آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٣ - كتابشناسى توصيفى سيّد حميرى و شعرش - صحتى سردرودى محمد

كتابشناسى توصيفى سيّد حميرى و شعرش
صحتى سردرودى محمد

ابوهاشم سيّد اسماعيل حميرى (م١٠٥ق. عمّان ـ ١٧٣ق. رميله بغداد) از شاعرانِ انگشت شمارى است كه مورد تأييد و لطف و التفات امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ بود و عنوان (سيّد) را نيز در پيشوند نامش از لطف حضرت امام صادق ـ عليه السلام ـ دارد. آن حضرت روزى به وى فرمود:
(سمّتك اُمّك سيّداً، وفّقت فى ذلك، انت سيّد الشعراء)١
وگرنه سيّد حميرى نه تنها از هيچ يك از شاخه هاى شجره طيّبه و سلسله سادات نيست، كه از پدر و مادرى ناصبى و خارجى مذهب به دنيا آمده و نمونه بارزى است از مصاديق آيه كريمه انّ اللّه… يخرج الحيّ من الميّت…٢
سيّد حميرى تنديس تولّى و تبرّى بود و درست به همين جهت شريعه شعرش هميشه جوشان و زلال بوده، مى رود كه چون فراتِ فضيلتى تا فراسوى فرداها نيز جارى باشد. با اينكه بيش از سيزده قرن از تاريخ حياتش مى گذرد، هنوز هم تبسّم سبزِ شعرش همچنان گيرا و جذّاب، منظر اهل نظر است؛ تا آنجا كه كمتر كتابى در علم عقايد و كلام مى توان يافت كه در باب امامت و ولايت، نامى از سيّد و يا شعرى از اشعار مستندش نياورد، چراكه مشكل مى شود حديث يا روايتى در اين باب پيدا كرد كه سيّد معنا و مفهوم آن را به تسبيح شعر نكشيده باشد. همين است كه سيّد را به (ناظم الاخبار والاحاديث) مشهور كرده و به او عنوان (شاعر العقيده) بخشيده است.
از سيّد سخن گفتن و حديث حيات او را به روايت نشستن بسى بيشتر از اين مقال، مجال مى طلبد. ما تنها قصد آن داريم كه فهرستى از آثارى كه درباره سيّد و شعرش، پرداخته شده، فراروى خواننده بگذاريم، باشد كه پژوهشگرانِ ادب شيعى را رهيار باشد و كارساز گردد.
در مقدمه تذكر چند نكته خالى از لطف نمى نمايد:
الف. تنها از كتابهايى نام برده مى شود كه محور اصلى آنها سيّد و شعر اوست وگرنه كتابها و مجموعه هايى كه به طور ضمنى از سيّد و شعرش سحن گفته و بخشى را ويژه او ساخته اند ،بيشتر از اين است كه در مجال تنگ اين مقاله گنجانده شود؛ همان گونه كه از مقالاتِ نوشته شده در برخى مجلاّت و نشريّات نيز چشم پوشى شده است.
ب. تا آنجا كه امكان داشت تاريخ تدوين و تأليف كتابها در اين فهرست لحاظ شده و به ترتيب تاريخى پيش رفته ايم.
ج. اين نوشتار در دو بخش جداگانه و به ترتيب زير است:
بخش اوّل؛ شامل اخبار سيّد است كه حديث حيات و عقيده او را دربر مى گيرد و شمار كتابهايى كه در اين بخش نام برده مى شوند به سيزده كتاب مى رسد و بيشتر با نامِ (اخبار السيّد الحميرى) نوشته شده اند.
