اخلاق - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - تجربهاى فراموش ناشدنى - كيلى بوروس

تجربه‌اى فراموش ناشدنى
كيلى‌ بوروس

براى كسى كه سال‌ها عضوى از اكثريت دينى و فرهنگى كشور نيوزيلند[٣] بوده، گذراندن ده روز در ايران به عنوان يك مسيحى و كسى كه زبان اول او انگليسى است تجربه‌اى فراموش ناشدنى است. اين مايه‌ى تعجب و البته افتخارى بزرگ براى من بود كه دعوت شدم تا در همايشى بين‌المللى درباره‌ى اخلاق عملى و سيره‌ى پيامبر اعظم صلى الله عليه وآله شركت نمايم. اين گردهمايى با ميزبانى دانشگاه اصفهان، بخشى از مجموعه كنفرانس‌هايى بود تا انتخاب اصفهان را به عنوان پايتخت فرهنگى جهان اسلام گرامى بدارند. غالب ميهمانان شركت كننده در كنفرانس ايرانى بودند، با اين حال، از كشورهاى مراكش، سوريه، اردن، و عراق نيز نمايندگانى حضور داشتند. نيوزيلند دو نماينده داشت؛ من و آقاى دكتر عبدالمنعم ناصر كه مرا در اين سفر همراهى مى‌كرد. به عنوان يك مسيحى، ارسال مقاله به كنفرانسى كه موضوع اصلى آن پيرامون پيامبر اعظم صلى الله عليه وآله بود يك چالش واقعى بود. اما من با راهنمايى دوست خردمند و قابل اعتمادم[٤] مقاله را با ارجاع به چند پيامبر نوشتم كه مشتمل بر حضرت عيسى مسيح عليه السلام نيز بود. از اين رو، مقاله را با استقبال و ميهمان‌نوازى گرم حضرت ابراهيم عليه السلام از سه ميهمان بهشتى او كه داستان مشهورى در انجيل (سفر پيدايش ١٦ - ١ : ١٨) و قرآن مجيد (٧٣ - ٦٩ : ١١) است آغاز نمودم و پيرامون ميهمان‌نوازى و پذيرش يكديگر )Hospitality( و فهم متون مقدس مطالبى را بيان كردم. به عنوان يك رفتار معنوى - كه ما را به سوى «امنيت و شناختن يكديگر» رهنمون سازد - و براى پذيرش آنان كه بسيار متفاوت از ما هستند، مثال‌هاى جالب و حيرت‌انگيزى در زندگى عيسى مسيح عليه السلام و حضرت محمد صلى الله عليه وآله و در تاريخ مسلمانان و مسيحيان وجود دارد. ما بايد در جهان پر دغدغه‌ى امروز كه آرا، عقايد و سلايق مختلفى حكم‌فرماست در كنار يكديگر زندگى كنيم. در اين ميان، دو گروه مسلمانان و مسيحيان، به عنوان مؤمنين به خداى يكتا، مسؤوليت بزرگى بر عهده دارند ؛ اين كه «پذيرش قلبى يكديگر» را نهادينه سازند و نسبت به هم بر همين اساس رفتار نمايند. اين مهمان‌نوازى و پذيرش يكديگر دقيقاً همان چيزى بود كه من در طول ده روز اقامتم در ايران در وسعتى بزرگ مشاهده نمودم. پذيرايى گرم و صميمانه و سخاوت و علاقه‌ى فراوان مردمى كه از فرهنگ و پيشينه‌اى بسيار متفاوت از فرهنگ و پيشنه‌ى من برخوردار بودند عميقاً مرا تحت تأثير قرار داد. در ميان خاطرات فراوان و تجارب ارزشمند و جالبى كه در ايران داشتم، فرصت يافتم تا در جمع هزاران نمازگزار زن و مردى كه جهت اقامت نماز جمعه در ميدان با شكوه امام اصفهان تجمع كرده بودند حضور يابم. در سفر به ايران، بسيار تحت تأثير حرف‌هاى كليشه‌اى بودم كه رفتار عموم مردم را شكل مى‌دهد؛ رفتارهايى كه بيشتر متأثر از رسانه‌هاى گروهى است. بسيارى از سؤالاتى كه درباره‌ى غرب از جانب ايرانيان متوجه من