آیینه پژوهش
(١)
كتاب ، كتابخانه ها و مجلات در كشورهاى اسلامى - اسلامى سيد حسن
١ ص
(٢)
سيرى در المفصل فى احكام المرأة والبيت المسلم - مهريزى مهدى
٢ ص
(٣)
گامى ديگر در شناسايى و احياى كتاب سُليم بن قيس هلالى - سبحانى محمدتقى
٣ ص
(٤)
ترجمان رنج - موحدى محمدرضا
٤ ص
(٥)
تأليف يا تقليد؟ - فرهنگ محمدجواد
٥ ص
(٦)
بررسى كتاب مسند فاطمة الزهرا س - موذن جامى محمدمهدى
٦ ص
(٧)
مرورى بر حرفهاى تازه در ادب فارسى - ارشاد سرابى اصغر
٧ ص
(٨)
نقدى بر ترجمه و راهنماى مبادى العربيه - فاطمى سيد حسن
٨ ص
(٩)
آشنايى با انديشه نگار گمنام سياست در مغرب زمين اسلامى - ناصرى طاهرى عبدالله
٩ ص
(١٠)
معرفىهاى اجمالى -
١٠ ص
(١١)
معرفيهاى گزارشى -
١١ ص
(١٢)
مجله هاى پـژوهشى -
١٢ ص
(١٣)
شاهكارهاى ادبى - فاطمى سيد حسن
١٣ ص
(١٤)
اخبار -
١٤ ص
(١٥)
مرآة التحقيق -
١٥ ص
(١٦)
AYENEH -E- PAZHOOHESH
١٦ ص
آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - سيرى در المفصل فى احكام المرأة والبيت المسلم - مهريزى مهدى
سيرى در المفصل فى احكام المرأة والبيت المسلم
مهريزى مهدى
المفصل فى احكام المراة والبيت المسلم فى الشريعة الاسلامية. الدكتور عبدالكريم زيدان. (چاپ دوم: مؤسسة الرسالة للطباعة والنشر والتوزيع, بيروت, ١٤١٥ق ـ ١٩٩٥م) ١١ج.
١
سابقه تاليف و تدوين پيرامون مسائل زنان, در حوزه فرهنگ اسلامى, بسى ديرينه است و به قرنهاى سوم و چهارم باز مى گردد.
مجموع اين تلاشهاى علمى را مى توان به دو دوره كاملاً متفاوت تقسيم نمود.
دوره اول: اين دوره از قرنهاى سوم و چهارم آغاز شده و تا حدود قرن سيزدهم ادامه دارد. نوشته هاى مستقل و ضمنى در اين دوره نسبتاً چشمگير است; از اين جمله است:
كتاب النكاح, كتاب النساء و كتاب الولدان اثر احمد بن محمد بن حسين بن حسن بن دوئل قمى (م١٥٣ق)١ النساء المعروفات فى قريش نوشته ابومنذر هشام بن محمد كلبى (م٢٠٥ق).٢ امهات النبى, كتاب مناقضات الشعراء واخبار النساء, كتاب مناكح فرزدق, كتاب المكر, كتاب من تزوج من نساء الخلفاء و چند كتاب ديگر نوشته ابوالحسن على المدائنى (١٣٥ـ٢٢٥ق).٣ الطبقات الكبرى نوشته ابن سعد (١٦٨ـ٢٣٠ق) كه جلد هشتم آن به زنان اختصاص دارد. كتاب النساء والولاء نوشته محمد بن مسعود عياشى سمرقندى (ق٣).٤ كتاب احكام النساء اثر امام احمد بن حنبل (م ٢٤١ق) كه در سال ١٩٨٦م توسط دارالكتب العلمية در بيروت به چاپ رسيده است. كتاب النساء نوشته احمد بن محمد برقى (م٢٧٤ق).٥ عيون الاخبار نوشته ابن قتيبه (م٢٧٦ق) كه جلد چهارم آن به مباحث زنان اختصاص دارد. النساء وماجاء فيهن من الخبر, نوشته ابن المنجم (٢٤١ـ٣٠٠ق).٦ سنن النسائى نوشته احمد بن شعيب النسائى (م٣٠٣ق). بخشى از جلد هفتم اين كتاب با عنوان عشرة النساء به مسائل زنان اختصاص دارد.
النساء والولدان نوشته على بن الحسين قمى (م٣٢٩ق) پدر شيخ صدوق.٧ كتاب النساء اثر جعفر بن محمد قولويه (م٣٦٧ق).٨
آداب النساء والفرق بين احكامهن برگرفته از خصال شيخ صدوق (م٣٨١ق).٩ احكام النساء و رسالة فى المهر نوشته شيخ مفيد (م٤١٣ق) كه كنگره جهانى شيخ مفيد آنها منتشر كرده است.
اسد الغابة اثر ابن اثير جوزى (م٦٣٠ق) كه بخشى از جلد پنجم آن به زنان اختصاص دارد. نساء الخلفاء من الحرائر والاماء نوشته على بن انجب بغدادى (م٦٧٤ق).١٠ اخبار النساء اثر ابن قيم (٦٩١ـ٧٥١ق) كه در ١٩٩٠ در لبنان منتشر شده است.
