آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - نقد و بررسى كتاب فارسى دوره راهنمائى - زرين چيان غلامرضا

نقد و بررسى كتاب فارسى دوره راهنمائى‌
زرين چيان غلامرضا

فارسى سال دوم راهنمايى تحصيلى (جديد التأليف) تأليف احمد سميعى گيلانى و غلامعلى حداد عادل و...، (وزارت آموزش و پرورش، شركت چاپ و نشر ايران، تهران، ١٣٧٤)(١)
براستى، تأليف كتابهاى فارسى براى مقاطع مختلف تحصيلى، حتى مقاطع و مراكز آموزش عالى، چندان سهل و براى مؤلفان آن خالى از اشكال و تصديع نيست. زيرا گسترده وسيع ادبيات فارسى كه از يك سو با برخوردارى از سوابق تاريخى كهن پيش از اسلام و از سويى با آميختگى با قرآن كريم، روايت، كلام و حديث در بعد از اسلام، و نيز در قرون اخير با نزديكى با ادب اروپايى، به بارورى عظيم و وسيعى رسيده است. از اين رو، تأليف متون ادبى فارسى پيوسته با انتقادها، برخوردها، سليقه‌ها و ديدگاههاى متفاوت مؤلفان همراه است و لذا از اين انتقادها، نتيجه دلخواه به دست نمى‌آيد.
البته اروپائيان براى تأليف چنين كتابهاى غالباً ملاكهايى دارند كه ميان ما هنوز چندان مرسوم نيست و آن تدوين كتابها بر پايه دقيق و حساب شده دايره واژگانى كودكان‌و دانش‌آموزان مقاطع مختلف تحصيلى است، آن هم نه تنها در تعليم زبان و ادبيات قومى بلكه براى داستان، شعر، علوم و نظاير آن نيز همين اصل مراعات مى‌شود.
بدين لحاظ در اين گفتار، نگارنده، درباره كتاب مورد بحث *٢٢* به بايدها و نبايدها نمى‌پردازد، بلكه به آنچه در كتاب گنجانده شده است نظر دارد؛ و چون برخى مطالب كه در نقد و بررسى كتاب جديدالتأليف سال اول راهنمايى بيان شد در مورد اين كتاب نيز صادق است - بجز يكى دو مورد - از طرح آنها خوددارى مى‌شود. و نيز سعى شده است مواضع كتاب به ترتيب صفحات آن مورد بررسى قرار گيرد تا دريافت آن بر معلّم و متعلم آسانتر گردد.
در آغاز مى‌پردازيم به بيانيه مؤلفان محترم كه با عنوان «همكار ارجمند» در قالب يازده مطلب ذكر شده است.
در شماره ٢ آمده است: كتاب سير تقريب از ساده به مشكل دارد. در اين باب بايد اذعان كرد «هنوز در زبان فارسى كاربرد واژه‌ها و بسامدها براى سنين مختلف رسماً تحقيق، آمارگيى، جمع آورى و تدوين نشده است تا بتوان بر اساس طبقه بندى آنها از ساده به مشكل سير نمود. اهل قلم و زبان شناسان، نيك آگاهند كه هم اكنون در مغرب زمين تقريباً بخش عمده‌اى از كتابهاى كودكان و جوانان بر اساس كاربرد تكواژه‌هاى آنها تأليف و تصنيف مى‌يابد، نظير:
Introductory stepa to Understanding (٧٥٠ - headword level)
***
Elementrey stepa to Understanding (١٠٠٠ - headword level)
... حتى فرهنگهايى كه كودكان خود بتوانند از آن استفاده كنند فراهم آمده است مانند:
Webster's New - Children's Dictionary prentice Hall New York. London Torento ١٩٩١.
البته در سالهاى اخير به همت برخى از مؤسسات مانند كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان و گروه كودك و نوجوان بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، كتابهايى براى سنين مختلف از ابتدايى تا دبيرستان با نشانه‌هاى: الف (سالهاى قبل از دبستان)، ب (سالهاى آغاز دبستان)؛ ج (سالهاى پايان دبستان)؛ د (دوره راهنمايى)؛ ه (دوره دبيرستان)؛ فراهم آورده‌اند كه شايان تقدير است، اما شيوه كار و دايره واژگانى آن رسماً بر همه كس روشن نيست و مدوّن نگرديده است. بنابراين چون چنين ملاكى مدوّن در اختيار نداريم، سير از ساده به مشكل (اعمّ از دايره واژگانى يا معنايى) سيرى ذوقى و ذهنى خواهد بود كه از معيارهاى علمى و زبان شناسانه به دور است.»(٢)
فى المثل، اولين درس، قسمتى از كتاب «الابنيه عن حقائق الادويه» با لغاتى همچون مصطفى (برگزيده)، خاتم (آخرين)، اصحاب (ياران)، اختيار (برگزيده)، عَزَّوجَلَّ (افعال ماضى اما به معناى عزيز و بزرگ)، مبطلان (گناهكاران) بر نَوَشتند (در هم پيچيدند)، بساط (فرش).