بخش دوم ويژه شعر سيّد بوده كه بيش از چهل كتاب را شامل مى شود و خود به چهار بخش تقسيم مى شود: ١ـ ديوان سيّد. ٢ـ شرحهاى قصيده يائيّه كه شاهكار سيّد شمرده مى شود؛ ٣ـ شرحهاى قصيده عينيّه كه بيشترين كتاب را به خود تخصيص داده است؛ ٤ـ ترجمه و تخميس اين دو قصيده. بخش اوّل ـ زندگينامه ها و اخبار سيّد
١ـ اخبار السيّد الحميرى، ابواحمد عبدالعزيز جَلوَدى بصرى (م٣٠٢ق).٣
٢ـ اخبار السيّد الحميرى، اسحاق بن محمّد نَخَعى (م ح٣٣٢ق). وى از فرزندان برادرِ مالك اشتر بوده و گاهى نيز (ابويعقوب احمر) خوانده مى شود.٤
٣ـ اخبار السيّد الحميرى، ابوبكر محمّد بن يحيى كاتب صولى شطرنجى (م٣٣٥ق).٥
٤ـ اخبار السيّد الحميرى، ابوبشر احمد بن ابراهيم عَمّى بصرى (م٣٥٠ق)، مورّخ و متكلّم و فقيه و از شاگردان ابواحمد جلودى است كه نجاشى به دو واسطه از او روايت مى كند. رجال نويسان او را توثيق كرده و سيزده كتاب از كتابهايش را نام برده اند كه از آن ميان دو كتاب درباره سيّد و شعر اوست.٦
٥ ـ اخبار السيّد الحميرى، ابوعبدالله محمّد بن عمران مرزبانى خراسانى (م٣٨٤ق) همو كه محدّث قمى در حق وى مى نويسد: (گفتارش راست و شناختش به روايتها گسترده بود….)٧
از اين بزرگوار بيش از پنجاه كتاب نام برده شده است كه برخى چون معجم الشعراء واخبار الشعراء الشيعه واخبار السيّد الحميرى معروف و مشهورند.
اين كتاب با تحقيق محمّد هادى امينى، به سال ١٣٨٥ق. در نجف چاپ شده بود كه در سال ١٣٨٨ق همراه با (اخبار الشعراء الشيعه) تجديد چاپ شد و بارها پس از آن نيز تجديد چاپ شده است.
٦ ـ اخبار السيّد الحميرى، احمد بن محمّد جوهرى، معروف به ابوعبداللّه جوهرى (م٤٠١ق).
مرحوم ابن شهرآشوب علاوه بر اين كتاب، نزديك به پانزده كتاب ديگر نيز از جوهرى نام برده است.٨
٧ـ اخبار السيّد الحميرى، شيخ ابوعبدالله احمد بن عبدالواحد، معروف به (ابن حاشر) و (ابن عبدون) (م٤٢٣ق)، ايشان از مشايخ نجاشى و شيخ طوسى و نويسنده كتابهايى چون: (تاريخ)، (تفسير خطبه فاطمة الزهراء)، (عمل الجمعه) و(كتاب الحديثين المختلفين) است.٩
٨ ـ اخبار السيّد الحميرى، صالح بن محمّد صرامى، استاد ابوالحسن جندى از اساتيد مرحوم نجاشى است كه از او كتاب ديگرى با نام (تاريخ الائمة ـ عليهم السلام ـ) نام برده شده است.١٠
٩ـ اخبار السيّد الحميرى، اسحاق بن عبدالله.١١ از ايشان اثرى در كتابها نيافتيم جز اينكه همين كتاب به او نسبت داده شده است و احتمال اينكه با اسحاق بن محمّد نخعى اشتباه شده باشد، بعيد نيست.
١٠ـ اخبار السيّد وشعره، شيخ كاظم بن شيخ باقر مظفّر.١٢
١١ـ اخبار السيّد وشعره، شيخ على خاقانى، صاحب مجلّه البيان.١٣
١٢ـ شاعر العقيدة، سيّد محمّدتقى حكيم، اين اثر توسط دارالحديث در نجف چاپ شده است.
١٣ـ اخبار و شرح حال سيّد حميرى، نوشته مستشرق فرانسوى بربيه در مينار، كه در پاريس چاپ شده است.١٤
١٤ـ سيّد حميرى سالار شاعران، محمّد صحتى سردرودى، تهران، سازمان تبليغات اسلامى، چاپ اوّل، ١٣٧٣ش. بخش دوّم ـ شعر سيّد
الف ـ ديوان سيّد
نويسندگان، پانزده نفر از معاصران سيّد حميرى را با عنوان (حافظان شعر سيّد) نام برده و از بسياريِ شعرش با اعجاب و شگفتى ياد كرده اند كه شگفت آورتر از همه گزارش زير است:
(روزى در بغداد حمّالى را ديدند كه بار سنگينى را به زحمت حمل مى كند؛
پرسيّدند: اين بار سنگين چيست كه مى برى؟ جواب داد: ميميّاتِ سيّد حميرى است. (تنها آن شعرها كه با حرف ميم تمام مى شوند)!)١٥
با اين حال امروزه تنها از وجود چند نسخه خطى از ديوان سيّد در كتابخانه ها خبر مى دهند:
١٥ـ نسخه اى در يكى از كتابخانه هاى يمن.
١٦ـ نسخه اى ديگر در كتابخانه تاريخى دمشق، موسوم به المكتبة الظاهريّه و….١٦
١٧ـ ديوان السيّد الحميرى.
گويا تنها يك بار مجموعه اى از برخى شعرهاى سيّد با نام (ديوان السيّد الحميرى) گردآوردى و چاپ شده است.

