بدين معنااست كه[ عرفان] پيش ازاو خلاف شريعت بود كه آن عرفان نيز خاستگاهش قرآن و گفتار نبوى بوده است بلكه در شيوه عرفانى[ آقا محمد] ظواهر مكتب و عمل به آن معبر شهود حقايق و رسيده به لقاءاست و ساختار و ساختمان اين شيوه را سنت پيامبراهل البيت و قرآنى كه زبان آن آل رسول اند تشكيل مى دهد.
[آقا محمد] در فقه نيز از مقام شامخى برخوردار و داراى حوزه درسى مهمى بوده است . نماز جمعه را واجب عينى مى دانست و براى اقامه آن - چون دراصفهان نماز جمعه برگزارمى شده است و بايد بين دو نماز جمعه حداقل يك فرسنگ فاصله باشد - به قريه رنان از بلوك ماربين اصفهان رفته و در آنجا نماز جمعه بجا مى آورده است .
دست پروردگان او
نفس مسيحائى[ آقا محمد] وجودهاى مستعد را به حوزه درسى خود جذب و معادن وجودى آنان را كشف و جهت داده و آنان را بر زندان تن مسلط كرد.او هم انديشه هاى ژرف نگر تشنه را علوم و معارف دقيقه سيراب و هم دل هاى سوخته را با دميدن كيمياى عشق كامياب مى ساخت .ازاينرو شاگردانى در حوزه
درسى و پرورشى او تربيت شدند كه هر كدام از ستارگان درخشان تاريخ حوزه هاى علميه اند. برخى ازاسامى آنها را در اينجا مى آوريم .
١- حكيم بزرگ[ ملا على نورى] (م ١٢٦٤).
٢- ملا محراب گيلانى حكيم و عارف مشهور (م ١٢١٧).
٣- حاج محمدابراهيم كلباسى فقه واخلاقى بلند مرتبه .
٤- ميرزاابوالقاسم مدرس خاتون آبادى (م ١٢٠٢).
٥- سيداسماعيل ابن سيد مرتضى ابن سيد نورالدين على جزايرى .
٦- آقا ميرسيدعلى ابن مير محمد باقر ميرحمد صادقى .
٧- ميرزا محمد مهدى شهيدى .
٨- آقا سيدصدرالدين محمد دزفولى كه گويند جانشين آقا محمد بوده است .
٩- ملا عبدالكريم اشراق قاينى .
١٠- سيدحسين قزوينى صاحب معارج الاحكام و فقيه بزرگ حوزه هاى تشيع از دستورالعملهاى باقى مانده بر مى آيد كه ايشان نيز راهنمائى هاى اخلاقى و دستورالعملهاى عرفانى از[ آقا محمد] مى گرفته است .
١١- ميرزاى قمى صاحب قوانين الاصول دستورالعملى از[ آقامحمد] خطاب به ايشان باقى مانده است .
١٢- ملا نظرعلى گيلانى .
١٣- بعضى ملامحمد مهدى نراقى را نيزاز شاگردان[ آقا محمد] شمرده اند.
آثار و تاليفات او
شيوه او نوشتن كتاب نبوده است او به تاليف كتب انفس مى پرداخت معارف و حقايق را در صفحه خرد ولوح دل خود گرايان و عاشقان با قلم قدسى روح ربانى خود مى نگاشت .
ازاينرو آثار قلمى و كتابهاى كاغذى اندكى ازاو باقى مانده است همين آثار قلمى باقى مانده نيز بيشتر دستورالعملهائى مى باشند كه براى راهيان سلوك نوشته است . آثارى را كه مااز آنها آگاه شديم بقرار ذيل است .
١- رساله مبدء و معاد:
اين رساله در برخى فهرست ها بنام رساله توحيديه ضبط شده است و در جلد چهارم منتخباتى از آقار حماى الهى ايران بچاپ رسيده است .
٢- تفسيرى درباره قرآن :
كه با قلمى بسيار زيبا بزبان عربى نگاشته شده است .
(كتابخانه مركزى دانشگاه تهران - نسخه شماره ١٨٥٤. فهرست دانشگاه ٤٤٨:٨ گويا درس تفسيراو در مدرسه حكيم اصفهان بوده است ).
٣- رساله[ حس و دل]
مجلس نسخه هاى خطى :٥ ١٧٧٩ در پنجاه و سه برگ .
٤- رساله اى در سير و سلوك :
در پاسخ ميرزاى قمى صاحب قوانين به عربى . فهرست ادبيات دانشكده ادبيات (١٦٥:١).
٥- رساله اى در سير و سلوك فارسى :
نامه اى است كه در پاسخ سيدحسين قزوينى از بزرگان فقهاء هم عصر خويش (صاحب معارج الاحكام ) نوشته شده است .
٦. رساله اى در طريق تخليه و تحليه و آداب سلوك
حواشى و تعليقاتى براسفار و برخى كتب حكمى و عرفانى داشته اند كه در دسترس بعضى شاگردان او بوده است . و به آن حواشى در آثارشان استناد كرده اند. بعنوان نمونه ملا عبدالله زنوزى در لمعات الهيه .٤٢٥ مطلبى را در تفسير معناى حيات از حواشى اسفار[ آقا محمد] به نقل از شاگرد برجسته او[ ملاعلى نورى] آورده است .
براى آشنائى بيشتر با زندگى اين بزرگمرد (به كتاب هاى : روضات الجنات ج ٧.٦٢٤ منتخاباتى از آثار حكماءالهى ايران ج ٤ تاريخ حكماء و عرفا.١٥١اعيان الشيعه ج ٤٥.٣٢١ تذكره القبور طرائق الحدائق ج ٣.٤٨٣ مكارم الاثار ج ١ خدمات متقابل اسلام وايران .٥٩٤. مراجعه شود.
بسم الله الرحمن الرحيم
يا اخى و حبيبى ان كنت عبدالله فارفع همتك و وكل اليه امر مايهمك
اى برادر و دوست من اگر بنده خدايى همت بلنددار و كارهائى كه نزد تو مهم است واز سلوك بازت داشته و تو را مشغول كرده است به او واگذار تا توانى همت خود را عالى نما[ لان المرء يطيژ بهمته كمايطيرالطير بجناحيه] . ١
(زيرا آدمى با همت خود پرواز مى كند واوج مى گيرد چنانچه پرنده با دو بالش ).لام همت آنم كه زير چرخ كبود