آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - با تحفة الحرمين در سفر حج - دوغان اسراء
با تحفة الحرمين در سفر حج
دوغان اسراء
##ترجمه سجاد اصفهانى##
MANZUM VE MENSUR OSMANLIHAC SEYAHATNAMELERI
VE
NABIصNIN TUHFETUصL-HARAMEYNصI
Doc. Dr. MENDERES COSKUN
يوسف نابى (١٦٤٢ - ١٧١٣/ ١٠٥٢ - ١١٢٤) شاعر برجسته ترك, يك اثر سفرنامه اى از سفرِ حج خود برجاى گذاشته و به آن عنوان تحفة الحرمين داده است. سفر حج وى به سال ١٦٧٩/١٠٩٠ بوده, اما گويا تدوين نهايى اين اثر سه سال بعد, يعنى در سال ١٦٨٢ يا ١٦٨٣/ ١٠٩٤ يا ١٠٩٥ صورت گرفته باشد. وى از خاندان حاجى غفارزاده ها است و پدر و پدر بزرگ و خواهرش هم به حج مشرف شده بودند.
قاموس الاعلام ذيل نام وى مى نويسد: (يوسف نابى از بزرگترين شاعران عثمانى و از عُرْفه (منطقه اى در جنوب شرقى تركيه) بود كه در دوره سلطان محمد چهارم به استانبول آمد. وى مصاحب مصطفى پاشاى عثمانى بود و با حمايت وى به سفر حج مشرف شد.) از نابى ديوانى برجاى مانده و از آن چنين به دست مى آيد كه داراى اشعارى زيبا و نغز بوده و از امثال و حكم در آن زياد بهره برده است. از وى به جز ديوان, آثارى چون تحفه دلكش نابى, خيريه, خيرآباد, غزانامه, و تحفة الحرمين برجاى مانده است. ١ از وى كتاب هايى هم با عناوين فتح نامه كمانى چه, سورنامه, و ديوان شعر برجاى مانده است. نابى ديوان فارسى هم دارد.
كتاب تحفة الحرمين, سفرنامه اى ارشمند, بلكه اثرى ادبى است و به همين دليل به عنوان يك سياحتنامه ادبى شناخته شده كه تعداد زيادى ابيات فارسى در آن به كار رفته است. گفتنى است كه شاعران تركى كه به زيارت حج مى رفتند, نگارش سياحتنامه ميانشان مرسوم نبود, اما نابى پس از آمدن به اين سفر و ديدن اماكن مقدسه فراوان, علاقه مند شد تا يك گزارش ادبى از آنها بنويسد. هدف وى آن بود تا متن وى براى كسانى كه تا آن روز به حج مشرف نشده اند, شوقى براى اين سفر در وجودشان پديد آورد, و حتى آنان كه قبلا رفته اند, شوقى مجدد در وجودشان ايجاد شود. در اصل هدف او از نگارش اين اثر, يك هدف دينى بود و انتظارش هم از پروردگارش آن بود كه به خاطر نگارش اين اثر, از گناهان او درگذرد.
گفتنى است كه نابى, شاعرى بود كه بيشتر شعر حِكَمى مى سرود و در اين زمينه شاعرى طراز اول به شمار مى آمد. طبعا چنين شخصى, وقتى سياحتنامه بنويسد, بايد در انتظار يك اثر ادبى جالب بود.
اشاره شد كه وى اشعار زيادى به زبان فارسى در تحفة الحرمين آورده كه غالب آنها از محيى لارى (م ٩٣٣) و جامى (م ٨٩٨) است.
