آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤ - اخبار

اخبار



درگذشتگان
درگذشت آيت اللّه حقّى
حضرت مستطاب آيت اللّه آقاى حاج شيخ محمد على حقّى سرابى يكى از افاضل علما و مدرسين حوزه علميه قم به شمار مى رفت. فقيد سعيد در هشتم ذى حجةالحرام ١٣٤٨ق در بيت علم و فضيلت ديده به جهان گشود.
پدرش مرحوم آيت اللّه ميرزا عبدالله سرابى (١٢٩٥ـ١٣٧٦ق) عالم مُطاع و محترم سراب بود. وى با رفتار و گفتارش ـ كه از ورع و تقوايش برمى خاست ـ اثرى ژرف بر دل هاى مردم نهاده و در زمان اشغال آذربايجان و حكومت پيشه ورى به خوبى از مرزهاى عقيده و ايمان دفاع كرد و سدّى استوار در برابر آنان به شمار مى رفت. نياى مادرى اش نيز مرحوم علامه اديب ميرزا جليل واعظ از علماى مدرس فقه و اصول و از شعراى زبردست و آشنا به زبان هاى: تركى, فارسى و عربى بوده است. معظم له پس از فراگيرى خواندن و نوشتن و قرآن كريم, به تحصيل علوم دينى روى آورد و مقدمات را نزد پدرش و ديگران فرا گرفت. سپس در چهارده سالگى (١٣٦٢ق) به مدرسه طالبيه تبريز رفت و به آموختن ادبيات و مطوّل و حاشيه و شرح باب حادى عشر نزد اساتيدى چون: ميرزا على اصغر باغميشه اى پرداخت. در ١٣٦٤ق به حوزه علميه قم آمد و سطوح عاليه را نزد حضرات آيات: حاج آقا مرتضى حايرى, ميرزا محمد مجاهدى, سيد محمد باقر سلطانى طباطبايى, شيخ موسى زنجانى, سيد حسين قاضى تبريزى و ميرزا صادق طاهباز فراگرفت. وى در سال ١٣٧٠ق به نجف اشرف مهاجرت كرد و در درس هاى آيات عظام: سيد محمود شاهرودى, سيد محسن حكيم, سيد ابوالقاسم خويى و ميرزا باقر زنجانى شركت جُست و مبانى فقهى و اصولى اش را استوار ساخت و همزمان از محضر آيت اللّه شيبخ محمد على سرابى ـ از بزرگان شاگردان آيت اللّه ميرزا مهدى اصفهانى ـ عقايد و مبانى اخلاق را فرا گرفت و اين همه, دو سال به طول انجاميد. سپس در پى بيمارى پدر و تقاضايش, به سراب بازآمد و به تدريس و منبر پرداخت و اين تا سال ١٣٧٦ق ادامه يافت. پس از درگذشت پدرش به قم آمد و در دروس فقه و اصول آيات عظام: آقاى بروجردى, امام خمينى و شريعتمدارى حاضر شد و بهره هاى فراوان علمى كسب نمود و همزمان به درس تفسير آيت اللّه شيخ محمد باقر ملكى ميانجى شركت كرد و با مكتب تفكيك و مبانى علمى تفسير قرآن آشنا گشت و در كنار آنها به تدريس سطوح عاليه (رسائل, مكاسب و كفايه) و تفسير پرداخت.
در سال ١٣٩٧ق بود كه به تهران مهاجرت كرد و در مسجد امام حسين ـ عليه السلام ـ, كه يكى از معروف ترين مساجد پايتخت است ـ به امامت جماعت و وعظ و ارشاد پرداخت و در جوار آن, حوزه علميه امام حسين(ع) را بنياد نهاد و خود به تدريس فقه و اصول و پرورش بيش از يكصد طلبه اشتغال جُست و در سال هاى انقلاب اسلامى, خود و مسجدش را يكسره وقف پيشبرد اهداف نهضت اسلامى نمود و بسيارى از حركت هاى ضد رژيم را رهبرى كرد. پس از پيروزى انقلاب اسلامى به رياست يكى از شعبه هاى (ديوان عالى كشور) (براى دو سال) و نمايندگى مجلس شوراى اسلامى از سراب (چهار سال) و نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى از آذربايجان شرقى (براى هشت سال) برگزيده شد و تا پايان عمر بر اين سمَت بود. از ويژگى هايش احاطه بر تفسير قرآن و چيرگى بر اخبار و احاديث اهلبيت ـ عليهم السلام ـ, اكرام و احترام بسيار نسبت به علما و خطبا بود (كه گاه براى زيارت علماى اصفهان, بدان شهر مى رفت و هرساله براى تجليل از خطباى تهران, مجلسى مفصّل در ماه مبارك رمضان تشكيل مى داد), به ديگران دستور نمى داد و كارهايش را خود انجام مى داد و در سلام به ديگران, پيشقدم بود. از سرِ تقصيرات و آزارهاى ديگران درمى گذشت و به دل نمى گرفت. وى از علماى بسيار مانند آيات عظام: سيد محسن حكيم, سيد محمود شاهرودى, سيد ابوالقاسم خويى و حجت كوهكمرى اجازه اجتهاد داشت. برخى از تأليفاتش عبارتند از:
١. رسالة فى الوجود و الماهية و نقد نظرية وحدة الوجود
٢. رسالة فى العدالة
٣. رسالة فى الرشوة
(اين هر سه به چاپ رسيده است).
٤. رسالة فى الاجتهاد والتقليد (آماده چاپ)
٥. رسالة فى تفسير آيات الصوم (آماده چاپ)
٦. رسالة فى اعجاز القرآن (آماده چاپ)
٧. رسالة فى مباينة صفات الله تعالي§ لصفات مخلوقاته.
٨. شرح دعاى افتتاح
٩. شرح دعاى مكارم الاخلاق
١٠. شرح تجريد الاعتقاد
١١. رسالة فى احكام البسملة واسماءالله تعالي§
١٢. رسالة فى معني§ التفسير و التأويل
١٣. رسالة فى اهمية علم الاخلاق
١٤. حاشيه انتقادى بر اسفار و فصوص الحكم
١٥. تفسير برخى از اجزاء و سور قرآن كريم (٤ج), مانند:
الف. صحنه هاى خوش منظر در تفسير سوره كوثر
ب. راه و چاه در تفسير معوّذتين
ج. يگانه پرستى, تفسير مفصّل سوره توحيد
١٦. رسالة فى لباس المصلّى
او كه در اوايل ١٣٧٦ش از تهران به حوزه علميه قم بازآمد و به تدريس خارج فقه و اصول و تفسير پرداخت. در روز جمعه ٢٧ رمضان المبارك ١٤١٩ق (٢٥ دى ماه ١٣٧٧ش) در ٧١ سالگى بدرود حيات گفت و پس از تشييع شايسته و نماز آيت اللّه حاج سيد موسى شبيرى زنجانى بر پيكرش, در قبرستان شيخان به خاك سپرده شد. عاش سعيداً و مات سعيداً.
*
درگذشت آيت اللّه فقيه عاملى
فقيه معظّم حضرت آيت اللّه آقاى حاج شيخ محمد تقى فقيه عاملى, يكى از فقهاى بزرگ لبنان به شمار مى رفت.
