آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - تأليف يا تقليد؟ - فرهنگ محمدجواد
تأليف يا تقليد؟
فرهنگ محمدجواد
(نقدى بر كتاب (فاطمه ـ سلام الله عليها ـ در آئينه كتاب))
فاطمه ـ عليها السلام ـ در آئينه كتاب. اسماعيل انصارى زنجانى (چاپ اول, انتشارات الهادى, قم, ١٣٧٤ش), وزيرى, ٣٣٥ص.
تدوين كتابنامه و كتابشناخت سابقه اى ديرين در تاريخ كتاب دارد و اكنون مانند هر شعبه علمى ديگر, در چهارچوب ضوابط علمى به صورت كارى ضرورى در امر پژوهش درآمده است. رشد هر دانشى در گرو جهت گيرى مثبت آن در امر تحقيق و پژوهش است و اگر در راه تحقيق, اشتباهى صورت گيرد, رشد آن دانش متوقف خواهد شد. در كنار اين رشد معقول, رشد نامعقول, همراه با اهداف ديگرى نيز متصوّر است كه بالطبع بازدهى مطلوبى نخواهد داشت. كتابنامه نويسى عمدتاً در جهت رشد كار تحقيق و پژوهش است و بنا به همين ضرورت, لازم است تا ضابطه رشد آن, چارچوب كار را به دقت تعيين كند; براى مثال اگر در تدوين كتابنامه, مشخصات كتاب بخوبى داده نشود, طبعاً نتيجه قابل توجهى بر آن مترتب نيست و يا اگر قرار شد صرفا مقالات يك موضوع تدوين شود, اما محلّ چاپ مقالات نشان داده نشود, كار سودمندى انجام نشده است. اگر قرار شد صرفاً نام كتابها ارائه شود, اما در ضمن آن مقالات هم آورده شود و يا جزوه هاى كمتر از پنجاه صفحه هم فهرست شود, طبعاً كارى برخلاف قاعده انجام شده است. آنچه در اين ميان مهم است, آنكه كوشش شود تا كتابنامه جهت گيرى عالمانه داشته و از ذكر جزوات و كتابچه هاى شعارى ـ كه در برخى زمينه ها هيچ گونه ارزشى ندارد ـ خوددارى شود. البته اگر مقصود ما نشان دادن دامنه بحث است, شايد ذكر اين قبيل جزوات نيز مهم باشد, اما اگر هدف معرفى آثار برگزيده علمى باشد, ياد از اينها غيرضرورى است.١
كتاب (فاطمه عليها السلام در آئينه كتاب) يكى از كتابنامه هايى است كه چندى پيش به بازار كتاب عرضه شده است. هرچند مؤلف محترم در مقدمه كتاب آن را داراى مزايايى ويژه ـ نسبت به كتابنامه هاى مشابه حضرت زهرا ـ برشمرده, اما خود در اثناى كتاب نتوانسته بدان پايبند باشد و دچار اشتباهات فاحشى گرديده است كه اشاره به همه آنها, از حوصله اين مقال بيرون است. اينكه براى نمونه به پاره اى از آنها اشاره مى شود:
١ـ نخستين اشكال كتاب آن است كه اين نوشتار عيناً تقليد از (كتابنامه حضرت فاطمه زهرا) بوده و تمام عناوينى كه در آن بوده (٤٧٢ عنوان) به همراه پاره اى از اشتباهات آن به اين كتاب منتقل شده است. ضمناً مؤلف از نسخه اصل آقاى انصارى نيز استفاده كرده و حدود ١٠٠عنوان ديگر را كه وى به كتاب خويش اضافه نموده, در اين كتاب آورده است و مجموعاً ٥٧٠ عنوان كتاب خويش را از (كتابنامه حضرت فاطمه زهرا) اخذ كرده است.