نابى خود سخت شيفته اين سفر روحانى و معنوى شده و در شعرى مى گويد:
هزار حيف و هزاران دريغ و صد افسوس
كه آندا اُلْمايا مصروف عمر بى ناموس
ولى ّ نعمت نابى در دربار عثمانى, يك پاشاى صاحبِ نفوذ با نام مصاحب مصطفى پاشا, از پاشاهاى معروف عثمانى بود. وى از او اجازه سفر گرفت و در همان حال يك قصيده عالى همراه با نقاشى برخى از آثار حرمين به سلطان محمد چهارم عثمانى تقديم كرد. مع الاسف چيزى از اين قصيده نمانده و تنها برخى از نقاشى هاى آن همراه با ابياتى كه در كنار آنها آمده در ديوان وى برجاى مانده است. سلطان محمد چهارم, ضمن نامه اى به عبدالرحمان پاشا (م ١٦٩١ / ٣-١١٠٢) حاكم مصر, دستور داد همه امكانات لازم را براى نابى فراهم سازند و از وى استقبالى شايسته به عمل آوردند. نابى با كاروانى كوچك راهى حج شد و هر كجا كه وارد مى گشت, مورد استقبال امراى محلى قرار مى گرفت و آنان نيازهاى وى را رفع و رجوع مى كردند. اين كاروان كوچك از راه اصلى حج نرفت, بلكه به هدف ديدن قاهره و قدس, مسير ديگرى را انتخاب كرد. امراى قاهره و قدس هم مايل بودند تا نابى به ديار آنان بيايد و ديدنى هاى بلاد آنها را هم در نوشته خويش وصف نمايد. بعدها نيز نابى نام آن اميران را در سفرنامه خود آورد و از ايشان سپاسگزارى كرد. وى اصل كتاب را به سلطان محمد چهارم هديه كرده و سلطان در مقابل, خلعتى با پوست سمور و هداياى ديگر به وى اهدا نمود.
قرن هفدهم در مقايسه با قرن پيش از آن, ناامن تر بود و نابى راه دولتى را كه هم امن تر و هم كوتاه تر بود, كنار گذاشت و از راهى كه طولانى تر و پرخطرتر بود, براى رفتن به قاهره و قدس, استفاده كرد. همان گونه كه گذشت دليل آن ديدن قدس و شهرهايى مانند عُرْفه بود. او در مقدمه مى گويد: من بر آن بودم تا اماكن مقدسه و متبركه را كه عبرت براى ناظرين است, وصف كنم.
سفر نابى يك سال (٨٠-١٠٧٩) به درازا كشيد. آن زمان نابى ٣٧ سال داشت و حركتش را از استانبول آغاز كرد. اولين منازل در نزديكى استانبول, شهرهاى قارتال, ازنيق, و اسكى شهر بود. او سپس به زيارتگاه سيد غازى (از بزرگان دولت عثمانى) رفته آنجا را زيارت كرده و در ادامه به آق شهر رفت. در آنجا قبر شيخ محمد حيرانى (م ١٢٦٨) را زيارت كرد. در همان جا قبر سيد نعمت الله نخجوانى (م ١٤٩٦) قرار داشت كه آن را هم زيارت كرد. وى سپس به قونيه رفته, قبر مولانا (١٢٠٧ - ١٢٧٣), پدرش بهاءالدين (م ١٢٣١) و پسرش سلطان ولد (١٢٢٦ - ١٣١٢) صلاح الدين زركوب (م٤-١٢٦٣) حسام الدين چلبى (م ٥-١٢٨٤) و صدرالدين قونوى را زيارت كرد. وى در كتابخانه قونيه, با فتوحات مكيه ابن عربى آشنا شده و از ديدن آن سخت شگفت زده گرديد. همان جا خرقه ابن عربى را ملاحظه كرده و آن را در سياحتنامه اش وصف كرد.