الاصابة فى تمييز الصحابة نوشته ابن حجر عسقلانى (٧٧٣ـ٨٥٢ق) كه جزء هشتم آن مربوط به زنان است. اخبار النساء اثر ابن المبرد الحنبلى (٨٤٠ ـ ٩٠٩ق) اين كتاب در ١٩٩٢ از سوى دارالمعارف حمص نشر يافته است.
و نوشته هاى عديده ديگر.
اينها غير از مباحثى است كه در كتب حديث و فقه با عنوان (كتاب النكاح) مطرح مى شده و قدمتى ديرينه دارد. زيرا مباحث نكاح مشترك ميان زن و مرد است, ولى آثار يادشده مختص مسائل زنان است.
پژوهشهاى اين دوره طولانى به چهار قلمرو اختصاص داشت. گردآورى و نقل احاديث, تاريخ و نقل حوادث پيرامون زنان, احكام فقهى ويژه زنان, كشكول و جُنگ مانند: عيون الاخبار كه نوشته اى متنوع شامل نقل حديث, تاريخ, طنز و… است. اين نوشته ها در دو خصيصه مشتركند.
١ـ غالباً از هر گونه تجزيه و تحليل خالى هستند.
٢ـ غالباً با نگرش رايج در باب زن (كه موجودى ناتوان و ضعيف, فتنه گر و…) نگاشته شده اند.
دوره دوم: اين مرحله با نقد و ردّ آغاز شد; يعنى كسانى به نقد برخى از باورهاى مذهبى و سنتى درباره زن پرداختند و عالمان دينى به مقابله و تبيين ديدگاههاى دينى همت گماشتند. اين دوره از قرن سيزدهم قمرى همزمان با ارتباط مسلمانان با دنياى غرب آغاز مى گردد. به تعبير ديگر همزمان با جنبشهاى اجتماعى ـ سياسى زنان در دهه اول قرن بيستم در آمريكاى شمالى, اروپا, آسيا و خاورميانه.
قاسم امين در ١٨٩٩م كتاب تحرير المرأة را نوشت و برخى از مسائل دينى را در مورد زنان مورد نقد قرار داد. كتاب ديگر او المرأة الجديدة نيز در ١٩٠١ همان مسير را دنبال كرد.
گفته شده كه اعتصام الملك كتاب تحرير المرأة را با عنوان تربيت نسوان در سال ١٩٠٠م به فارسى برگرداند.١١
در ايران اين گفتگوها از انقلاب مشروطه به اين سو, جدى شده است. گرچه قبل از آن از سوى برخى زنان چون بى بى خانم استرآبادى نويسنده معايب الرجال در ردّ تاديب النسوان (١٣١٢ق ـ ١٨٩٤م) و دختر ناصرالدين شاه تاج السلطنة نويسنده خاطرات تاج السلطنة مسائل جديد تا حدودى مطرح مى شد.
عمده نوشته هاى دينى در ايران و كشورهاى عرب مسلمان از اين تاريخ به بعد مى شود. در مَثَل از اين نوشته ها در ايران مى توان نام برد.
رسالة فى وجوب النقاب و حرمة الشراب نوشته ميرزا محمد صادق فخرالاسلام (١٣٢٩ق ـ ١٩١١م); انتباه نامه اسلامى اثر ميرزا رضاى شريعتمدار دامغانى (١٣٣٦ق ـ ١٩١٨م); حكمة الحجاب وادلة النقاب اثر اسدالله موسوى خوانسارى (١٣٣٤ق ـ ١٩٣١م); برهان المسلمين نوشته محمدعلى كاشانى الاصل (١٣٤٦ق); كشف الغرور يا مفاسد سفور اثر ذبيح الله محلاتى (١٣٥٢ق ـ ١٩٣٢م) و از نوشته هاى ديگر كشورها مى توان از اين كتب نام برد:
المراة فى الاسلام والحجاب والسفور نوشته محمد حمدى افندى (١٣٢٩ق ـ ١٩١١م); حقوق المراة المسلمة, اثر شيخ ندين الملاح (١٣٤٦ق ـ ١٩٢٨م); المرأة فى نظر الاسلام, نوشته عبدالقادر شبير الكرمانى (١٣٤٧ق ـ ١٩٢٨م).١٢
و آثار شخصيتهايى چون رشيد رضا (١٢٨٤ـ ١٣٥٤ق) از قبيل (حقوق النساء) و (نداء الجنس اللطيف) و سيد قطب و عباس محمود عقاد و….