٢ـ روى جلد كتاب توضيحى ذيل نام فارسى آمده و در آن قيد شده: (معرفى ٧٣٥ كتاب مستقل به ١٢زبان زنده دنيا) و پشت جلد به زبان عربى آمده است كه: (كتب مطبوعة ومخطوطة فى خمسة عشر لغة), يعنى: كتابهاى چاپى و خطى به ١٥زبان؟؟!! تازه از چه زمانى زبان گجرائى, و زبانهاى آفريقايى: (سوماليايى, سواحيلى و هوسايى) زبان زنده دنيا محسوب شده اند؟ اگر ملاك زبان زنده بودن, تكلّم به آن زبان است كه ديگر زبان غير زنده نداريم و اگر ملاك جهانى بودن آن است كه بسيارى از زبانها در جهان شناخته شده نيستند.
٣ـ ترجمه مقدمه كتاب به عربى, اردو, تركى و انگليس كار بيهوده اى بوده, و جز افزودن بر صفحات كتاب فايده ديگرى نداشته است; زيرا خواننده كتاب اگر به زبان فارسى ـ لغت اصيل كتاب ـ آشنا باشد, مى تواند از مقدمه فارسى هم استفاده كند و اگر به فارسى آشنا نباشد و تنها از مقدمه كتاب بتواند استفاده ببرد, كه از اصل كتاب بازمى ماند و بهره بردن از مقدمه براى او سودمند نيست.
٤ـ همانگونه كه مؤلف محترم يادآور شده اند, كتابنامه هاى متعددى پيرامون حضرت زهرا نگاشته شده است (ص١٣), اما اكثر آنها از كتابنامه هاى پيشين خود متأثر بوده اند, بنابراين ذكر همه آنها لزومى نداشته و تنها بايد كتابنامه هاى كامل و فراگير ذكر مى شدند. فى المثل ذكر (چهل كتاب درباره حضرت زهرا) ـ كه چند صفحه از كتابى را تشكيل مى دهد و از كتابنامه انصارى گرفته شده چه نفعى دارد؟ همچنين كتابى با نام (الكتب المؤلفة فى الزهراء) (ش٨) اصلا وجود خارجى ندارد و تأليف نشده است. كتاب آقاى دخيّل نيز (مصادر الدراسة عن فاطمة الزهراء) نام دارد, و ضمناً (رائدة فخر النساء) نيز كتابنامه اى است كه در ش٢٢٢ ذكر شده و مؤلف به موضوع آن پى نبرده است. اين را هم اضافه كنيم كه كاملترين كتابنامه ها نوشته آقاى انصارى است كه با بررسى كتابشناسيهاى پيشين, نوشتار خود را نگاشته است, لذا با بررسى و تكميل آن نيازى به بررسى ديگر عناوين نبود و ظاهراً اين جمله درست به نظر نمى رسد كه: (ولى كتب بسيارى هم هست كه هريك به تنهايى ذكر كرده اند) (ص١٤); چون آقاى انصارى با استفاده از همه آنها كتابنامه اى كامل ـ تا سال ٧٢ ـ فراهم كرده است. همچنين مؤلف در مقدمه كتاب به انكار كتاب ابومحنف لوط بن يحيى پيرامون خطبه حضرت زهرا برخاسته و آن را با نام (الخطبة الزهراء) ـ صفت و موصوف ـ و مربوط به يكى از خطبه هاى اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ دانسته است. در حالى كه در كتاب (معالم العلماء)/٩٤ اين كتاب را بدون الف و لام (خطبة الزهراء) ضبط كرده است و طبعاً به سخنرانى حضرت زهرا ـ عليها السلام ـ مربوط مى شود. آيت الله خويى مى نويسد: براى او ـ ابومخنف ـ كتابهايى و از جمله آنها شرح خطبة الزهراء عليها السلام است. وى با دو واسطه خطبه حضرت فاطمه را از خود ايشان روايت مى كند.٢
٥ ـ با اينكه مؤلف محترم در مقدمه يادآور شده اند كه: (چون در فهرست حاضر كتابهاى مستقل مورد نظر است نام كتابهاى ضمنى ـ و يا عناوينى ضمنى ـ حذف شد) (ص١٧), اما با اين حال برخى عناوين ضمنى (مقاله ها و بخشهايى از كتاب) را جزو كتابهاى مستقل آورده اند; مانند: ٦٨ (بضعة النبى در حالات دختران پيامبر زينب, رقيه, ام كلثوم, فاطمه(ع)) كه تنها ١٠٥ صفحه از كتاب درباره زندگى حضرت زهراست.