نابى در مرحله بعد به اَرَگْلى رفته در آنجا قبر شهاب الدين سهروردى (مقتول به سال ١١٩١) را زيارت كرد. سپس عازم انطاكيه شده قبر حبيب نجار را كه به گفته انطاكى ها يك پيغمبر بوده, زيارت نمود. سپس عازم حلب گرديده, در آنجا قبر زكرياى پيامبر را زيارت كرد. وى به سمت فرات آمده با قايق از آن عبور كرده به شهر عُرْفه رفت كه در آن زمان به آن روحاء گفته مى شد. وى در آنجا مقام ابراهيم را زيارت كرد. اين منطقه زادگاه خود او هم بود و وى ضمن يك توقف پنجاه روزه با خويشان و آشنايان خود ديدار كرد. وى با گذشت از فرات به حلب برگشت, اما به دليل ترس از راهزنان, به انطاكيه مراجعت كرده و دوباره به حلب آمد. در شهر حما از ديدن يك آسياب آبى سخت حيرت كرد. در مسير حمص قبر منسوب به بايزيد بسطامى (م٨٧٤) را زيارت كرد.٢ در حمص بر سر قبر خالد بن وليد و قبور منسوب به عبدالله بن مسعود, عبدالله بن جعفر طيار, عبدالله بن عمر, عبدالرحمن بن عوف, ابوموسى اشعرى, وحشى قاتل حمزه, و كعب الاحبار رفت. در آن زمان قرآنى در شهر حمص بود كه گفته مى شد همان قرآنى است كه عثمان در حالى كه مشغول خواندن آن بود, كشته شد و خونش روى آن ريخته شد. نابى به وصف اين قرآن پرداخته است.
نابى سپس عازم شام گرديد. گرچه از زمان رفتنش به شام ما را آگاه نمى كند, اما هرچه بوده با ديدن شام سخت شگفت زده شده و مى نويسد كه تا چه اندازه آناتولى و دمشق به يكديگر مانندگى دارند. وى كاروان دولتى را ترك كرده, از شام عازم قاهره شده و سپس به قدس مى رود, اما در قدس فقط سه روز مى ماند و با اين حال, فصل قابل توجهى از كتابش را به اين شهر اختصاص مى دهد. دليل كم ماندن وى در قدس آن بود كه زودتر به قاهره رفته همراه كاروان دولتى به دمشق برود. وى در قاهره يكايك مساجد سلطانى را وصف مى كند. او در سال ١٦٧٨/ ١٠٧٩ از قاهره حركت مى كند و از آنجا كه همراه كاروان دولتى بوده, به وصف آداب و عادات و رسوم كاروانيان مى پردازد. كاروان براى مُحْرم شدن به رابغ رفته و از آنجا عازم مكه مى شود. او در مكه هم از تك تك اماكن مقدسه سخن گفته و گزارش آنها را نوشته است. نابى بيست روز در مكه مى ماند و سپس همراه كاروان شام عازم مدينه مى شود. وى در آنجا هم به وصف اشياى موجود در حرم نبوى پرداخته, از قنديل هاى حرم كه اسباب روشنايى آنجا هستند, سخن مى گويد. متنى هم در باره گنبد خضراء مى نويسد و اين اشعار محيى لارى را نقل مى كند:
گنبد خضراست چه مى پرسيش
عرشِ بدان پايه شده كرسيش
نور تجلى است از او تا سماست
نور كجا آتش موسى كجاست
بر سر هر كنگره اش تا فلك
جاى گرفته است ملك بر ملك
بيشتر تلاش وى ارائه يك متن ادبى است. بدين رو مى بايست به سختى اطلاعات و داده هاى تاريخى را از آن متن به دست آورد. نابى شرحى از حجره پيامبر و قبر ابوبكر و عمر و سپس قبر فاطمه زهرا (س) دارد. همچنين گزارشى از بقيع به دست داده است. وى در بقيع از خاك پاك آسمانى آن سخن مى گويد و از جمله از مزار ازواج النبى (ص), قبر ابراهيم فرزند پيامبر (ص) قبر عباس و (چهار گوهر معدن ولايت و چهار قنديل تاك امانت يعنى امام حسن بن على المرتضى و امام زين العابدين و امام محمد باقر و امام جعفر صادق ـ رضى الله عنهم ـ انجمن گير خلوت سراى خلد). قبه عقيل بن ابى طالب, مالك, نافع, فاطمه بنت اسد مادر شير خدا, قبر خواجه محمد پارسا - رئيس فرقه نقشبنديه - (كه لوحى از سنگ رخام داشته) از جاى هاى ديگرى است كه از آن ياد كرده. وى همچنين از قبه عثمان در بقيع خبر مى دهد. نابى در مدينه به زيارت قبر حمزه سيد الشهداء هم رفته است. وصفى هم از مسجد قبا و قبلتين به دست داده و در پايان كتابش يك متن ادبى به مناسبت وداع با مدينه آورده است. مسير بازگشت را كوتاه شرح داده و اين چيزى است كه غالبا در سفرنامه ها به چشم مى خورد.
