آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١ - معرّفيهاى اجمالى - مهدوى راد محمدعلى

معرّفيهاى اجمالى
مهدوى راد محمدعلى


دروس فى الفقه المقارن
آية الله الشيخ محمد ابراهيم الجنّاتى. (قم, مجمع الشهيد الصدر, ١٤١١). ٥٨٢ص, وزيرى.
فقه مقارن و يا به تعبير ديگر فقه تطبيقى كه عهده دار نقد و مقايسه فتاواى فقيهان مذاهب مختلف است, از پيشينه بسيار كهنى برخودار است. در اين گونه بررسيها, برترى آراء روشن مى شود و تأثير و تأثرهاى ديدگاهها بازشناسى مى گردد. مضافاً اينكه تطوّر بحثها و چگونگى فرازها و فرودهاى پژوهشها به دست مى آيد و از راه شناخت دقيق ديدگاهها, تقريب مذاهب ميسّر مى شود. مؤلف محترم, كتاب را با مقدمه اى كوتاه درباره فقه مقارن و اهميت آن آغاز كرده و بر مبناى متون فقهى بحث را پى گرفته است.
مؤلف در آغاز كتاب مقدمه اى نگاشته اند و در ضمن آن از اهميت بحث و نقش موضوع مورد گفتگو در زندگانى انسان و مسائلى ديگر, از ديدگاههاى مختلف به اجمال سخن گفته اند. آنگاه وارد بحث فقهى شده اند; مثلاً در كتاب الزكاه, پيش از بحث فقهى, اين عناوين آمده است: معنى الزكاة فى اللغة, وجه تسمية الزكاة بها, الزكاة حق للفقراء فى مال الأغنياء, فائدة الزكاه, وجوب الزكاة, زمان تشريع الزكاة, ثبوت الزكاة فى جميع الأديان.
كتاب حاضر بر سـه بخش تقسيم شده است: عبادات, احوال شخصيّه, معاملات. در گزارش آراء, به متون مهم و كهن مذاهب تكيه شده و دلايل و مستندات آنان به اختصار آمده است. در تهافت آراء يك مذهب, به روايت مستقيم و يا كهنترين منبع استناد شده است. همچنين در گزارش آراء, به عرضه مذاهب معروف بسنده نشده است; بلكه آراء فقهاى ديگرى مانند حسن بن يسار بصرى, سفيان بن سعيد ثورى, اسحاق بن راهويه, داود بن على الاصفهانى و… نيز آمده است. (ص٦ ـ ٧)
كتاب مزبور به عنوان متن درسى حوزه در مستوى درسى (سطح) تنظيم شده است. از اين روى به گزارش آراء و مستندات آنها و در موارد بسيار معدودى به نقد و بررسى آنان پرداخته شده است. مؤلف بزرگوار در پى آنند كه فقه مقارن را با تفصيلى درخور و نقد و بررسيهاى فقيهانه در مجلدات متعدّدى عرضه كنند كه بى گمان بسيار سودمند خواهد بود. اين مجلد از كتاب الطهارة مى آغازد و با مباحث كتاب الحج پايان مى پذيرد. الغيبة
شيخ الطائفه أبى جعفر محمد بن الحسن الطوسى. تحقيق عبادالله الطهرانى و على احمد ناصح. (قم, مؤسسة المعارف الإسلاميّه, ١٤١١). ٥٧٠ص, وزيرى.
موضوع غيبت حضرت مهدى ـ عج ـ در روايات بسيارى از پيامبر ـ ص ـ و ائمه معصومين ـ ع ـ آمده است. طرح اين مسأله از زمان پيامبر, زمينه به وجود آمدن نگرشهاى گونه گون در اين باره بوده و در تاريخ اسلام, جريانهاى بسيارى ـ با توجه به ذهنيّتى كه اين روايات به بار آورده بود ـ مسأله غيبت را مطرح كرده و از آن بهره گرفته اند. سالهاى آغازين زندگانى حضرت ولى عصر ـ ع ـ و دوران غيبت صغرا و آغازين سالهاى غيبت كبرا, از جمله بحثهاى مهم و حساس مسأله غيبت و چگونگى آن بوده است. نگاشته هاى آن روزگاران نشان دهنده اين است كه مردم در تحيّر و سرگردانى بوده و راه به جايى نمى سپردند; و بدين سان فرقه ها, نحله ها و جريانهاى مختلف به وجود آمد. (معرفة الحديث, ص٩٦ ـ ٩٠; يادنامه شيخ طوسى, ج١, ص٢٨٧, مقاله كتاب غيبت شيخ طوسى و سير تاريخى مسأله غيبت امام.)