اين مجموعه كه در واقع پياله اى از شريعه شعر سيّد را دربر دارد، توسط شاگرد هادى شكر جمع آورى و تحقيق و با مقدمه اى در شرح حال سيّد حميرى به قلم سيّد محمّد تقى حكيم در دارالمكتبة الحياة بيروت و بدون تاريخ چاپ شده است.
ناگفته نماند كه بعضى از قصايد معروف سيّد، خيلى پيش از اين در ضمن برخى كتابها بارها و بارها چاپ شده بود كه ما تنها پنج چاپ از چاپهاى قصيده عينيّه را نام مى بريم:
١٨/١ـ به ضميمه كتاب (اللهوف على قتلى الطفوف)، سال ١٢٧١ق در تهران، چاپ سنگى.
١٩/٢ـ در حاشيه كتاب ليلى و مجنون، سال ١٢٩٧ق در بمبى به صورت سنگى.
٢٠/٣ـ در ضمن مجموعه اى به سال ١٣٠٤ق.
٢١/٤ـ در حاشيه كتاب السامى فى الاسامى، در تهران به صورت سنگى.
٢٢/٥ـ در آخر جلد عاشر بحارالانوار چاپ قديم و سنگى كه همراه است با ترجمه منظومى از قصيده.١٧ ب ـ شرحهاى قصيده بائيّه
اين قصيده كه به قصيده ذهبيّه (چكامه طلايى) شهرت يافته است، به وسيله برخى از انديشمندان بزرگ شيعى شرح و تفسير شده است كه به بعضى از آنها اشاره مى شود:
٢٣/١ـ شرح قصيدة الذهبيّه، از سيّد شريف مرتضى علم الهدى (م٤٣٦ق).
اين كتاب كه توسط ميرزا محمودخان تبريزى، در سال ١٣١٣ق در مصر چاپ شده بود بتازگى نيز در ضمن جلد چهارم از مجموعه رسائل شريف المرتضى از طرف دارالقرآن الكريم قم تجديد چاپ شده است. بزرگ اديب شيعى علاّمه سيّد مرتضى علم الهدى در اين كتاب صدوهفده بيت از قصيده ذهبيّه را شرح كرده و در خاتمه نيز مختصرى از اخبار سيّد را آورده است.١٨
٢٤/٢ـ شرح قصيدة الحميرى البائيّه، از علاّمه نسّابه حافظ اشرف بن اغرّ علوى مشهور به تاج العلى حسينى (م٤٨٢ق رميله ـ ٦١٠ق حلب).١٩
٢٥/٣ـ شرح قصيده بائيّه، از محمّد بن حسين، شيخ بهائى كه در سال ١٣١٣ق چاپ شده است.٢٠
٢٦/٤ـ شرح قصيدة الذهبيّه، از سيّد محسن امين عاملى نويسنده اعيان الشيعه.٢١ ج ـ شرحهاى قصيده عينيّه
بيشترين كتابها را در اين باب شرحهاى قصيده عينيّه تشكيل مى دهد، چراكه بنا بر بعضى روايتها ائمّه معصومين(ع) از اين قصيده به بزرگى نام برده و تجليل كرده اند.٢٢
٢٧ـ شرح قصيده عينيّه، از شيخ حسين بن شيخ جمال الدين خوانسارى (م١٠٩٩ق).
٢٨ـ التحفة الاحمديّه در شرح قصيده عينيّه، از ملامحمّد قاسم هزارجريبى (م ح ١١١٢ق).٢٣
٢٩ـ اللئالى العبقريّه، از فاضل هندى (م١٠٦٢ـ١١٣٥ق).٢٤
٣٠ـ شرح قصيده عينيّه، از سيّد محمّد عبّاس موسوى (م١٣٠٦ق).٢٥
٣١ـ شرح قصيده عينيّه حميرى، از مصطفى بن حاج محمّد يزدى از علماى قرن سيزدهم هجرى.
از اين شرح كه به زبان فارسى و در سال ١٢٥٥ق نوشته شده نسخه اى به شماره ١١١٦ در كتابخانه مجلس شوراى ملّى موجود است.٢٦
٣٢ـ شرح قصيده عينيّه، از ملاّ حسن بن محمّد اردكانى (م١٣١٥ق) استادِ آيت اللّه سيّد محمّد كاظم يزدى در ادبيّات.
٣٣ـ شرح قصيده عينيّه، از سيّد على اكبر رضوى برقعى (م١٣١٧ق) به زبان فارسى.