و اين هم متنى از اواخر كتاب (ص ١٥٥) با عنوان «پيك بهار» از سعدى:
برخيز كه مى‌رود زمستان‌
بگشاى در سراى بستان‌
نارنج و بنفشه بر طبق نه‌
منقل بگذار در شبستان‌
وين پرده بكوى تا به يك بار
زحمت ببرد ز پيش ايوان‌
برخيز كه باد صبح نوروز
در باغچه مى‌كند گل افشان‌
خاموشى بلبلان مشتاق‌
در موسم گل ندارد امكان‌
در اين قطع كه بر اساس «سير از ساده به مشكل» آمده است با مقايسه با اولين درس، واژه‌اى كه براى دانش‌آموزان مبهم باشد تقريباً وجود ندارد، اما با اين حال، در آخر كتاب نقل شده است.
در شماره ٣ گفته شده است: «ارتباط مطالب كتاب اعم از... حفظ شده است» البته در اغلب موارد چنين است؛ اما گاه چنين تسلسلى مشاهده نمى‌شود چنانكه دروس دماوند، كاغذ و چاپ، نخستين جنگ رستم، سلام بر خوزستان، سياحتى در غرب ايران، هفت خوان، زيان اسراف و هنر خوشنويسى كه تقريباً متوالياً آمده با يكديگر همخوانى ندارد، بويژه «هفتخوان رستم» كه بهتر بود در كنار متن قبلى شاهنامه آورده شود.
در شماره ٥ آنچه در مورد «نيفرايد» و ارجاع آن به «افروختن» بيان گرديده، چون مربوط به فارسى سال اول است نقل آن در اينجا مصداقى ندارد.
اينكه در اين كتابها براى زبان آموزى از روش كشورهاى *٢٣* فرانسه، امريكا و در صرف و نحو از زبان انگليسى و عربى بهره‌گيرى شده است،(٣) چيزى در اين بيانيه نيامده است.
اما در عنوان «فارسى» براى اين قبيل كتابها، مطلب همان است كه در نقد و بررسى كتاب سال اول بيان شد: «اين عنوان با متن كتاب هماهنگى و سازش ندارد. مقصود آن است كه ما زبان فارسى يا فارسى را با ادبيات فارسى، خلط كرده‌ايم. زبان عبارت از كلماتى است كه انسان‌ها به وسيله آن مقصود خود را به ديگران مى‌فهمانند. اين زبان خالى از هر گونه آرايه‌ها و پيرايه‌هاى لفظى و معنوى است، فارسى شامل سه زبان است: پارسى باستان، پارسى ميانه (پهلوى و اشكانى) و پارسى نو (فارسى بعد از اسلام) و چون مطلق فارسى گويند مراد زبان اخير است.»(٣)... همين مطلب در عناوين كتابهاى دبيرستانى كه به آنها فارسى اطلاق مى‌شود نيز صادق است... اما همينكه اين زبان با آرايشهاى لفظى و صنايع معنوى مزيّن شد، ديگر زبان نيست بلكه وارد قلمرو ادبيات مى‌شود.
مثلاً در اين دو بيت از فردوسى:
ز سمّ ستوران در آن پهندشت‌
زمين شد شش و آسمان گشت هشت‌
يا:
زمين ماهروى و زمين روى ماه‌
زمين ماهروى و زمين روى ماه‌

بديهى است كه تمام كلمات آن براى دانش آموزان، مفهوم است اما معناى آن بر كمتر كسى روشن است و از اين جا به بعد ما به قلمرو ادبيات پا گذاشته‌ايم. به همين علت است كه در كتابهاى دانشگاهى و علوم ادبى آموزش عالى، نحوه صحيح كلمه يعنى عبارت «متون، متون ادبى، متون ادب فارسى، متون ادبى و ادبيات فارسى» را به كار مى‌برند. البته به آسانى نمى‌توان مرز دقيقى ميان زبان و ادبيات قائل شد.»(٥)
در صفحه ٥ و ٦، از «لازم و متعدى» به «گذرا و ناگذر» و در جاهاى ديگر كتاب از «ضمير» به «شناسه» تعبير شده است، در حالى كه در كتابهاى فارسى نظام جديد دبيرستانى، تعبيرهاى لازم و متعدى و ضمير به كار رفته است. اين دوگانگى از كجا سرچشمه مى‌گيرد و تكليف شاگردان چيست؟
صفحه ٩: در جمله «على(ع) ٦٣ سال در اين دنيا زندگى كرد» عبارت «در اين دنيا» زائد بنظر مى‌رسد.