دوران شيخ الطائفه, روزگار التهاب بحثهاى كلامى و عقيدتى بود و بغداد, مركز گرايشهاى گوناگون. شيخ طوسى از جايگاه بلند مدافع مكتب و با اشراف بر فرهنگها و جريانهاى فكرى, با بيان و بنان از حق حراست مى كرد و به دفاع از انديشه هاى شيعى مى پرداخت. كتاب (الغيبة) در تداوم اين جهاد فكرى و كوشش عظيم شيخ پديد آمده است. اين كتاب, چنان ديگر آثار آن بزرگوار, تنظيمى نيكو دارد و استوارى و ژرفايى از ويژ گيهاى برجسته آن است. شيخ طوسى بحث را از غيبت مى آغازد و با دلايل محكم, وجود امام دوازدهم را اثبات مى كند و آنگاه به شبهات و عقايد فرقه هاى مختلف مى پردازد و در پرتو درايتى عظيم به عقايد آنان خط بطلان مى كشد. در فصل دوّم, سخن از ولايت امام ـ ع ـ است و در فصل سوّم, سخن از روايت حضرت ولى عصر ـ ع ـ است و نيكبختانى كه توفيق ديدار آن (خورشيد مغرب) را داشته اند. در فصلهاى بعدى از معجزات آن بزرگوار, دلايل تأخير ظهور, سفيران امام و عمر امام ـ ع ـ و برخى صفات و سيره آن حضرت سخن رفته است.
الغيبة, نخستين بار در تبريز و به سال ١٣٢٣ به چاپ سنگى نشر يافت. چاپ حروفى آن در نجف اشرف منتشر شد و سپس به صورت افست بارها منتشر گرديد. اين چاپ افزون بر تحريفها و تصحيفها, افتادگيهايى نيز دارد. امّا محققان اين چاپ, كتاب را بر اساس چهار نسخه خطى و دو نسخه چاپى ياد شده, مقابله و تصحيح كرده اند و در پانوشتها, افزون بر ضبط اختلاف نسخه ها و تخريج مصادر و يافتن و عرضه كردن روايات همگون متنى از منابع ديگر, واژه هاى مبهم را توضيح داده و برخى رجال اسناد را توضيح داده اند. فهرستهاى بسيار كارآمد و سودمند نيز از مزاياى قابل توجه كتاب است. همت محققان كتاب را مى ستاييم و توفيق مؤسسه سختكوش معارف اسلامى را كه پس از مجموعه بى نظير و عظيم معجم احاديث الإمام المهدى ـ عج, اين اثر گرانسنگ را با هيئتى چشم نواز و ارزنده منتشر ساخت, از خداوند خواهانيم. دراسات في ولاية الفقيه و فقه الدولة الإسلامية
سماحة الفقيه المجاهد آيت الله العظمى المنتظرى.(قم, دارالفكر, ١٤١١ق).ج ٤, ٥٦٠ص, وزيرى.
با انتشار اين جلد, مجموعه عظيم ولاية الفقيه پايان مى يابد; و بدين سان گسترده ترين و شاملترين كتاب فقهى حكومتى در فقه اسلامى سامان يافته است. از مجلّدات پيشين و محتواى آنها در جايهايى سخن رفته است.
اين جلد, ادامه بحثهاى باب هشتم است: منابع مالى حكومت اسلامى. بحث آن با تفسير و تبيين آيه انفال مى آغازد و آنگاه عناوين و مصاديق انفال در پرتو درايتى فقيهانه و تتبعى شايان تقدير با اشراف بر منابع فقهى, تفسيرى و حديثى فريقين ـ چنانكه شيوه مؤلف در سراسر كتاب بوده است ـ عرضه مى شود. سپس درباره حكم انفال و چگونگى تملّك آن, بويژه در زمان غيبت, به تفصيل سخن رفته است. در پايان اين فصل, بحثى كوتاه درباره (احياء) و (تحجير) به دست داده شده است. گو اينكه اين مباحث در اينجا به اختصار نهاده شده ; امّا تفصيل آن به كتاب (خمس) مؤلف ارجاع شده است.