ش٧٩: بيت الاحزان, يك حقيقت فراموش نشدنى (مقاله اى در مجلّه ميقات حج).
ش٨٦: تحقيق درباره نسخه اى از كتاب فضائل فاطمة الزهراء ابن هشام (مقاله اى در مجلّه مقالات و بررسيها).
ش١٠١: ترجمه منظوم حديث كساء (كه برگرفته از كتاب دسته گل محمدى است و در آخر آن اشعارى در مناقب پنج تن و برخى از اصحاب پيامبر آمده است).
ش١٣٦: حديث الكساء فى مصادره (اين رساله در هشت صفحه ظاهراً بخشى از مجموعه مقالات است) چگونه كتاب مستقل است؟
ش٢٧١: الزهراء البتول (مقاله اى در مجله الثقافة الاسلاميه در ده صفحه).
ش٣٧٦: صحيفه فاطميه (رقعى و در پنج صفحه ضمن مجموعه اى) اين چگونه كتاب مستقل است؟
ش٤٩٤: الفاطميات السبع (مقاله اى در مجله الموسم).
ش٥٥٤: كتابشناسى حضرت زهرا (مقاله اى در مجله آينه پژوهش).
ش٦٣١: معجم ماكتب عن فاطمة الزهرا (مقاله اى در مجله تراثنا).
ش٦٣٢: معجم المؤلفات حول السيدة فاطمة (مقاله اى در مجله الثقافة الاسلامية).
٦ ـ با آنكه مؤلف گرامى درصدد معرفى كتابهاى مستقل بوده, اما بسيارى از كتابهاى مشترك بين حضرت زهرا و ديگران را هم معرفى نموده است; مانند:
ش١٨: اخبار فاطمه و الحسن والحسين.
ش٢٠: اخبار الفاطميات (كه علاوه بر حضرت زهرا, از فاطمه نام هاى ديگر هم يادشده است.
ش٢٢: الاربعون حديثاً فى فضائل اميرالمؤمنين وسيدة نساء العالمين.
ش٢٧: ازالة الرين فى مناقب فاطمه والحسنين.
ش٦٣: بررسى زندگانى زهراى بتول و فرزندانش. (اين بخشى از كتاب تاريخ سياسى اسلام است).
ش٢٩: اسرار النبى وفاطمة والائمة.
ش١١٠: تفسير مرج البحرين يلتقيان (كه به على(ع) و حضرت زهرا تأويل شده است).
ش١٢٧: الحاشية على عاشر البحار (در احوالات حضرت زهرا و امام مجتبى و امام حسين).
ش١٩٨: دختران پيغمبر سخن مى گويند (خطبه هاى حضرت زهرا, زينب, ام كلثوم و سكينه ـ عليهم السلام ـ).
ش٢١٤: دفاع الوسواس الخناس فى حديث الميراث وفدك والقرطاس.
ش٢١٧: دو درياى رحمت على(ع) مظهر عدل و فاطمه مظهر تقوى (مجموعه اشعار درباره آن دو بزرگوار است نه حضرت زهرا)
ش١٠٦: تسبيح فاطمه (مجموعه اى از دعاها و اذكار و نماز و زيارات است كه برخى منسوب به حضرت زهرا و برخى منسوب به ائمه ديگر است).
ش٢١٨: ذخائر العقبى (زندگى حضرت زهرا و حضرت زينب).
ش٢١٩: ذخيرة العقبى فى مثالب اعداء فاطمة الزهراء (درباره مطاعن دشمنان حضرت زهرا).
ش٣٢٨: السيدة فاطمة الزهراء وابناها (زندگى حضرت زهرا و امام حسن و امام حسين).
ش٣٤٢: شرح حال حضرت فاطمه و جناب امام حسن.