در اين دوره ها علاوه بر كتب, مجلات بسيارى نيز ويژه مسائل زنان منتشر شده است. قبل از جنگ جهانى اول در مصر پانزده مجله زنان به چاپ مى رسيد.١٣
در ايران قبل از پيروزى انقلاب اسلامى ايران بيش از بيست مجله ويژه زنان منتشر مى شد. از قبيل:
دانش, شكوفه, زبان زنان, نامه زنان, نامه بانوان, عالم نسوان, جهان زنان, جهان نسوان وطن خواه, مجله نسوان, مجله سعادت نسوان شرق, دختران ايران١٤, نداى زنان,١٥ آزاد زنان, اطلاعات بانوان, بانو, بانوان خراسان, پيك سعادت نسوان, جمعيت نسوان وطن خواه ايران, جهان زنان, حقوق زنان, زنان امروز, زنان ايران, عالم زنان, قيام زن, نامه بانوان, هفده دى و…١٦.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز اين مجلات در ايران منتشر مى شود:
زن روز, زنان, پيام زن, ندا, راه زينب, پيام هاجر, فرزانه, گزيده,ريحانه و…١٧
نوشته هاى اين دوره غالباً با تجزيه و تحليل همراه است و به نقد و بررسى مى پردازد. محور اصلى اين نوشته ها, حقوق زن (حقوق خانواده, حقوق سياسى, حقوق اجتماعى و…) آزادى زن, اشتغال, حجاب و… است. در واقع محور اين نوشته ها مسايلى است كه امروزه جهان با آن درگير است.
با گذشت زمان, پژوهشها و گفتگوها در اين مقوله گسترده تر و عميق تر شد و به خلق و ابداع آثار فراوان و گاه ماندگار و ارزشمند منجر گشت.
٢
شاهد گسترش اين پژوهشها و نوشته ها, كتابشناسى ها و كتابنامه هايى است كه تاكنون منتشر شده است:
١ـ كتابنامه آثار زنان ايران. تهران: سازمان زنان ايران, ١٣٤٩, ٨٩ص.
٢ـ كتابشناسى آثار زنان در پنجاه سال اخير از (١٣٤٩ـ١٣٠٠) پايان نامه فوق ليسانس كتابدارى. تهيه و تنظيم از يحيى اسدى. تهران: دانشكده علوم تربيتى دانشگاه تهران. گروه كتابدارى, سال تحصيلى ١٣٥١ـ١٣٥٢, ١٨٧ص.
٣ـ فهرست منابع مربوط به زن در زبان فارسى. محمد حسن تقوى با همكارى ژاكلين رودلف طوبى. تهران: دانشگاه تهران, دانشكده علوم اجتماعى, مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى, ١٣٥٨. ٩٦ص.
٤ـ كتابنامه زن. گردآورى و تنظيم: زهرا چهره خند و صديقه سلطانى فر. با همكارى جامعه زنان انقلاب اسلامى ايران. تهران: با همكارى مؤسسه مطبوعاتى افتخاريان, ١٣٥٩. ١٢٠ص.
٥ ـ فهرست موضوعى كتب و مقالات درباره زن. اداره كل انتشارات و تبليغات (واحد خواهران) تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ج١: ١٣٦٣, ١٧٦ص. ج٢: ١٣٦٦, ١١٠ص.
٦ ـ مقاله نامه زن. مريم رعيت على آبادى. شهرزاد طاهرى لطفى. نوشين عمرانى. تهران: دفتر پژوهشهاى فرهنگى ١٣٦٨. ٢٤٨ص.
٧ـ پژوهشنامه زنان و خانواده. كميسيون ملى يونسكو در ايران, اداره علوم اجتماعى. تهران: انتشارات كميسيون ملى يونسكو در ايران ١٣٧١. ١٥٢ص.
٨ ـ مصادر النظام الاسلامى المراة والاسرة فى الاسلام. عبدالجبار الرفاعى. كويت: منشورات مركز المخطوطات والتراث والوثائق ١٤١٤ق ـ ١٩٩٣م. ٥٦٤ص. عربى.
٩ـ فهرست مشترك كتابها, مقالات و پايان نامه هاى زنان و آموزش به زبان فارسى. دفتر صندوق كودكان سازمان ملل متحد (يونسيف) تهران: ١٣٧٣, ١٢٧ص.
١٠ـ كتابشناسى تحليلى نقش زنان روستايى در توسعه. صندوق كودكان سازمان ملل متحد (يونيسيف) و دفتر توسعه فعاليتهاى زنان روستايى وزارت كشاورزى جمهورى اسلامى ايران, ١٣٧٣. ١١٣ص.١٨
١١ـ كتابنامه زن. فهرست كتابهاى تاليف و ترجمه شده توسط بانوان (١٣٧٤ـ ١٣٥٨). معاونت پژوهشى دانشگاه الزهراء(س). تهران: دانشگاه الزهراء(س) ١٣٧٤. ٣٤٢ص.
همچنين كتابشناسيهايى كه به صورت مقاله يا جزوه منتشر شده كم نيست. مانند:
١ـ چهل كتاب پيرامون حجاب. مجله نور علم, ش٢٠, سال ١٣٦٦, ص١١٦ـ١٢٢.