٣٤ـ شرح قصيده عينيّه، از شيخ بخش على يزدى حائرى (م١٣٢٠ق).
٣٥ـ شرح قصيده عينيّه، از شيخ على خوئى (م١٣٥٠ق).
٣٦ـ شرح قصيده عينيّه، از سيّد انور حسين (م ح١٣٥٠ق) كه به زبان اردو چاپ شده است.
٣٧ـ شرح قصيده عينيّه، از محمّدرضا قراجه داغى، چاپ تبريز، ١٣٠١ق.
٣٨ـ شرح قصيده عينيّه، از ملاّ محمّدحسين قزوينى معروف به درباغى.
٣٩ـ شرح قصيده عينيّه، از ملاّ محمّدصالح برغانى (م١٢٧١ق).
٤٠ـ شرح قصيده عينيّه، از ميرزا على خان گلپايگانى از شاگردان علاّمه مجلسى.
٤١ـ شرح قصيده عينيّه، از ميرزا فضل على ايروانى تبريزى (م ح١٣٣٠ق).٢٧
٤٢ـ شرح قصيده عينيّه، از آقا كمال فسوى.
٤٣ـ شرح قصيده عينيّه، از ملاّ محمّد قمى.
٤٤ـ شرح قصيده عينيّه، از سيّد مرتضى حسينى.
٤٥ـ تحفة الاحبّاء، در شرح قصيده عينيّه سيّد الشعراء، از حاج ملاّ على واعظ خيابانى تبريزى نويسنده (علماء معاصر).٢٨
٤٦ـ شرح قصيده عينيّه، از آيت اللّه حاج ميرزا محمّد قمى معروف به (ارباب) از شاگردان محدّث نورى طبرسى.٢٩
٤٧ـ موجّه الكوثرى در شرح قصيده حميرى، از سيّد محمّد نقوى نصيرآبادى، چاپ لكهنوى هند، ١٢٦٧ق.
٤٨ـ رياض الجنان، شرح و ترجمه قصيده عينيّه به زبان فارسى و به صورت منظوم، از شيخ محمّد حسن نجفى متخلّص به غائبى از شاگردان شيخ عباس قمى. در اين كتاب علاوه بر قصيده عينيّه، برخى ديگر از اشعار سيّد نيز ترجمه شده است. از انتشارات كتابفروشى اسلاميّه، تهران، بى تا.
٤٩ـ شرح قصيده الحميرى العينيّه، از شيخ محمّد باقر بيدگلى كاشانى، كه به زبان عربى و مختصر است.
٥٠ـ شرح قصيده عينيّه حميرى، از محمّد قاسم استرآبادى، كه مختصر و فارسى است.
٥١ـ شرح قصيده عينيّه حميرى، از ابن حسام حسامى مشهور به زيب العلماء، كه شرحى است مفصّل و در تاريخ ١٣١٣ش نوشته شده است. نويسنده پس از هر بيت نخست گفته هاى استادش سيّد جعفر كشفيِ دارابى را به فارسى ترجمه كرده سپس به شرح و تفصيل قصيده پرداخته است.٣٠
٥٢ـ شرح قصيدة الحميرى العينيّه، از اين شرح كه شارحش ناشناخته مانده و به زبان عربى است، نسخه اى در فيض آباد و در كتابخانه راجه آن شهر، نگهدارى مى شود.٣١ د ـ ترجمه و تخميس ها
٥٣ـ ترجمه قصيده عينيّه، از حاج ميرزا على قلى ناصح آذرشهرى، چاپ دوم، تبريز ١٣٨١ق.
٥٤ـ تخميس قصيده بائيّه، از شيخ حسن بن مجلى خطّى، از علماى سده سيزدهم، كه با تحقيق عمران القطيفى سال ١٩٦٨م در نجف چاپ شده است.٣٢
٥٥ـ تخميس قصيده عينيّه، از شيخ حسن بن مجلى خطّى فوق الذكر.
٥٦ـ تخميس قصيده عينيّه، از شيخ حُرّ عاملى صاحب وسائل الشيعه.
٥٧ـ تخميس قصيده عينيّه، از شيخ عبدالغنى نوه شيخ حُرّ عاملى.
