آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - مبانى اصطلاحنامه علوم اسلامى - يعقوب نژاد محمدهادى
مبانى اصطلاحنامه علوم اسلامى
يعقوب نژاد محمدهادى
مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى (پژوهشگاه)
افزايش اطلاعات و لزوم نظام مند كردن آن
برآورد دانشمندان از ظرفيت حافظه انسان بسيار متفاوت است رقمى كه ذكر مى كنند غالباً بين ١٢ ١٠ تا ١٥ ١٠ بيت است. بزرگى اين رقم چقدر است؟ يك دائرةالمعارف ٥١ جلدى مجموعاً ٨ ١٠ھ٤ بيت ظرفيت دارد كه بخش خيلى اندكى از ظرفيت مغز انسان است. اگر كسى بخواهد در مدت هفتاد سال عمرش با روزى ده ساعت كار حافظه اش را پر كند, فقط مى تواند حداكثر ٩ ١٠ھ٣٠ بيت اطلاع را ذخيره نمايد. البته اگر هيچ اطلاعى را فراموش نكرده باشد. اين مقدار اطلاع١٠٠٠/ ١ كل ظرفيت حافظه انسان است. البته اگر كل ظرفيت آن را ١٢ ١٠ بدانيم و اگر ظرفيت ١٥ ١٠ فرض شود, از١٠٠٠٠٠٠ / ١تجاوز نمى كند. پس انسان از بخش بى نهايت كوچكى از تواناييهاى طبيعى مغزش استفاده مى كند.
محققان مى گويند هيچ كس نمى تواند در همه عمرش بيش از دو يا سه هزار كتاب بخواند; اما در مدّتى كه مطالعه مى كند به طور تقريب بيش از بيست ميليون كتاب بر تعداد كتابها افزوده خواهد شد.
پس انسان به طور متوسط مى تواند از هر ده هزار كتاب يك كتاب را بخواند. در كنار كتاب, در سراسر جهان يك ميليون مجله, چندين ميليون مقاله و… منتشر مى شود و مى گويند در سال دو هزار جريان اطلاعات سى برابر افزايش خواهد يافت. اگر همه اين ارقام را جمع كنيم هر هفته به ازاى هر دانشمند و محقق هزار و ششصد صفحه منتشر مى شود. با وصف اين آيا محقق خواهد توانست انديشه هايى را كه ديگران دارند به دلخواه انتخاب كند؟ و تازه مجالى براى كار خود و طرح انديشه هايش پيدا خواهد كرد؟!١
عدم توازن ميان تواناييهاى انسان و جريان سريع اطلاعات, ضرورت راهها و وسايل تازه اى را براى نظام مند كردن اطلاعات و بهبود نظام اطلاع رسانى مورد تأكيد قرار مى دهد تا با ملاحظه شرايط زمان و گسترش اطلاعات و دانشها, برنامه اى ارائه شود كه در كمترين زمان حداكثر استفاده را ممكن سازد.
على(ع) فرموده است: (العمر قصير والعلم كثير, فخذوا من كلّ علم ظُروفه, ودَعُو فضوله.) يعنى عمر كوتاه است و دانش فراوان پس از هر دانشى خوبيهايش را بگيريد و زوايدش را رها كنيد.٢
استفاده از نمايه ها, چكيده نويسى, خلاصه ها, گزيده اطلاعات, مقالات تخصصى براى صرف حداقل وقت و بهره گيرى حداكثر از آن است.