٢ـ كتابشناسى حجاب. سيد محسن سعيدزاده. مجله پيام زن, ش٨و٩, سال ١٣٧١, ص٥٩ ـ ٦٤ و ص٦٠ ـ ٦٣.
٣ـ كتابنامه حجاب, پژوهشكده باقرالعلوم, شماره سرى ١٢٨.
٤ـ كتابنامه حجاب و لباس. سازمان تبليغات. نمايشگاه تشخص و منزلت زن, ١٣٧٠, ٤٠ص.
٥ ـ مقاله ها و پايان نامه هاى زنان. دفتر ترويج و مشاركت مردى وزارت جهادسازندگى.
در اين مجموعه ها بيش از ده هزار كتاب, مقاله, پايان نامه و طرح پژوهش در حوزه مسائل زنان به فارسى و عربى معرفى شده است.
آثار منتشره به زبانهاى ديگر و حتى زبان عربى بيش از اينهاست. يك شاهد گويا بر اين ادعا, خبرِ برگزارى نمايشگاه كتاب بانوان عرب در قاهره با ١٥٠٠ عنوان كتاب است. اين نمايشگاه از شانزدهم تا بيستم نوامبر يعنى ٢٥تا٢٩ آبان ماه ١٣٦٤ برگزار شد. در اين نمايشگاه تنها ٢٤انتشارات و دانشگاه شركت داشتند.١٩
٣
همانگونه كه اشاره شد اين روند به تولّد آثارى ارجمند و ماندگار منتهى شد. يكى از آن آثار, مجموعه اى گسترده و بزرگ است كه در اين مقاله به معرفى و نقد آن نظر داريم. المفصل فى احكام المراة والبيت المسلم نخست در سال ١٤١٣ق ـ ١٩٩٣م به چاپ رسيد و در سال ١٣٧٣ به دريافت جايزه جهانى كتاب سال جمهورى اسلامى ايران نائل آمد.
نويسنده كتاب از اساتيد سابق دانشگاه بغداد است و در دانشكده هاى حقوق, ادبيات و دراسات اسلامى تدريس كرده است. وى داراى تأليفهاى فراوان است كه از جمله مى توان اين كتب را نام برد:
الوجيز فى اصول الفقه, احكام الذميين والمستامنين, المدخل لدراسة الشريعة, نظام القضاء فى الاسلام, مجموعة بحوث فقهية و….
اين كتاب در موضوع خود بى نظير است, زيرا اغلب احكام و مسائل راجع به زن و خانواده را در فقه اسلامى به صورتى گسترده گردآورده است.
مباحث اين مجموعه به نُه كتاب تقسيم شده است.
كتاب اول به عبادات اختصاص دارد و در ضمن چهار باب به مباحث نماز, زكات, روزه و حج پرداخته است.
كتاب دوم به نذر و قسم مربوط است كه آنها را در ضمن دو باب مطرح كرده است.
كتاب سوم به مباحث ذبح اختصاص يافته است.
كتاب چهارم با عنوان حظر و اباحه شامل اين ابواب است: صيد و تذكيه, اطعمه و اشربه, درمان و دارو, نگاه و لمس و سخن گفتن مردان و زنان, لباس و زينت, تبرج, خانه, لهو و لعب و دفاع از جان, آبرو و مال.
پنجمين كتاب عنوان حقوق و واجبات را داراست. در باب اول حقوق و واجبات, در باب دوم حقوق به طور عام و خاص و در باب سوم واجبات زن مطرح گرديده است.
عنوان كتاب ششم, جرائم و عقوبات است كه مباحث اساسى جريمه و عقوبت, انواع جرائم, جريمه تعدى بر جان, جريمه تعدى بر اعضا و تعزير را در خود جاى داده است.
كتاب هفتم به مسائل خانواده اختصاص دارد و موضوعات ازدواج, طُرُق ازدواج, عده, احكام كودكان و خويشاوندان را دربر دارد.
كتاب هشتم به تصرفات مالى اختصاص داده شده است.
كتاب نهم با عنوان بيماران و مردگان از مباحث مربوط به مريض و احكام مرگ بحث كرده است.
خاتمه كتاب به بحثى پيرامون زنان پيامبر, فرزندان پيامبر, اهل بيت پيامبر و رفتار پيامبر در منزل اختصاص يافته است.
نويسنده هدف از نگارش را در مقدمه چنين بيان داشته است:
(انگيزه نگارش اين كتاب در درجه نخست آشنا ساختن زن مسلمان با احكام دينى اش بوده تا طبق آن عمل نموده و ديگران را بدان دعوت كند.
انگيزه ديگر آشنا ساختن مسلمين است با احكام خانواده از نگاه اسلام و چگونگى شكل گيرى خانواده بر پايه اسلام) (ج١, ص٧).