ش٢٢٠: الذرية الطاهرة (پيرامون ذريه پيامبر اكرم است).
ش٣٤٣: شرح حال فاطمه (اين بخش از زندگانى چهارده معصوم قاضى زاهدى است و هيچ گاه مستقلاً به چاپ نرسيده است).
ش٣٦٨: شهادة الشهداء در حديث لوح فاطمة الزهراء (اين كتاب شرح لوحى است كه نام ١٢امام بر آن بوده نه شرح زندگى حضرت زهرا).
ش٤٧٨: فاطمة الزهراء وقصائد اخرى (شامل اشعارى پيرامون حضرت زهرا و موضوعات ديگر).
ش٥٤٦: القصيدة الحلواء فى مدح بنى الزهراء (اين عنوان قصيده اى در مدح فرزندان حضرت زهراست. نه نام كتابى مستقل در شرح زندگى حضرت).
ش٥٨٤: گلواژه آفرينش (بخشى از اين كتاب مربوط به حضرت است و بيشتر كتاب پيرامون جايگاه و حقوق زن است).
ش٦٥١: مناقب فاطمة الزهراء وولدها (اين كتابى است پيرامون ١٤معصوم و احتمالا همان دلائل الامامة طبرى است.)
ش٦٥٧: منزلت زن (مجموعه مقالات پيرامون احياء شخصيت زن, و تنها بعضى از مقالات مربوط به حضرت زهرا است).
ش٦٦١: المودة فى القربى فى فضائل فاطمة الزهراء والائمة الهداة (پيرامون ١٤معصوم است).
ش٤٩٢و٤٩٣: الفاطميات (كه پيرامون فاطمه نام ها و احاديث آنهاست).
ما به همين اندازه اكتفا مى كنيم و بررسى بيشتر را به عهده خوانندگان مى گذاريم.
٧ـ مؤلف محترم كه كتابنامه خويش را در جهت معرفى كتابهاى مستقل شرح زندگانى حضرت زهرا تدوين كرده است, ناخودآگاه كتابهايى را نيز كه ارتباطى به زندگانى حضرت فاطمه ندارد, در كتاب خويش آورده است; مانند:
ش٩: احوالات خدّام حضرت فاطمه (اين كتاب شرح زندگى ام ايمن, فضه, اسماء و ديگران است).
ش٢٨: اسرار دختركشى عرب در جاهليت (ارتباط اين كتاب با زندگى حضرت معلوم نيست).
ش٤٥: ايضاح لطافة المقال (اين كتاب درباره برترى فرزندان حضرت زهرا بر اولاد خلفاست نه شرح زندگى حضرت زهرا).
ش١١١: تفنيد اكذوبة خطبة الامام على عَلَى الزهرا (درباره نفى ازدواج على(ع) با ديگرى در زمان زندگى حضرت زهراست و ارتباطى با حضرت زهرا ندارد).
ش١١٥: جزء فى تحقيق لانورّك ماتركناه صدقة (اين رساله در نفى حديث جعلى ابوبكر است).
ش١١٨: جنايات تاريخ (اين كتاب مجموعه اى از چند نقد است و كتابى مستقل درباره حضرت زهرا نيست).
ش٢٠٠: در پناه نور (اين كتاب ارتباطى به زندگى حضرت زهرا ندارد).
ش٤٠٤: فاطمه ارّه. اين كتاب رمانى است درباره زنى بدنام به نام فاطمه ارّه و مؤلف هم با اينكه ندانسته مربوط به چيست, باز آن را ذكر كرده است. اولين بار اين عنوان را جناب آقاى رفاعى در كتابنامه خويش ذكر كرد و پس از آن آقاى رحمانى همدانى در كتاب (فاطمة الزهرا بهجة قلب المصطفى) نوشته آقاى رفاعى را عيناً نقل نمود. سپس آقاى سيد حسن افتخارزاده در ترجمه فارسى كتاب فوق اين عنوان را چنين ترجمه كرد: فاطمه را مى بينم!
بى دقتى در نقل, چنين نتيجه مى دهد.