ترديدى نيست كه تمامى مراكز اطلاعات ـ اعم از كتابخانه هاى دانشگاهى, حوزوى, عمومى, تخصصى, مراكز اسناد و مدارك, مراكز اطلاع رسانى و مانند آنها ـ كه مواد خام را در اختيار مى گذارند, حوزه فعاليت واحدى دارند كه عبارت است از بهبود امر اطلاع رسانى. يعنى رساندن اطلاعات لازم و مناسب به جوينده مناسب و با روشى مناسب ـ اطلاعاتى كه تهيّه مى شود, به شكل پراكنده, قابل استفاده نيست, بلكه بايد آنها را به گونه اى تنظيم كرد كه طبق سياستى مشخص و به شكلى همگون در جهتى واحد قرار گيرد. و اين رسالت نظام اطلاع رسانى است كه يافته هاى پراكنده را به شيوه اى گردآورى كند و سامان دهد كه بتوان آنها را به منزله مجموعه هايى انعطاف پذير به تناسب مقاصد و اهداف گوناگون ارزيابى كرد.٣
اگر اين رسالت صحيح انجام نشود, اطلاعات, ارزش كاربردى نخواهد داشت و اطلاع رسانى در خدمت دانش نخواهد بود; چون دانش در واقع تركيبى سازمان يافته از اطلاعات است. اطلاعات غيرمنظم نمى تواند در دانش و يا ساخت ذهنى افراد تأثير كند و در آن تحول و كمالى به وجود آورد.
اصطلاحنامه در علم اطلاع رسانى يكى از بهترين راهها براى نظام دادن به اطلاعات پراكنده اى است كه در متون و منابع و يا در قالب چكيده ها, نمايه ها و… قرار گرفته اند. استفاده از اين سيستم, مؤثرترين شيوه براى بهره بردارى بهتر و بيشتر از وقت دانش پژوهان و محققان است.
گذرى بر اوضاع اطلاع رسانى مسلمانان
خوشبختانه امر اطلاع رسانى در كنار ديگر حوزه هاى علوم و فنون و در سطح دنيا از رشد قابل توجهى برخوردار است و تدبيرهاى ارزشمندى در بهبود اطلاع رسانى انديشيده شده است.
اما جامعه اطلاع رسانان مسلمان ـ كه امانتداران فرهنگ, تمدن و دانش جامعه اسلامى مى باشند و رسالت گردآورى و ساماندهى آن را به عهده گرفته اند. در حال حاضر ـ كه جريان مسلّط و چهره شاخص آن, اطلاعات است و لذا اين دوره را به نام (عصر اطلاعات) نامگذارى مى كنند ـ مسؤوليتى دشوارتر بر دوش دارد. كشورهاى اسلامى با استفاده از امكانات دولتى و نيرومند بايد به پژوهشهاى بنيانى و كاربردى در تمام حوزه هاى فعاليت علمى بشرى بپردازند. اخبار نگران كننده اى وجود دارد كه بنيانهاى پژوهشى ما را توانمند جلوه نمى دهد. پژوهشهايى كه در جهان اسلام و به دست مسلمانان صورت مى گيرد, على رغم گذشته درخشان پژوهشى در اين مكتب, در حال حاضر چندان رضايتبخش نيست.
مورخانى همچون جورج سارتون (مورّخ علم) كه دوره هايى براى تاريخ علم معين كرده و هر دوره اى را با نام يكى از برجستگان علم نامگذارى مى كند, از سال ٧٥٠ تا ١١٠٠ ميلادى, يعنى ٣٥٠ سال از تاريخ علم را, به نامهايى چون جابر, خوارزمى, رازى, مسعودى, ابوالوفاء, بيرونى كه زبدگان حوزه هاى علوم و فنون در عصر خود بوده اند مزيّن كرده اند.