مطالب مربوط به معرفى و نقد اين اثر را در دو قسمت عرضه مى كنيم:
يك. گذشته از اين ويژگى بارز و آشكار, كه مولف مباحث مربوط به زن را در يك مجموعه گردآورده و سفره فراخ و گسترده را در برابر پژوهشگران گشوده است و گذشته از تتبع بسيار و روانى و شيوايى قلم, به برخى از ويژگيهاى ديگر آن اشاره مى شود:
١ـ در آغاز هر مبحث با عنوان (تمهيد) و (منهج البحث) موضوع بحث تبيين شده و تقسيم بندى مباحث ذكر شده است. اين رويّه نماى روشنى از موضوع و بحث را در اختيار مراجعه كننده مى گذارد.
البته از اين نكته هم نبايد گذشت كه گاه تقسيم بنديها به افراط گراييده و از خاصيت و اثر افتاده است.
٢ـ توجه به آراى مذاهب اسلامى از امتيازات ديگر كتاب است و مؤلف آراى مذاهب مشهور از قبيل: مالكى, حنفى, حنبلى, شافعى, زيدى, اباضى, ظاهرى و شيعه را آورده است. البته به آراى همه مذاهب در همه مسائل نپرداخته و متعرض استدلال تمامى آراى فقهى نشده است.
به تعبير ديگر, مقارَن گونه بودن در ماندگارى اين اثر سهمى وافر دارد.
٣ـ توجه به آيات قرآنى و ديدگاه مفسران از نقاط روشن اين اثر است. مؤلف در جاى جاى كتاب به آيات قرآنى تمسك جسته و ديدگاه مفسران را يادآور شده است.
٤ـ غالباً پس از ذكر آراى مذاهب و استدلالهاى فقهى, رايى را ترجيح داده است.
٥ ـ طرح پاره اى از مسايل جديد فقهى, يا پردازش نو نسبت به آنها از مزاياى ديگر اين مجموعه است. براى نمونه از اين مباحث مى توان ياد كرد:
سقط جنين (ج٣, ص١١٩ و ص١٣٢), مسأله نگاه و لمس (ج٣, ص١٤١ـ٢٧٥), لباس و زينت (ج٣, ص٢٩٥ـ٤١٠), زينت زنان در دوران حاضر (ج٣, ص٣٩٣ـ٤١٠), تبرج و اختلاط (ج٣, ص٤١١ـ٤٣٢), حقوق زن (ج٤, ص١٨٧ـ ٣٣٦), جهاد زن (ج٤, ص٣٧٩ـ٤٠٢), حقوق زوجين (ج٧, ص٤٧ـ٣٢٢), تلقيح مصنوعى (ج٩, ص٣٨٥ـ٣٩٢), احكام الاولاد (ج٩و١٠).
٦ ـ مصنف برخى ديدگاههاى جديد ارائه كرده كه به چند مورد اشاره مى شود:
الف ـ زن مى توان براى مردان اهل خانه اش امامت جماعت كند (ج١, ص٣٥٢).
ب ـ زينت متعارف را در وجه و كفين براى زنان جايز مى داند, و افراط در آرايش را منع مى كند (ج٣, ص١٩٥).
ج ـ نگاه زن به مرد اجنبى در غير عورت و بدون شهوت جايز است (ج٣, ص٢٣٠).
دو. با تمام نقاط مثبتى كه اين اثر گرانسنگ دارد, امّا موارد ضعفى نيز در آن مشهود است. در اينجا به برخى از آنها اشاره مى شود:
١ـ مباحث اين مجموعه بسيار گسترده تر از عنوان كتاب است. مصنف عنوان را (المرأة و البيت المسلم) قرار داده است. اگر غرض ذكر مباحث ويژه زنان بود, بسيارى از مباحث بين زن و مرد مشترك است و مناسب نبود در اين مجموعه گردآورده شود و اگر عنوان (البيت المسلم) بدان جهت افزوده شده كه اين دسته مسايل را شامل شود, پس چرا عنوان مباحث جلد هفتم (البيت المسلم) است؟ اگر غرض نويسنده گردآورى مباحث احوال شخصيه بود, باز هم برخى مسائل بى ارتباط است. در اينجا به بخشى از اين گونه مسايل اشاره مى كنيم:
انواع نجاسات (ج١, ص١٩ـ ٣٥), تطهيرـ طهارت (ج١, ص٤٦ـ٧٠), روزه و اعتكاف (ج٢, ص٧ـ١٤٣), حج (ج٢, ص١٤٧ـ٣٩٠ جز چند مسأله), يمين (ج٢, ص٣٩٩ـ٤٣٦), كتاب الاضاحى (ج٢, ص٤٤٣ـ٤٦٠), صيد و تذكيه (ج٣, ص٧ـ٤٠), اطعمه و اشربه (ج٣, ص٤١ـ٩٠), ادويه و معالجات (ج٣, ص٩١ـ١٤٠), عبيد و اماء (ج٣, ص١٦٥ـ ١٧٥), جيران (ج٤, ص٤١ـ٥١), لعب (ج٤, ص٥٣ ـ ١١٤), الدفاع عن النفس والمال (ج٤, ص١١٥ـ١٤٢), حقوق و واجبات (ج٤, ص١٤٣ـ١٨٦), و اجبات المرأة (ج٤, ص٣٣٧ـ٣٥١), امر به معروف و نهى از منكر (ج٤, ص٣٥٣ـ٣٧٠), جرائم (ج٥), زواج غير المسلمين (ج٧, ص٣٣ـ٤٤).