فصل ششم كتاب مزبور عهده دار بحث از ماليات است و در آن بدين سؤال جدى پاسخ داده شده است: آيا دولت اسلامى افزون بر آنچه در روايات فقه آمده است مانند, خمس, زكاة, انفال و… مى تواند مالياتهايى وضع كند يا نه؟ در اين فصل, به بحث يادشده اجمالاً رسيدگى شده و پيوند آن با مسأله اى در فقه با عنوان (عشر) بيان گرديده و آنك با تكيه بر مبانى و اصولى كه در بحثهاى پايه اى كتاب درباره منابع دولت اسلامى آمده, به سؤال يادشده پاسخ مثبت داده شده است.
پايان بخش كتاب, متن مصحّح و دقيق عهدنامه مالك اشتر است با بحثى در سند آن. فهرستهاى كتاب نيز ياد كردنى است: ابتدا فهرست اجمالى ابواب و فصول مجلّدات چهارگانه كتاب آمده است و آنگاه به ترتيب الفباء, فهرست تفصيلى موضوعات آمده كه خوانندگان و محققان را سودمند تواند بود. سپس مصادر تحقيق آمده كه نشان مى دهد دامنه تتبع وسيع بوده است. مؤلف بزرگوار براى سامان دادن به اين كتاب, در حدّ امكان به تمام منابع فريقين ـ از كهنترين آنها تا تازه ترينشان ـ مراجعه كرده و بدين سان, كتابى مستند, عظيم, راهنما, پديد آورده است. فهرست اعلام, جايها, قبايل, مذهبها و حادثه ها و زمانها پايان بخش كتاب است.
از روزى كه حضرت امام خمينى ـ رضوان الله تعالى عليه ـ اين بازگرداننده عزّت مصلوب امّت اسلامى ـ در محيط يخزده و تاريكزار آن روز, طرح حكومت اسلامى را با فرياد رسا و كوبنده مطرح ساخت و ندا داد كه:
اسلام را عرضه بداريد و در عرضه آن به مردم نظير عاشورا به وجود بياوريد …) (ولايت فقيه, ص١٨١), آن بزرگوار و ياران و رهروان گرانقدرش آن را بسنده نمى دانستند و براى طرح گسترده فقه حكومتى با اشراف بر انديشه هاى متفكران مسلمان معاصر چشم انداز گسترده را در پيشديد داشتند. حضرت امام ـ رضوان الله تعالى عليه ـ در ضمن آن بحثها فرموده اند:
ما اصل موضوع را طرح كرديم, لازم است نسل حاضر و نسلهاى آينده در اطراف آن بحث و فكر نمايند و راه به دست آوردن آن را پيدا كنند) (نهضت امام خمينى, ج٢, ص٥١٤ و نيز بنگريد به ص. نامه مرحوم آيت الله ربانى شيرازى به عنوان پيشنهاد بر چگونگى بحث ولايت فقيه, بسيار خواندنى و شايان تعمق است).
اينك سپاس خداى را كه جامعه اسـلامى و حوزويان اثرى مـاندنى و شامل را در فقه حـكومتى پيش روى دارنـد. امّا يادكردنى است كه هنوز بســيارى از بحثها مخصوصاً در مبانى حكــومت جاى گفتگو دارد كه اميد است در فضايى علمـى و آكنده از انصاف علمى و منش پژوهشى پى گيرى شود. مبادى ما بعدالطبيعى علوم نوين
ادوين آرتور برت. ترجمه عبدالكريم سروش. (چاپ اول: شركت انتشارات علمى و فرهنگى, ١٣٦٩). ٤٣٥ص, وزيرى.
كتاب ياد شده اثرى كم مانند در فلسفه علم (علم شناسى) است كه در آن به مبادى مابعدالطبيعى علوم جديد به تفصيل و با نگرشى عالمانه پرداخته شده است. مقصود نويسنده از (مابعدالطبيعى), كليه مقدمات و عناصرى است كه گو اينكه خود از جنس علم تجربى نبوده اند; امّا در پيدايش و رشد آن سخت مؤثر بوده اند.
