اخلاق - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - سرمقاله - هادی زاده مجید
هادی زاده مجید
بسمهتعالی
ألحمدلله الّذی زیّن نبیّهُ بمکارم الأخلاق و أدّبه باحسن الآداب و صلواته و صلوات الملائکة علی جمیع الأنبیاء ولا سیّما خاتمهم و أفضلهم و أکملهم و اعقلهم محمّد و آله الطّیبین الطّاهرین المظهرین لأمره.
اخلاق گلواژهای است که از آغازمورد تقدیس و تکریم بشریت بوده و هست و چنان جایگاه رفیع و ارزشمندی دارد که مخالفان و معاندان پیام آوران وحی و ناجیانِ انسان و هدایتگران جامعهی بشری در مصاف با انبیای عظام از هر حربه و ابزار تبلیغاتی که برای آنان میسّر بود و در اختیار داشتند استفاده میبردند تا صدای حقیقت طلبانهی پیامبران به گوش انسان تشنهی معارف و کمالات نرسد و حتّی از ابزاری چون نسبت و اتهام دیوانگی و ساحری نیز دریغ نکرده و اندیشه و فکر و آنان را نشانه گرفته و مورد دشنام قرار میدادند، با این وجود، در حوزهی اخلاق هیچگونه اتّهامی را به ساحت پاک و مطهّر پیامبران وارد نکردند و یا دست کم اندک شماری که اقدام به چنین عمل شنیعی کردند خود مورد نفرت قرار گرفتند، که این خود نشان دهندهی اوج قداست اخلاق در بین تودهی افراد، اعّم از خُرد و کلان، تحصیل کرده و بیسواد و شهری و روستایی است.
تنها حربهی مبارزاتی فرعونِ بد طینتِ طغیانگر در مصاف با موسای پیامبر، ساحر خواندن او بود، نه آنکه موسی انسانی فحّاش و بد اخلاق و دارای سابقهی غیر اخلاقی باشد. حضرت لوط که در زمانی به سر میبرد که لواط رواج داشت و بیشتر افراد جامعه به این امر ضد اخلاقی مبتلا بودند، در مبارزه و برخورد جدّی با قوم خویش هیچگاه متهم به فساد اخلاقی نگشت. پیامبر گرامی اسلام٩ در طول بیست و سه سال دعوت الهی خویش، چه زمانی که در مکّه در بدترین شرایط ممکن به سر میبرد و چه در مدینه که پایگاه حکومت خود را استوار ساخت، هیچگاه از طرف دشمنان خود، حتّی دشمنان لجوج و عنودی چون ابوجهل و ابولهب، به فساد اخلاقی متّهم نگردید. موارد تاریخی از این دست فراوان یافت میشود که ذکر آنها در این مجال سبب تطویل کلام خواهد بود.
آنچه از مجموع این امور به دست میآید، بیانگر جایگاه رفیع اخلاق در بین جامعهی بشری، حتّی کسانی است که خود متّصف به ملکهی اخلاقی نبودهاند. بر همین اساس بود که پیامبران نیز برای نفوذ در دلهای سالم و فطرتهای حقیقت طلب و وجدانهای تشنهی معارفِ زلال الهی تمام تلاش خود را از طریق اخلاق و ترویج آن به کار میبردند. البته ناگفته نماند که توجّه به امور عقلی و استدلالات برهانی و منطقی نیز در بین خواص و تأثیرات غیر قابل انکار آن هیچگاه مغفول نبوده و نیست.
از این رو، شایسته است که مُبلّغان دین و مُتولّیان فرهنگ و ادب تمام جَهد و جُهد خویش را مبذول داشته، از تأثیر شگرف اخلاق در رفتار و گفتار و اندیشهی تودهی طالب و حتّی گروه گریزپای از عرصهی معنویت غافل نمانده و از این عنصر بیبدیل و کیمیای سعادت بهترین و بالاترین بهره را ببرند.
به همین منظور، فصلنامهی علمی ــ پژوهشی اخلاق که به همّت معاونت پژوهشدفتر تبلیغات اسلامی شعبهی اصفهان سالیانی است به صورت فعّال و پر نشاط وارد این عرصه شده است، تمام وجههی همّت خویش را برای نیل به این هدف مصروف داشته و از تمام صاحبنظران و نویسندگان محترم و کارشناسان عزیز عرصهی اخلاق پژوهی و نظریّهپردازان خلاّق در پهنای ادب و اخلاق دعوت به همکاری مینماید.
انتشار شمارهی بیستم این فصلنامه مقارن ایّامی است که یادآور ظهور و بروز اخلاق انسانی ــ به معنای کامل و مجسّم آن ــ در وجود ذی جود سیّدالشهداء علیه و علی آبائه و اتباعه آلاف التحیة والثناء و اصحاب گرامی آن حضرت است. زیبنده است که عاشورا را از سویی تبلور کامل فضایل اخلاق انسانی در گروه به حسب ظاهر اندک و به وسعت هستی در حقیقت یاران سیّدالشهداء دانست، و از دیگر سو، تبلور کامل رذایل اخلاقی در جبههی مخالف بر شمرد که حقیقتاً وبه شهادت تاریخ هیچگاه انسان به این مقدار از رذالت نرسید و نخواهد رسید.
امید آنکه ما نیز از فضایل اخلاقی آن امیر عشق و فضیلت و سفینهی حق و حقیقت و مصباح نور و هدایت جرعهای بنوشیم و سرمست، از اغیار جدا و به حقیقت اهل قُرب متصل گردیم.
سردبیر