اگر نويسنده سختكوش, تنها به مباحث ويژه زن مى پرداخت و سه غرض را دنبال مى كرد ,اين نقيصه مرتفع بود:
الف. گردآورى مطالب پراكنده پيرامون حقوق زن.
ب. تحقيق و پژوهش جديد در مباحث حقوق زن.
ج. تبيين ديدگاههاى فقه اسلامى به گونه اى كه پرسشهاى موجود قابل جواب باشد.
٢ـ يكى ديگر از نقاط ضعف اين مجموعه اين است كه نقل قول در آن بيشتر است تا استدلال و تحليل. علاوه بر آن آراى همه مذاهب به نحو يكسان نقل نشده است; مثلاً رأى شيعه را در مواردى اندك نقل كرده است. بجز اين, متعرض استدلال فقهى همه آرا نيز نشده است. در مَثَل اگر رايى را از شيعه نقل كرده, اين نقل شامل استدلال فقهيِ عالمان شيعه نيست. در چنين مجموعه اى ماندگار مناسب بود نويسنده تعدادى از مذاهب يا فقيهان را مشخص كرده و آراى آنها را يكسان نقل كند, سپس به بيان استدلال همه آنها بپردازد و در آخر با تجزيه و تحليل ادله, خودرايى را برگزيند.
٣ـ در بيان ديدگاههاى شيعى, نوعى قصور به چشم مى خورد. با اينكه فقه شيعه بسيار غنى است و كتب فقهى بسيارى را عالمان شيعى پديد آورده اند و نويسنده در يكى از مراكز بزرگ علمى شيعه يعنى عراق مى زيسته است. براى نمونه اين قصور را در چهار جهت نشان مى دهيم.
الف. آراى شيعه بسيار كم مطرح شده, بويژه در مواردى كه شيعيان رأى مخالف دارند و نزد آنان از شهرت برخوردار است; مانند: روزه روز عاشورا (ج٢, ص١٢٦), روزه روز نوروز (ج٢, ص١٤٠) و…
ب. برخى آراى فقهى شيعه نادرست نقل شده است; مانند:
نگاه مرد به زن اجنبى (ج٣, ص٢٠٢), نگاه به عكس زن نامحرم (ج٣, ص٢٢٦), متعه دختران بالغ و رشيد (ج٣, ص١٧٦).
ج. نويسنده به تعدادى اندك از كتب رجوع كرده يا ارجاع داده است:
النهايه, شيخ طوسى; شرايع الاسلام و مختصر النافع, علامه حلى;
الروضة البهيه, شهيد ثانى; الفصول الشرعيه, محمدجواد مغنيه.
با اينكه كتب ارزشمندى چون جواهر الكلام در دسترس بود.
د. برخى از نقدها كه بر شيعه وارد كرده, بسيار ضعيف است, مانند:
١ـ در ج١, ص١٥٥ نسبت به حرمت خواندن سوره عزائم (الم سجده, حم سجده, نجم و علق) گفته است: (لم يبينوا دليل استثناء السور) آيا مراد دليل عقلى است كه در امور تعبدى جايى براى استدلال عقلى نيست و يا مراد دليل تعبدى است كه شيعيان به روايات اهل بيت استدلال جسته اند. در اين باره رجوع شود به:
جواهر الكلام, ج٣, ص٤٤ـ ٤٥. مستمسك العروة الوثقى, ج٣, ص٥٠ ـ ٥٢.
٢ـ در بحث متعه جوابهايى مغرضانه و سست از قول شيعه داده است: مى گويد متعه سبب مى شود زن وسيله شهوترانى مرد قرار گيرد (ج٦, ص١٧٩ـ١٨١), با اينكه نويسنده در توجيه تعدد زوجات (ج٦, ص٢٩٠) و نشوز (ج٦, ص١٦٣ـ١٦٤) و نيز در بحث تداوى كه مى گويد چاق شدن مرد كراهت دارد, اما زن مى تواند خود را چاق كند زيرا شوهرش دوست مى دارد (ج٣, ص١٠٠ـ١٠١), در اين ورطه غرق شده است.
٤ـ گاه به استدلالها و تحليلهاى ضعيف برمى خوريم كه در شأن نويسنده و اين اثر نيست; مانند:
الف. در بيان فلسفه اينكه زكات بر زيور زنان واجب نيست, گفته است: تا زنان بيشتر استفاده كنند و روابط زن و شوهر تقويت گردد (ج١, ص٤٢٦).
ب. در تحليل حرمت استفاده از پودر و ساير وسايل آرايش صورت به تدليس و اسراف تمسك جسته است (ج٣, ص٣٦٤), گفته است اين آرايش سبب مى شود كه هنگام خواستگارى مرد مغبون واقع شود با اينكه دليل اخص از مدعاست و اگر اسراف است چرا استفاده آن براى شوهر مجاز است!