دانستن تاريخ تأليف اين اثر به اهميت آن مى افزايد و جسورى نويسنده و خطر كردن او را در روزگار خويش مى نماياند. كتاب مزبور در سالهاى ١٩٢٠ ـ ١٩٣٠ نگاشته شده است; يعنى هنگامى كه حلقه وين در اوج فخر فروشى بود و پوزيتيويستهاى منطقى با تبختر, مقولات (مابعدالطبيعى) را به تمسخر مى گرفتند و مسائل آن را نه باطل ـ كه جاى دفاع از آن باشد ـ بلكه, ياوه و چرند مى دانستند كه قابليت نقد و نقض ندارد, و بايد يكسره به دور افكنده شود. از اين رو توجه بليغ نويسنده در اين كتاب به مكانت مسائل مابعدالطبيعى و نشان دادن نقش مهمّ و ناديده گرفته شده آن در علوم جديد, بسيار راهگشا و سودمند است. وى در اين اثر با تبيين دقيق آراء پيشقراولان علوم جديد (كپرنيك و كپلر, گاليله, دكارت, فلاسفه بريتانيا در قرن هفدهم, گيلبرت و بويل, و از همه مهمتر نيوتن), به تأثير مبادى مابعدالطبيعى در آراء آنها اشاره كرده و در هم تنيدگى و پيوند وثيق اين مبادى و علم جديد را نشان داده است.
در اين مختصر, مجال پرداختن بيشتر به مسائل اين كتاب نيست. نويسنده در فصل اوّل كتاب, عالمانه نشان داده است كه در سراسر كتاب از چه سخن گفته و چه راهى را پيموده است. مترجم نيز در مقدمه, به تفصيل عهده دار بررسى سير فلسفه علم تا زمان حاضر شده و اوصاف هر دوره را هوشمندانه بر شمرده و به مطاوى كتاب نيز اشاره كرده است. مقدمه مفصل و مهم مترجم اگر بسط بيشتر مى يافت, شبيه مقدمه ابن خلدون! در گستردگى و اهميت مى شد و جناب دكتر سروش كه سالها در تاريخ و فلسفه علم تحقيق و توغل كرده, چنان باريك بينانه و راهنمايانه به سير تطور فلسفه علم در مقدمه كتاب پرداخته كه خواننده از رهگذر آن مى تواند دقيقاً كلياتى از آن را به دست آورد.
دريغا كه اين كتاب, زودتر از اين به جامه فارسى برگردانده نشده بود. اگر پوزيتيويستها در غرب,مباحث مابعدالطبيعى را ياوه و چرند مى شمردند, در دهه هاى گذشته نيز سيانتيستهاى كشور ما, دين را هوو و لولوى علم مى پنداشتند و رسالتشان را در اين مى دانستند كه دامن علم را از وجود دين پاك كنند! از اين رو كتاب حاضر اگر زودتر از اين در دسترس خواننده فارسى زبان قرار مى گرفت, فضاى مه آلود علمى كشور ما در چنبره بدگويى به دين قرار نمى گرفت. باز هم توجه مى دهيم كه اهيمت كتاب حاضر بيشتر از آن روست كه نويسنده سهم عظيم و ناديده گرفته عناصر و مبادى مابعدالطبيعى را در علوم جديد و تجربى نشان داده و در نهايت, دين را به كرسى نشانده و حق آن را ستانده است.
حسن انتخاب دانشمند نادر المثال جناب دكتر سروش, در برگرداندن كتاب حاضر و عرق دينى او, ستودنى و مشكور است. اميد است اين كتاب ديده گشا و غفلت زدا, مفتونان علم را ديده گشايد و غفلت زدايد. لغتنامه قرآن كريم
با استفاده كلى از معجم الفاظ القرآن الكريم
گردآورى محمود عادل. (تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, ١٣٦٩). ج١: أ ـ ج, ٥٩٢ص, وزيرى.