فقيد سعيد در اواخر سال ١٣٢٩ق, در بيت علم و تقوا در روستاى (حاريص) ـ از توابع صور در جنوب لبنان ـ زاده شد. پدرش مرحوم آيت اللّه شيخ يوسف فقيه حاريصى, از شاگردان آيات عظام: سيد محمد كاظم يزدى و ميرزاى نائينى, و قاضى القضاة لبنان و مؤسّس محاكم شرعى جعفرى در آن كشور بود.
معظم له در شانزده سالگى (١٣٤٥ق) به نجف اشرف رفت و به تحصيل علوم دينى پرداخت, و پس از يادگيرى مقدمات, به فراگيرى سطوح نزد حضرات آيات: سيد حيدر صدر و شيخ عبدالرسول جواهرى و پس از آن به تحصيل خارج فقه و اصول در محضر آيات عظام: شيخ محمد حسين اصفهانى, سيد ابوالحسن اصفهانى, سيد حسين حمّامى, شيخ محمد حسين كاشف الغطاء و سيد محسن حكيم پرداخت و در شمار يكى از فاضلان نام آور و مدرّسان سطوح و از بارزترين شاگردان آيت اللّه حكيم و خواصّش جاى گرفت. آن فقيد از اوانِ تحصيل علاوه بر تأليف به تدريس ادبيات, سطوح عاليه و خارج پرداخت و شاگردان بسيارى را پروراند, كه برخى از ايشان عبارتند از: حضرات آيات: سيد محمد على حمّامى, سيد محمد صادق حكيم, سيد مهدى حكيم, سيد على مكّى عاملى, شيخ محمدتقى جواهرى, شيخ محمد مهدى شمس الدين, شيخ على كورانى, شيخ حسن عسيلى, شيخ مفيد فقيه.
فقيد سعيد در حدود سال ١٣٨٠ق, پس از اخذ اجازات متعدد اجتهاد و روايى از اساتيدش به لبنان بازگشت و در صور و زادگاهش (تابستان ها) مسكن گزيد و به تأليف و تدريس, و اقامه جماعت و پاسخگويى به مسائل شرعى مؤمنان پرداخت و پس از درگذشت مراجع عظام تقليد بود كه دامنه مرجعيت او گسترده شد و جوامع فتوايى اش به چاپ رسيد. تأليفات چاپى وى عبارتند از:
١. قواعد الفقيه (در قواعد فقهيه)
٢. مبانى الفقيه (دوره اصول فقه)
٣. مناهج الفقيه ـ ٣ج ـ (رساله عمليه)
٤. مكاسب الفقيه
٥. مبانى العروة الوثقى (كتاب الخمس)
٦. عمدة المتفقّه ـ رساله عمليه مختصر ـ
٧. مبانى المناسك ـ مناسك حج ـ
٨. من مناهج الفقيه و مبانيه
٩. جامعة النجف الاشرف
١٠. جبل عامل فى التاريخ
وى پس از عمرى ٩٠ ساله, در تاريخ يكشنبه ٢٨ شوال المكرم ١٤١٩ق در شهر (صور) چشم از جهان فروبست و پيكر پاكش پس از تشييعى باشكوه, به نجف اشرف انتقال داده شد و در وادى السلام به خاك سپرده شد.
*
درگذشت استاد احمدى بيرجندى
دانشمند معظّم, اديب فرزانه استاد احمد احمدى بيرجندى يكى از اديبان و عالمان مشهد مقدس به شمار مى رفت. وى در مهرماه (١٣٠١ش (١٣٤١ق) در بيرجند زاده شد و در شش سالگى به مكتبخانه و در هفت سالگى به دبستان شوكتيه رفت و در ١٣٢٠ش, پس از اتمام تحصيلات دبيرستانى در دانشسراى مقدماتى بيرجند پذيرفته شد و در ١٣٢٢ش فارغ التحصيل گرديد و به تدريس در دبيرستان شوكتيه پرداخت. او در مدت تحصيل از محضر استاد دانشمند فرزانه مرحوم علامه سيد محمد فرزان و استاد حاج محمد حسين مهتدى بيرجندى (كه در محضرش مبادى العربيه, مجانى الادب و قطوف الربيع را بياموخت) بهره هاى فراوان برد و از علم و تقوا و اخلاق نيك آن دو, توشه ها برگرفت. در شهريور ماه ١٣٢٤ش به تهران آمد و در ١٣٢٨ش موفق به اخذ ليسانس زبان و ادبيات فرانسه از دانشسراى عالى تهران شد و در ١٣٣٥ مديريت دانشسراى بيرجند را پذيرفت و اين مسؤوليت تا ١٣٤٠ به طول انجاميد. در ١٣٤٤ به مشهد مقدس رفت و به تدريس زبان فرانسه در دانشكده الهيات و معارف اسلامى و تربيت معلم پرداخت. در ١٣٥٨ پس از ٣٥ سال تدريس, بازنشسته شد و در سال ١٣٦٢ مديريت كتابخانه مسجد جامع گوهرشاد را بر عهده گرفت و بدانجا نظمى شايسته داد و اين تا سال ١٣٦٩ به درازا كشيد. در آن سال به همكارى با بنياد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى پرداخت و موفق به تأليف كتاب هايى چند گرديد و اين همكارى تا پايان زندگى اش ادامه يافت. وى هماره از اوقاتش بهره مى برد, مى خواند و مى نوشت, ترجمه و تأليف مى كرد و بر كتاب هايى كه مى خواند حاشيه مى نگاشت. نظرات اصلاحى خويش را پيش از انتشار براى مؤلفان مى فرستاد, گشاده رو و مهربان بود و در پاسخ گفتن به پرسش هاى ديگران بُخل نمى ورزيد. او سخت مى كوشيد و دستمايه هاى كتاب ها و تحقيق هايش را خود فراهم مى آورد. احترام اساتيدش را هماره پاس مى داشت و حق شناس بود. كم مى خورد و كم مى خوابيد و نيمه شبان پس از ذكر و عبادت به خواندن و نوشتن مى پرداخت. خوش مجلس و خوش حافظه بود و اشعار بسيار در خاطره داشت. با زبان هاى عربى, انگليسى و فرانسه آشنايى كامل داشت. به اهلبيت عصمت و طهارت ـ عليهم السلام ـ علاقه فراوان داشت و از همين رو به گردآورى و گزينش اشعار درباره آنان پرداخت و ١٥ مجموعه از آنها را به چاپ رسانيد و از چاپ خاوران نامه ابن حسام خوسفى, به علت آنكه در آن, روايات و حكايات خلافِ و
اقعى را به اميرالمؤمنين على(ع) نسبت داده است, سرباز زد. در سلام كردن, سبقت مى جُست و در وفاى به عهد كوشا بود و در زندگى اش منظم و خوش قلب و مهربان و متين و فروتن. از او ٢٠٠ مقاله و ٣٥ كتاب برجاى مانده, كه برخى از آنها عبارتند از:
١. اسلام راه روشن
٢. امامت و رهبرى
٣. با قرآن آشنا شويم
٤.پرتوى از سيماى تابناك على(ع)
٥. على(ع) اسوه تقوا و عدالت
٦. خداپرستى در شعر فارسى
٧. خدا را بشناسيم