٥ ـ برخى از ديدگاههاى مصنف, ضعيف و بدون دليل و قابل نقد است. در اينجا به چند مورد اشاره مى كنيم:
الف. مى گويد اصل (قرار المرأة فى البيت) است (ج٤, ص٣١) و اين را از آيه (وقرن فى بيوتكن)٢٠ استفاده كرده است. با اينكه امر به ماندن در منزل در برابر تبرّج است بدان معنا كه خداوند مى فرمايد در خانه باشيد و خودآرايى نكنيد, جلف نباشيد. اما آيه دستور به خانه نشينى نداده است. بايد ميان اينكه مهمترين كار زن بچه دارى است و اينكه اصل در خانه مانندن است فرق گذاشت. زن مسلمان وظايف متعدد فردى و اجتماعى برعهده دارد كه مهمترين آن رسيدگى به فرزندان است. و اين مطلب غير از آنست كه گفته شود اصل اولى خانه نشينى زن است, بدان معنا كه بيرون رفتن در شرايط ضرورى و خاص مجاز است.
ب. نويسنده معتقد است زن نمى توان عضو مجالس قانونگذارى شود (ج٤, ص٣٣٣), زيرا اگر براى ارتزاق است شوهر يا پدر متكفل رزق او است و يا بعنوان يك وظيفه اجتماعى است كه كارهاى خانه بر آن تقدم دارد; و علاوه بر آن سبب اختلاط با مردان مى شود. همانگونه كه روشن است اين استدلالها جز استحسانهاى واهى و سست چيزى نيست.
ج. نويسنده با طلاق قضايى مخالف است و مى گويد بايد ايمان را در جامعه تقويت كرد (ج٧, ص٣٥٧).
با اينكه چنين توصيه اى شايد در جامعه آرمانى قابل تحقق باشد, اما در جوامعى كه هوسرانيها و خودخواهيهاى مردان بى حد و مرز است خير!!
د. جشن تولد را بدعت مى داند (ج٩, ص٣١٠ـ٣١١).
هـ. با بلند گذاردن ناخن زنان مخالف است (ج١, ص٥٦) و دليلى بر آن اقامه نكرده است. با اينكه امام صادق(ع) روايتى را از پيامبر نقل مى كند كه بهتر است زنان مقدارى ناخن را بلند گذارند و اين براى آنان زيباتر است.٢١
٦ ـ در موضوع زن, مباحثى است كه در گذشته با شبهه و سؤالى مواجه نبوده, ولى امروزه با پرسشهاى جدى روبروست, يا اينكه در گذشته مطرح نبوده ولى در جوامع امروزه مورد ابتلاست. پرداختن بدانها و حلّ صحيح آن در تبيين ديدگاه اسلام نقش بسزا دارد.
مصنف از اينگونه مسايل به سادگى گذشته يا اصلاً متعرض آنها نشده است. با اينكه در مواردى چند, به ذكر حكمت احكام و مسايل جنبى آن مى پردازد; مانند بحث پيرامون حل مشكل ازدواج جوانان (ج٦, ص٣٥ـ٣٦), در اينجا برخى از مسايل ياد شده را مى آوريم:
روزه مستحبى زن بدون اجازه شوهر (ج٢, ص١٣١), مسافرت زن به تنهايى (ج٢, ص١٧٦), شرط ذكورت در رئيس دولت (ج٤, ص٣١٤ـ ٣١٥), ديه زنان (ج٥, ص٣٥٧), كتك زدن زنان (ج٧, ص٣٧٠).
برخى از مسائلى كه اصلاً بدانها نپرداخته از اين قرار است:
مخارج تحصيل زن و امور پزشكى در ضمن بحث نفقه (ج٧), مسأله سرپرستى خانواده (ج٧), مسأله خروج زن از خانه در فرض مسافرت شوهر يا نبود مرد در منزل (ج٧), نشوز مردان (ج٧), مسأله اشتغال زنان, ورزش بانوان و….
٧ـ يكى از ضعفهاى چنين مجموعه فقهى آن است كه, ارزيابيهاى رجالى نسبت به احاديث و روايات در آن وجود ندارد. در اين كتاب مفصل تنها دو مورد به اختصار به بحث سند پرداخته است (ج٥, ص١٣٠ و ج٧, ص٣٧٢).
با توجه به اينكه احاديث جعلى در مجموعه هاى روايى كم نيست و به هر روايت و نقلى نمى توان استناد جُست, تا آنجا كه عالمان اهل سنت بيش از ده كتاب در موضوع احاديث وضعى نگاشته اند از اينرو بجاست كه نقد و بررسى نسبت به اسناد احاديث صورت يابد.