در ميان علوم قرآن و آثار مدوّن آن, تدوين واژه نامه ها و فرهگهاى قرآنى با عنوانهاى (مفردات القرآن) (معانى القرآن), ( غرايب القرآن) و… از پيشينه كهنى برخوردار است. در سده هاى اخير كه پژوهشهاى قرآنى ابعاد گسترده ترى يافته, آثار سامان يافته در اين زميـنه نيز از گستره شايان توجهى بهره مند شده است. (ر.ك: مجله رسالة القرآن, شماره سوّم, مقاله غريب القرآن: قائمة ببليوغرافيّة.) در سال ١٣٦٠, (مجمع اللغة العربية) در مصر, تصميم گرفت كه فرهنگى روزآمد و دقيق, ويژه واژه هاى قرآنى فراهم آورد. پس از بررسيهاى فراوان و تنظيم آيين نامه نهايى, با شركت تنى چند از استادان و مفسّران, بالأخره فرهنگ دو جلدى (معجم الفاظ القران الكريم) تدوين و نشر يافت. اين معجم از كارآمدترين و دقيقترين فرهنگهاى قرآنى است. آهنگ مؤلفان, سامان دادن لغتنامه اى قرآنى بوده است براى تفسير و توضيح واژه ها; ولى عملاً اثر كارآمد و ارزشمندى است در يافتن آيات مورد نظر با توجه به يكى از كلمات آيات. در اين فرهنگ, ابتدا كلمه اى مى آيد و آنگاه شكلهاى گوناگون استعمال شده آن در قرآن. سپس با توضيح و تفصيل واژه ها و نشان دادن مواضع آنها در قرآن, تعداد استعمال آنها نيز مشخص مى گردد. كتاب مزبور بسيار روشمند و دقيق تنظيم شده است و شيوه تنظيم و روش بهره گيرى از آن را مؤلفان در مقدمه آورده اند. (ج١, د ـ هـ , لغتنامه, ص١٢ ـ ١٣).
آقاى محمود عادل به ترجمه, تحقيق و تكميل اين اثر گرانقدر پرداخته است كه اينك جلد اوّل آن به همت دفتر نشر فرهنگ اسلامى (حاوى حرف أ ـ ج) منتشر شده است. متن عربى معجم ياد شده, فاقد اعلام وارده شده در قرآن كريم است. آقاى محمودعادل با بهره گيرى از كتاب (معجم الألفاظ و الأعلام القرآنية) (نگاشته محمد اسماعيل ابراهيم) و تورات و برخى تفاسير و منابع ديگر به تكميل آن پرداخته اند. همچنين اعلامى كه در قرآن نيامده است و به مناسبتى در متن فرهنگ يادشده, در پانوشتها توضيح داده شده است.
براى بهره رسانى بيشتر و نيز تنوع كتاب, نقشه هاى جغرافيايى و تصاوير تاريخى نيز ضميمه آن شده است. كتاب بر روى هم تنظيمى نيكو يافته و شكل ظاهرى آن نيز چشم نواز و ستودنى است. جاى فرهنگى بدين سان دقيق و كارآمد در ادبيات فارسى خالى بود. اميد است با نشر سريع مجلدات ديگر, جستجوگران معارف قرآنى مجموعه اى سودمند براى آشنايى هر چه بيشتر با كتاب خداوند در اختيار داشته باشند. مجموعه مقالات خليج فارس
مركز مطالعات خليج فارس. (تهران, دفتر مطالعات سياسى و بين المللى وزارت امور خارجه, ١٣٦٩). ٩٧٦ص, وزيرى.
خليج فارس, منطقه اى است جغرافيايى كه از زمانهاى بسيار دور با اين عنوان شناخته شده است. اكنون اين منطقه به عنوان مهمترين منطقه خاورميانه در مركز توجه جهانيان است. خليج فارس با شبكه وسيع فرهنگى و انسانى و با زمينه هاى گونه گون اجتماعى, قومى و مذهبى, نشان از پيشينه اى هزاران ساله دارد. اين منطقه به جهاتى گونه گون هماره مورد توجه و طمع كشورهاى قدرتمند و استعمارگر جهان بوده و بارهاى بار مورد هجوم آزمندان تاريخ قرار گرفته و از اين روى حوادث شگرفى را در سينه دارد. از اين رو, شناخت و شناساندن آن از جهات بسيارى شايان توجه و ضرورى است.
خوشبختانه, دفتر مطالعات سياسى و بين المللى كه در عمر كوتاه خود ثمرات بزرگ و گرانقدرى بر جاى نهاده است, با تأسيس مركز مطالعات خليج فارس, توجه شايسته اى را به اين منطقه عظيم مبذول داشته و آثار گرانقدرى در جهت شناسايى و شناساندن آن منتشر كرده است.