شد نشانگر عدم تمايز آنان بين «غرب» با «غربى» و «مسيحيت» با ايالات متحده آمريكا و سياست‌هاى خارجى آن و رفتارهاى هاليوودى آنها و برابر دانستن اين دو بود. من اميدوارم توانسته باشم تا حدى اين تصور غلط را اصلاح كرده باشم. از ديگر سو، با كليشه‌هايى مواجه بودم كه از خاورميانه و جوامع اسلامى در اذهان مردم جامعه‌اى كه من به آن تعلق دارم شكل گرفته بود؛ كليشه‌هايى كه تصور نادرستى از مسلمانان و خاورميانه براى آنان ساخته بود. بر اساس اين كليشه‌ها من قصد سفر به مكانى خطرناك را داشتم، اما در حقيقت، من در خيابان‌هاى اصفهان و تهران نسبت به برخى از قسمت‌هاى آكلند احساس امنيت بيشترى مى‌كردم. پيش‌فرض نادرست ديگر مربوط به نقش زنان در جوامع اسلامى بود. البته بايد اذعان كنم كه مدت زمانى به طول انجاميد تا به «چادر مشكى» عادت كنم، اما پس از چند روز كاملاً با آن خو گرفتم. بسيار مهم‌تر اين كه زنان بيش از ٦٥% دانشجويان را در ايران شكل مى‌دهند. آن عده‌اى كه من ملاقات كردم پيامى حاكى از ضريب بالاى زيركى و انديشمندى خود را به من منتقل نمودند؛ همان ضريبى كه ما در كشورمان براى دانشجويان دختر در نظر مى‌گيريم. غالب اوقات بزرگ‌ترين ارزش كنفرانس‌ها يا گردهمايى‌ها تنها محدود به برنامه‌هاى داخلى و كنفرانس نيست، بلكه مربوط به وقايعى است كه پيرامون آن به وقوع مى‌پيوندند. به هنگام صرف غذا و در آمد و شدهايى كه از محل كنفرانس به ديگر اماكن صورت مى‌پذيرفت، زمان‌هاى بسيارى بود كه با يكايك مردم صحبت كنم ؛ مردمى كه تجارب زندگى آنان از تجربه‌ى زندگى من بسيار متفاوت بود. در ميان اين تفاوت‌هاى عظيم، زمينه‌ى مشترك اعجاب انگيزى نيز مشاهده مى‌شد؛ اشتراك در انسانيت؛ البته با تمام بيم و اميدهاى مربوط به آن و آرزوى عميق همگانى با هدف زيستن تحت اراده و مشيت عالى خداى قادر و متعال.
پی نوشت ها:
[١] عنوان يادداشتى است از اسقف بوروس كيلى كه پس از بازگشت وى از اصفهان در روزنامه المجدد (ارگان محلى مسلمانان آكلند نيوزيلند)، شماره ٣٣، مارس ٢٠٠٧ م / صفر ١٤٢٨ ق منتشر شده است. وى در سال ١٣٨٥ ش به منظور شركت در همايش بين المللى پيامبر اعظم‌صلى الله عليه وآله به اصفهان سفر كرده بود. [٢] آقاى بوروس كيلى از اسقف‌هاى مسيحى است كه حدود ١٣ سال در كليساى انگليكن در نيوزيلند، شهر آكلند در كليساى هاويك پاكورانگا مشغول به انجام امور و مناسك دينى است. [٣] نيوزيلند يا زلاند نو كشورى است كه در شرق استراليا و در اقيانوس آرام جنوبى‌قرار دارد. جمعيت اين كشور حدود چهار ميليون نفر و مساحت آن ٦٨٠/٢٦٨ متر مربع است. آب و هواى آن اقيانوسى معتدل و زبان رسمى آن انگليسى است. استاندارد زندگى در اين كشور بسيار بالاست، به طورى كه در بررسى‌هاى اخير در مقام دهم جهان و بالاتر از استراليا قرار دارد. [٤] حجة الاسلام والمسلمين آقاى حبيب اللَّه ارزانى كه به‌عنوان نماينده‌ى سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى در سال ٢٠٠٥ و ٢٠٠٦ عهده دار مسايل شيعيان و ارتباطات اسلامى با مسلمانان و غير مسلمانان بوده است.