٨. چهارده اختر تابناك: زندگانى چهارده معصوم(ع)
٩. پند و عبرت, شامل مسائل تاريخى, دينى و اخلاقى
١٠. خلاصه معراج السعادة
١١. چهل حديث از پيامبر مكرم(ص) و ائمه معصومين(ع)
١٢. داناى راز
١٣. دانه و پيمانه: شامل داستان هايى از عارفان بزرگ (سنايى, عطار, مولوى و سعدى)
١٤. اشك و خون: مناقب و مراثى حضرت سيدالشهدا(ع)
١٥. مدايح محمدى(ص) در شعر فارسى
١٦. مناقب علوى(ع) در شعر فارسى
١٧. مناقب فاطمى در شعر فارسى
١٨. مناقب و مراثى اهلبيت در شعر فارسى
١٩. مناقب حضرت موسى بن جعفر(ع) در شعر فارسى
٢٠. مدايح رضوى در شعر فارسى
٢١. نوبهار عالم جان: مناقب مهدوى در شعر فارسى
** مدايح و مراثى حضرت ابوالفضل در شعر فارسى
٢٢. مناجات و دعا در شعر فارسى
٢٣. آموزش و پرورش در شاهنامه
٢٤. انشاء و نويسندگى
٢٥. بحثى در ادبيات فارسى
٢٦. دستور زبان فارسى يا صرف و نحو
٢٧. شيوه آموزش املاى فارسى
٢٨. شيوه نويسندگى و نگارش
٢٩. نامه هاى ادبى
٣٠. نقشى از هستى: شامل مباحث ادبى و تربيتى
٣١. فروغى كه روشنگر دلهاست
٣٢. شعر در زندگى
٣٣. سير سخن: شامل شرح احوال معروفترين نويسندگان و شاعران در ايران
٣٤. مقدمه و تصحيح ديوان محمد بن حسام خوسفى
٣٥. افكار و انديشه هاى ولتر
٣٦. تصحيح خاوران نامه ابن حسام خوسفى (غير چاپى)
از مجموع ٧١ مقاله او, بيش از ٦٠ مورد آن تأليف استاد و در مباحث اخلاقى و اسلامى مى باشد و هم از ٣٥ كتابش, ٢٠ كتاب با موضوعات دينى و ١٠ كتابش با مباحث ادبى است.
آن اديب فرزانه به تاريخ ٢٤ آذرماه ١٣٧٧ش (٢٥ شعبان المعظم ١٤١٩ق), پس از پشت سر نهادن دوره بيمارى بر اثر سكته مغزى بدرود حيات گفت و عالَمى از علم و ادب را با خويش به خاك بُرد.
ناصرالدين انصارى
*
درگذشت حجةالاسلام شرقى
حضرت مستطاب حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ محمد على شرقى ـ امام جمعه فقيد مامقان ـ يكى از علماى خدمتگزار دين به شمار مى رفت. فقيد سعيد در سال ١٣٠٣ش در روستاى (خوشه مهر) مراغه زاده شد و پس از دوران كودكى, به تبريز رفت و مدّتى در مدرسه طالبيه به تحصيل ادبيات عرب اشتغال داشت. سپس به قم آمد و پس از تكميل سطوح, به درس خارج آيت اللّه العظمى حجت و آيت اللّه العظمى بروجردى حاضر شد و بهره هاى فراوان فقهى و اصولى برد. پس از وفات آيت اللّه بروجردى به اروميه رفت و به خدمات دينى و علمى ـ امامت جماعت و تأليف ـ پرداخت. پس از پيروزى انقلاب اسلامى به امامت جمعه مراغه انتخاب شد و مدت هفده سال بر اين سمَت بود و علاوه بر آن به تدريس سطوح و تأليف مى پرداخت. سپس در خرداد ماه ١٣٧٧ به امامت جمعه مامقان برگزيده شد و اين تا زمان وفاتش ادامه داشت. از آن فقيد كتاب هاى زير بر جاى مانده است:
١. قاموس نهج البلاغه (٤ج)
٢. ترجمه زيرنويس نهج البلاغه ـ همراه با معجم الفاظ و موضوعات ـ
٣. قيام حق (٧ج ـ ٢جلد آن به چاپ رسيده است) ـ در تاريخ و زندگى چهارده معصوم ـ
٤. اصول وافى (٢جلد تاكنون)
آن عالم بزرگوار در روز شنبه ٧ آذرماه ١٣٧٧ش در ٧٤ سالگى در تبريز بدرود حيات گفت و پس از تشييعى باشكوه در مراغه در قبرستان (گلشن زهرا) به خاك سپرده شد.
*
درگذشت آيت اللّه حاج سيد محمّد على حمّامى
سيد محمد على بن سيد حسين بن سيد على موسوى حمّامى در سال ١٣٤٠ قمرى در نجف اشرف متولد گرديد. پس از فراگرفتن مقدمات نزد آيت اللّه شيخ محمدتقى فقيه عاملى, سطوح عاليه را نزد آيت اللّه حاج سيد محمدتقى بحرالعلوم و آيت اللّه حاج ميرزا باقر زنجانى و علامه شيخ على سمّاكه تحصيل نمود و سپس به درس خارج والدش آيت اللّه العظمى سيد حسين حمامى (١٢٩٨ـ١٣٧٩ق) كه از مراجع بزرگ تقليد و از مدرسين بنام بود حضور يافت و قسمى از تقريرات بحث والدش را در فقه و اصول برشته تحرير درآورد. و همزمان به بحث آيت اللّه العظمى ميرزا عبدالهادى شيرازى (١٣٠٥ـ١٣٨٢ق) حضور يافت و از بحث اين بزرگوار استفاده فراوان نمود و در كنار تحصيل مشغول رسيدگى به امور دفتر پدرش بوده و با متانت و كياست خاصى امورات حوزه را رسيدگى مى كرد و پس از فوت آيت اللّه سيد ابوالحسن اصفهانى (١٣٦٥ق) مقلدين سيد حسين حمامى رو به ازدياد بود و مشكلات اداره حوزه افزون, با اين حال مرحوم سيد محمد على هيچ گاه از تحصيل و تدريس و تأليف غافل نبود و اوقات خود را به هيچ وجه بيهوده صرف نمى داد. مرحوم سيد حسين حمّامى همه روزه صبح و عصر در مسجد هندى فقه و اصول تدريس مى كرد. نگارنده از مرحوم آيت اللّه حاج شيخ مرتضى حائرى شنيدم, فرمودند: اواخر زعامت مرحوم سيد ابوالحسن اصفهانى به نجف اشرف مشرف گرديدم و مدتى كه در نجف بودم به درس بزرگان حضور يافتم; از جمله درس آيت اللّه حمّامى بود. ايشان خارج مكاسب تدريس مى كردند. به اقوال شيخ انصارى بسيار مسلط بودند و مطالب را درست و بدون حاشيه پردازى بيان مى كردند. در عين حال مرحوم سيد حسين حمامى بسيار زاهد و وارسته بود. در سال ١٣٧٩ق مراجع بزرگ عراق از قبيل مرحوم ميرزا عبدالهادى شيرازى و سيد محسن حكيم و سيد محمود شاهرودى و سيد ابوالقاسم خوئى و شيخ عبدالكريم زنجانى و سيد جواد تبريزى و… فتوا به كفر و الحاد حزب شيوعى (حزب توده) دادند. نامبرده از نوشتن فتوا امتناع نمود. عده اى از اخيار و مؤمنين خدمت ايشان رفتند ـ از جمله آنها والد نگارنده مرحوم آيت اللّه حاج شيخ عبداللطيف سمامى تنكابنى (١٣٣٠ـ١٤٠٠ق) بود ـ و سبب امتناع نوشتن فتوا را پرسيدند. ايشان در جواب فرمودند كفر و الحاد حزب شيوعى و معتقدين به آن در نزدم مسلّم و واضح است و اما چون من نمى دانم چه دست سياستى در پشت اين كار است و از اين نوشتن چه سوءاستفاده اى مى خواهند بنمايند