نابى در اين كتاب, از ديگر آثار تاريخى مطالبى اقتباس كرده, اما چون هدفش خلق يك اثر تاريخى و علمى نبوده, بلكه بيشتر در انديشه خلق يك اثر ادبى بوده, از آن منابع تاريخى ياد نكرده است.
ويژگى ديگر تحفة الحرمين آن است كه مشحون از اشعار فارسى است. اين اشعار از ديوانچه شعر فارسى او نيست, بلكه بيشتر آنها از كتاب فتوح الحرمين محيى لارى است.٣ اين اثر مهم ترين منبع تحفة الحرمين است و در تمامى نسخه هاى فتوح كه در سليمانيه موجود است, مؤلف آن محيى لارى دانسته شده است. اما يك نسخه از آن كه در كتابخانه ملت استانبول هست (شماره ٤٧٨ فارسى) كه شاعر آن جامى معرفى شده است. با اين حال, بايد توجه داشت كه جامى هم تأثير زيادى روى انديشه نابى داشته است. اين تأثير را مى توان روى ترجمه اربعين و نيز ديوانچه فارسى نابى ملاحظه كرد. در تحفة الحرمين اشعار تركى هم آمده كه از باقى, فضولى, جنانى, نفعى, شيخ الاسلام يحيى, مراد چهارم, احمد اول و ثابت نائله مى باشد.
اين كه تحفة الحرمين تقليدى از فتوح الحرمين باشد, پذيرفتنى نيست. فتوح تنها يك اثر منظوم است در حالى كه تحفة الحرمين اثرى منثور مى باشد. به علاوه تحفة الحرمين يك سفرنامه است, در حالى كه فتوح گرچه گزارش هايى از اماكن تاريخى دارد, اما يك سفرنامه نيست.
تحفة الحرمين همچنين مشحون از كلمات و تركيبات فارسى است. درست مثل اين كه مؤلف يك جمله نوشته و به جز فعل هاى آن كه تركى است, بقيه كلمات و تركيبات فارسى است. كاربرد كلمات فارسى به حدى زياد است كه در بسيارى از موارد, تنها اگر يك فعل فارسى بر آن افزوده شود, جمله به طور كامل فارسى مى شود. ترجمه اين متن به فارسى, طبعا كار آسانى بوده و به همين دليل فردى به نام رافع (كه گويا تخلص اوست) آن را به فارسى برگرداند. نسخه فارسى شده اين متن در كتابخانه سليمانيه موجود است و فهرست نويس هم تأكيد كرده كه اين اثر, مستقل از تحفة الحرمين بوده و فارسى شده همان است.
نسخه كتاب تحفة الحرمين در سليمانيه (ارزنجان ١٣٥) ثبت شده و در فهرست, نسخه بعدى, همان متن فارسى شده رافع است كه ابتدا و انتهاى آن به طور كامل شباهت به تحفة الحرمين دارد. آيا ممكن است خود نابى آن را ترجمه كرده باشد؟ در آن صورت تخلص رافع از آن كيست؟ در آخرين پاراگراف كتاب آمده است كه وقتى مؤلف از مكه برگشت به زيارت مشهد رفت و در ص ٢٠٣ شعرى آمده كه از نابى است و در بيتى كه نام نابى بوده (و به فارسى برگردانده شده) نام رافع به جاى نابى درج شده است. اين نشان مى دهد كه متن فارسى شده از نابى نيست.