اما امروز آمار و ارقام نشان مى دهد كه بنيه پژوهشى جهان اسلام از نيرومندى چندانى برخوردار نيست. آمارى كه در (١٠ـ١٣ مه ١٩٨٣) در اوّلين اجلاسيه سازمان كنفرانس اسلامى در اسلام آباد پاكستان ارائه شد, بيانگر اين است كه در سراسر جهان اسلام تعداد كسانى كه در حوزه علوم و فنون به تحقيق مشغولند در حدود ١٣٦/٤٥ نفر است. اين رقم همزمان در ژاپن ٠٠٠/٤٠٠٠ نفر و در شوروى ٠٠٠/٥٠٠/١ نفر بوده است و متأسفانه بيشترين نسبت محققان مسلمان آنانى هستند كه در كشورهاى پيشرفته غربى سرگرم تحقيق هستند; يعنى ٠٠٠/٢٠ نفر.٤
با كمال شرمندگى بايد اقرار كنيم كه حتى فهرست جامعى از مقاله ها و تأليفات مؤلفان و پژوهشگران جهان اسلام در اختيار پژوهشگران خود قرار نداده ايم. تاكنون ديگران فهرست تهيّه كرده اند كه هرچند فهرستهاى جهانى نام دارد, ولى جامع كليه آثار كشورهاى اسلامى نيست.
علل و عوامل مختلفى در ايجاد اين وضع مؤثر بوده اند كه يكى از مهمترين عوامل ضعفهاى تحقيقاتى ما ناتوانى در پرورش محققان است. مشكل ديگر امكانات مادى لازم است; چرا كه اين گونه كارها دقيق, پرزحمت و طاقتفرسا, دير ظهور و پرخرج است و جز با حمايتهاى ملّى و دولتى به سامان نمى رسد.
يكى از عواملى كه به جامعه اطلاع رسانان مسلمانان مربوط مى شود, نداشتن مركزيت اطلاع رسانى نيرومند و جامع در سطح جهان اسلام است, كه درآمد آن به طور قطع, وجود مركز اطلاعاتى قوى و جامع در هر يك از كشورهاى عضو مى باشد.
بديهى است اطلاعاتى كه در جهان معاصر توليد مى شود در جهت نشر فرهنگ اسلامى نيست. مسلمانان بايد به توليد و ساماندهى اطلاعات خويش بپردازند; چرا كه تكيه به منابع بيگانه به نوعى از وابستگى مى انجامد. لذا كشورهاى اسلامى بايد به پژوهشهاى بنيانى و كاربردى در تمام حوزه هاى فعّاليت علمى بشرى بپردازند و اگر آغاز كرده اند تقويت كنند.
در حال حاضر, ما ظاهراً از يك طرف با اطلاعات بسيار پرارزش رو به رو هستيم و از سوى ديگر در فقر اطلاعات مورد نياز و مطلوب بسر مى بريم. اين در شرايطى است كه حدود بيست درصد منابع انسانى جهان را نيز تشكيل مى دهيم.
يكى از علل فقدان اطلاعات مطلوب, اهميت لازم ندادن به استعدادهاى علمى و پژوهشى و عدم ايجاد برنامه هاى زيربنايى در تنظيم اطلاعات موجود در مدارك و منابع غنى اسلامى ماست تا به عنوان ابزارى كه اطلاعات ما را در قالبى منظم و منسجم قرار داده و ارائه نمايد به كار گرفته شود.
در حقيقت نياز به برنامه هاى فراگير براى اطلاعات جهان اسلام ضرورى است. توسعه زيربنايى خدماتً اطلاع رسانى شرط اساسى ورود اطلاعات ما در شبكه ها و ارائه خدمات پيشرفته جهانى است.
پرداختن به اصطلاحنامه علوم اسلامى يكى از بنياديترين خدمات اطلاع رسانى در جهت سامان دهى اطلاعات معارف اسلامى در جوامع انسانى است و تلاشى اصولى است براى هماهنگى ذخيره و بازيابى اطلاعات در زمينه هاى مختلف علوم و معارف دين مبين اسلام.
جايگاه اصطلاحنامه در نظام اطلاع رسانى علوم اسلامى
يكى از بهترين روشها و كاملترين ابزار در اطلاع رسانى علوم اسلامى اصطلاحنامه است. زيرا در سيستم اصطلاحنامه, مى توان اصليترين مقالات و كتب و ديگر مدارك را با كوتاهترين و دقيقترين كلمات بيان كرد. اين كلمات كه كليد واژه ها هستند, فشرده ترين صورتِ چكيده هاى خلاصه شده اند كه حامل حداكثر اطلاعات مى باشند.