ش٤٠٩: فاطمة البتول رواية تاريخية اجتماعيه (اين كتاب قصه عمرو و هند است كه با هم سخن مى گويند نه حضرت زهرا).
ش٥٣٢: فضل الفاطميين (مربوط به فضائل سادات است نه حضرت زهرا).
ش٦٦٦: النار الحاطمة لقاصد احراق بيت فاطمه (اين كتاب در طعن بر دشمنان حضرت زهراست).
ش٦٢٩: معتمد الكلام (درباره برترى فرزندان حضرت زهرا بر اولاد خلفاست).
ش٧٢٢: الهدى فى اثبات الارث للانبياء (ردّ حديث جعلى ابوبكر است).
٨ ـ با آنكه مؤلف محترم يادآور شده است كتابهايى كه دو نام دارند و در بعضى كتابنامه ها به عنوان دو كتاب معرفى شده بود (هرچند ايشان اين كتابنامه را معرفى نكرده است), در كتاب حاضر اين اشتباهات رفع گرديد (ص١٦); اما متأسفانه مؤلف خود بيش از تمام كتابنامه ها گرفتار اين مشكل شده است; از جمله:
١٩٠و١٩١ (خطبه هاى حضرت زهرا و خطبه هاى روشنگرانه حضرت فاطمه زهرا).
٢٨١ و٥٣٦ (الزهراء فاطمة ٣ج و فاطمة الزهراء ٢ج نوشته عبدالفتاح عبدالمقصود).
٤٠٧ و٦٨٤ (فاطمه الگوى زنان جهان و نگاهى بر زندگى فاطمه نوشته محمدى اشتهاردى).
ش٢٢٨ و٢٣٨: رسالة فى تفضيل الزهراء (مؤلف محترم ذيل ش٢٢٨ نگاشته: اين كتاب ـ رساله صح ـ فضيلت حضرت زهرا را بر جميع زنان از آيات قرآن ثابت كرده و در ذيل ٢٣٨ هم نوشته: اين كتاب ـ رساله صح ـ درباره فضيلت حضرت زهرا به استناد آيات قرآن است و متوجه يكى بودن آنها نشده است).
٧٠و٧١: دو كتاب با نام البلاغة الفاطمية وهر دو چاپ نجف
٣٤١ و٤٤٧: شخصيت حضرت زهرا از نظر روايات اهل سنت و حضرت زهرا از نظر روايات اهل سنت. نوشته: محمد واصف.
١٨٠و٦٠٢: خطبه حضرت زهرا (با ترجمه عمادزاده و چاپ كانون شريعت) و متن كامل خطبه حضرت زهرا (چاپ كانون شريعت).
١١٣و٦٠٥: الثغور الباسمة (تأليف سيوطى) و مجلس فى مناقب فاطمه (نوشته سيوطى).
٥٣١و٦٤٩: فضائل فاطمة الزهرا (نوشته ابوعبدالله ضبيّ نيشابورى) و مناقب فاطمة الزهراء (حاكم نيشابورى).
٥٢٩و٦٤٨: فضائل فاطمه و مناقب فاطمه (هر دو مؤلفشان ناشناخته و هر دو به نقل از كشف الظنون است).
٣٠و٧٣٤: اشعة من حياة الصديقة الزهراء (دارالتوحيد) والصديقة فاطمة الزهراء (مؤسسة البلاغ) كه هر دو جا يكى هستند.
٦٧٤و٦٧٥: نصيحت نامه رسول خدا به فاطمه زهرا و نصيحت نبى مر فاطمه زهرا را. تنها نسخه هاى آنها متفاوت است.
٦٨٨و٦٨٩: نودونه نام حضرت فاطمه و نودونه نام فاطمه زهرا.
٦٩٥ ـ٧٠١: وصية النبى لابنته فاطمه. اين هفت كتاب ـ كه همه مؤلفشان ناشناخته است ـ يكى هستند و نسخه هاى آنها در كتابخانه هاى مختلف است. آيا اگر مثلاً تهذيب و استبصار نسخه هاى متفاوتى در كتابخانه هاى متعدد داشته باشند, كتابهاى مختلف به شمار مى روند؟
ضمناً اين كتابها احاديث پيامبر اكرم هستند و ارتباطى به زندگى حضرت زهرا ندارند.