تمام مقالات كتاب به همت متخصّصان و متفكران آشنا به مسائل خليج فارس نگاشته شده است. كتاب را مقاله اى با عنوان (خليج فارس در روزگار باستان) مى آغازد كه عهده دار ارائه چهره خليج فارس در روزگاران باستانى است. در مقالات ديگر كتاب از نام خليج فارس, از كهنترين روزگاران تاكنون, تاريخ دوهزار و پانصد ساله آن, آثار باستانى خليج فارس, جغرافياى تاريخ آن, دريانوردى خليج و پيشينه آن و زبانهاى محلى و فولكور خليج فارس سخن رفته است. اوضاع اجتماعى خليج فارس, جزاير آن, بنادر ايران در خليج فارس, سرزمين بحرين خليج فارس در زمان صفويّه, مسقط و بستگيهاى تاريخى آن با ايران, از مباحث ديگر كتاب است.
اسناد فارسى, عربى و تركى در آرشيو ملّى پرتغال درباره هرموز و خليج فارس, روابط ايران با حكومت مستقل نجد و كشور عراق از ديدگاه فرهنگ و تمدّن ـ كه رنگ ايرانى دارد و نه عربى ـ نيز از مقالات خواندنى كتاب است.
تمام مقالات كتاب, پژوهشگرانه و تحليلى و مستند نگاشته شده است. همت بلند دفتر مطالعات سياسى و بين المللى را مى ستاييم و به دست اندركاران و ارائه دهندگان اين مجموعه گرانقدر دست مريزاد مى گوييم. مقباس الهداية فى علم الدراية
العلّامه الفقيه و الرجالى الكبير الشيخ عبدالله المامقانى. تحقيق محمد رضا المامقانى. (قم, مؤسسة آل البيت لإحياء التراث, ١٤١١). ٤ج, ٤٢٩ « ٤٢٧ « ٣٤٨ص, وزيرى.
(دراية الحديث) و يا (مصطلح الحديث) كه عهده دار بحث از سند حديث و متن آن و چگونگى فراگرفتن و آداب نقل آن است (الوجيز ,ص١; مقباس, ج١, ص ٤٠ ـ ٤٣ و…) از شاخه هاى مهم و كارآمد حديث شناسى است. كهنترين اثر درباره دراية الحديث, كتاب المحدث الفاصل بين الراوى و الواعى, نگاشته ابومحمد رامهرمزى است و پس از آن, اثر گرانقدر محمد بن عبدالله حاكم نيشابورى با عنوان (معرفة علوم الحديث). (براى آگاهى از سير تاريخى نگاشته هاى اين موضوع و آشنايى با برخى از آثار در اين باره, ر.ك: حوزه, شماره ١٤, ص٤٦ ـ ٦٣, مقاله نگاهى به منابع حديث شناسى.) عالمان و محدثان در قرنهاى بعد آثار بلند قابل توجهى در اين زمينه نگاشنه اند كه اكنون يكى از مهمترين و مفصلترين آنها را پيش رو داريم كه به خامه رجالى بزرگ و فقيه سختكوش, مرحوم علّامه حاج شيخ عبدالله مامقانى است. مؤلف بزرگوار, كتاب را در يك مقدمه, هشت فصل و يك خاتمه سامان داده است: در مقدمه به تعريف علم درايه پرداخته و پس از آن در فصل اوّل از اصطلاحات آن سخن گفته است. در فصل دوّم از (خبر) و اقسام آن و در فصل سوّم از خبر متواتر و آحاد سخن رفته است. فصل چهارم عهده دار بحث درباره خبر, به لحاظ چگونگى راويان آن است و فصل پنجم, مصطلحات عالمان حديث آمده است; افزون بر آنچه در فصل اوّل بدان پرداخته شده است. در فصل ششم ـ كه جلد دوّم را فراگرفته است ـ از شرايط پذيرش و عدم پذيرش خبر سخن رفته و در ضمن آن به مباحثى مانند:ضبط در راوى و چگونگى آن, عدالت, جرح و تعديل و مسائل مربوط به آن, الفاظ مدح و ذم و… عالمانه و پژوهشگرانه رسيدگى شده است. در فصل هفتم, جايگاه والاى حديث تبيين شده و از چگونگى فراگيرى و آداب نقل آن سخن رفته است. در اين بحث به (اجازه), (مقاوله), (كتابت) و (وجاده), با استوارى تمام پرداخته شده است. در فصل هشتم, اسماء رجال و ملقبات آنان بحث شده و در ضمن آن, صحابى, تابعى و اصطلاحاتى ديگر مانند موالى, مخضرم و… تبيين شده است. و بالأخره در خاتمه كتاب از شرح حال درايه نويسان و آثار آنان به اجمال سخن گفته شده است.