توجه به اين نكته لازم است كه اگر اصطلاحنامه به سيستم ماشينى سپرده شود و ابزار ذخيره و بازيابى اطلاعات آن قرار گيرد, اين دو بخوبى مى توانند سنگينى بار اطلاعات را تحمل كرده و فقط آنچه نياز واقعى محقق است برآورند.
يكى از نخستين گامهاى ضرورى در بهره گيرى بهينه از كامپيوتر, موضوع نگارى و رده بندى موضوعات در هر حوزه علمى است. چون زبان كامپيوتر براساس منطقى نظام مند استوار است.
اصطلاحنامه يكى از بهترين شيوه ها در ارائه اطلاعات علوم اسلامى است; زيرا هرگاه مجموعه اصطلاحات در يك حوزه معرفتى رابطه هاى منطقى و سلسله مراتبى (اعم و اخص و…) آنها به دقت بررسى و تنظيم شود, مى تواند اصليترين مفاهيم و موضوعات آن حوزه را با كوتاهترين و دقيقترين كلمات ممكن بيان كند.
هر متخصص با نگاه كردن به چند واژه تخصصى مربوط به رشته خود كه در كنار هم قرار گرفته و يا به گونه اى (به صورت دستى و يا كامپيوترى) با هم تركيب شده اند, درمى يابد كه بحث اصلى بر سر چيست و اصطلاح مورد نظر او در چه بخشى از كل شبكه منظم حوزه مورد نظر قرار دارد و زيربخشها و فرابخشهاى آن كدامند.
تهيه چنين سيستمى براى هر علم نقش مهمى در موارد ذيل دارد:
١. ترسيمى گويا و جامع از ساختار علم.
٢. تجسم بخشيدن به نظم منطقى كه معمولا در مباحث و موضوعات هر علمى بايد حاكم باشد.
٣. آسان كردن تحقيقات در اطراف موضوعات علوم از طريق ارائه جايگاه هر موضوع و موضوعات مرتبط زيربخش و فرابخش آن (اعم و اخص و….)
٤. تحول در نظام آموزشى حاكم بر علوم.
به ديگر سخن, اصطلاحنامه نگارى فصل تازه اى است براى تنظيم اطلاعات مورد نياز در منابع و مدارك. رشد انتشار اطلاعات در شكلهاى مختلف آن, موجب رشد شيوه شناسايى, ذخيره و بازيابى اطلاعات و گشوده شدن فصل تازه اى در تنظيم آنها شده و هنر يا علمى را به نام اصطلاحنامه نويسى به وجود آورده است. لذا در اين مقال ابتدا به تعريفى از اصطلاحنامه علوم اسلامى اشاره مى شود و آنگاه برخى از اهداف اصلى و كاربردى آن را بيان مى كنيم و سپس مرورى گذرا بر كارنامه اصطلاحنامه علوم اسلامى مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم خواهيم داشت.
تعريف اصطلاحنامه علوم اسلامى
اصطلاحنامه علوم اسلامى, مجموعه اصطلاحات استاندارد شده در حوزه علوم اسلامى است كه فهرستى منظم از واژه هاى كليدى و كاربردى آن حوزه را ارائه مى دهد و كنترل كننده واژه ها و برگردان آنها از زبان طبيعى به زبان نمايه اى است. و از نظر ساختارى, گنجينه واژگان كنترل شده و سازمان يافته در اين زمينه خاص است. به عبارت ديگر اصطلاحنامه علوم اسلامى, كليد واژه هاى نظامدار و فشرده ترين صورت چكيده هاى خلاصه شده است كه در مواردى جاى كتاب را گرفته و حامل حداكثر اطلاعات با حداقل ضايعات است.