٧٠٧و٧١٤و٧١٧: وفاة فاطمة الزهراء (هر سه كتاب بدون مؤلف و هر سه به زبان عربى است).
٥٩٨و٥٩٩: مباحثه امامى و سنّى فى افضلية الزهراء على مريم ومباحثة الجعفرى والاشعرى فى تفضيل الزهراء على مريم.
٧١٨و٧٢٠: وفات نامه بى بى فاطمه و وفات نامه حضرت فاطمه (هر دو بدون مؤلف و هر دو در كتابخانه هاى پاكستان).
٩ـ با اينكه در كتابشناسى بايد اطلاعات داده شده دقيق باشد, اما در اين كتاب به عناوينى برمى خوريم كه جزو كتابهاى چاپى ذكر شده اند, در حاليكه اصلا به چاپ نرسيده اند. مانند:
ش١٧٢: خزان در بهار (قرار بود وسيله مؤسسه نور به چاپ برسد).
ش٢٠١: الدرّة البيضاء فى احوال فاطمة الزهراء.
ش٢٨٢: الزهراء فاطمة اشراقات من حياتها.
ش٤٨٨: فاطمه و دختران محمد ـ فارسى ـ (نوشته هنرى لامنس).
ش٤٨٩: فاطمة والقرآن.
ش٥٥٧: كتابنامه كوثر. مؤلف در توضيح جلوى كتاب نگاشته: فارسى, چاپى و در ذيل آن نوشته: اين نوشته به صورت پلوكپى است و هنوز به چاپ نرسيده است.
١٠ـ برخى از كتابهايى كه در اين كتابنامه ذكر شده است, اصلا تأليف نشده, ولى مؤلف آنها را جزو كتابهاى چاپى ذكر كرده است; مانند: ش١٤٩: ترجمه اردوى كتاب (فاطمة من المهد الى اللحد) از سيد محمد كاظم قزوينى. لازم به توضيح است كه قرار بود اين كتاب وسيله شيخ اثير جارودى به اردو ترجمه شود. حال ازترجمه ايشان خبرى نشد, تا اينكه توسط گروه منحرف سپاه صحابه در پاكستان به شهادت رسيد و اين كتاب به چاپ نرسيد.
ش٤٨٨: فاطمه و دختران محمد. ترجمه كتاب (فاطمة وبنات محمد) نوشته هنرى لامنس. اصل كتاب ظاهراً به زبان انگليسى است (هرچند مؤلف آن را جزو كتابهاى عربى نگاشته) و اصلاً به زبان فارسى ترجمه نشده است.
١١ـ مؤلف محترم در كتاب خويش, تمام جزوه هاى پلوكپى شده را جزو كتابهاى چاپى ذكر نموده است. روشن است كه اگر كتاب چاپى باشد, بايد به آسانى بتوان بدان دست يافت. اما جستجوگر هرچه كاوش مى كند كمتر بدان دست مى يابد و اين به خاطر اطلاعات نادرستى است كه از اين كتاب دريافت كرده است. مانند:
ش٤٠: ام الشهداء (مهدى عبدالحسين).
ش١٣٩: حضرت زهرا (ترجمه غضنفر فغانى).
ش١٥٥: حضرت زهرا در منابع اهل سنت (رضيه سادات سجادى).
ش٢٢٢: رائدة فخر النساء (حيدرعلى سعدى).
ش٢٧٩: الزهراء سيدة الكساء (كريم احمد صائغ).
ش٢٨٦: الزهراء فى محراب الالم الخالد (عبدالكريم توفيق الطائى).
ش٣٨٠: الصديقة فاطمة الزهراء (محمدرضا حسانى).
ش٣٨١: الصديقة فاطمة الزهرا بنت الرسالة المحمدية (عبدالمجيد سماوى).