نسخه اى از تحفة الحرمين تركى در كتابخانه ملك (ش ٣٧٤٤) موجود است كه به سال ١٠٩٠ تحرير شده و از كهن ترين نسخه هاى كتاب مى باشد كه در زمان حيات مؤلف كتابت شده است.
نابى اثر خود را به عنوان يك كار ادبى سترگ و برجسته انجام داده و خودش هم در همين حد از كار خويش توقع داشته است. همين بُعْد ادبى است كه سبب شده تا از آن استقبال فراوانى به عمل آيد و نسخه هاى متعددى از آن در كتابخانه هاى مختلف جهان باشد. سى نسخه از اين اثر در سليمانيه موجود است. در توپقاپى ١٤ نسخه, و در موزه لندن سه نسخه. يك متن چاپى هم از آن مورَّخ ١٨٤٨ كه بهترين چاپ اين كتاب است, موجود مى باشد. اين چاپ به همّت محمد رجائى در سال ياد شده در استانبول به انجام رسيده است. قديمى ترين نسخه موجود كتاب در سال ١٦٨٤ كتابت شده است.
مَندِرس جوشقون در Manzum ve Mensur Osmanli Hac Seyahatnameleri (آنكارا, وزارت فرهنگ, ٢٠٠٢) تحليلى از اين كتاب به دست داده كه توضيحات فوق هم به طور عمده برگفته از همان كتاب است. وى اين اثر خود را در سه بخش تنظيم كرده است: بخش نخست كتاب در باره سياحتنامه هاى منثور و منظوم حج در ادبيات قديم ترك است. وى از چهار دسته سياحتنامه ياد كرده: كتاب هاى دستى حج, سياحتنامه هاى راهنما, خاطرات و گزارش ها, و سياحتنامه هاى ادبى. روشن است كه اثر نابى جزو دسته چهارم است.
بخش دوم كتاب, تحليل كتاب تحفة الحرمين است. در اين بخش از چرايى نگارش سفرنامه نابى, سال تأليف, منابع آن, زبان نثر و اسلوب نگارش, تحفة الحرمين و آثار مشابه, تحفة الحرمين رافع و كتابشناسى ياد شده است. مؤلف مقاله مستقلى در مقايسه ميان تحفة الحرمين تركى با متن فارسى شده آن در همان كتاب (ص ١١٠ - ١٢٠) نوشته است.
بخش سوم كتاب متن تركى تحفة الحرمين است كه با حروف لاتين به عنوان يك اثر تصحيح شده, حاصل مقايسه چندين نسخه خطى, ارائه شده است. در اينجا فهرست عناوين تحفة الحرمين را به زبان اصلى مؤلف ارائه مى كنيم تا مسيرى كه وى از آن عبور كرده و حساسيت هايى كه روى مكان هاى ويژه و وصف آنها داشته, به دست آيد. اينها عناوينى است كه مؤلف براى مطالب خود انتخاب كرده و تقريبا همه آنها فارسى است.