اين استاندارد با تدوين اصطلاحنامه تخصصى خرد٥ آغاز شده است تا ان شاءاللّه زمينه اى باشد براى تهيّه اصطلاحنامه كلان علوم اسلامى.٦
اهداف اصطلاحنامه علوم اسلامى
الف) اهداف اصلى
١. تهيّه طرحى از حوزه هاى دانش علوم اسلامى براى نشان دادن روابط منطقى ميان مفاهيم اصطلاحات و ترسيمى كلى و مجموعى از ساختار آن حوزه ها.
٢. تهيّه واژگانى استاندارد براى حوزه هاى موضوعى مذكور به منظور يكسان سازى مدخلهاى نظام ذخيره و بازيابى اطلاعات.
٣. تهيّه و تنظيم مشتركات لفظى در هر علم, بويژه علوم اعتبارى, كه يكى از لغزشگاههاى مهم در تحقيق است, به وسيله اصطلاحنامه صورت مى گيرد.
٤. تهيه نظام ارجاعات بين اصطلاحات مترادف و شبه مترادف, براى كاربرد اصطلاحى واحد از مجموعه مترادفات و… در شبكه اصطلاحات.
٥. تهيّه راهنما براى محققان, نمايه سازان و استفاده كنندگان, جهت انتخاب اصطلاح صحيح براى موضوع مورد جستجو.
٦. اصطلاحنامه علوم اسلامى به شكلهاى الفبايى, ترسيمى و نظام يافته تنظيم مى شود كه هر كدام كاربرد خاص خود را دارد. و چون به شكل نظام يافته به همراه متمم الفبايى نيز تنظيم مى گردد, اصطلاحات و واژه هاى كاربردى هريك از آن حوزه ها را به صورتى سازماندهى و طبقه بندى مى كند كه ويژگيهايى نظير موارد ذيل را به دست خواهد داد.
يك: مجموعه اصطلاحات هر رشته را به صورت سلسله مراتبى از عام به خاص (حاكم به تابع) و با حفظ همه جنبه هاى اصلى و فرعى و وابسته, به شكلى نظامدار نشان مى دهد; به گونه اى كه تمامى اصطلاحات حاكم و تابع و زيربخشهاى منطقى آنها در يك ديد و نگاه كلى به نمايش درمى آيد.
دو: جايگاه اصلى و جنبى تمام اصطلاحات آن رشته, در ساختار كلى به همراه روابطى كه با يكديگر دارند, تعيين مى شود. در واقع هيچ اصطلاحى در اصطلاحنامه علوم اسلامى نيست مگر اينكه رابطه مفهومى آن با اصطلاحات ديگر مشخص شده باشد. بنابراين با ايجاد اين نظام و طبقه بندى موضوعات علم, در حقيقت دست به كنترل اصطلاحات مى زنيم و جايگاه منطقى هر اصطلاح را مشخص مى كنيم. اين عمل با اينكه خيلى مفيد و ارزشمند است, اما كار ساده اى نيست.
ب) اهداف كاربردى
١. در دست داشتن فهرست منظمى از واژه هاى يك موضوع براى انتخاب آسان, صحيح و هماهنگ نمايه ها.
٢. نظارت مستمر بر واژگان نمايه سازى و اطمينان بخشيدن به نمايه ساز در استفاده مناسب از اصطلاحات و حد و مرز دادن به جايگاه كاربردى آنها.
٣. زبان نمايه اى ساختدار و كنترل شده و قابل استفاده در نظام نمايه سازى همارا.
٤. وسيله ذخيره و بازيابى اطلاعات در علوم و معارف اسلامى.
٥. آسان كردن بهره گيرى از كامپيوتر از طريق فراهم آوردن زبان منطقى و نظام مند براى موضوع و يا علم مورد نظر كه يكى از نخستين گامهاى ضرورى استفاده بهتر از كامپيوتر است.
٦. كمك به محققانى كه در رشته اى خاص از علوم اسلامى به تحقيق مى پردازند, به عنوان ابزار منبع و مرجع.