٨ ـ يكى ديگر از ضعفهاى اين اثر عدم توجه به كتب و مجلات فقهى است كه در اين سده هاى اخير عرضه شده و بسيارى از مباحث زنان در ضمن آنها نقادى شده و ديدگاههاى نو و جديدى در آنها ارائه شده است. مصنف مى بايست بدان توجه مى كرد و اگر آن آرا را نمى پذيرفت, لااقل به نقد آنها مى پرداخت. مثلاً مجله رسالة الاسلام مقالات متعددى در مباحث زنان دارد كه در آن برخى ديدگاههاى قابل تامل ارائه شده است; مانند: عضويت زن در مجلس شورا,٢٢ تعدد زوجات٢٣ و….
در پاره اى از اين موضوعات تك نگاريهاى ارزنده اى تدوين شده است كه سزاوار بود مولف بدانها نظر مى داشت; زيرا اين كتب و مجلات در فضاى بحثهاى امروزى تحرير شده است.٢٤
٩ـ مناسب بود در ابتداى اين مجموعه دو گونه مباحث مقدماتى صورت مى پذيرفت. يكى ارائه تصوير كلى از شخصيت زن در جهان بينى اسلامى, كه در پرتو آن شبهاتى كه تصوير واژگونه از زن ارائه مى دهد به نقد درآيد. ضرورت اين بحث از آن روست كه فقيهان ناخودآگاه متاثر از اين ذهنيتها بوده و در بحثهاى فقهى و حقوقى آن را دخالت مى دهند. براى نمونه شافعى مى گويد بهتر است نماز ميت بر زن را مرد بخواند, زيرا او به خداوند نزديكتر است و دعايش زودتر به اجابت مى رسد٢٥ و….
ديگرى مباحث مربوط به روش پژوهش در مباحث زنان است ضرورت طرح اين قبيل مسايل آن است كه اينها مفتاح و كليد تحقيق و مطالعه در روايات و آيات مربوط به موضوع است.
١٠ـ چنين مجموعه اى نياز به فهرستهاى فنى متعدد داشت; از قبيل: فهرست آيات, احاديث, اعلام بويژه نمايه موضوعات.
فهرست موضوعات آن گونه كه استاد وهبه زحيلى در كتاب (الفقه الاسلامى وادلة) ارائه كرده راهگشاى محققان و پژوهشگران است. ضرورت اين فهرست از آن جهت است كه از يكسو فهرست مباحث به صورت الفبايى ارائه شده و مراجعه كننده مى تواند از آن بهره گيرد و از جهت ديگر آنجا كه يك مسأله در چند جا مورد بحث قرار گرفته, دسترسى بدان آسان مى شود. پيشنهاد
در پايان پيشنهاد مى شود اين مجموعه تلخيص گردد و در حوزه هاى علميه بانوان متن درسى قرار گيرد. همچنين مى تواند محور درسهاى خارج براى بانوان باشد.پاورقي: ١. رجال النجاشى, ص٦٥ ـ ٦٦. مكتبة الداورى. الذريعة. ج٢٤, ص١٣٢. ٢. الذريعة, ج٢٤, ص١٣٢. ٣. الفهرست لابن النديم, ص١١٤. ٤. الذريعة, ج٢٤, ص١٣٢. ٥. همان. ٦. وفيات الاعيان, ابن خلكان, ج٦, ص٧٨. ٧. الذريعة, ج٢٤, ص١٣٢. ٨. همان. ٩. فهرست كتابخانه مركزى دانشگاه, ج١٢, ص٢٧٩٨, ش٣٨١٩. ١٠. كشف الظنون, ج٢, ص١٩٥٠. ١١. مجله نيمه ديگر, ش١٧, زمستان ١٣٧١, ص٩ به نقل از: از صبا تا نيما, ص١١٣. ١٢. مجله نيمه ديگر, ش١٤, بهار ١٣٧٠, ص١٠٨. ١٣. همان, ش١٧, زمستان ١٣٧١, ص٨. ١٤. مجله كلك, ش٥٥ ـ ٥٦, ص٤٥ـ ٤٦, مقاله زن در جامعه قاجار. ١٥. مطبوعات ايران, حسين ابوترابيان, ص١٥٤. ١٦.شناسنامه مطبوعات ايران, مسعود برزين. ١٧. جهت آگاهى بيشتر رجوع شود به: مجله ندا, ش١٠, ص٣٥ـ٤١. مطبوعات بانوان در ايران, نوشته دكتر مرتضى سلطان. ١٨.مجله گفتگو, ش٩, ص١٣٣ـ ١٣٥. ١٩. روزنامه همشهرى, سال چهارم, ش٨٦٩, (٧دى ١٣٧٤) ص١٠. ٢٠. سوره احزاب, آيه٣٢. ٢١. وسائل الشيعه, ج١, ص٤٣٥, ب٨١, ح١. ٢٢. مجله رسالة الاسلام, سال٤, ش٣, ص٣١٤. ٢٣. همان. ٢٤. در مثل مى توان از اين كتب نام برد: احكام العروة فى الفقه الاسلامى, ٢ج, در بحث نظر و لمس اللباس والزينة فى الشريعة الاسلامية, تحرير المرأة فى عصر الرسالة. عبدالحليم ابوشقه, ٥ج. ٢٥. تذكرة الفقهاء, ج١, ص٤٧.