٥٨ـ تخميس قصيده عينيّه، از سيّد على نقى نقوى هندى.٣٣
٥٩ـ تخميس قصيده عينيّه، از شيخ حسين فرزند على بن محمّد كه نسبت به شيخ محمّد بهاءالدين عاملى يعنى شيخ بهائى مى برد.٣٤
٦٠ـ تخميس قصيده عينيّه، از شيخ عبداللّه وائل معروف به صائع. از اين شاعر شيعى علاوه بر تخميس، تشطير همين قصيده نيز در دست است.٣٥
٦١ـ تخميس قصيده عينيّه، از شيخ محمّد الصحاف احسائى (م١٣١٣ق).٣٦
٦٢ـ شعر السيّد الحميرى، از ابوبشر احمد بن ابراهيم بصرى (م٣٥٠ق). اين كتاب غير از (اخبار السيّد الحميرى) (از همين مؤلف) است.٣٧

 

پاورقي :
١. الغدير، ج٢، ص٢٣٢، به نقل از رجال كشى(ره).
٢. قرآن كريم، سوره انعام، آيه٩٥.
٣. علاّمه حلّى در حق او مى نويسد: …ثقه و امامى مذهب و محدّث بزرگ بصره بود. بنگريد: رجال العلامة الحلّى، ص١١٦، از منشورات الرضى، قم.
٤. كشف الاستار عن وجه الكتب والاسفار، صفائى خوانسارى، ج١، ص١١٣، چاپ مؤسسه آل البيت؛ قاموس الرّجال، محقق شوشترى، ج١، ص٧٧٥ ـ ٧٨١.
٥. كشف الاستار، ج٢، ص١٨٩ـ١٩٢.
٦. پيشين، ج١، ص٥٠؛ معالم العلماء، ابن شهر آشوب، ص١٨، چاپ نجف، ١٣٨٠ق؛ دائرةالمعارف تشيّع، ج١، ص٣٨١.
٧.تحفةالاحباب، ص٢٥٧، چاپ اوّل، تهران، ١٣٧٠ش.
٨. معالم العلماء، ص٢٠؛ كشف الاستار، ج١، ص٧٢ـ٧٤.
٩. دائرةالمعارف تشيّع، ج١، ص٣٤٧، زير مدخل (ابن عبدون).
١٠. كشف الاستار، ج٢، ص٢٢٢؛ قاموس الرجال، ج٥، ص٤٧٠.
١١. معجم رجال الفكر والادب، ص٤١٩.
١٢. همان مدرك.
١٣. الذريعه الى تصانيف الشيعه، شيخ آقابزرگ تهرانى، ج٩، جزء اوّل، ص٢٦٨.
١٤. تاريخ التراث العربى، ج٢، جزء٣، ص٢٣٢، فؤاد سزگين. درخصوص اين سيزده كتاب علاوه بر مدارك فوق مى توانيد مراجعه كنيد به: الذريعه، ج١، ص٣٣٣ـ٣٣٥ والغدير، ج٢، ص٢٣٧ و معجم المؤلفين، ج٢، ص٢٤٧.
١٥.اعيان الشيعه، ج٣، ص٤٠٦، به نقل از طبقات الشعراى ابن معتز.
١٦. الذريعه، ج٩، جزء اول، ص٢٦٨.
١٧. معجم ماكتب عن الرسول واهل البيت.
١٨. رسائل الشريف المرتضى، المجموعة الرابعه، ص٥١ ـ ١٣٩.
١٩. اعيان الشيعه، ج٣، ص٤٦٠.
٢٠. ديوان السيّد الحميرى، ص٨٣.
٢١. همان مأخذ.
٢٢. الغدير، ج٢، ص٢٢٣.
٢٣. همان، ج٢، ص٢٢٤.
٢٤. الذريعه، ج١٤، ص٩ به بعد.
٢٥. الغدير، ج٢، ص٢٢٤.
٢٦. فهرست كتابخانه مجلس شوراى ملّى، ج٣، ص٤٩٧.
٢٧. بهجة الآمال، ج٢، ص٣١١، مرحوم ملاعلى عليارى از اين شرح و نويسنده آن به بزرگى نام مى برد.
٢٨. الذريعه، ج١٤، ص٩ـ١١.
٢٩. مجلّه نور علم، دوره دوم، شماره چهارم، مقاله نجوم امّت، آيت اللّه ارباب قمى.
٣٠. نسخه هايى از اين سه شرح اخير در كتابخانه آيت اللّه مرعشى به صورت خطّى نگهدارى مى شود.
٣١. الذريعه، ج١٤، ص١٠.
٣٢. تاريخ التراث العربى، ج٢، جزء سوم، ص٢٣٤.
٣٣. الغدير، ج٢، ص٢٢٤ـ٢٢٥؛ بهجة الآمال، ج٢، ص٣١١.
٣٤. مجلّه تراثنا، شماره١٤، ص١٥١.
٣٥. همان، ص١٥٢.
٣٦. همان، ص١٥٠ـ١٦٢.
٣٧. معالم العلماء، ص١٨.