صفحه ٢١: در شعر «لبخند شمعدانيها» جمله: «نشسته ست» بدون همزه آمده است؛ حال آنكه در كتابهاى آيين نگارش، همزه «است» بعد از «هاى» غير ملفوظ را لازم دانسته‌اند و حذف آن را فقط بعد از مصوتهاى «واو» و «الف» جايز مى‌شمارند.
صفحه ٢٤: از دانش‌آموزان توضيح اركان تشبيه خواسته شده، كه بايد گفت مؤلفان محترم قبلاً درباره آنها توضيحى‌نداده‌اند. در فارسى سال اول نيز از اين اركان فقط به وجه شبه اكتفا شده است!(٦)
صفحه ٤٦: در مصرع «بياورد ضحّاك را چون نوند» كلمه نوند بدون اعراب است و اعراب آن در بخش لغت پايانى كتاب آمده است، در حالى كه اعراب تمام لغات در متن آورده شده است.
صفحه ٥٢: در بخش «بياموزيم» - و ساير بياموزيم‌ها - كه به توضيح اصطلاحات ادبى پرداخته مى‌شود، بايد اصطلاح مورد نظر با حروف درشت، سياه يا رنگى چاپ شود تا مورد اصطلاح و تشخيص آن آسانتر گردد و يا لااقل در آغاز كتاب، فهرستى از آنها تهيه گردد.
صفحه ٦٠: در بيان افعال آمده است: ماضى ساده (مطلق) يعنى عنوان عربى، در پرانتز قرار دارد، اما در صفحه ٦١ در عبارت ماضى بعيد (دور) عنوان فارسى در پرانتز جاى گرفته است!
صفحه ٦٢: در انواع فعل مى‌خوانيم: «مهمترين اقسام فعلهاى فارسى» و در صفحه ٦٩ گفته شده «انواع فعل ماضى» يعنى بعد از كلمات انواع و اقسام كلمه «فعل» يك بار مفرد و يك بار جمع آمده است.
صفحه ٨٠: در اين بيت از فردوسى:
چرا گفت نگرفتمش زيركش
همى بر كمر ساختم پنجه‌بش‌
كلمه «كش»(٧) معنى نشده است.
صفحه ٩٩: عبارت «جايى را كه در آن زندگى مى‌كنم دوست دارم» معلوم نيست با آن عنوان قرار دارد چرا داخل گيومه *٢٤* گذاشته شده است.
صفحه ١١٦: متنى از كليله و دمنه نقل گرديده بدون آن كه بر خلاف ساير قسمتهاى كتاب شرحى از اين كتاب به دست داده شده باشد.
صفحه ١٢٧: حكايت معروف «بازرگانى را شنيدم كه صدوپنجاه شتر بار داشت...» از باب سوم گلستان سعدى درج گرديده و در پايان اين دو بيت آمده است:
آن شنيدستى كه روزى تاجرى
در بيابانى بيفتاد از ستور
گفت چشم تنگ دنيادار را
يا قناعت پر كند يا خاك گور
كه بيتِ اولِ آن در تمام نسخ معتبر بدين صورت است:
آن شنيدستى كه در صحراى غور
بار سالارى بيفتاد از ستور(٨)

اين بيت در ميان ادبا پيوسته محل تأمل و گفتگو بوده و صحيح نيست صورت ديگر بيت از نسخ ضعيف نقل شود. يا مى‌بايست حذف مى‌شد و يا حكايتى ديگر انتخاب مى‌گرديد.
صفحه ١٦٦: روشن نيست كه چرا روى لهستان ستاره گذاشته شده، در حالى كه در همين درس، كشورهاى ديگر بدون علامت است.