ش٤١٣: فاطمة بضعة المصطفى (حيدر شديدى).
ش٤١٦: فاطمة الحوراء الانسية (جاسم هاشم عبادى).
ش٤٦٥: فاطمة الزهرا شهاب النبوة الثاقب (حسن عيسى الحكيم).
ش٤٧٤: فاطمة الزهراء نداء الملايين (سيد محمدتقى خلات).
ش٥٠٠: فخرالنساء فاطمه (خليل رشيد).
ش٥٥٧: كتابنامه كوثر (پژوهشكده باقرالعلوم).
١٢ـ با آنكه جناب مؤلف در مقدمه (ص١٩) نوشته است كه تاريخ وفات مؤلفين را ذكر مى نمايد, اما در مقام عمل نتوانسته است به وعده خويش عمل كند. ايشان تنها تاريخ وفات كسانى را كه در كتابنامه حضرت زهرا (نوشته آقاى ناصرالدين انصارى) ذكر شده اند, آورده است و زحمت پيداكردن تاريخ درگذشت ديگركسان را به خود نداده است; مانند:
ش٢٥: ابوصالح مؤذن
ش٣٥: قاضى سيد محمد محسن هندى
ش٣٧: سپيده كاشانى
ش٨٢: عبدالرحمن سيوطى
ش٩٨: ابن عساكر
ش١٠٤: امام محمد باقر عليه السلام
ش١٣٧: رضا قليخان هدايت, ش١٤٠: فضل الله كمپانى
ش١٥٩: محمدباقر ملبوبى
ش١٦٩: حاج شيخ عباس قمى
ش١٨٩: سيد على علامه فانى
ش١٩٧: شيخ حيدرعلى فيض آبادى
ش٢٠١: سيد جمال الدين محمد يزدى
ش٢١٥: محب الدين طبرى
ش٢٢٨: سيد كاظم رشتى
ش٢٣٣: شيخ احمد احسائى
ش٢٦٢: هاشم معروف حسنى
ش٣٤٠: سيد محمد آلوسى
ش٣٤٦: مولا محمدرضا بن صدرالمتألهين
ش٣٥١: ميرزا آقا تبريزى
ش٣٥٤: مولا هادى بنابى
ش٣٥٩: شيخ محمد طاهر آل شبير خاقانى
ش٣٧٨: سيد عبدالرزاق موسوى مقدّم
ش٤٨٩و ش٣٨٥: شيخ محمدرضا حكيمى حايرى
ش٣٨٨: شيخ ابوعلى ابن جنيد اسكافى
ش٤٣٠: عباس محمود عقاد
ش٤٧٣ وش٤٤٨: سيد محمد كاظم قزوينى
ش٥١١: شيخ محمد مهدوى لاهيجى و دهها نفر ديگر.
١٣ـ با اينكه بايد كتابشناسى داراى اطلاعات دقيق كتابشناختى باشد, اما مؤلف محترم بسيارى از كتابها را بدون مؤلف و ناشناخته گذاشته است, در حالى كه شناخت مؤلفين آنها به آسانى ميسّر است; مانند:
ش١١٨: جنايات تاريخ (مؤلف آن آقاى دكتر سيد جعفر شهيدى است).
ش١٥٨: حق الزهراء (مؤلف: جواد يوسف بن محمد حماد).
ش٤٨١: فاطمة سيدة النساء (محمد محمود زيتون).
ش٣٧١: شهر فاطمه در كشور پرتغال؟!
ش٤٩٨: فاطميه (ژوليده نيشابورى).
١٤ـ نكته ديگرى كه در اين كتاب به نظر مى رسد, عدم ذكر منابع مورد استفاده خويش است, مؤلف محترم روشن نساخته برخى از كتابهاى مخطوط را از چه منبعى نقل مى كند; مثلاً:
ش٨٥: تحفة المؤمنات
ش٩٩: ترجمه فاطمة الزهرا قدوة واسوة
ش١٠٥: تزويج فاطمه به اميرالمؤمنين(ع)
ش١٣٠: حديث الخضر مع ابى بكر فى فدك.