و ممكن است گروهى بدتر از آن در پشت پرده باشد و مردم را جهت منافع خود تحريك كند, لذا فعلاً از نوشتن خوددارى كردم. ولى اجل او را مهلت نداد و پس از چند صباحى بعد از اين جريان كسالت او شدت گرفت. اطبا جهت معالجه او را به بغداد بردند معالجات موثر واقع نشد و او در بغداد وفات كرد و به نجف اشرف منتقل گرديد و در كنار مسجد مراد بخاك سپرده شد. سِمت امامت جماعت او به فرزند ارشدش سيد محمد على منتقل گرديد. مرحوم سيد محمد على صبح ها در مسجد مراد فقه و بعد از نماز مغرب و عشاء در بيرونى اصول تدريس مى كرد. نگارنده كفايه را در نزد ايشان تحصيل نمودم و چون خارج كفايه را شروع كردند حضور داشتم. وى در عين حال از تأليف و تصنيف غافل نبود. پس از آنكه بعثى ها بر روحانيون و مراجع فشار آوردند ـ به ايشان صدمات زيادى وارد گرديد و بالغ بر ده سال خانه نشين و منزوى بود و ارتباط خود را با مردم قطع نموده بود و هنگام تشرف به زيارت از لباس قبا و عمّامه استفاده نمى كرد. پس از فوت آيت اللّه العظمى خوئى عده اى از مردم بدو رجوع نمودند و مجدداً بتدريس و امامت مشغول گرديد. حدود دو سال پيش جهت معالجه به لندن عزيمت نمود و سرانجام به سرطان مبتلا گرديد و در روز جمعه ١٨ جمادى الثانى ١٤١٩ (١٧/٧/١٣٧٧ش) وفات يافت.
تأليفات ايشان عبارتند از:
١. المطالعات فى مختلف المؤلفات: اين كتاب شامل قسمى از تاريخ شيعه و قضاياى مهم تاريخى است, در ده جلد كه چهار جلد آن به چاپ رسيده است.
٢. هداية العقول فى شرح كفايه الاصول: در چهار جلد به چاپ رسيده است.
٣. شرح استدلالى بر عروة الوثقى در چندين مجلد.
٤. ديوان شعر عربى: بعضى از اشعار ايشان در شعراء الغرى (ج١٠, ص١١١) مذكور است.
٥. رسائل متفرقه در بعضى از ابواب فقه.
٦. رساله عمليه ايشان در عبادات و معاملات.
٧. تاريخ الخلافة الاسلامية.
وى داراى كتابخانه بسيار غنى و نفيس بود كه اكنون از سرنوشت آن اطلاع ندارم.
محمّد سمامى حائرى درگذشت آيت الله مدرسى بهسودى
حضرت آيت الله شيخ حيدر على مدرسى بهسودى يكى از دانشمندان و مدرسان و خدمتگذاران علم و دين در اثر حادثه ناگوار تصادف به ملكوت اعلا پيوست.
ايشان در سال ١٣٥٤ق مطابق با ١٣١٤ش در شهر كابل, يكى از شهر هاى معروف كشور افغانسان ديده به جهان گشود و درخانواده اى مؤمن و دانا پرورش يافت. پدرش آقاسيفعلى بهسودى اهل ولايت (ميدان) كابل, مردى كشاورز و از عاشقان خاندان عصمت و طهارت ـ عليهم السلام ـ و از دوستداران اهل دانش بود.
مرحوم مدرسى پس از نشو و نما و آموختن برخى از مقالات, در بيست سالگى (سال ١٣٧٤ق) جهت ادامه تحصيلات خود به مشهد مقدس عزيمت كرد. ادبيات و برخى از كتب دينى نزد علامه و اديب نامور شيخ محمدتقى اديب نيشابورى و مدتى چند نيز نزد استاد سيد على حجت هاشمى آموخت. وى پس از شش سال تلاش و جدّيت در كسب دانش در حوزه علميه مشهد, به سال ١٣٨٠ق رهسپار شهر فقه و فقاهت نجف اشرف گرديد و به تحصيلات عالى خود ادامه داد.
استاد مدرسى پس از ورود به آن زمين پاك با جديت تمام مشغول تحصيل دوره سطح گرديد. كفاية الاصول و مكاسب را از محضر آيت الله شيخ صدرا باد كوبه اى و رسائل را نزد حسن لبنانى تلمّذ كرد كه اين دوره مدت چهار سال طول كشيد. آنگاه دروس عالى حوزه را از محضر آيات: ميرزا باقر زنجانى (خارج كفايه), سيدروح الله خمينى( خارج مكاسب), سيدابوالقاسم خوئى (خارج فقه و خارج جلد دوم كفايه) و سيد محمدباقر صدر (خارج جلد اول كفايه) كه مدت يازده سال طول كشيد, استفاده نمود.
علاوه مدرسى در ضمن تحصيلات مذكور دروس جنبى ديگرى نيز از محضر اساتيد آن زمان فرا گرفت, از قبيل: آموختن مسايل حكمت و فلسفه از محضر آيت الله شيخ صدرا بادكوبه اى و شرح منظومه نزد آيت الله شيخ عباس قوچانى (هاتف), شركت در جلسات تفسير قرآن مجيد آقايان: سيد مصطفى خمينى و سيد محمدعلى لبنانى, و فرا گرفتن دروس عقايدى از محضرآيت الله سيدمحسن طباطبايى حكيم به مدت سه سال تعطيلى تابستان در حرم مطهر اميرالمؤمنين(ع).
ايشان پس از فراغت از تحصيل و نيل مدارج عالى علمى و كسب اجازاتى از اساتيد خود (از حضرات آيات: خوئى, خمينى, شيخ صدرا و صدر) و نيز در اثر فشارهاى رژيم عراق به اتباع خارجى, در سال ١٣٩٦ق مجبور به ترك عتبات عاليات شد و به سمت ايران مهاجرت كرد و در حوزه علميه قم سكونت اختيار فرمود و به امر خطير و بسيار مهم تدريس در مسجد مدرسه فيضيه و ساير طلاب قرار گرفت. اجتماع درس ايشان روز به روز زيادتر مى شد و جمعيتى قريب به ١٥٠ نفر از طلاب و محصلين در مجلس در ايشان حاضر مى شدند و كسب فيض مى كردند. در ابتداى ورود ايشان به قم دروس مقدماتى را نظير: حاشيه ملاعبدالله, معالم الاصول و ساير كتب درسى ديگر تدريس فرمود. سپس جلد اول شرح لمعه را و اصول فقه (از مظفر) را دوبار تدريس كرد.