٧. اصطلاحنامه مى تواند در تهيّه پايان نامه ها به دانش پژوهان علوم اسلامى اطلاع دهد كه براى تحقيق خود كدام موضوع و تا چه مقدار مباحث (فراتر يافروتر) از آن را بايد مورد مطالعه قرار دهند.
٨. كمك به كتابداران و كسانى كه با طبقه بندى موضوعى سر و كار دارند.
٩. اصطلاحنامه علوم اسلامى به عنوان زبان ارتباطى نمايه سازى, داراى اهداف و كاربردهاى زير است:
يك: ارائه اصطلاحات استاندارد در يك زمينه معين از علوم اسلامى.
دو: برقرارى ارتباط ميان نمايه ساز و استفاده كنندگان و ايجاد هماهنگى ميان آنها در ذخيره و بازيابى اطلاعات و به كارگيرى مفاهيم معين.
ج: كنترل مترادفات و شبه مترادفات و تعيين اصطلاحات مجاز و مشخص كردن حدود معانى اصطلاحات براى ايجاد يكدستى و دقّت در نمايه سازى مدارك و منابع.
كارنامه اصطلاحنامه علوم اسلامى
مسأله اصطلاح (كليد واژه) و مباحث مربوط به اصطلاح شناختى, از امورى است كه با شروع نمايه سازى در معاونت مطالعاتى و نظام اطلاع رسانى مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى (پژوهشگاه) به عنوان ابزار ذخيره و بازيابى اطلاعات نمايه شده مطرح بوده است و براى شناسايى اصول و روشهاى استاندارد و قابل قبول در فن نمايه سازى و اصطلاح شناسى, تلاشهايى شده است و ـ بحمداللّه ـ رشد قابل تحسينى در مجموع كارها بوجود آمده است.
در همين راستا و به منظور پشتيبانى نمايه سازى, اداره اصطلاحنامه علوم اسلامى تشكيل شد. از همان ابتدا مطالعاتى نيز در زمينه اصول و مبانى اصطلاحنامه نويسى صورت گرفت و به همين منظور, (اصطلاحنامه يونسكو )و ا(صطلاحنامه ايريك) و (اسپاينز) مطالعه و مقدمه آنها نيز ترجمه شد. در نتيجه, اوّلين ويرايش جزوه آموزشى (ساختار اصطلاحنامه) آماده گرديد و پس از آن بحث (اصطلاحنامه علوم قرآنى) و( اصطلاحنامه فلسفه) مطرح شد.
چون اساس كار نيروى انسانى بود, فعاليت زيادى براى شناسايى نيرو انجام گرفت و تعدادى از طلاب و فضلاى حوزه علميه قم براى آموزش و آشنايى با نمايه سازى و اصطلاحنامه نويسى جذب شدند و گروه اصطلاحنامه فلسفه اسلامى و علوم قرآنى راه اندازى شد كه پس از مطالعات لازم در سال ٧٣ فعاليت اصلى خود را آغاز كردند.
يكى از مشكلات در تمام مراحل, توجيه نيروها, آموزش آنها و برنامه ريزى در موضوعى بود كه سابقه دانشگاهى و حوزوى نداشت و اوّلين كار در زمينه اصطلاحنامه علوم اسلامى بود كه مى بايست انجام شود.
تجديدنظرها و اصلاح برخى شيوه ها يكى از مسائلى بود كه وقت گروهها و بويژه گروه علوم قرآنى را كه بيشتر, محط آزمايش طرحها و برنامه ها و تجديدنظرها واقع شده بود, مى گرفت.