كتاب حاضر پيش از اين دوبار به چاپ رسيده بود: ١) به سال ١٣٤٥ در چاپخانه رضوى و به خط ميرزا احمد زنجانى در ٢٢٥ص به همراه مخزن المعانى في ترجمة المحقق المامقانى. ٢) در پايان جلد سوّم تنقيح المقال في علم الرجال كه نسبت به چاپ اوّل, افزونيهايى دارد. محقق كتاب, بر اساس چاپ دوّم و با توجه به چاپ اوّل, كتاب را تصحيح كرده است و افزون بر آن, مصادر و اقوال را نشان داده و به مصادر بسيارى مراجعه كرده است. همچنين برخى از اختلافات عالمان حديث را در مباحث متن آورده و به نقدهاى مؤلفان پس از مرحوم مامقانى اشاره كرده و آنچه را به صواب ديده, آورده است. كتاب مستدركى خواهد داشت در ٤ جلد كه سه جلد آن توضيح و تبيين مطالب كتاب است با تكيه بر مصادر مهم و اساسى فريقين. در اين استداركها ٤٩٥ فايده درايى به تفصيل عرضه شده است. جلد چهارم استدراك كه جلد هشتم اين مجموعه را تشكيل مى دهد با عنوان (نتايج مقباس الهدايه) عصاره و چكيده مباحث تفصيل يافته در مجلدات پيشين است. در مثل اگر در متن كتاب و استدراكها صفحات مفصلّى درباره اصطلاح (صحيح) بحث شده است, نتيجه آن در اينجا آمده است. در حقيقت جلد هشتم كليد واژه و فهرست كوتاه شده اصطلاحات و مطالب كتاب است با ارجاع به متن آن. يادنامه استاد محمدتقى شريعتى
به كوشش جعفر پژوم. (قم, نشر خرّم, ١٣٧٠). ٥٦٤ص, وزيرى.
استاد محمد تقى شريعتى, مدافع خستگى ناپذير اسلام و مفسّر گرانقدر قرآن, در ٣١ فروردين ١٣٦٦ زندگى را بدرود گفت. شاگردان و ارادتمندان آن بزرگوار, يكى از شماره هاى مجله دانشكده ادبيات و علوم انسانى مشهد را به عنوان يادنامه وى منتشر كردند و زحمات آن بزرگمرد را پاس داشتند. اكنون يادنامه اى در چهارمين سال درگذشت آن معلم و مفسّر گرانقدر منتشر مى شود كه بايد از گردآورنده و ناشر آن به پاس اين خدمت فرهنگى سپاسمند بود كه اين اثر سودمند را در شناخت شخصيت او عرضه كردند. شخصيتى كه مقام معظم رهبرى سالها پيش وى را بدين سان ستود:
اين راد مرد دينى از پيروان و پايه گذاران انديشه بازگشت به قرآن و نهج البلاغه و خود مفسّر قرآن و مدرّس و شيفته نهج البلاغه بود. خدمت ارزنده او در تعليم و تربيت اسلامى نسل جوان و مبارزه پيگير و دشوار او با تفكرات الحادى, آن هم در هنگامى كه روشهاى مناسب براى اين مقابله فكرى سياسى, كمتر شناخته شده و ميدان در برابر تبليغات گروههاى الحادى وابسته, كاملاً گشوده بود, يكى از صفات درخشان زندگى اوست.
كتاب حاضر در سه بخش سامان يافته است: ١) شرح احوال و تفسير و تحليل آثار ٢) سه مقاله به ياد استاد ٣) نمونه اى از آثار استاد. در بخش اوّل, زندگانى استاد با عنوان (چراغى كه در كانون درخشيد), به تفصيل آمده و سپس در ديگر مقالات استادان و محققان, جايگاه استاد در تاريخ معاصر تبيين شده و ابعاد فكرى آن بزرگوار ترسيم گشته و آثار و مآثر وى بررسى و تحليل شده است. در اين بخش, خاطراتى از ياران و همگامان استاد آمده است كه خواندنى و توجه برانگيز است.