صفحه ١٩٠: اثر معروف آيت اللَّه طالقانى «تفسير پرتوى از قرآن» ذكر شده كه كلمه «تفسير» جزو نام كتاب نيست و صحيح آن «پرتوى از قرآن» است.
صفحه ١٩١: نام كشور بِرِزيل (berezil) به صورت بِرزيل ضبط شده است. در همين صفحه، ذكر نام قديمى شهر بعلبك يعنى هليوپوليس ضرورتى ندارد.
صفحه ١٩٣: رود فرات به فتح ضبط شده كه غلط است و صحيح آن فُرات به ضمّ «ف» است.
صفحه ١٩٤: از آثار ويكتور هوگو كتاب «شكارگران دريا» ذكر شده كه اشتباه است و صحيح آن «كارگران دريا» است.
اينكه در بيانه مؤلّفى آمده است كتاب بر اساس شيوه فرهنگستان، سعى بر منفصل آوردن كلمات بوده، البته در بسيارى موارد قابل تحسين است اما گاه نيز مشكل آفرين شده است؛ مثلاً در صفحه ١٣ و ١٦ كلمه رويداد (حادثه) بصورت روى داد آمده است. در فرهنگ فارسى اين كلمه به صورت: رويداد (= روى‌داد) يعنى ترجيحاً متصل آورده شده. همچنين كلمه نامدار (معروف) به شكل نام‌دار و زبانزد (مشهور) به صورت زبان‌زد آمده است (ص ١٦٦). در برخى از كتابهاى آيين نگارش، اين كلمات متصل نوشته شده مانند: بزرگداشت، چشمداشت و پيشرفت.(٩) اگر قرار باشد فرهنگستان و كتابهاى آيين نگارش و ويرايش و كتابهاى لغت هر يك به آيين خاص خود رفتار كنند، فصل و وصل كلمات سامانى نخواهد يافت. مآخذ
- محمد حسين برهان، برهان قاطع، تصحيح دكتر محمد معين (چاپ دوم: تهران، ابن سينا، ٥ ج، ١٣٤٢).
- ديوان حكيم فرخى سيستانى، به كوشش محمد دبير سياقى (چاپ دوم: تهران، زوّار، ١٣٤٩).
- محمدجعفر ياحقى و محمدمهدى ناصح، راهنماى نگارش و ويرايش (چاپ هفتم: مشهد، انتشارات آستان قدس رضوى، ١٣٦٨).
- احمد سميعى گيلانى و ديگران، فارسى «سال اول دوره راهنمايى تحصيلى» (تهران: دفتر برنامه‌ريزى و تأليف كتب درسى وزارت آموزش و پرورش، ١٣٧٣).
- محمد معين، فرهنگ فارسى (چاپ هفتم، تهران، انتشارات اميركبير، ١٣٦٤).
- منوچهر مظفريان و حسين قاسم پور، كتاب معلم (روش تدريس فارسى سال اول راهنمايى)، (شركت چاپ و نشر ايران، وزارت آموزش و پرورش، ١٣٧٤).
- كليات سعدى، با مقدمه عباس اقبال (تهران: انتشارات حاج محمدحسن اقبال، ١٣٤٠).
- على اكبر دهخدا، لغت نامه (تهران: ١٣٣٦).
- آينه پژوهش، سال پنجم، شماره چهارم، آذى - دى ٧٣، شماره پياپى ٢٨.
- على اكبر نفيسى، فرهنگ نفيسى (چاپ دوم: تهران، خيام، ٥ ج، ١٣٤٣).پانوشتها: ١. يادآور مى‌شود نقد و بررسى فارسى جديدالتأليف سال اول راهنمايى در همين مجله (سال پنجم، شماره چهارم، آذر - دى ٧٣، صفحه ٤٤ - ٥١) منتشر شده است. ٢. آينه پژوهش، شماره ٢٨، ص ٤٥. ٣. كتاب معلم (روش تدريس)، مقدمه. ٤. حاشيه برهان قاطع، به تصحيح دكتر معين، به نقل از لغت نامه دهخدا. ٥. مجله آينه پژوهش، شماره، ص ٤٥. ٦. فارسى سال اول (راهنمايى)، ص ١٣٣. ٧. بغل (فرهنگ نفيسى). ٨. كليات سعدى (بخش گلستان)، ص ٩٤. ٩. محمدجعفر ياحقى و محمدمهدى ناصح، راهنماى نگارش و ويرايش، ص ٦٢ (چاپ هفتم: مشهد، انتشارات آستان قدس رضوى، ١٣٦٨).