اميدواريم اين حركت, آغاز خوبى باشد براى به سامان رسيدن اصطلاحنامه جامع علوم اسلامى از طريق اصطلاحنامه هاى تخصصى كه اين مركز سعى بر انجام آن دارد. قابل ذكر است كه اصطلاحنامه علوم قرآنى و اصطلاحنامه فلسفه در تعداد معدودى در اوايل سال ١٣٧٥ آماده شد و در اختيار صاحبنظران قرار گرفت و هم اكنون در حال چاپ مى باشد.همچنين تدوين اصطلاحنامه هاى اصول فقه و كلام اسلامى از سال ١٣٧٤ و ١٣٧٥ آغاز شده است و طرح تدوين اصطلاحنامه فقه نيز در برنامه سال ١٣٧٦ قرار دارد.
يادآورى
١. در باره اصطلاحنامه آنچه تا سال ١٣٧٤ نوشته شده به لاتين است و غالباً در زمينه علوم تجربى و محسوس كار اساسى انجام شده است. ما در علوم اسلامى و اصولاً در علومى كه جنبه اعتبارى بودن آنها قوى است در برقرار كردن روابط معنايى اصطلاحنامه اى, با تعريفى كه از اعم و اخص و وابسته مى شود, مشكلاتى داريم كه به صورت موردى بايد مطرح شود. البته مواردى را نيز سياستگذارى مى كنيم, ولى به لحاظ اينكه مصمم هستيم سليقه اى عمل نكنيم و تابع ضابطه اى مورد قبول باشيم, نشستهاى مختلفى را با صاحبنظران در اطلاع رسانى و اساتيد حوزه و دانشگاه در قم و تهران براى حل معضلات فنى و علمى برگزار كرده ايم كه به عنوان سرمايه مهمى در سوابق كار مركز تحقيقات نگهدارى مى شود.
٢. تعريف ما از علوم اسلامى عبارت است از علومى كه در حوزه علوم اسلامى پرورش يافته و يا به صورت فعّال مطرح مى شود. ما وارد مسأله پردامنه تقسيم بندى علوم نشده ايم. در عين حال اين را هم مسلّم گرفته ايم كه علومى تحت عنوان علوم اسلامى داريم و ابتدا براى تيمّن و اعتناى خاص به قرآن كريم از علوم قرآنى شروع كرده ايم كه مطمئناً جزء علوم اسلامى نيز هست.
٣. رابطه ميان علوم اسلامى و علوم انسانى و مرزى كه احياناً آنها به يكديگر متصل مى كند, چيست؟ تعيين اين رابطه ما را در اصطلاحنامه جامع علوم اسلامى كمك خواهد كرد. كارشناسان و صاحب نظران اگر چارچوبى براى علوم انسانى و در كنار آن علوم اسلامى ارائه دهند, بسيار كارساز و موجب امتنان خواهد بود.
٤. طرح ريزى مركز اطلاع رسانى علوم اسلامى را براساس استانداردهاى قابل قبول در دنيا و همچنين تأسيس (فرهنگستان علوم اسلامى) را به منظور انضباط بخشيدن به مطالعات و اعتلاى معارف اسلامى با موافقت مقام معظم رهبرى و به دلايل زير در حوزه علميه قم پيشنهاد مى كنيم.
الف ـ زمينه پذيرش طرحهاى جديد در حوزه علوم اسلامى, مخصوصاً در نيروهاى جوان.
ب ـ اطلاعات بالفعل و بالقوّه موجود در آن و وجود نيروى انسانى مناسب و كافى.
ج ـ وجود مراكز تحقيقاتى فعّال در زمينه هاى مختلف علوم اسلامى در قم.پاورقي:
١. برگرفته از كتاب اطلاعات و ارتباطات, تأليف و ترجمه عبدالحسين آذرنگ, مقاله نيكلاى نتانوف پترويچ.
٢. بحارالانوار, ج٧٨, ص٤١٥.
٣. مرورى بر اطلاعات و اطلاع رسانى, دكتر عبّاس حرّى.
٤. مشكوة, ج٦ (١٣٦٣), ص٩٥ و٩٩.
٥. Microthesaurus.
٦. Macrothesaurus.