ش١٣٦: حديث الكساء فى مصادره
ش٢٣٣: رسالة فى رؤيا فاطمة المشهورة
ش٢٤٣: ره آورد مبارزات سياسى حضرت زهرا
ش٣٩١: عرفان حضرت زهرا
ش٣٧٥: الصحيفة الفاطميه
ش٥٣٣: الفوائد الغراء وتجديد الحنين
ش٥٩٣: لمحات عن حياة البتول العذراء فاطمة الزهراء
ش٦٠٣: المجالس
١٥ـ نيز مؤلف گرامى بسيارى از كتابها را بدون توضيح كافى گذاشته و در نتيجه هيچ سودى نصيب خواننده نمى كند. از جمله:
ش٢٢٢: رائدة فخر النساء
ش٣٥٨: شرح خطبة الزهراء
ش٣٧١: شهر فاطمه در كشور پرتغال
ش٣٨٩: عبره عرشيان (بدون مؤلف و محل و سال چاپ و تعداد صفحات)
ش٤٣٠: فاطمه زهرا (ترجمه سيد محمد جواد شرافت). اين ترجمه را مؤسسه محراب انديشه چاپ نكرده و اين مؤسسه خود ترجمه ديگرى را در دست انتشار داشت)
ش٥٨٧: گل ياس
ش٦٧٩: نظم رواية ورقة فى مصائب الزهراء
١٦ـ چند نكته را نيز در باره فهارس كتاب بايد گفت; از جمله:
الف ـ مؤلف محترم در ترتيب نام كتابها الف و لام را جزو حروف اصلى اسم كتابها لحاظ كرده و همه آنها را در حرف الف آورده است (ص٢٨٥و٢٨٦).
ب ـ برخى از كتابهاى خطى را جزو كتابهاى چاپى ذكر كرده است (ص٢٨٥: احوالات خدام حضرت فاطمه و الاربعون حديثاً فى مناقب فاطمة الزهراء).
ج ـ مؤلف در فهرست منابع خود را مقيد به رعايت قواعد فنّى نديده و هيچ گونه اطلاعاتى از قبيل: نام كامل كتاب, نام مؤلف, نام انتشارات, سال و محل چاپ نديده است و لذا از آن هيچ گونه استفاده اى نمى توان برد. همچنين مؤلف نام دوم كتابها و نام عربى آنها را در رديف فهرست منابع ذكر كرده است; مثلاً: احقاق الحق, اشعة من حياة الصديقة الزهراء, الامر الالهى, اوج ملكوت, تاريخ زندگانى حضرت فاطمه و زينب كبرى, عظماء الاسلام, رياض الاحزان (كه با بيت الاحزان ـ ص١٢٠ ـ اشتباه شده است). همچنين معلوم نيست كتابهاى الكتب المؤلفة فى الزهراء و معجم ماكتب عن اهل البيت (ص٣٢٤) چه كتابهايى هستند؟ نام صحيح آنها مصادر الدراسة عن الزهراء و معجم ماكتب عن النبى واهل بيته الاطهار است.
١٧ـ نكته ديگر عدم ياد از كتابهايى است كه پيش از انتشار كتاب مذكور به بازار كتاب عرضه شده بود; مانند: قبس من نور الزهراء (آيت الله خامنه اى) شرح خطبه حضرت زهرا (آيت الله منتظرى), سيماى حضرت زهرا, فاطمه بتول است, اسرار و آثار تسبيح حضرت زهرا, فاطمه الگوى زن مسلمان امروز و….
در پايان ضمن آرزوى توفيق براى مؤلف محترم, اميد است در چاپهاى بعدى تمام اين كاستيها جبران شود و كارهايى از اين دست با تامل بيشتر و از سر دقّت و حوصله افزون, به چاپ رسد.پاورقي:
١. اين قسمت از مقاله, از محقق توانمند جناب حجةالاسلام آقاى رسول جعفريان, كه در نقد بر كتاب مذكور نوشته اند, اخذ شده است.
٢. معجم رجال الحديث ١٤/١٣٨.