سرانجام بنا بر پيشنهاد شوراى مديريت حوزه علميه قم و خواهش عده اى از فضلا و احساس مسؤوليت و اداى تكليف دينى در سال ١٤٠٥ق از قم به شهر بم ـ يكى از شهرهاى پرجمعيت و مهم استان كرمان ـ انتفال يافت و در رإس حوزه علميه آن شهر قرار گرفت و به امر تدريس و ارشاد و راهنمايى طلاب جوان پرداخت. در ضمن امور مذكور به امر اقامت جماعت و بيان مسائل شرعى و ايراد سخنرانى هاى مذهبى و حل مسائل اجتماعى نيز اشتغال داشت. البته ارتباط ايشان با حوزه علميه قم و فضلانى آن سامان هيچ گاه گسيخته نشد.
آثار قلمى استاد مدرسى كه تاكنون شناسايى شده و قابل ذكرند, به شرح ذير است:
١. هداية الاصول فى شرح كفاية الاصول. اين كتاب از تقريرات درس استاد خود مرحوم آيت الله شيخ صدرا بادكوبه اى به رشته تحرير درآورده و مطالب آن را به استاد ارجمند خود عرضه داشته و مورد تأييد ايشان واقع شده است. اين كتاب در چهار جلد در خلال سال هاى ١٤٥١ق تا ١٤١٨ ق در حدود ١٨٠٠ صفحه در قم به زيور طبع آراسته گرديد. اين كتاب مهم ترين اثر چاپى استاد مدرسى به حساب مى آيد كه همواره مورد توجه ساير اساتيد و فضلاى حوزه هاى علميه و طلاب علوم دينى مى باشد.
٢. توضيح الحاشية, شرحى است بر حاشيه ملاعبدالله در علم منطق. اين كتاب را در نجف اشرف به چاپ رسانيد.
٣. شرح كتاب رسائل (فرائد الاصول), در چند جلد و به صورت مخطوط موجود است.
٤. تقريرات فقه آيت الله خوئى (خطى).
٥. تقريرات مكاسب آيت الله خمينى (خطى).
٦. تقريرات مكاسب آيت الله شيخ صدرا بادكوبه اى (خطى).
٧.احوالات علماء از زمان گذشته تا كنون (خطى).
٨. علل پيروزى انقلاب ايران در سال ١٣٥٧ش(خطى).
٩. رساله عمليه توضيح المسائل (خطى).
١٠. يادداشت هاى مختصرى در فقه و اصول به صورت متفرقه.
اين عالم ربّانى در اثر حادثه غم انگيز تصادف هنگام مراجعت به شهر بم در بين راه قم - كاشان در عصر روز جمعه ٣٠ رجب ١٤١٩ق مطابق با ٢٩ آبان ١٣٧٧ش در ٦٥سالگى به لقاءالله پيوست. پيكر ايشان صبح روز سه شنبه ٤ شعبان المعظم در شهر مذهبى قم تشييع و پس از اداى نماز ميت توسط آيت الله شبيرى زنجانى به گلزار شهداى قم حمل و در جوار على بن جعفر(ع) به خاك سپرده شد. رحمة الله عليه.

استاد عرب درگذشت
حاج اصغر عرب متخلص به (خِرد), شاعر شيرين گفتار و سخنور با كفايت و اقتدار شهر سعدى و حافظ ـ شيراز ـ و يكى از خادمان قرآن و عترت محمدى در آستانه هشتاد سالگى درگذشت.
استاد عرب, در خانواده اى مؤمن و متعهد به سال ١٣٤٠ق مطابق با ١٣٠٠ش در شيراز پا به عرصه گيتى نهاد. پدر ايشان حاج محمد حسن عرب يكى از نيكوكاران معروف بود و اگرچه وى از خانواده هاى قديم شيراز است, ولى به خاطر اينكه چند سال در جوار عتبات عاليات عراق زيست به (عرب) شهرت يافت.
استاد پس از نشو و نما در محيط ادبى, از دوران كودكى به سرودن اشعار رو آورد و در زمينه هاى فرهنگى به تحقيق و نوشتن گام برداشت, و از دوران جوانى به كار آزاد اشتغال نمود و نمايندگى يك شركت مسافربرى را در شيراز عهده دار شد.
استاد عرب, علاوه بر فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى وارد ميدان مبارزه و سياست گرديد و در حزب مذهبى (برادران) به عضويت درآمد و راه آزادى و تنوير افكار و دفاع از ارزش هاى اسلامى و ملّى را پيش گرفت و به مبارزه برخواست.
(حزب برادران) توسط آيت اللّه سيد نورالدين شيرازى (حسينى هاشمى) (١٣١٢ـ١٣٧٦ق) يكى از دانشمندان روشن فكر و فقهاى آزادانديش و معروف خطه فارس ـ كه تحصيلات عالى خود را در حوزه كهن نجف اشرف به پايان رسانده بود ـ, در سال ١٣٥٢ق در شيراز تأسيس گرديد و با جذب نيروهاى جوان و توده هاى مؤمن به انجام فعاليت هاى: سياسى, ادبى و اجتماعى به كار افتاد. مرحوم عرب در حدود سال ١٣٦٥ق جذب حزب برادران گرديد و در زمينه هاى مذكور نقش مهمى ايفا كرد و با روزنامه هاى ارگان آن حزب يعنى: (شفق) (منتشر سال ١٣٣١ش) و (آئين برادرى) (منتشر سال ١٣٢٩ش) و (همه) همكارى نزديك داشت و آثار قلمى زيبايى آفريد.
مرحوم عرب, پس از فعاليت و همكارى در مطبوعات آن روز و كسب تجربه هاى لازم, خود اقدام به انتشار هفته نامه اى با نام (مرد بازار) كرد كه امتياز و سردبيرى آن را بر عهده گرفت و در سال ١٣٣١ش در شيراز منتشر ساخت. مطالب هفته نامه شامل زمينه هاى دينى, سياسى, اجتماعى و ادبى بود.
استاد عرب شاعرى توانا و سخنورى آزادانديش بود. همين طورى كه اغلب اشعارش رنگ دينى و حماسى داشت, نيز در غزل و عشق مضامين عالى سروده است. سروده هاى مهيّج و محرك فراوان دارد كه بيش از ٥٠ سال قبل ابيات انقلابى (غوغاى رستاخيز) شهرت به سزائى پيدا كرده كه مسلمانان را به مبارزه و جهاد و شمشير دعوت كرده است.
ايشان در نظم عقايد و انديشه هاى مذهبى در ميان معاصران از جهت پُركارى و دقت كم نظير بود. به همين خاطر توانست آثار مهمى در ترجمه و به شعر درآوردن دعا و زيارات و مناجات هايى كه از اهل عصمت و طهارت ـ عليهم السلام ـ صادر شده بيافريند و ذوق سرشار خود را به احسن وجه به كار برد.