در بخش دوّم, سه مقاله آمده است: نخست, مقاله بلند و گرانقدر استاد محمدرضا حكيمى با عنوان كلام جاودانه (در كتاب, به اشتباه جاودانه كلام آمده است.) اين مقاله به انگيزه تبيين عظمت كلام جاودانه على به نگارش درآمده است. استاد با طرح بحث بسيار زيبايى با عنوان (انسان هادى) و (انسان هابط), به بحث از كلام امام ـ ع ـ همت ورزيده اند, در يك مدخل و هشت شناخت. دومين مقاله اين بخش, تحت عنوان صفات شيعه است و مقاله سوّم, تحت عنوان نگاهى به خلافت و ولايت از ديدگاه قرآن و سنت كه پس از گزارشى از دفاع مدافعان از حق خلافت و خلافت حق در درازناى تاريخ, به شناسايى كتاب استاد به عنوان نمونه والاى اين جريان پرداخته است.
بخش سوّم, نمونه اى از آثار استاد شريعتى است: اوّل, مقاله (ز نيرو بود مرد را راستى). دوّم, ترجمه پاسخ مرحوم شلتوت است به اعتراضات درباره فتواى رسميت مذهب شيعه و صحت مراجعه به آن و سخنرانى مهدى موعود امم. بخش چهارم كتاب مشتمل بر نامه هاست و بخش پنجم, سروده ها.
كتاب مزبور تنظيمى نيكو يافته و بحثها و مقالات آن سودمند است. عشائر العراق
المحامى عباس العزاوى. (قم, منشورات الشريف الرضى, ١٤١١).٤ ج, ٥٢٨«٢٧١«٣٣٨«٣٢٧ ص, وزيرى.
تاريخ عشاير كشورها, بخش مهمى از تاريخ آنها را شكل مى دهد. در گذشته, بخش عظيمى از مردم پاى در بيابان و كوله بر دوش در پهندشت زمين راه مى رفتند و ايستايى و ثبات را بر نمى تابيدند. اينان داراى عادات, رسوم, فرهنگ و منش ويژه اى بوده اند. اكنون نيز نسلهايى از آنان بدون توجه به كششها و جذبه هاى آثار دلرباى تمدن جديد, دل به كوه و هامون سپرده اند و گويى گستره دشت و ژرفاى درّه ها را بر ساختمانها و خيابانهاى شهرها ترجيح مى دهند.
شناخت زندگى عشاير, شناخت گونه اى از زندگى انسان است; انسانِ همگام و همراه با طبيعت. كتاب حاضر تلاشى است در شناخت اين بخش از كشور عراق با نگرشى تحليلى و مستند و دقيق. عباس عزاوى از نويسندگان و اديبان بزرگ عراقى است كه پيشتر از كتاب بزرگ و سودمند او (تاريخ العراق بين احتلالين) به اجمال سخن گفته ايم (ر.ك: آينه پژوهش, سال اول, شماره ٢,ص٨٠). جلد اوّل و دوّم كتاب, گزارش فرهنگ, عادات و سيستم زندگى اجتماعى و سياسى عشاير باديه نشين است و جلد سوّم و چهارم, عهده دار گزارش زندگانى آنانكه به روستاها و آباديها و شايد شهرها دل سپرده اند.
مؤلف در هر بخش, به دقت منابع پژوهش خود را معرفى و ارزيابى مى كند و آنگاه با بحث از پيشينه عشاير, چگونگى زندگى و آداب آنان را گزارش مى كند. او در ضمن معرفى عشاير, به حوادث تاريخ نيز مى پردازد و با مباحث جغرافيايى و شناسايى جايها و آباديها و سرزمينها, به سودمندى بحث مى افزايد. اطلاعات گسترده عزاوى از تاريخ و تسلّط او به زبانهاى مختلف ـ از جمله تركى و فارسى ـ اين امكان را به او داده است كه در مستند سازى محتواى كتابش توفيقى شايسته يابد. او جاى جاى به اشتباهات مورخان اشاره مى كند و خلط و آشفتگيهاى آثار مؤلفان را بر مى شمارد. آغاز جلد اوّل, مشتمل بر بحث سودمندى است; تكيه بر منابع بسيار كهن از عشاير عراق قبل از اسلام, آنگاه ورود اسلام به ميان عشاير و مسائل ديگر.
به هر حال, اين مجموعه را بايد تاريخ سياسى ـ اجتماعى و فرهنگى بخشى از عراق دانست كه جستجوگران آگاهى در اين زمينه را فراوان بهره خواهد رساند.