١ . سبب ترشح سحاب قلم به كشتزار مرام و آغاز سخن در عزيمت راه بيت حرام;
٢ . كردن از اسكدار رفع خيام به سوى حجة الاسلام;
٣ . رسيدن به قصبه ارگلى;
٤ . ذكر رسيدن به ديار حلب;
٥ . ذكر عزم فقير به سوى وطن (عُرْفه);
٦ . ذكر نهضت از وطن به سوى حلب;
٧ . آمدن در سوى ديار شام شريف;
٨ . ذكر وصف سواد شام شريف;
٩ . ذكر اوصاف قهوه خانه شام;
١٠ . ذكر اوصاف جامع اموى;
١١ . ذكر اوصاف صلاحيه شام;
١٢ . ذكر فرمان براى شهرآيين;
١٣ . نهضت از بلده لطيفه شام;
١٤ . عزم كردن به سوى قدس شريف;
١٥ . وصف ريگ بى امان راه مصر;
١٦ . ذكر وصف زمين حرم مصر;
١٧ . ذكر اوصاف مادر دنيا;
١٨ . بيرون رفتن محفل مصريان;
١٩ . رفتن حاجيان به بركه حج شريف;
٢٠ . ابتداى عزيمت حجاج;
٢١ . رسيدن به ميقات احرامگاه;
٢٢ . ديدن رخساره بيت اله;
٢٣ . ذكر اوصاف كعبه عليا;
٢٤ . وصف حجر الاسود والاى مكرّم;
٢٥ . ذكر وصف مقام ابراهيم;
٢٦ . اوصاف چاه روح ده زمزم شريف;
٢٧ . ذكر توجه به طواف قدوم;
٢٨ . سعى كردن به صفا و مروه;
٢٩ . ذكر وصف عزيمت عرفات;
٣٠ . ذكر وصف منى و مسجد خيف;
٣١ . ذكر عرفات و كوه رحمت;
٣٢ . ذكر جمعيت حجاج است در مسجد ابراهيم;
٣٣ . وصف هنگام وقفه در عرفات;
٣٤ . ذكر عودت به سوى مزدلفه;
٣٥ . اوصاف مغفرت اثر مشعر الحرام;
٣٥ . رفتن از مزدلفه به سوى منى;
٣٧ . ذكر اوصاف جمره اولى;
٣٨ . ذكر قربان و سرتراشيدن;
٣٩ . ذكر اوصاف جمره اولى;
٤٠ . ذكر قربان و سرتراشيدن;
٤١ . ذكر اوصاف بيرون آمدن احرام است;
٤٢ . رفتن به كعبه بهر طواف و زيارت است;
٤٣ . دخول حاجيان در بيت مولى;
٤٤ . عزيمت ديگر بر سوى منى;
٤٥ . كردن زيب چراغان شاميان و مصريان;
٤٦ . عودت از منى به بيت اشرف;
٤٧ . وصف جبل ابوقبيس;
٤٨ . ذكر اوصاف مولد نبوى (ص);
٤٩ . بيان وصف سراى خديجه كبرى (س);
٥٠ . ذكر وصف كوه نور سربلند;
٥١ . ذكر وصف كوه ثور جان فزا;
٥٢ . ذكر دم هجر و طواف وداع;
٥٣ . نمايان گشتن شهر مدينه;
٥٤ . رسيدن ز صحرا به باب السلام;
٥٥ . عزم زيارت به بقيع شريف;
٥٦ . ذكر وصف شهداى احد است;
٥٧ . ذكر وصف مسجد ذو قبلتين;
٥٨ . وصف شام پر شرف مسجد قبا;
٥٩ . ذكر روز وداع عالم سوز;پىنوشت:
١. قاموس الاعلام, تركى, ص ٤٥٣٤.
٢. قبر بايزيد بسطامى در شهر بسطام در شش كيلومترى شهر شاهرود در ايران است.
٣. فتوح الحرمين در سال ١٣٧٣ به كوشش رسول جعفريان در قم (انتشارات انصاريان) چاپ شده است. پيش از آن, اين اثر با كوشش على محدث توسط انتشارات روزنامه اطلاعات چاپ شده بود. گفتنى است كه از اين كتاب, ده ها نسخه بلكه بيش از يك صد نسخه در كتابخانه هاى مختلف در جهان موجود است كه اغلب آنها مشتمل بر نقاشى هاى زيبايى از حرمين شريفين مى باشد.