شايان ذكر است يكى از فعاليت هاى مهم ادبى استاد همكارى جهت تأسيس (انجمن ادبى حافظ) است كه در سال ١٣٢٨ش در شيراز و با چند تن از ادباى معروف آن خطه موفق به تشكيل انجمن دادند, در جلسات آن به طور مستمر شركت داشت و مشاركت فعاّلى در سرودن و خواندن شعر و تبادل اطلاعات و تحقيقات ادبى از خود نشان مى داد.
فهرست آثار قلمى استاد عرب به شرح زير است:
١. زلزله (مجموعه اشعار).
٢. گل هاى بهشت.
٣. پيوندهاى زرّين.
٤. گلزار عشق (در مراثى ائمه اطهار(ع)).
٥. ترجمه منظوم دعاى كميل.
٦. ترجمه منظوم دعاى صباح.
٧. ترجمه منظوم دعاى ندبه.
٨. ترجمه منظوم زيارت عاشورا.
٩. ترجمه منظوم زيارت وارث.
١٠. ترجمه منظوم زيارت جامعه كبيره.
١١. تضمين غزليات سعدى.
١٢. تضمين غزليات حافظ.
اين شاعر و سخنور دانشمند پس از ٧٩ سال خدمت و زندگى با نيك نامى در اواسط شعبان ١٤١٩ق مطابق با اواسط آذر ١٣٧٧ش در شهر علم و ادب شيراز, چشم از جهان خاكى فرو بست و به ديدار معبود شتافت. پيكر ايشان توسط شاعران, انديشمندان و اقشار مختلف مردم شريف و قدرشناس شيراز تشييع گرديد و در قبرستان عمومى شهر به خاك سپرده شد.
عبدالحسين جواهر الكلام
* استاد صفير درگذشت
دانشمند و شاعر شهير استاد حاج سيد محمدعلى صفير يكى از انديشمندان و فضلاى معاصر ساكن تجريش پس از عمرى خدمات علمى و فرهنگى در تهران درگذشت.
وى به سال ١٣٣٣ق مطابق با ١٢٩٤ش در شهر كرمانشاه ديده به جهان گشود. پدرش حجةالاسلام والمسلمين سيد حسين حائرى (١٢٩٧ در نجف اشرف ـ ١٣٨٦ق در قم) از دانشمندان مقيم قم بود. وى از جمله شاگردان حضرات آيات: شيخ محمدعلى مدرسى چهاردهى, سيد مصطفى كاشانى, ميرزا على شيرازى فرزند ميرزاى شيرازى, شيخ محمد حسين غروى اصفهانى و سيد ابوالحسن اصفهانى در نجف اشرف و حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى در قم بود و آثار قلمى نظير: شرحى بر ارشاد (از شيخ مفيد), ترجمه لهوف (از ابن طاووس) و ديوان اشعار از ايشان به جاى ماند.
پدر بزرگ مرحوم صفير, آيت اللّه سيد محمدعلى حسينى تنكابنى يكى از شاگردان برجسته آيت اللّه ميرزاى شيرازى و از اصحاب سامراء و از مجاهدين و مبارزين در پيشرفت فتواى تحريم تنباكو بود. ايشان پس از رحلت استاد بزرگوار خود رساله عمليه منتشر ساخت و در سال ١٣١٧ق در نجف اشرف درگذشت.
استاد صفير در كودكى همراه پدرش به نجف اشرف رفت و پس از چندى همراه ايشان به كرمانشاه و از آنجا به قم رهسپار و مشغول تحصيل علوم دينى شد و برخى از ادبيات و مقدمات فقه نزد علامه سيد عباد على هندى و آيت اللّه شيخ جعفر صبورى قمى (ساكن كاشان) ـ دام ظله ـ را فرا گرفت.
وى پس از تحصيل علوم دينى به تهران رفت و در دانشكده معقول و منقول دانشگاه تهران در گروه نخستين دوره دانشجويان قرار گرفت. آنگاه به تربيت و تعليم روى آورد و سال هاى متمادى در دبيرستان هاى تهران به تدريس ادبيات گذراند.
ايشان در كنار كارهاى فرهنگى به دفاع از حريم تشيّع و پاسخ شبهات و ايرادها در كنار علماى تهران همت گماشت. مثلاً در فتنه كسروى همراه با آيت اللّه شيخ محمد حسن طالقانى رسماً عليه او در دادگاه شكايت نمود. نيز در تأسيس مراكز فرهنگى و دينى يار و ياور علامه حاج شيخ مهدى سراج انصارى بود و بعد از سقوط رضاخان در شهريور ١٣٢٠ش اقدام به تأسيس (انجمن تعليمات اسلامى ايران) نمودند.
از جمله در كار تأسيس بناى حسينيه ارشاد و به همراه آقايان: مرحوم محمد همايون, دكتر ناصر ميناچى و مير عبدالحميد ادبى در بخش فرهنگى آن تلاش كرد كه قسمت اعظم كتيبه هاى حسينيه و مسجد ارشاد با بهره ورى از ديدگاه هاى استاد صفير انجام يافت.
ايشان در اشعار خود به (صفير) تخلص مى كرد. در زمان دكتر محمد مصدق و بنا بر پيشنهاد ايشان تصويبنامه اى از هيئت دولت گذشت كه نام خانوادگى صفير مختص به ايشان باشد تا آن كه شعرهاى ايشان با نام خانوادگى اين شاعر يكسان و جاودانه شود.
استاد صفير داراى طبعى بلند و همتى زياد و پشت كار و مجاهدت و استقامت در راه حق و حقيقت بود. در كلام و سخن گفتن صداقت و صراحت داشت. علاوه بر هنر استادى در انواع شعر در كارهاى هنرى نيز دست داشت. مثلاً در خطاطى, نقاشى و طراحى كاشيكارى علاقه و ذوق خاصى از خود نشان مى داد. نيز در فرا گرفتن چند زبان كهن و خارجى كوشش نمود و زبان هايى چون: عربى, فرانسه, عبرى و پهلوى را به خوبى مى دانست.
در بسيارى از مساجد ايران و بلكه خارج ايران آثار طبع هنرى او روى كاشيكارى ثبت و حك شده, كه از جمله آن مراكز مذهبى چون: مسجد هدايت, مسجد جامع نارمك, حسينيه ارشاد, مرقد مطهر حضرت رقيه(ع) در شام, چند مسجد در هندوستان و پاكستان مى توان نام برد.
شايان ذكر است كه استاد به امر علامه سيد محمود طالقانى شعرهاى كتيبه سردر حسينيه ارشاد و سردر بزرگ مسجد هدايت را سروده است.
استاد صفير با توجه به علو طبع و منش عارفانه خويش, هماره محبوب قلوب خاص و عام بوده و در محافل ادبى براى او و آثارش ارزش ويژه اى قائل بوده و هستند.
آثار قلمى استاد صفير به شرح زير است:
١. خردنامه (منظوم) در پند و اندرز.
٢. ماتمكده شهيد شيرخوار (منظومه ايست در صد بيت) ـ در رثاى عبدالله رضيع(ع) ـ.
٣. تاريخ مختصر ايران, چاپ دانشگاه تهران.
٤. ديوان اشعار, بيش از ١٥ هزار بيت دارد كه قسمتى از آن به چاپ رسيد.
٥. تصحيح انجيل برنابا.
٦. تصحيح ديوان شيخ محمود شبسترى.
٧. درس دين, چاپ حسينيه ارشاد.
٨. ترجمه ديوان اشعار امام على(ع) به فارسى (خطى).
استاد صفير سرانجام پس از عمرى خدمت و اظهار ارادت به ساحت قدسى حضرت سيدالشهدا(ع) در اثر كهولت سن در روز چهارشنبه ٢٣ جمادى ثانى ١٤١٩ق مطابق با ٢٢ مهر ١٣٧٧ش در ٨٦ سالگى, در تهران چشم از جهان فروبست و به ارباب و اجداد خويش پيوست. پيكر پاك ايشان صبح روز پنجشنبه از حسينيه ارشاد تشييع شد, و مراسمى چند جهت تجليل از خدمات و زحمات علمى و فرهنگى ايشان برگزار شد. رحمةالله عليه.
*

درگذشت پروفسور بيگدلى پژوهشگر نام
پروفسور دكتر غلامحسين بيگدلى از بزرگترين اساتيد و محققان ادبيات و تاريخ, در ٨٣ سالگى به ديدار معبود شتافت.
استاد بيگدلى در سال ١٣٣٦ق مطابق با ١٢٩٧ش ديده به جهان گشود. پدرش آقا فتح الله خان بيگدلى اهل خمسه زنجان به كشاورزى اشتغال داشت. پس از طى دوران كودكى و صباوت وارد مدارس جديد شد. آنگاه به تهران عزيمت كرد و در دبيرستان نظام و دانشكده افسرى ادامه به تحصيل داد و در شهريور ١٣٢٠ش به درجه افسرى نايل گرديد.
ايشان در سال ١٣٢٤ش در اثر فعاليت هاى سياسى و پيوستن به احزاب مخالف حاكميت بازداشت شد و پس از شش ماه حبس در كرمان رهايى يافت و به اتحاد جماهير شوروى سابق مسافرت كرد, ولى به علت سوءظن مسؤولان وقت مدت هفت سال در تبعيدگاه سيبرى به سر برد, آنگاه به مسكو رفت. تحصيلات عالى خود را در دانشكده ادبيات آغاز كرد و با اخذ گواهينامه دكتراى ادبيات به پايان رسانيد. سپس در انستيتوى زبان و ادبيات (نظامى) در باكو (آذربايجان شوروى) به پژوهش و تحقيق در ادبيات فارسى و تركى پرداخت.
در سال ١٣٥٧ش و پس از پيروزى انقلاب رسماً از ايشان دعوت به همكارى شد و به تهران مهاجرت كرد تا ماه هاى اخيرِ زندگى كه به كرج نقل مكان كرده بود, به تحقيقات خود ادامه داد.
وى فردى متعهد, پُركار, نكته سنج, دقيق و عميق و خوش معاشرت و خوش اخلاق بود. بيشتر اوقات خود را صرف پژوهش و نگارش مطالب تاريخى و ادبى كرد. فهرست آثار قلمى پروفسور بيگدلى به شرح زير است:
١. تاريخ بيگدلى ـ شاملو.
اين اثر گرانبها بنابر نوشته مؤلف بزرگوار آن در ده جلد قرار دارد, و تنها دو جلد از آن در بيش از ١٢٠٠ صفحه به چاپ رسيده و ساير مجلدات ديگر هنوز مخطوط است.
الف) جلد اول, شامل منشاء ايل و تبار بيگدلى و معرفى ساير انشعابات بيگدلى.
ب) جلد دوم, ايل بيگدلى در دوران صفويه.
ج) جلد سوم, دوران افشار و ايل بيگدلى.
د) جلد چهارم, دوران زند و ايل بيگدلى.
هـ) جلد پنجم, دوران قاجار و ايل بيگدلى.
و) جلد ششم, دوران پهلوى و خاندان بيگدلى.
ز) جلد هفتم, دودمان بيگدلى ـ شاملو در دوران معاصر.
ح) جلد هشتم, تاريخ شعراى بيگدلى (معرفى بيش از ٨٠ شاعر).
ط) جلد نهم, مدارك و اسناد مختلف از خاندان بيگدلى.
يى) جلد دهم, معرفى آثار عمرانى و خيريه كه توسط بيگدلى ها بنا شده است.
٢. چهره اسكندر در شاهنامه فردوسى و اسكندرنامه نظامى. اين اثر بسيار نفيس در سال ١٣٦٩ش در تهران به چاپ رسيد, كه علاوه بر موضوع اصلى كتاب (چهره اسكندر) متعرض بسيارى از نگرش و ويژگى هاى علمى و هنرى فردوسى و نظامى شده است.
٣. جمشيد و خورشيد (به اهتمام و ويرايش ايشان) در سال ١٣٧٣ش در تهران به چاپ رسيده است.
٤. ديوان حاج محمد صادق خان بيگدلى شاملو (گردآورى از ايشان) در سال ١٣٧٠ش در تهران چاپ شد.
٥. لغتنامه فارسى ـ تركى صحاح العجم (نسخه غازان) در سال ١٣٦٦ش به اهتمام ايشان به چاپ رسيده است.
٦. كهله يه سلام (به زبان تركى) در ٨٦ صفحه در سال ١٣٦٣ش به چاپ رسيده است.
٧. تصحيح شهريار نامه عثمان مختارى غزنوى.
٨. ديدار با شهريار [استاد سيد محمد حسين شهريار تبريزى].
٩. ادب خزينه سى (به زبان تركى).
١٠. تصحيح ديوان آذر بيگدلى, با همكارى دكتر حسن سادات ناصرى.
١١. گذر عمر (مجموعه اشعار), در سال ١٣٥٩ش در ١٠٤ صفحه در تهران منتشر شد.
اين دانشمند پُر تلاش در اواخر/ربيع ثانى/ ١٤١٩ق مطابق با اواخر/ مرداد/ ١٣٧٧ش در ٨٣ سالگى در شهرستان كرج چشم از جهان فرو بست و پيكرش پس از تشييع باشكوهى در جوار امامزاده طاهر(ع) كرج به خاك سپرده شد.
*

اخبار فرهنگى
شبكه اطلاع رسانى كتاب با پيام رئيس جمهور به شبكه جهانى اينترنت پيوند خورد
آقاى سيد محمد خاتمى, رئيس جمهورى اسلامى ايران با ارسال پيامى, شبكه اطلاع رسانى كتاب ايران را به شبكه اطلاع رسانى جهانى (اينترنت) پيوند داد.
متن پيام آقاى خاتمى به اين شرح است: كتاب, نماد خردمندى انسان و ماندگارترين و مؤثرترين ابزار انتقال و اشاعه انديشه, فرهنگ و آگاهى است و اهتمام به امر تأليف, ترجمه و طبع و نشر كتاب از مهم ترين وظايف دينى و ملى دولت و ملت است.
تأسيس شبكه جهانى كتاب رايانه, گشاينده فصلى تازه در آسان كردن و شتاب بخشيدن نشر انديشه و دانش و زمينه ساز دستيابى بهتر علاقه مندان آثار گوناگون علمى و فرهنگى و هنرى ايران زمين به آثار و مراجع مكتوب اين فرهنگ ارجمند است.
اميدوارم اين طرح براى همه علاقه مندان به تمدن اسلامى و ايرانى و بخصوص ايرانيان عزيزى كه در خارج از ميهن بسر مى برند و بالاخص نسل نوپاى ايرانى دور از وطن مبارك و زمينه ساز پيوند بيشتر و مستحكم ترشان با آيين و انقلاب و كشور باشد.
سيد محمد خاتمى
اطلاعات كتاب ايران كه براى نخستين بار در شبكه اينترنت قرار گرفته است شامل مشخصات كتابشناختى هر كتاب, نام كتاب, نام پديدآورنده, رده ديويى, موضوع, قيمت, محل نشر, قطع كتاب و شماره بين المللى (شابك) آن است.
همچنين تصوير روى جلد اثر و خلاصه اى از كتاب در كنار اين اطلاعات بر روى شبكه اينترنت قرار مى گيرد.
*
معرفى برگزيدگان شانزدهمين دوره كتاب سال جمهورى اسلامى ايران
مراسم اهداى جوايز شانزدهمين دوره كتاب سال و ششمين دوره جايزه جهانى كتاب سال
احمد مسجد جامعى كه پيش از سخنرانى رئيس جمهور گزارشى از وضع كتاب در كشور ارائه داد, گفت: ساز و كارهاى نظارتى و هدايتى در عرضه كتاب به اندازه كافى پاسخگوى تحولات در حوزه نشر نيست و بايد چارچوب هاى تازه اى براى ايجاد دگرگونى و تحول در بخش كتاب طراحى شود.
وى افزود: افزايش سطح سواد در جامعه, گسترش مراكز آموزش عالى, رشد شهرنشينى و گسترش رسانه ها تقاضا را براى فعاليت هاى فرهنگ افزايش داده و در حوزه كتاب, افزايش عناوين, افزايش شمار پديدآورندگان, رشد مخاطبان و شكل گيرى نهادها و آيين نامه هاى مربوط به چاپ و نشر كتاب را به دنبال داشته است.
در ششمين دوره كتاب جهانى سال نيز ١١٨٧ عنوان كتاب منتشر شده در سال ميلادى گذشته در جهان, در دو حوزه مطالعات اسلامى و مطالعات ايرانى بررسى شد و آثار برگزيده از ميان اين كتاب ها انتخاب شد.
كميته هاى بررسى آثار, متشكل از ٤٧٥ نويسنده و كارشناس مراكز علمى فرهنگى و دانشگاهى در مرحله اول ٤٦٦ عنوان كتاب از ميان ٦٢٦٧ عنوان كتاب چاپ اول سال ١٣٧٦ را انتخاب و آثار برگزيده را از ميان اين آثار معرفى كردند.
آنگاه برگزيدگان شانزدهمين دوره كتاب سال جمهورى اسلامى ايران و ششمين دوره اعطاى جايزه جهانى كتاب سال طى مراسمى با حضور رئيس جمهور و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى در تهران معرفى شدند.
در شانزدهمين دوره كتاب سال جمهورى اسلامى ايران ده اثر از ميان آثار چاپ اول منتشر شده در سال ١٣٧٦ برگزيده شدند. هيات داوران كتاب سال ايران, شوراى كتاب كودك را براى تاليف كتاب فرهنگنامه كودكان و نوجوانان و دكتر محمد حسن لطفى را براى ترجمه كتاب پايديا شايسته دريافت جايزه دانست.
همچنين حجت الاسلام والمسلمين محمد باقر محمودى براى تأليف كتاب نهج السعاده فى مستدرك نهج البلاغه و سيد جلال الدين آشتيانى براى تصحيح كتاب شرح فصوص الحكم جوايزى دريافت كردند.
دكتر احمد علوى و دكتر على آهوان منش مشتركاً براى ترجمه كتاب كنترل بيولوژيكى عوامل بيماريزاى گياهى خاكزاد و دكتر اسماعيل ذوقى نيز براى ترجمه كتاب بيمارى هاى قابل انتقال بين انسان و حيوان از ديگر برگزيدگان اين دوره از كتاب سال جمهورى اسلامى ايران بودند.
جايزه كتاب سال جمهورى اسلامى ايران براى ترجمه كتاب طرح هاى آمارى در پژوهش هاى كشاورزى مشتركا به دكتر بهمن يزدى صمدى, دكتر عبدالمجيد رضايى و دكتر مصطفى والى زاده تعلق گرفت.
همچنين در اين مراسم دكتر آذرتاش آذرنوش براى ترجمه كتاب موسيقى كبير, مرحوم دكتر احمد تفضلى براى تأليف كتاب تاريخ ادبيات ايران پيش از اسلام و دكتر رشيد عيوضى براى تصحيح ديوان حافظ جايزه گرفتند.
در بخش ششمين دوره جايزه جهانى كتاب سال نيز آثار منتشره در دو حوزه مطالعات اسلامى و مطالعات ايرانى در جهان مورد بررسى قرار گرفت. براساس راى نهايى هيات داوران اين دوره, كتاب علم كلام و جامعه در قرون دوم و سوم هجرى, تاريخ تفكر مذهبى در صدر اسلام در شش جلد اثر يوزف فان اس و كتاب جانشينى محمد(ص), پژوهشى درباره خلافت نخستين, اثر ويلفرد مادلونگ به عنوان كتاب هاى ممتاز شناخته شدند.
همچنين در موضوع مطالعات ايرانى, كتاب فرهنگ چينى به فارسى اثر پروفسور ژين يان شن جايزه جهانى كتاب سال را از آن خود كرد و به نماينده موسسه لغتنامه دهخدا نيز براى انتشار اين فرهنگ جوايزى اهدا شد.
*
بزرگداشت بانوى نويسنده مصرى
به مناسبت چهلمين روزِ درگذشت خانم بنت الشاطى چندى پيش با حضور صاحبنظران و برخى ارباب جرايد, از مقام علمى و فرهنگيِ ايشان تجليل به عمل آمد. اين مراسم روز سه شنبه, سيزدهم بهمن ماه در تالار اجتماعات انجمن آثار و مفاخر فرهنگى برگزار شد.
دكتر (عايشه بنت الرحمان) (بنت الشاطى) از نويسندگان برجسته جهان اسلام بود كه ماه رمضان گذشته درگذشت. او در سال ١٩١٣ به دنيا آمد و در طول حياتش بيش از ٤٠ كتاب تأليف كرد. وى در شش سالگى موفق به حفظ قرآن كريم شد و آثارى درباره اعجاز قرآن و تفسير قرآنى از او به جا مانده است. دو كتاب (زينب بانوى قهرمان كربلا) و (مادر پيامبر(ص)) از او به فارسى ترجمه شده است. او كتابخانه شخصى اش را به دانشگاه الازهر مصر هديه كرده است.